تفکر جاهلی در عصر اسلام

samamosبخش عمده ای از آموزه های قرآنی به تاریخ گذشتگان اختصاص یافته است، زیرا در تحلیل قرآن، سنت های الهی در تاریخ تکرار می شود و علل و عواملی که موجبات صعود یا سقوط ملت ها و جوامع گذشته شده است می تواند تکرار شود. از این رو، گزارش تحلیلی از تاریخ ، به معنای آموزش مردم بر پایه تجربیات و هشدار نسبت به آنان است.

تفکر جاهلی یکی از تفکرات و رویه زندگی است که پیش از اسلام درمیان عرب ها جاری بوده است. اصول اسلامی بر مبارزه با تفکر جاهلی نهاده شده است. با این همه، پس از اسلام به علل علاقه به آداب و رسوم و تقلید از نیاکان، این سنت دوباره جان گرفت و رشد کرد. خداوند بارها به مسلمانان هشدار می دهد که به سنت و رویه جاهلی بازنگردند ولی بسیاری از رهبران در جامعه اسلامی به این هشدارها بی توجهی کردند و جامعه اسلامی و امت قرآنی را به سوی تفکر جاهلیت هدایت نمودند به گونه ای که هنوز نیز آثار زیانبار این بازگشت زشت امت اسلام را رنج می دهد.

نویسنده در این نوشتار بر اساس آموزه های قرآنی به مومنان عصر حاضر هشدار می دهد تا با تفسیر نادرست بازگشت به خویشتن و ارزش های ملی، در دام جاهلیت نیافتند و ارزش های حق اسلامی را فدای ارزش های باطل نسازند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

تفسیری ناروا از بازگشت به خویشتن

یکی از فرمان ها و آموزه های اسلامی، اصل بازگشت به خویشتن است. این بازگشت می تواند در معنای فردی و اجتماعی آن معنا و مفهوم یابد. با این همه هدف از بازگشت چیزی جز بازگشت به فطرت نیست که در حالت فرهنگی و تمدنی آن نیز مجموعه ای از سنت ها و آداب و رسومی است که مطابق فلسفه و هدف آفرینش انسان و جهان ایجاد شده است و در راستای تکامل فردی و اجتماعی عمل می کند. براین اساس، حفظ و صیانت از احکام عقلانی و عقلایی که بر پایه فطرت وعقل سلیم می باشد، بیان همان بازگشت به خویشتن اصیل و نابی است که همه خردمندان جهان بدان می خوانند.

در حوزه عمل اجتماعی نیز، بازگشت به خویشتن در امت ها و جوامع می بایست به اصول هنجاری ، اخلاقی و عقلایی باشد که انسان ها با توجه به شرایط و مقتضیات زمانی و مکانی به آن توجه یافته و زندگی خویش را بر پایه آن سامان داده اند. البته برخی از این اصول ارزشی به شکل سنت ها و آیین ها تجلی یافته است ولی برخی دیگر هم چنان ساده و سالم باقی مانده و در میان زندگی توده های مردم همانند نسیمی جریان دارد.

این اصول ارزشی و آیین ها هستند که به عنوان نرم افزاری سخت افزار وجودی انسان های متفاوت و متعدد را به هم متصل می کند و ارتباطات اجتماعی را سامان می بخشد. از این روست که آن را روح هر جامعه ای بر می شمارند که مایه همگرایی و همدلی و هم نوایی افراد گوناگون و اقشار مختلف اجتماعی یک جامعه می شود.

البته برخی از این آیین ها و سنت ها ، در زمانی برای پاسخ گویی به یک نیاز طبیعی بوجود آمده بود و با آن که آن مساله از میان رفته این پاسخ نیاکان هم چنان حفظ و پاس داشته شده و به دست ما رسیده است. از این روست که انجام آن در جهان امروز با فقدان آن مساله، تنها شکل تفریحی گرفته و از معنا و مفهوم واقعی افتاده است. اگر این سنت ها آسیبی به موقعیت و وضعیت کنونی جامعه وارد نسازد و سد راه پیشرفت و تعالی و تکامل بشر نشود، می تواند به عنوان یک آیین تفریحی باقی و پایدار بماند ولی اگر همانند برخی دیگر از آیین ها به شکل خرافی درآید و مانع و سد راه رشد و تکامل شخص یا جامعه شود می بایست با آن مبارزه کرد.

