تواضع، کامل ترین رفتار اجتماعی

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

تواضع که در فارسی به فروتنی ترجمه شده، یکی از خصوصیات و صفات عالی انسانی است که آثار آن در ارتباط اجتماعی بروز و ظهور می کند. انسان متواضع کسی است که بهتر از آن چه انتظار دارد دیگری او با او تعامل داشته باشد، با دیگران تعامل دارد. پس فراتر از دایره عدالت با برخوردهای احسانی خویش، همگان را مجذوب رفتار خود می سازد و از آن جایی که تواضع از صفاتی است که کسی بدان حسد نمی ورزد، از مشکلات حسادت نیز در امان خواهد بود. از این روست که بهترین صفت انسانی و کامل ترین رفتار اجتماعی را می بایست از فروتن و متواضع انتظار داشت.

از آن جایی که جامعه اسلامی بر مدار مکارم اخلاقی و تمامیت آن می گردد، انتظار می رود که این صفت در مسلمانان و مومنان به بهترین شکل وجود داشته باشد تا جامعه نمونه و برتری را به جهانیان ارایه دهد. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی اسلام بر آن شد تا با تبیین تواضع و آثار آن، الگوی هایی از سبک زندگی اسلامی را ارایه دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

تمامیت مکارم اخلاقی در تواضع

تواضع در لغت به معنای تذلل و فروتنی است.( لسان‌العرب، ج‌۱۵، ص‌۳۲۷، «وضع»؛ فرهنگ فارسى، ج‌۱، ص‌۱۱۵۸، «تواضع») ذلت و فروتنی که در این جا از آن سخن به میان می آید، یک شکستی نفس است که موجبات رشد و بالندگی انسان را فراهم می آورد. از این رو، با ذلت منفی که مانع جدی در سر راه کمال انسانیت است تفاوت ماهوی دارد؛ چرا که خداوند برای انسان به ویژه مسلمان و مومن، ذلت را نمی پذیرد و همه عزت را از آن خود و مومنان می داند.(نساء، آیه ۱۳۹؛ فاطر، آیه ۱۰؛ منافقون، آیه ۸)

از نظر اسلام فروتنی و تواضع در برابر متکبر و غنی به دلیل ثروتش نادرست است ؛ چرا که این تواضع نیست، بلکه ذلت و خواری است که شخص به سبب ثروت دیگری بر خود تحمیل می کند. امام على (ع) در این باره هشدار می دهد که نباید ذلت را با تواضع یکسان دانست. ایشان می فرماید:مَن أَتى غَنیّا فَتَواضَعَ لَهُ لِغِناهُ ذَهَبَ ثُلُثا دینِهِ؛ هر کس در مقابل ثروتمند به خاطر ثروتش تواضع کند دو سوم دینش از بین برود.(نهج البلاغه، حکمت ۲۲۸)

پس مراد از تذلل و ذلت پذیری در مفهوم تواضع همان جنبه مثبت آن است. به این معنا که نفس متواضع از تکبر وعزت بی پایه رهایی یافته و برای این که از کمالات بیش تری بهره مند شود، خود را نرم و لطیف می کند تا با فرورفتگی و شکستگی، هم چون زمین پست، آب بیش تری را کسب کرده و فضایل بیش تری را در خود تجلی دهد. امام کاظم علیه السلام در جایی می فرماید : إِنَّ الزَّرعَ یَنبُتُ فِى السَّهلِ وَلایَنبُتُ فِى الصَّفا فَکَذلِکَ الحِکمَهُ تَعمُرُ فى قَلبِ المُتَواضِعِ وَلا تَعمُرُ فى قَلبِ المُتَکَبِّرِ الجَبّارِ، لأِنَّ اللّه جَعَلَ التَّواضُعَ آلَهَ العَقلِ وَجَعَلَ التَّکَبُّرَ مِن آلَهِ الجَهلِ؛ زراعت در زمین هموار مى روید، نه بر سنگ سخت و چنین است که حکمت، در دل هاى متواضع جاى مى گیرد نه در دل هاى متکبر. خداوند متعال، تواضع را وسیله عقل و تکبر را وسیله جهل قرار داده است.(تحف العقول، ص ۳۹۶)

