تهاجمات استکبار جهانی علیه گفتمان اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

قصه های قرآنی، تنها قصه تخیلی نیست، بلکه گزارش های دقیق همراه تحلیل و تبیین و توصیه های خدایی است که نه تنها به اسرار و خفیات انسان آگاهی دارد، بلکه به اخفی نیز آگاهی دارد که بر خود انسان نیز پوشیده است به طوری که گاهی کاری را انجام نمی دهد که هیچ اطلاعی از علل اندیشه ای و انگیزه ای آن ندارد. براساس روایات معتبر، هر آن چه در آموزه های وحیانی قرآن بیان شده است، سخن از انسان و امتی است که آغاز آن آدم(ع) و پایان آن آخرین فرزند او در زمین پیش از متلاشی و نابودی آن است؛ بنابراین، آموزه های وحیانی، بیانگر همه خلق و خوی بشریت، سنت ها و قوانین الهی حاکم بر جان و جهان و جامعه است، تکرار در آن امری طبیعی است، به طوری که می توان مدعی شد که هر آن چه در امت های شرایع پیشین اسلام اتفاق افتاده، دوباره در امت آخر زمانی اسلام تکرار می شود. یکی از این قصه ها که در بردارنده سنت های بسیاری است، قصه حضرت موسی(ع) با فرعون، هامان و قارون و جنگ های اعتقادی و فرهنگی و نظامی و اقتصادی علیه گفتمان انقلاب اسلامی و نظام سیاسی ولایی بود که امروز دوباره تکرار می شود. نویسنده در این مطلب بر آن است تا بر اساس آموزه های وحیانی، اهداف، آثار و عوامل، موثر در این تهاجمات متنوع و متعاد را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

سنت ها و قوانین الهی حاکم بر اجتماع

قرآن، سرشار از قصه های واقعی است که در برگیرنده واقعیت های تاریخی و گزارش های دقیق چند زاویه ای همراه با تحلیل جزئیات و موشکافی در علل و چرایی و نیز چگونگی رخدادها و هم چنین بیان آثار و در نهایت توصیه های عبرت آموز برای دیگران است تا در جنبه های مثبت آن را تکرار و در جنبه های منفی از آن اجتناب کنند؛ زیرا از نظر قرآن، همان طوری که تحقق رخدادی در حوزه طبیعت دارای اسباب و علل چندگانه ای است که با تحقق علت معلول نیز تحقق می یابد، در حوزه رفتار اجتماعی انسان نیز عللی است که تحقق آنها معلول خود را به دنبال خواهد داشت و این گونه نیست که رخدادها فارغ از علل و اسباب و به شکل اتفاقی باشد. بر همین می توان پدیده های اجتماعی را همانند پدیده های طبیعی تحلیل و تبیین کرده و توصیه هایی را نیز بر اساس آن بیان نمود.

به سخن دیگر، از نظر آموزه های وحیانی قرآن، سنت ها و قوانین الهی حاکم بر هستی شامل سنت ها و قوانینی می شود که در حوزه جان و جامع بشری نیز جاری و ساری است. شناخت این سنت ها و قوانین می تواند هم انسان را نسبت به چرایی و چگونگی رخدادهای اجتماعی آگاهی بخشد و هم بستری برای تغییر اوضاع اجتماعی با برنامه ریزی و مدیریت شود.

از نظر قرآن، روان انسانی از ظرفیت تغییراتی اساسی چنان شگرفی برخوردار است که می تواند از بالاترین و کریم ترین موجود هستی تا پست ترین آن ها را در بر گیرد؛ زیرا از نفسی برخوردار است که از مظاهر روح الهی است(اعراف، آیه ۱۲؛ ص ، آیه ۷۲) و از کالبدی سود می برد که از پست ترین عناصر هستی تشکیل شده است.(الرحمن، آیه ۱۴؛ حجر، آیه ۳۳) این گونه است که ظرفیت دارد که از مقام کرامت خویش بهره برد(تین، آیه ۴) یا گرفتار مرتبه پست ترین (تین، آیه ۵) شود و به جای آن که بالا رود، خلود در زمین و خاک داشته باشد(اعراف، آیه ۱۷۶) و به «انسان چارپا»(اعراف، آیه ۱۷۹)، «انسان هیزم»(جن، آیه ۱۵) یا «انسان زغال سنگ»(انبیاء، آیه ۹۸) تغییر کند و خلقتش را تغییر(نساء، آیه ۱۱۹) دهد، نه تبدیل یا تحویل؛ زیرا تبدیل و تحویل در سنت های الهی از جمله فطرت انسان راه نمی یابد.(روم، آیه ۳۰؛ احزاب، آیه ۶۲)

