تشکر، عامل افزایش سعه صدر

بسم الله الرحمن الرحیم

شکر، در لغت شناخت نیکوکاری، احسان و نشر آن است.(لسان العرب، ابن منظور، ج ۷، ص ۱۷۰، «شکر».) در حقیقت تصوّر نعمت و اظهار آن به هر شکلی و روشی شکر و تشکر است.( مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۴۶۱، «شکر».)

انسان وقتی با نیکوکاری و احسان دیگری مواجه شد و نعمتی را یافت، از نیکوکار و بخشنده نعمت، تشکر و سپاس می کند. گاه به زبان و گاه به عمل و گاه به امری دیگر. بسیاری از اهل علم تشکر، سپاسگزاری و شکر را سه قسم دانسته و گفته اند؛ ولی به نظر می رسد که اقسام آن بیش از سه قسم باشد.

اقسام تشکر و سپاسگزاری از نعمت و احسانی عبارتند از: ۱. شکر قلبى که یادآورى نعمت است؛ ۲. شکر زبانى که سپاسگزارى و ستایش بر نیکى احسان کننده و صاحب نعمت است؛ ۳. شکر عملی و رفتاری که انجام برخی از رفتارها و کردارها خودنمایی می کند. پس همان طوری که انسان با عضوی از اعضای بدن یعنی زبان تشکر می کند، ممکن است با دیگر اعضاى بدن تشکر را انجام دهد. رفتارها و کردارهایی چون کرنش کردن، بوسه بر دست نیکوکار زدن و مانند آن ها از مصادیق کرنش عملی و رفتاری است. ۴. شکر در قالب استفاده درست از نعمت که یکی از بهترین اقسام شکر و سپاسگزاری در برابر نعمت های خداوند است؛ زیرا خداوند نیازی به شکر زبانی و قلبی و یا رفتاری ما ندارد. خداوند می فرماید: ومَن شَکَرَ فَاِنَّما یَشکُرُ لِنَفسِهِ؛ و هر کسی شکر کند پس جز برای خود شکر نمی کند.(نمل، آیه ۴۰؛ لقمان، آیه ۱۲) هم چنین می فرماید: واِن تَشکُروا یَرضَهُ لَکُم؛ و اگر شکر کنید رضایت خداوند را برای خود به دست می آورید.(زمر، آیه)

پس بهترین نوع شکر آن است که انسان با استفاده درست از نعمتی که خداوند در اختیارش گذاشته و با به کارگیری درست و مناسب آن در بهترین جا، شکر و سپاس گزاری واقعی خود را نشان دهد.(نحل، آیه ۷۸)

البته آن چه از تعریف شکر گفته شد، درباره شکر انسان است؛ اما درباره شکر خداوند باید گفت که وقتی ما خداوند را به شاکر و سپاسگزار یاد کرده و خدا را به صفت شکر وصف و توصیف می کنیم و یا اسم شکور را بر وی گذاریم، مراد و مقصود، اِنعام الهی و احسان وی بر بندگان و دادن جزا و پاداش نیک به عبادات آنان(نگاه کنید: مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۴۶۱ – ۴۶۲، «شکر»؛ فرهنگ فارسى، ج ۲، ص ۲۰۵۷.) و یا رشد اعمال نیک آنان و اعطاى پاداش مضاعف به آنان(لسان العرب، ج ۷، ص ۱۷۰، «شکر».) و یا چنان که از آیات قرآنی به دست می آید، شکر خداوند، ایجاد سعه وجودی در بندگان است.

خداوند چهار بار در قرآن خود را به اسم «شکور» ستوده است. (فاطر، آیات ۳۰ و ۳۴؛ شورى، آیه ۲۳؛ تغابن، آیه ۱۷)در حقیقت اسم شکور، مبالغه از اسم «شاکر»، از اسماى خداوند است. پس این که خداوند خود را به اسم شکور ستوده و صفت شکر را بر خود بار کرده یکی از معانی پیش گفته است؛ یعنی یا مراد و مقصود آن است که خداوند بر شکر بندگان جزا دهد، بندگان خود را بسیار ستوده و بر اندکى طاعت ایشان، ثواب بسیار دهد ( روح الارواح فى شرح اسماء الملک الفتّاح، ص ۳۲۴.) ، یا آن که اعمال نیک آنان رشد داده و پاداش مضاعف دهد، چنان که دیگران گفته اند و یا آن که «سعه وجودی» و «شرح صدر» به ایشان دهد چنان که خود در قرآن می فرماید: وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِن شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِى لَشَدِیدٌ؛ و (همچنین به خاطر بیاورید) هنگامی را که پروردگارتان اعلام داشت: «اگر شکرگزاری کنید، بر شما خواهم افزود؛ و اگر ناسپاسی کنید، مجازاتم شدید است!»(ابراهیم، آیه ۷)