از نظر آموزه های اسلامی، انسان دارای کمالات از جمله علم و دانش، اهل تواضع و فروتنی است. از این روست که پیامبرگرامی(ص) در باره نشانه های عالم می فرماید: یا عَلىُّ وَلِلعالِمِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: صِدقُ الکَلِمِ وَاجتِنابُ الحَرامِ وَأَن یَتَواضَعَ لِلنّاسِ کُلِّهِم؛ یا على دانشمند سه نشانه دارد: راستگویى، حرام گریزى و فروتنى در برابر همه مردم.(التوحید، ص ۱۲۷) پس باید گفت که یکی از راه های شناخت دارندگی کمالات و فضایل در اشخاص، داشتن فروتنی و تواضع است؛ چرا که هر انسانی دارای فضایل بیش تری باشد هم چون درخت پربار و غنی از میوه های فضایل، فروتنی بیش تری دارد؛ زیرا با داشتن فضایل و غنای آن، نیازی ندارد تا تکبر ورزد و فخرفروشی نماید؛ چرا که انسانی که دارای کمبود و نقص است، برای جبران نقص و کمبود خویش تکبر و تفاخر می ورزد.

پس این که در اصطلاح علم اخلاق، تواضع را به شکستگى و فروتنى نفس تفسیر و تبیین کرده اند، به معنای ذلت منفی نیست. از این روست که متواضع در درون خود حالتی دارد که او را متذلل می کند به‌گونه‌اى که براى خود هیچ‌گونه برترى و امتیازى نسبت به دیگران قائل نبوده، و همواره در رفتار و گفتار خود دیگران را بزرگ و گرامى می دارد.( جامع‌السعادات، نراقی، ج‌۱، ص‌۳۹۴)

امام رضا (ع) در تعریف تواضع به درجات و مراتب آن اشاره می کند و ضمن تبیین برخی از درجات، حقیقت تواضع را نیز تبیین می کند. آن حضرت(ع) می فرماید: اَلتَّواضُعُ دَرَجاتٌ: مِنها أَن یَعرِفَ المَرءُ قَدرَ نَفسِهِ فَیُنزِلَها مَنزِلَتَها بِقَلبٍ سَلیمٍ، لایُحِبُّ أَن یَاتىَ إِلى أَحَدٍ إِلاّ مِثلَ مایُؤتى إِلَیهِ، إِن رَأى سَیِّئَهً دَرَأَها بِالحَسَنَهِ، کاظِمُ الغَیظِ عافٍ عَنِ النّاسِ، وَاللّه یُحِبُّ المُحسِنینَ؛ تواضع درجاتى دارد: یکى از آنها این است که انسان اندازه خود را بشناسد و با طیب خاطر خود را در آن جایگاه قرار دهد، دوست داشته باشد با مردم همان گونه رفتار کند که انتظار دارد با او رفتار کنند، اگر بدى دید آن را با خوبى جواب دهد، خشم خود را فرو خورد و از مردم درگذرد، و خداوند نیکوکاران را دوست دارد.(کافى، ج۲، ص۱۲۴، حدیث۱۳)

