تعاون اجتماعی برآیند برادری اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

اجتماع اسلامی مبتنی بر فلسفه و سبک زندگی قرآنی بر اصولی چون اخوت و برادری اسلامی، عدالت قسطی، مشارکت فعال سیاسی، همدلی و همدردی و مانند آن ها سامان می یابد. اگر بخواهیم پس از نظام سیاسی اسلامی، به دولت سازی اسلامی اقدام کنیم، لازم است تا به عنوان یک لازم اساسی به امت سازی اسلامی توجه و اهتمام ویژه ای شود؛ زیرا دولت اسلامی برآیند امت اسلامی است که بر فلسفه و سبک زندگی قرآنی تحقق یافته است. از مهم ترین صفات و ویژگی های امت اسلامی، تعاون در همه ابعاد از جمله تعاون اجتماعی است که خود برآیندی از اخوت و برادری اسلامی در قالب محاسن و مکارم اخلاقی است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، ابعادی از مساله تعاون اجتماعی را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

سامان یابی تعاون در چارچوب قوانین و مقررات الهی

یکی از وظایف و تکالیف امت اسلامی در برابر یک دیگر، تعاون بر نیکی و تقوای الهی و همکاری در این راستا است. تکالیف و وظایف متقابل امت در قبال یک دیگر، در قالب تعاون باید در چارچوب مقررات و قوانینی باشد که عقل و نقل آن را تایید و امضا کرده است. خدا می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ… وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید به عقود و قراردادهاى خود وفا کنید… و در نیکوکارى و پرهیزگارى با یکدیگر تعاون و همکارى کنید و در گناه و تعدى دستیار هم نشوید و از خدا پروا کنید که خدا سخت ‏کیفر است.(مائده، آیات ۱ و ۲)

در این آیات بیان شده که علت اصلی وضع و اجرای قوانین و مقررات از جمله وفای به عقود، دست یابی به تعاون و همکاری در امور نیک و تقوای الهی است. در حقیقت خدا برای این که تعاون اجتماعی میان مردمان به شکل درستی ساماندهی شود، قوانین و مقررات را وضع کرده است. پس برای این که تعاون در راستای تقوای الهی و نیکی تحقق یابد، باید قوانین و مقررات الهی را شناخت و بر اساس آن عمل و رفتار کرد. تاکید بر شناخت قوانین و مقررات الهی از آن روست که حاکم و شارع اصلی تنها خداوند است و کسی دیگر حق وضع قوانین و مقررات را ندارد: إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ.(انعام، آیه ۵۷؛ یوسف، آیه ۴۰) پس عقل و نقل تنها کاشف حکم الهی است نه واضع و شارع آن.

از نظر قرآن اگر قوانین و مقررات الهی شناخته نشود نمی تواند تعاون و همکاری در کارهای نیک و تقوای الهی را بر اساس آن سامان داد؛ بنابراین، لازم است تا نخست قوانین و مقررات الهی شناخته شود و سپس بر اساس آن همکاری و تعاون اجتماعی را سامان داد. پس هر گونه «عون» و همکاری دو سویه و متقابل در قالب تعاون باید در چارچوب قوانین و مقرراتی باشد؛ چنان که این تعاون باید در راستای نیکی و تقوای الهی باشد که جان و جامعه و جهان را به کمال می رساند. نهی از تعاون بر گناه و تجاوز از آن رو مورد تاکید قرار می گیرد تا دانسته شود مطلق تعاون و همکاری متقابل میان افراد اجتماع مفید و سازنده نیست؛ بلکه تنها تعاونی سودمند و مفید است که در چارچوب مقررات و قوانین الهی و در راستای نیکی به دیگران و کسب تقوای الهی باشد که هدف عبادتی است که فلسفه و هدف خلقت انسان است.(ذاریات، آیه ۵۶؛ بقره، آیه ۲۱)

اصل استعانت از خدا

یکی از پرکاربردترین واژه در زندگی مومنان، استعانت به خدا است که روزانه در نماز بارها از خداوند آن را می خواهند و می گویند: ایاک نعبد و ایاک نستعین؛ فقط تو را می پرستیم و تنها از تو یاری و استعانت می جوییم.(حمد، آیه ۵)

استعانت به معنای یاری جویی باید تنها از خدا باشد؛ اما این بدان معنا نیست که انسان نسبت به یک دیگر هیچ گونه یاری نکند؛ اگر استعانت از غیر خدا جایز نیست؛ ولی یاری رسانی متقابل در آیات قرآنی به عنوان تعاون یک اصل و وظیفه الهی است.(مائده، آیه ۲) انسان ها در زندگی اجتماعی نمی توانند بدون معاونت و تعاون یک دیگر نیازهای متنوع و متعدد تنی و روانی خود را برآورده سازند. بنابراین لازم است تا در ساختار زندگی اجتماعی به یک دیگر یاری رسانند و معاونت دهند.

