تصفیه نفس با تقوا و تزکیه

samamosهر کسی پیش از آن که به صفات کمالی خویش را بیاراید می بایست خانه از اغیار خالی دارد. از این روست که تخلیه پیش از تحلیه از مهم ترین مسایل در مسیر سلوک الهی و متاله شدن دانسته شده است.

بسیاری از مردم می کوشند تا پیش از تصفیه نفس و ایجاد فضا و بستری مناسب و پاک، خانه وجود خویش را به صفات کمال بیارایند و در این راه بسیار تلاش می کنند ولی به سبب آن که تصفیه باطنی نداشته اند، با مجموعه از متناقضات مواجه و رو به رو می شوند و در عمل از آن همه تلاش بسیار کم تر سود می برند.

برای این که انسان بهره ای کامل و تمام از تلاش های خویش برد می بایست نخست پیش از تحلیه به تخلیه اقدام نموده و جان و ظرف کمالی خویش را از هرگونه اغیار پاک کرد. اینجاست که نقش تصفیه نفس و ارزش و جایگاه آن به خوبی روشن می شود. برای دست یابی به این مهم می بایست از تقوا و تزکیه نفس به عنوان دو عامل مهم جارو کردن جان از اغیار یاد کرد.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا بر پایه آموزه های قرآنی بهره گیری از تقوا و تزکیه را در این مجال به دست دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

تزکیه نفس و تقوا، گام نخست شدن

هر انسانی برای دست یابی به اهداف آفرینش می بایست نخست به تزکیه نفس بپردازد، زیرا بی خانه پالایش شده از آلاینده ها نمی توان امید داشت تا باشندگان کاملی در آن مستقر گردند و چنان که بایسته و شایسته است عرض اندام نمایند.

انسان زمانی می تواند در نقش متاله ظهور و بروز کند و در مقام خلافت الهی قرار گیرد که بتواند با معرفت از همه چیز و اطاعت عبادی از خداوند، اغیاری که بازدارنده از حضور و بروز صفات کمالی الهی می باشند ، از خانه دل بیرون راند.

تزکیه نفس که با عمل شایسته و طریقه پسندیده انجام می پذیرد، در حقیقت تلاشی برای دست یابی به سبب هایی است که اغیار را از جان بیرون می کند و زمینه و فرصت مناسب برای ظهور و بروز اسما و صفات کمالی الهی در جان فراهم می آورد. از این رو می توان گفت که تزکیه نفس و خودسازی در حقیقت گام نخست شدن و متاله گردیدن انسان و قرار گرفتن در مسیر کمالی و هدف آفرینش می باشد.

خداوند در آیات ۱۲۸ و۱۲۹ به مهم ترین اثر تزکیه و خودسازی اشاره کرده و در آن جا تبیین می کند که پاکیزگی انسان ها از آلودگی ها ، مایه رسیدن امت ها و ملت ها به مقام تسلیم در برابر خداوند می باشد؛ زیرا در خواست های ابراهیم(ع) و اسماعیل(ع) برای بعثت پیامبری از میان فرزندان آنان در پی درخواست تشکیل امت مسلم بدین جهت می باشد که این بعثت و هدف های آن از جمله تزکیه نفس و خودسازی از ضروریات بنیادی برای تشکیل امت مسلم است.

به سخن دیگر، تا عوامل اصلی و نخست امت مسلم یعنی تزکیه نفس و خودسازی یکایک افراد امت فراهم نیاید نمی توان امید داشت تا امت مسلمی وجود پیدا کند. بنابراین دست یابی به هر کمالی از جمله امت مسلم، تنها زمانی شدنی است که تزکیه و خودسازی انجام گرفته باشد.

آیات ۷۷ و ۷۹ سوره واقعه توضیح می دهد که پاکی نفس و منزه بودن آن از گناه ، زمینه های لازم برای درک حقایق قرآنی را فراهم می آورد. این بدان معناست که دانش واقعی و علم حقیقی زمانی در آدمی تحقق می یابد که انسان پیش از آن ، نفس و جانش را از هر گونه آلودگی ها پاک کرده باشد. از این روست که تزکیه را بر تعلیم مقدم دانسته اند. به این معنا که پرورش و خودسازی نفس از هر گونه آلودگی ها و ناپاکی ها ، می تواند موجبات تحقق علم و دانش واقعی را در انسان فراهم آورد.

اصولا از دیدگاه قرآن ، داشتن تقوا به معنای دست یابی به بسیاری از چیزهاست که از جمله آن دانش و علم و قدرت تحلیل و جداسازی حق از باطل می باشد. خداوند در آیه ۲۸۲ سوره بقره خودسازی و تقوا را زمینه ساز بهره مندی از تعلیمات ویژه الهی و دانش های خاص می داند و در آیه ۲۹ سوره انفال رعایت تقوا و پرهیزگاری را موجب بهره مندی از بصیرت ویژه برای شناخت حق از باطل معرفی می کند.