خداوند در این آیه به صراحت یک قاعده و قانون الهی را به عنوان «یجب عنه» و «واجب از او»؛ نه «یجب علیه» و «واجب بر او» بیان می کند. بر اساس این قانون، خداوند در برابر شکر مردم که همان استفاده درست و مناسب از نعمت الهی است، بر سعه وجودی انسان می افزاید و شرح صدر می دهد به طوری که در مسیر رهایی از فقر هویتی، با صبغه و رنگ الهی گرفتن(بقره، آیه ۱۳۸)، متاله و خدایی شده و مظهریت ربوبیت خداوند می شود و به عنوان ربانی، خلافت الهی را به عهده می گیرد و در مقام پروردگاری و ربوبیت مظهری می نشیند.(آل عمران، آیه ۷۹) البته افزایش سعه وجودی، به طور طبیعی افزایش نعمت و بهره مندی بیش تر و نیکوتر از آن را نیز به شکل تضمن و یا التزام به دنبال دارد. به این معنا که مقتضای افزایش «سعه وجودی، شرح صدر و سعه صدر»، نعمت بیش تر و بهره مندی بیش تر است.

بنابراین، اگر سروده اند: «شکر نعمت، نعمتت افزون کند/ کفر نعمت، از کفت بیرون کند»، تفسیر از حقیقت آیه نیست، بلکه تنها گوشه ای از حقیقت آن را برمی تاباند؛ چرا که «شکر نعمت، بر وجود افزون کند» که به طور طبیعی افزایش نعمت و بهره مندی بیش تر و بهتر از آن نیز خواهد بود.

شکر حقیقی و عملی، استفاده درست از نعمت

شکر واقعی همان شکر عملی است، نه شکر زبانی؛ چرا که خداوند نیازی به شکر انسان ندارد. پس اگر از انسان خواسته می شود تا شکر نعمتی را به جا آورد، مراد و منظور همان شکر عملی است، نه زبانی. به این معنا که از بنده خواسته می شود تا با استفاده درست از نعمت، شاکر واقعی نعمت الهی باشد.

در حقیقت، شکر زبانی، تنها یادآوری این معنا است که ما چیزی را داریم که خداوند به ما داده و باید قدردان آن بوده و به درستی از آن استفاده کنیم. پس وقتی شکر زبانی می کنیم، به خودمان یادآور می شویم که نعمتی را خداوند به ما داده و باید از آن به جا و درست و مناسب استفاده کرده تا آثار و برکات آن نعمت در جان و جامعه و جهان خودنمایی و ظهور کند و آثار و برکات آن در دنیا و آخرت بروز نماید.

به عنوان نمونه خداوند درباره شکر واقعی و حقیقی نعمت می فرماید: وَ اللَّهُ أَخْرَجَکُم مِّنۢ بُطُونِ أُمَّهَٰاتِکُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَیئْـًٔا وَجَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصَٰارَ وَٱلْأَفْـِٔئدَهَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ؛ و خدا شما را از شکم مادرانتان -در حالى که چیزى نمى‌دانستید- بیرون آورد، و براى شما گوش و چشمها و دلها قرار داد، باشد که سپاسگزارى کنید.(نحل، آیه ۷۸)

در این آیه بیان شده که خداوند ابزارهای شناختی و معرفتی را برای بشر که شامل ابزار سخت افزاری شنوایی و بینایی و نرم افزاری قلب و دل به عنوان قوه عاقله و مدرکه است، این امکان را فراهم آورده تا داده های ابزاری را با قلب خود تحلیل و تبیین کرده و با تفکر و تعقل، به کلیاتی دست یافته که از آن به علم و دانش یاد می شود؛ زیرا علم و دانش فراتر از داده هایی است که ابزارهای شناختی و معرفتی به آدمی می دهد. گوش و چشم اطلاعات را از بیرون دریافت کرده و به عنوان جزییات و قضایای شخصی به قوه ادراکی قلب می دهد و آن قلب است که آن را در قالب قضایای کلی سامان دهی کرده و علم و دانش را برای انسان موجب می شود. بنابراین، شکر نعمت آن است که از این دستگاه های شناختی و ابزارهای معرفتی برای کسب علوم و دانش کلی از جمله شناخت خدا، آخرت و معاد و حکمت زندگی استفاده کنید.

اهمیت و آثار تشکر و سپاسگزاری

شکر و سپاس و تشکر و سپاسگزاری یک وظیفه شرعی و اخلاقی است. انسان به حسب گرایش فطری و عقلی خود، در برابر نیکوکار شاکر و سپاسگزار است و تشکر می کند.