اگر امت اسلام یک مجموعه از برادر ایمانی است که در راستای اهداف متعالی گرد هم آمده اند، این اجتماع نیازمند تعاون در فراز احسان و اکرام یعنی فراتر از دایره قوانین عادلانه عقلانی و عقلایی است که به حوزه برادری و اخوت عاطفی باز می گردد.

به سخن دیگر، مومنان به عنوان امت اسلام باید افزون بر تعاون در چارچوب مقررات و قوانین عادلانه عقلانی و عقلایی، به عنوان برادران دینی به حوزه عاطفی توجه یافته و بر مبنا و پایه احسان و اکرام به یک دیگر یاری رسانند و در امور با هم مشارکت و تعاون داشته باشند. از همین روست که خداوند در آیه ۲ سوره مائده خواهان تعاون بر اساس «بر و تقوا» است که به حوزه های محاسن و مکارم اخلاقی توجه دارد. پس نه تنها بر اساس مقررات و قوانین چون وفای به عقود عقلایی و عقلانی باید عمل کنند، بلکه باید با توجه به مراتب سه گانه تقوا در مرتبه دوم و سوم آن حق تقاته داشته و بر مدار محاسن و مکارم اخلاقی به یک دیگر یاری رسانند. پس نه تنها عفو و گذشت از گناه و خطای یک دیگر می کنند بلکه حتی در مقام ایثار از خودگذشت کرده و به نیکی می پردازند که در آیات نخست سوره انسان بیان شده و به عنوان رفتار ابرار مورد تاکید قرار گرفته است. در این مرتبه انسان نه تنها نسبت به هم نوع و هم کیش و آیین توجه دارد بلکه بی توجه به عناوین دیگر تنها به عنوان فقیر و مسکین و اسیر خیررسانی کرده و با ایثار از خویش لقمه را در دهن دیگری می گذارد. به هر حال، مرتبه تعاون در کارهای نیک و تقوای الهی به حوزه محاسن و مکارم اخلاقی ناظر است و مومنان باید در این مرتبه و فراز با هم تعاون و همکاری داشته باشند.

گفتنی است که واژه «تعاون» در مفاهیم ذیل استعمال شده است:

  1. همکاری، یکدیگر را مدد رساندن و تشریک مساعی در جهت ارضای نیاز مشترک؛ ۲. کنش متقابل و پیوسته که در جهتی یگانه صورت می گیرد؛ ۳. خودیاری و منتظر کمک دیگران ننشستن؛ ۴. همیاری (همدیگر را یاری دادن) و توفیق خود را در گرو موفقیت دیگران دانستن؛ ۵. عملی که در داخل یک شرکت تعاونی صورت می گیرد؛ ۶. یاری رساندن و کمک به دیگری. کلماتی چون «معاون» (کمک کننده)، «معاونت» (کمک کردن و یاری رساندن)، «اعانه» (کمک کردن)، «استعانت» (طلب یاری کردن) و «مستعان» (کسی که از او یاری می خواهند) بیانگر «تعاون» به معنای اخیر می باشند.

از «تعاون» به معنای اخیر به «دیگر یاری» نیز تعبیر شده است. بر اساس این معنا از «تعاون»، کمک به دیگران بدون داشتن انتظار کمک از کمک گیرنده و یا بدون تصور سهم و نفعی از امری که به کمک او انجام گرفته صورت می گیرد. صورت کامل و والای دیگریاری، فداکاری و «ایثار» است که شخص منافع و خواست های خود را به نفع ارزش های عالی تر نادیده می گیرد. این امر اثرات کاملا مثبت و پایداری در ایجاد همبستگی اجتماعی دارد.( مهدى طالب، اصول و اندیشه هاى تعاونى، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۶، ص ۲ تا ۴)

ابعاد متنوع تعاون اجتماعی

هم چنین از نظر قرآن، تعاون باید در ابعاد مختلف معنوى، مادّى، اجتماعى، اقتصادى و مانند آن ها برای تحقق اهداف خلقت الهی باشد. از همین روست که با تاکید بر دو واژه بر و تقوا بر آن است تا جهت گیری تعاون متقابل میان مردم مشخص و معین شود.

