توبه راه بازگشت به خویش

انسان در زندگی دنیوی خویش نوعا گرفتار لغزش و گناه در اثر غفلت، اشتباه، نسیان و نیز خطا می شود. این گناهان راه کمال او را سد کرده و موجب سقوط انسان به وادی هلاکت می شوند.

توبه راه بازگشت به مسیر هدایت و راه راست کمال است. نویسنده مقاله سعی کرده است درخصوص ریشه، عوامل و زمینه ها و شرایط توبه مطالبی را مطرح نماید. با هم مطلب را از نظر می گذرانیم:
جایگاه و اهمیت توبه
بسیار اتفاق افتاده است که از افشای رازی، توطئه ضدکسی، تهمت و استهزای دیگران و یا از به کارگیری القاب ناخوشایند درباره کسی از خود بیزار شده باشید. در این زمان چیزی از درون شما را به خود می پیچاند و ریسمان ناپیدا بر دستان شما می بندد و طناب به دور گردنتان می پیچد و شما را به گوشه خلوت می کشاند. به حکم «الانسان علی نفسه بصیره ولو القی معاذیره»؛ با آگاهی بیش از اندازه همه توجیهات و بهانه تراشی هایتان را به مسخره می گیرد و شما را محکوم و به اشد مجازات می رساند. مجازاتی که در درون اتفاق می افتد و گریزی از آن نیست.

دچار افسردگی و اندوه می شوید و پشیمانی به سراغتان می آید. حالتی عاطفی که همراه با سرافکندگی است و می کوشید تا آن چه را انجام داده اید بازسازی کنید و به وضعیت به گونه ای بازگردد که گویی هیچ اتفاقی نیافتاده است و همه چیز به جای نخست آن بازگردد. آن که شما را به محکمه برده وجدانتان است. وجدان فطرت آگاه و پاک شماست که خداوند در سوره شمس از آن به الهام تقوایی یاد می کند. این پیامبر و دادگر درون است که بدون آن که کسی بفهمد و دلایل بیرونی از توطئه و حسادت و کینه شما باخبر باشد، همه چیز را می بیند و می داند و بر محاکمه و محکومیت شما اصرار و پافشاری می کند. او می خواهد تا شما را به راه راست بازگرداند و عنصر پشیمانی را در شما زنده کند تا دوباره به پاکی خود بازگردید. توبه عاملی است که در این جا پا به میدان می گذارد و زمینه را برای بازسازی وضعیت و بازگشت به حالت نخست فراهم می آورد. قرآن به مساله توبه توجه و اهتمام ویژه ای دارد. در آموزه ها و نیز گزارش های قرآنی از آغازین روزهای زندگی انسان در هستی به مساله توبه نظر خاصی شده است. در این گزارش می خوانیم که حضرت آدم(ع) در همان آغاز خلقت و زندگی در بهشت خود گرفتار امری ناخوش و ناپسند می شود که تبعات زیانباری برای او به همراه داشته است. از این رو در پیشگاه وجدانش محاکمه می شود و پشیمان و اندوهگین می گردد و نمی داند که چگونه خود را از آثار و تبعات کار خویش برهاند. در گزارش قرآنی آمده است که در این هنگام خداوند به سوی او باز می گردد و وی را به الهام تقوایی به خویشتن خویش می خواند تا با توبه و بازگشت به فطرت به بازسازی وضعیت پرداخته و خود را دوباره پاک گرداند به گونه ای که گویی تاکنون دچار چنین وضعیت نشده است. در آیات دیگری از برخی از الگوها و سرمشق های عینی چون حضرت ابراهیم(ع) به بسیار توبه کننده یاد شده است و گاه خداوند خود را نیز به تواب یعنی بسیار بازگشت کننده می خواند. اکنون این پرسش مطرح می شود که توبه چیست؟ چه نشانه هایی دارد؟ چرا توبه اتفاق می افتاد و زمینه های بروز و ظهور آن چیست؟ چه آثار و پیامدهایی می توان برای توبه بیان کرد؟ آیا پس از توبه حالت انسان توبه کار به گونه ای می شود که گویی تازه از مادر زاده شده است؟ آیا توبه موجب می شود که در وضعیت حکمی و وضعی تغییراتی ایجاد شود و یا آن که تنها وضعیت حکمی تغییر می کند و آثار وضعی آن هم چنان باقی است؟ برای شناخت این مهم به آموزه های قرآنی نگاهی کوتاه و گذرایی می شود تا به این پرسش در این نوشتار پاسخ های قرآنی و درستی داده شود.
