توکل پیامبر(ص) از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، پیامبر(ص) اسوه حسنه و سرمشق نیک بشریت است. بنابراین، شناخت افکار و رفتار ایشان برای پیروی و سرمشق گیری بسیار مهم و اساسی است. یکی از منابع موثق برای مراجعه جهت شناخت افکار و کردار آن حضرت(ص)، قرآن کریم است که خداوند مجید برای هدایت بشریت نازل کرده است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا با مراجعه به قرآن، یکی از خصوصیت و ویژگی ها پیامبر(ص) به عنوان توکل را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اتّکال بر خدا در مقام عزم ارادی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، برای تحقق هر چیزی مقتضیاتی لازم است که بخشی از آنها در اختیار بشر و بخشی بیرون از اختیار بشر است؛ زیرا مشیت الهی و قوانین و سنت های حاکم بر هستی به گونه ای سامان یافته است که انسان تنها در محدوده «لاجبر و لاتفویض بل امر بین الامرین»(بحارالأنوار، ج ۵، ص ۱۱) می تواند عمل کند و این گونه نه مجبور مطلق و نه مختار مطلق در کارها و افعال اختیاری خودش است، بلکه در یک چارچوبی به نام سنت ها و قوانین حاکم بر هستی می تواند عمل کند و کاری را انجام دهد.

البته بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، تنها مشیت الهی نیست که محدودیت هایی برای فعل اختیاری انسان ایجاد می کند، بلکه گاه اراده الهی در مقام قضای جزیی اجازه نمی دهد که مشیت الهی در مسیر همان تقدیرات و مقدرات کلی عمل کند، چنان که مشیت و سنت الهی بر این است که آتش بسوزاند، اما اراده الهی در قضای جزیی بر این قرار گرفته است تا همین آتش بر ابراهیم(ع) سرد و خنک و گلستان باشد و آسیبی به ایشان نرساند.(انبیاء، آیه ۶۹)

به هر حال، برای تحقق یک فعل اختیاری از سوی انسان لازم است تا مقتضیات فراهم و موانع برطرف شود که از جمله موانع احتمالی، اراده الهی در قدر و قضای جزیی است. بنابراین، حتی اگر انسان پس از تصور فایده از یک چیزی به جزم برسد و با تصدیق بر وجود فایده بخواهد در مقام عزم ارادی کاری را انجام دهد، تنها زمانی می تواند توفیق یابد و کاری را انجام دهد و به هدف برسد که مقتضیات مشیتی و ارادی الهی فراهم باشد و مانع یا موانعی در کار پیش نیاید. بر این اساس، اگر انسانی می خواهد مال خویش هم چون شتری را حفظ کند و به کاری برسد، می بایست افزون بر «عقال» و بستن پای شتر، باید «توکل» بر خدا کند تا این فعل او مفید باشد و عقال در نگه داشت شتر تاثیر بگذارد و راه گریز و فرار را بر شتر ببندد. از همین روست که گفته شد: «با توکل، زانوی اشتر ببندد» ؛ یعنی در معیت عقال بستن می بایست توکل نیز باشد، نه این که انسان به امان خدا شتر را رها کند و بگوید بر خدا اتکال و توکل کردم تا شتر نگریزد؛ زیرا از نظر قرآن، دنیا دارالاسباب است و خدا برای هر چیزی اسباب و وسایلی قرار داده که می بایست از آن ها بهره گرفت. این اسباب شامل اسباب مادی و معنوی از جمله عقل، ریسمان، نماز، روزه، گوش، چشم، قلب و هزاران مورد دیگر است که هر کدام خاصیتی و کارکردی مناسب خود را دارد. از همین روست که از یک سبب برای همه کارها نمی توان استفاده کرد، بلکه برای هر کاری اسباب و وسایل مناسب آن را می بایست ابتغاء و جستجو کرد و به دست آورد و به کار گرفت.(کهف، آیات ۸۲ تا ۹۵؛ مائده، آیه ۳۵؛ اسراء، آیه ۵۷)

خدا درباره نقش توکل در توفیق به این نکته توجه دهد که اسباب هر چند به عنوان «مقدرات الهی» لازم است، ولی بدون توکل نمی تواند امید به توفیق داشت؛ زیرا افزون بر مقدرات الهی و مشیت کلان می بایست، اراده الهی نیز در کار آید تا «عزم انسانی» به نتیجه برسد. از همین روست که خدا به پیامبرش می فرماید: فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ؛ پس هر کار عزم به کاری کردی، پس توکل بر خدا کن! زیرا خدا متوکلین را دوست می دارد.(آل عمران، آیه ۱۵۹)

مراد از این محبت الهی نسبت به اهل توکل و متوکلین این است که خدا توفیق می بخشد تا به اهداف خویش برسند و موانع را از سر راه آنان بر می دارد تا مقتضی بتواند تاثیر خودش را بگذارد.

