توفی انسان نه وفات

وجود انسانی وجودی لطیف است که در نگه داشت آن باید دقت و محافظت کامل داشت و این محافظت می بایست حتی درباره نیات نیز اعمال شود؛ زیرا انسان به نیت خود ماخوذ است و در رستاخیز از آن پرسش می شود؛ چنان که در حدیث مشهوری آمده است: انما الاعمال بالنیات؛ اعمال انسان با توجه به نیات و مقاصدی است که در نظر دارد.

توفی انسان نه وفات

وجود انسانی وجودی لطیف است که در نگه داشت آن باید دقت و محافظت کامل داشت و این محافظت می بایست حتی درباره نیات نیز اعمال شود؛ زیرا انسان به نیت خود ماخوذ است و در رستاخیز از آن پرسش می شود؛ چنان که در حدیث مشهوری آمده است: انما الاعمال بالنیات؛ اعمال انسان با توجه به نیات و مقاصدی است که در نظر دارد.

مساله نیت چیزی همانند نگرش در علم روان شناسی است که می گویند رفتارهای انسانی را مدیریت می کند و شخصیت آدمی بر اساس آن شناخته و معلوم می شود. از این رو می توان گفت که نیت های آدمی است که بیانگر شخصیت و شاکله وجودی هر کسی است و به سخن دیگر از کوزه همان برون تراود که در اوست. هر کسی چنان عمل می کند که نگرش و نیت او در باطن است و این گونه است که خداوند در قرآن ملاک و معیار داوری در عمل را مرتبط با شاکله و شخصیت و صبغه او می داند و می فرماید: قل کل یعمل علی شاکلته؛ بگو هر کسی بر اساس شخصیت و شاکله وجودی خویش عمل می کند. رفتار و کردارهای هر کسی بیانگر شخصیت وجودی او و نیت و مقاصدی است که در باطن دارد هر چند که در ظاهر بخواهد عمل و رفتاری را توجیه کند ولی آن چه حق است همان درون و باطن اوست. از این رو خداوند می فرماید: الانسان علی نفسه بصیره ولو القی معاذیره ؛ هر انسانی بر باطن خویش آگاه و علم شهودی و حضوری دارد هر چند که برای رفتارهای خویش توجیهات و عذرهایی را بتراشد و به دیگری القا کند. انسان خود به وجدان خویش می داند که چه کسی است و چه نیتی دارد.

اما دیگری چگونه می تواند به علل و انگیزه ها و اهداف رفتاری و عملی اشخاص آگاه شود؟ پیچیدگی این مساله زمانی اشکار می شود که هر کسی می کوشد تا رفتارهای خویش را توجیه کند و دیگر آن که رفتارها هر دو شباهت به هم دارد و نمی توان از آن طریق به دست آورد که چه کسی نیت خیر و خوب دارد و چه کسی نیت بد و زشت در سر می پروراند؟ این همانند زنا و زناشویی است که از نظر ظاهری عمل و رفتاری واحد و یگانه است ولی یکی از نظر عرف و عقل و شریعت ضد هنجاری و قانونی و گناه است و دیگری از نظر عقل و عرف و شرع هنجاری و عمل صالح و محبوب شمرده می شود.

نیت بد

از امام صادق (ع) پرسیده شده که چگونه موکلان به نیت آگاه می شوند؟ آن حضرت (ع) فرمود: انان از بوی خوش و ناخوش به نیات انسان ها آگاه می شوند ؛ زیرا بوی خوش و ناخوش یکسان است. به این معنا که هر عملی و نیتی بوی دارد که از آن می توان به دست آورد که شخص چه نیتی دارد. بنابراین نیت بد بوی بد می کند و از نیت خوب بوی خوش متصاعد است.

آفریدگار انسان به پروردگارش دستوری برای حفظ انسان داشته است که همان دین و آموزه های وحیانی است. این آموزه های وحیانی برای حیات بخشی واقعی بشر است. خداوند می فرماید: یا ایهاالذین آمنوا استجیبوا لله و الرسول اذا دعاکم لمایحییکم؛ ای کسانی که ایمان آورده اید به دعوت خدا و پیامبرش پاسخ دهید هنگامی که شما را به چیزی می خواند که شما را زنده می کند. در حقیقت دعوت اسلامی برای زنده کردن روح و روان آدمی است.

دعوت اسلامی همان دعوت به حیات معنوی و زندگی واقعی است. این مرگ و زندگی چیزی برای حیات واقعی نیست. از این روست که می فرمایند برای هر مرگی زندگی واقعی است و مرگ در حقیقت جا به جایی است؛ همان گونه که از زهدان به دنیا آمده ایم از این جا به دنیا و جهان دیگری می روییم . این گونه است که رسول الله (ص) در وصف مرگ می فرماید: انما تنتقلون من دار الی دار؛ شما از خانه و جهانی به جهانی دیگر منتقل می شوید. این انتقال به گونه ای است که همه وجود واقعی بشر را با خود به سرای دیگر می برد؛ زیرا خداوند گاه می فرماید : الله یتوفی الانفس ؛ و گاه دیگر می فرماید: قل الله یتوفیکم . مراد از توفی چنان که در زبان عربی آمده است به معنای گرفتن چیزی به تمام و کمال است مانند جمع کردن مشت برنج و گندمی که بر زمین ریخته و انسان با دست همه آن ها را گرد می آورد. بنابراین واژه توفی از وفات است و وفات غیر از فوت است؛ زیرا فوت به معنای نیست و نابودی است ولی وفات و توفی یعنی گرفتن . از این رو انسان ها در هنگام مرگ به تمام و کمال از سوی خدا و یا فرشتگان موکل گرفته می شوند. بنابراین انسان موجودی ابدی است و هرگز از میان نمی رود و آن چه انسان با خود می برد همان نیات و باورها و نگرش هایش است که با خود می برد. انسان با نیات و اعمال خویش وجود و شاکله وجودی خود را می سازد. این همان چیزی است که از سوی خداوند توفی می شود و از این دار به دنیای دیگر می رود.

برای دست یابی به این مقام می بایست بر ملت و مذهب ابراهیم (ع) بود و این گونه نیت و قصد داشت و گفت: انما صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین ؛ نماز و آیین و زندگی و مرگ من برای خداوند پروردگار جهانیان است