تعاملات خانوادگی در سبک زندگی قرآنی

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

سبک زندگی قرآنی بر مدار عدالت، احسان و اکرام می گردد و هرگز هیچ گونه ظلم و ستمی هر چند به اندازه مثقال ذره ای را بر نمی تابد. البته از آن جایی که پیامبر(ص) دعوت به مکارم اخلاقی کرده و می کوشد مومنان را بر اساس آن تربیت کند، پس زندگی قرآنی نخست بر مدار اکرام و در مرتبه نازل تری بر مدار احسان و در مرتبه پست تری در مرتبه عدالت خواهد بود. نویسنده با مراجعه به آموزه های اسلامی بر آن است تا سبک زندگی در تعاملات و معاشرت خانوادگی را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

معاشرت بر پایه معروف و پسندیده ها

خداوند در آیه ۱۹ سوره نساء درباره معاشرت خانوادگی می فرماید: عاشِروهُنَّ بِالْمَعْروفِ فَاِنْ کَرِهْتُموهُنَّ فَعَسى اَنْ تَـکْرَهوا شَیْئا وَ یَجْعَلَ اللّه‏ُ فیهِ خَیْرا کَثیرا؛ با زنان به شایستگى رفتار کنید، و اگر آنها به جهتى ناخوشایندتان بودند اظهار نکنید چه بسا چیزها که ناپسند شماست، حال آن‏که خداوند در آن، خیر فراوانى براى شما قرار داده است.

رفتار بر پایه معروف و پسندیده به معنای رفتار بر پایه همه خوبی ها، خیرات و فضایلی خواهد بود که عقل و عرف و شرع آن را پسندیده می شمارند. بر اساس قاعده طلایی «هر چه برای خود می پسندی برای دیگران بپسند» انسان می بایست بهترین ها را برای دیگران بخواهد چنان که دوست دارد دیگران نیز چنین رویه و رفتاری را با او در پیش گیرند.

شخصی نزد پیامبر(صلی الله علیه واله و سلم ) آمد تا عملی را بیاموزد که بدان خود را همواره مورد سنجش قرار دهد و بتواند نسبت خود را با خدا و بهشت ارزیابی کند. در روایت آمده است: «قال رجل للنبی(ص): یا رسول‌الله! علمنی عملا لایحال بینه و بین الجنه؟ قال: لاتغضب و لاتسال الناس شیئا و ارض للناس ما ترضی لنفسک؛ شخصی از پیامبر اسلام پرسید: «ای فرستاده خدا!‌کاری به من یاد بده که میان آن عمل و بهشت فاصله‌ای نباشد.»

پیامبر فرمود: «عصبانی مشو و از مردم چیزی طلب مکن و آنچه را برای خود می‌پسندی برای مردم نیز همان را بپسند» (امالی طوسی، ص ۵۰۷؛‌ مستدرک الوسائل، ج ۷، ص ۲۲۲؛ بحارالانوار، ج ۲۷، ص ۷۲ و ج ۴۷، ص۴۷، ص ۱۲۵)

در جایی دیگر آمده است که عرب بادیه‌نشینی نزد پیامبر آمد و رکاب شتر پیامبر(صلی الله علیه و آه وسلم) را گرفت و گفت: ای رسول خدا! چیزی به من یاد بده که به وسیله آن وارد بهشت شوم!

پیامبر فرمود: «آنچه را که دوست داری دیگران نسبت به تو روا دارند، تو نیز همان را نسبت به آنان روا دار؛ و آنچه را که ناپسند می‌داری که دیگران نسبت به تو انجام دهند، تو نیز آن را در حق آنان انجام مده. اینک، رکاب شتر مرا رها کن! (کافی، ج ۲ ص ۱۴۶)

همچنین آن حضرت در نصیحتی به علی‌بن‌ابی‌طالب(علیه السلام) فرمود: «یا علی! ما کرهته لنفسک فاکره لغیرک و ما احببته لنفسک فاحببه لاخیک تکن عادلا فی حکمک مقسطا فی عدلک محبا فی اهل السماء مودودا فی صدور اهل الارض احفظ وصیتی ان شاء‌الله تعالی»؛ ای علی! هرچه برای خود نمی‌پسندی برای دیگران مپسند و آنچه برای خود می‌خواهی برای دیگران هم بخواه؛ در این صورت در قضاوت خویش دادگر و در دادگری‌ات یکسان نگر خواهی بود و اهل آسمان تو را دوست خواهند داشت و در سینه اهل زمین به محبت جای خواهی گرفت. این سفارش مرا به خواست خدا به خاطر بسپار و بر آن محافظت نما. (تحف‌العقول۷ ص ۱۱۳؛ بحارالانوار، ج ۴۷، ص ۸۶)

امام علی(علیه السلام) نیز می‌فرماید: «اجعل نفسک میزانا فیما بینک و بین غیرک، فأحبب لغیرک ما تحب لنفسک و اکره له ما تکره لها؛ خودت را میزان میان خود و دیگران قرار ده، پس آنچه که برای خود دوست می‌داری، برای دیگران هم دوست بدار و آنچه برای خود نمی‌پسندی، برای دیگران هم مپسند. (نهج‌البلاغه، نامه ۳۱)

پس اگر شخص باید در جامعه و در تعاملات و معاشرت عمومی با مردم مراعات این قاعده طلایی را بکند، به طریق اولویت باید در تعاملات و معاشرت خانوادگی این اصل مراعات شود.