قرآن تاکید می کند که تاثیرات تغییر در روان و نفوس آدمی، تاثیرات اجتماعی نیز به دنبال داشته و موجب تغییرات حتی را طبیعت و محیط زیست بشر به شکل مثبت یا منفی می شود. از این روست که گاه با شکل جزیی و مصداقی از افزایش نعمت ها و برکت در محیط انسانی با ایمان و تقوا یا کاهش آن ها سخن به میان می آورد(اعراف، آیه ۹۶؛ نحل، آیه ۱۱۲) و گاه به شکل کلی و عمومی نسبت به تغییرات اجتماعی در پی تغییرات مثبت یا منفی انفاس انسانی می گوید: إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ؛ در حقیقت ‏خدا حال قومى را تغییر نمى‏ دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند.(رعد، آیه ۱۱)

در حقیقت این آیه و نیز آیاتی دیگر به سنت های الهی حاکم بر اجتماعات بشری اشاره دارد. خدا در جایی دیگر نیز می فرماید: ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّرًا نِعْمَهً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛ این کیفر نسبت به قوم فرعون بدان سبب است که خداوند نعمتى را که بر قومى ارزانى داشته تغییر نمى‏ دهد، مگر آنکه آنان آنچه را در دل دارند تغییر دهند و خدا شنواى داناست.(انفال، آیه ۵۳)

از نظر قرآن، تاثیرات رفتار انسان فراتر از محیط اجتماعی انسان بوده و می تواند در هستی و محیط زیست به شکل مستقیم و غیر مستقیم تاثیرات مثبت یا منفی به جا گذارد؛ چنان که به صراحت می فرماید:

ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلُ کَانَ أَکْثَرُهُمْ مُشْرِکِینَ ؛ به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده فساد در خشکى و دریا نمودار شده است تا سزاى بعضى از آنچه را که کرده‏ اند، به آنان بچشاند باشد که بازگردند. بگو در زمین بگردید و بنگرید فرجام کسانى که پیشتر بوده وبیشترشان مشرک بودند چگونه بوده است. (روم، آیات ۴۱ و ۴۲)

پس از نظر قرآن، اعتقادی چون کفر و شرک و هم چنین رفتاری چون فسق و فجور از یک سو می تواند موجب فساد در محیط زیست و طبیعت به جا گذارد که گاه شامل زلزله و سیل و توفان و دیگر اموری می شود که به ظاهر پدیده های طبیعی است و هیچ ربطی به افکار و رفتار آدمی ندارد، اما امروز مشخص شده مثلا رفتار انسان موجب حالت گلخانه ای و توفان و سیل می شود و ممکن است فردا ابعاد دیگری از سنت ها و قوانین الهی حاکم بر طبیعت کشف شود که ارتباط مستقیم با عملکرد بلکه اعتقاد انسانی دارد؛ زیرا این فلسفه و اعتقاد انسان است که رفتار او را ساماندهی و جهت می کند.

به هر حال، آگاهی و دانش نسبت به سنت ها و قوانین حاکم بر طبیعت و نیز جان و جامعه بشری می تواند انسان را نسبت به تاثیر فلسفه و سبک زندگی اش هوشیار و آگاه کند؛ زیرا معلوم می شود که فلسفه و سبک زندگی انسان تا چه اندازه در جنبه های مثبت و منفی و خوشبختی و بدبختی فردی و جمعی بشر تاثیرگذار است.

