تولای اهل بیت (ع) و تبری از دشمنان

تولی به معنای پذیرش ولایت و محبت کسی است تا همواره در کنار وی بوده و هرگز از وی دوری و پرهیز نکند. کسی که نسبت به دیگری تولی دارد، هماره در کنار وی حرکت می کند و دمی از وی جدا نمی شود. از این رو در شادی و غم و سختی و آسایش در کنار وی می باشد و سختی ها و غم های وی را غم و سختی خویش می شمارد و جدایی میان خود و دیگری نمی یابد؛ چنان که تبری به معنای دوری و پرهیز از دیگری است.

اصولا ساختار انسانی این گونه است که نسبت به چیزی چون نواقص پرهیز داشته و نسبت به کمال چیزی گرایش از خود نشان می دهد. از این رو می توان گفت که انسان موجودی است که اگر به چیزی دلبسته شد نسبت به ضد آن دشمنی می ورزد و از آن پرهیز می کند. بنابراین تولی نسبت به شخصی به معنای تبری نسبت به دشمن آن شخص می باشد. این گونه است که تولی و تبری به عنوان یک امر مربوط و مرتبط با دیگری دیده می شود و آموزه های قرآنی که سخن از تولی نسبت به اهل بیت (ع) را بیان می دارد تبری را نیز خواستار می شود.

در حقیقت تولی و تبری دو روی یک سکه هستند و نمی توان پذیرفت که انسان نسبت به شخصی تولی داشته باشد و در همان حال نسبت به دشمن وی نیز ابراز تولی نماید بلکه می بایست نسبت به دشمن وی تبری و دشمنی داشته و آن را اظهار و ابراز نماید.

محبت و دشمنی

حب و دوستی که به معنای حالت درونی و عاطفی نسبت به چیزی و یا کسی است، در رفتار و کنش های انسانی نیز بروز و ظهوری دارد. از این روست که دوستی را به یاری،‌ رفاقت ، عشق و محبت (فرهنگ فارسى، ج ۲، ص ۱۵۷۸، «دوستى») و نیز به معناى آشنایى توأم با مهر و محبّت و عشق گفته اند(فرهنگ سخن، ج ۴، ص ۳۴۰۸، «دوستى»)

بر این اساس می توان گفت دوستی که حالت عاطفی و احساسی است و در قرآن از آن به حب، ود، صدیق ، خلیل، الف، ولی و قرین یاد می شود، بروز و ظهوری دارد که به شکل رفاقت ومصاحبت و ولایت و قرین بروز و ظهور می کند. دوست واقعی کسی است که در همه امور همراه و همگام و یار و یاور شخص باشد. چنان که در برابر دوستی ، دشمنی قرار می گیرد که به معنای کراهت ، نفرت، بیزاری، عداوت و خصومت است(فرهنگ سخن، ج ۲، ص ۱۵۳۸، «دشمنى»)

شخصی که نسبت به کسی در حالت عاطفی دوستی است، نسبت به دشمن وی نیز حالت نفرت و بیزاری به خود می گیرد و واکنش های شدید و خصمانه ای از خود بروز و ظهور می دهد. این مساله در باره تولی شدیدتر و روشن تر است؛ زیرا تولی به معنای دوستی و محبتی است که همراهی و در کنار شخص بودن در آن به عنوان مولفه و عنصر اصلی خود را نشان می دهد. بر این اساس شخص به طور طبیعی نسبت به دشمن شخصی که به او ولایت می ورزد، تبری نشان می دهد وبرائت و بیزاری می جوید.

در قرآن این معنا بیان و تحلیل شده است که نوعى دوستى و ارتباط میان برخى از انسانهاى گمراه، با برخى از جنیان یعنی شیاطین وجود دارد ( انعام آیه ۱۲۸) به این معنا که الجنس الی الجنس یمیل ؛‌ که به معنای کبوتر با کبوتر ،‌باز با باز ؛‌ کند هم جنس با هم جنس پرواز می باشد. اگر رابطه میان انسان های گمراه با شیاطین جنی آن است که به یک دیگر محبت و دوستی می ورزد می توان گفت که چنین ارتباطی میان دوستان مومن نیز وجود دارد.( انفال آیه ۷۲ و حشر آیه ۹) در برابر هم چنین قرآن بیان می کند که همین دوستی میان افراد است که موجب می شود تا نسبت به دشمن دوست خویش دشمنی ورزند و آن را آشکار سازند و اگر این گونه عمل نکنند و بخواهند تا با اعلام دوستی نسبت به مومنان همزمان با دشمنان مومنان دوستی ورزند کاری باطل و حرام انجام داده اند. این مطلب را می توان از آیات چندی چون آیه ۹ سوره ممتحنه به دست آورد.

دوستی با اهل بیت (ع)

یکی از وظایف و مسئولیت ها بلکه می توان گفت یکی از شرایط تحقق ایمان واقعی ، محبت و دوستی اهل بیت (ع) است. هر چند که خداوند در آیاتی از قرآن هیچ گونه اجر و مزدی برای رسالت از سوی پیامبر(ص) درخواست نکرده است ولی در آیه ۲۳ سوره شوری خواستار آن شده است که مومنان به عنوان پاداش رسالت و مزد آن ، نسبت به اهل بیت (ع) آن حضرت (ص) دوستی و محبت کنند: قُل لا اَسـَلُکُم عَلَیهِ اَجرًا اِلاَّ المَوَدَّهَ فِى القُربى.

