تهدید، اقسام و آثار آن از نظر قرآن

کفار

بسم الله الرحمن الرحیم

تهدید به معنای لرزاندن و ترساندن با وعید، اقدامی برای دفع خطر احتمالی یا رفع خطر فعلی است. بنابراین، وقتی کسی را تهدید می کنند، ممکن است فرصتی برای واکنش نداشته باشد. این بدان معناست که ممکن است تهدید همراه با عمل باشد که فرصتی در آن نیست.

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، تهدید یک کنش و واکنش در برابر رفتارهایی است که از سوی طرف مقابل پذیرفته نشده یا پذیرفتنی نیست؛ از همین روست که برای دفع یا رفع آن رفتار به تهدید متوسل می شود. البته تهدید تنها از سوی خدا نسبت به انسان نیست، بلکه انسان ها نسبت به هم دیگر نیز تهدیداتی را به کار می گیرند.

تهدید دشمنان از نظر قرآن

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، دشمن می بایست در شرایطی قرارگیرد که جرات تحرکات ایذایی را نداشته باشد. بنابراین، فراهم آوری ابزارهایی مناسب که بتواند دشمن را بترساند و تهدید را به نمایش بگذارد، بسیار ضروری است.(انفال، آیه ۶۰)

شکی نیست که دست یابی به این هدف نیازمند صرف هزینه های مالی سنگین و تامین منابع انسانی آماده است؛ بنابراین، می بایست با فراهم آوری عِدّه و عُدّه یعنی تجهیزات و نفرات این آمادگی فراهم آید. تامین هزینه های آن به عنوان انفاق در راه خدا محاسبه و پاداش های دنیوی و اخروی برای آن نوشته می شود.(همان)

باید توجه داشت که در راستای تهدید می بایست نمایش قوت و قدرت همه جانبه در دستور کار قرار گیرد و افزون بر حفظ و صیانت از جنبه های امنیتی مساله، برگزاری نمایشگاه و رزمایش های میدانی می تواند دشمنان آشکار و نهان، و نیز تهدیدهای فعلی و احتمالی را دفع نماید؛ زیرا این شیوه به عنوان عملی «ارهابی» موجب ترس و وحشت در دل دشمن می شود تا جایی که دشمن جرات نمی کند تا اقداماتی ایذایی داشته باشد.(همان)

