تماس شیطان و آثار آن

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

ابلیس از جنیان نماد شیطان است. شیطینت اوست که موجب تغییرات شگرف در افکار و رفتار آدمی می شود. برخی از آثار این شیطینت به عنوان جنون و دیوانگی شناخته می شود؛ اما حوزه تاثیرگذاری آن به همین میزان نیست، هر چند که بیماری هایی که اکنون با نام اسکیزوفرونی در زبان انگلیسی یا شیزوفرونی در زبان فرانسوی به عوامل اختلالات مادی نسبت داده و با قرص های روانگردان سعی در درمان آن می شود؛ ولی باید دانست که جنیان نیز از عنصر مادی هستند و تاثیرات آنان نیز همانند میکروب ها بر بدن و روان آدمی است، با این تفاوت که جنیان با دستگاه و ابزارهای کنونی قابل شناسایی و ردگیری نیستند هر چند شاید در آینده این امر شدنی باشد که ابزارهایی دقیقی ساخته شود و این موجودات مادی که از انرژی و خلوص آتش هستند، شناسایی و ردگیری شوند.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا بر اساس آموزه های قرآنی آثار تماس شیطان و علل و عوامل و راه های درمان آن را شناسایی و معرفی نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ابلیس، شیطان بزرگ

ابلیس شیطان بزرگ از جنّیان(کهف، آیه ۵۰) و آفریده شده از مارج آتش (رحمن، آیه ۱۵؛ ص، آیه ۷۶) است. مارج آتش به معنای تشعشع، زبانه، شعله های رنگارنگ سرخ و سپید و سیاه آتش، شعله بی دود، شعله خالص و مانند آن است.(مجمع البیان، ذیل آیه ۱۵ سوره رحمن و سایر تفاسیر معتبر) این ابلیس از جنیان در بهشت حضرت آدم(ع) حضور داشت(بقره، آیات ۳۴ تا ۳۸؛ اعراف، آیات ۱۱ تا ۲۴) چنان که با فرشتگان در ساحت قدس الهی حضور داشته (بقره، آیه ۳۴؛ اعراف، آیه ۱۱) و مدعی خلافت الهی و برتری خود بر آدم(ص، آیات ۷۱ تا ۷۶؛ اعراف، آیه ۱۲) و دشمن آشکار حضرت آدم(اعراف، آیه ۲۲) و کسی است که حاضر به سجده بر آدم و اطاعت او به عنوان خلیفه نشد(بقره، آیه ۳۴؛ اسراء، آیه ۶۱) و با وسوسه ، خیرخواهی دروغین و شیطنت (اعراف، آیات ۲۰ تا ۲۲)موجبات برهنگی(همان) و هبوط و اخراج حضرت آدم(علیه السلام) و حوا(علیها السلام) از بهشت شد.(بقره، آیات ۳۴ تا ۳۶؛ طه، آیات ۱۱۶ تا ۱۲۱ و آیات دیگر)

واژه ابلیس برگرفته از مادّه (ب ـ ل ـ س) است. اِبلاس به معناى یأس است و ابلیس را به جهت مأیوس شدن وى از رحمت الهى بدین نام خوانده شد.(نگاه کنید: صحاح‌اللغه؛ و نیز مقاییس‌اللغه؛ ذیل واژه بلس)

ابلیس بر خلاف فرشتگان و از جنس آنان نیست؛ زیرا فرشتگان از نور و ابلیس از نار و آتش است. هم چنین ابلیس دارای اراده و اختیار است در حالی فرشتگان اراده و اختیاری ندارند. همین اراده و اختیار و حق انتخاب است که پس از هبوط او همانند حضرت آدم و حوا مکلف می شود تا بر اساس شریعت عمل کند. به این معنا که اگر توبه کرده و بر اساس شریعت عمل کند می تواند نجات یابد؛ چرا که دستور الهی برای پیروی از هدایت آسمانی برای هر سه نفر آنان بوده و اختصاصی به آدم و حوا نداشته است.(بقره، آیه ۳۸)