مراعات انصاف و احسان با خانواده

انصاف به معنای نصف و نیمه کردن، به این معناست که در کارها به گونه ای رفتار کنیم که هماره کفه ترازو در حالت اعتدال باشد و کفه ای سنگین تر نباشد. بنابراین در هر کاری که انجام می شود، انسان ضرر و زیان را مساوی میان خود و شریک تقسیم کند و کاری نکند که به او بی انصافی شود و کفه اش سنگین تر باشد. البته ممکن است که انصاف اقتضای عدالت نباشد، ولی انسان برای این که ضرر کم تری را به دیگری تحمیل کند، بخشی از ضرر را خود متحمل می شود تا این گونه نوعی ایثارگری داشه باشد.

وقتی انسان بر اساس اصل عدالت عمل می کند می بایست مقابله به مثل کند و بدی را با بدی و نیکی را با نیکی پاسخ دهد (بقره، آیه ۱۹۴؛ یونس، آیه ۲۷؛ نحل، آیه ۱۲۶)؛ اما وقتی از در انصاف رفتار می کند، بر آن است تا بر اساس قاعده طلایی رفتار کند و خود را در وضعیت دیگری قرار می دهد و می گوید اگر خودم در جایگاه او بودم دوست داشتم چگونه با من تعامل کنند؟ در این زمان است که دوست می دارد که انصاف از در احسان صورت گیرد و فراتر از مقام عقل و عدل، از مقام قلب و عاطفه انسانی با او رفتار شود. این همان باب انصاف است که هر کسی دوست دارد با او چنین رفتار شود.

امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: أَنصِفِ النّاسَ مِن نَفسِکَ وَ أَهلِکَ وَ خاصَّتِکَ وَ مَن لَکَ فیهِ هَوىً وَاعدِل فِى العَدُوِّ وَالصَّدیقِ؛ خودت و خانواده‌‏ات و نزدیکانت و کسانى که به آنان علاقه دارى، با مردم منصفانه رفتار کنید و با دوست و دشمن به عدالت رفتار نمایید.(تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۳۹۴، ح ۹۱۰۱)

آن حضرت (ع) در جایی دیگر می فرماید: اَلاْنْصافُ یَرْفَعُ الْخِلافَ وَ یوجِبُ الاْیتِلافَ؛ انصاف، اختلافات را از بین مى‏برد و باعث الفت و همبستگى مى‏شود. (غررالحکم، ح ۱۷۰۲)

پس در تعاملات خانوادگی باید به طریق اولویت اصل انصاف مراعات شود؛ زیرا بنیاد خانواده بر محبت، مودت، مهر و رحمت است که به حوزه قلب و عواطف ارتباط دارد تا این گونه آرامش و سکونت در خانواده حاکم گردد و روابط خانوادگی گرم و صمیمی شود؛ چرا که انصاف تعامل مبتنی بر نوعی احسان و ایثار و از خودگذشتگی است تا کم تر ضرر و زیانی متوجه طرف مقابل شود که حتی ممکن است خطاکار باشد.

خداوند در بیان مبانی، اصول و اهداف تشکیل خانواده می فرماید: وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَرَحْمَهً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ؛ و از نشانه‏هاى او اینکه از نوع‏ خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدانها آرام گیرید، و میانتان دوستى و رحمت نهاد. آرى، در این نعمت‏ براى مردمى که مى‏اندیشند قطعاً نشانه‏هایى است.(روم، آیه ۲۱)

امام سجاد (ع) در تبیین حقوق زن به این اصول و اهداف اشاره کرده و می فرماید: حَقُّ رَعیَّتِکَ بِمِلْکِ النِّـکاحِ فَاَنْ تَعْلَمَ اَنَّ اللّه‏َ جَعَلَها سَکَنا وَ مُسْتَراحا وَ اُنْسا وَ واقیَهً وَ کَذلِکَ کُلُّ واحِدٍ مِنْکُما یَجِبُ اَنْ یَحْمَدَ اللّه‏َ عَلى صاحِبِهِ وَ یَعْلَمَ اَنَّ ذلِکَ نِعْمَهٌ مِنْهُ عَلَیْهِ وَ وَجَبَ اَنْ یُحْسِنَ صُحْبَهَ نِعْمَهِ اللّه‏ِ وَ یُکْرِمَها وَ یَرْفَقَ بِها وَ اِنْ کانَ حَقُّکَ عَلَیْها اَغْلَظَ وَ طاعَتُکَ بِها اَلْزَمَ فیما اَحْبَبْتَ وَ کَرِهْتَ ما لَمْ تَـکُنْ مَعْصیَهً فَاِنَّ لَها حَقَّ الرَّحْمَهِ وَ الْمُؤانَسَهِ وَ مَوْضِعَ السُّکونِ اِلَیْها قَضاءَ اللَّذَّهِ الَّتى لابُدَّ مِنْ قَضائِها وَ ذلِکَ عَظیمٌ وَ لا قُوَّهَ اِلاّ بِاللّه‏ِ؛ حق زن آن است که بدانى خداوند او را مایه آرامش و آسایش و همدم و پرستار تو قرار داده است، هم چنین بر هر یک از شما واجب است که خداوند را به خاطر وجود دیگرى ستایش کند و بداند که او نعمتى است که خداوند ارزانى داشته و واجب است که با نعمتِ خداوندى رفتار نیک داشته باشد و او را گرامى بدارد و با او سازگارى کند و هرچند حق تو بر زنت بیشتر است و فرمان‏پذیرى از تو، در هر چه دوست مى‏دارى یا نمى‏پسندى، تا آن‏جا که گناه نباشد، بر او لازم‏تر است، در هر حال او این حق را دارد که از تو مهربانى ببیند و از همدمى تو برخوردار شود، و حق دارد که در برآوردن کامى که به ناچار باید برآورده شود، آرامش و آسایشش تأمین شود و این حقى بس بزرگ است وهیچ نیرو و توانى جز به خداوند نیست. (تحف العقول ، ص ۲۶۱)

از تعریفی که برای انصاف گفته شد معلوم می شود که انصاف از مصادیق احسان است؛ زیرا در احسان عواطف در کنار عقل قرار می گیرد و انسان فراتر از عدالت می خواهد از حقوق خود بگذرد.

