تمدن سازی، وظیفه نظام سیاسی ولایی

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از وظایف امت اسلام و نظام سیاسی ولایی، تمدن سازی مبتنی بر آموزه های وحیانی اسلام است. تمدن اسلامی، تمدنی است که در آن علم و فرهنگ، مادیت و معنویت، انسان و طبیعت و دنیا و آخرت چنان به هم پیوند خورده که نمی توان هیچ قطعه ای از این جورچین را نادیده گرفت. محیط زیست همان اندازه ارزشمند است که تامین نیازهای انسانی از طبیعت. از همین رو، نه تنها در آن فسادی نمی شود، بلکه با نگره الهی، امور فساد، اصلاح می شود و چنان تلاش می شود تا همه عناصر طبیعت، تحت تسخیر انسان و ولایت الهی در مسیر کمالات بایسته و شایسته قرار گیرد و هر چیزی به بهترین شکل ممکن مورد استفاده قرار گیرد تا مسئولیت مظهریت انسان در پرورش، پروردگاری و ربوبیت به عنوان خلیفه الهی در قرارگاه زمین به نحو احسن انجام شود.

در تمدن اسلامی برخاسته از نظام سیاسی ولایی، مدنیت و شهرنشینی جدا از محیط زیست طبیعی انسان نیست، بلکه چنان با آن آمیخته که آرامش و آسایش طبیعی را هر موجودی از جمله انسان در آن احساس می کند؛ زیرا انسان به عنوان خلیفه الهی، با علم و تقوای الهی، بر پایه آموزه های معرفتی و دستوری اسلام، با طبعیت تعامل سازنده دارد و بر پایه و محور عدل و حق، هر چیزی را در جای مناسب و حق آن چیز قرار می دهد و چیزی کم نمی گذارد و افراط و تفریطی صورت نمی گیرد.

تمدن سازی، وظیفه و تکلیف الهی

تمدّن مصدر عربی از باب تفعل و اسم مصدر فارسی است از ریشه واژه عربی «مدن» در لغت به معناى شهرنشینى است.(لغت‌نامه، دهخدا، ج‌۴، ص‌۶۱۰۹‌، «تمدّن».) در زبان عربی به تجمعات انسانی با شماری بیش تر از قریه گفته می شود که روابط در میان مردم آن بر پایه قواعد، مقررات و قانون مکتوب و مدون سامان یافته باشد.

در فرهنگ عمید در تعریف تمدن چنین آمده است : شهرنشین شدن، خوی شهری برگزیدن و با اخلاق مردم شهر آشنا شدن، همکاری مردم با یکدیگر در امور زندگانی و فراهم ساختن اسباب ترقی و آسایش خود .

علامه دهخدا در مورد معنای تمدن می نویسد : تخلق به اخلاق اهل شهر و انتقال از خشونت و جهل به حالت ظرافت و انس و معرفت؛ ولی با توجه به دیگر لغت نامه ها، تمدن را به : در شهر بود و باش کردن و انتظام شهر نمودن و اجتماع اهل حرفه ، اقامت در شهر، شهرنشینی و مجازا به معنای تربیت و ادب معنی کرده است .

در زبان عربی، در کنار اصطلاح تمدن، مترادف هایی مانند: «حضاره» ، «ثقافه» و «مدینه» آمده است . در قرآن شریف ، از ریشه «م ـ د ـ ن» یا «ح ـ ض ـ ر» که در عربی کلمه «حضاره» را از آن ساخته اند ، کلمه صریح برای تمدن ذکر نشده اشت ؛ لیکن با اندکی تامل در کلمه های مثل «امت» ، «قریه» و «قرن» می توان دریافت که این کلمات با کلمه تمدن همخوانی داشته و به طور مجموعی همین کلمه را معنا می کنند .

کلمه تمدن در فرهنگ های انگلیسی، با واژه های با ادب، با نزاکت، قابل احترام و شهرنشین آمده و در فرانسه به معنای پیشرفت، ترقی و توسعه تحول و تطور گفته می شود .

