تعارف از نگاه قرآن

«تعارف» به عنوان هنجاری اجتماعی درمیان ما ایرانیان از جایگاه خاصی برخوردار است. این رفتار نشانه ای از تکریم و احترام نسبت به طرف مقابل است

اما گاهی همین هنجار پسندیده، با برخی رفتارهای غیرعادی و افراطی و یا با الفاظی غیرواقعی و اغراق آمیز تبدیل به ناهنجاری و اسباب تکلف و مشقت برای خود و دیگران می شود و تعارف کننده را تا مرز دروغگویی و نفاق به پیش می برد. در مقاله حاضر نویسنده با بررسی این موضوع حد و مرز تعارف را از نگاه قرآن و جایگاه این ادب اجتماعی را در آموزه های وحیانی بازخوانی کرده است که با هم آن را از نظر می گذرانیم.

یکی از شهروندان مسیحی آمریکایی پیش از این که شیعه و طلبه شود روزی مهمان گروهی از ایرانیان شد که برای افطاری مهمانی رمضان، گردهم آمده بودند. آن شب بر پایه آداب و رسوم افطاری ایرانی همه نوع غذاها و میوه ها و شیرینی ها بر سر سفره افطار قرار داشت. وی برای نخستین بار بود که با گروهی از مسلمانان بر سر سفره ای می نشست که در مراسم و آیین های دینی نقش مهمی داشت. ظرفی خوراک برای وی کشیده شده و او همانند دیگران آن را خورد. برخی از ایرانیان ظرفی دیگر پیش کشیدند و تعارف کردند که حتماً باید آن را بخورید و او آن ظرف را نیز به هر زحمتی بود خورد و بعد از آن میوه و شیرینی بود که تعارف می شد و او برای این که دوستی میان ایشان و ایرانیان به هم نخورد همه آنها را خورد تا ادب و نزاکت را نگه دارد. وقتی از سر سفره افطاری به خانه بازگشت حالش از آن همه خوردن ها به هم ریخته بود و حال خوشی نداشت.

آن روزها گذشت و این آمریکایی به حکم عشق و عقل دل به اسلام وتشیع سپرد و به خلق و خوش ایرانی از محبان اهل بیت عصمت و طهارت شد و به همین عشق و دوستی طلبه شد و به ایران آمد. در ایران با مسئله ای به نام «تعارف» آشنا شد و دانست که در میان آداب و رسوم ایرانی چیزی به عنوان هنجار اجتماعی به نام تعارف هست که روزانه بسیار به کار می رود. آنگاه دانست که آن شب سر سفره افطاری می توانست آن همه غذاها و خوراکی های پیش کشی را نخورد و حالش نیز از زیاد خوردن به هم نریزد.

معنای تعارف در عربی

تعارف هنجاری است که در ایجاد تعامل سازنده میان دو شخص و یا گروه بسیار مؤثر است. این واژه هرچند که به ظاهر عربی و از ریشه عرف و از باب تفاعل است و بیانگر ارتباط دو سویه است ولی معنایی که در زبان فارسی از آن می شود شاید کمترین ارتباطی با ریشه عربی آن نداشته باشد. تعارف به معنای خواندن و دعوت دیگری به امری است که در آن نوعی اکرام و تکریم و احترام نهفته است. شخصی که تعارف می کند می کوشد با ابزارهای بیانی و کلامی و یا رفتاری و یا مقدم داشتن و دعوت به غذا و امور پسندیده دیگر موقعیت احترام برانگیز تعارف شونده را ابراز دارد و نسبت به وی تکریم و احترام ویژه ای بنماید.

در زبان عربی تعارف به معنای شناخت از نزدیک و دو سویه و یا همدیگر را شناختن است که در مسائلی مانند صداقت و دوستی و یا درامر ازدواج توسط کسانی که می کوشند تا با شناختی کامل ازدواج کنند به کار می رود.

در قرآن از مومنان خواسته شده است که به معروف و عرف عمل کنند و به پیامبر(ص) فرمان می دهد: وامر بالعرف؛ به عرف فرمان ده. هرچند واژه عرف اساساً به معنای مکان و زمین بلند و برآمده است که به چشم می آید ولی مراد از آن اموری است که از نظر جامعه پسندیده و نیکو شمرده می شود. البته عرف گاه به معنای سنت ها و آداب و رسوم ثابت و شفاهی جامعه نیز می آید. از این رو فرمان داده می شود که در مسئله ازدواج به عرف جامعه مراجعه شود و یا در فهم واژگانی به عرف همان زبان، رجوع شود. از این رو در مباحث اصول فقه بحث عرف در فهم روایات و آیات از جایگاه و اهمیت خاصی برخوردار است.