تهاجم چند گانه اعتقادی، نظامی و اقتصادی علیه اسلام

از نظر قرآن، گفتمان اسلام که مبتنی بر شرایع و هدایت های الهی است، می تواند انسان را در مسیر حق و عدالتی قرار دهد که هر چیزی در جای مناسب و درست آن قرار گرفته و انسان می تواند از سعادت در دنیا و آخرت بهره مند شود. البته از آن جایی که خدا برای انسان دو حجت و ابزار کشف باطنی و ظاهری قرار داده است ، انسان می تواند با عقل فطری و سلیم خویش و هم چنین نقل معتبر وحیانی، حقایق و سنت های الهی را کشف کند و بر اساس آن زندگی خویش را ساماندهی کند و به سعادت دو سرا دست یابد.(ملک، آیه ۱۰؛ کافی، ج ۱، ص ۱۱)

از نظر قرآن، عقل و نقل به سبب کشف حقیقت و سنت ها و قوانین الهی حاکم بر جهان، جان و جامعه می بایست از سوی انسان ها به کار گرفته شود، و گرنه محیط زیست خویش را نابود کرده و برای خویش دنیا و آخرت را به دوزخ تبدیل می کنند.(ملک، آیات ۱۰ و ۱۱؛ روم، آیات ۴۱ و ۴۲ ؛ اعراف، آیه ۹۶؛ نحل، آیه ۱۱۲ و آیات دیگر)

خدا در قرآن به قصه هایی واقعی اشاره می کند که امتی بر خلاف عقل سلیم و نقل وحیانی عمل کرده و از هدایت های الهی پیامبران دور شدند و آسیب دیدند. یکی از مهم ترین قصه های تاریخی قرآن، قصه های حضرت موسی(ع) که بیش ترین تکرار را در قرآن دارد؛ زیرا گفتمان اسلامی در این دوره دچار انواع چالش های اعتقادی، فرهنگی، نظامی و اقتصادی می شود.

از نظر قرآن، مجموعه تهاجمات و چالش هایی که از درون و برون گفتمان انقلاب اسلامی حضرت موسی(ع) با آن مواجه بوده است، از همان آغاز حرکت حضرت موسی(ع) شروع می شود که چکیده آن ها عبارتند از:

  1. تهاجم اعتقادی از سوی استکبار جهانی: حضرت موسی(ع) در برابر قدرت استبدادی و استکباری فرعونی قرار می گیرد که در آن زمان در جغرافیایی سیاسی شمال آفریقا تا غرب آسیا را تحت سلطه مستقیم و غیر مستقیم خود داشت. حضرت موسی(ع) ماموریت می یابد تا به مرکز جهان یعنی مصر رفته و با نابودی دولت استبدادی و استکباری فرعونی، مستضعفان آن روز جهان را نجات داده و با ایجاد دولت و نظام سیاسی ولایی مردم را به سعادت دنیوی و اخروی راهنمایی کند. اولین تهاجمی که از سوی مستکبران و مستبدان زمان علیه گفتمان انقلاب اسلامی انجام می شود، تضعیف پایه های اعتقادی گفتمان انقلاب اسلامی با اتهام های ناروایی چون سحر و جادو (ذاریات، آیه ۳۹؛ طه، یه ۶۳؛ شعراء، آیات ۳۵ و ۳۶) یا اشغال سرزمینی و اخراج مردم از سرزمین های مادری (اعراف، آیه ۱۱۰؛ طه، آیه ۶۳؛ شعراء، آیات ۳۵ و ۳۶) و مانند آن ها است. در طول تاریخ چنین اتهاماتی هماره از سوی مستکبران و ظالمان و مستبدان علیه گفتمان اسلامی عدالت خواهانه قسطی بوده و خواهد بود؛ زیرا ریشه ها و خاستگاه این اتهامات هماره یکسان و اهداف و مقاصد همسویی دارند؛ زیرا کسانی که اهل طغیان هستند هماره دنبال بهانه جویی اعتقادی هستند تا بتوانند فسق و فجور خویش را توجیه کنند(قیامت، آیات ۱ تا ۵) و این گونه نیست که آنان به هم دیگر توصیه و سفارش داشته باشند، بلکه حتی یک دیگر را ندیده و اطلاعاتی از هم نداشته باشند، از این نظر همانند هم فکر و عمل می کنند، زیرا اقتضای طغیان گری و برتری جویی این است که به این بهانه های اعتقادی تمسک جویند و شهوت عملی و فسق و فجور خویش را با شبهه علمی توجیه کنند.(ذاریات، آیات ۵۲ و ۵۳) از همین روست که با آن که گاه به یقین شهودی به سبب معجزات و ادله و براهین قاطع می رسند، با این همه به سبب ظلم و علو تن به حقیقت نمی دهند و علیه آن موضع گیری می کنند، چنان که فرعون و فرعونیان این گونه عمل کردند.(نمل، آیه ۱۴)