در آیات قرآنی، بارها واژه قریه به معنای آبادی و روستا به کار رفته است؛ چنان که واژه مدینه به معنای شهرنشینی که دارای نظام اجتماعی پیشرفته و قوانین مدنی هم چون مدینه النبی(ص) است، به کار می رود. عنوان مدینه النبی(ص) یا مدینه الرسول زمانی به یثرب داده می شود که قوانین شریعت محور تعاملات اجتماعی آن قرار گرفته و یک دولت شهر در آن شکل می گیرد. این در حالی است که به شهر مکه که فاقد این عنصر است، عنوان «بلد» می شود نه مدینه ؛ زیرا بلد منطقه وسیع اما محدودی به عامل طبیعی مانند کوه یا عامل غیر طبیعی مانند حصار و دیوار است که گروهی در آن سکونت دارند؛ از همین روست که به آدم کند ذهن که توانایی محدودی دارد، بلید و ابلد می گویند.(نگاه کنید: معجم الوسیط، ذیل واژه بلد) برخی نیز بر همین اساس، بلد را بزرگ تر از روستا و قریه و کوچک تر از مدینه دانسته اند که دراین نگاه تنها از منظر وسعت وعدم وسعت زمینی به نام گذاری توجه شده است؛ در حالی که در نگاه دیگر، به ابعاد معنوی و فرهنگی و تمدنی توجه شده و نامگذاری بر اساس آن انجام گرفته است.

اما تمدن در اصطلاح امروزی، نوع خاصّى از توسعه مادّى و معنوى است که در جامعه ویژه ای رخ مى‌نماید. یک تمدّن، شامل مجموعه پیچیده‌اى از پدیده‌هاى اجتماعى قابل انتقال، حاوى جهات مذهبى، اخلاقى، زیباشناختى، فنّى یا علمى و مشترک در همه اجزاى یک جامعه وسیع و یا چندین جامعه مرتبط با یکدیگر است.(فرهنگ علوم اجتماعى، ص‌۴۷، «تمدّن».)

برخی دیگر گفته اند: تمدن یعنی سبک زندگی مجموعه‌ای از انسان‌ها که در یک دورهٔ تاریخی در یک منطقهٔ جغرافیایی زندگی کرده و دارای اهداف مشترکی بوده و دستاوردهای خاصی دارند. در این تعریف سبک زندگی رکن اساسی تمدن است وهمچنین بر دورهٔ تاریخی و منطقهٔ جغرافیایی تأکید می‌شود. دورهٔ تاریخی می‌تواند کوتاه یا بلند باشد. هم چنین قید منطقهٔ جغرافیایی می‌تواند کوچک یا بسیار وسیع باشد. عنصر دیگر تعریف، دستاوردها است که بدون آن تمدن، معنای خود را از دست می‌دهد؛ چنان که یک جامعهٔ بی هدف در تعریف تمدن نمی‌گنجد.

برخی نیز گفته اند: تمدن به شکل کلی عبارت از نظم اجتماعی است که در نتیجه وجود آن، خلاقیت فرهنگی امکان‌پذیر می‌شود و جریان پیدا می‌کند. در تمدن می توان چهار رکن و عنصر اصلی را تشخیص داد که عبارتند از: ۱. پیش بینی و احتیاط در امور اقتصادی به عنوان عامل قوام جامعه؛ ۲. سازمان سیاسی و نهادهای اجتماعی رسمی قانونمند؛ ۳. سنن اخلاقی و قوانین و مقررات مدون و مکتوب؛ ۴. کوشش در راه معرفت و بسط انواع هنر و توانمندی های بشر.

به این مفهوم از تمدن اصطلاحی هر چند در قرآن به صراحت اشاره نشده است؛ زیرا قرآن، کتاب هدایت انسان به سوی تقوایی عبودیی و دست یابی به مظهریت در ربوبیت و خلافت الهی است؛ اما به می توان از واژه‌هایى چون «مکّن»، «قوّه»، «مدینه» و نیز عبارت هایی چون «آثاراً فى‌الأرض» و جملاتی که مفید معناى «تمدّن» است، بهره گرفت و نگره قرآن را درباره ابعاد گوناگون مساله تمدن در فرهنگ و اندیشه قرآنی را به دست آورد.

از نظر قرآن، هر انسانی به عنوان خلیفه الهی مکلف و مسئول است تا در خود در قالب تزکیه نفس و تعلم علوم و در جهان پیرامونی از انسان و غیر انسان به عنوان خلیفه الهی تصرفاتی داشته باشد که موجب قانون مندی روابط اجتماعی، ایجاد سعادت دنیا و آخرت، آرامش و آسایش، استعمار و آبادانی محیط زیست و زمین و مانند آن ها شود.