وجدان بیدارگر
وجدان بیدارگر خداوند در انسان به رحمت و فضل خویش، امری را به ودیعت نهاده است که ما از آن به وجدان یاد می کنیم. وجدان را می توان به عقل بیدارگر، پیامبر درون و الهام تقوایی یاد کرد. به این معنا که عقل در انسان وجودی است که آدمی را به ایمان و کمال می خواند. در انسان عنصر کمال طلبی نهاده است و انسان می خواهد و می کوشد تا خود را به کمال برساند. ایمان به کمال یعنی ایمان به خدایی که کمال مطلق است. آدمی در مسیر کمال یابی خود به خدایی می رسد که در نهایت راه کمالی نشسته است. از این رو به خداوند به عنوان کمال مطلق ایمان می آورد و می کوشد تا خود را به او برساند و از کمالات اسمایی و صفاتی او بهره مند گردد. از این رو میان کمال مطلق و ایمان به خدا رابطه همبستگی و تنگاتنگی وجود دارد. چنان که میان عقل و فطرت و الهام تقوایی و خدای مطلق و کمال مطلق ارتباط است.
عقل بیدارگر
عقل بیدارگر، آدمی در نقش های مختلفی ظهور و بروز می کند. گاه آن را به شکل وجدان می یابیم که ما را به محکمه می کشد و بازخواست می کند. گاه در قالب فطرت ما را به سوی کمال می کشاند. گاه به شکل ایمان از ما می خواهد تا به پرستش کمال مطلق رو آوریم و از کمال مطلق بهره مند شویم. در روایتی آمده است که خداوند هنگامی که عقل و دین و حیا را آفرید، از انسان خواست که یکی را برگزیند. آدمی خود را با انتخاب یکی از این سه گانه مواجه و رو به رو دید. انسان از میان سه گانه، عقل را برگزید. هنگامی که عقل خواست با آدمی شود. دین و حیا نیز با او همراه شدند. از آن دو خواسته شد که برگردند. پاسخ منفی دادند و حاضر به بازگشت نشدند. هنگامی که چرایش را پرسیدند، دین و حیا گفتند که هر کجا عقل باشد ما با او هستیم ولی این گونه نیست که هر کجا ما باشیم عقل هم باشد.
در این روایت به خوبی جایگاه و ارزش عقل بیدارگر تبیین و تحلیل شده است. به این معنا که هرگاه عقل در جایی حضور داشته باشد دین و حیا نیز حضور خواهند داشت. این عقل است که آدمی را به سوی دین و پاکی سوق می دهد. عقل در اندیشه اسلامی و قرآنی، نقش های مختلفی را بازی می کند از این روست که می توان به جای قلب از عقل سخن گفت و یا به جای دین و حیا واژه عقل را گذاشت. این عقل است که آدمی را هنگام رفتن به بیراه بیدار می کند و هشدار باش می دهد تا به جاده راست درآید و راهی را که به اشتباه و غلط پیموده باز گردد. همین عقل است که به شکل وجدان بیدار در هنگامه رفتن به سوی نقص و گناه هشدار باش می دهد و به سوی کمال می خواند؛ زیرا در این نگرش و بینش هرگناهی نقصی است که آدمی را از رسیدن به کمال باز می دارد و هر بی دینی و بی ایمانی دوری از کمال مطلق است که عقل حاضر به پذیرش چنین نقصیه ای در خود نیست. بنابراین هرگاه آدمی دچار گناه و خطا و اشتباهی شد وی را وجدان بیدار به محاکمه می کشد و از او می خواهد تا به سوی فطرت بازگردد و به خودسازی و بازسازی خویش اقدام کند که این همان مفهوم توبه در آموزه های قرآنی و اسلامی است.
