جامعه قرآنی، ضامن سعادت دنیا و آخرت

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

اسلام فلسفه و آیین زندگی است. مجموعه چیزی که به نام دین اسلام می شناسیم بر آن است تا از نظر شناختی و معرفتی انسان را با حقیقت زندگی و فلسفه و هدف آفرینش آشنا سازد و آیین زندگی درست و راست را به انسان بیاموزد. بر این اساس، مجموعه آموزه های قرآنی و اسلامی حاوی دو بخش گزاره های معرفتی و آموزه های دستوری در شکل احکام و قوانین و حقوق و اخلاق و آداب است.

سبک زندگی که اسلام ارایه می دهد با دیگر سبک های زندگی به سبب همین نگاه خاص به جهان و فلسفه زندگی متفاوت است. آموزه های قرآنی تنها به سعادت بشر در دنیا بسنده نکرده است، چنان که بسیاری از سبک های زندگی چون سبک های غربی و آمریکایی از سوسیالیستی و کمونیستی گرفته تا لیبرالی و اومانیستی بدان توجه یافته و بسنده کرده است. هم چنین اسلام حتی مانند برخی از دین ها و شرایع تنها به سعادت اخروی انسان بسنده نکرده است؛ چنان که سبک زندگی ارایه شده توسط مکاتب هندویی و بودایی و مانند آن، چنین خواسته و برنامه ای دارد؛‌ بلکه سبک زندگی اسلامی که آموزه های وحیانی قرآن بدان توجه می دهد، سعادت دنیا و آخرت بشر است؛ چرا که زندگی دنیوی را مزرعه آخرت می داند و وضیعت کشت و کار آدمی در این دنیا به هر شکلی باشد، در آخرت درو می شود. پس اسلام همان اندازه که به آخرت توجه دارد به سعادت مردم در زندگی دنیوی توجه یافته و نظام ولایی اسلام و حکومت اسلامی در راستای تحقق این هدف معرفی شده است.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا نگره قرآن را نسبت به مفهوم واقعی سعادت انسان به دست دهد و بیان کند که جامعه قرآنی که در سایه نظام سیاسی ولایی شکل می گیرد، ضامن سعادت دنیا و آخرت مردمان است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

سعادت دنیا و آخرت، مطلوب انسان

انسان موجودی است که درک درستی از معنا و مفهوم سعادت دارد و به سبب عقل و علم می کوشد تا این معنا را در زندگی خود تحقق بخشد و تجربه نماید. انسان بر خلاف بسیاری از موجودات هستی، درک شهودی و حضوری از خود و هستی دارد؛ چنان که قدرت و توانایی آن را دارد تا از این علم و دانش خود بهره برد و زندگی بهتر و مناسب تری را برای خود بسازد.

علم و قدرت به انسان این امکان را می دهد تا هم بشناسد و هم بخواهد و به دست آورد. انسان موجودی دارای اراده و اختیار و حق انتخاب است. از این روست که سبک زندگی انسان ها در جوامع مختلف از گذشته تا کنون بسیار متنوع بوده است. هر کس یا هر جامعه ای با توجه به میزان علم و سطح فهم و ادراک و هم چنین میزان قدرت و سطح به کارگیری از توان، سبک خاصی از زندگی را در پیش گرفته است؛ ولی همه آنها در جست و جوی امری قدسی به نام سعادت و خوشبختی هستند. هر چند که درک و فهم هر کس و جامعه ای نسبت به مفهوم و مصداق سعادت و مولفه ها و عناصر آن، متفاوت است؛ ولی انسان با توجه به ساختار وجودی خود، دو عنصر و مولفه اصلی را به عنوان سعادت شناسایی کرده و خواهان آن می باشند. بی گمان هر انسانی سعادت و خوشبختی را در آسایش و آرامش می داند.