تعارف در زبان فارسی

اما در زبان فارسی تعارف به معنای شناخت و اموری که در زبان عربی به کار می رود نیست. با این همه ارتباطی با مفهوم عربی آن نیز دارد. در کاربردهای زبان فارسی مفهوم تعارف و کارکردهای آن نشان می دهد که هدف از تعارف ایجاد شناخت بیش تر نیز می تواند باشد. شخصی که تعارف می کند می کوشد تا با ایجاد ارتباط با دیگری افزون بر شناخت، ارتباطی جمعی را با دیگری ایجاد کند و فضایی مطلوب برای تعاملات با دیگری فراهم آورد. از این رو می توان تعارف را یکی از کنش های بسیار مطلوب و سازنده اجتماعی جامعه ایرانی برشمرد که شخص می کوشد با به کارگیری رفتارهای پسندیده و نیکو ارتباط درست و عاطفی را با دیگری برقرار کند. از این نظر در هنجارشناسی و جامعه پذیری می تواند نقش سازنده و مهمی را ا یفا کند و به عنوان هنجاری مثبت و تاثیرگذار در ایجاد تعاملات اجتماعی و همبستگی از آن بهره گرفت. اگر برای ایجاد وحدت و همبستگی، ابزارها و راهکارهای متعددی بتوان سراغ گرفت بی گمان تعارف یکی از کارآمدترین ابزارهای هنجاری است که دراین حوزه مفید و سازنده است.

تعارفاتی که اساس و ریشه ندارند

بی گمان شما هم به عنوان ایرانی روزانه با مسئله ای به عنوان ادب اجتماعی تعارف آشنا هستید و پیش آمده که به دوستی تعارف کنید که امروز نهار می بایست مهمان شما باشد و یا هنگام ورود و خروج از اداره به یک دیگر تعارف کنید. عبارت هایی چون شما بفرمایید و یا این که امروز مهمان ما هستید و یا این که اگر نخورید ناراحت می شوم و یا فدایت بشوم و قربانت گردم و ده ها از این گونه تعارفات را شنیده و یا حتی خود به کار برده اید. شاید بسیاری از این ها از سر دوستی و محبت و عشق به مخاطب و شنونده باشد و به حقیقت خواستار آن باشید که به راه و روشی، دل دیگران را به دست آورید و نهایت احترام و اکرام را در حق وی ادا کنید ولی بی گمان برخی از این تعارفات اساس و ریشه ندارند. به عنوان نمونه در مناطق شمالی کشاورزان و شالی کاران روزانه هنگام کار برای تقویت بنیه خود بیش از چهار وعده سفره می اندازند و هر رهگذر و کارگر و همسایه ای را به صلای غذا می خوانند. صلا که واژه ای عربی است به معنای خواندن دیگری از دور برای غذاست. این گونه است که تعارفات حتی در هنگام کار و کشاورزی امری طبیعی است و این همه جز برخاسته از احترام و تکریم همسایگان و رهگذران نیست. اما در همان مناطق سخن از تعارفاتی است که بی اساس و پایه است و ضرب المثل هایی نیز برای آن ساخته شده است. از جمله کاربردهای روزانه بطور مثال، ضرب المثل سخت سره صلا و یا لاهیجانی صلا، بسیار معروف است. مادرم درباره این ضرب المثل می گفت که سخت سر محله ای در رامسر در محدوده هتل های رامسر بوده است و از آن جا که همه آب های معدنی (آب گرم ها) در آن جا قرار دارد و مردم از همه مناطق رامسر برای استحمام به آن جا می رفتند و چون ارتباط خانوادگی در آن زمان میان ایشان و دیگر محلات و روستاها قوی بود هنگام ناهار کسانی که برای استحمام از محلات دور و نزدیک به آن جا آمده بودند تعارف می کردند که ناهار مهمان آنان باشند. این تعارفات، بی اساس و بی پایه بود و مردم می دانستند که اصولا یا نمی توانند این همه افراد را برای هر ناهاری پذیرایی کنند و یا چیزی در خانه برای پذیرایی آماده نکرده اند. این گونه بود که تعارفات منطقه سخت سر معروف شد. تعارفی که بی پایه و اساس بود و تعارف کننده اصولا خواستار حضور مهمانان در خانه و پذیرایی از ایشان نبود؛ زیرا تعارف شده وقتی وارد خانه می شد حتی آب سرد و یا چای گرم نمی یافت و تنها می بایست زمانی را بنشیند و بی هیچ پذیرایی برود. درباره لاهیجانی صلا نیز گفته اند که آنان در دعوت و تعارف خویش نفی را مقدم می کنند و می گویند: نمی فرمایید؟ به این معنا که از همان آغاز خواهان عدم حضور شخص در خانه و یا سر سفره می شوند که در حقیقت تعارف خشک و خالی است و خواهان دعوت به چیزی نیستند. اما به هرحال تعارف همیشه آمد و نیامد دارد و اگر تعارف کردید باید آمادگی این را داشته باشید که در خرج و زحمت بیافتید. همین مسئله در مورد ضرب المثل تعارف شاه عبدالعظیم نیز صدق می کند و آن نیز دارای پیشینه ای مشابه است.