به هر حال از نظر قرآن، توکل بر خدا به معنای نادیده دیدن اسباب و وسایل نیست، بلکه به معنای اعتقاد به این معنا است که مشیت انسانی که در طول مشیت الهی قرار دارد(تکویر، آیه ۲۹؛ انسان، آیه ۳۰)، زمانی می تواند به عنوان مقتضی عمل کند که با اراده الهی هماهنگ شود و این هماهنگی زمانی تحقق می یابد که انسان وقتی اسباب مناسب مشیت الهی را به کار می گیرد، با توکل به خدا، اراده الهی را نیز به سمت خویش متمایل سازد. این گونه است که جزم اندیشه می بایست با عزم ارادی همراه باشد که آن نیز متصل به توکلی باشد که اراده الهی را به سوی توفیق هدایت می کند. (آل عمران، آیه ۱۵۹)

عوامل توکل پیامبر(ص) به خدا

یکی از مهم ترین پرسش ها این است که چرا و چگونه انسانی هم چون پیامبر(ص) با این که اسباب مناسب را در اختیار دارد و به حکم قوانین و سنت های الهی می بایست این اسباب تاثیرگذار باشد؛ زیرا مقتضی برای کاری است؛ اما چرا پیامبر(ص) باز به این اسباب بسنده نمی کند و با اتکال به خدا و توکل بر او اقدام عملی برای انجام کاری می کند؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت که عواملی موجب می شود که پیامبر(ص) تنها به اسباب ومشیت و قوانین اصلی حاکم بر هستی در چارچوب مقدرات کلی بسنده نکند، بلکه هنگام بستن پای شتر، به خدا توکل می کند تا این بستن موجب حفظ شتر و عدم فرار او شود. خدا در قرآن به مجموعه ای از اعتقادات پیامبر(ص) اشاره می کند که این اعتقاد موجب می شود تنها به عقال شتر بسنده نکند، بلکه با توکل از خدا بخواهد تا اراده الهی به این تعلق گیرد که شتر نگریزد و این عقال شتر را از فرار حفظ کند.