واکنش علیه تهدیدات دشمن

همان طوری که امت و نظام سیاسی ولایی می بایست در شرایطی قرار گیرد که از نظر قوت و قدرت بتواند دشمن را بترساند و تهدید کند تا کنشی علیه امت و نظام سیاسی ولایی نداشته باشد، هم چنین می بایست در شرایطی از نظر قوت و قدرت قرار گیرد که بتواند در برابر تهدیدهای دشمن واکنش مناسبی داشته باشد تا تهدیدات دشمن کارآیی خودش را از دست بدهد. این اقدامات شامل مجموعه ای از اعمال و رفتارهایی است که در ابعاد گوناگون انجام می شود. از جمله این اقدامات می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. استقامت: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، در برابر تهدیدات می بایست روحیه استقامت در امت و مسئولان نظام سیاسی ولایی وجود داشته باشد؛ زیرا با استقامت و مقاومت است که دشمن از تهدیدات خویش طرفی نسبته و ناکام می ماند. بنابراین، در شرایطی که حتی تهدید دشمن فعلی است و به ظن اطمینانی روشن است که دشمن تهدید خویش را جامه عمل می پوشاند، استقامت بر اصول و ارزش های ایمانی اسلام می تواند شکست را برای دشمن رقم زند و نتواند به اهداف خویش از جمله سلطه بر مومنان و امت دست یابد. در همین راستا خدا با بیان تهدیدات فعلی فرعون نسبت به ساحران بیان می کند که چگونه آنان با استقامت بر ایمان خویش و تاکید بر آن شکست را بر فرعونیان تحمیل کردند؛ زیرا شهادت ساحران موجب نشد تا امام و امت در تنگنا قرار گیرد و سلطه فرعونی تثبیت شود.(اعراف، آیات ۱۲۲ تا ۱۲۶؛ طه، آیات ۷۱ تا ۷۳؛ شعراء، آیات ۴۹ تا ۵۱)
  2. بی اعتنایی: از دیگر روش هایی که قرآن برای مقابله با تهدید دشمنان بیان می کند، بی اعتنایی نسبت به آن است(انعام، آیات ۸۰ و ۸۱)؛ زیرا وقتی مومنان به خدا امید دارند و او را حاکم بر هستی و مقدرات و سرنوشت ها می دانند، دیگر ترسی از دشمنان حتی بالفعل ندارند و به کارزار با آنان می روند، چه رسد که در برابر تهدیدات میدان را خالی کنند و از ادامه روند الهی باز مانند و به طریق ضلالت و گمراهی گام نهند و تن به سلطه دشمن و خواسته هایشان دهند. ترس از خدا جایگزین ترس از غیر خدا می شود و دیگر مومن باکی از تهدیدات دشمن نخواهد داشت.(همان) جالب این که دشمن برای رسیدن به هدف خویش، به امور واهی و باطل تمسک می جوید و آن را به گونه ترسیم می کند که گویی مقدرات و سرنوشت در دست ایشان یا خدایان باطل ایشان است، در حالی که تهدیدات آنان در برابر اراده و مشیت الهی هیچ و پوچ است و کسی که به خدا امید دارد، هرگز به تهدید دشمن از میدان به در نمی رود.(همان)
  3. تبری: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، همان طوری که تولی به ولایت الهی موجب استقامت و پایداری انسان می شود، لازم است تا نسبت به دشمنان تبری جسته شود و برای در امان ماندن از تهدیدات آنان با تولی به خدا و تبری از ولایت شیطانی و رفتارهای نابهنجار شیطانی، خود را در حریم امن الهی قرار دهد و از هیچ گونه تهدید نسبت به قتل و تبعید و مانند آنها نهراسد. در حقیقت تبری جستن از دشمن کمال بخشی به همان تولای الهی است که این گونه عنایت و فضل الهی نسبت به مومنان افزایش می یابد و تهدید دشمن کارآیی خود را از دست می دهد.(شعراء، آیات ۱۶۷ و ۱۶۸)
  4. توکل و اعتماد به خدا: مومنان می دانند که هیچ کسی در هستی دارای قوت و عزت مستقل نیست، بلکه منشاء و خاستگاه هر چیزی خدا است. بر این اساس، در برابر دشمن و تهدیدات هر گز میدان را خالی نمی کنند؛ زیرا با تکیه و توکل بر خدا و اعتماد به او در میدان می مانند و اجازه نمی دهند دشمن به خواسته های خویش برسد و سلطه خویش را گسترش یا تحکیم بخشد. (آل عمران، آیه ۱۷۳) از نظر قرآن، هر چه تهدید دشمن قوی تر و شدیدتر شود، به همان میزان توکل مومنان بیش تر و ایمان ایشان فزون تر می شود تا جایی که دیگر به جز خدا به کسی یا چیزی از اسباب مادی توجه نمی یابند و خدا را برای خویش کافی دانسته و بر اساس همان عمل می کنند. پس هر چه فشار و تهدیدات دشمن شدیدتر و قوی تر شود، خشیت مومنان نسبت به خدا افزایش می یابد و آنان با توکل به خدا از تهدید دشمن می رهند و تهدیدات دشمن نمی تواند موجب عقب نشینی شود، بلکه پایداری و استقامت را در مومنان افزایش می دهد و آنان را به رسیدن به موفقیت امیدوارتر می سازد.(همان)
  5. ذکر الهی: از نظر قرآن، انسان در شرایط سخت می تواند با توسل به اسماء الله و ذکر الله ، به درجه ای از اطمینان و آرامش برسد که هیچ تهدیدی در او تاثیری نگذارد و با آرامش و اطمینان به اقدامات الهی وتامینی خویش ادامه دهد و راهش را تغییر ندهد و عقب نشینی نکند. تهدید دشمن انسان را به این واقعیت و حقیقت سوق می دهد که دست خدا برتر از همه است و قوای الهی که در اسماء و صفات الهی تجلی می کند، هرگز اجازه نمی دهد تا تهدیدات دشمن به فعلیت تبدیل شده یا از فعلیت به موفقیت برسد. بنابراین، در برابر تهدید های دشمن هماره توجه به ذکر الله و بهره گیری از آن بسیار مفید و سازنده است و خدا را به یاری انسان می رساند و موفقیت را برایش رقم می زند و دشمن را ناکام می گذارد.(یوسف، آیات ۳۲ و۳۳) از نظر قرآن، هیچ عاملی اطمینان بخش تر از ذکر الله نیست.(رعد، آیه ۲۸)
  6. واکنش سالم: از دیگر واکنش هایی که می تواند تهدیدات دشمن را ناکام گذارد، واکنش سالم در برابر تهدید است. این واکنش سالم شامل، رفتاری از سر سلام و سلامت و صلح و به دور از کینه جویی و دشمنی و مانند آن ها است؛ زیرا برخی از این تهدیدات دشمن از روی جهالت و عدم درک درست از کنش ها و واکنش های مومنان است؛ چرا که گاه تصویری نادرست و خشن از مومنان و مسلمانان موجب می شود تا دشمن گمان کند که با تهدید به خشونت می تواند مسلمانان و مومنان را به مسیر درست بکشاند؛ در حالی که برخورد مناسب با این گروه از دشمنان این بستر را فراهم می آورد تا بتوان آنان را با حقیقت اسلام متعالی و اهداف اخلاقی و کمالی آن آشنا کرد. البته همیشه این واکنش که با سلام و صلح همراه است پاسخ مثبت دریافت نمی کند و هدف مورد نظر تامین نمی شود، ولی حقیقت بر دشمنان جاهل و ناآگاه روشن می شود و ممکن است تلنگری بر اندیشه ها و نگرش های باطل آنان باشد.(مریم، آیات ۴۶ و۴۷)