پس حقیقت تواضع آن است که با مردم بهتر از آن رفتار نماید که خود دوست دارد دیگران با او رفتار نمایند. امام هادی (ع) در همین راستا و در بیان قاعده طلایی رفتار اجتماعی با دیگران می فرماید: التَواضُعُ أن تُعطِی الناسَ ما تُحبُّ أن تُعطاهُ؛ فروتنی در آن است که با مردم چنان کنی که دوست داری با تو چنان باشند .(المحجه البیضاء، ج ۵، ص ۲۲۵) چنین رفتاری همان احسان است که در اسلام بسیار بر آن تاکید شده است؛ زیرا محسن نه تنها از اهل بخشش و عفو از گناه و خطای دیگران است، بلکه در پاسخ بدی خوبی می کند و این گونه نیست که عادلانه عمل کند و پاسخ بدی را با بدی بدهد، بلکه نه تنها ناله و فریاد نمی کند بلکه می کوشد تا با رفتاری بهتر و اخلاقی، فرد خطاکار را متنبه سازد و او را به سوی اخلاق سوق دهد. (مائده، آیات ۸۲ تا ۸۵) این گونه است که در اوج قدرت و توانایی ، اف نمی گوید و به بدی دیگران را به نیکی پاسخ می دهد. امام صادق (ع) در بیان رفتار فروتنانه نمونه ای را بیان می کند که قابل تامل و تدبر است. ایشان می فرماید: إنَّ مِن التَّواضُعِ أن یَجلِسَ الرّجُلُ دُونَ شَرَفِهِ؛ تواضع در مجلس، آن است که کسى در کم‏تر از جایگاهش بنشیند.(الکافی، ج ۲، ص ۱۲۳، حدیث ۹ ؛ نیز میزان الحکمه، ج ۴، ص ۳۵۵۷) امام باقر(ع) نیز می فرماید: «التواضع الرضا بالمجلس دون شرفه و ان تسلم على من لقیت و ان تترک المراء و ان کنت محقا؛ تواضع آن است که به کمتر از جایگاه شایسته خود در مجلس قانع باشى و هرگاه کسى را ملاقات کردى در سلام پیشى بگیرى و جر و بحث را رها کنى هر چند حق با تو باشد».

پس با آن که از نظر مقام اجتماعی و منزلت علمی و مانند آن در مقام برتری است ولی برای او فرقی نمی کند که در راس مجلس بنشیند یا ته مجلس جلوس نماید. بلکه می کوشد تا با تواضع، دیگران را بلند کند و در جای برتر قرار دهد تا این گونه خود نیز در باطن و نزد خداوند رفعت یابد؛ چنان که در بیان آثار تواضع می آید.

خداوند در آیات قرآنی از متواضع با واژه تواضع و مشتقات آن سخن به میان نیامده است، ولی خداوند از این مفهوم اخلاقی و فضلیت انسانی با واژگانی دیگر غیر از تواضع یاد می کند که بیانگر آثار تواضع در قول و فعل متواضع است. واژگانی برای این مفهوم اخلاقی تواضع در قرآن به کار رفته، واژه هایی چون «هون»، «سلام» و «خفض جناح» و نیز جمله‌هایى مانند «لاتمش فى الأرض مرحاً» و «أذلّه على المؤمنین» است که بیانگر نوع رفتار اجتماعی متواضع در برابر دیگران است. خداوند خواهان آن است که مومنان نسبت به یک دیگر از باب احسان رفتار کنند و تنها در چارچوب عقل و عدالت زندگی اجتماعی خود را سامان ندهند؛ زیرا این عواطف انسانی است که می تواند زندگی اجتماعی را به بهترین شکل سامان دهد و در این میان گذشت و عفو و مانند آن بسیار مهم و اساسی است. مومن نسبت به یک دیگر می بایست مانند پرنده ای باشد که بال هایش را برای فرزندانش می گستراند تا ایشان در پوشش گرم و نرم آن استراحت نمایند.(حجر، ایه ۸۸؛ اسراء، آیه ۲۴؛ شعراء، آیه ۲۱۵)

خداوند بارها از مومنان و پیامبر گرامی(ص) می خواهد تا در کارهای نیک و احسان به دیگران پیشگام باشند و بر یک دیگر سبقت بجویند و حتی پیش از این که دیگری سلام بگوید سرعت و سبقت در این کار نیک بگیرند و آن را دلیل بر ذلت و خواری خود نشمارند بلکه عزت را در آن بجویند.(همان آیات و نیز انعام، ایه ۵۴)

