جبران ناکامی ها با حزم و اراده قوی

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

امام هادی علیه السلام از پیشوایان بزرگ اسلام از نظر اسلام و قرآن سرمشق انسان هایی است که می خواهند خوشبختی دو سرا را به دست آورند و در دنیا و آخرت از حسنات و نعمت های الهی برخوردار باشند. کسانی که می دانند خوشبختی آخرت سازه و برآیند خوشبختی واقعی است که انسان در دنیا به دست می آورد؛ چرا که هر آن چه در این جا برای خود ساخته است در آخرت همان است و کشت دنیا در آخرت درو می شود. پس برای این دسته از افراد مسایل زندگی دنیوی بسیار مهم و اساسی است؛ چرا که بدبختی یا خوشبختی ابدی خود را بدان رقم می زند.

یکی از مشکلات اساسی در زندگی دنیوی، شکست های پیاپی انسان است که در آزمون ها و فتنه ها و امتحان ها و ابتلائات با آن رو به رو می شود. انسان بر اساس بینش و نگرش و شخصیتی که دارند، پاسخ های متفاوتی به این مساله می دهند. نویسنده در این مطلب بر آن است تا نگره امام و پیشوای معصوم (ع) امام علی بن محمد النقی الهادی(ع) را در این جا بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ناکامی ها و شکست های عبرت انگیز و درس آموز

انسان در زندگی خود همواره در برابر مشکلاتی قرار می گیرد که می بایست به درستی با آن ها مواجه شده و پاسخ های مناسبی برای هر یک داشته باشد. هر دم انسان بر سر دو راهی یا چند راهی قرار می گیرد که تصمیم درست می تواند ادامه حرکت در مسیر اصلی زندگی اش را تسهیل بخشیده و آسان نامید و هر تصمیم نادرست و اقدام نابه جایی نیز می تواند او را از مسیر دور ساخته یا مشکلاتی را در پیش رو او بگشاید.

اصولا نظام هستی از جمله نظام دنیا دارای سنت و قوانین تکوینی است که نمی توان آن را نادیده گرفت؛‌چرا که انسان بخشی از قانون یا در درون آن زندگی می کند و قوانین و سنت های الهی بر او حاکمیت دارد. این جاست که نوعی جبر ظهور می کند که انسان چاره ای ندارد تا در چارچوب آن محدودیت ها خود را مدیریت و زندگی اش را سامان دهد. از سنت های مهم و اساسی حاکم بر نظام هستی، مساله تضاد در نظام هستی به گونه ای که ملا صدرای شیرازی به عنوان صدر المتالهین فلاسفه اسلامی می گوید: لولا التضاد لفسد العالم؛‌اگر تضاد نبود، جهان به تباهی و فساد می رفت.

افزون بر سنت و قانون تکوینی تضاد،‌ قانون و سنت الهی فتنه و ابتلاء برای انسان نیز اثبات شده است. خداوند در آیاتی از جمله آیات ۲ و ۳ سوره عنکبوت بر این سنت تکوینی الهی تاکید کرده و می فرماید همه انسان ها در معرض ابتلاء‌ و آزمون ها و فتنه ها هستند. این آزمون های در اشکال و اقسام متعدد و متنوع و گوناگونی انجام می گیرد. گاه آزمون در شکل نعمت و گاه دیگر به شکل نقمت بروز می کند. این گونه نیست که آزمون نقمت سخت باشد،‌ بلکه آزمون نعمت سخت تر و رهایی از آن دشوارتر است. صاحبان ثروت و قدرت و نعمت های بسیار، در آزمون های الهی بیش تر شکست می خورند تا کسانی که به نقمت و نقصانی آزمون می شوند. اولی النعمه ها که گرفتار رفاه هستند، گرفتار تکذیب می شوند و مسیر عقلانیت و وحیانیت را ترک می کنند و عمر خویش را به بیهودگی و لهو و لغو و لعب می گذرانند و بیش ترین جرم ها و بزرگ ترین ها را مرتکب می شوند.(مزمل، آیه ۱۱؛ اسراء، آیه ۱۶ و آیات دیگر)

همین آزمون های الهی است که شخصیت هر انسانی را می سازد و شاکله وجودی او را درست می کند و ماهیتی جدید به او می دهد.(اسراء، آیه ۸۴) اصولا فلسفه سنت آزمون این است که انسان ها استعدادها و توانایی های سرشته در ذات خویش را آشکار سازند؛‌ چرا که انسان در هنگام بروز مشکلات و سختی هاست که در اندیشه می شود تا راهکارهایی را برای برونرفت از مشکلات بیابد. از این روست که گفته اند: احتیاج مادر اختراعات و ابتکارات است. وقتی انسان در برابر بحران و مشکلی قرار گرفت و نیازمند آن شد تا خود را از آن برهاند،‌ عقل خویش را به کار می گیرد و از امکانات موجود برای خود چیزی می سازد تا بتواند آن مشکل را از میان بردارد یا تاثیرات آن کاهش دهد و آسان تر امور زندگی خویش را بگذراند.

