تغییر رفتار دشمن با آمادگی نظامی

سرباز

بسم الله الرحمن الرحیم

آمادگی نظامی به معنای تدارک نیروها و امکانات لازم اعم از مادی و معنوی برای رویارویی با دشمنان موجود یا احتمالی، تکلیفی عقلی و نقلی است که شریعت اسلام بر آن مهر تایید گذاشته است؛ زیرا در سایه آمادگی نظامی می توان امید به تغییر رفتار دشمن را داشت؛ چرا که دشمن به سبب روحیه و رویه استکباری و ظالمانه خویش هرگز جز در سایه زور حاضر به تغییر رفتار نیست و هرگاه فرصتی بیابد می کوشد تا ضربات کاری خویش را وارد سازد.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، تغییر در رفتار می تواند ریشه در تغییر افکار یا فشاری باشد که از درون و بیرون بر فرد یا نظام یا نهادی وارد می شود؛ زیرا گاه شخص به سبب تغییر در عقاید و شخصیت، رفتارهای خویش را تغییر می دهد و گاه دیگر تحت فشار نه تغییر در عقاید و شخصیت، رفتارش را تغییر می دهد. بر این اساس، راهبردها و سیاست های دفاعی اسلام بر دو حوزه تغییر در عقاید و شخصیت و نیز تغییر در رفتار تحت فشار ساماندهی شده است. از همین روست که در اسلام جنگ و جهاد ابتدایی یا وجود ندارد یا برای حالات استنثایی تعریف شده است؛ زیرا هرگز هدف در جهاد اسلامی حذف فیزیکی دشمن نیست، بلکه هدف ابلاغ رسالات الهی و ایجاد فضایی سالم برای انتقال فرهنگ اسلام و تغییر در عقاید و افکار و نگرش ها و گرایش های افراد است؛ از همین روست که سعی می شود تا حتی در میدان نبرد نیز مبانی اسلام از توحید و معاد و رسالت تبیین شود و دشمن به حقایق اسلامی و حقانیت آن دست یابد و از افکار جاهلی و رویه و رفتار مبتنی بر آن دست بردارد و به اسلام و علم و عقل رو آورد.

البته اگر این مهم تحقق نیافت؛ زیرا برخی از افراد هم چون ابلیس و فرعون از جن و انس، حتی در صورت رسیدن به مرتبه علم یقینی از طریق بینات و دلایل و معجزات، به سبب دو عنصر «علو و ظلم» در ساختار وجودی و شخصیتی آنان، هرگز تغییر عقیده و تغییر رفتار نمی دهند و به انکار حق و حقانیت می پردارند و به جنگ علیه آن می روند.(نمل، آیه ۴)

در این موارد است که نمی توان تنها به فعالیت های علمی و فرهنگی و ابلاغی و تبلیغی بسنده کرد و به امید تغییر افکار و عقاید و تغییر رفتار به تبع آن، تنها و فقط فعالیت های علمی و فرهنگی را اصالت بخشید و از هر گونه اعمال و رفتار عملی بازدارنده غافل شد؛ زیرا از نظر قرآن، کسانی که اهل «جحد» و انکار در عین علم و تعقل هستند، کسانی هستند که جز به شمشیر به راست نمی آیند. اینجاست که برای تغییر رفتار مستکبران و ظالمان برتری جو لازم و ضروری است تا فشارهای عملی مضاعفی بر ایشان وارد شود. این همان چیزی است که از آن به بازدارندگی با بهره گیری از آمادگی نظامی تعبیر می شود. در حقیقت دشمنی که با علم و تعقل به مخالفت با حق از جمله عدالت قسطی جهانی می پردازد و حقوق طبیعی خلق را در قالب نظام استکباری سلب می کند و استضعاف و ظلم را بر دیگران تحمیل می نماید، جز از طریق قیام قسطی و زور شمشیر نمی توان به راه آورد.(حدید، آیه ۲۵)

البته باید توجه داشت که آمادگی نظامی به معنای آمادگی برای انجام عمل و علمیات در صورت تهدید است و تنها صرف داشتن آمادگی بدون عمل به هنگام نمی تواند عامل بازدارندگی باشد. به عنوان نمونه اگر دشمن خطایی مرتکب شد، این آمادگی نظامی می بایست از مرتبه قول به فعل در آید و در عرصه میدانی خود را نشان دهد تا کارایی لازم در بازدارندگی را داشته باشد؛ چرا که اگر دشمن به قصد آزمودن آمادگی اقدامات ایذایی داشته باشد و پاسخی دریافت نکند، این آمادگی هیچ معنای بازدارنده ای نخواهد داشت؛ زیرا آمادگی برای آن است که در هنگام نیاز از آن بهره گرفته شود. پاسخ در خور به هر آزمونی که دشمن انجام می دهد، به معنای آمادگی نظامی واقعی است؛ زیرا دشمن می داند و در می یابد که با کوچک ترین خطایی ممکن است، خسارات هنگفت و سنگینی را متحمل شود.