بیان این نمونه ها از آن رو بود تا به بررسی و تحلیل هنجار تعارف از نگاه قرآن پرداخته شود و درستی و نادرستی عمل به عنوان هنجار یا ناهنجار مورد بررسی قرار گیرد.

تعارف، یک هنجار اجتماعی

بی گمان تعارف را می بایست در ردیف هنجارهای اجتماعی دسته بندی کرد. هنجارهای اجتماعی مجموعه اعمال و رفتار نیک و پسندیده است که از سوی افراد جامعه انجام می شود. برخی از امور به عنوان فضایل اخلاق فردی مطرح می شوند و در حوزه اخلاقیات از آن ها سخن گفته می شود و می توان منش و یا کنش رفتاری باشد اما برخی دیگر از فضایل، تنها در حوزه کنش های ارتباطی و اجتماعی، خود را نشان می دهد. به سخن دیگر در حوزه رفتارهای اجتماعی (نه فردی) معنا و مفهوم می یابد و آثار و کارکردهای اجتماعی دارد. از این رو در علوم تربیتی به هر دو دسته از رفتارهای اخلاقی و رفتاری هنجاری توجه می شود و در مسئله جامعه پذیری برای تحقق هر دو هدف، برنامه و آموزش های خاص تدوین و تهیه و به کار گرفته می شود. در حقیقت هنجارها، الگوهای رفتار جمعی است که فرد بی توجه به آن نه تنها در جامعه مورد قبول واقع نمی شود بلکه به جهت نادیده گرفتن آن مجازات و تنبیه می شود و از جامعه و یا گروه طرد می گردد.

کنش های ارتباطی مجموعه افعال و رفتار انسان اجتماعی است که شخص به هدف حضور در جامعه و تاثیرگذاری مثبت بدان عمل می کند. کنش های ارتباطی درهر جامعه می بایست با توجه به هنجارهای پذیرفته شده آن جامعه صورت پذیرد. هنجارها از نظر هر جامعه امور پسندیده و نیک است. این امور می تواند دارای خاستگاه های متعددی باشد که از همه آن ها در زبان عربی به معروف یاد می شود. معروف دارای خاستگاه چندی چون حکم عقل مانند خوبی عدالت و زشتی بیداد یا حکم عقلا مانند اکرام مهمان و یا حکم شرعی مانند اطعام بینوایان و یا حکم قانونی مانند رعایت سکوت در بیمارستان ها و عبور و مرور از خط عابر پیاده است. شخصی که بخواهد در جامعه ای پذیرفته شود می بایست در کنش های ارتباطی خویش این مسایل را رعایت کند. اموری که برخی بلکه بسیاری از آن ها نانوشته و شفاهی است و به عنوان آداب و رسوم اجتماعی از جایگاه ویژه ای در جامعه برخوردار است.

ریشه تعارف

با توجه به روش ها و کاربردها و نیز کارکردهای تعارف می توان گفت که ریشه این عمل و خاستگاه این رفتار را می بایست در آموزه های قرآنی جست. دعوت و صلای دیگری به طعام، امری است که به عنوان فرهنگی اسلامی از آداب و سنت های ابراهیمی دانسته شده است. حضرت ابراهیم(ع) هر روز افرادی را بی آنکه آنان را بشناسد بر سفره خویش مهمان می نمود. قرآن در داستان آمدن و تجسم و تمثل فرشتگان بیان می کند که آن حضرت همین که گروهی را در پیرامون خانه خویش دید ایشان را به مهمانی فراخواند و بی درنگ گوساله ای چاق و فربه را کشت و پیشکش مهمانان نمود. ایشان چون دست به غذا نبردند از آنان ترسان شد و حالش دگرگون گشت تا این که فرشتگان خود را معرفی کردند و به وی مژده اسحاق را دادند. دراین داستان که قرآن آن را در چند سوره گزارش می کند، سخن از قوم منکرون یعنی گروهی ناشناس است و این که آن حضرت با آن که شناختی از ایشان نداشت و آنان را غریب یافت دعوت به مهمانی کرد و حتی گوساله ای فربه کشت. (هود آیات ۶۹ تا ۷۳ و نیز ذاریات آیات ۲۴ تا ۳۰) بنابراین می بایست شمار ایشان بیش از آن اندازه باشد که گوسفندی کفایت ایشان کند. دیگر آن که فربه کشی به معنای نهایت اکرام و تکریم مهمان است از طرفی غریب نوازی امری پسندیده است و اگر نان دست به غذا نبرند به معنای دشمنی است.

