تعجیل ظهور با دولت اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

ظهور حجت شرایطی دارد که اگر تحقق نیابد، ظهور نیز تحقق نمی یابد. برخی از شرایط آن بیرون از دایره اراده و اختیار انسان است، اما برخی دیگر از آن ها با اراده و اختیار آدمی ارتباط دارد به طوری که اگر انسان آن شرایط را ایجاد نکند، نمی توان امید به ظهور داشت.

از نظر آموزه های وحیانی اسلام از جمله شرایط اختیاری و ارادی می توان به شرط «دولت اسلامی» و «اقامه حدود الهی» اشاره کرد. بنابراین، کسانی که خواهان ظهور یا تعجیل در ظهور هستند و می خواهند حکومت جهانی عدل الهی مصلح کل حضرت حجت (عج) را ببینند، می بایست به موضوع «دولت اسلامی اقامه کننده حدود الهی» توجه و اهتمام ویژه ای داشته باشند؛ زیرا تعجیل در ظهور مشروط به «اقامه حدود الهی» دانسته شده که تنها زمانی امکان اقامه حدود الهی فراهم می شود که «دولت اسلامی» برپا شود و به اقامه آن بپردازد.

امیرمومنان امام علی(ع) درباره این شرط ظهور و تعجیل در آن می فرماید: لَوْ حَفِظْتُمْ‏ حُدُودَ اللَّهِ‏ لَعَجَّلَ لَکُمْ مِنْ فَضْلِهِ الْمَوْعُودِ؛ اگر حدودالله را حفظ کنید، قطعاً خداوند از روی فضلش در امر موعود تعجیل می‌کند.» (غرر الحکم و دُرر الکلم، ص ۵۶۸)

از آن جایی که حفظ حدود الهی و اقامه و اجرای آن بدون «دولت اسلامی» و نظام حاکمیتی و حکومتی شدنی نیست، امیرمومنان(ع) خواهان تحقق دولت اسلامی برای حفاظت و اجرا و اقامه حدود الهی پیش از ظهور می شود تا بستری برای ظهور و تعجیل آن فراهم آید.

چرایی ضرورت ایجاد دولت اسلامی برای تعجیل در ظهور

از نظر آموزه های اسلامی، یکی از برترین عبادات، انتظار فرج است؛ چنان که امام کاظم علیه السلام می فرماید: أفضَلُ العِبادَهِ بَعدِ المَعرِفَهِ‌ إِنتِظارُ‌ الفَرَجِ؛ با فضلیت ترین، عبادت بعد از معرفت،‌ انتظار فرج و گشایش است. (تحف العقول ص۴۰۳)

پیامبر اکرم(ص) نیز در همین باره می فرماید: «افضل اعمال امتی، انتظار الفرج؛ برترین عمل امت من انتظار فرج داشتن است. (بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۲۸. سفینه البحار، ج ۲، ص ۵۹۶)

با تامل در آیات و روایات به این نکته می توان دست یافت که منظور از انتظار فرج به معنای انتظار ظهور و قیام قائم آل محمد(عج) و اقامه دولت عدل مهدوی است.

البته این انتظار زمانی معنا می یابد که منتظران برای تحقق فرج و ظهور شرایطی را فراهم آورده باشند که از وظایف و تکالیف منتظران به شمار می آید.

از جمله مهم ترین شرایطی که منتظران ظهور می بایست فراهم آورند، ایجاد دولت اسلامی برای اقامه حدود الهی است؛ زیرا حدود الهی مجموعه ای قوانین و احکام است که برخی ازآن ها بدون وجود حاکم و دولت اسلامی اقامه نمی شود و نمی توان از آن ها محافظت کرد. در حقیقت لازمه محافظت و اقامه حدود الهی در هر اجتماعی، برپایی و ایجاد دولت و حاکمیتی است که بر اساس شریعت و احکام و قوانین آن عمل کند که در اصطلاح از آن به دولت اسلامی یاد می شود؛ بنابراین، اگر دولتی ایجاد شود که فلسفه و سبک زندگی آن مبتنی بر مبانی و اصول اسلامی و محافظت و اقامه حدود الهی و شرایع اسلامی نباشد، چنین دولتی نمی تواند شرایط را برای ظهور یا تعجیل در آن فراهم آورد.