این آیات در حقیقت بر این نکته تاکید دارند که دست یابی به دانش و بصیرت واقعی تنها از راه تزکیه نفس و تقوا شدنی است و هر علم و دانش و بصیرتی که از راه ها دیگر به دست آید، دانش واقعی و بصیرت حقیقی شمرده نمی شود و تاثیرات و آثار واقعی و خاص خود را نخواهد داشت.

از این که فرقان یعنی جداسازی حق از باطل و درست از نادرست را به صورت نکره آورده این معنا را می توان استنباط کرد که این بصیرت خدادادی ، عنایتی ویژه است و توانایی همانند دیگر توانمندی های عمومی نیست که خداوند به همه بشر ارزانی داشته است. بنابراین نمی بایست این اثر بصیرت و فرقان را که از راه تقوا و پرهیزگاری به دست می آید همان دانش و بصیرت عقلانی و یا فطری و یا مانند آن بر شمرد بلکه توانایی خاصی است که می توان از آن به بیدار دلی تعبیر کرد. به این معنا که انسان با تقوا به بیدار دلی و بصیرتی دست می یابد که حق را از باطل به سادگی می شناسد و جدا می کند.

ریشه این توانایی را می بایست در نوری جست که از طریق تقوا در درون جان آدمی فروزان و روشن می گردد. آیات ۴۸ سوره انبیا و ۲۸ سوره حدید بیان می کند که انسان های پرهیزگار به نوری دست می یابند که به آنان توانایی شناخت دقیق و کامل حق از باطل را می دهد و جداسازی میان آن ها را شدنی و ممکن می سازد.

این گونه است که با تزکیه نفس و پرهیزگاری محبت خداوند در جان ها ریشه می کند (بقره آیات ۲۲۲ و توبه آیه ۱۰۸) و جان پاک و مطهر انسان، بستر و فضای مناسبی را فراهم می آورد تا انسان با متاله شدن و تحقق بخشی به صفات و اسمای الهی در خود ، رستگاری و فلاح واقعی را تجربه کند(اعلی آیه ۱۴ و شمس آیات ۷ و ۹) و رضایت الهی را به دست آورد (لیل آیات ۱۸ و ۲۱) و در مقام عبودیت ربوبی نشیند و فلسفه آفرینش را در خود تجلی بخشد و ماموریت خویش را در مقام ربوبیت به انجام رساند.

از این روست که خداوند در آیات ۶۲ و ۶۳ سوره یونس و نیز ۱۹ سوره جاثیه تقوا و پرهیزگاری انسان را سبب دست یابی به ولایت الهی می شمارد و از مردمان می خواهد تا این گونه خود را در جرگه ولایت الهی وارد ساخته و ماموریت انسانی خویش را به اتمام رسانند.

بنابراین می توان به این نکته به شکل قاطع اشاره کرد که هر گونه بهره مندی انسان از تعالیم الهی و نورانیت خاص و بصیرت ویژه و در نتیجه متاله شدن تنها از راه تقوا و تزکیه نفس شدنی است و راه های دیگر یا انسان را به مقصد و مقصود نمی رسانند یا راه های بس دراز و طولانی است که موجبات خستگی و درماندگی انسان را فراهم می آورد.

چگونگی خودسازی و تزکیه نفس

اکنون این پرسش برای بسیاری مطرح می شود که اگر بخواهیم تزکیه نفس کنیم و یا خودسازی را برای تخلیه نفس از آلودگی ها و ناپاکی ها انجام دهیم چه کاری را می بایست انجام دهیم و چگونه خودسازی داشته باشیم؟

برخی برای انجام خودسازی و تزکیه نفس ، راه های سخت و دشواری ریاضت و رهبانیت را در پیش می گیرند و خود را چنان به رنج و سختی می افکنند که گاه بسیاری از توانمندی ها و ظرفیت های خدادادی سرشته در ذات انسان نیز با آن از میان می رود.

داستان ایشان همانند کسی است که بخواهد برای از میان بردن چند موشی که در انبار غله ایشان افتاده است انبار خویش را به آتش کشد که در این میان موش ها از میان می روند ولی غلات نیز به آتش این اندیشه می سوزد و از میان می رود و حتی گاه ممکن است که غلات بسوزد و انبار از میان برود ولی موشان از آتش ریاضت بگریزند و خود را تقویت کرده و بدتر از پیش به جان وی افتند.

ریاضت های غیر شرعی و رهبانیت های خودساخته انسان را از بسیاری از توانمندی ها و ظرفیت های خدادادی محروم می سازد. از این روست که بسیاری که گرفتار عرفان های کاذب و باطل و دروغین و مدعیان آن می افتند، به جای آن که تزکیه نفس نمایند و خانه از اغیار پاک گردانند، خانه و جان خویش را بسوزند.