در ادبیات و فرهنگ ایرانی اسلامی است که نمک خورده پاس نمک نگه می دارد و یا این که نمک خورده نمکدان نمی شکند. این بدان معناست که مهمان اگر نمکی را خورده باشد احترام میزبان خویش را نگه می دارد.

در داستان حضرت ابراهیم، هنجار تکریم غریب (غریب نوازی) و ایجاد ارتباط با دیگر افراد بشر هر چند ناشناس، به شکل پذیرایی، به خوبی و روشنی بیان می شود که در هنجار تعارف ایرانی نیز در بسیاری از اشکال، خود را نشان می دهد.

مهمان نوازی پیامبر(ص)

این سنت از سوی پیامبر(ص) نیز به کار می رفت و آن حضرت(ص) به فرمان الهی که مامور پیروی از اسوه هائی چون پیامبران اولوالعزم از جمله حضرت ابراهیم(ع) بود، بطور مداوم مهمان داشت. هر چند این مسئله گاه موجبات زحمت ایشان را نیز فراهم می کرد. در گزارش قرآن آمده است که همواره گروهی از مردمان چه از اصحاب و چه بیگانگان بر سر سفره ایشان بوده اند.

ابوهریره که از اصحاب صفه و مردی بینوا و بی کس و کار بود می گفت برای این که سر سفره ایشان بنشینم هر روز هنگام مراجعت از نماز پرسش های خویش را مطرح می ساختم تا به در اتاق ایشان می رسیدم و آن اندازه معطل می شدم تا ایشان مرا صلا به غذا کنند و سر سفره خویش بخوانند.

قرآن گزارش می کند که مهمانان، پس از نشستن و خوردن غذا از آن جا بیرون نمی رفتند و در همان جا با هم به سخن گفتن می پرداختند به گونه ای که سلب آرامش از پیامبر(ص) می شد. خداوند در قرآن می فرماید خدا نسبت به این مسئله رودربایستی ندارد هر چند که پیامبر(ص) به خاطر استحیایی که دارد نمی تواند از شما بخواهد که هر دم مزاحم وی نشوید: قرآن در این باره چنین می فرماید: یا ایهاالذین آمنوا لاتدخلو بیوت النبی الا ان یوذن لکم الی طعام غیر ناظرین اناه و لکن اذا دعیتم فادخلو فاذا طعمتم فانتشروا و لامستانسین لحدیث آن ذکلم کان یوذی النبی فیستحیی منکم و الله لایستحیی من الحق؛ ای کسانی که ایمان آورده اید وارد اتاق های پیامبر نشوید، مگر آن که از قبل اجازه داده شود که برای خوردن طعامی به آن جا روید ولی پیش از موعد به خانه او وارد نشوید تا بخاطر انتظار وقت غذا، ماندن شما به درازا کشد، بلکه همان زمان که خوانده شده اید به خانه او درآید و هنگامی که غذا خوردید پراکنده شوید و سرگرم گفت وگو با یک دیگر نشوید؛ زیرا درنگ شما پیامبر را می آزارد و او از شما شرم می کند که بگوید بیرون روید ولی خدا از گفتن حق شرم ندارد.(سوره احزاب آیه ۵۳)

در این آیه نکات بسیاری درباره مسئله اجتماعی چگونگی حضور مهمانان مطرح شده است؛ وظایفی که مهمانان می بایست رعایت کنند و به عنوان آداب اجتماعی در انجام آن کوتاهی نکنند.

در آیاتی که درباره رفتار ابراهیم(ع) گزارش شده به وظایف و آداب میزبان و در این آیات به آداب مهمان اشاره شده است. نکته ای که در این جا در ارتباط با مسئله تعارف مطرح است این که دعوت و مهمانی کردن و درخواست حضور مهمان در خانه امری پسندیده از نظر عرف و شرع می باشد که ما در مسئله هنجار تعارف بدان بسیار پای بند هستیم. تعارف برای غذا و پذیرایی در هر حال پسندیده است.