از مهم ترین اعتقاداتی که عامل اتکال پیامبر(ص) شده و ما به عنوان پیروان آن حضرت(ص) می بایست این اعتقادات را بشناسیم و به آن به عنوان عوامل عنایت داشته باشیم، امور چندی است که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. توحید کامل: از مهم ترین اعتقادات پیامبر(ص) و اصلی ترین آن، توحید کامل و محض است. این اعتقاد به معنای آن است که هر فعلی که انسان انجام می دهد بدون فعل الهی معنا ندارد؛ یعنی در مشیت و اراده، فعل انسان متوقف به مشیت و اراده الهی است. بنابراین، توحید فعلی مقتضی آن است که تا خدا چیزی را نخواهد و اراده نکند و امضا و قضا نکند، تحقق نمی یابد. همین باور و اعتقاد است که پیامبر(ص) را به سوی توکل سوق می دهد و در هر کاری اهل توکل است.(توبه، آیه ۱۲۹؛ رعد، آیه ۳۰؛ مزمل، آیه ۹)
  2. تقدیر الهی: از جمله مهم ترین اعتقاداتی که توکل را به دنبال می آورد، اعتقاد به تقدیرات الهی است. به این معنا که خدا همان طوری که تقدیرات کلی و کلان برای کل هستی دارد، هم چنین در جزئیات مقدراتی را دارد که می بایست به آن اعتقاد داشت. خدا می فرماید: قُلْ لَنْ یُصِیبَنَا إِلَّا مَا کَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ؛ بگو جز آنچه خدا براى ما مقرر داشته هرگز به ما نمى ‏رسد. او مولا و سرپرست ماست و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.(توبه، آیه ۵۱) پس در حقیقت برای هر کسی مقدرات و سرنوشتی است که به آن می رسد، خواه مرگ باشد، خواه پیروزی.(توبه، آیه ۵۲) این مقدرات برای هر کسی در کتاب مبین نوشته و اجرایی می شود.(یس، آیه ۱۲؛ حدید، آیات ۲۲ و ۲۳) بنابراین، لازم است که انسان در کاری که وارد می شود، به این امر اعتقاد داشته باشد که مقدراتی برای اوست که باید توکل از آن عبور کند.
  3. ولایت الهی: از نظر قرآن، باور و اعتقاد پیامبر(ص) به این که صفر تا صد بشر به دست خدا، موجب می شود تا ایشان مامور به توکل در کارها باشد و هنگام استفاده از اسباب بدون توکل وارد کاری نشود. اگر انسان فقر ذاتی دارد و دم به دم به فیض الهی باقی و برقرار است و همه چیزش به دست اوست(فاطر، آیه ۱۵)، به این نکته می رسد که کارهایش را به مولای خویش بسپارد و با توکل به مولی کاری را انجام دهد.(توبه، آیه ۵۱)
  4. جاودانگی خدا: اگر انسان خدا را تنها حی قیوم در هستی بشناسد که حیات همگان به حیات قیومی او وابسته است، در هر کاری که وارد می شود با توکل بر خدا وارد می شود؛ چنان که پیامبر(ص) به سبب همین اعتقاد این گونه عمل می کرد؛ زیرا خدا به ایشان چنین دستور داده که این گونه باشد و این گونه عمل کند.(فرقان، آیه ۵۸)
  5. حاکمیت الهی: باور به حاکمیت مطلق الهی نسبت به هر چیزی موجب می شود تا انسان در هر کاری اهل توکل باشد؛ بر همین اساس خدا به پیامبرش فرمان می دهد تا بر اساس این اعتقاد توکل بر خدا داشته باشد و بدون توکل در کاری وارد نشود.(هود، آیه ۱۲۳)
  6. حقانیت : از نظر قرآن، خدا همان حق مبین و حق مطلق است که می بایست به او توکل کرد؛ زیرا غیر از او باطل است و اگر حقی در جایی است به سبب حقانیت اوست؛ زیرا خدا منشاء و خاستگاه هر حقی است. بنابراین، وقتی نسبت به کاری به عنوان یک حق توجه یافت می بایست بر خدای حق توکل کند و از او بخواهد تا این حق را تحقق بخشد.(نمل، آیه ۹۷)
  7. خالقیت: خالق هستی خدا است و هیچ آفریده ای جز او نیست. این بدان معناست که اگر خلق و آفرینشی در هستی به هر شکلی اتفاق می افتد تابع خالقیت خدا است. بر این است وقتی انسان در کاری وارد می شود که نوعی خلق و آفرینش است می بایست به خدای خالق توکل کند تا این خلقت تحقق خارجی یابد. توجه پیامبر(ص) به چنین امری موجب می شود که ایشان نیز این گونه اهل توکل در هر کاری باشد.(فرقان، آیات ۵۸ و ۵۹؛ زمر، آیات ۳۸ و ۶۲)
  8. ربوبیت: از صفات برجسته و مهم خدا، ربوبیت و پروردگاری در ادامه خالقیت خدا است؛ ربوبیت به معنای پرورش و نمو و رشد امری در قالب تکوین و تشریع است. اگر خدا رب العالمین است، به طور طبیعی پرورش و تحقق هر چیزی به این مقام وابسته است. بر همین اساس پیامبر(ص) مامور می شود تا بر اساس همین اعتقاد به ربوبیت خدا توجه یافته و با توکل در هر کاری وارد شود.(توبه، آیه ۱۲۹؛ هود، آیه ۱۲۳؛ رعد، آیه ۳۰؛ نمل، آیات ۷۸ و ۷۹؛ شوری، آیه ۱۰)
  9. رحمت: همه هستی به رحمت الهی وجود پیدا کرده است؛ زیرا این رحمت رحمانی است که همه چیز را آفریده و آن را پرورش می دهد. پس وجود و بقای هر چیزی به رحمت الهی است. بر این اساس پیامبر مامور می شود تا به حکم رحمت الهی در هر کاری که وارد می شود توکل به خدای رحمان رحیم کند.(شعراء، آیه ۲۱۷؛ ملک ، آیات ۲۸ و ۲۹)
  10. عزت: از نام های برجسته الهی عزیز است. عزت موجب می شود تا چیزی حاکم بر مشیت و اراده الهی نباشد؛ زیرا خدا هرگز مغلوب و مقهور کسی یا چیزی نمی شود. از همین رو، پیامبر(ص) مامور می شود تا بر اساس این اعتقاد بر خدایی توکل کند که عزیز است و مشیت و اراده اش پیش می رود و هیچ مانعی نخواهد داشت.(انفال، آیه ۴۹؛ شعراء، آیه ۲۱۷؛ نمل، آیات ۷۸ و ۷۹)
  11. علم مطلق: علم الهی همان طوری که به کلیات است، به جزئیات است. این بدان معناست که تقدیرات الهی تنها در سایه مشیت کلی و کلان نیست، بلکه در جزئیات نیز مشیت او جریان دارد. هم چنین اراده الهی این گونه است. از آن جایی که خدا به کلیات و جزئیات علم دارد، انسان با توکل بر خدایی که از چنین علم مطلق برخوردار است می تواند به اهداف خویش جامه عمل پوشیده و خدا توفیق دست یابی به هدف را بدهد و جزم و عزم او را به مقصد و مقصود رساند. بر این اساس پیامبر(ص ) بر خدای علیم تکیه و اتکال می کردند و کارهایشان را انجام می دادند.(انفال، آیه ۶۱؛ هود، آیه ۱۲۳؛ فرقان، آیه ۵۸؛ شعراء، آیات ۲۱۷ و ۲۲۰)
  12. کفایت خدا: از نظر قرآن، برخی چیزها خوب هستند ولی کفایت نمی کنند و نیازمند به چیزی دیگر است؛ اما خدا تنها موجودی در هستی است که خود به تنهایی کفایت از هر کسی و هر چیزی می کند. اعتقاد پیامبر(ص) به کفایت خدا موجب می شود تا ایشان به چنین خدایی توکل کنند و در هر کاری با توکل توفیق به دست آورند.(نساء، آیه ۸۱؛ انفال، آیات ۶۱ تا ۶۴؛ توبه، آیه ۱۲۹؛ احزاب، آیه ۳؛ زمر، آیه ۳۸)
  13. مالکیت خدا: مالکیت خدا بر هر چیزی مالکیت حقیقی است که صفر تا صد آن در اختیار خدا است. بر این اساس اسباب تا زمانی کاری دارند که خدا اراده کرده باشد. بنابراین، کسی که معتقد است خدا مالک حقیقی و مطلق همه هستی است، در هر کاری به خدایی توکل می کند که چنین است. پیامبر(ص) نیز این گونه بود؛ زیرا معتقد به مالکیت مطلق خدا داشت.(هود، آیه ۱۲۳)
  14. نظارت: از نظر قرآن، خدا بر هر چیزی چنان نظارت کامل و دقیق دارد که صفر تا صد آن تحت مراقبت شدید است. بنابراین، نه چیزی بر او پوشیده است و نه امکان آن است که بر خلاف مشیت و اراده الهی کاری انجام شود و حتی شیطان نیز در خدمت اهداف و حکمت های بالغه الهی است. از آن جایی که غفلت از خدا معنا ندارد و همه چیزی در محضر و حضور الهی است، به طور طبیعی انسان می بایست به چنین خدایی توکل کند و از او بخواهد تا توفیق دهد کارش به انجام و سرانجام نیک برسد؛ چنان که پیامبر(ص) این گونه بود.(هود، آیه ۱۲۳)