ابلیس دشمنی است که در دشمنی او هیچ شک و تردیدی نیست؛ از این روست که در آیات قرآنی از او به عنوان دشمن مبین و آشکار یاد می شود(اعراف، آیه ۲۲)، هر چند به سبب وضعیت و طبیعت خاص جنیان برای آدمی نهان از چشم است و با چشم سر دیده نمی شود.(اعراف، آیه ۲۷)

این دشمن سوگند خورده بر آن است تا همان طوری که موجبات اخراج آدم را از بهشت و هبوط او را فراهم آورده ، موجبات شقاوت و بدبختی ابدی فرزندانش را نیز فراهم آورد.(اعراف، آیه ۲۷ ؛ اسراء، آیات ۶۱ و ۶۲ و آیات دیگر)

از نظر قرآن، ابلیس همان شیطان بزرگ است که هدفی جز گمراهی و ضلالت و شقاوت بشر ندارد. از این روست که در آیات قرآنی در بیش تر موارد به جای نام ابلیس از صفت او یاد شده و او را به عنوان شیطان معرفی می کند و رفتار و اهداف و روش هایش را تحلیل و تبیین می نماید.(بقره، آیه ۳۶؛ طه، آیه ۱۲۰ و آیات دیگر)

دارای اختیارات و محدودیت های شیطان

ابلیس با آن که از جنیان و موجودی است که انسان با چشم سر نمی تواند او را ببیند(اعراف، آیه ۲۷)، اما چنان که گفته شد از جنس ماده و آتش است و محدودیت های بسیاری دارد. ابلیس و شیاطین جنی، از نظر صفات و اسمای الهی محدود بوده و همانند انسان بهره مند از همه صفات و اسمای الهی نیستند؛ چرا که خداوند به آدم(ع) و فرزندانش همه اسماء و صفات خویش را تعلیم داده تا در مقام خلافت الهی جانشین خداوند باشند و از قرارگاه زمین بر ما سوی الله خلافت نمایند.(بقره، آیات ۳۰ و۳۱)

البته جنیان و از جمله شیاطین از نظر قدرت بدنی و جسمی قوی تر از انسان ها بوده و می توانند کارهایی را انجام دهند که انسان ها بدون ابزار نمی توانند از عهده آنان بر آیند.(سباء، آیه ۱۳؛ انبیاء، آیه ۸۲؛ نمل، آیه ۳۹)

تسلط ابلیس و جنیان بر آدمی در حد وسوسه و تزیین گری و جلوه دادن باطل به شکل حق وتدلیس و تبلیس و مانند آن است(اعراف، آیات ۱۶ تا ۲۰؛ حجر، آیات ۳۹ و ۴۰ و مانند آن)

اما ابلیس و شیاطین از این توان برخوردار نیستند تا انسان را وادار بر انجام کاری کرده و به اکراه و اجبار او را به امری سوق دهند؛ بلکه تنها وسوسه گری و اغواگری می کنند. از این روست که در دادگاه عدل الهی چنان که خداوند در آیه ۲۲ سوره ابراهیم نقل می کند ابلیس می گوید من تنها شما را به چیزی دعوت کرده و خواندم و این خودتان بودید که دنبال دعوت من آمدید و آن چه را خواسته بودم به اختیار و اراده وانتخاب خودتان انجام دادید. پس امروز مرا سرزنش نکنید بلکه خودتان را سرزنش کنید: و چون کار از کار گذشت [و داورى صورت گرفت‏] شیطان مى‏گوید: «در حقیقت، خدا به شما وعده داد وعده راست، و من به شما وعده دادم و با شما خلاف کردم، و مرا بر شما هیچ تسلطى نبود، جز اینکه شما را دعوت کردم و شما اجابتم نمودید. پس مرا ملامت نکنید و خود را ملامت کنید. من فریادرس شما نیستم و شما هم فریادرس من نیستید. من به آنچه پیش از این مرا [در کار خدا] شریک مى‏دانستید کافرم». آرى! ستمکاران عذابى پردرد خواهند داشت.