ریشه توبه
از این رو می توان گفت که ریشه توبه و بازگشت در انسان رحمت و فضلی است که خداوند نسبت به انسان دارد و با ایجاد عقل بیدار و فطرت پاک و الهام تقوایی او را به سوی کمال می خواند و هردمی که به بی راهه رود با وجدان بیدار و شلاق تقوا به راه آورد تا هرگز به سوی نقصان نرود و از کمال دور نگردد. از این جاست که در آیات قرآنی آمده است که پیش از آن که انسان از گناه و خطایی توبه کند این خداوند است که به سوی او باز می گردد و توبه می کند. در آیات و روایات است که برای هر توبه انسانی دو توبه و بازگشت از خداست. توبه ای پیش از توبه انسان و توبه ای بعد از توبه انسان وجود دارد. به این معنا که این خداوند است که به رحمت خویش که بر خشم او پیشی گرفته است به سوی انسان باز می گردد و با وجدان و تقوای الهامی و عقل بیدارگرش او را به کرده زشت آگاه می سازد و پس از آن است که انسان به خود می آید و بیدار می شود و از کرده نابه جای خویش توبه می کند و در نهایت این خداست که با بازگشت به سوی بنده او را می پذیرد و به مانند روز نخست از هر خطا و نقص و گناهی پاک می گرداند. از این روست که گفته شده است که خداوند تواب است. به این معنا که او بسیار توبه کننده و بازگشت کننده به خلق خود است؛ زیرا اگر بنده ای یک بار توبه و بازگشت کند، این خداوند است که دوباره باز می گردد و به سوی وی توبه می کند و وی را در کنف حمایت خویش می گیرد و از زشتی هایش چشم فرومی پوشد. خداوند در آیه۳۷ سوره بقره در گزارشی از وضعیت آدم هنگام گناه بیان می دارد: فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه انه هو التواب الرحیم؛ پس آدم از سوی پروردگارش کلماتی را تلقی کرد و بر آن اساس توبه نمود و خداوند نیز بر او توبه کرد و بازگشت؛ زیرا خداوند بسیار توبه کننده و رحیم است. دراین آیه به خوبی نموده شده است که آدم پیش از تلقی آن واژگان (هرچه باشد؛ از کلمات وجودی گرفته یا وجدان و یا عقل و…) توبه نکرده است. پس وقتی که آن کلمات را تلقی کرد، بیدار می شود و جایگاه خویش را می یابد و وضعیت خود را درک می کند و می بیند که در چه نقصانی قرارگرفته و تا چه اندازه از کمال مطلق دور افتاده است. از این رو توبه می کند و به هشدار و بیدارباش الهی به سوی خود و کمال مطلق بازمی گردد و خداوند نیز چون بسیار رحمان و رحیم است وی را می پذیرد و همانند روز نخستش از کمالات بهره مند می سازد و نمی گذارد تا نقصان در وی بماند.
در آیاتی که به مسئله رحمت و فضل الهی نسبت به بندگان در حوزه توبه انسان پرداخته شده، همواره به این نکته توجه داده شده است که پیش از اراده انسانی برای بازگشت به خویشتن خویش و قرارگرفتن درمسیر درست کمال وسعادت، اراده الهی بوده است که وی را بیدار کرده است (بقره آیه ۶۴ و آل عمران آیه ۱۲۸ و نیز نساء آیه۲۷ و ۲۸) بنابراین اگر اراده و فضل نبود آدمی توفیق توبه نمی یافت و هرگز از مسیر نادرستی که می رفت باز نمی گشت. هر گناهی همانند سراشیب تندی به سوی دوزخ است که اگر آدمی در آن قرارگیرد ممکن است هرگز راه بازگشت نیابد و به همان گناه در هبوط قرارگرفته و به قعر و ژرفای دوزخ نقصان کشیده شود. ولی این اراده الهی و رحمت و فضل اوست که به انسان گناهکار منت می نهد و وی را دربرمی گیرد و وجدانش را بیدار می کند و با الهام تقوایی او را به سوی بازگشت می خواند و ریسمان نجات را برای رهایی او به درون سراشیب و چاه می افکند تا وی را بالا کشد. از این روست که خداوند به صفت و اسم غفار ظاهرمی شود و بر آن چه کرده است پوشش می گذارد و گناهش را نادیده گرفته دستگیر او می شود و او را بالا می کشد. چنین است که درهرجایی که سخن از توبه درآیات قرآنی می شود؛ اسم رحمان وغفور و غفار ظهور و بروز می کند. (آل عمران آیه ۸۹ و مائده آیه ۳۴ و ده ها آیه دیگر.
عوامل و زمینه های بروز توبه
هرچند که خداوند در حق همه بندگان خویش اصل رحمت عام را اصالت بخشیده است و هرکسی را به عنوان بنده ای از بندگان خویش مورد مرحمت قرار می دهد و آنان را به سوی کمال می خواند و به اقسام وسایل و ابزار می کوشد تا راه کمال را یافته و به آن سوی طی طریق کنند، با این همه نسبت به برخی از بندگان عنایت دیگری می کند و آنان را در رحمت خاص خویش و به نام رحیم در برمی گیرد و به سوی کمال و توبه دعوت می کند. در قرآن عوامل و زمینه هایی را برمی شمارد که موجب می شود تا بنده به جهت آن از توفیق توبه واقعی برخوردار گردد و از نعمت توبه و فواید آثار آن بهره مند گردد. این عوامل و زمینه هایی که در قرآن از آن یادشده را می توان به عوامل درونی و بیرونی دسته بندی کرد.