آمادگی نظامی برای تغییر در معادلات سیاسی

در آیاتی قرآنی به مساله آمادگی نظامی اهتمام خاص و ویژه ای مبذول شده است. از همین روست که خدا با واژگانی چند در قرآن به این موضوع و مفهوم آمادگی پرداخته است. از جمله این واژگان می توان به واژه‌های «اعداد»، «اخذ حذر»، «اخذ اسلحه»، «رباط»، «مرابطه»، «صافنات الجیاد»، «تبوی»، «جمعوا» و مانند آن ها اشاره کرد که برای تبیین مفهوم آمادگی نظامی به کار گرفته شده است.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مهم ترین تاثیری که قرآن برای آمادگی نظامی بیان کرده است، ایجاد بازدارندگی در دشمن از طریق ایجاد رعب و رهب و ارهاب است (انفال، آیه ۶۰)؛ زیرا آمادگی نظامی موجب بازدارندگی در عرصه نظامی می شود و دشمن به سبب رعب و ترس از ضربه متقابل دست به هیچ خطایی نمی زند و از هر گونه درگیری و جنگ حذر می کند و پرهیز می نماید؛ زیرا ارهاب و ترساندن دشمن از مهم ترین و اساسی ترین آثار و برکات آمادگی نظامی است(انفال، آیه ۶۰)

اما بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، اهداف و فلسفه های دیگری غیر از بازدارندگی می توان برای آمادگی نظامی بر شمرد که از جمله آن ها تغییر در معادلات سیاسی است.

اگر سیاست اسلامی به معنای تدبیر امور اجتماعی بر اساس علم و عقلانیت در راستای تحقق سعادت و تامین آرامش و آسایش دنیوی و اخروی بشر است؛ زیرا سیاست اسلامی می بایست به گونه ای سامان یابد که معاش و معاد مردم بدان تامین گردد، شکی نیست که تامین امنیت و آرامش برای تحقق آسایش و رفاه در درجه اول اولویت های نظام سیاسی ولایی قرار می گیرد و دولت اسلامی بر خود فرض می داند تا با بهره گیری از همه امکانات مادی و معنوی و منابع انسانی وغیر انسانی، امنیت را تامین کند؛ زیرا دو مولفه و عنصر سعادت و خوشبختی چیزی جز آرامش و آسایش نیست. بر این اساس، برای تحقق آرامش و امنیت لازم است تا از قوه دافعه و غضب برای دفع هر گونه تعرض و ایجاد ناامنی جلوگیری شود. این بدان معناست که آمادگی نظامی به عنوان یکی از مهم ترین مولفه های تامین کننده آرامش و امنیت ضروری است.

با تحقق آمادگی نظامی به شکل کامل و جامع این امکان وجود دارد که رفتارهای دشمن تحت تاثیر آمادگی تغییر کند و در عرصه های دیگر خود را نشان دهد. سیاست گذاری دشمنان در هنگام تحقق آمادگی نظامی به گونه ای خواهد بود که از هر گونه تعرض مستقیم و غیر مستقیم نسبت به نظام سیاسی ولایی پرهیز می کنند. بنابراین، نمی بایست تاثیر آمادگی نظامی را تنها در حوزه عمل نظامی دشمن و تغییر رفتار در این حوزه ارزیابی و محدود کرد، بلکه بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، این آمادگی نظامی می تواند در عرصه سیاسی موجب تغییر رفتار دشمن شود و دشمنان به خود اجازه ندهند تا متعرض چیزی شوند که سعادت امت اسلام را خطر مواجه می سازد. بر همین اساس، دشمنان از تجاوزات اقتصادی و تحریم ها و جنگ روانی و استهزاء وتمسخر مومنان دست می کشند و به گونه ای عمل نمی کنند که خشم امت و دولت اسلامی بر انگیخته شود.