هم چنین این آزمون های سخت که استعدادها را آشکار و موجب ظهور و بروز آن می شود، ظرفیت وجودی و شخصیتی را افزایش می دهد و او را برای مسئولیت های برتر آماده می کند. از این روست که خداوند از مسلمانان می خواهد تا کودکان به ویژه کودکان یتیم و بی سرپرست را به کار گیرند تا آنان در یک فرآیندی با زندگی به ویژه در حوزه عمل اقتصادی و تدبیر منزل انس گیرند و بتوانند خود به شخصه مسئولیت های اقتصادی و مدیریت منزل را به عهده گیرند و به رشد و بلوغ اقتصادی و مدیریتی و تدبیر منزل برسند.(نساء، آیه ۶)

همین رویه و روش را خداوند نسبت به پیامبران به کار گرفته است. از این روست که پیامبران را به آزمون ها و ابتلائات بسیاری آزموده است تا ظرفیت وجودی ایشان افزایش یافته و شاکله وجودی آنان و شخصیت ایشان رشد مناسبی یافته تا مسئولیت های بزرگی را به عهده گیرند. از این روست که در آیات قرآنی از آزمون ها و ابتلائاتی که پیامبران از جمله حضرت یوسف(ع) یا حضرت موسی(ع) یا سلیمان(ع) و داوود(ع) با آن رو به رو شدند،‌داستان ها و قصه هایی را بیان کرده است تا معلوم دارد که اصل سنت ابتلاء‌و آزمون کارکردهای چندی دارد و یکی از فلسفه های آن افزایش ظرفیت برای مسئولیت های جدید و بزرگ تر است.(طه، آیه ۴۰؛‌ ص،‌آیات ۲۴ و ۳۴ و آیات دیگر)

خداوند در آیه ۱۲۴ سوره بقره بیان می کند که برای دادن مسئولیت بزرگ و مهم امامت به حضرت ابراهیم(ع) او را به مسایل بسیاری آزمودیم تا این مسئولیت را به عهده او بگذاریم. پس به عهده گرفتن مسئولیت نیازمند افزایش ظرفیت و سعه صدر در قلب و انشراح آن و تقویت شخصیت است که گاه از طریق آزمون های سخت انجام می گیرد.

از سوی دیگر امتحان و آزمون ها، وضعیت کنونی شخص را تبیین می کند و شخصیت و شاکله کنونی او را نشان می دهد. کسی که در امتحان و آزمونی شرکت می کند و یا شرکت داده می شود،‌ نشان می دهد که چند مرده حلاج است و چه توانایی فکری و عملی دارد؛ چرا که هر کسی چنان عمل می کند که شخصیت او در آن مرتبه قرار دارد.(اسراء،‌آیه ۸۴) پس آزمون های می توان تست شخصیت نیز باشد و نشان دهد که شخص از نظر بینشی و نگرشی یا استعداد های فکری و هوش و یا واکنش های بدنی و عملی در چه مرحله ای قرار دارد. بر همین اساس است که قرآن آزمون ها را یکی از مهم ترین ابزارهای شناختی از شخصیت انسان به ویژه در زمانی دانسته است که مدعی چیزی یا امری هستند. کسی که مدعی مثلا اسلام است در آزمون های الهی نشان می دهد که تا چه اندازه تسلیم خداوند است و از اوامر و نواهی او اطاعت و پیروی می کند. از این روست که خداوند می فرماید هر کسی ادعای داشته باشد، ما همان ادعا را بی چون و چرا نمی پذیریم بلکه با آزمون ها می خواهیم نشان دهیم که شخص تا چه اندازه در ادعای خود صادق و راستگوست. این گونه است که فتنه ها و آزمون های برای اثبات صداقت در ادعا و یا میزان آن به کار می رود.(حجرات، آیه ۱۴ و آیات دیگر)