عوامل درونی و بیرونی توبه که قرآن از آن سخن گفته است عبارتند از ایمان واقعی به خداوند و این که او منشأ هر کمال و مقصد هر سیر و مسافری است. مومنان با شناخت کاملی که از خود و خدا دارند می دانند که خداوند است که اصل هر کمالی است و می بایست به سوی او بروند و از او کمک و یاری بخواهند. آنان می دانند که انسان موجودی ناقص است و می بایست درپی کمال باشد هرچند که به ظاهر گناه و خطایی نکرده باشد ولی به جهت آن که وجود ناقص و فقری انسان خود گناهی است که قابل قیاس با هیچ گناهی نیست، می کوشد تا خود را از گناه محدودیت وجودی برهاند و به کمال مطلق برساند که از هرگونه محدودیتی مبراست. کمال مطلق آن است که آدمی خود را از محدودیت خود برهاند و به خدا برساند و با او پیوند خورد و به سخنی دیگر به لقاءالله برسد که مقصد و مقصود هر تلاشی است: یا ایهاالانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه؛ ای انسان تو به سوی خداوندت در تلاش و کدح هستی تا به او برسی. این رسیدن می تواند به دو شکل باشد. به این معنا که انسان می تواند به اکراه و یا اختیار خدایش را ملاقات کند؛ چون انالله و اناالیه راجعون؛ همه از اوییم و به سوی او می رویم. پس چه بخواهیم و یا نخواهیم در مسیر ملاقات او حرکت می کنیم و این حرکت ما با تلاش و رنج همراه است همگان به آن سمت و سو می رویم. یکی می رود و یکی دیگر را می برند. آن کس که بیدار شد و از خواب گران برخاست و طوق بندگی خدا بر گردن آویخت و با هدایت او گام بر داشت به سوی کمال حسنات و اسمای حسنایی می رود که به شکل جنات تجری من تحتهاالانهار نمایان می شود و یا به شکل جنت رضوان و جنت ذات درمی آید و آن دیگر را به جان کندنی به سوی خدایش می برند که منتقم و جبار است و با اسمای غضب و خشم مواجه می شود و در دوزخ و آتش فرو افکنده می شود و کمال خود را در خشم می یابد. به هر حال این ایمان است که آدمی را به سوی کمال می خواند و هر دمی از گناهی ولو گناه محدودیت و نقصان وجود توبه می کند. (تحریم آیه ۸ و نور آیه ۳۱) از این روست که پیامبر با همه کمالات و عصمتش همواره برای خود و دیگران استغفار می کرد. پیامبر(ص) مأمور بود که در حق خود توبه و استغفار کند تا از نقص وجودی برهد (نصر آیه ۳) و برای دیگران دعا و استغفار و توبه کند تا از هر گناه و نقصی رهایی یابند. (نساء آیه ۶۴) دیگر زمینه و عامل توبه ساز، توفیق الهی است که دستگیر انسان می شود و وی را به سوی توبه و بازگشت به مسیر اصلی کمالی هدایت می کند. (بقره آیه ۳۷) اگر خداوند به انسان توفیق توبه ندهد وقتی در سراشیب گناه و سقوط و هبوط قرار گرفت بی ترمز می رود و در ژرفای دوزخ نقص قرار می گیرد و کمالش خشم ایزدی می شود. توفیق توبه نیز به رحمت الهی است (توبه آیه ۱۱۷ و بقره آیه ۳۷) ریشه این امر را می بایست در بندگی و عبودیت افراد یافت که همین عبودیت زمینه آن می شود که مورد توجه و عنایت خاص خداوند قرار گیرند و با رحمت خاص الهی از هر گناه و خطایی توبه کنند. (هود آیه ۲ و ۳ و ۶۱)
عوامل درونی و بیرونی توبه
از عوامل درونی توبه می توان به مسئله توجه و باور به آمرزش و غفران خدا اشاره کرد. این عامل موجب می شود که انسان رغبت و تشویق به توبه شود و از این که با گناه و خطایی به پایان راه نرسیده است رهایی یابد و توفیق بازگشت را یافته و به ریسمان الهی بیاویزد و از نقص بگریزد. (آل عمران آیه ۸۹)