خداوند در آیه ۲۰ سوره لقمان محبت و دوستى اهل بیت(ع) را، از نعمت هاى باطنى خداوند بر مومنان بر می شمارد و جالب تر آن که این دوستی و محبت را حسنه ای با پاداش مضاعف برای خود مومنان می داند.(انعام آیه ۱۶۰)

در حقیقت مزد رسالتی که پیامبر (ص) به حکم و فرمان الهی خواسته است بخشی از فضل و هدایت الهی نسبت به مومنان است و خداوند با این شیوه به مومنان لطف و عنایت ویژه مبذول داشته است؛ زیرا سودی به پیامبر(ص) و یا اهل بیت (ع) از جانب دوستی مردمان نمی رسد بلکه این سود خالص برای خود مومنان است. از این روست که خداوند می فرماید : قُلْ مَا سَأَلْتُکُم مِّنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ (سبا آیه ۴۷) آن چه از اجر و پاداش رسالت به عنوان محبت اهل بیت (ع) خواسته شده همان نیز برای شما و سود شماست؛ زیرا هدف از آن دست یابی شخص به کمال و هدایت های ویژه و عنایت های خاص می باشد که از طریق محبت و ولایت اهل بیت (ع) شدنی است.

این مطلب را آیه ۲۵۶ سوره بقره تبیین می کند و می فرماید که دوستی با اهل بیت (ع) و پذیرش ولایت ایشان همان مصداق بارز و آشکار تمسک به ریسمان استوار الهی است که بدان می توان به کمال رسید. چنان که می توان گفت که یکی از مصادیق توجه کردن به وجه الله می باشد ؛ زیرا اهل بیت (ع) چنان که ایات و روایات بر می آید همان وجه الله می باشند که گاه از آنان به جنب الله نیز یاد می شود. کسی که در برابر وجه الله و اهل بیت (ع) تسلیم باشد می توان گفت که وی در مقام محسنان نشسته است که مقامی بلند و عالی است: ومَن یُسلِم وجهَهُ اِلَى اللّهِ وهُوَ مُحسِنٌ فَقَدِ استَمسَکَ بِالعُروهِ الوُثقى واِلَى اللّهِ عـقِبَهُ الاُمور( لقمان آیه ۲۲)

به هر حال محبّت و دوستى با اهل بیت(علیهم السلام)، پاداش تعیین شده از جانب خداوند براى رسالت پیامبر(صلى الله علیه وآله) می باشد و پاداش نیز به خود شخص می رسد و انسان از آثار آن بهره مند می شود و می توان گفت که هیچ سود و بهره ای از این طریق عاید اهل بیت (ع) نمی شود.

امّت اسلامى، موظّف به دوستى و محبّت با اهل بیت پیامبر(صلى الله علیه وآله) به حکم آیه ۲۳ سوره شورا است و شگفت آن که این مسئولیت و وظیفه برای خود شخص است نه برای اهل بیت (ع) ؛ زیرا چنان که از همین آیه فهمیده می شود، محبّت و دوستى اهل بیت(ع)، مصداق عمل نیکی است که انسان می بایست انجام دهد تا به خداوند تقرب یابد و به کمال دست یابد. چنان که دوستى با اهل بیت(ع)، شکر نعمت رسالت پیامبر(ص) دانسته شده و دوستى اهل بیت(ع)را ، موجب افزایش حسنات شخص می داند. در همین آیه هم چنین مودّت و دوستى با اهل بیت(ع)را ، زمینه ساز برخوردارى از مغفرت و لطف و سپاس الهى می شمارد. بر این اساس می توان گفت که دوستی و محبت اهل بیت(ع) بخشی از ایمان شخص و کمال و اکمال و اتمام دین می باشد.

از این جا می توان دریافت که ارتباط میان ولایت و محبت ، ارتباطی محکم واستوار است؛ زیرا محبت صرف و دوستی باطنی تنها مراد نیست بلکه مراد از محبت و دوستی نسبت به اهل بیت(ع) دوستی بر اساس ولایت و پذیرش امر و نهی ایشان است.

خداوند در آیه ۳۱ سوره آل عمران می فرماید : قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ؛ بگو اگر خداوند را دوست می دارید از من پیروی کنید تا محبوب خداوند شوید. در حقیقت اطاعت و پیروی نشانه ای از محبت شخص است. اگر کسی مدعی محبت نسبت به خداست می بایست از رسول خداوند پیروی کند تا محبت خداوند را نسبت به خود جلب و جذب کند. بنابراین می توان گفت که محبت بی اطاعت ، امری ناقص است.

بر این اساس محبت نسبت به اهل بیت (ع) می بایست به معنای پذیرش ولایت و تولی نسبت به آنان باشد و در عمل فرمان ها و دستورهای آنان را انجام دهد و بر اساس آن گام برداشت.