البته کسانی که ولایت شیطان را پذیرفته باشند شیطان بر گرده آنان سوار شده و افسار ایشان را در دست می گیرد و به هر کاری که دوست دارد فرمان داده و انسان ها را مجبور می کند. به این معنا تنها کسانی به اجبار و اکراه شیطان کارهایی را انجام می دهند که خودشان ولایت او را پذیرفته و افسار و لجام خود و زندگی خودشان را به دست او داده اند. این اضطراری که به سوء اختیار خود آدمی پدید آمده ، به معنای فقدان اختیار نیست؛ زیرا خود شخص خواسته تا بی اختیار شود و تحت فرمان و ولایت شیطان در آید. ابلیس خودش در این باره می گوید: ابلیس گفت: خدایا! به من بگو، آیا این همان است که بر من برترى دادى؟ اگر تا روز قیامت مهلتم دهى، قطعا نسل او را افسار مى‏زنم جز اندکى را.(اسراء، آیه ۶۲)

راه های تماس شیطان

پس کسانی که تحت ولایت شیطان در می آیند و شیطان افسار و لگام به آنان می زند، دیگر دارای اختیار عمل نیستند، بلکه هر آن چه شیطان امر کند مجبور هستند که انجام دهند.

قرآن بیان می کند که چگونه ابلیس با اغواگری خود شرایط را برای لگام زدن فراهم می آورد و انسان ها را برده و بنده خود می سازد. ابلیس شیوه‌هاى مختلف در منحرف کردن انسان‌ها دارد که در آیات قرآنی به آن ها اشاره شده است.(اعراف، آیات ۱۱ تا ۱۷)

از جمله این شیوه ها عبارتند از :

  1. آهنگ باطل: آهنگ باطل، از ابزارهاى ابلیس براى لغزاندن و انحراف انسان‌هاست که در آیات ۶۱ تا ۶۴ سوره اسراء به آن توجه داده شده است؛ چرا که برخى معتقدند منظور از «بصوتک» آهنگهاى باطل مانند غنا و موسیقی حرام و دیگر صداهاى دعوت‌کننده به فساد و فسق و فجور است. (مجمع‌البیان، ذیل آیه)
  2. استفاده از سپاه شیطانی: استفاده ابلیس از سواره نظام و پیاده نظام از میان انسان ها و جنیان براى اغواى دیگر انسانها از جمله روش ها و شیوه هایی است که خداوند در همین آیات به آن اشاره کرده است.
  3. استفاده از سوگند: قسم و سوگند، از شیوه‌هاى ابلیس براى اغوا است.(اعراف، آیات ۲۰ تا ۲۲)
  4. ایجاد آرزو: اغواى انسان‌ها از راه آرزوهاى موهوم، شیوه ابلیس است که خداوند در آیات ۱۱۷ تا ۱۱۹ سوره نساء به آن توجه داده است.
  5. آراستن و تزیین عمل: تزیین اعمال ناپسند نزد مردم، از روش‌هاى اغواگرى ابلیس است.(حجر، آیات ۳۲ و ۳۹)
  6. مشارکت در دارایی: مشارکت ابلیس در اموال انسان‌ها براى اغواى آنان از دیگر روش های ابلیسی و شیطانی است.(اسراء، آیات ۶۱ و ۶۴)
  7. مشارکت در فرزند: مشارکت ابلیس در فرزند براى اغواگرى انسان نیز در آیه ۶۴ سوره اسراء مورد توجه و تاکید خداوند قرار گرفته است.
  8. مکر: مکر و فریب، از راه‌هاى ابلیس براى اغوای انسان هاست.(اعراف، آیات ۲۰ و ۲۲)
  9. وسوسه: وسوسه، از دام‌ها و روش‌هاى ابلیس براى گمراه کردن انسان‌هاست.(اعراف، آیه ۲۰ ؛ طه، آیه ۱۲۰)
  10. وعده فریبنده: وعده‌هاى فریبنده، ابزار ابلیس براى اغواگری است.(اسراء، ایات ۶۱ و ۶۴)