البته دایره مصداقی آسایش و آرامشی بر هر شخص و جامعه ای با شخص و جامعه ای دیگر ، با توجه به تفاوت سطح فهم و ادراک و دانش، متفاوت است و بر اساس تفاوت سطوح، دایره آن گشاد یا تنگ می شود. برخی آسایش را تنها در تامین مواد غذایی و نیازهای نخستین خود می داند و آرامش را تنها در مسکنی می بیند که در آن از تعرض دیگران (انسان یا حیوان یا غیر آن ها) در امان باشد،.

اما برای برخی دیگر، آسایش زمانی تحقق می یابد که همه چیزی که نیازهای ابتدایی و میانی و غایی او را تامین کند فراهم آمده باشد و ترس از دست دادن آن وجود نداشته باشد و خوف و ترسی از آینده و فقدان آن ها وجود نداشته نباشد. برای چنین شخصی حتی دایره آرامش و امنیت نیز فراتر از آن چیزی می رود که دیگری آن را آرامش مطلق می دانسته است. به عنوان نمونه برخی آرامش را در آرامش و امنیت جسمی یا جانی می دانند؛ برخی آن را در همه حوزه های گسترش می دهند و حوزه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و نیز خصوصی و عمومی یا فردی و اجتماعی و بلکه ملی و فراملی را در دایره آرامش و امنیت قرار می دهند.

هر چه معرفت و شناخت و علم آدمی افزایش یابد و سطح فکری و فرهنگی و علمی وی بالاتر رود، به همان میزان انتظارات و توقعات وی ازافزایش می یابد و دایره مفهومی واژگان نیز گسترده تر و فراگیرتر می شود.

با نگاهی به آموزه های وحیانی اسلام که در طول تاریخ بشریت از آدم (ع) تا خاتم(ص) ادامه داشته است،‌ دایره مفهومی سعادت چنان گسترش یافته است که تنها به زندگی مادی و دنیوی انسان محدود نمی شود،‌ بلکه انسان سعادت را نه تنها در دنیا بلکه در آخرت نیز می خواهد و برای او مطلوب است.

این گسترش و افزایش دایره معنایی و مفهومی سعادت، به سبب افزایش سطح آگاهی، دانش وعلم بشر و تغییر در معنا و مفهوم زندگی پدید آمده است؛ زیرا معنای زندگی تنها به همین زندگی مادی دنیوی محدود نمی شود،‌ بلکه حیات و زندگی چنان گسترش می یابد که مرگ تنها دروازه ای برای انتقال به جهان دیگر و زندگی برتر معرفی و شناخته می شود نه پایان زندگی. پس کسی که چنین معنایی از زندگی را پذیرفته و قبول دارد، سعادت را محدود به زندگی دنیوی و مادی نمی سازد بلکه آن را به زندگی اخروی نیز گسترش می دهد و خواهان دست یابی به سعادت در دنیا و آخرت می شود.

این گونه است که سعادت در دنیا و آخرت به عنوان مطلوب انسانی هدف گذاری می شود و انسان های مومن به آخرت، خواهان دست یابی به آن می باشند و برای رسیدن به آن برنامه ریزی و سیاست گزاری می کنند و تنها همت و تلاش خویش را مصروف سعادت دنیوی نمی کنند، بلکه سعادت اخروی را نیز در دستور کار و اهداف عالی خویش قرار می دهند. بر این اساس مومنان سبک جدیدی از زندگی را در پیش می گیرند که متناسب با مفهوم جدید زندگی و سعادت است.

خداوند در آیات ۲۰۰ تا ۲۰۲ سوره بقره،‌ گزارشی از سبک های زندگی ارایه می کند که بر اساس معنا و مفهوم زندگی و سعادت شکل گرفته است. در این آیات بیان شده که هر کسی خواسته ها و آرمانی متعالی و بلند خود را بر اساس معنایی که از زندگی و سعادت می فهمد، سامان می دهد. در حقیقت، میزان و سطح دانشی و ادراکی هر کسی نسبت به معنا و مفهوم زندگی و سعادت است که سبک زندگی او را شکل می بخشد و آرمان و خواسته و اهداف وی را نشانه گذاری می کند.