تعارف، از نوع دروغ

در آیات قرآنی به امور پسندیده ای اشاره می شود که در تعارف ایرانی، خود را نشان می دهد. این مسئله تا زمانی که شخص خود را در تنگنا قرار ندهد امری مفید و سازنده است اما هرگاه موجب شود تا انسان به دروغ بیافتد و یا تناقض رفتاری و قلبی در وی پدید آید از حالت سازندگی و مفید بودن خارج می شود و شکل دروغ و نفاق به خود می گیرد.

بطور مسلم اگر کسی عباراتی را که مفهوم ارادت و چاکری و مخلصی نسبت به طرف مقابل دارد بر زبان آورد اما در دل او چنین چیزی وجود نداشته باشد او دچار نوعی نفاق است و تعارفش نیز آلوده به دروغ و نفاق می باشد که چنین رفتاری قطعا از نظر قرآن مذموم است. بسیار دیده و شنیده می شود که شخص عباراتی چون فدایت شوم قربانت بروم، من مخلصتم، خاک زیر پایت ام و نظیر اینها را بر زبان جاری می کند تا نسبت به طرف مقابل ابراز ارادت کند اما همین شخص اگر از او خواسته شود که نه خود را فدا کند بلکه یک کار کوچک برای تعارف شونده انجام دهد امتناع می ورزد و در برابر این سؤال که پس این تعارفات چه بود؟ با صراحت می گوید ما فقط تعارفی کردیم!! بدون تردید اینگونه الفاظ و عبارات که از زبان خارج می شود و پشتوانه قلبی ندارد نه می تواند تأثیرگذار باشد و نه نشانه دوستی و محبت خواهد بود و نزد خداوند نیز نوعی دروغگویی و نفاق محسوب می شود.

در تعارف، نباید به تنگنا افتاد

مشکلی که در آیه ۵۳ سوره احزاب به آن اشاره شده مشکلی است که اهل تعارف در بسیاری از اوقات بدان دچار می شوند. پیامبر(ص) مشکلی که داشت این بود که مهمانان وی از حیای او سوءاستفاده می کردند و افزون بر این هر دم برای غذا خوردن مزاحم ایشان می شدند و بی دعوت، سر سفره حضرت می نشستند بلکه پس و یا پیش از غذا نیز خانه وی را ترک نمی کردند و او را در تنگنای اخلاقی قرار می دادند.

اهل تعارف نیز گاه این گونه خود را به دست خویش در تنگنا قرار می دهند. آنان با تعارف های بیجا و بعضا غیرواقعی دیگری را به سر سفره می خوانند ولی یا غذایی ندارند و یا فرصت پذیرایی ندارند. شرم و حیا موجب می شود که خود را به سختی و قرض اندازند و یا مانند سخت سری ها از مهمان تعارف شده پذیرایی نکنند.

به نظر می رسد که قرآن می کوشد به مردمان آموزش دهد که هر دم به سر سفره دیگری نروند مگر آن که از پیش دعوت شده باشند و دیگر آن که از حیا و حجب اشخاص سوءاستفاده نکنند.

شخصی که تعارف می کند می بایست با توجه به حجب و شرم خویش سخنی نگوید که در آن شائبه دروغ باشد و یا خود را در سختی و مشقت اندازد. از این رو این گونه رفتار که در اصل هنجاری بسیار مفید و سازنده است می تواند به هنجاری ناپسند و زشت تبدیل شود و به جای ایجاد محبت و اکرام و احترام موجبات بی احترامی و ناراحتی و ارتکاب گناه از سوی دو طرف را فراهم آورد.

خلاصه کلام آن که تعارف به عنوان هنجاری اجتماعی و پسندیده می تواند کاربردها و کارکردهای سازنده ای در حوزه های همبستگی و ایجاد الفت و مهربانی و بروز تکریم و احترام به دیگری و تحقق جامعه پذیری و افزایش کنش های ارتباطی سازنده داشته باشد به شرط آن که با دروغ و زحمت و مشقت همراه نشود و شرم و حیا موجب نشود که هنجاری مفید به نابهنجاری آزاردهنده و گناه آلود تبدیل گردد. و اگر تعارفی قرار است بشود- که باید بشود- از سر صدق و راستی و براساس میزان توانایی و قدرت شخص و مطابق با واقعیتها باشد تا نشانه ای از ادب و محبت شخص باشد و نه نفاق و دروغ او.