قرآن راه دست یابی به تزکیه نفس و خودسازی را ، راهی آسان و ساده و سالم گرفته است که هم موشان غارت گر را بکشد و یا بیرون کند و هم خانه جان را مهیا و آماده برای پذیرش حقایق نورانی و صفات کمالی کند. این گونه است که شریعت غرای اسلام را به عنوان بهترین و آسان ترین و کامل ترین راه دست یابی به حقیقت معرفی می کند.

هر انسانی که بخواهد از طریقت شریعت به حقیقت متاله شدن و بصیرت و نورانیت الهی برسد به سادگی می تواند این راه را بپیماید بی آن که آسیبی به توانایی ها و ظرفیت های دیگر وارد سازد. بی گمان سوزاندن چند موش موزی به آتش ریاضت های سنگین و سخت نیست که می توان به ریزتراشه ها و دیگر نرم افزارهای موجود در جان آسیب رساند و امکان بهره برداری از آن را ناشدنی و یا سخت و دشوار سازد.

به جای این روش سخت می توان با روش های سالم و ساده طریقت شریعت به گونه ای عمل کرد که هم موشان دین و ایمان از خانه رانده و یا کشته شوند و هم چنین همه امکانات نیز مورد استفاده کامل قرار گیرد. حتی به نظر می رسد که از راه شریعت اسلام می توان موشان را به گونه ای تسلیم کرد تا این دشمنان موذی و مضر خود به نیروها و یاران انسان در آیند و در خدمت منافع و اهداف انسانیت عمل کنند. از این روست که حضرت پیامبر(ص) می فرماید که " اسلم شیطانی بیدی " شیطانم به دست من تسلیم یا اسلام آورد. در حقیقت وی شیطان و دشمن درون خویش را نه تنها از راه طریقت شریعت به بند کشید و تسلیم نمود بلکه کاری کرد تا در مسیر اهداف اسلامی به او یاری رساند.

بسیاری از هواهای نفسانی که دشمن جان آدمی هستند و به عنوان غرایز از آنان یاد می شود، با راه های ساده و آسان شریعت قابل مهار و مدیریت هستند به گونه ای که خود به عوامل کمالی انسان تبدیل شوند. به عنوان نمونه به جای آن که انسان شهوت جنسی خویش را سرکوب کند و با ریاضت های سخت و باطل آن را نابود سازد می تواند با بهره گیری از ازدواج ، آن را به عنوان یک عامل کارساز و توان مفید برای متاله شدن در آورد. خداوند در آیاتی چون ۷۸ سوره هود و ۲۳۲ سوره حدید ، ازدواج را راهی برای مدیریت و مهار این قوه و توان نفسانی معرفی می کند و از مومنان می خواهد تا این طریقت را برای دست یابی به تزکیه نفس در پیش گیرند.

تاکید خداوند در آیه ۳۰ سوره نور بر عفت و حیا از آن روست که عمل به این شیوه و روش می تواند آدمی را نسبت به طغیان هواهای نفسانی و خواسته های جنسی از راه باطل باز دارد.از این روست که عفت گزینی را به عنوان یکی از مهم ترین روش های دست یابی به تزکیه نفس نسبت به شهوت های جنسی مطرح می سازد تا انسان بتواند خود را در برابر خواسته های شیطانی جنسی حفظ و نگه دارد.

در راستای تحقق به این مهم است که در آیات ۲۷ و ۲۸ سوره نور بر رعایت توصیه های الهی به مومنان درباره آداب ورود به منازل یک دیگر سفارش می کند؛ زیرا اگر انسان این اصول را در زندگی رعایت کنند می توان امید داشت تا جامعه طاهر و پاک داشته باشیم و فرصت ها و بسترهای تجاوز و تعرضات جنسی کاسته شود؛ چون بسیاری از تعرضات و تجاوز جنسی به سبب عدم مراعات اصول و آداب معاشرت های اجتماعی میان زن و مرد می باشد. در این راستا، دستور حفظ حجاب و پرهیز از چشم چرانی برای آن صادر شده است تا زمینه برای تعرضات و تجاوزات جنسی فراهم نشود و هر یک از زن و مرد بتوانند در حریم حیا و عفت ، از تعرضات و خواسته های شیطانی نفس دور باشند.

از دیگر مشکلات انسان، گرایش به دنیا و مادیات آن است. برای رهایی از این گرایش طبیعی و غریزی به دنیا و مادیات لازم نیست تا با ریاضت های سخت و شدید چون مرتاضان هندی عمل شود و یا به جای زندگی با مردم به کوه و جنگل پناه برد و از خوردن گوشت و مانند آن خودداری کرد و به گیاه خواری و مانند آن اقدام نمود؛ بلکه می توان با بهره گیری از همه آموزه های انسان ساز قرآنی راهی برای مدیریت و مهار آن جست به گونه ای که خود این قدرت و قوه سرکش در خدمت انسان و انسانیت در آید.