در آیات قرآنی روابط اجتماعی بر سه اصل عدالت و احسان و اکرام تعریف شده است. البته عبور از مقام عدالت به مقام احسان سخت و دشوار است؛ زیرا شخص باید از حق خود بگذرد و به نوعی ایثار کند؛ چنان که زنی از مهریه و صداق خویش می گذرد؛ چرا که آن را اقرب و نزدیک تر به مصداق تقوای الهی می یابد که موجب ارزش گذاری و کرامت انسانی است.(بقره، آیه ۲۳۷؛ حجرات، آیه ۱۳) از مصادیق احسان، همان عفو و گذشت از خطاکار و گناهکار است؛ چنان که خداوند عفو از قاتل را به عنوان مصداقی از احسان مطرح می کند.(بقره، آیه ۱۷۸)

خداوند در آیه ۲۲ سوره نور می فرماید اگر شما دوست دارید که از خداوند از شما بگذرد پس شما هم عفو و گذشت داشته باشید؛ یعنی همان قاعده طلایی را در حق دیگران اجرا کنید.

اکرام نهایت عمل پسندیده

در آموزه های قرآنی بر اکرام به عنوان برترین فضلیت یاد شده است و تنها کسانی به این مقام می رسند که در مرتبه تقوای اخص باشند.

بر اساس آیه ۸ سوره مائده عدالت مرتبه اول تقوای الهی است که از آن به تقوای عام یاد می شود. از این روست که خداوند در این آیه فرمان می دهد که عدالت را مراعات کنید که آن اقرب و نزدیک ترین رویه در رسیدن به تقوایی است که ما از آن به تقوای عام یاد می کنیم. خداوند می فرماید: اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى؛ عدالت ورزید که آن نزدیک تر به تقواست.

اما در آیه ۲۳۷ سوره بقره ، احسان در قالب عفو را مرتبه دوم تقوای الهی دانسته که همان مرتبه تقوای خاص است. خداوند این مرتبه را نیز اقرب به تقوای الهی معرفی کرده و می فرماید: وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى ؛ و این که عفو کنید که به تقوای الهی نزدیک تر است.

اما اوج مراتب تقوا را کسی داراست که اهل اکرام باشد؛ چنین شخصی نه تنها عفو می کند و بلکه پاسخ بدی را با انواع خیرات و نیکی ها می دهد؛ چنان که امام حسن(ع) در برابر شامی که دشنام داد عمل کرد و نه تنها مقابله به مثل بر اساس عدالت نکرد، بلکه بر اساس قاعده احسان، عفو کرد و بر قاعده اکرام او را مهمان کرد.

خداوند در آیه ۲۷ سوره فرقان درباره عبادالرحمن می فرماید: وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَامًا؛ و چون بر لغو بگذرند با کرامت و بزرگوارى مى‏گذرند.

پیامبر گرامی (ص) فلسفه و هدف بعثت خویش را تربیت افراد مومن بر اساس قاعده اکرام دانسته و می فرماید: إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ؛ (بحارالانوار، ج ۱۶ ، ص ۲۱۰؛ بحار الانوار، ج ۶۸، ص ۳۸۲، بیهقی، احمد بن حسین، السنن الکبری، ج ۱۰، ص ۳۲۳، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ سوم، ۱۴۲۴ق)

بنابراین، مومن می بایست در رفتار خانوادگی فراتر از عدالت و احسان بر مدار و محور اکرام رفتار کند. از این روست که امام باقر (ع) می فرماید: اِنَّ اَکْرَمَکُمْ عِنْدَاللّه‏ِ اَشَدُّکُمْ اِکْراما لِحَلائِـلِهِمْ؛ گرامى‏ترین شما نزد خداوند، کسى است که بیشتر به همسر خود اکرام کند و احترام بگذارد. (وسائل الشیعه ، ج ۱۵، ص ۵۸ ، ح ۶)

مسئولیت همسران در قبال یک دیگر

در آیات و روایات به تکالیف و مسئولیت های متقابل همسران در کنار حقوق آنان پرداخته شده است. البته هر تکلیفی برای همسری، حقی برای او ایجاد می کند؛ زیرا در باطن هر حقی تکلیفی و در باطن هر تکلیفی حقی نهفته است.

