تقدم امر به معروف بر نهی از منکر

خدا در قرآن کریم می‌فرماید: خذ العفو و امر بالعرف و اعرض عن‌الجاهلین؛ عفو و گذشت را پیشه‌کن، و به‌کار پسندیده فرمان ده، و از نادانان روی بگردان. (اعراف، آیه ۱۹۹)
عرف در لغت زمین بلندی است که برای همه شناخته شده است. ضد آن منکر به معنی ناشناخته‌ برای مردم است. معروف هر چیز شناخته شده از نظر عقل و نقل است که به یک معنا پسندیده‌های اجتماعی است.
منکر هر چیز ناشناخته‌ای است که عقل و نقل آن را ناپسند می‌شمارد.
ازنظر آموزه‌های قرآنی امر به معروف و نهی از منکر یک امر ولایی است. ولایی بودن آن مقتضی این معنا است که تنها کسی می‌تواند امر به معروف و نهی از منکر کند که دارای ولایت باشد.
بر طبق تعالیم قرآن تنها خدا دارای چنین ولایت ذاتی است.
البته کسانی به عنوان مظهر ولایت الهی در طول از چنین ولایتی برخوردار هستند که شامل پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه‌و آله) و اهل بیت عصمت و طهارات (علیهم‌السلام) هستند. در این راستا هر مومنی نسبت به مومن دیگر از ولایت متقابل برخوردار است. خدا می‌فرماید: والمومنون والمومنات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن‌المنکر و یقیمون‌الصلاه و یوتون الزکاه و یطیئون‌الله و رسوله اولئک سیرحمهم‌الله ان‌الله عزیز حکیم؛ مردان و زنان باایمان، ولی (و یار و یاور) یکدیگرند؛ امر به معروف، و نهی از منکر می‌کنند؛ نماز را برپا می‌دارند؛ و زکات را می‌پردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت می‌کنند؛ بزودی خدا آنان را مورد رحمت خویش قرار می‌دهد؛ خداوند توانا و حکیم است! (توبه، آیه ۷۱)
باید توجه داشت که مقتضی امر کردن که در آیه ۱۹۹ سوره اعراف آمده، استعلا است که بیانگر علو ذاتی یا اکتسابی است که به حکم ولایت الهی برای مومنان اثبات می‌شود.
با آنکه امر به معروف و نهی از منکر، تکلیف و وظیفه همگانی است، اما گروه و نهادی به شکل تخصصی و سازمان یافته باید به این کار اقدام کند. خدا می‌فرماید: و باید از شما گروهی باشند که [همه مردم را] به سوی خیر [اتحاد، اتفاق، الفت، برادری، مواسات و درستی] دعوت کنند و به کار شایسته و پسندیده وادارند و از کار ناپسند و زشت بازدارند؛ و اینانند که یقیناً رستگارند. (آل‌عمران، آیه ۱۰۴)
براساس این آیه باید گروه یا نهادی به طور رسمی عهده‌دار مسئولیت امر به معروف و نهی از منکر شود. مهم‌ترین هدف از این فریضه همراه‌سازی افراد با ارزش‌های اجتماعی و پیشگیری از هنجارشکنی است. بنابراین، هدف مجازات نیست بلکه آگاه‌سازی و نیز بازسازی رفتاری است. از همین رو اصل در این فریضه هدایت زبانی و عملی است نه تنبیه و مجازات بدنی.
از نظر آموزه‌های قرآنی با هنجارشکنی باید به شکلی برخورد شود که شخص احساس کند درصورت ادامه چنین رفتاری طرد اجتماعی می‌شود.
برای دستیابی به این هدف باید نوعی هماهنگی و همسویی میان نهادها پدید آید.
هرگونه ناهماهنگی و تضاد رفتاری میان نهادها و سازمان‌ها و نیز مردم موجب می‌شود هنجارشکن طرد اجتماعی را لمس نکند و امر به معروف و نهی از منکر نتیجه عکس بدهد، چنانکه اگر یکی از والدین کودک را سرزنش کند؛ اما دیگری یا دیگران به حمایت از کودک بپردازند، کودک دچار تناقض رفتاری می‌شود.
تقدم امر به معروف بر نهی از منکر دلالت بر تقدم ارزشی امر بر نهی دارد.
باید چنانکه خدا و پیامبر اکرم(ص) بشارت را بر تنذیر مقدم می‌کرد، اهتمام به امر به معروف باشد، درحالی‌که در عمل تنها به نهی از منکر پرداخته شده و از امر به معروف غافل شده‌ایم.
به نظر می‌رسد مثلا برای مبارزه با پدیده بدحجابی و بی‌حجابی یا اختلاس یا رشوه باید بر فضیلت حجاب یا امانتداری و حفظ بیت‌المال یا کسب روزی حلال و برکات آنها در قالب امر به معروف تاکید شود.
برخی از امور باید در یک منظومه منسجم سامان یابد تا هدف محقق شود. این فریضه نیز این‌گونه است. باید فرهنگ‌سازی با اجرای مجازات قانونی همراه و مکمل باشد تا تاثیر مطلوب داشته باشد. نادیده گرفتن هر یک می‌تواند ناکامی را به دنبال داشته باشد.