واژه «برّ» به معنای دشت وسیع قابل استفاده و بهره گیری است. برّ با فتحه و زبر باء به معنای خشکی و با ضمه و علامت پیش به معنای گندم و با کسره و علامت زیر به معنای نیکی آمده است. گندم به سبب وسعت کشتزارها و نیز غذای اصلی بشر به این نام نامیده شده است؛ چنان که انسانی که با وسعت تمام بی هیچ منت و اذیت و چشم داشتی نیکی می کند، همانند دشت وسیع و مفیدی است که به دیگران خیر می رساند.

بنابراین، تعاون و همکاری باید در راستای چنین نوع از نیکی باشد که نه تنها در قالب محاسن اخلاقی و احسان بلکه در قالب مکارم اخلاقی انجام می گیرد.

از سوی دیگر، مراد از تقوای الهی، عمل بر اساس مفاد تقوای عام و تقوای خاص و تقوای اخص است که شامل انجام واجبات و مستحبات و ترک محرمات و مکروهات و گاه حتی مباحات است. این تقوای الهی که هدف عبادت الهی قرار داده شده(بقره، آیه ۲۱) انسان را به یقین و علم الهی و مقامات بلند الهی در ساحت مظهریت در ربوبیت می رساند. بنابراین، تعاون و همکاری میان انسان ها هر چند در چارچوب قوانین و مقررات انجام می شود، ولی ناظر به حوزه احسانی و اکرامی از تقوای الهی نیز است. این گونه است که انسان ها با تعاون و همکاری یک دیگر می توانند به کمال بایسته و شایسته خویش برسند و در مقام خلافت الهی در مقام مظهریت ربوبیت و پروردگاری ظهور یابند و از خسران و زیان ابدی رهایی یابند.

تعاون اجتماعی راه رهایی از خسران ابدی

به سخن دیگر، چنان که در آیات سوره عصر بیان شده تنها راه رهایی از خسران ایمان و عمل صالح و توصیه دیگران به حق و صبر است که نوعی عمل اجتماعی را تبیین می کند. در حقیقت، آیات نخست سوره مائده تبیین گر اصل کلی است که در سوره عصر برای رهایی از خسران و زیان ابدی بیان شده است. پس برای رهایی و رسیدن به قله باید تعاون اجتماعی در چارچوب نیکی و تقوای الهی را مد نظر قرار داد و هرگز با گوشه گیری و عزلت از اجتماع نمی توان به کمال فردی دست یافت؛ زیرا کمال فردی تنها در چارچوب کمال اجتماعی تحقق می یابد و انسان هرگز به تنهایی به اوج قله نخواهد رسید.

تعاون اجتماعی، مصداقی از شکر عملی

هم چنین از این آیات به دست می آید که بهره مندی از نعمت های الهی جز در سایه شکر واقعی یعنی عمل اجتماعی و تعاون در کارهای نیک و تقوای الهی شدنی نیست. انسان همان اندازه که باید از نعمت های الهی برای کارهای خیر سود برد باید از هر گونه همکاری و تعاون در کارهای شر و بد اجتناب ورزد. از همین روست که اگر خواهان بهره مندی از راه مستقیم کسانی هستیم که از نعمت های الهی برخوردار بودند(حمد، آیات ۶ و ۷) باید آن را در کارهای خیر به کار گیریم و از سوء استفاده از این نعمت ها خودداری کنیم؛ از این روست که حضرت موسی(ع) می فرماید: قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَیَّ فَلَنْ أَکُونَ ظَهِیرًا لِلْمُجْرِمِینَ ؛ موسى گفت: پروردگارا به پاس نعمتى که بر من ارزانى داشتى، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود. (قصص، آیه ۱۷)

پس باید گفت اصل اساسی قرآنی، در شکر نعمت خداوند، همکاری در کارهای خوب و اجتناب در تعاون کارهای بد و مجرمانه است. به سخن دیگر، شکر نعمت الهی، مقتضى پرهیز از تعاون و همکارى با مجرمان به عنوان امری ناپسند و زشت است؛ چنان که حضرت موسی(ع) بیان کرده است. البته این سخن حضرت موسی(ع) مصداقی از این اصل اساسی تعاون در بر و تقوا و عدم تعاون در اثم و عدوان است.