در حقیقت، آن چه ما از صفات انسانی می خواهیم، بروز و ظهور آن در فعل و قول انسانی است. اگر این رفتار هنجاری برخاسته از یک صفت نفسانی در قول و فعل و ارتباطات اجتماعی انسان بروز کند، ارزش مضاعف می یابد. از این روست که در آیات و روایات همواره بر جنبه رفتاری انسان دارای صفت تواضع سخن به میان آمده و آن را برترین و کامل ترین صفت در میان صفات اخلاقی انسانی بر شمرده اند. امیرمومنان امام علی(ع) در بیان ارزش تواضع در میان دیگر صفات اخلاقی می فرماید: أَشرَفُ الخَلائِقِ التَّواضُعُ وَالحِلمُ وَلینُ الجانِبِ؛ شریف ترین اخلاق، تواضع، بردبارى و نرم خویى است.(غررالحکم، ج۲، ص۴۴۲، حدیث۳۲۲۳)

از آن جایی که اخلاق اجتماعی مهم ترین جلوه از جلوه های ایمان انسان است، از نظر پیامبر(ص) تواضع به عنوان شیرینی عبادت معرفی می شود و آن حضرت(ص) می فرماید: مالی لااری علیکم حلاوه العباده؟! قالوا: و ما حلاوه العباده؟ قال: التواضع! ؛ چه می شود که شیرینی عبادت را در شما نمی بینم؟ عرض کردند: شیرینی عبادت چیست؟ فرمود: تواضع است!»(تنبیه الخواطر ،مطابق نقل میزان الحکمه، جلد ۴، حدیث ۲۱۸۲۵ ؛ محجه البیضاء، ج۶، ص ۲۲۲)

پس از نظر آن حضرت(ص) حقیقت عبادت که همان نهایت خضوع در برابر پروردگار است، زمانی حلاوت و شیرینی خود را به دست می آورد که با تواضع در برابر خدا و خلق همراه شود؛ چون کسی که شیرینی خضوع و تواضع در برابر خدا را دریابد در برابر خلق خدا نیز متواضع است. امیرمؤمنان (ع) نیز می فرماید: «علیک بالتواضع فانه من اعظم العباده؛ بر تو باد تواضع که از برترین عبادات است» . (بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۱۱۹، حدیث ۵)

از آن جایی که تواضع ضد تکبر است، خداوند اهل تواضع را دوست می دارد؛ زیرا تکبر تنها زیبنده خداوند است و هر موجودی دیگری که تکبر ورزد، از مسیر کمالی دور می شود، چنان که ابلیس این گونه کرد و از مقامات کمالی هبوط نمود.

صفات های کمالی موجب غبطه و حسادت می شود؛ زیرا انسان وقتی نعمتی را دیگری می یابند یا دوست دارند خود نیز بدان صفت دست یابند که همان غبطه خوردن است و یا دوست دارند که دیگری هم نداشته باشد که همان حسادت است. هر چه نعمت برتر و کمالی تر باشد، بر میزان غبطه و حسادت نیز افزوده می شود و گاه چنان اهل حسادت چشم و نظر می کنند و اذیت و آزار می نمایند که زندگی بر دارنده نعمت و صفت کمالی تنگ می آید. اما در این میان تنها صفتی که این گونه نیست، صفت کمالی تواضع است؛ چرا که تواضع و فروتنی صفتی نیست که هر کسی آن را دوست داشته باشد؛ زیرا برای انسان ها سخت است که اهل تذلل و تواضع باشند و خود را در برابر دیگران کوچک و خوار نمایند و حتی داشته های خود را نهان کرده و بروز ندهند. از این روست که تواضع در میان صفات انسانی تنها صفتی است که هیچ کس نسبت به آن حسادت نمی ورزد؛ زیرا کدام نفس است که نخواهد خودنمایی و تفاخر نکند و داشته هایش را ابراز و اظهار نکند؟! چرا که نفس انسانی که تحت حکومت عقل و تدبیر فطرت پاک نباشد و گرفتار هواها و وسوسه ها باشد، دوست دارد حتی نداشته ها را به رخ بکشد و تفاخر و تکبر کند. امام حسن عسکری(ع) صفت تواضع را در میان صفات کمالی انسان تنها صفتی می داند که موجب حسادت نمی شود. آن حضرت (ع) می فرماید: التواضع نعمه لایحسد علیها؛ تواضع نعمتی است که سبب حسادت دیگران نمی شود. (تحف العقول، ص ۳۶۳)

آثار تواضع

در آیات و روایات برای تواضع آثار و برکاتی بیان شده که به برخی از آن ها در این جا اشاره می شود.