پیامبر (ص) در باره مسئولیت های متقابل همسران می فرماید: اَلرَّجُلُ راعٍ عَلى اَهْلِ بَیْتِهِ وَ هُوَ مَسؤُولٌ عَنْهُمْ وَ الْمَرْاَهُ راعیَهٌ عَلى بَیْتِ بَعْلِها وَ وُلْدِهِ وَ هِىَ مَسْؤُولَهٌ عَنْهُمْ ؛ مرد، سرپرست خانواده است و درباره آنان از او سئوال مى‏شود و زن، سرپرست خانه شوهرش و فرزندان اوست و درباره آنان از وى سئوال مى‏شود. (صحیح بخارى، ج ۳، ص ۱۲۵)

انجام مسئولیت های متقابل زمینه ساز بهره مندی از بهشت و برکاتی از جمله شفاعت در روز قیامت است. پیامبر (ص) می فرماید: اَ یُّمَا امْرَاَهٍ ماتَتْ وَ زَوْجُها عَنْها راضٍ دَخَلَتِ الْجَنَّهَ؛ هر زنى، از دنیا برود و شوهرش از او راضى باشد، به بهشت مى‏رود. (نهج الفصاحه، ح ۱۰۲۲) امام باقر (ع) نیز می فرماید: لا شَفیعَ لِلْمَرْاَهِ اَنْجَحُ عِنْدَ رَبِّها مِنْ رِضا زَوْجِها؛ هیچ شفاعت کننده‏اى براى زن نزد پروردگارش نجات بخش‏تر از رضایت شوهرشنیست. (خصال، صدوق، ص ۵۸۸)

رضایت مندی از یک دیگر

زن و شوهر باید کاری کنند که هر دو از یک دیگر راضی و خشنود باشند. امام على (ع) درباره رفتار و سیره خود و فاطمه (س) می فرماید : فَوَ اللّه‏ِ ما اَغْضَبْتُها و لا اَکْرَهْتُها عَلى اَمْرٍ حَتّى قَبَضَهَا اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ اِلَیْهِ و لا اَغضَبَتْنى و لا عَصَتْ لى اَمرا و لَقَد کُنْتُ اَنْظُرُ اِلَیْها فَتَنکَشِفُ عَنِّى الهُمومُ وَالاَحزانُ ؛ به خدا سوگند که هرگز بر فاطمه علیها السلام غضب نکردم و او را به کارى مجبور نساختم، تا آن‏ که خداوند عزّوجلّ او را به نزد خویش بُرد و او نیز مرا خشمگین نساخت و هرگز برخلاف خواست من عمل نکرد و من هرگاه به او نگاه مى‏کردم، غصّه‏ها و اندوه‏هایم برطرف مى‏شد. (کشف الغمّه ، ج ۱، ص ۳۶۳)

پیامبر (ص) می فرماید: مَنْ کانَ لَهُ امْرَاَهٌ تُؤذیهِ لَمْ یَقْبَلِ اللّه‏ُ صَلاتَها وَ لا حَسَنهً مِنْ عَمَلِها حَتّى تُعینَهُ وَ تُرضیَهُ وَ اِنْ صامَتِ الدَّهرَ وَ قامَتِ اللَّیْلَ وَ اَعْتَقَتِ الرِّقابَ وَ اَ نْفَقَتِ الاَمْوالَ فىسَبیلِ اللّه‏ِ وَ کانَتْ اَوَّلَ مَنْ یَرِدُ النّارَ ثُمَّ قالَ و عَلَى الرَّجُلِ مِثْلُ ذلِکَ الوِزْرِ وَ الْعَذابِ اِذاکانَ لَها مُؤذیا ظالِما ؛ هر زنى، که شوهرش را آزار دهد، اگر تمام عمرش را روزه بگیرد و شب‏ها عبادت کندو بنده‏ها آزاد نماید و مال‏ها در راه خدا انفاق کند، خداوند هیچ نماز و کار نیکى را از اونمى‏پذیرد، تا آن‏گاه که به شوهرش کمک کند و او را از خود راضى نماید وگرنه آن زناولین کسى است که به جهنم مى‏رود. سپس فرمودند: مرد، هم اگر همسر خود را اذیتکند یا به او ظلم نماید، چنین گناه و عذابى خواهد داشت. (ثواب الاعمال ، ص ۳۳۵، ح ۱)

البته انسان به طور طبیعی هنگام خطا و گناه خشم می گیرد ولی باید خود را مهار و مدیریت کند و دیر خشم و زود خشنود باشد. پیامبر(ص) می فرماید: اِلا اِنَّ خَیْرَ الرِّجالِ مَنْ کان بَطى‏ءَ الْغَضَبِ سَریعَ الرِّضا وَ شَرَّ الرِّجالِ مَنْ کانَ سَریعَ الْغَضَبِ بَطى‏ءَ الرِّضا ؛ بدانید که بهترین انسان‏ها کسانى هستند که دیر به خشم آیند و زود راضى شوند وبدترین انسان‏ها کسانى هستند که زود به خشم آیند و دیر راضى شوند. (نهج الفصاحه ، ح ۴۶۹)

در این صورت است که مورد رضایت خداوندی قرار می گیرند و شرایط زندگی آنان بهبود می یابد؛ چنان که پیامبر(ص) در جایی دیگر می فرماید : اِذا اَرادَ اللّه‏ُ بِاَهْلِ بَیْتٍ خَیْرا فَقَّهَهُمْ فِى الدّینِ وَ وَقَّرَ صَغیرُهُمْ کَبیرَهُمْ وَ رَزَقَهُمُ الرِّفْقَ فى مَعیشَتِهِمْ وَ الْقَصْدَ فى نَفَقاتِهِم وَ بَصَّرَهُمْ عُیُوبَهُمْ فَیَتُوبُوا مِنْها وَاِذا اَرادَ بِهِمْ غَیْرَ ذلِکَ تَرَکَهُمْ هَمَلاً؛ هرگاه خداوند براى خانواده‏اى خیر بخواهد، آنان را در دین دانا مى‏کند، کوچک‏ترها بزرگ‏ترهایشان را احترام مى‏نمایند، مدارا در زندگى و میانه‏روى در خرج کردن راروزیشان مى‏نماید و به عیوبشان آگاهشان مى‏سازد، تا آنها را برطرف کنند و اگر براى آنان جز این بخواهد، به‏خودشان واگذارشان مى‏نماید. (نهج الفصاحه، ح ۱۴۷)