البته از نظر قرآن، دشمن هماره از بیرون عمل و رفتار نمی کنند، بلکه از درون اجتماع اسلامی به گفتمان اسلامی ضربه وارد می کند. از همین روست که خدا به داستان بلعم باعورا به عنوان یک عالم یهودی اشاره می کند که در خدمت اهداف استکبار فرعون علیه گفتمان انقلاب اسلامی موضع گیری کرده و علم الهی خویش را در خدمت ظالمان و مستبدان و مستکبران قرار می دهد و به عنوان عالم مزدور وارد میدان کارزار علیه گفتمان اسلامی می شود.(اعراف، آیه ۱۷۶) البته عالم دیگر یهودی حتی گام از این فراتر نهاده و در مدت غیبت حضرت موسی(ع) توطئه ای پیچیده ای را به مورد اجرا می گذارد تا نه تنها حضرت هارون خلیفه به حق موسی(ع) را از مدیریت نظام سیاسی و اجتماعی کنار بزند، بلکه مستقیم به سروقت اعتقاد مردم می رود و از درون اجتماعی اسلام به عنوان عالم اسلامی، دین جدید می آورد و بدعتی را موجب می شود تا مردم از نظر اعتقادی سست شوند. این گونه است که فضای دو قطبی را در اجتماع ایجاد می کند و اکثریت مردم را با خود همراه می سازد به طوری که خلیفه الهی در نظام ولایی تنها می شود.(طه، آیات ۹۰ تا ۹۴؛ اعراف، آیه ۱۵۰)

  1. تهاجم فرهنگی علیه گفتمان انقلاب اسلامی: از دیگر فعالیت های طغیانگر مستکبر و مستبد علیه گفتمان انقلاب اسلامی، تهاجم فرهنگی است. بر اساس آیات قرآنی، فرعونیان مستکبر برای سرکوب انقلاب اسلامی از هیچ کوشش و تلاشی دست برنداشتند. فعالیت های فرهنگی آنان به طیف گسترده ای از فعالیت های تهاجم و تخریبی تعلق داشت که شامل اتهامات دروغین از جمله سحر و جادو به حضرت موسی(ع)، قتل بی گناهان از سوی حضرت موسی(ع)، و نیز شامل قتل کودکان و پسران، گسترش فحشاء در میان زنان و بهره گیری جنسی از آنان، ایجاد تفرقه میان امت اسلام و مانند آن ها می شود. هنجارشکنی به ویژه گسترش فحشا و بی حیایی در میان زنان از جمله نخستین فعالیت های فرهنگی از سوی دشمنان است که برای فروپاشی از درون برنامه ریزی و به اجرا گذاشته می شود.(قصص، آیه ۴)

خدا بیان می کند که برخی از فعالان رسانه ای و تبلیغاتی فرعون چنان در میان امت اسلام فعالیت کردند تا مردم را نسبت به برکات و آثار انقلاب اسلامی بدبین کنند و عصر فرعونی وحاکمیت او را با عصر پیروزی انقلاب اسلامی مقایسه کنند. خدا در قرآن می فرماید: قوم موسی به او گفتند که ما هم پیش از آمدن تو و هم بعد از آنکه آمدی به اذیت و رنج و شکنجه دشمن بوده‌ایم، موسی گفت: امید است که خدا دشمن شما را هلاک نماید و شما را در زمین جانشین کند آن‌گاه بنگرد تا شما چه خواهید کرد.(اعراف، آیه ۱۲۹)