عوامل تهدیدات خدا نسبت به خلق

از نظر قرآن، نوعی از تهدید، تهدیداتی است که خدا نسبت به گروه ها و اقشار از مردم دارد؛ زیرا این گروه ها و اقشار به شیوه ای عمل می کنند که بر خلاف هدایت های تکوینی و تشریعی و اهداف خلقت و فلسفه آن است. از نظر قرآن مهم ترین علل و عواملی که موجب می شود تا خدا به تهدید آنان بپردازد، افکار و اعمالی است که این گروه ها انجام می دهند. مهم ترین آنها از نظر قرآن عبارتند از:

  1. اختلاف افکنی: از نظر قرآن، تفرقه در دین عامل تهدید الهی است.(انعام، آیه ۱۵۹) پس کسانی که میان مومنان اختلاف می افکند، از جمله کسانی هستند که خشم الهی را بر می انگیزند و خدا برای جلوگیری از ادامه این روند، آنان را به عذاب تهدید می کند.(همان) البته باید توجه داشت که انداز، تهدیدی است که شخص فرصت اصلاح را دارد؛ ولی در تهدید ممکن است که شخص حتی فرصت تغییر را نیابد؛ یعنی تهدید با عمل همراه باشد و شخص مورد مجازات قرار گیرد.( مجمع‌البیان، ج ۱ – ۲، ص ۱۲۶) بر این اساس، ممکن است که تهدید الهی نسبت به این گروه ها با عمل الهی یعنی عذاب همراه شود.
  2. اذیت کنندگان: از نظر قرآن همه کسانی که به اذیت و آزار پیامبر(توبه، آیه ۶۱؛ احزاب، آیه ۶۱) همسران پیامبران و مومنان(احزاب، آیات ۵۹ تا ۶۱) می پردازند، مورد تهدید الهی قرار می گیرند و خدا آنان را به عذاب در دنیا و آخرت تهدید می کند.
  3. استهزاکنندگان و اهانت کنندگان: هم چنین کسانی که به استهزاء آیات الهی(لقمان، آیات ۶ و۷)، مومنان و اعمال خیر آنان(توبه، آیه ۷۹) و معجزات الهی (انعام، آیات ۴ و ۵) می پردازند و یا به پیامبران اهانت می کنند(ابراهیم، آیات ۹ تا ۱۳) مورد تهدید عذاب الهی در دنیا و آخرت قرار می گیرند.
  4. تکاثرگرایان: کسانی که دنبال جمع مال و ثروت دنیوی بوده و از هر طریقی آن را جمع می کنند و در کارهای زشت به کار می گیرند و به دین و ایمان نمی گرایند، از کسانی هستند که مورد تهدید خدا قرار دارند.(ص، آیات ۴ تا ۸؛ مزمل، آیات ۱۰ تا ۱۲؛ همزه، آیات ۱ تا ۳)
  5. اعراض کنندگان: کسانی که از آیات الهی اعراض می کنند، مورد تهدید خدا قرار می گیرند و خدا ایشان را در دنیا و آخرت به عذابی سخت تهدید می کند.(طه، آیات ۹۹ تا ۱۰۱؛ کهف، آیات ۵۷ و ۵۸)
  6. تفاخرگرایان: از نظر قرآن، تفاخرگرایان که به داشته های دنیوی خویش می نازند و با رفتارهای خویش دیگران را تحقیر می کنند و مردم را در عمل و رفتار از آخرت دور می سازند، مورد تهدید الهی قرار می گیرند.(تکاثر، آیات ۱ تا ۶)
  7. افشاگران عیوب: هر کسی عیب دارد، اگر کسی عیب پوشیده دیگری را آشکار کند، مورد تهدید الهی قرار می گیرد(نساء، آیه ۱۴۸)؛ زیرا وصف خداوند به شنوایى و آگاهى پس از بیان اوامر و نواهى، براى تهدید به کیفر گناهکاران و بشارت پاداش به اطاعت‌کنندگان است. (مجمع‌البیان، ج ۳ – ۴، ص ۲۰۲)