از آن جایی که مفهوم اصطلاح تمدن، در برگیرنده همه ابعاد پیش گفته است، بر هر انسانی است که با تقوایی عبودی در صراط مستقیم اسلام و شرایع آن، نسبت به جهان هستی معرفت و شناختی دقیق و جامع و کامل به دست آورد(بقره، آیات ۲۱ و ۲۸۲؛ تکاثر، آیات ۵ و ۷ ؛ واقعه، آیه ۹۵) ، و استعدادهای نهفته و اسمای الهی ودیعت نهاده در ذات خویش را بروز و ظهور دهد(بقره، آیات ۳۰ و۳۱ و ۱۳۸)، با تزکیه نفس به مراتب مظهریت در اسمای الهی دست یابد و به عنوان خلیفه الهی مظهر ربوبیت خداوندی و پرودگاری در جان و جامعه و جهان شود.(آل عمران، آیه ۷۹)

بنابراین، چنین انسانی هر فعل و کاری که انجام می دهد به عنوان مکلف عاقل و بالغ در چارچوب احکام پنج گانه به هدف دست یابی به حقایق می شود تا تغییر و صیرورتی در جان و جامعه و جهان ایجاد کند که به سمت کلی «الی الله»(غافر، آیه ۳) و انقلاب و دگرگونی بنیادین «الی ربنا» است.(زخرف، آیه ۱۴)

خداوند درباره مسئولیت انسان در قبال جامعه و جهان و تغییر در آن به شکل مثبت و سازنده به عنوان خلیفه الهی می فرماید: یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُمْ مِنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا ؛ گفت: اى قوم من! خدا را بپرستید! براى شما هیچ معبودى جز او نیست. او شما را از زمین پدید آورد و انشاء و در آن شما را استقرار داد تا به استعمار و آبادانی در آن بپردازید.(هود، آیه ۶۱)

انسان ها می بایست برای رسیدن به تمدن همه جانبه که مادیت و معنویت، سازه های مادی و غیر مادی، نظام سیاسی و اجتماعی، قانون مندی عدالت محور و مانند آن ها در آن فراهم است، در چارچوب سنت های تکوینی و تشریعی الهی حرکت کنند و با استفاده از دو حجت الهی باطنی و ظاهری یعنی عقل و نقل، حقایق و قوانین را کشف نمایند و بر اساس عدالت محوری قسطی جامعه تمدنی را بسازند که سرمشق همه جوامع بشری و غیر بشری از جن و انس باشد.(حدید، آیه ۲۵؛ بقره، آیه ۱۴۳)

عوامل رشد و زوال تمدن ها

از نظر قرآن، تمدن های بشری در سایه عدالت محوری و اجرای قوانین و مقررات، ایجاد شده و رشد و توسعه می یابد؛ و در سایه بی عدالتی و ظلم و ستم، از میان می رود و یا به کسانی دیگر منتقل می شود که سزاواتر هستند.

در قرآن با بیان عوامل زوال و انحطاط تمدن ها، به عوامل بقا و رشد و توسعه آن توجه داده است. از نظر قرآن، استکبار(اعراف، آیات ۷۳ تا ۷۶)، اشرافیت(انبیاء، آیات ۱۱ تا ۱۳؛ قصص، آیات ۵۸)، خوشگذرانی(همان)، اطاعت از مسرفان و زیاده خواهان(شعراء، آیات ۱۴۱ تا ۱۵۸)، اطاعت از مفسدان (همان)، افساد (اعراف، آیات ۷۴ تا ۷۸؛ نمل، آیات ۴۸ تا ۵۲؛ فجر، آیات ۷ تا ۱۳)، تکذیب و اعراض از اسلام و آموزه های وحیانی آن (حجر، آیات ۸۱ تا ۸۴؛ انعام، آیات ۶ و ۱۱)، شرک و کفر(غافر، آیات ۸۲ تا ۸۴؛ اعراف، آیات ۷۵ تا ۷۸)، خشونت و زورگویی(شعراء، آیات ۱۲۳ تا ۱۳۹)، طغیانگری(فجر، آیات ۶ تا ۱۳)، ظلم و ستم(انبیاء، آیات ۱۱ تا ۱۳؛ حج، آیه ۴۵)، کفران نعمت و ناسپاسی(سبا، آیات ۱۵ تا ۱۷)، گناه (انعام، آیه ۶؛ غافر، آیه ۲۱)، موعظه ناپذیری و انتقاد ناپذیری(اعراف، آیات ۷۳ تا ۷۹) و مانند آن ها از مهم ترین عوامل زوال تمدنی و نابودی آن است.