کسی که زندگی را همین زندگی مادی و دنیوی می داند و اعتقاد و باوری به آخرت و رستاخیز ندارد، سبک زندگی اش را بر اساس خواسته مادی و دنیوی سامان می دهد و بزرگ ترین آرزو و آرمان وی در زندگی آن است که سعادت و خوشبختی دنیوی را تجربه کرده و به دست آورد.

در برابر کسانی هستند که زندگی واقعی را زندگی پس از مرگ می دانند و زندگی دنیوی بی ارزش و پوچ می شمارند. اینان سبک زندگی خود را چنان سامان می دهند که سعادت و خوشبختی را در آخرت تجربه کرده و به دست آورند. از این روست که هیچ گرایشی به زندگی دنیوی نداشته و سعادت و خوشبختی در دنیا را نمی خواهند و نمی جویند. بسیاری از رهبان ها از جمله مکاتب بودایی و هندویی چنین دیدگاه و نگره ای به زندگی ارایه می دهند و تلاش برای سعادت در دنیا را نه تنها نادرست بلکه ناراست می شمارند. از این روست که تلاش برای دست یابی به مفهوم و معنای سعادت در دنیا را جست و جوی امری غیر واقعی می شمارند؛ چرا که سعادت تنها در آخرت تحقق می یابد و دنیا ظرفیت آن را ندارد که سعادت را در خود تحقق بخشد.

در برابر این دو گروه، گروه سومی هستند که زندگی دنیوی و اخروی را مکمل یک دیگر دانسته و برای هر دو ارزش و جایگاه خاص و ویژه ای قایل می باشند. البته اینان هر چند که زندگی دنیوی را نسبت به زندگی اخروی کوتاه و ناپدار و مقدمی می دانند و اصالت را به زندگی اخروی می بخشند،(نحل، آیات۳۰ و ۴۱) ‌ولی این بدان معنا نیست که زندگی دنیوی هیچ اصالتی نداشته باشد و تحقق سعادت را در آن نادرست و ناراست بر شمارند،‌ بلکه بر این باورند که زندگی دنیوی نیز در جای خود از اصالت و ارزشی برخوردار می باشد چنان که سعادت نیز در آن قابل دست یابی و تحقق است. از این روست که سبک زندگی آنان بسیار متفاوت از دو گروه پیشین است؛ چرا که هم به زندگی دنیوی بها داده و سعادت در آن را جست و جو می کند و هم به زندگی اخروی چشم دوخته اند و برای آن تلاش می کنند. اینان در بیان آرمان ها و خواسته های خود، سعادت در دنیا و آخرت را خواستار هستند و سبک زندگی خود را بر اساس این آرمان سامان می دهند.

سبک زندگی اسلامی و قرآنی، ضامن سعادت دنیا و آخرت

تصویری که اسلام و آموزه های قرآنی از معنا و مفهوم زندگی و نیز سعادت به دست می دهد، موجب می شود تا مومنان سبک خاصی از زندگی را در دنیا در پیش گیرند که از آن به سبک زندگی اسلامی یاد می شود. آن چه امت اسلام خواهان آن هستند، جامعه قرآنی است که این سبک خاص را ایجاد و محافظت می کند. در حقیقت امت اسلامی، جامعه ای است که معنا و مفهوم خاصی از زندگی را به بشر ارایه داده و سعادت دنیوی و اخروی او را تضمین و محافظت می کند.

برای تحقق این جامعه و سبک زندگی اسلامی، نظام ولایی از سوی خداوند معرفی شده است تا مدیریت و رهبری جامعه قرآنی و اسلامی را به عهده گیرد و جامعه ای با چنین فلسفه و سبک زندگی ایجاد کند.