هم سفره ای و هم غذایی

برخی از کارها و اعمال با آن که ساده است ولی عامل تقویت ارتباطات و تحکیم روابط خانوادگی می شود. از جمله این امور نشستن در کنار هم و خوردن غذا است. پیامبر (ص) برای همین بر این امور تاکید داشته و می فرماید : اِنَّ اللّه‏َ یُحِبُّ المُؤمِنَ وَ یُحِبُّ اَهْلَهُ وَوُلْدَهُ وَ اَحَبُّ شَى‏ءٍ اِلَى اللّه‏ِ تَعالى اَن یَرَى الرَّجُلَ مَعَ امَرأَتِهِ و وُلْدِهِ عَلى مائِدَهٍ یَأکُلونَ فَاِذَا اجتَمَعوا عَلَیْها نَظَرَ اِلَیْهِم بِالرَّحْمَهِ لَهُمْ فَیَغْفِرُ لَهُم قَبْلَ اَن یَتَفَرّقُوا مِنْ مَوْضِعِهِم ؛ خداوند، مؤمن و خانواده و فرزندانش را دوست دارد. محبوب‏ترین چیز نزد خداوندآن است که مرد را با زن و فرزندانش بر سفره‏اى ببیند که از آن غذا مى‏خورند. پس در آن هنگام که بر سفره گرد آیند، به آنها نگاهى مهربانانه مى‏کند و آنها را پیش از آن‏که از جاىخود متفرق شوند، مى‏آمرزد. (تنبیه الغافلین ، ص ۳۴۳، ح ۴۹۸)

پیامبر (ص) هم چنین می فرماید که مرد می بایست غذایی که همسرش دوست دارد بخواهد و آن را میل کند تا این گونه صفا و صمیمت میان آنان افزایش یابد. ایشان می فرماید: اَلمُؤمِنُ یَأکُلُ بِشَهْوَهِ اَهلِهِ، اَلمُنافِقُ یَأکُلُ اَهْلُهُ بِشَهْوَتِهِ ؛ انسان با ایمان به میل و رغبت خانواده‏اش غذا مى‏خورد، ولى منافق میل و رغبت خود را به خانواده‏اش تحمیل مى‏کند. (کافى ، ج ۴، ص ۱۲، ح ۶)

آرایش زن برای همسر

انسان زیباترین موجود و آفریده هستی و خداوند وقتی انسان را آفریده و به حالت استوا درآورد برخود آفرین گفت: فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ(مومنون، آیه ۱۴)

انسان نیز زیبایی را دوست می دارد و دنبال زینت ها می رود.(حدید، آیه ۲۰) بر زن و مرد است که زیبایی را مراعات کرده و به آراستگی خود بپردازند؛ چرا که آراستگی و زینت های حلال دنیا برای مومنان است. البته از آن جایی که زنان از شنیدن لذت می برند و گوش آنان برای شنیدن حرف های خوش و نیک و زیبا آماده است؛ مردان از راه چشم لذت می برند. پس بر زن است که خود را بیاراید. پیامبر (ص) می فرماید : یَجِبُ عَلَى الرَّجُلِ لاِمْرَأَتِهِ ما یَجِبُ لَهُ عَلَیْها، اَن یَتَزَیَّنَ لَها کَما تَتَزَیَّنُ لَهُ فى غَیرِ مَأثَمٍ ؛ همان حقوقى که لازم است مرد در رابطه با همسر خود رعایت کند، بر زن نیز لازم است این‏که شوهر، خود را براى همسر خویش آراسته کند؛ همان‏گونه که زن، خود را درغیر گناه براى همسر خویش آراسته مى‏کند. (الفردوس ، ج ۵، ص ۵۲۱ ، ح ۸۹۵۳)

امام صادق نیز می فرماید: لا غِنى بِالزَّوجِ عَنْ ثَلاثَهِ اَشْیاءَ فیما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ زَوْجَتِهِ وَ هِى الْمُوافَقَهُ لِیَجْتَلِبَ بِها مُوافَقَـتَها وَ مَحَبَّتَها وَ هَواها وَ حُسْنُ خُلُقِهِ مَعَها وَ اِسْتِعْمالُهُ اسْتِمالَهَ قَلْبِها بِالْهَیْئَهِ الْحَسَنَهِ فى عَیْنِها وَ تَوسِعَتِهِ عَلَیْها ؛ شوهر در رابطه با همسرش از سه چیز بى‏نیاز نیست: سازگارى که با آن، سازگارى ومحبت و عشق زن را به خود جلب کند و خوش اخلاقى با او و دلبرى از او با آراستن خودبراى وى و فراهم آوردن امکانات رفاهى او. (تحف العقول ، ص ۳۲۳)

در باره گفتار نیک مردان می توان به این حدیث اشاره کرد که امام سجاد(ع) بیان فرموده است ایشان می فرماید: اَلْقَوْلُ الْحَسَنُ یُثْرِى الْمالَ وَ یُنْمِى الرِّزْقَ وَ یُنْسِئُ فِى الاَجَلِ وَ یُحَبِّبُ اِلَى الاَهْلِ وَ یُدْخِلُ الْجَنَّهَ؛ گفتار نیک، ثروت را زیاد و روزى را فراوان مى‏کند، مرگ را به تأخیر مى‏اندازد، انسان را در خانواده محبوب مى‏کند و به بهشت وارد مى‏نماید. (خصال، ص ۳۱۷، ح ۱۰۰)