۱. مباهات خداوند: مباهات خداوند بر اهل تواضع از جمله آثار تواضع است. خداوند در برابر اعتراض فرشتگان در انتخاب حضرت آدم(ع) به خلافت، از ویژگی های انسان سخن گفت. این در حالی است که فرشتگان و ابلیس، نواقص آدمی را به رخ می کشیدند و این انتخاب را نادرست ارزیابی می کردند. ولی وقتی انسان ها در مسیری گام بردارند که بیانگر خلافت الهی است، خداوند به چنین اشخاصی مباهات می کند. از جمله این گروه های انسانی متواضعان هستند که خداوند بدان بر فرشتگان مباهات می کند. در روایت است که : یباهی الله تعالی الملائکه بخمسه: بالمجاهدین، والفقراء، والذین یتواضعون لله تعالی، والغنی الذی یعطی الفقراء و لایمن علیهم، و رجل یبکی فی الخلوه من خشیه الله عز و جل؛ خداوند به پنج دسته از انسانها به فرشتگان مباهات می کند: مجاهدان، فقرا (و نیازمندانی که دین خود را به دنیا نمی فروشند) و آنها که به خاطر خدا تواضع و فروتنی می کنند و ثروتمندانی که بی منت به مستمندان کمک می نمایند و کسی که در خلوت از خوف خدا گریه می کند! » (مکارم الاخلاق، ص ۵۱)

۲. محبت: میوه درخت تواضع، محبت خدا و خلق است. خداوند در آیاتی به مومنان توصیه می کند که برای جلب محبت خدا(مائده، ایه ۵۴) و محبت خلق حتی دشمنان(مائده، ایه ۸۲) از تواضع به عنوان بهترین ابزار و راهکار استفاده کنند. در حدیثی از امام امیرالمؤمنین (ع) می فرماید: «ثمره التواضع المحبه و ثمره الکبر المسبه! ؛ میوه درخت تواضع محبت است و میوه (شوم) تکبر دشنام و ناسزاگویی مردم است! » (غررالحکم، ۴۶۱۴) امام صادق (ع) نیز می فرماید: ثَلاثٌ تـُورِثُ المَحَبَّه: الـدَیـنُ وَ التَّـواضُعُ وَ البَذلُ؛ سه چیز است که محبت آورد: قـرض دادن و فـروتنـى و بخشـش.(تحف العقول، ص ۳۱۶) خداوند هم چنین در آیات ۸۲ و ۸۳ سوره مائده بیان می کند که اگر بخواهیم مردمان دیگر را به سوی حق و پذیرش آن تشویق کنیم نمی توانیم با جدال و برهان و مانند آن در این کار موفق شویم، بلکه این تواضع و فروتنی است که زمینه ساز جلب محبت دیگران و گرایش آنان به حق و اسلام خواهد شد و از عناد و لجاجت جلوگیری می کند. پس از آثار تواضع می بایست به گرایش دیگران به حق و حقیقت از جمله اسلام آوری اشاره کرد که در این آیات بدان توجه داده شده است.

۳. تنظیم امور: در حدیث دیگری از همان حضرت آمده است: «بخفض الجناح تنتظم الامور! ؛ با تواضع و محبت کارها نظم و سامان می یابد! » (غررالحکم، ۴۳۰۲) روشن است که نظم جامعه جز در سایه همکاری و همدلی حاصل نمی شود و همکاری و همدلی مردم در صورتی ممکن است که شخص مدیر نخواهد خود را بر آنها تحمیل کند و یا فخرفروشی کند و خود را برتر از دیگران قلمداد نماید، همیشه مدیرانی موفق هستند که در عین قاطعیت متواضع و پر محبت باشند.