  8. بخیلان: بخل صفت بسیار پستی است؛ زیرا نعمت های الهی را حتی به صاحبان حق و مستحق آن یعنی سائلان و محرومان نمی دهد و آن را تنها برای خویش می خواهد. چنین افرادی از سوی خدا مورد تهدید قرار می گیرند.(آل عمران، آیه ۱۸۰؛ قلم، آیات ۱۷ تا ۳۳؛ ماعون، آیات ۴ تا ۷)
  9. بدعت گذاران: بدعت به معنای وارد کردن امری غیر دینی به نام دین است. این بدعت ممکن است در قالب بیان یا بنان یعنی عمل و رفتار و ایجاد سنت های نادرست باشد. خدا به شدت بدعت گذاران در دین را تهدید به عذاب می کند؛ زیرا آنان به خدا افتراء می زنند و دین مردم را به نابودی می کشانند و مردم را از راه حقیقت و صراط مستقیم باز می دارند.(بقره، آیه ۷۹؛ انعام، آیات ۹۳ و ۱۳۸ و ۱۳۹)
  10. بیماردلان: بیماردلان افرادی هستند که قلوب خویش را به گناه از سلامت خارج کرده به طوری که دیگر قدرت تشخیص درست و رفتار صحیح را از دست می دهند. خدا این افراد را تهدید می کند؛ زیرا یکی از عوامل منفی در حرکت مردم به سوی ایمان و حقیقت هستند.(احزاب، آیات ۵۹ و ۶۱؛ محمد، آیه ۲۰) باید توجه داشت که «اَولى» در آیه اخیر براى تهدید و وعید است. (مجمع‌البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۱۵۶)
  11. پیروان شیطان: هر کسی تابع ابلیس و شیطان باشد و از او پیروی کند، در حقیقت از ولایت الهی خارج و به ولایت طاغوت در آمده و از صراط مستقیم به ضلالت گرفتار شده است. چنین افرادی مورد تهدید خدا به عذاب در دنیا و آخرت هستند.(نساء، آیات ۱۱۹ تا ۱۲۱؛ حجر، آیات ۴۲ و ۴۳؛ بقره، آیات ۲۰۸ تا ۲۱۰)
  12. تارکان نماز و زکات: کسانی که از اعمال عبادی چون نماز و زکات سر باز می زنند، مورد تهدید خدا قراردارند و می بایست با انجام آن خود را از شرور عذاب در دنیا و آخرت نگه دارند.(فصلت، آیات ۶ و ۷؛ مرسلات، آیات ۴۸ و ۴۹)
  13. توطئه گران: هر کسی علیه رهبران اسلامی توطئه کند و بخواهد راه ایشان را بر بندد و یا به ایشان آسیب رساند، از سوی خدا تهدید به عذاب شده است.(نساء، آیه ۸۱؛ زخرف، آیات ۷۹ و ۸۰)
  14. حرام خواران: کسانی که به حرام خواری رو می آورند و مال مردم را از طرق مختلف می گیرند و یا رباخواری پیشه می کنند، مورد تهدید خدا هستند.(نساء، آیات ۱۰ و ۲۹ و ۳۰؛ فجر، آیه ۲۳؛ بقره، آیات ۲۷۸ و ۲۷۹)
  15. تارکان معروف: هر کسی که به جای معروف دنبال منکرات می رود و احکام خدا را انجام نمی دهد و حرام خدا را حلال می کند، مورد تهدید هستند. از همین گروه ها می توان به فاسقان(سجده، آیه ۲۰)، غیبت کنندگان(همزه، آیه ۱)؛ عیب جویان(توبه، آیه ۷۹)، عهدشکنان(آل عمران، آیه ۷۷)، ظالمان(کهف، آیات ۸۶ تا ۸۸)، طغیانگران(یونس، آیه ۲۳)، سخن چنیان(قلم، آیات ۱۰ تا ۱۶)، قاتلان(آل عمران، آیه ۲۱)، گناهکاران(بقره، آیه ۸۱) و مانعان اعمال خیر (ق، آیات ۲۴ و ۲۵؛ قلم، آیات ۱۲ و ۱۶؛ احزاب، آیه ۱۸) و دیگر اعمال منکر و زشت اشاره کرد که در آیات قرآنی بیان شده است.