از دیگر عوامل می توان به عامل بیرونی چون آگاهی به قبولی توبه اشاره کرد. (مائده آیه ۳۴) این عامل موجب می شود تا انسان پس از گناه خود را به سوی خداوند بکشاند و خواستار پاک شدن از گناه شود. اگر انسانی بر این باور باشد که با گناهی کارش به آخر رسیده و باید منتظر مجازات و خشم الهی باشد هرگز به سوی خداوند بازنمی گردد و توبه نمی کند. از این روست که خداوند در قرآن و دیگر کتب آسمانی و وحیانی می کوشد تا به این مسئله توجه دهد که گناه پایان کار نیست و راه بازگشت همواره باز است. بیان مکرر موارد توبه در قرآن از آن روست تا انسان ها ترغیب شوند تا در صورت خطا و گناهی توبه کنند و به سوی خداوند بازگردند. نه آن که از خدا و آموزه ها و دستورهای او دور شوند و در دام ابلیس افتند. بیان داستان آفرینش و گناه نخست آدم و توبه کردن و توبه پذیری خداوند از آن رو صورت گرفت تا انسان همواره امیدوار باشد که می تواند بازگردد و همه پل ها با گناه و یا گناهانش تخریب و ویران نشده است. پل توبه همواره پابرجاست و هرگز فرو نمی ریزد (انعام آیه ۲۷ و نور آیه ۱۴) و تنها در صورتی این پل فرو می ریزد که آدمی در هنگامه مرگ باشد و فرشته مرگ بر بالای سرش ایستاده باشد. (نساء آیه ۱۸ و بقره آیه ۱۶۰ و ۱۶۱)
در حقیقت عقیده و آگاهی به پذیرش توبه از سوی خداوند عامل و بستری مناسب برای ایجادانگیزه توبه و بازگشت به مسیر اصلی و کمالی است. (آل عمران آیه ۸۹ و مائده آیه ۷۴).
البته مواردی چون توبه از کفر و جنگ و گناه نیز در آیات بیان شده است که این ها نیز می تواند به شکلی به مسئله امور اجتماعی بازگردد. به این معنا که جنگ و ترک از جهاد به این جهت اموری نابهنجاراست که موجب دفع فتنه از جامعه گرفته می شود. ترک نماز نیز از مواردی است که خداوند خواهان توبه افراد از آن شده است.
آثار وضعی توبه
در آیات قرآنی برای توبه آثار وضعی نیز بیان شده است که در پایان این نوشتار به گذرا و فهرستی به آن ها اشاره می شود. از جمله این آثار درونی و بیرونی و نیز فردی و اجتماعی می توان به مواردی چون اجابت دعا (انبیاء آیه ۸۷ و ۸۸) دوری از گناه (بقره آیه ۲۷۵) یاری خداوند (نساء آیه ۱۴۵ و ۱۴۶) پیوند و همبستگی اجتماعی (توبه آیه ۷ و ۱۱) تزکیه نفس (نور آیه ۱۴ و ۲۱) بهره مندی از نعمت های دنیا (اعراف آیه ۱۵۶) پاک شدن و تکفیر (احقاف آیه ۱۵ و ۱۶) رستگاری (نور آیه ۳۱) سعادت آخرت (اعراف آیه ۱۵۵ و ۱۵۶) محبت خدا (بقره آیه ۲۲۲) افزایش قدرت و توان (هود آیه ۵۲) رهایی از خسران (بقره آیه ۶۳ و ۶۴) مغفرت و آمرزش (آل عمران آیه ۸۹) رهایی از لعن الهی (بقره آیه ۱۵۹ و ۱۶۰) و هدایت به سوی کمال مطلق (طه آیه ۸۲ و نیز ۱۲۱ و ۱۲۲) اشاره کرد.
این ها نشان می دهد که توبه پیش از آن که تأثیری در آخرت داشته باشد در زندگی فردی و اجتماعی انسان اثر می گذارد. بنابراین می بایست به توبه به عنوان یک راهکار برای رهایی و ساز و کاری عملی برای برونرفت از مشکلات و دشواری نگریست. بسیاری از مسایل و مشکلاتی را که فرد و جامعه با آن روبه رو می شود، می توان با توبه و بازگشت به راه و مسیر اصلی بازسازی و از جلوی راه پیشرفت فرد و جامعه برداشت. توبه وجدان و دادگاه درونی است که فرد را بیدار می کند و به راه راست و کمالی می خواند و زمینه ای می شود تا انسان به فطرت و عقل و دین و ایمان و حیا واقعی باز گردد و در نهایت کمال مطلق را درک کند.
ادامه دارد