از آن جایی که حال و معاصر هر شخص یا جامعه ای، ترکیبی از داشته ها و یافته های گذشته با هدف دست یابی به آرمان های آینده است، تنها زمانی این گذشته می تواند محرک قوی برای شخص و جامعه باشد که بتواند دست یابی به آینده آرمانی را تضمین کند و یا به آن یاری رساند. اما اگر گذشته از چنین قابلیتی برخوردار نباشد، نه تنها عامل رشد و بالندگی نیست بلکه مانع جدی برای دست یابی به آرمان های بزرگ آدمی و جوامع است و می بایست به شدت با آن مقابله و مبارزه کرد.

این که خردمندان و حتی آموزه های اسلامی از بازگشت به خویشتن و گذشته سخن می گویند ، به معنای بهره گیری از توان هایی و ظرفیت هایی است که در شخص و یا جامعه از گذشته تاکنون وجود داشته است و می تواند به عنوان موتور و نیروی محرکه شخص و یا جامعه عمل کند.

به عنوان نمونه، تاریخ عاشورایی و حادثه کربلای حسینی (ع) به عنوان یک محرک و موتور قوی می تواند جوامع را به سوی آرمان عدالت جهانی مهدویت (عج) حرکت دهد و دنیای معاصر و حال شخص و جامعه برای آینده ای خوب و بهتر و برتر بسازد. چنین مراجعه ای به تاریخ و گذشته امر بسیار مطلوب و نیکی است؛ زیرا تنها موتور حرکتی هر فرد و جامعه همان ظرفیت ها و توانمندی های گذشته اوست که با او تاکنون ادامه یافته است. اگر شخص گذشته خویش را حذف کند و جامعه و نسلی از گذشته خود گسست یابد، ناچار است تا به چیزی دیگری بیاویزد تا به عنوان موتور و نیروی محرکه عمل کند که در بسیاری از موارد به سبب تفاوت های فرهنگی و تمدنی و عدم تطابق با مقتضیات زمانی و مکانی با موقعیت شخص یا جامعه، به جای آن که عامل رشد باشد مانع جدی در برابر آن و حتی عامل سقوط جامعه و شخص می شود.

در این بازگشت به خویشتن و ظرفیت های فرهنگی و تمدنی گذشتگان ، نمی توان به هر گذشته ای چنگ انداخت و از آن بهره گرفت. این جاست که تنها گذشته ای می تواند مفید و سازنده باشد که بتواند در تحقق آرمان های بزرگ جامعه کمک کند و تاثیر مثبت از خود به جا گذارد. از این روست که قرآن هر گونه تقلید کورکورانه از گذشتگان و نیاکان را جایز نمی داند و حتی با شدت با چنین رویه ای مبارزه می کند؛ زیرا چنین بازگشتی می تواند خود مانع جدی بر سر راه تکامل ورشد شخص و جامعه باشد.

بنابراین، در بازگشت به خویشتن و گذشته می بایست تنها به عناصری توجه داشت که در مقام نیروی محرکه و موتور حرکت برای آینده ای روشن و متعالی به کار آید. از این رو ، در بازسازی آیین ها و تاریخ ملی می بایست تنها به عناصر و سنت ها و آیین ها و اندیشه های تمسک جست که بتواند مسیر اینده را روشن سازد و جوانان را به حرکت وادارد، زیرا گذشته تابناک ، به معنای وجود تجربه های موفقیت آمیز برای یک جامعه است که از آن به عصر طلایی یاد می شود. این عصر طلایی در جامعه امروز این باور را زنده می کند که نه تنها با بهره گیری از توانایی ها و ظرفیت های خودی امکان موفقیت و دست یابی به آرمان های بزرگ وجود دارد بلکه چنین چیزی در گذشته در همین سرزمین و همین جامعه تحقق یافته است و بهترین دلیل بر امکان چیزی وقوع آن چیز است. به این معنا که در گذشته نیاکان توانستند با بهره گیری از امکانات و ظرفیت های همین جامعه و کشور، به ارمان های بزرگ دست یابند ، بنابراین برای جامعه امروز نیز چنین امکانی است و شاهد بر این امکان ، وقوع عصر طلایی در همین جامعه و کشور در گذشته است.

بنابراین در تفسیر " بازگشت به خویشتن " می بایست توجه داشت که هر گذشته ای مثبت و مفید و سازنده نیست، بلکه تنها بخشی از گذشته می تواند به عنوان موتور محرک جامعه معاصر قرار گیرد که ارتباط تنگاتنگ و مستقیمی با آرمان های بلند و متعالی آن دارد.

تفکیک سازی آیین های گذشتگان

با نگاهی به رویه قرآن و پیامبر(ص) می توان دریافت که رویه جداسازی و تفکیک آیین های گذشتگان با توجه به آرمان های جامعه، امری بود که ازسوی خداوند و پیامبر(ص) نیز صورت گرفته است.