بر این اساس باید گفت که عدالت خواهی و اصلاح گری و انتقادپذیری و اعتدال در اقتصاد و ترک نابهنجاری ها و گناه و بزهکاری و مانند آن ها از مهم ترین عوامل ایجادی و بقایی تمدن ها است.

اگر امت و مردمی در آغاز کار به عوامل تمدنی توجه و سپس آن را رها کنند، ممکن است که خود آن ملت نابود شود و مردمی دیگر جایگزین شوند.(اعراف، آیه ۱۳۷؛ شعراء، ایات ۵۳ تا ۵۹؛ قصص، آیات ۴ تا ۶)

از نظر قرآن، پایه‌ریزى و شکوفایى تمدّنهایى بزرگ، در سایه حکومتهاى خدادادى رهبران الهى است.( یوسف، ایات ‌۴۶‌-‌۴۹‌و‌۵۵‌و‌۵۶؛ کهف‌، آیات ‌۸۳‌و‌۸۴‌و‌۹۴‌-‌۹۶؛ نمل‌، آیات ‌۱۶‌و‌۱۷‌و‌۴۴؛ سبأ‌، آیات ‌۱۲‌و‌۱۳؛ ص ، آیات ۳۴ تا ۳۹) بنابراین، نمی توان تمدنی را یافت که بیرون از مدیریت و رهبری رهبران الهی از پیامبران و اولیای خدایی شکل گرفته باشد؛ هر چند که پس از آن به دلیل طغیان و ستم ورزی و تکذیب پیامبران این تمدن ها از مسیر اصلی خارج و در نهایت نابود شدند.

خداوند بیان می کند که برخی از مردم در دوران رهبری اولیای الهی و پیامبران فاقد تمدن و فرهنگ های الهی بودند و از همین رو، نیازمند رهبری الهی تا در مسیر تمدنی قرار گیرند؛ چنان که ساکنان شرقی و شمالی حکومت ذوالقرنین این گونه بودند.(کهف، آیات ۹۰ و ۹۳)

از نظر اسلام، تمدن واقعی تنها در سایه هدایت ها و رهبری های پیامبران و اولیای آنان شکل می گیرد. بر این اساس تمدن هایی چون عاد و ثمود و مصر و ایران و روم و نیز در عصر کنونی تمدن های غربی و شرقی، تنها در سایه توصیه ها و رهنمودهای پیامبران الهی شکل گرفته است؛ هر چند که در مسیر انحطاطی قرار گرفته یا می گیرند؛ زیرا تا زمانی که به آموزه های پیامبران و تعلیمات آنان عمل می کنند رشد و توسعه می یابند و با دور شدن از آن آموزه ها کم کم دچار انحطاط و اضمحلال و نابودی قرار می گیرند.

وظایف تمدنی نظام سیاسی ولایی

نظام سیاسی ولایی موظف و مکلف است تا در مسیر اهداف متعالی خلافت الهی انسان گام بردارد و از همه امکاناتی که تحت تسخیر انسان است بهره برد. خداوند در آیات قرآنی بیان کرده انسان به سبب مقام خلافت الهی و ظهور در مظهریت ربوبیت توانایی به کار گیری و تسخیر همه امکانات مادی و معنوی و زمین و آسمان را دارا است. خداوند می فرماید: أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَهً وَبَاطِنَهً وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یُجَادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا کِتَابٍ مُنِیرٍ ؛ آیا ندانسته‏ اید که خدا آنچه را که در آسمانها و آنچه را که در زمین است مسخر شما ساخته و نعمتهاى ظاهر و باطن خود را بر شما تمام کرده است؛ و برخى از مردم در باره خدا بى آنکه دانش و رهنمود و کتابى روشن داشته باشند به مجادله برمى ‏خیزند. (لقمان، آیه ۲۰)