آثار توکل پیامبر(ص)

از نظر قرآن، توکل پیامبر(ص) بر خدا بر اساس اعتقادات موجب شد تا درزندگی فردی و اجتماعی آن حضرت(ص) آثار و برکات این توکل ظاهر شود.

از جمله مهم ترین آثاری که برای توکل پیامبر(ص) درقرآن بیان شده می توان به مواردی چون استقامت او در برابر مخالفتها و سختیها(هود، آیات ۱۲۱ تا ۱۲۳؛ احزاب، آیات ۱ و۳ و۴۸؛ زمر، آیات ۳۸ و ۳۹)، صبر و مقاومت، در برابر اذیّتهاى دشمنان(مزمل، آیات ۹ و ۱۰)، سبب شجاعت و شهامت او در برابر دشمن(زمر، آیات ۳۸ و ۳۹)، پذیرش تقدیرات الهى(توبه، آیه ۵۱)، کفایت امور وى از سوى خداوند و عدم گرایش به دیگری(نساء، آیه ۸۱؛ انفال، آیات ۶۱ و ۶۴؛ احزاب، آیات ۳ و ۴۸)، بهره‌مندى وى از محبّت خدا(آل عمران، آیه ۱۵۹)، مصونیت و محفوظ ماندن از سلطه و ضرر شیطان(نحل، آیات ۹۸ و ۹۹)، دفع مکر و کید دشمنان و کفایت‌کننده او از توطئه‌ها و نیرنگهای آنان(نساء، ایه ۸۱؛ انفال، آیات ۶۱ و ۶۲؛ نمل، آیات ۷۰ و۷۹)، زمینه‌ساز برخوردارى وى از امداد و حمایت خدا(انفال، آیات ۶۲ و ۶۴) و سبب اعراض شایسته از مشرکان و برخورد نیک با مخالفان توحید(مزمل، آیات ۹ و ۱۰) اشاره کرد.

پس مومنان نیز با تاسی و پیروی از اسوه حسنه یعنی پیامبر(ص) می توانند به این سطح ازتوکل برسند که برخی از آثار آن دراین جا به عنوان مهم ترین آنها بیان شده است. اگر مومنان پیامبر(ص) را اسوه حسنه می دانند می بایست به چنین سطحی از اعتقادات و ایمان برسند که توکل آنان چنین آثار و برکاتی برای آنان در زندگی داشته باشد و کارها و زندگی را در سایه توکل سهل و آسان نماید و ترس و خوف باطل از دشمنان را از میان بردارد و توفیق دست یابی به اهداف را هموار سازد.