  1. تهاجم نظامی: از دیگر فعالیت های استکبار جهانی علیه گفتمان انقلاب اسلامی، تهاجم نظامی فراگیر و همه جانبه است. در این راستا فرعون و هامان با لشکرهای خویش(قصص، آیات ۶ و ۸) به گونه ای گازانبری عمل کردند که راه گریزی برای حضرت موسی(ع) و امت اسلام باقی نماند. به نظر می رسد که هامان از یهودیان بوده نه از قبطیان و به نظر می رسد که لشکر هامان در خدمت لشکر فرعون بوده و او از کارگزار فرعون و اذناب او به شمار می آمده است و در حقیقت از سوی فرعون و استکبار جهانی جنگ های نیابتی را مدیریت می کرد، چنان که امروز مزدوران استکبار جهانی در منطقه عمل می کنند و در خدمت اهداف استکبار جهانی هستند. به هر حال، در تهاجم نظامی چنان استکبار همه قوای خویش را بسیج و به کار گرفت بود که امت اسلام خود را در معرض نابودی کامل می دید. از این روست خدا می فرماید: فَلَمَّا تَرَاءَى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَکُونَ قَالَ کَلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ ؛ چون دو گروه همدیگر را دیدند یاران موسى گفتند ما قطعا گرفتار خواهیم شد گفت: چنین نیست؛ زیرا پروردگارم با من است و به زودى مرا راهنمایى خواهد کرد.(شعراء، آیات ۶۱ و ۶۲)

از نظرقرآن، در زمانی که همه نومید شده بودند امدادهای غیبی به مدد امت اسلام آمد و آنان را از محاصره دشمن به معجزه نجات داد(شعراء، آیه ۶۳؛ طه، آیات ۷۶ تا ۸۰)؛ زیرا سنت الهی این است که هر امتی که تکیه بر خدا کند وبر اعتقادات خویش ثابت قدم و استوار باشد و استقامت ورزد، خدا نه تنها نصرت می کند، بلکه در مقام ولایت از همه اسباب حتی اسباب دشمن برای رهایی مومنان و امت اسلام استفاده می کند؛ چنان که بارها در قرآن گزارش هایی در این باره بیان شده است. به این معنا که اختصاص به پیامبران ندارد، بلکه امت پیامبران نیز از این نصرت و بلکه ولایت برخوردار می شوند و امدادهای غیبی نصیب آنان می شود.(فصلت، آیات ۳۰ و ۳۱)

  1. تهاجم اقتصادی: استکبار جهانی علیه گفتمان انقلاب اسلامی از همه حربه ها بهره می گیرد که یکی از مهم ترین آنها تهاجم اقتصادی است؛ زیرا از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اجتماع دارای دو ستون قوام بخش اعتقادی(مائده، آیه ۹۷) و اقتصادی(نساء، آیه ۵) است که زیربنای اجتماع را تشکیل می دهد. تهاجم اقتصادی در راستای نابودی اجتماع است؛ زیرا بدون اقتصاد نمی توان از اجتماع سخن گفت؛ زیرا مردم برای تامین آسایش و تبادل امکانات اقتصادی و برطرف کردن نیازهای مادی و آسایشی اقدام به ایجاد چیزی می کنند که از آن به اجتماع یاد می شود. اجتماع تنها مردمی زیاد نیستند که در یک جا جمع می شوند بی آن که هیچ گونه ارتباطی برای تامین نیازهای یک دیگر نداشته باشند؛ به سخن دیگر اجتماع مثل جمع شدن گروهی در یک سالن برای مشارکت در امتحان کنکور نیست که هیچ ارتباطی با هم ندارند، بلکه مجموعه ای از انسان ها هستند که برای برطرف کردن نیازهای خود به داد و ستد می پردازند که البته شامل داد و ستدهای در حوزه عاطفی و جنسی و مانند آن ها نیز می شود. در حقیقت اجتماع تامین کننده مولفه های اصلی سعادت یعنی آرامش و آسایش است. بنابراین، اگر در اجتماعی آسایش نباشد و افراد اجتماع نتوانند امنیت غذایی و آسایشی و رفاهی داشتند، عملا آن اجتماع و نظام اجتماعی را بی فایده و به تعبیر فلسفی نامشروع می دانند، زیرا توجیه فلسفی اجتماع تامین سعادت است که این اجتماع در عمل از عهده آن بر نمی آید. بر همین اساس است که دشمن افزون بر فعالیت های گوناگون در حوزه های اعتقادی و فرهنگی که به ایمان و باورها و نیز سبک زندگی امت توجه دارد، دنبال بر هم زدن اقتصاد و نابودی آن است تا دو خاستگاه اصلی اجتماع را نابود کند و امتی را از امت بودن بیرون برد.