از مهم ترین وظایف تمدنی نظام سیاسی ولایی ، ایجاد همه نشانه ها و عواملی است که یک تمدن انسانی بر اساس آن خودنمایی و ظهور می کند. از جمله این وظایف می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. ارتباطات فرهنگی : از مهم ترین بنیادهای تمدنی، ارتباط فرهنگی میان اقشار گوناگون مردم به گونه ای است که مطالب یک دیگر را می فهمند و توانایی نقل و انتقال داده ها و اطلاعات و اخبار و بهره گیری از آن را دارا هستند. خداوند درباره اقوام غیر متمدن می گوید که آنان فاقد ارتباطات فرهنگى و زبانى هستند که زیر بناى اوّلیّه تمدّن و فرهنگ هر امتی است.(کهف، آیه ۹۳) این توانایی ارتباطی می بایست به حدی از بلوغ و رشد برسد که افکار و اندیشه های مردمان دیگر قابل درک و فهم برای آنان باشد. بنابراین، فراهم آوری هر گونه ابزار رشد و توسعه ارتباطات فرهنگی و ابزارها و فن آوری ها در کنار تعلیم و تربیت از مهم ترین وظایف تمدنی هر نظام سیاسی ولایی است.
  2. سازه های تمدنی: تمدن ها دارای سازه های عظیم است. نظام سیاسی ولایی باید به گونه ای عمل کند که از نظر سازه های مادی در اوج باشد و برج و باروهایی و ساختمان های عظیم را بنا کند. بهره گیری از همه امکانات حتی امکانات غیر متعارف از جمله جنیان و شیاطین می تواند در یک نظام سیاسی ولایی مورد به کار گیری قرار گیرد چنان که حضرت سلیمان(ع) این گونه عمل می کرد؛ چرا که تمدن های عظیم دارای سازه های عظیم است.(نگاه کنید: سباء، آیات ۱۲ و ۱۳؛ قصص، آیه ۳۸؛ غافر، آیه ۳۶)
  3. توسعه کشاورزی دانش بینان: از آن جایی که مهم ترین نیاز بشر نیازهای تغذیه است، توجه تمدن ها به مسایل امنیت غذایی هماره در دستور کار بوده است. بر همین است ، توسعه کشاورزی دانش بنیان که بتواند به سادگی و آسانی امنیت غذایی جامعه و امت را تامین کند باید در دستور کار قرار گیرد و نظام ولایی موظف به تامین و توسعه کشاورزی دانش بنیان است.(یوسف، آیات ۴۶ تا ۴۹؛ شعراء، آیات ۵۷ و ۵۸؛ و ۱۴۱ تا ۱۴۹؛ روم، آیه ۹؛ دخان، آیات ۲۵ و ۲۶)
  4. نظام سیاسی و حکومت قانونی: از مهم ترین نشانه های تمدنی، نظام های اجتماعی و سیاسی و حاکمیت قوانین مکتوب و مقررات جزیی عدالت محور و عدالت مدار است به طوری که عدالت قسطی را در جامعه ایجاد و اجرا کند.(حدید، آیه ۲۵؛ یوسف، آیه ۴۳؛ کهف، آیات ۸۳ تا ۹۶؛ نمل، آیات ۲۲ و ۲۳؛ قصص، ایه ۳۸؛ ص، آیات ۳۵ تا ۳۸) پس از وظایف مهم و اساسی نظام سیاسی، سامان دهی به اوضاع حکومتی و نهادهای اجتماعی بر اساس قوانین مدون و مکتوب در راستای عدالت قسطی و اجرای آن است.
  5. سد سازی: تامین آب به عنوان مهم ترین عامل تمدنی باید در دستور نظام سیاسی ولایی قرار گیرد. در ارزش تامین آب همین بس که آبادانی و عمران بر اساس آن شکل می گیرد و تمدن ها در کنار رودهایی بوده که تامین کننده آب ایشان است. البته سد سازی برای مهار و مدیریت آب در قالب تامین امنیت غذایی بخشی از اهداف آن است(سبا، ایات ۱۵ و ۱۶)؛ زیرا با سدسازی و حصار کشی می توان به تامین امنیت جانی و عرضی و مالی امت نیز فکر کرد؛ زیرا گاه لازم است تا میان امت و جامعه با دیگر ملت ها به ویژه غیر متمدن دیوار کشی انجام شود . این دیوار کشی و سد سازی می تواند فیزیکی یا غیر فیزیکی باشد. در گذشته سد و حصار و دیوار فیزیکی کشیده می شد(کهف، آیات ۹۴ تا ۹۶) امروز سدسازی از طریق فضای مجازی هم چون محدودیت سازی اخذ روادید و یا ورود نرم افزارهای مخرب دشمن و ماهوارها و مانند آن ها انجام شود. در هر زمانی باید امنیت مردم از نظر فکری و روحی و جسمی و مالی و عرضی تامین شود و این وظیفه اصلی نظام سیاسی ولایی با همکاری امت است.(همان)