غیرت و امانت داری

مرد و زن باید اهل خیانت نباشند و نسبت به یک دیگر امانت داری کنند. البته شایسته مرد است که غیرت ورزد و دیگران را از حریم خویش دور نگه دارد و غیرت زدایی کند و مردی را به حریم راه ندهد؛ ولی بر زن است که امانت داری کرده و به شوهرش خیانت نکند و مردی را به حریم خویش راه ندهد. امام صادق (ع) می فرماید : اِنَّ اللّه‏َ تَبارَکَ وَ تَعالى غَیورٌ وَ یُحِبُّ کُلَّ غَیورٍ وَ لِغَیْرَتِهِ حَرَّمَ الْفَواحِشَ ظاهِرَها وَ باطِنَها؛ خداوند تبارک و تعالى با غیرت است و هر با غیرتى را دوست دارد و از غیرتمندىاوست که زشتى‏ها را از پیدا و ناپیدا، حرام فرموده است. (کافى، ج ۵ ، ص ۵۳۵، ح ۱)

امام على (ع) درباره غیرت مرد می فرماید : ایّاکَ وَ التَّغایُرَ فى غَیْرِ مَوْضِعِ غَیْرَهٍ فَاِنَّ ذلِکَ یَدْعُو الصَّحیحَهَ مِنْهُنَّ اِلَى السَّقَمِ وَلکن اَحْکِمْ اَمْرَهُنَّ فَاِنْ رَأَیْتَ ذَنْبا فَعاجِلِ النَّـکیرَ عَلَى الْکَبیرِ وَ الصَّغیرِ وَایّاکَ اَنْ تُعاقِبَ فَتَعْظُمَ الذَّنْبُ وَ تُهَوَّنَ الْعَتْبُ ؛ از غیرت نابه‏جا بپرهیز؛ چرا که این کار، زنان درستکار را به لغزش مى‏کشانَد؛ اما برکارزنان، نظارت داشته باش و هرگاه گناهى از آنان دیدى، چه بزرگ و چه کوچک، ازطریق نشان دادن ناخشنودى خویش، با آن برخورد کن و از مجازات کردن بپرهیز، چراکه گناه، بزرگ و تذکّر، کم اثر مى‏گردد. (تحف العقول، ص ۸۷)

البته امام صادق (ع) بر اساس قاعده طلایی می فرماید: بِرُّوا آباءَکُمْ یَبِرَّکُمْ اَبْناؤُکُمْ وَ عِفُّوا عَنْ نِساءِ النّاسِ تَعِفَّ نِساؤُکُمْ ؛ به پدر و مادر خود نیکى کنید، تا فرزندانتان به شما نیکى کنند و نسبت به زنان مردم پاکدامن باشید، تا زنانتان پاکدامن باشند. (کافى ، ج ۵، ص ۵۵۴ ، ح ۵)

اجتناب از بگو مگو

جدال و مجادله حتی اگر حق باشد موجب کدورت و تیرگی روابط می شود. از این روست که در خانواده می بایست از هر گونه جدال و مجادله اجتناب کرد.

امام هادى (ع) می فرماید : اَلْمِراءُ یُفْسِدُ الصَّداقَهَ الْقَدیمهَ وَ یُحِلُّ الْعُقْدَهَ الْوَثیقَهَ وَ اَقَلُّ ما فیهِ اَنْ تَـکونَ فیهِ الْمُغالَبَهُ وَ الْمُغالَبَهُ أمتَنُ اَسْبابِ الْقَطیعَهِ ؛ بگو مگو، دوستى طولانى را از بین مى‏بَرد و رابطه محکم را به جدایى مى‏کشاند وکمترین اثر بگو مگو این است که هر کدام از دو طرف، مى‏خواهد بر دیگرى پیروز شود وهمین در پى پیروزى بودن، مهم‏ترین عامل قطع رابطه است. (نزهه الناظر، ص ۱۳۹، ح ۱۱)

جدال ریشه در بدخویی دارد که باید آن را ترک کرد؛ زیرا این گونه رفتارها زندگی را سخت و آرامش را سلب می کند. امام على (ع) می فرماید : ثَلاثٌ لایَهْنَأُ لِصاحِبِهِنَّ عَیْشٌ: اَلْحِقْدُ، وَ الْحَسَدُ، وَ سُوءُ الْخُلْقِ ؛ سه چیز است که هر کس داشته باشد، زندگى بر او شیرین نیست: کینه، حسد و بد اخلاقى. (غررالحکم ، ح ۴۶۶۳)

رعایت مسایل جنسی

در آیات قرآنی از جمله آیه ۵۸ سوره نور از سه زمان خلوت همسران سخن به میان آمده که هیچ کس در آن سه وقت از شبانه روز حق ورود به خلوتگاه همسران را ندارند. البته این خلوت کردن ها موجب تحکیم روابط همسری می شود. عرض کردن به همسر در این سه وعده در دستور کار اسلام قرار دارد. پیامبر(ص) به زنانی که وظیفه و تکلیف خود را مراعات نمی کنند هشدار داده و می فرماید:: لا یَحِلُّ لاِمْرَاَهٍ اَنْ تَنامَ حَتّى تَعْرِضَ نَفْسَها عَلى زَوْجِها تَخْلَعُ ثیابَها وَ تَدْخُلُ مَعَهُ فى لِحافِهِ فَـتُلْزِقُ جِلْدَها بِجِلْدِهِ، فَاِذا فَعَلَتْ ذلِکَ فَقَدْعَرَضَتْ نَفْسَها؛ هیچ زنى پیش از آن‏که خود را در اختیار شوهرش قرار دهد، یعنى لباسش را درآورد و با او به بستر برود و خود را به او بچسباند، حق ندارد بخوابد، وقتى چنین کرد در واقع خود را در اختیار شوهرش قرار داده است. (مکارم الاخلاق، ص ۲۳۸)