در دوره جاهلیت آیین ها و آداب و رسوم بسیاری وجود داشت. این جامعه بدوی هر چند که در بسیاری از اصول خود ساده بود و مجموعه هنجارها و ارزش های اصولی آن به شکل تاریخ شفاهی حفظ می شد، با این همه دارای دو دسته از آیین ها و آداب بود که بخشی اعظم آن ضد هنجاری و بی ارزش بود. از این روست که پیامبر(ص) همان معدود آیین ها و آداب را بر پایه معیارهای قرآنی ، به دو بخش مثبت و منفی تقسیم کرد و بخش مثبت آن را حفظ و یا با کمی بازسازی تحکیم و استواری بخشید.

از جمله می توان به افکار و آیین های مربوط و مرتبط به حج اشاره کرد که از سوی اسلام بخش عمده آن تایید و بخشی دیگر بازسازی شده و بخشی نیز به طور کلی حذف کرد.

البته این امر اختصاص به پیامبر(ص) نداشت، بلکه حتی پیامبران پیشین نسبت به شرایع پیامبران گذشته خود این گونه عمل می کردند، زیرا برخی از شرایع و احکام و آیین ها، با توجه به مقتضیات و شرایط مکانی و زمانی جوامع و ملت ها صادر شده بود و با تغییر جامعه و شرایط و مقتضیات حتی می توانست امری ضد کمالی شود و از رشد و بالندگی جامعه وملت ها جلوگیری به عمل آورد. این گونه است که هر پیامبری نسبت به پیامبران و شرایع پیشین دو نقش تصدیقی و حذفی را داشته است. به این معنا که برخی از آیین ها و آداب و قوانین را تصدیق و برخی دیگر را حذف و نسخ می کرد. از جمله ازدواج با دو خواهر که در گذشته جایز بوده و حتی پس از اسلام کسانی که دو خواهر را به عقد خود داشتند می توانستند آنان را در عقد نکاح خود نگه دارند ولی دیگر کسی مجاز نبود که این گونه عمل کند و دو خواهر را به عقد نکاح خود در آورد. د رمساله تعدد زوجات نیز بر خلاف آیین های پیشین ، تنها ازدواج با چهار زن را مجاز دانسته و بیش از آن را مجاز ندانست.

آیین های جاهلی

تاریخ عرب شاهد ظهور و افول تمدن ها و قدرت های چندی بوده است.(غافر آیات ۲۱ و ۸۲) البته از زمانی قوم عرب به شکل ملت و جامعه ای بزرگ در آید، پیامبری بر ایشان نیامده بود و آنان از زمان حضرت ابراهیم (ع) و فرزندش اسماعیل(ع) بر همان آیین حنیف ابراهیمی با کمی تغییرات به ویژه در افکار باقی مانده بودند.(قصص آیه ۴۶ و سجده آیه ۳ و یس آیه ۶) از این روست که حج و زیارت کعبه و مسجد الحرام ، از جمله مراسم ابراهیمی بود که در عصر جاهلیت در میان مردم رایج و شایع بود.(حج آیه ۲۵)

بیش تر مردم عرب مکه در عصر بعثت ، گرفتار جهل و ناآگاهی نسبت به ربوبیت خداوندی و پروردگاری وی بودند.(قصص آیه ۵۷) برخی از ایشان بت می پرستیدند و برخی دیگر برای ستارگانی چون شعری تاثیراتی شگرف در فقر و غنای انسان ها قایل بودند و برای ستاره ربوبیت و پروردگاری قایل می شدند.(نجم آیات ۴۸ و ۴۹)

در میان قبایل عربی اختلافات و کینه های عمیق وجود داشت (آل عمران ایه ۱۰۳ و انفال آیه ۶۳) برای زن ارزشی قایل نبودند و آن را موجودی بی مقدار می دانستند که در زینت و تجمل رشد می یابد و ناتوان از استدلال قوی و استوار و دفاع از حق و حقوق خویش است (زخرف آیات ۱۶ تا ۱۸ و نحل آیه ۵۸) وقتی خبر دختردار شدن را در یافت می کردند از ناراحتی و شرمندگی می خواستند خود را گم و گور کنند و می کوشیدند تا به هر شکلی شده او را گور کنند و از شرش رهایی یابند.(نحل آیات ۵۸ تا ۶۰ و زخرف آیه ۱۷)

عرب ها، انسان های بهانه جو (انعام آیات ۸ و ۳۷ و یونس آیه ۲۰ و ایات دیگر) متعصب و نژادپرست های شدیدی (شعراء آیات ۱۹۸ و ۱۹۹ و فصلت آیه ۴۴ و زخرف آیات ۳۱ و ۴۴ ) بودند که در اموال و اولاد به شدت تفاخر داشتند و به برتری های قبیله ای خود می نازیدند (تکاثر آیات ۱ و ۲) و در مبادلات و معاملات راه انصاف و عدالت را نمی پیمودند و رباخواری در میان ایشان معمول بود.(بقره آیات ۲۷۵ و ۲۷۸)