نسبت تولی با تبری

اگر محبت و دوستی اهل بیت (ع) به معنای پذیرش ولایت آنان و تولی داشتن نسبت به آنان است ، می بایست گفت که تبری از چیزهایی که آنان نسبت به آن بیزار هستند و نیز دشمنان ایشان نیز بخشی از اکمال و اتمام این محبت و دوستی است.

خداوند در آیه ۲۳ و ۲۴ سوره توبه دوستی با کافران را در حالی که ادعای ایمان می شود نادرست می شمارد و تبیین می کند که در پیش گرفتن چنین شیوه ای شخص را در زمره ظالمان و ستمکاران قرار می دهد. به سخن دیگر نمی توان مدعی شد که شخص نسبت به شخصی دوستی دارد و در همان حال نسبت به دشمن وی نیز دوستی می ورزد. این تناقض آشکاری است و قرآن ناسازگاری آن را در بسیاری از موارد و مصادیق ردگیری و تبیین کرده است.

به عنوان نمونه آیه ۱ سوره ممتحنه به ناسازگاری دوستی با دشمنان خدا با حرکت جهادی در راه خدا اشاره می کند و اقدام حاطب ابی بلتعه به ارتباط و دوستی مخفیانه با دشمنان خدا سرزنش می کند و توضیح می دهد که چگونه ممکن است که شخصی مومن و مهاجر ، دشمنان اسلام را نسبت به تحرکات ارتش اسلام و فتح مکه آگاه سازد و با نوشتن نامه اطلاعات محرمانه و سری را در اختیار آنان بگذارد( مجمع البیان ،‌ج ۹ و ۱۰؛ ص ۴۰۴ و ۴۰۵)

هم چنین در آیه ۲۲ مجادله به ناسازگاری مهرورزی و اعتماد دوستانه به دشمنان مومنان با ایمان به خدا اشاره می کند که خود بیانگر ارتباط میان تولی و تبری است.

در حقیقت دوستی با دشمنان پیامبر(ص) نمی تواند با ایمان به خدا و دوستی با پیامبر سازگار باشد و اگر کسی بخواهد تا از حمایت و تایید روحی خداوند برخوردار گردد و یا به مقام حزب اللهی دست یابد و رستگار شود می بایست افزون بر تولی به تبری نیز عمل کند.

از این روست که خداوند کسانی که مدعی ایمان هستند و با این همه رابطه دوستانه ای با ابلیس و نسل او بر قرار می کنند سرزنش و توبیخ می کند ؛ زیرا نه تنها از باب تولی بی تبری نیست بلکه خود نوعی تولی نسبت به دشمنان است.( کهف آیه ۵۰ )

امام صادق (ع) درباره نسبت تولی و تبری می فرماید: من شک فی کفر اعدائنا و الظالمین لنا فهو کافر؛ هر کس در کفر دشمنان ما و کسانی که به ما ظلم کردند، شک داشته باشد، خودش کافر است (بحارالانوار: ج ۸، ص ۳۳۶ و ج ۲۷، ص ۶۲(

به این معنا که نمی توان در همان حال که به حقانیت اهل بیت (ع) باور دارد معتقد به حقانیت دشمنان شود؛ بلکه می بایست نسبت به دشمنان اهل بیت (ع) این باور را داشته باشد که آنان باطل هستند.

آن حضرت هم چنین می فرماید: «من لم یعرف سوء ما اتی علینا من ظلمنا و ذهاب حقنا و ما رکبنا به فهو شریک من اتی الینا فیما ولینا به؛ کسی که نفهمد و نشناسد آن چه را که بر ما وارد شد و از ظلمی که بر ما روا شد و حقی که از دست ما رفت و… پس او شریک با ظالمین است (بحارالانوار: ج ۸، ص ۳۳۶ و ج ۲۷، ص ۵۵، حدیث ۱۱).

به امام صادق علیه السلام عرض شد که شخصی شما را دوست دارد اما در برائت از دشمن شما ضعیف است؛ آن حضرت در پاسخ فرمودند: «هیهات کذب من ادعی محبتنا و لم یتبرء من عدونا؛ هرگز چنین نیست؛ دروغ می گوید هر کس که ادعا می کند دوست ماست ولی از دشمن ما بیزاری نجوید.( بحارالانوار: ج ۲۷، ص ۵۸، ح ۱۹).

هم چنین از آن حضرت روایت شده که فرمود: «دوستی با دوستان خدا و اطاعت از آنها و نیز بیزاری از کسانی که به آل محمد ظلم و هتک حرمت کرده اند واجب است؛ کسانی که میراث فاطمه و حق علی علیه السلام را غصب کرده اند، سنت پیامبر را تغییر داده اند و نیز ناکثین، قاسطین و مارقین»

در روایتی دیگر آمده است که امام صادق (ع) فرمود: «تبری از انصاب و ازلام و بت ها، پیشوایان گمراه، رهبران ستمگر و نیز دشمنی با قاتلان ائمه علیه السلام واجب شرعی است. از سوی دیگر، دوستی با مؤمنانی مانند سلمان، ابوذر، مقداد، عمار و … نیز واجب است».