پس اگر تعاونی میان افراد اجتماع است باید در راستای بر و تقوا و در چارچوب قوانین و مقررات الهی کشف شده از طریق عقل و نقل باشد نه آن که این «تعاون» برای «ظهیر» مجرمین و ظالمان باشد و یا برای انتقام و «انتصار» از آنان به نفع مظلومان و مستضعفان. بر همین اساس هر گونه تعاون و همکاری با کافران ممنوع است و پیامبر(ص) به حکم وحی و نبوت از آن منع شده است(قصص، آیه ۸۶) و امت اسلام نیز به حکم ایمان و اطاعت و اتباع از پیامبر(ص) به عنوان سرمشق (آل عمران، آیه ۳۲؛ احزاب، آیات ۶ و ۲۱؛ حشر، آیه ۷) باید از هر گونه تعاون با کافران اجتناب کنند. امام صادق(ع) می‌فرماید: «روز قیامت، دستیاران ستمگران، در سراپرده‌ای آتشین جای می‌گیرند تا خداوند میان بندگان داوری کند.»(فروع کافی، ج۵، ص۱۰۷)

احکام و عامل تعاون اجتماعی

از نظر قرآن، تعاون اهل ایمان با یکدیگر، براى تجاوز به دیگران و همکاری در گناه حرام و جرم است.(مائده، آیه ۲) البته این اختصاص به وحی قرآنی ندارد، بلکه در همه شرایع الهی این حکم وجود داشته است (بقره، آیه ۸۵)؛ چرا که اگر تعاون بر اثم و عدوان باشد، خداوند آن امت و اجتماع را گرفتار ذلت و خواری در دنیا و عذاب اخروی و مجازات سخت الهی می کند.(همان؛ مائده، آیه ۲)

هم چنین قرآن در بیان علل و چرایی تعاون بر اثم و عدوان به فقدان و یا ضعف ایمان این افراد توجه می دهد و در تحلیل چرایی آن می فرماید که تبعیض در ایمان عامل تعاون بر تجاوز به دیگران است.(همان)

پس عامل بازدارندگی نسبت به همکاری در گناه و تجاوزگری، ایمان و تقوای کامل الهی و ترس از مجازات سخت دنیوی و اخروی الهی است.(همان؛ مائده، آیه ۲)

از نظر قرآن، تعاون اجتماعی در همه ابعاد خیر و تقوای الهی انجام گیرد. از همین روست که به عنوان کلی بسنده شده است؛ هر چند که در برخی از امور و مکان ها باید این تعاون و همکاری در چارچوب مقررات و قوانین الهی قوی تر و روشن تر باشد؛ چنان که تعاون برای دفع ظالم و ستمگر یا در موسم حج برای انجام مناسک آن جهت کسب تقوای الهی باید قوی تر باشد.(مائده، آیات ۱ و ۲؛ قصص، آیات ۱۷ و ۸۶ و آیات دیگر)

تعاون اجتماعی کافران علیه مومنان

البته همان طوری که مانند به یک دیگر یاری می رسانند، کافران نیز برای رسیدن به اهداف ظالمانه خود از جمله آواره سازی مردمان از خانه و کاشانه خویش و ایجاد بستر کفر و شرک در جامعه و مانند آن ها با یک دیگر همکاری و تعاون دارند.(ممتحنه، آیه ۹؛ بقره، آیه ۸۵؛ فرقان، آیه ۵۵) هر چند که در بسیاری از موارد کافران در رسیدن به اهداف شوم خود با تعاون نیز عاجز و ناتوان هستند، مانند تعاون بر آوردن مثل قرآن(بقره، آیات ۲۳ و ۲۴؛ یونس، ایه ۳۸؛ هود، آیه ۱۳) ولی باید مومنان هوشیار باشند که دشمنان به اصل تعاون برای رسیدن به اهداف پلید خویش توجه داشته و پای بند هستند.