پس انسان همواره در آزمون و ابتلاء‌ و فتنه است و در بسیاری از این ها شکست می خورد. ولی نمی بایست این شکست ها موجب نومیدی شود بلکه می بایست از آن شکست ها درس گرفته و ناکامی را به کامروایی تبدیل کرد. داستان های پیامبران حاوی پیروزی ها و شکست های آنان است و خداوند این داستان ها و قصه ها را بیان کرده است تا ما از آن درس بگیریم؛ یعنی همان گونه که هر شکست خودمان تجربه ای است می بایست از شکست های دیگران نیز درس بگیریم و دوباره آزموده را نیازماییم.(یوسف، آیه ۱۱۱) خداوند در آیه ۱۳ سوره آل عمران از شکست مسلمانان در جنگ یاد می کند و به تحلیل و تبیین علت شکست می پردازد و آن را عاملی برای عبرت آموزی دیگران می داند و از صاحبان بصیرت می خواهد تا به این مسایل از دیده عبرت بین بنگرند. در آیات نخست سوره حشر نیز داستان و قصه جنگی را نقل کرده و آن را مایه عبرت آموزی می داند. به هر حال،‌ دنیا محل تضاد است و انسان ها نیز گرفتار سنت ابتلاء هستند و می بایست بدانند که شکست ها و ناکامی ها به معنای نومیدی نیست بلکه می بایست از آن عبرت آموخت و کار را بهتر و درست تر انجام داد تا قرین موفقیت و پیروزی شود.

حسرت و پشیمانی سودمند و زیانمند

حسرت به معناى دریغ، افسوس، تأسّف و غصّه خوردن از چیزى است که از دست رفته(معجم مقاییس اللّغه، ج‌۲، ص‌۶۲‌، «حسر») و پشیمانى از آن است.( مفردات الفاظ قرآن کریم، ص‌۲۳۵)

از نظر قرآن حسرت یک واکنش طبیعی در انسان در هنگام بروز شکست و ناکامی است. این حسرت می تواند عاملی برای توبه و استغفار و بازگشت انسان به سوی مسیر درست و راست باشد؛ چرا که هشدار و بیدارباشی است که انسان را از خواب غفلت بیدار کرده و تلنگری است که آدمی را تکان می دهد.

با نگاهی به آیات قرآنی می توان عوامل چندی را برای حسرت به ویژه در آخرت نشان دهد. از نظر قرآن هر گونه کوتاهی در انجام اوامر و نواهی خداوند و غفلت از قیامت و معاد (زمر، آیات ۵۶ و ۵۹؛ انعام، آیات ۲۹ تا ۳۱)، کفر و بی ایمانی(انعام، ایه ۲۷ ؛‌حجر، ایه ۲)، استکبار(زمر، آیات ۵۶ و ۵۹)، استهزای مومنان و مسلمانان(همان)،‌ ترک عمل صالح و کارهای نیک(اعراف، آیات ۵۰ و ۵۳) و مانند آن از مهم ترین عوامل حسرت و ندامت در قیامت است.

اگر انسان در همین دنیا از خواب غفلت بیدار شود و وقتی خداوند او را به سبب گناهان تنبیه و مجازات می کند از کرده خویش پشیمان شده و بیدار شود و راه خوب و راه راست را برگزیند، این تاسف و غصه خوردن خوب و سودمند است؛ چرا که شخص را از ارتکاب مجدد کارهای زشت و بد باز می دارد. اما نمی بایست این غصه خوردن و تاسف به شکلی ادامه یابد که او را از حرکت درست باز داشته و در مسیر باطل قرار داده و حرکت سقوط و هبوط او را تقویت کند.

اصولا دین اسلام دین توبه و بازگشت است. به این معنا که هر بزرگ و کوچکی از گناه که در دنیا انجام گرفته باشد می توان آن را جبران کرد و با توبه و استغفار به گونه ای شد که گویی تازه متولد شده است.