البته برای تحقق چنین جامعه قرآنی و سبک زندگی آرمانی، با توجه به تلاش های دشمنان درونی و بیرونی، داخلی و خارجی، لازم است تا مومنان عمل کامل و تمام قدی را انجام دهند که از آن به جهاد یاد می شود. جهاد، تلاش برای ایجاد و حفاظت از جامعه قرآنی و سبک اسلامی زندگی و فلسفه آن است. شهروندان جامعه اسلامی تحت رهبری امام امت و نظام ولایی، همت بلند خود را مصروف این می دارند که در چارچوب فرهنگ و قوانین و احکام و آداب اسلامی، سبک زندگی اسلامی را ایجاد کرده و سعادت دنیوی را به عنوان مقدمه سعادت اخروی به دست آورند؛ زیرا سعادت دنیوی به معنای دست یابی به آسایش و آرامشی است که امکان رشد و تعالی را برای همگان به عنوان شهروندان امت اسلام فراهم می آورد و با بسترسازی مناسب، شرایط را برای عبودیت و بندگی که تنها راه وصول به سعادت دنیوی و اخروی است، ایجاد می کند.

مجاهدت و تلاش های امت اسلام در چارچوب نظام اسلامی وسبک زندگی اسلامی، سعادت دنیوی و اخروی را برای ایشان فراهم کرده و تضمین می نماید. بر اساس آموزه های قرآنی حتی اگر در این مجاهدت،‌شکست خورده و نتوانند سعادت دنیوی را برای خود و یا جامعه فراهم آورند،‌ از سعادت اخروی بهره مند خواهد شد و شرایط برای بهره مندی از سعادت اخروی برای آنان بسیار آسان و حدود و قیود دست رسی به سعادت اخروی کم تر خواهد شد.(توبه، ایه ۵۲)

نگاهی به عناوین برخی از مجاهدت های سعادت آفرین

چنان که گفته شد، دست یابی به سعادت دنیوی و اخروی، نیازمند تحقق جامعه اسلامی و قرآنی و سبکی خاص از زندگی است که از آن به سبک اسلامی زندگی یاد می شود. در این سبک زندگی لازم است تا تحت رهبری امام امت و نظام ولایی(نساء، آیه ۵۹؛ آل عمران، آیات ۳۲ و ۱۳۲؛ مائده، آیه ۹۲؛ انفال، ایات ۱ و ۲۰ و ۴۶ و آیات دیگر) مجاهدت ها و تلاش های مومنان در قالب مشخص و معینی شکل گیرد که همان سبک زندگی اسلامی را بیان می کند.

از جمله اموری که لازم است تا امت تحت رهبری امام(اعراف، ایات ۱۵۶ و ۱۵۷) در حوزه های عقیدتی و عملی بدان توجه داشته باشد، اموری چون ایمان به خدا و حکمت و فلسفه آفرینش هستی و انسان و آخرت و رستاخیز است.(اعراف، ایه ۱۵۶ و ایات دیگر) چرا که این ایمان بر خاسته از علم و معرفت نسبت به معنا و مفهوم هستی و زندگی است که حرکت ها و فعالیت های انسانی را سامان و نظام می بخشد و جهت مشخص و معینی را بدان می دهد.

داشتن تقوای الهی و بازدارندگی از هر گونه پلیدی وپلشتی های عقلانی و عقلایی و وحیانی از دیگر عناصر و اموری است که می بایست بدان توجه خاص داشت؛ زیرا اگر تقوای الهی وجود نداشته باشد، انسان به جای حرکت در سبک زندگی ارایه شده اسلامی در دام وسوسه های نفسانی و شیطانی گرفتار می آید و از مسیر حقیقت و سعادت و زندگی واقعی دور می شود.(اعراف، ایه ۱۵۶؛ نحل، ایه ۳۰ و آیات دیگر)