از نظر قرآن مومنان دارای ایمان قوی و عزم جدی کسانی هستند که به اصل تعاون توجه ویژه ای داشته و این مؤمنان داراى عزم اسلامی با حضور مؤثّر اجتماعى و همیارى نسبت به یکدیگر، در برابر متجاوزان عمل کرده و موفقیت را برای خود رقم می زنند.(انفال، آیه ۷۲؛ شوری، آیات ۳۶ و ۳۹)

ابعادی از تعاون اجتماعی مومنان

مومنان باید در کارهای اجتماعی از جمله نظامی و امنیتی و اقتصادی با هم تعاون و همکاری داشته باشند؛ زیرا این امور از جمله مصادیق اجتماعی کارهای نیکی است که از گستره گسترده ای برخوردار بوده و منفعت آن به عموم مردم می رسد. از همین روست که برای ساخت سدها و موانع بازدارنده در حوزه عمل نظامی یا ساخت سدهای آبرسانی در حوزه اقتصادی و مانند آن باید تعاون و همکاری به عنوان یک اصل تلقی و به کار گرفته شود.(کهف، آیات ۹۴ و ۹۵؛ مائده، آیه ۲)

پیامبر(ص) در بیان اهمیت تعاون اجتماعی در میان مومنان به آثار آن توجه می دهد و می فرماید: لایَزالُ النّاسُ بِخَیرٍ ما أمَرُوا بِالمَعرُوفِ و نَهَوا عَنِ المُنکَرِ و تَعاوَنُوا عَلَی البِرِّ وَالتَّقوی؛ مردم همیشه در خیر خواهند بود تا وقتی که امر به معروف و نهی از منکر می‏کنند ، و در نیکی و پرهیزکاری یکدیگر را یاری می‏رسانند.(تهذیب الأحکام ، ج ۶ ، ص ۱۸۱ .)

امیرمومنان امام علی علیه السلام نیز می فرماید: طَلَبُ التَّعاوُنِ عَلی إقامَهِ الحَقِّ دِیانَهٌ و أمانَهٌ؛ درخواست همکاری برای برپا کردن حق ، نشانه دیانت و امانت [داری ]است.(عیون الحکم والمواعظ ، ح ۵۵۶۳ .)

پس از نظر امیرمومنان دین داری جلوه هایی دارد که از جمله آن ها تعاون و همکاری میان مومنان است. هم چنین باید توجه داشت که اگر بخواهیم امانت الهی و مسئولیت خود را در قبال آن به تمام و کمال انجام دهیم باید بر اساس تعاون عمل کنیم؛ چرا که راه رهایی از خسران ابدی و انجام مسئولیت به عنوان خلیفه الله – چنان که گفته شد – جز با همکاری و تعاون شدنی نیست.

از مهم ترین مسئولیت های هر انسان مومن، اقامه حق در میان خود است که این جز با تعاون در چارچوب قوانین و مقررات الهی شدنی نیست. امیرمومنان امام علی‏ علیه السلام می فرماید: مِن واجِبِ حُقُوقِ اللَّهِ عَلَی العِبادِ النَّصیحَهُ بِمَبلَغِ جُهدِهِم وَ التَّعاوُنُ عَلی إقامَهِ الحَقِّ بَینَهُم؛ از حقوق واجب خدا بر بندگان ، خیرخواهی به اندازه توان ، و یاری کردن یکدیگر برای برپایی حق در میان خود است.(نهج البلاغه ، خطبه ۲۱۶ .)

همان طوری که قرآن از تعاون بر کار نیک و تقوای الهی تاکید داشته و از تعاون بر گناه و معصیت و تجاوزگری برحذر می دارد، امام علی‏ علیه السلام نیز می فرماید : ألا إنَّ الذُّلَّ فِی طاعَهِ اللَّهِ أقرَبُ إلَی العِزِّ مِنَ التَّعاوُنِ بِمَعصِیَهِ اللَّهِ؛ آگاه باشید که خواری در راه اطاعت خدا به عزّت نزدیک‏تر است از یاری کردن یکدیگر برای نافرمانی خدا.(تحف العقول ، ص ۲۱۷ .)

امام علی(ع) در جایی دیگر می‌فرماید: «بر شماست که یکدیگر را نصیحت کنید و نیکو همکاری نمایید. درست است که هیچ کس نمی‌تواند حق اطاعت خداوندی را چنان که باید بگذارد. لکن باید به قدر توان، حقوق الهی را رعایت کند که یکی از واجبات الهی، یکدیگر را به اندازه توان نصیحت کردن، و برپا داشتن حق، و یاری دادن به یکدیگر است.»(نهج البلاغه، دشتی، خطبه۲۱۶)