بازگشت و اصلاح به جای غصه خوردن

امام هادی (ع) بر اساس آموزه های قرآنی بهترین راه برای کسانی که در زندگی با شکست و ناکامی ها مواجه می شوند،‌ به جای غصه خوردن،‌ تصمیم درست برای بازسازی و اصلاح دانسته است و می فرماید:اُذکُر حَسَراتِ التَّفریطِ بِأَخذِ تَقدیمِ الحَزمِ؛ به جای حسرت و اندوه برای عدم موفقیتهای گذشته، با گرفتن تصمیم و اراده قوی جبران کن.(میزان الحکمه، ج۷، ص۴۵۴)

بسیاری از مردم به ویژه در شکست های بزرگ خود را می بازند و گویی تمام راه های به همین جا ختم می شد و راه برنروفتی ندارند. اینان که گرفتار بینش مادی و بسته هستند،‌ تنها اسباب عادی و معمولی دنیوی را می بینند و در ورای آن خداوند سبب ساز را نمی بینند. اینان با حسرت و اندوه خوردن راه را بر خود می بندند و انگیزه قلبی و حرکتی خود را از میان می برند. حسرت بسیار در ایشان آنان را دچار افسردگی و خودکشی می کند و گاه به جای آن که به اصلاح بپردازند چون نومید از پیروزی هستند در همان مسیر باطل خود غرق می شوند و بدتر از قبل عمل می کنند.

با نگاهی به وضعیت جامعه می توان دریافت که ریشه نومیدی و حسرت در دنیا به سبب بینش و نگرش نادرست ایشان است. اینان توبه و استغفار را باور نمی دارند و نمی دانند که چگونه توبه و استغفار هم دفع بلا و آثار آن می کند و هم بلای آمده را بر می دارد و رفع می کند و هم نعمت جدیدی را به سوی او جلب می کند.

به عنوان نمونه کسانی که دانشگاه را تنها راه نجات و موفقیت در زندگی دنیوی می دانند با شکست در کنکور یا امتحانات خود را می بازند و گویی باور نمی دارند که خدایی کارساز است که با حکمت و علم و قدرت همه امور را مدیریت و تدبیر می کند و تقدیر آنان رقم می زند. اما اگر باور داشته باشند که خدایی است که همه امور را تقدیر و تدبیر می کند، آن گاه به اصلاح رفتار و عبرت آموزی اقدام می کنند و از اشتباهات و خطاهای خودشان درس می گیرند. پس گویی شکست خویش را آینه موفقیت خود می سازد و در پیش رو می گیرد و می کوشد تا هر نقص و اشتباهی را در مدل انجام شده رفع کرده و ترک نماید و کار را با جدیت تمام پیش برد و عزم جزم دارد تا به هدف برسد. به قول امام هادی علیه السلام شخص به جای حسرت و اندوه برای عدم موفقیت های گذشته اش، با گرفتن تصمیم و اراده قوی می کوشد تا کار را جبران کند و موفقیت و پیروزی را در آغوش کشد.

اصولا دنیا برای عبرت آموزی است. این بدان معناست که شکست ها و ناکامی ها در دنیا امری طبیعی است ولی همین دنیا به گونه ای است که انسان می تواند درس بیاموزد و جبران کند. در آیات قرآنی بسیار به این نکته توجه داده شده است که می توان با حسنات حتی سیئات و بدی ها را اصلاح کرد و تغییر و تبدیل داد. خداوند می فرماید: إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّـیِّئَاتِ؛ خوبی ها بدی ها را از میان می برد.(هود، آیه ۱۱۴)

پس می توان شکست ها را به پیروزی ها تبدیل کرد و هرگز نمی بایست از ناکامی ها و شکست ها سرخورده شد و دست به کاری نزد. هر شکستی که موجب شود تا انسان به غصه خوردن بپردازد و از اقدامات بعدی و اصلاحی باز ایستد، این همان وسوسه شیطان است که می کوشد تا با بزرگ جلوه دادن شکست و ناکامی ها و یادآوری ناتوانی ها،‌انسان را از مسیر پیشرفت و تکامل و اصلاح باز دارد و او را به ورطه سقوطی بکشاند که خود بدان کشیده شده و معلون و رانده درگاه الهی شده است.

امام هادی(ع) در این عبارت کوتاه به یک نکته کلیدی در بیان شکست ها هم اشاره می کند و می فرماید که علت را می بایست در تفریط و کوتاهی خود انسان جست؛‌ این بدان معناست که انسان ها برای رسیدن به مقاصد خویش همه ابزارها و توان هایی را دارا هستند ولی چون خود کوتاهی کرده و از همه استعداد و توان و ابزارها و اسباب بهره نمی گیرند،‌ دچار شکست می شوند؛ چرا که اگر انسان استعداد و یا توان و اسباب آن را نداشته باشد،‌ اصولا جزم و عزم فایده ای نخواهد داشت؛ زیرا شرایط تغییری نکرده است تا انسان با تلاش مجدد و عزم و جزم بتواند به موفقیت برسد و مطلوب و مقصود را درک کند. پس از این عبارت این معنا به دست می آید که انسان ها همه آن چه را می خواهند می توانند به دست آورند و هیچ ناممکنی در برابر انسان وجود ندارد؛ چرا که انسان خلیفه الهی است و همه آن چه خداوند از صفات و اسمای حسنا دارد،‌این انسان نیز به عنوان خلیفه داراست(بقره، آیات ۳۰ و ۳۱) پس ناشدنی در برابر انسان همان ناشدنی در برابر خداوند است و اگر خداوند بر امری قدرت ندارد،‌ این جز امری غیر معقول نمی تواند باشد. پس هر امر معقولی در قدرت الهی است و خداوند محدود به چیزی نیست؛ خلیفه الهی نیز این گونه است و اگر بخواهد می تواند در مقام متاله و خدایی همان کار خدایی را انجام دهد و موفق شود.