از آن جایی که اقتضای آمادگی نظامی، هوشیاری و آمادگی در همه عرصه های از اقتصادی و سیاسی و امنیتی و فرهنگی و مانند آن ها است، به طور طبیعی دشمن نمی تواند رفتاری نادرست داشته باشد که به سعادت امت ضربه وارد می کند و آرامش و آسایش آنان را سلب می نماید. چنین رفتاری موجب می شود تا هر گونه سیاست دشمن با شکست مواجه شود و دشمن به اهداف خویش نرسد.(نساء، آیه ۱۰۲)

آمادگی نظامی، عامل شکست هیمنه دشمن

دشمنان دارای نظام سیاسی خاص خود هستند که بر اساس هستی شناسی و جهان بینی خاص خودشان سامان یافته است. در حقیقت دشمنان اسلام، دارای گفتمانی هستند که براساس آن نظام سازی و دولت سازی و جامعه سازی و نهادسازی انجام گرفته است. نظریاتی که در قالب تمدنی به یک حکومت و حاکمیت استکباری و ظالمانه منجر شده است. اسلام دربرابر چنین گفتمانی، گفتمانی بر اساس عدالت قسطی در دنیا برای تحقق سعادت دنیوی و اخروی ایجاد کرده است. این دو گفتمان رقیب در تقابل با یک دیگر قرار دارند. این تقابل در همه عرصه ها از فرهنگی و اقتصادی و سیاسی و نظامی خود نمایی می کند.

در تقابل نظامی که نوک حمله تقابلی دو نظام گفتمانی است، آمادگی نظامی می تواند هیمنه نظام استکباری را در هم کوبد و شکست را برای آن رقم زند. به عنوان نمونه تقابل گفتمانی نظام جاهلی با نظام اسلامی در صدر اسلام در عرصه نظامی موجب می شود تا با آمادگی و هوشیاری امت اسلام و نظام سیاسی ولایی، هیمنه نظام جاهلی شکسته شود و از عرش فرود افتد.(نساء، آیه ۱۰۲)

خدا در آیات قرآنی بیان می کند که هدف از انتقام سخت مسلمانان درحکومت حضرت موسی(ع) علیه گفتمان جاهلی فرعونی ، نابودی نظامند گفتمانی بوده است که مستکبران آن را ساماندهی کرده و بر اساس آن نظام مردم را به استضعاف کشانده بودند. تدمیر کامل و زیر و رو کردن نظام سیاسی و گفتمانی فرعونی و استکباری به دست یاران حضرت موسی(ع) زمانی تحقق یافت که امت از آمادگی تقابلی با گفتمان استکباری قرار داشتند و با امدادهای غیبی توانستند «عرش» و نظام سیاسی فرعونی را نابود سازند.(اعراف، آیه ۱۳۷)

به سخن دیگر، تغییر روحیه و رویه مومنان در آن عصر موجب شد تا با امدادهای غیبی الهی، گفتمان و سازمان و نهادهای حکومتی و حاکمیتی نظام استکباری فرعونی در هم پیچیده شود و هیمنه آن دولت استکباری از میان برود و شکست بخورد و در نهایت از روی زمین حذف شود.

بنابراین، لازم است تا آمادگی نظامی در نظام سیاسی ولایی به گونه ای تعریف شود که امت اسلام با روحیه دعا بهره مند از همه امکانات مادی ومعنوی و امدادهای غیبی نظامی استکباری را به شکست بکشانند و اجازه عرضه اندام به آن ندهند.

به سخن دیگر، آمادگی نظامی می بایست تامین کننده اموری چند از جمله مانع هجوم علنی یا غافلگیرانه دشمن(نساء، آیه ۱۰۲)، ایجاد ترس و رهب و بازدارندگی(انفال، آیه ۶۰) و ایجاد شکست گفتمانی و هیمنه و سلطه سیاسی دشمنان (نساء، آیه ۱۰۲) شود و اجازه سلطه گری از آنان گرفته شود و شکست نهایی برای دشمنان رقم بخورد.(همان)

از نظر قرآن، لازم است تا همه امت از آمادگی نظامی برخوردار باشند تا بتوانند نه تنها بازنداره باشند و تغییر رفتار دشمن را موجب شوند، بلکه در هنگام نیاز به سرعت وارد میدان عمل شده و دشمن را سر جای خود بنشانند. از همین رو، کسانی که چنین آمادگی را ندارند از منافقان می داند؛ زیرا آنان آمادگی لازم برای عمل را ندارند و بستر آن را فراهم نیاورده اند.(توبه، آیات ۴۵ و ۴۶) همین رفتار نفاق آمیز است که دشمن را گستاخ می کند و تغییر رفتار آنان را به شکلی دیگر رقم می زند به طوری که آنان را گستاخ کرده و سیاست آنان از دفاعی به هجومی تغییر می دهد.