۴. رفعت و سربلندی: در حدیث دیگری از رسول خدا (ص) می خوانیم: التواضع لایزید العبد الا رفعه فتواضعوا یرفعکم الله! ؛ تواضع جز بزرگی بر انسان نمی افزاید پس تواضع کنید تا خداوند شما را بلند مقام سازد! . (کنزالعمال، ۵۷۱۹) آن حضرت هم چنین می فرماید: رسول اکرم صلى الله علیه و آله : ثَلاثَهٌ لایَزیدُ اللّه بِهِنَّ إِلاّ خَیرا: اَلتَّواضُعُ لایَزیدُ اللّه بِهِ إِلاَّ ارتِفاعا وَذُلُّ النَّفسِ لایَزیدُ اللّه بِهِ إِلاّ عِزّا وَالتَّعَفُّفُ لایَزیدُ اللّه بِهِ إِلاّغِنَىً؛ سه چیز است که خداوند به سبب آنها جز بر خیر و خوبى نمى افزاید: تواضع که خداوند به سبب آن جز بلند مرتبگى نمى افزاید، شکسته نفسى که خداوند به سبب آن جز عزّت نمى افزاید و مناعت طبع که خداوند به سبب آن جز بى نیازى نمى افزاید.(بحارالأنوار، ج۷۵، ص۱۲۴، ح۲۲) گاه چنین تصور می شود که تواضع انسان را کوچک می کند در حالی که این یک رداشت سطحی و نادرست است، همواره می بینیم افراد متواضع در جامعه مورد احترام و دارای عظمت و شخصیت هستند و تواضع بر منزلت آنها می افزاید. امام صادق علیه السلام نیز می فرماید: إِنَّ فِى السَّماءِ مَلَکَینِ مُوَکَّلَینِ بِالعِبادِ، فَمَن تَواضَعَ لِلّهِ رَفَعاهُ وَمَن تَکَبَّرَ وَضَعاهُ؛ در آسمان دو فرشته بر بندگان گماشته شده اند پس هر کس براى خدا تواضع کند، او را بالا برند و هر کس تکبر ورزد او را پَست گردانند.(کافى، ج۲، ص۱۲۲، حدیث۲)

۵. خاستگاه نیکی و ارزش ها: «التواضع اصل کل خیر نفیس و مرتبه رفیعه… و من تواضع لله شرفه الله علی کثیر من عباده… و لیس لله عز و جل عباده یقبلها و یرضیها الا و بابها التواضع، و لایعرف ما فی معنی حقیقه التواضع الا المقربون المستقلین بوحدانیته، قال الله عز و جل و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما… ؛ تواضع ریشه هر کار نیک و با ارزش است و مقام والایی است… و هر کس برای خدا تواضع کند خداوند او را بر بسیاری از بندگانش شرافت می بخشد… و هیچ عبادتی برای خدا مورد رضا و قبول نخواهد بود مگر اینکه باب آن تواضع است و حقیقت تواضع را جز مقربانی که مستقل در وحدانیت خداوندند درک نمی کنند، خداوند عز و جل می فرماید: بندگان خداوند رحمان کسانی هستند که در زمین با تواضع راه می روند و هنگامی که جاهلان آنها را (با سخنان نامناسب) خطاب کنند، به آنها سلام می گویند (و با بی اعتنایی می گذرند) . » (بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۱۲۱)

۶. علم و دانش: این سخن را با حدیثی که از حضرت مسیح (ع) نقل شده است پایان می دهیم. فرمود: «بالتواضع تعمر الحکمه لابالتکبر، کذلک فی السهل ینبت الزرع لا فی الجبل! ؛ به وسیله تواضع، مزرعه علم و دانش آباد می شود نه با تکبر، همان گونه که زراعت در زمین نرم و هموار می روید نه بر روی کوه! » (بحار الانوار، ج ۲، ص ۶۲) کوتاه سخن اینکه: تواضع هم در زندگی علمی و فرهنگی انسان اثر می گذارد (چرا که افراد متکبر به خاطر تکبرشان از رسیدن به حق محجوبند) و هم در زندگی اجتماعی (چرا که افراد متواضع از محبوبیت فوق العاده ای در اجتماع بهره می گیرند و همه مردم برای آنها احترام خاصی قائلند) و هم در رابطه انسان با خدا مؤثر است چرا که روح عبادت، تواضع و کلید قبولی آن فروتنی است. امام على علیه السلام نیز می فرماید: إِذا تَفَقَّهَ الرَّفیعُ تَواضَعَ؛ انسان بلند مرتبه چون به فهم و دانایى دقیق رسد، متواضع مى شود.(غررالحکم، ج۳، ص۱۳۳، ح۴۰۴۸) پس تواضع خود گواه و نشانه ای از رسیدن انسان به مقام تفقه و درک عمیق و ژرف علمی است.