آن حضرت(ص) در جایی دیگر می فرماید: اِنَّ خَیْرَ نِسائِکُمُ الْوَلُودُ الْوَدُودُ الْعَفیفَهُ، الْعَزیزَهُ فى اَهْلِهَا، الذَّلیلَهُ مَعَبَعْلِهَا، الْمُتَبَرِّجَهُ مَعَ زَوْجِها، اَلْحِصانُ عَلى غَیْرِهِ الَّتى تَسْمَعُ قَوْلَهُ وَ تُطیعُ اَمْرَهُ وَ اِذاخَلا بِها بَذَلَت لَهُ ما یُریدُ مِنها ؛ بهترین زنانتان، زن زایا، بسیار مهربان و پاکدامن است که نزد خویشاوندان خود عزیزباشد و در برابر شوهرش فروتن و مطیع، خود را براى شوهرش بیاراید و از غیر اوبپوشاند، سخن شوهرش را بشنود و فرمان او را اطاعت نماید و چون شوهرش با او خلوتکند، خود را در اختیار او قرار دهد.(کافى، ج ۵ ، ص ۳۲۴، ح ۱)

سفارش دیگران درباره معاشرت نیک با زن

در آموزه های قرآنی به این نکته توجه داده شده که زهد ورزی تنها گلیم خویش از آب بیرون کشیدن نیست؛ بلکه انسان نسبت به دیگران نیز مسئولیت دارد؛ از این روست که امر به معروف و نهی از منکر از واجبات اصلی در جامعه اسلامی است. خداوند در آیات سوره عصر بیان می کند که انسان ها تنها در صورتی از خسران و زیان ابدی رهایی می یابند که چهار اصل را مورد توجه قرار دهند: ایمان ، عمل صالح، توصیه به دیگران به حق و توصیه به صبر.

پس سفارش کردن دیگران به کارهای نیک و معروف از وظایف هر مسلمان و مومنی است. از جمله باید دیگران را به نیک رفتاری نسبت به همسر دعوت و سفارش کرد. پیامبر (ص) می فرماید: اِسْتَوْصُوا بِالنِّساءِ خَیْرا؛ یکدیگر را به رفتار نیک با زنان سفارش کنید. (بحارالأنوار ، ج ۳۳، ص ۶۲۸ ، ح ۷۴۴)

اکرام نسبت به والدین و فرزندان

همان طوری که نسبت به همسر به ویژه زن می بایست اکرام روا داشت، نسبت به والدین و فرزندان نیز می بایست بر اساس اکرام رفتار و معاشرت داشت. خداوند در آیات قرآنی بر احسان و اکرام والدین تاکید بسیار می کند.(بقره، آیه ۶۳؛ نساء، آیه ۳۶؛ انعام، آیه ۱۵۱؛ اسراء، آیه ۲۳)

امام سجّاد (ع) در تبیین حقوق فرزندان می فرماید: وَ أمّا حَقُّ وَلَدِکَ فَتَعْلَمَ اَنَّهُ مِنْکَ وَ مُضافٌ اِلَیْکَ فى عاجِلِ الدُّنْیا بِخَیْرِهِوَ شَرِّهِ وَ اَنَّکَ مَسئوُلٌ عَمّا وُلّیْتَهُ مِنْ حُسْنِ الاَدَبِ وَالدَّلالَهِ عَلى رَبِّهِ وَ الْمَعونَهِ لَهُ عَلى طاعَتِهِ فیکَ وَ فى نَفْسِهِ فَمُثابٌ عَلى ذلِکَ وَ مُعاقَبٌ فَاَعْمَلْ فى اَمْرِهِ عَمَلَ المُتَزَیِّنِ بِحُسْنِ اَثَرِهِ عَلَیْهِ فى عاجِلِ الدُّنْیا، المُعذِرِ اِلى رَبِّهِ فیما بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ، بِحُسْنِ الْقیامِ عَلَیْهِ وَ الاَخْذِ لَهُ مَنْهُ وَ لا قُوَّهَ اِلاّ بِاللّه‏ِ ؛ حقّ فرزند تو آن است که بدانى او از توست و در این جهان در نیک و بدِ خویش وابسته به توست و با تو نسبت به پرورش دادن خوب و راهنمایى کردن او به راه پروردگارش و یارى رساندن به او در اطاعت خداوند هم درباره خودت و هم حق او مسؤول هستى و براساس این مسئولیت پاداش مى‏گیرى و کیفر مى‏بینى، پس در کار فرزند همچون کسى عمل کن که کارش را در این دنیا به حسن اثر خویش آراسته مى‏کند و تو به سبب حسن رابطه میان خود و او سرپرستىِ خوبى که از او کرده‏اى و نتیجه الهى که ازاو گرفته‏اى، نزد پروردگار خویش معذور باشى و هیچ نیرو و توانى جز به خداوند نیست. (تحف العقول، ص ۲۶۳)