پس برای تحقق شرط محافظت و اقامه حدود الهی، لازم است تا دولت اسلامی بر اساس فلسفه و سبک زندگی اسلامی ایجاد شود؛ چرا که بدون تحقق دولت سخن گفتن از محافظت و اقامه حدود الهی بی معنا است.

به عنوان نمونه، بر اساس نص و صراحت قرآنی، یکی از حدود الهی که نمی بایست از آن تعدی و تجاوز کرد، صیام و روزه به ویژه در مام مبارک رمضان است که می بایست بر آن محافظت شود تا مردم بر خلاف حدود الهی عمل نکنند.(بقره، آیه ۱۸۷)

بی گمان محافظت بر این حد الهی نیازمند ساختاری به نام «دولت اسلامی» است؛ زیرا در هر جامعه ای، گروهی از مردم جاهل و نادان علمی هستند که نمی دانند مثلا روزه از حدود الهی است؛ بنابراین، لازم است تا با امر به معروف ایشان را نسبت به این حدود الهی آگاه ساخت و ایشان را به محافظت بر روزه تشویق نمود؛ هم چنین در هر جامعه ای، گروهی جاهل سفیه و فاسق وجود دارند که عالمانه و عامدانه بر خلاف حدود الهی عمل کرده و به روزه خواری علنی و آشکار می پردازند که می بایست آنان را نسبت به این تجاوز و تعدی به حدود سرزنش کرد و نهی از منکر نمود.

از آن جایی که امر به معروف و نهی از منکر دارای مراتبی است که شامل انکار عملی افزون بر انکار قلبی و زبانی است؛ لازم است تا بر اساس ولایت الهی، مجموعه ای از امت به عنوان «دولت و حاکمیت و اولوا الامر» به انکار عملی نسبت به منکرات و محافظت بر معروف و حدود الهی از جمله روزه داری بپردازد و به مقابله با آن برخیزد. شکی نیست که مردم عادی نمی توانند به مقابله با روزه خوار در مقام انکار عملی بپردازند، بلکه لازم است تا نظام حاکمیتی و اولیای امور اقدام به مبارزه با منکر روزه خواری بپردازند که همراه با تعزیرات و اجرای حکم تازیانه کم تر از هشتاد ضربه است.

هم چنین در هر جامعه ای منکراتی چون ظلم به اموال و جان و مال مردم صورت می گیرد که نیازمند اقامه حدود الهی در قالب قصاص، تقاص و تعزیرات و مانند آن ها است؛ در این موارد شکی نیست که تنها «دولت» می تواند به عنوان حاکم قضایی عمل کند و به اجرا و اقامه حدود اقدام نماید.

بنابراین، وقتی آموزه های وحیانی قرآن و اسلام بر «محافظت و اقامه حدود الهی» تاکید می کند، نمی توان از ایجاد دولت اسلامی سخن نگفت؛ زیرا لازم محافظت و اقامه حدود الهی، وجود دولت مقتدر اسلامی است که به اقامه و اجرای حدود الهی بپردازد. از همین روست که خدا در قرآن از مهم ترین وظایف «دولت اسلامی» را «اقامه حدود الهی» دانسته و می فرماید: الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاهَ وَآتَوُا الزَّکَاهَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَهُ الْأُمُورِ ؛ همان کسانى که چون در زمین به آنان توانایى دهیم نماز برپا مى دارند و زکات مى‏ دهند و به کارهاى پسندیده وامى دارند و از کارهاى ناپسند باز مى دارند و فرجام همه کارها از آن خداست. (حج، آیه ۴۱)