جنون مهم ترین اثر تماس شیطان

خداوند در فلسفه اغواگری و تماس شیطان با انسان می فرماید که ابلیس عزم کرده تا مردم را گمراه کند و این گونه ادعاى گمراه شدنِ خویش از سوى خدا را تلافى نماید.(اعراف، آیات ۱۱ تا ۱۷؛ حجر، آیات ۳۲ و ۳۹)

وقتی ابلیس و شیاطین انسی و جنی او توانستند با اغواگری خویش بر انسانی مسلط و چیره شوند او را تحت اختیار می گیرند و افسار به گردن او می افکنند و او را به سوی اعمال زشت و پلید خویش سوق می دهند و می برند.

این گونه است که شخص نخست گرفتار جنون می شود. جنون، از مادّه جنّ، در اصل به معناى پنهان ماندن چیزى از حسّ است.( مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص‌۲۰۳، «جنّ»)

از این جهت به انسان دیوانه مجنون مى‌گویند که چیزى میان عقل و نفس او مانع مى‌شود و عقل او را مى‌پوشاند.(همان) مقصود ما، در این جا همین معناى دوم است. در قرآن این معنا با واژه‌هایى چون «جنّه»، «سُعُر»، «مجنون»، «مفتون» و جملاتى مانند «یتخبّطه الشیطان» و «استهوته الشیاطین» بیان شده است.

خداوند در آیاتی بیان می کند که برخی از انسان دچار جنون می شوند زیرا در تماس با شیطان و ابلیس بودند. به سخن دیگر، اصلی ترین عامل در جنون افراد همان تماس ابلیس و شیاطین است.

در آیه ۲۷۵ سوره بقره آمده است: الَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبَا لاَ یَقُومُونَ إِلاَّ کَمَا یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطَانُ مِنَ الْمَسِّ..؛ کسانى که ربا مى‏خورند، (در میان مردم) قیام و رفتارى ندارند مگر مانند رفتار کسى که شیطان او را به برخورد خود دیوانه کرده (تعادل رفتار او را به هم زده). این بدان سبب است که آنها گفتند: بى‏تردید داد و ستد نیز مانند رباست، در حالى که خداوند داد و ستد را حلال و ربا را حرام نموده. پس هر که پندى از جانب پروردگارش بدو رسد و (از رباخوارى) باز ایستد، آنچه گذشته از آن اوست (سودى که پیش از نزول حکم ربا گرفته مال اوست)، و کارش (از نظر کیفر اخروى) با خداست، و کسانى که (به رباخوارى) بازگردند آنها اهل آتشند، در آن جاودان خواهند ماند.

پس رباخواری و اعمال حرام و گناه موجب می شود تا ابلیس وشیاطین بر شخص مسلط شوند و تماسی میان آن دو انجام گیرد که نتیجه آن جنون و دیوانگی است.

هم چنین در آیه ۷۱ سوره انعام می فرماید که شیطان، عامل جنون و تحیّر افراد مرتدّ خواهد بود: بگو: آیا جز خداوند چیزى را بخوانیم (بپرستیم) که نه سودى به ما مى‏دهد و نه زیانى مى‏رساند، و پس از آنکه خدا ما را هدایت نمود (به دوران جاهلیت) عقبگرد کنیم؟! همانند کسى که شیطانها (ى جنّى) او را در روى زمین سرگردان کرده‏اند، در حالى که او را یارانى است که به سوى هدایتش مى‏خوانند که بیا به سوى ما (ولى او از شدت تحیّر نمى‏پذیرد) بگو: بى‏تردید هدایت خدا همان هدایت (واقعى) است و ما مأموریم که تسلیم پروردگار جهانیان باشیم.