آن حضرت(ع) در باره تعامل با مادر می فرماید: فَحَقُّ اُمِّکَ فَاَنْ تَعْلَمَ اَنَّها حَمَلَتْکَ حَیْثُ لا یَحْمِلُ اَحَدٌ اَحَدا وَ اَطْعَمَتْکَ مِنْ ثَمَرَهِ قَلْبِها ما لا یُطْعِمْ اَحَدٌ اَحَدا وَ اَنَّها وَقَتْکَ بِسَمْعِها وَ بَصَرِها وَ یَدِها وَ رِجْلِها وَ شَعْرِها وَ بَشَرِها وَ جَمیعِ جَوارِحِها مُسْتَبْشِرَهً بِذلِکَ فَرِحَهً مُوابِلَهً مُحْتَمِلَهً لِما فیهِ مَکرُوهُها وَ اَلَمُها وَ ثِقْلُها وَ غَمُّها حَتّى دَفَعَتْها عَنْکَ یَدُ الْقُدْرَهِ وَ اَخْرَجَتْکَ اِلَى الاَرْضِ فَرَضَیْتَ اَنْ تَشْبَعَ وَ تَجوعَ هىَ وَ تَکْسُوَکَ وَ تَعْرى وَ تَرْویَکَ وَ تَظْمَاَ وَ تُظِلَّکَ وَ تَضْحىوَ تُنَـعِّمَکَ بِبُؤْسِها وَ تُلَذِّذَکَ بِالنَّوْمِ بِاَرَقِها وَ کانَ بَطْنُها لَکَ وِعاءً وَحِجْرُها لَکَ حِواءً وَ ثَدْیُها لَکَ سِقاءً وَ نَفْسُها لَکَ وِقاءً تُباشِرُ حَرَّ الدُّنْیا وَ بَرْدَها وَ دونَکَ، فَتَشْکُرَها عَلى قَدْرِ ذلِکَ وَ لا تَقْدِرُ عَلَیْهِ اِلاّ بِعَوْنِ اللّه‏ِ وَ تَوْفیقِهِ؛ حق مادرت این است که بدانى او تو را چنان در رحم خویش نگهداشته و پرورشداده که کس دیگرى را بدان گونه برنگیرد، و از میوه دل خود تو را چنان تغذیه نموده که هیچ کس دیگرى را آن‏گونه غذا ندهد و به راستى تو را با گوش و چشم و دست و پا وپوست و تمام اعضا و جوارحش با خوش‏رویى و دلشادى نگهدارى کرده و هر ناگوارى و درد و سختى و نگرانى دوران باردارى را تحمّل کرده، چنان که دستِ تجاوز آفات وبلای را از تو دور ساخته و تو را بر زمین نهاده و خشنود بوده است که تو سیر باشى و اوخودش گرسنه مانَد، و تو لباس بر تن داشته باشى و او برهنه باشد و تو را سیراب سازد وخودش تشنه مانَد و تو را در سایه قرار دهد و خودش زیر آفتاب بسربرد، و با بیچارگى خود تو را نعمت دهد، و با بى‏خوابى خود به تو لذّت خواب را چشاند، و شکمش ظرف وجودِ تو بوده و دامنش پرورشگاه تو و پستان چشمه نوش تو و جانش نگهدارت بوده است. سرد و گرم دنیا را براى تو و به خاطر تو چشیده است، پس براى قدرشناسى از اینهمه ایثار و از خودگذشتگى او را سپاس گزار باش و جز با یارى و توفیق خداوند نخواهى توانست این همه را قدردانى کنى. (تحف العقول ، ص ۲۶۳)

پیامبر (ص) می فرماید : نَظَرُ الْوَلَدِ اِلى والِدَیْهِ حُبّا لَهُما عِبادَهٌ ؛ نگاه محبّت‏آمیز فرزند به پدر و مادرش، عبادت است.(تحف العقول ، ص ۴۶)

از امام صادق علیه‏ السلام سوال شد : عَنْ اَبى وَلاّدٍ الْحَنّاطِ قالَ: سَاَ لْتُ اَبا عَبْدِاللّه‏ِ علیه‏ السلامعَنْ قَوْلِ اللّه‏ِ:«وَ بِالْوالِدَیْنِ اِحْسانا» فَقالَ: اَلاِحْسانُ اَنْ تُحْسِنَ صُحْبَتَهُما وَ لا تُکَلِّفَهُما انْ یَسْألاکَشَیْئا هُما یَحْتاجانِ اِلَیْهِ؛ ابى ولاّد مى‏گوید: معناى آیه «به پدر و مادرتان نیکى کنید» را از امام صادق علیه‏ السلامپرسیدم، فرمودند: نیکى به پدر و مادر این است که رفتارت را با آنها نیکوکنى و مجبورشان نکنى تا چیزى که نیاز دارند از تو بخواهند یعنی قبل ازدرخواست آنان، نیازشان را برطرف کنى. (بحارالأنوار، ج ۷۴، ص ۷۹، ح ۷۸)

امام صادق (ع) در بیان بهترین مردان امت می فرماید: خَیْرُ الرِّجالِ مِن اُمَّتِى الَّذینَ لا یَتَطاوَلونَ عَلى اَهلیهِم و یَحِنُّونَ عَلَیهِم وَ لا یَظلِمونَهُم ؛ بهترین مردان امّت من کسانى هستند که نسبت به خانواده خود خشن نباشند،اهانت نکنند، دلسوزشان باشند و به آنان ظلم ننمایند. (مکارم الاخلاق ، ص ۲۱۶)