تعجیل ظهور با اقامه حدود الهی و دولت اسلامی

واژه عجله به معنای «انجام عمل قبل اوان و زمان آن» است؛ از همین رو گفته شده که «عجله کار شیطان» است؛ چرا که خدا در قرآن، صفت اخلاقی «عجله» را مذموم و ناپسند می شمارد و انسان را برای عدم «تغییر» با اعمال صالح و نیک، سرزنش می کند؛ زیرا برخی از صفات اخلاقی انسان به معنای لوازم و مقتضیات نفسی است که در مقام اسفل السافلین قرار گرفته است؛ چنان که ظلوم و جهول (احزاب، آیه ۷۲) و هلوع (معارج، آیه ۱۹) از صفات خلقتی نفس انسان است که می بایست با بهره گیری از اسباب «تغییر» چون «نماز» آن را تغییر داد.(معارج، آیات ۱۹ تا ۲۵)

بنابراین، ممکن است کسی این اشکال را داشته باشد که اگر «تعجیل» درخواست چیزی پیش از زمان آن است؛ چرا از مردم خواسته شده تا با اقامه حدود الهی و محافظت بر آن، در ظهور حجت و ایجاد دولت جهانی آن حضرت(عج) تعجیل شود؟!

در پاسخ باید گفت که از نظر آموزه های وحیانی قرآن، دولت صالح و مصلح و قائم آل محمد(عج) در آخر الزمان تشکیل می شود(انبیاء ، آیه ۱۰۵؛ نور، آیه ۵۵) ؛ چرا که این یکی از سنت های حاکم بر جهان و جامعه است که «تبدیل و تحویلی» در آن نیست.(اسراء، آیه ۷۷؛ روم، آیه ۳۰)

با این که زمان و اوان ظهور دولت قائم صالح مصلح(عج)، آخر الزمان است، ولی این آخر الزمان دارای یک زمانی بلندی است که می توان به جای آخر آن در اولش آن را ایجاد کرد. این تعجیل در محدوده «مقدر و معین» است تا از مصادیق فعل شیطانی و صفت مذموم باشد؛ زیرا عجله ای مذموم است که درخواست یا انجام عمل پیش از اوان و زمانش باشد؛ در حالی که در این مورد و نیز موارد مشابه «عجله و تعجیل» در محدوده زمان خود آن خواهد بود.

از جمله موارد مشابه می توان به این روایت اشاره کرد که خواهان «تعجیل در نماز» از آخر وقت به اول وقت آن است؛ چنان پیامبر اکرم و اعظم(ع) می فرماید: عَجِّلُوا بِالصَّلاهِ قَبْلَ الْفَوْتِ وَ عَجِّلُوا بِالتَّوْبَهِ قَبْلَ الْمَوْتِ؛ به نماز تعجیل کنید پیش از آن که زمانش فوت و از دست برود؛ و به توبه بشتابید پیش از آن که مرگ فرا رسد.

هم چنین امیرمومنان (ع) می فرماید: رأس السّخا تَعجیل الْعَطا؛ رأس سخاوت، عجله کردن در بخشش است.( فهرست موضوعى غررالحکم، ص ۲۳۴)

و در سخن دیگر فرمود: کمال العطیه تعجیلها؛ کمال بخشش در عجله نمودن آن است.(همان) و هم چنین گفته شده است: العجله مذمومه الّا بترک المعصیه؛ عجله مذموم است، مگر در ترک گناه. (همان) یا گفته شده است: مستحب است در دفن میت عجله نمایند، مگر این که تردید در مردن او داشته باشند. (توضیح المسائل مراجع، مساله ۵۴۱)

به هر حال، این که حضرت امیرمومنان خواهان تعجیل در فرج و ظهور با محافظت بر حدود الهی می شود، به معنای این است که باید در کار خیر «سبقت» جست و شرایط را به گونه ای فراهم آورد که به جای آخر وقت، در همان آغاز آخر زمان این ظهور تحقق یابد؛ زیرا در آیات قرآن بر «مسارعت» و سرعت در کارهای خیر بلکه «سبقت» و پیشی گرفتن تاکید شده است.(بقره، آیه ۱۴۸ ؛ مائده، آیه ۴۸)