  6. صنعت: اقتصاد سالم مبتنی بر اموری از جمله تولید محصولات کشاورزی باغی و غیر باغی و نیز صنایع کوچک و بزرگ نظامی و غیر نظامی است. از همین روست که به عنوان شاخصه تمدنی در قرآن مطرح شده و بر نظام سیاسی ولایی است تا آن را تامین کند.(کهف، آیات ۹۴ تا ۹۶؛ قصص، آیه ۳۸؛ سبا، ایات ۱۲ و ۱۳)
  7. عمران و آبادانی: نشانه مهم تمدنی عمران و آبادانی در حوزه های گوناگون است.(اعراف، آیات ۷۳ و ۷۴؛ حجر، آیات ۸۰ و ۸۲؛ شعراء، آیات ۱۲۱ تا ۱۲۹ و آیات بسیار دیگر) بنابراین، بر نظام سیاسی ولایی است تا آن را در دستور اصلی وظایف و مسئولیت های خویش قرار دهد. افزون بر این که خلافت الهی انسان به استعمار زمین است.(هود ، آیه ۶۱)
  8. تمکن : از دیگر وظایف نظام سیاسی ولایی کسب تمکن و بهره گیری از همه امکانات در راستای توسعه تمدنی و پیشرفت و رشد همه جانبه و فراگیر امت است. نظام سیاسی در یک نظام تمدنی برخوردار از همه امکانات است و نظام سیاسی کسب و حفظ آن را باید در دستور کار قرار دهد. این تمکن باید نسبت به حوزه های اقتصادی ، علمی، فرهنگی، عمرانی و نظامی و مانند آن باشد.(انفال، آیه ۶۰؛ توبه، آیه ۶۰؛ کهف، آیات ۸۳ تا ۹۶ و آیات دیگر)
  9. هنر: فن و هنر از اموری است که تمدن بدان خودنمایی می کند. بهره گیری از همه زیبایی و توجه به جلوه های بصری و دیداری و شنیداری باید در سازه های تمدنی به چشم بخورد، به طوری که هر کسی محسور آن تمدن و سازه ها و جلوه های دیداری و شنیداری آن شود. پس همان طوری که ساختن تندیس و تمثالهاى بدیع ، یا آبگینه‌هاى آب‌نما، نشانى از تمدّن و معمارى حیرت‌انگیز دوران گذشته بود و موجب مجذوب شدن ملکه سبا شد، امروز باید نظام سیاسی ولایی از همه هنر برای جلوه بخشی استفاده کند و هنر را در خدمت اهداف متعالی اسلام و امت قرار دهد.(نمل، آیه ۴۴)
  10. تعلیم و تربیت: از مهم ترین عوامل تمدنی، ابعاد فرهنگی و عملی آن است . از همین روست که بهره گیری از علم و دانش در تمدن و اخلاق و قانون در تربیت امت لازم و ضروری است تا تمدنی جامع و کامل و دانش بنیان شکل گیرد. تمدنی که حضرت سلیمان نبی(ع) و یوسف(ع) و ذوالقرنین ساختند دانش بنیان بوده است.(یوسف، آیات ۵۴ و ۵۵؛ و آیات پیش گفته ) البته در این باره در فصل خود توضیح جامع داده می شود.
  11. قانون مداری و عدالت محوری: مهم ترین جلوه تمدنی قوانین مدونی است که در راستای تحقق عدالت در جامعه و اجرای عدالت قسطی تدوین و به کار گرفته می شود.(حدید، آیه ۲۵ و آیات بسیار دیگر) بنابراین، نظام سیاسی باید به این مهم به عنوان مهم ترین مسئولیت و وظیفه توجه و عمل کند.

در آیات قرآنی وظایف دیگری از جمله توجه به اقتصاد مقاومتی و اقتدار نظامی و مانند آن ها برای نظام سیاسی ولایی در حوزه تمدن سازی بیان شده که در جایی خود به آن ها نیز پرداخته می شود.