به عنوان نمونه خداوند در آیات ۱۸ و ۲۰ سوره لیل ، از انفاق هر آن چیزی که از نعمت های الهی به دست می اورد، به عنوان یک راهکار برای تزکیه نفس و خودسازی یاد می کند. به این معنا که انسان می تواند با انفاق برخی از نعمت های خدادادی خود را از اسارت و بردگی مادیات رهایی بخشد و اجازه ندهد تا نفس به تکاثر اقدام کند. به سخن دیگر انسان می تواند با انفاق هر آن چه که از مادیات به دست می آورد و بخشش آن به نیازمندان ، آن را به کوثری تبدیل کند که زمینه ساز متاله شدن و خدایی گردیدن وی را فراهم می آورد. خداوند در آیه ۱۰۳ سوره توبه پرداخت زکات از سوی مردمان را مایه تطهیر و تزکیه اهل ایمان می شمارد و به آن توصیه و سفارش می کند. این آیه و ایات دیگر خود گواه این معناست که اصولا انسان در دام مادیات است مگر آن که از راه های مشروع آن را مدیریت و مهار نماید که از جمله این راه های مشروع، دادن صدقه و انفاق کردن اموال و پرداخت زکات است.

خداوند در آیه ۶ سوره مائده پس از بیان برخی از احکام و تشریع آن به ا ین نکته توجه می دهد که هدف از تشریع احکام آن است تا انسان ها به آن عمل کرده و زمینه تزکیه نفس و خودسازی را از راه آن فراهم آورند و جان خویش را از بسیاری از دشمنان و اغیار پاک سازند.

در حقیقت برخی از آموزه های قرآنی و شریعت اسلامی برای آن است که انسان از راه آن خود را تزکیه کند و جان از بیگانگان و اغیار خالی کند و یا به مدیریت غرایز نفسانی بپردازد چنان که برخی دیگر از احکام و قوانین الهی نیز برای ایجاد امور کمالی و صفات الهی در انسان است.

به سخن دیگر، قوانین شریعت به دو دسته اصلی بخش می شوند. برخی از آن برای تخلیه نفس از ناپاکی ها و آلودگی هاست وبرخی دیگر برای تحلیه نفس به فضایل اخلاقی و صفات کمالی می باشد.

از آیاتی چون ۱۲۹ سوره بقره این معنا به دست می آید که انسان می تواند با تعلیم و آموزش حکمت و دیگر آیات الهی و تفکر و اندیشه در هستی و اهداف آن زمینه های تطهیر و تزکیه نفس را فراهم آورد؛ زیرا آگاهی یابی نسبت به اهداف هستی و شناخت درست از آن به انسان کمک می کند تا هر آن چه را که برای تعالی و تکامل مفید است بشناسند و به کار گیرد و از هر آن چه زیانبار و بازدارنده از سیر صعودی است دوری ورزد و تقوا پیشه گیرد.

این ها نمونه ها و مصادیق برای تزکیه نفس و تطهیر آن از برخی از قوای بازدارنده و مشکل ساز در مسیر متاله شدن آدمی است. در یک سخن می توان گفت هر عمل صالح و کار نیکی می تواند افزون بر این که موجبات تزکیه نفس و خودسازی انسان را فراهم آورد می تواند به عنوان عامل متاله شدن نیز باشد. به ا ین معنا که ا نسان می تواند با عمل نیک و صالح، گام های بلندی به سوی تزکیه و تطهیر نفس و تخلیه آن از رذایل انسانی و ناپاکی ها بردارد و هم چنین صفات کمالی را در خود تجلی و تحقق بخشد و متاله شدن را تجربه کند.(طه آیات ۷۵ و ۷۶)

از آیات قرآنی این معنا به دست می آید که انسان در همه عمرش به ویژه پیش از چهل سالگی این فرصت را دارد که به خودسازی و تزکیه نفس بپردازد و صفات و اسمای الهی را در خود فعلیت و تحقق بخشد. البته برخی از زمان ها و فرصت ها برای بشر این امکان را فراهم می آورد تا به سادگی و اسانی به این هم دست یابد. ازاین روست که خداوند ماه رمضان و نیز زمان حج را دوره های خاص و ویژه ای دانسته است که انسان در آن زمان و فرصت بهتر و اسان تر می تواند به تزکیه نفس و خودسازی اقدام کند. پس بهتر است که از این فرصت به شکل کامل بهره بریم و زیانکار وخاسر از دنیا نرویم.