شکی نیست که تاخیر در ظهور به معنای باقی گذاشتن امر ظهور تا اواخر زمان ظهور، کاری مذموم و ناپسند است؛ زیرا اگر ظهور تاخیر یابد به آخر زمان آن، لازمه آن این خواهد بود که حکومت عدل الهی تا آخر زمان از آخر الزمان تاخیر بیافتد و گناهان و ظلم در این مدت اتفاق بیافتد و مردم از حاکمیت و حکومت اولیای الهی محروم شوند.

بنابراین، لازم است تا با تعجیل از آخر زمان آخر الزمان آن را به اوائل زمان آخرالزمان منتقل کرد. چنین کاری بی گمان دفع شروری است که بر مردم می رود؛ امیرمومنان در باره دفع شرور می فرماید: علی علیه السلام می فرماید: العَجَلَهُ مَذمُومَهٌ فی کلِّ امرٍ الّا فی مَا یدفَعُ الشّرَّ؛ عجله در هر کاری نکوهیده است. مگر در مقام دفع شرّ.( غررالحکم، حدیث ۱۹۵۰)

حال که دانسته شد تقدیم ظهور از آخر زمان آن به اول زمانش، از مصادیق سرعت و سبقت در کار خیر و دفع شرور است، هر کسی باید بکوشد تا با ایجاد شرایط اقامه حدود الهی و محافظت بر آن، در ظهور حجت (عج) تعجیل شود. این بدان معناست که بر همگان است تا با ایجاد و حمایت از دولت اسلامی که مجری حدود الهی و محافظ آن است، شرایط برای تعجیل در ظهور از آخر وقت به اول وقت فراهم آید.

از نظر آموزه های وحیانی حدود الهی همه احکام و قوانین الهی است که در شرایع اسلام مطرح شده است. از جمله مهم ترین آن ها می توان به این حدود الهی چون احکام و قوانین ارث (نساء، آیات ۱۲ و ۱۳)، احکام و قوانین روزه(بقره، آیه ۱۸۷)، احکام ازدواج و طلاق(بقره، آیات ۲۲۹ و ۲۳۰؛ طلاق، آیه ۱)، احکام ظهار(مجادله، آیات ۳ و ۴)، احکام و قوانین اقتصادی از جمله قرض و دین (نساء، آیات ۱۲ و ۱۳) و احکام وصیت و عمل به آن(همان) اشاره کرد.

بی گمان اجرا و اقامه و نیز محافظت کامل نسبت به این حدود الهی نیازمند دولتی مقتدر است که بتواند از حدود الهی محافظت کند و آن را در اجتماع اقامه نماید. بنابراین، تنها راه برای تعجیل ظهور آن است که مردم به ایجاد دولت اسلامی مقتدری که حدود الهی و قوانین آن را اجرا و اقامه کند، به این امید دیرین خویش جامه عمل بپوشانند و در سایه حکومت عدل الهی جهانی با رهبری و امامت معصوم(ع) به عدالت قسطی در سطح جهانی دست یابند.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اگر جامعه ای بخواهد از برکات الهی بهره مند شود می بایست تقوای الهی را جایگزین فسق و فجور نماید. چنین تغییری جز با تغییرات در نفوس افراد اجتماع شدنی نیست؛ زیرا تغییر فردی بدون تغییرات جمعی و اجتماعی نمی تواند موجب نزول برکات و بهره مندی از نعمات شود؛ از همین روست که در آیات قرآنی خواهان «تغییر نفوس» به شکل مثبت است تا این گونه مردم با ایمان و با تقوای از برکات الهی بهره مند شوند و نقمت را به نعمت تبدیل کنند، در غیر این صورت بقا بر تغییرات منفی جمعی و اجتماعی می تواند نقمت را ماندگار یا برکات و نعمت ها را از میان بردارد.(رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه۵۳؛ مائده، آیه ۹۶)