از نظر اعتقادی نیز افکار نادرستی داشتند. شرک و بت پرستی در کنار این که فرشتگان مونث هستند و آنان دختران خدا می باشند.(صافات آیات ۱۴۹ و ۱۵۰و انعام آیه ۱۰۰ و زخرف آیات ۱۵ تا ۱۹) و خداوند فرزند دارد(همان) و این که خداوند مرکب است و دارای جزء م یباشد (زخرف آیه ۱۵) و این که خداوند تنها یک نام دارد که همان رحمن است و می بایست تنها به این نام خوانده شود(مریم آیه ۸۸ و یس آیه ۱۵ و انبیاء آیه ۲۶)و یا این که خداوند شریکانی از جنیان دارد(انعام آیه ۱۰۰) از جمله این افکار و اعتقادات باطل ایشان است.

لزوم مبارزه با افکار جاهلی

همان گونه که خداوند به شدت با افکار جاهلی مبارزه کرد و در عصر اسلامی نیز لازم است با هر گونه افکار جاهلی مبارزه شود، زیرا جهل در این جا ضد عقل است نه ضد علم. به این معنا که این گونه افکار و آیین ها ریشه در نادانی ندارد بلکه ریشه در جهلی دارد که به معنای فقدان عقل است.

به سخن دیگر، اگر کسی دارای قوه مدرکه سالم و سلیمی باشد، هر گز به این افکار کشیده نمی شد و نیازی نیست تا آدمی علم و دانش داشته باشد تا نسبت به این افکار واکنش منفی نشان دهد. اصولا فطرت سالم و عقل سلیم چنین اعتقادات و ایین های باطلی را نمی پذیرد بی آن که علم و دانشی شخص داشته باشد. از آن جایی که عرب جاهلی ، عقل خویش را به کار نمی گرفتند و از فطرت سالم خود دور افتاده بودند به چنین افکار و اندیشه ها و آیین های باطلی رو آورده بودند. بنابراین اگر عقل سالم و فطرت پاکی داشته به طور طبیعی از آن ها پرهیز و اجتناب می ورزیدند.

در بازگشت به خویشتن انسان می بایست عقل سلیم و فطرت سالم خویش را داور و معیار قرار دهد. اگر این گونه عمل کند هرگز به سوی افکار و آیین های نمی رود که عقل و فطرت آن را نادرست و باطل می شمارد و تنها اموری را بر می گزیند که مطابق عقل و فطرت و در مسیر کمالی و رشد بشری است.

بنابراین کسانی که مردمان را به تاریخ ملی دعوت می کنند می بایست به این نکته توجه کنند که در این بازگشت با معیارهای عقل سلیم و فطرت سالم و پاک حرکت کنند و اجازه ندهند برخی بیماردلان جاهل ، همان افکار و آیین های جاهلیت را برگزینند و در جامعه گسترش دهند و به عنوان حفظ سنت ها و گذشته های تاریخی و ملی آن را در جامعه ترویج دهند.

در عصر نخست اسلامی با آن که خداوند به شدت با افکار و آیین های جاهلی مبارزه کرده بود ، ولی برخی از رهبرانی که در آن سنت ها رشد یافته و تفکرات جاهلی در پوست و گوشت آنان رسوخ کرده بود، دوباره آیین های جاهلی را در اسلام زنده کردند و حتی به مبارزه با آیین های جایگزین اسلامی پرداختند که نمونه های آن در برخی از کتب از جمله اجتهاد در مقابل نص مرحوم شرف الدین عاملی آمده است. همین بازگشت به جاهلیت که با عنوان بازگشت به خویشتن و ریشه ها انجام گرفت و تحت جلوگیری از گسست نسلی به آن دامن زده شد، امت ا سلامی دچار بحران هویتی شد که نتیجه آن کشتن امیرمومنان (ع) و فرزندانش به جرم اصلاح امت جدشان محمد (ص) بود.

باید از گذشته و تاریخ درس عبرت گرفت و آموخت که هر بازگشتی به گذشته و تاریخ و حفظ و پاسداشت سنت ها و آیین های نیاکان نمی تواند کمالی و رشدی باشد بلکه مانع و بازدارنده اصلی از آن می باشد و بایسته است با آن مبارزه شود و تنها اموری که با عقل سلیم و فطرت سالم هماهنگ است انتخاب و تایید شود تا به عنوان موتور محرک امت به سوی کمال عمل کند.