مهم ترین گام پس از ایمان به حقیقت توحید و زندگی و مخالفت با کژروی ها و بیراهه رفتن ها، انجام اعمالی است که انسان را در این مسیر پیش می برد و به تعالی می رساند. از مهم ترین این اعمال احسان به معنای نیکی به دیگران است که در اشکال و قالب ها و مصادیق گوناگونی انجام گرفته و تحقق می یابد.(نحل، ایه ۳۰؛ زمر، ایه ۱۰)

از جمله مصادیق احسان و عمل صالح در زندگی در کنار تقوای الهی، پرداخت حقوق مالی از جمله زکات وصدقه به دیگران است.(اعراف، ایه ۱۵۶) این رفتار و اعمال صالح و نیک است که آدمی را در مسیر شدن های کمالی قرار می دهد و جامعه را در سطح عالی از همدلی و همکاری و تعاون در نیکی و کارهای خیر نگه می دارد. این گونه است که سعادت در زندگی دنیوی نیز تحقق می یابد و اسایش و آرامش همگانی در جامعه قرآنی به دست می آید و سعادت در زندگی دنیوی انسان مومن پدید می آید.

بازگشت و توبه به مسیر حق پس از هر گونه خطا و اشتباه در فکر و عمل از جمله اموری است که خداوند بر آن تاکید دارد؛ زیرا برخی از انسان اگر خطایی را کردند و مرتکب اشتباه و گناهی شدند که به شخص خود یا دیگران از افراد جامعه آسیب می رساند از خطا خود باز نمی گردند و جامعه را به سوی نابهنجاری سوق می دهند و سعادت آنان را با خطر مواجه می سازند، امکان توبه و انجام آن از سوی خطاکاران موجب می شود تا فرصت مجددی برای شخص خطاکار و جامعه فراهم آید تا سعادت جمعی را در دنیا تجربه کنند. بنابراین، نقش توبه در عملکردهای اجتماعی انسان بسیار مهم و اساسی است؛ زیرا توبه به معنای بازگشت به مقررات و قوانینی است که سبک خاص زندگی را تضمین می کند و سعادت را به ارمغان می آورد. هر کسی در جامعه خطایی مرتکب شود امکان بازگشت و توبه را دارد تا سعادت فردی و جمعی تضمین شود.(اعراف، ایه ۱۵۶)

البته در این میان نمی بایست از مساله کلیدی امیدواری غافل ماند؛ زیرا آن چه موتورمحرکه تلاش های انسانی است، امید به تحقق آینده ای خوب و مطلوب است. اگر کسی بر این باور باشد که جامعه هرگز سعادت را در دنیا تجربه نخواهد کرد، هیچ تلاشی را برای بهبود وضعیت موجود انجام نمی دهد و جامعه از پویایی و حرکت و اصلاح باز می ایستد. از این روست که خداوند امیدواری را عامل بسیار مهم در سبک زندگی اسلامی بر شمرده و بر آن تاکید نموده است. این امیدواری در قالب دعا و نیایش در جامعه اسلامی به نمایش گذاشته می شود(بقره، ایات ۲۰۱ و ۲۰۲؛ نحل، آیه ۳۰) و هر انسان مومنی در خواسته های خود با خدا ضمن عزم بر انجام کارها و توکل می کوشد تا همواره ارتباط خود را با خدا حفظ کند و تحقق سعادت در دنیا و آخرت را از او بخواهد ،‌زیرا بر این باور است که خداوند پروردگار جهانیان است و همه چیز را ربوبیت و پروردگاری می کند و این مشیت اوست که هر چه رقم خورد همان تحقق می یابد و این که مشیت او در اختیار اوست و کتاب سرنوشت را اوست که می نویسد و اصلاح و تغییر می دهد.

به هر حال، آموزه های اسلامی خواهان جامعه قرآنی است که ضامن سعادت دنیا و آخرت باشد. این چارچوبی که قرآن ارایه می دهد می بایست مورد توجه قرار گیرد تا بتوان یک جامعه آرمانی برای جوامع بشری ارایه داد که در آن سعادت دنیا و آخرت تضمین می شود.