در حقیقت شرایطی که انسان برای خود فراهم می آورد موجب می شود که شیطان ولایت خویش را تثبیت کرده و بر گرده آدم ها سوار شده و آنان را به مسیری سوق دهد که جنون یکی از آثار و نشانه های آن است؛ چرا که شیطان چنان که سوگند خورده بود می خواهد بشر را گمراه کرده و به ضلالت و شقاوت برساند. بنابراین، جنون یکی از اهداف ابلیس نیز است؛ زیرا دیگر عقل انسانی فعال نخواهد بود و قلب و دل او به کارهای خیر و خوب نمی رود و افکارهایش پلید و زشت می شود. از این روست که خداوند در آیات ۵ و ۶ سوره قلم از جمله نشانه های جنون را کفر و حق‌ناپذیرى مشرکان دانسته و آن را نشانه مهم از جنون و دیوانگى و تسلط شیطان و تماس او می داند.

برخی از مردمان دنبال قدرت و ثروت خود را در اختیار شیطان قرار می دهند و ولایت او را می پذیرند تا این گونه به مقاصد مادی و دنیوی برسند. انجام انواع و اقسام گناهان به ویژه رباخواری، زنا، اهانت به مقدسات و مانند آن از جمله ابزارهای دوستی با شیطان و پذیرش ولایت اوست. البته کسانی که ولایت شیطان را می پذیرند برخلاف انتظار به چیزی دست نمی یابند، زیرا ولایت شیطان به جای اینکه آرامش و آسایش را برای آنها به ارمغان آورد، موجب ترس و اضطراب و خوف آنان می شود.( آل عمران، آیه ۱۷۵) بنابراین، برخلاف انتظار می بایست پیامدهای شوم این ولایت را پذیرا باشند. از جمله این آثار شوم ولایت شیطانی می توان به افزایش اختلاف(بقره، آیه ۲۰۸)، بی آبرویی و برملاشدن زشتی ها(اعراف، آیه ۲۷)، بی تقوایی (همان)، محرومیت از نعمت های الهی(بقره، آیه ۱۶۸)، خواری و خذلان(فرقان، آیه ۲۹) خسران از سرمایه های وجودی(مجادله، آیه ۱۹)، خشم الهی(محمد، آیات ۲۵ و ۲۸)، ریاکاری(نساء، آیه ۳۸)، فسق(انعام، آیه ۱۳۱)، فحشاء و منکر(نور، آیه ۲۱)، ممانعت از تقرب و مقامات والای انسانی(اعراف، آیات ۱۷۵ و ۱۷۶) کفر و بی ایمانی به خدا و آخرت و مانند آن ها اشاره کرد.

بنابراین لازم است تا انسان ها با هوشیاری و بیداری خویش اجازه ندهند تا ابلیس و شیاطین جنی و انسی در یک برنامه ریزی اندک اندک و گام به گام ایشان را به سوی سقوط رهنمون شوند و از بهشت رضوان الهی محروم سازند. انسانی که دچار تماس شیطان و ولایت او شود دیگر نمی تواند خود را برهاند. پس باید از همان آغاز جلوی وسوسه ها و اغواگری او را گرفت تا گرفتار اضطرار پس از اختیار نشد به طوری که دیگر اختیاری برای آدمی نباشد و جنون همه وجودش را در بر گیرد.

خداوند در آیات قرآنی تنها راه و شرط رهایى از اغواگرى ابلیس و اغواهای دیگر شیاطین را، بندگى خدا و اخلاص دانسته است و از بندگانش خواسته خود را به خدا واگذار کنند.(حجر، آیات ۳۲ تا ۴۰؛ سبا، آیات ۲۰ و ۲۱)