آموزه های قرآنی نشان می دهد که استکبار جهانی فرعونی و هامانی و قارونی به دنبال چنین هدفی بوده است.(غافر، آیات ۲۴ و ۲۵) بر همین اساس است که قارون به عنوان نماد اقتصادی جامعه بر آن می شود تا با تفاخر و تکاثر نه تنها مدیریت اقتصادی را در دست گیرد و نبض اقتصادی جامعه را مدیریت و مهار کند، بلکه تاثیرات فرهنگی و اعتقادی نیز به جا بگذارد. با نگاهی به آیات قرآنی می توان دریافت که چگونه قارون با عدم پرداخت مالیات و زکوات مالی قدرت نظام سیاسی را به چالش می کشد و فاصله طبقاتی را افزایش داده و موجب شکاف عمیق طبقاتی می شود به طوری که گروهی در حسرت ثروت قارونی امید از حضرت موسی(ع) و گفتمان اسلامی می برند و خواهان الحاق به فلسفه و مکتب و سبک زندگی قارونی می شوند.(قصص، آیات ۷۶ تا ۸۲) قارون بر این باور است که هر چه دارد همه از علم اقتصاد و دانش مادیگرایانه اوست و بر همین اساس عمل و رفتار می کند. او با ثروت خویش نه تنها به بهره کشی جنسی زنان رو می آورد و بی حیایی را دامن می زند(غافر، آیات ۲۴ و ۲۵)، بلکه مردم با تجملات و تفاخر مالی، تلاش می کرد تا انقلابیون وتوده های مردم را دلسرد کند.(قصص، آیات ۷۶ تا ۸۲)

بر اساس آیات قرآنی، قارون که مجموعه ای از رذایل فردی و اجتماعی چون فخرفروشی، بدمستی، جهالت و بی خردی، خودنمایی، سرمستی، عجب و غرور، ظلم و فساد، بهره کشی جنسی از زنان، تجمل گرایی، رفاه زدگی، ثروت اندوزی، ترک انفاق و پرداخت مالیات دولتی، افترا و تهمت به رهبری از جمله سحر و جادو، بی تقوایی، تجاوزگری، علو و برتری جویی و مانند آن ها را با خود داشت، هماره بر آن بود تا خود را مصلح و دلسوز جامعه معرفی کند و بر این باور بود که هدف او یاری یهودیان و امت و نجات آنان است؛ زیرا انقلاب حضرت موسی(ع) علیه استکبار جهانی فرعون و استبداد او نتیجه ای ندارد و با سنگ اندازی در برابر انقلاب و گفتمان اسلامی اجازه نمی دهد تا نظام سیاسی ولایی در مسیر درست حرکت کند. فعالیت های قارون به گونه ای بود که حضرت موسی(ع) ناچار می شود تا به درگاه خدا ناله و انابه کند.

از نظر قرآن، استکبار جهانی با سرکردگی زر و زور و تزویر یعنی قارون و فرعون و هامامان بر آن است تا گفتمان انقلاب اسلامی را نابود یا از مسیر اصلی خارج سازد. امروز نیز می توان همه این ها را استکبار جهانی علیه گفتمان انقلاب اسلامی معاصر ردگیری و شناسایی کرد و عوامل کامیابی یا شکست دشمن و بلکه حتی گفتمان اسلامی را بر اساس سنت های الهی تحلیل و تبیین کرده و توصیه های مناسب برای پیروزی و کامیابی ارایه کرد.