۷. رهایی از تفاخر و تجاوزگری: رسول اکرم صلى الله علیه و آله می فرماید : إِنَّ اللّه تَعالى أَوحى إِلَىَّ أَن تَواضَعوا حَتّى لایَفخَرَ أَحَدٌ عَلى أَحَدٍ وَلایَبغى أَحَدٌ عَلى أَحَدٍ؛ خداى متعال به من وحى فرمود که متواضع باشید، تا هیچ کس بر دیگرى فخر نفروشد و احدى به دیگرى زورگویى و تجاوز نکند. (کنزالعمال، ج۳ ص۱۱۰، ح۵۷۲۲)

۸. نشانه تقوا: امام على علیه السلام در بیان صفات متقین تواضع را نشانه متقین می شمارد و می فرماید : فى صِفَهِ المُتَّقینَ ـ : مَلبَسُهُمُ الاِقتِصادُ وَمَشیُهُمُ التَّواضُعُ؛ در وصف پرهیزکاران ـ : لباسشان میانه رویست و راه رفتن و رفتارشان متواضعانه است.(نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳)

۹. قرب الهی: از دیگر آثار و برکات تواضع دست یابی به مقام قرب الهی است که مقصد اسنی و برتر هر انسانی است. امام صادق (ع) درباره این اثر تواضع می فرماید : فیما أَوحَی اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إلَی دَاوُدَ یا دَاوُدُ کَما أنَّ أقرَبَ النَّاسِ مِنَ اللهِ المُتَوَاضِعونَ کَذَلِکَ أبعَدُ الناسِ مِنَ اللهِ المُتَکَبِّرُونَ؛ از جمله وحی های که خدای عزوجل به داود این بود: ای داود! همچنان که نزدیک ترین مردم به خدا انسان های فروتن هستند، دور ترین مردم از خدا نیز متکبران اند.(اصول کافی ج۲ ص۱۲۳ باب التواضع حدیث۱۱)

۱۰. مقام صدیقین: از دیگر آثار و برکات تواضع است. حضرت امام حسن عسکرى (ع) فرمودند: «هر که حقوق برادران (ایمانى) خود را بهتر بشناسد و آنها را بهتر ادا کند شأن و مقامش در پیشگاه الهى بزرگتر است، و هر که در دنیا براى برادران (مؤمن) خود تواضع کند، در نزد خدا از صدیقان است و حقا از شیعیان على بن أبی طالب علیه السلام خواهد بود».

۱۱. کمال و بلوغ عقلی: تواضع نشانه بلوغ عقل و کمال یافتگی آن است. امام صادق( علیه السلام) در ضمن حدیثى فرمودند: «کمال العقل فی ثلاث التواضع لله…»: کمال عقل در سه چیز است، یکى از آنها تواضع براى خدا است.

نشانه های تواضع

در مطالب پیشین برخی از نشانه های اهل تواضع بیان شده است. از جمله حدیثی بود که بیان می کرد که اهل تواضع در نشستن و جلوس در مجالس می کوشند در پایین ترین جایگاهی قرار گیرند که لایق و شایسته آن هستند.