پس عامل شکست ها و ناکامی ها در آدمی خود انسان و تفریط و کوتاهی است که دارد و گرنه استعداد و توان و ظرفیت انسان بیش از آن است که چیزی مانع از شکست و ناکامی او شود.

چنین نگرشی به مسایل زندگی و امور ومشکلات آن می تواند هر مشکلی را از پیش روی بشر و جامعه بردارد. اگر جامعه اسلامی بخواهد بر جهان تسلط یابد و دین اسلام را جهانی سازد و بهشتی از عدالت را در دنیا حاکم سازد، می تواند ولی به سبب تفریطی که دارد تاکنون از رسیدن به این پیروزی و موفقیت دور بوده است. پس اگر بخواهیم در همه چیز از خرد و بزرگ و دین و دنیا پیروز و موفق باشیم می بایست به استعدادهای بی نهایت خود رجوع کرده و عزم را جزم کرده تا به هر آن چه که می خواهیم برسیم؛ چرا که چنین قابلیتی را خداوند در ما به عنوان خلیفه خود قرار داده است.

دوراندیشی و حزم عامل موفقیت

بر اساس آن چه امام هادی(ع) در بیان موفقیت آینده انسان می فرماید، حزم داشتن به عنوان یک عنصر مهم است. حزم حالتی در انسان است که او را به انجام کاری که توانمند می سازد. حزم همواره همراه با دور اندیشی است.

در کلام امیرمومنان علی(ع) بسیار از حزم و دور اندیشی سخن گفته شده و ملاک ها و ریشه ها و اثار آن توضیح و تبیین شده است. آن حضرت در تعریف حقیقت حزم می فرماید: الحَزْمُ النَّظَرُ فِی العَواقِبِ وَ مُشاوَرَهُ ذَویِ الْعُقُولِ؛ دوراندیشی توجّه داشتن به فرجام کارها و مشورت کردن با خردمندان است. آن حضرت(ع) هم چنین می فرماید: الْحَزْمُ حِفْظُ ما کُلِّفْتَ وَ تَرْکُ ما کُفِیتَ. دوراندیشی عبارت است از انجام دادن کارهایی که بر تو تکلیف شده است و وانهادن چیزهایی که برایت تضمین کرده اند. از نظر آن حضرت(ع)، الحَزْمُ حِفْظُ التَّجْرِبَهِ؛ دوراندیشی نگهداری و بهره برداری از تجربه است.

امیرمومنان علی(ع) در بیان مولفه ها و عناصری که حزم را معنا و مفهوم می بخشد به اموری چون به کار انداختن اندیشه ،‌ معصیت و مخالفت کردن هواهای نفسانی، اطاعت از عقل و وحی، تحمل ناملایمات و فرو خوردن غصه ها تا زمان چاره اندیشی و مانند آن اشاره می کند. از نظر آن حضرت(ع) اساس عزم و تصمیم به کاری به حزم باز می گردد که همان دور اندیشی است. از این روست که می فرماید: اذا إقترنَ العَزْمَ بِالْحَزْمِ کَمُلَتْ السَعاده؛ هرگاه عزم و اراده کسی با دوراندیشی و عاقبت نگری توأم شد، نیکبختی و سعادت او کامل می شود.

به هر حال،‌ حزم و دور اندیشی و داشتن اراده قوی برای جبران است که می تواند ناکامی ها و بدبختی ها را به موفقیت و خوشبختی تبدیل کند و حسرت خوردن هیچ فایده ای ندارد مگر آن که موجب شود تا انسان از اشتباه و خطا و شکست درس گیرد و آن را چراغ راه موفقیت و پیروزی در آینده قرار دهد.