با نگاهی به آیات قرآنی می توان استنباط کرد که هرگونه ظلم و تعدی به حدود الهی به جای محافظت و اقامه آن به معنای «ظلم» است و مردمان ظالم نه تنها در آخرت عذاب می شوند، بلکه در همین دنیا نیز گرفتار انواع بلایا و مصیبت ها خواهند شد.(بقره، آیات ۱۸۷ و ۲۲۹ و ۲۳۰؛ نساء، آیات ۱۲ تا ۱۴ و آیات دیگر)

البته هر گونه «تغییر» مثبتی نیازمند تغییر در امور و ایجاد شرایطی است که دولت اسلامی پیش از ظهور می تواند در تحقق آن بسیار نقش داشته باشد. از جمله این تغییرات لازم و ضروری می توان به ایجاد دولت اسلامی نمونه و سرمشق(بقره، آیه ۱۴۳)، ایجاد معرفت توحیدی نسبت به خدا و بسترسازی برای آشنایی مردم با حقوق حقه ایشان در چارچوب «عدالت قسطی»، آماده سازی توده های مردم جهان برای «قیام بالقسط» و اقامه و اجرای آن در سایه رهبری الهی اشاره کرد که در آیاتی از جمله آیه ۲۵ سوره حدید به توجه داده شده است.

به سخن دیگر، از مهم ترین شروط برای تعجیل در ظهور ایجاد فضا و بستری مناسب برای شناخت و معرفت توده های بشریت نسبت به حقوق خویش و ایجاد گرایش برای «قیام بالقسط» و مطالبه گری نسبت به حقوق و سهم خویش از مواهب هستی است که ظالمین آن را غصب کرده و تصاحب نموده اند. بی گمان دولت اسلامی در ایجاد چنین بستری عینی و ملموس و محسوس وفضای فرهنگی و علمی و تبلیغی و ترویجی می تواند نقش اساسی را ایجاد کند؛ زیرا وجود دولت اسلامی اقامه کننده عدالت قسطی در سایه علم و معرفت و عقلانیت خود موجب گرایش توده های مردم در جهان به سوی اسلام و آمادگی برای «قیام بالقسط» و همراهی با امام زمان(عج) می شود تا همگی برای تحقق دولت مصلح کل و عادل قیام کنند و با آن حضرت(ع) مشارکت فعال داشته باشند.

در چنین فضا و شرایطی است که انسان واقعا از شراب طهور الهی بهره مند می شوند و خدا به گونه ای فضا را برای طهارت و تزکیه بشریت فراهم می آورد تا این گونه از هر گونه «دنس و پلیدی» پاک شوند. این همان فنای فی الله است که در دنیا برای متقین دست می دهد و آنان را برای رسیدن به مقام اولیای معصوم(ع) تطهیر می کند و در جایگاه اصحاب و یاران حضرت(عج) می نشاند. امین الاسلام طبرسی در مجمع البیان از امام جعفر صادق(ع) نقل می کند که که در تفسیر «طهور» در آیه ۲۱ سوره انسان «وَ سَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَاباً طَهُوراً» آن را به مقام فنا تعبیر کرده و فرموده است: «و قیل یطهرهم عن کل شی‌ء سوی الله اذ لا طاهر من تدنس بشی‌ء من الاکوان الا الله؛ گفته شد که خدا آنان را از هر چیزی جز خدا پاک و مطهر می کند؛ زیرا هیچ پاک کننده ای جز خدا نیست تا مردمان را از پلیدی وجودات پاک و مطهر کند.»

در حقیقت دولت اسلامی با اقامه حدود و محافظت بر آن می تواند مردمانی را تربیت کند که آمادگی تزکیه نفس و تطهیر آن را با انجام فعالیت هایی چون صدقات خالصانه داشته باشند و خدا ایشان را تطهیر و تزکیه کند و به مقام اصحاب و اولیای الهی برساند.(نور، آیه ۲۴؛ توبه، آیه ۱۰۳)