امام علی بن ابی طالب (ع)نیز نشانه های دیگری را برای اهل تواضع بیان می کند که از آن جمله آن ها سه نوع حرکت و رفتار اجتماعی است که بیانگر فروتنی شخص است. آن حضرت (ع) می فرماید: ثلاث هن راس التواضع: ان یبدء بالسلام من لقیه، و یرضی بالدون من شرف المجلس، و یکره الریا و السمعه؛ سه چیز است که سرآغاز تواضع است: نخست اینکه انسان هر کس را ببیند ابتدا به او سلام کند و در پایین مجلس بنشیند و تظاهر ریا و سمعه را ناخوش دارد. » (کنز العمال، حدیث ۸۵۰۶)

در بعضی از روایات نشانه های دیگری نیز بر آن افزوده شده است، از جمله: ترک «مراء» و «جدال» یعنی انسان به خاطر برتری جویی با دیگری بحث نکند و یا این که علاقه مند نباشد که مردم او را بستایند و مدح و ستایش کنند. (اصول کافی، ج ۲، ص ۱۲۲، حدیث ۶)

پس نشانه های تواضع را می توان در رفتار اشخاص جست و جو و شناسایی کرد. امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید: إِنَّ مِنَ التَّواضُعِ أَن یَرضَى الرَّجُلُ بِالمَجلِسِ دونَ المَجلِسِ وَأَن یُسَلِّمَ عَلى مَن یَلقى وَأَن یَترُکَ المِراءَ وَإِن کانَ مُحِقّا وَلایُحِبَّ أَن یُحمَدَ عَلَى التَّقوى؛ از تواضع است که انسان به پایین مجلس رضایت دهد، به هر کس بر مى خورد سلام کند، مجادله را رها کند اگر چه حق با او باشد و دوست نداشته باشد که او را به پرهیزکارى بستایند.(بحارالأنوار، ج۷۵، ص۱۱۸، حدیث۳)

از امام صادق (ع) تواضع از نشانه های دین داری و اسلامیت شخص است. از این روست که در حدیثی در بیان صفات متدینان می فرماید : اِنَّ صاحِبَ الدّینِ فَکَّرَ فَـعَـلَـتْهُ السَّکینَهُ وَ اسْتَـکانَ فَـتَواضَعَ وَ قَنِعَ فَاسْتَغْنى وَ رَضىَ بِما اُعْطىَ وَ انْفَرَدَ فَکُفىَ الاْخْوانَ وَ رَفَضَ الشَّهَواتِ فَصارَ حُرّا وَ خَلَعَ الدُّنْیا فَتَحامَى الشُّرورَ وَ اطَّرَحَ الْحَسَدَ فَظَهَرتِ الْمَحَبَّهُ وَ لَمْ یُخِفِ النّاسَ فَـلَـمْ یَخَفْهُمْ وَ لَمْ یُذْنِبْ اِلَیْهِمْ فَسَلِمَ مِنْهُمْ وَ سَخَتْ نَفْسُهُ عَنْ کُلِّ شَى‏ءٍ ففازَ وَ اسْتَکْمَلَ الْفَضْلَ وَ اَبْصَرَ العافیَهَ فَاَمِنَ النَّدامَهَ؛ آدم دین‏دار چون مى‏اندیشد، آرامش بر جان او حاکم است. چون خضوع مى‏کند متواضع است. چون قناعت مى‏کند، بى‏نیاز است. به آنچه داده شده خشنود است. چون تنهایى را برگزیده از دوستان بى‏نیاز است. چون هوا و هوس را رها کرده آزاد است. چون دنیا را فرو گذارده از بدى‏ها و گزندهاى آن در امان است. چون حسادت را دور افکنده محبتش آشکار است.مردم را نمى‏ترساند پس از آنان نمى‏هراسد و به آنان تجاوز نمى‏کند پس از گزندشان در امان است. به هیچ چیز دل نمى‏بندد پس به رستگارى و کمال فضیلت دست مى‏یابد و عافیت را به دیده بصیرت مى‏نگرد پس کارش به پشیمانى نمى‏کِشد.(امالى مفید، ص ۵۲، حدیث ۱۴)

امیرمومنان امام علی(ع) یکی دیگر از نشانه های تواضع را عدم خستگی از طاعت خداوند دانسته و می فرماید : مَن تَواضَعَ قَلبُهُ لِلَّهِ لَم یَسأم بَدنهَ مِن طاعَهِ اللهِ؛ هر که قلبش برای خدا تواضع داشته باشد،بدنش از طاعت خدا خسته نمی شود.(بحار الانوار ج۷۵ ص۹)