افزون بر این که شکر در برابر خداوند و حس تشکر در برابر نیکی مردم، خود عامل بسیاری از آثار و پیامدهای مثبت و سازنده ای است که در آیات قرآنی به آن پرداخته شده است. – باید یادآور شد که اصولا در کاربردهای فارسی زبانان، واژه «شکر» را در برابر نعمت های خداوند و «تشکر» را در برابر نیکی های مردم به کار می برند.-

  1. سعه وجودی: شکر نعمت های الهی که با استفاده درست از نعمت انجام می گیرد، آثاری دارد که مهم ترین و اساسی ترین آن «سعه وجودی» و سعه صدر و شرح صدر است. خداوند در آیه ۷ سوره ابراهیم بر این امر توجه داده است. هم چنین از آیات ۱۲۰ و ۱۲۱ سوره نحل به دست می آید، با شکرگزاری نسبت به نعمت های الهی به سعه صدر و شرح صدر دست یافته که می تواند از آثار آن برگزیدگی از سوی خداوند باشد؛ یعنی همان طوری که حضرت ابراهیم(ع) با شکر گزاری توانست ، برگزیده و مجتبی شود، دیگران نیز می توانند از این پیامد شکرگزاری بهره مند شوند.
  2. ایجاد بصیرت و بهره مندی از نشانه های دیگر، نیز از آثار و برکات شکرگزاری نسبت به نعمت است. وقتی شخص از شاکر نعمت باشد، خداوند با تصریف آیات و نشانه ها، فرصت هایی جدید برای او خلق و ایجاد می کند تا به بصیرتی تازه دست یابد. در حقیقت این تصریف آیات می تواند در قالب دریافت ملکوت و باطن آیات آفاقی و انفسی و تدوینی کتاب الله باشد و شخص به بطون آیات تدوینی و تکوینی دست یابد و یا آن که می تواند به معنای آن باشد که خداوند حقایق دیگری را به او نشان می دهد و دریچه های دیگر از آیات الهی را به سوی او می گشاید.(اعراف، آیه ۵۸)
  3. پیوستن به صالحان که پیامبران از مصادیق اتم و اکمل آنان هستند، از دیگر آثار و فواید شکرگزاری نسبت به نعمت های الهی است که از آیات ۱۲۰ و ۱۲۲ سوره نحل به دست می آید. بر همین اساس، خداوند در قرآن، روحیه شکرگزارى دائم به درگاه الهى را امرى ارزشمند و ستودنى برای بشر دانسته و از او خواسته تا نه تنها شاکر بلکه شکور باشد.(ابراهیم ، آیه ۵؛ لقمان، آیه ۳۱؛ سبا، آیه ۱۹؛ شوری، آیه ۳۳) انسان راه های بسیاری برای شکر از خداوند دارد که بهترین آن ها پس از استفاده درست از هر نعمتی، عبادت خالصانه به درگاه الهی است که خود عامل ارزشمندی انسان نیز می شود.(انعام، آیات ۵۲ و ۵۳)
  4. از دیگر آثاری که برای شکر نعمت های الهی بیان شده، حفظ نعمت و جلوگیری از زوال آن با شکرگزاری است.(نحل، آیه ۱۱۲؛ سباء، آیات ۱۵ و ۱۶) هم چنین خداوند در آیه ۱۱ سوره رعد بیان می کند که انسان اگر نعمت های در اختیار و درونی خودش را به درستی استفاده نکند و آن را تغییر دهد و در جایی نادرست به کار گیرد، آن نعمت نیز تغییر می کند و از او گرفته می شود. پس اگر گوش و چشم را در جای حلال و طیب به کار نبریم، آن را از دست خواهیم داد. پس با شکر نعمت و استفاده درست از آن، می توانیم جلوی تغییر آن را بگیریم و آن را برای خود حفظ کنیم.(نگاه کنید: نمل، آیه ۴۰؛ لقمان، آیه ۱۲)
  5. بهره مندی از حمایت های خاص پیامبر(ص) از دیگر آثار شکرگزاری نسبت به نعمت های الهی است. خداوند به صراحت از این اثر در آیات ۵۲ و ۵۳ سوره انعام سخن به میان آورده است.
  6. بهره مندی از نور و علم نوری، درک آیات خداوند و هم چنین در مراتب بالاتر، ارایه ملکوت حقایق چیزها و آیات و نشانه های تکوینی و تدوینی از دیگر آثاری است که باید به آن توجه داشت. (ابراهیم، آیه ۵) خداوند به صراحت بیان کرده است اگر شاکر نعمت های الهی باشیم، خداوند آیات خودش را به ما نشان می دهد: اَلَم تَرَ اَنَّ الفُلکَ تَجرى فِى البَحرِ بِنِعمَتِ اللّهِ لِیُرِیَکُم مِن ایـاتِهِ اِنَّ فى ذلِکَ لاَیـت لِکُلِّ صَبّار شَکور.(لقمان ، آیه ۳۱)
  7. رشد و شکوفایی اقتصادی نیز از دیگر آثاری است که خداوند در آیات قرآنی برای شکر نعمت بیان کرده است.(نحل، آیه ۱۱۲؛ سباء، آیات ۱۵ و ۱۶)
  8. رضایت الهی و خشنودی آن نیز مهم ترین آثاری است که برای شکر نعمت بیان شده است.(زمر، آیه ۷) به طور طبیعی رضایت الهی انسان را به مراتبی چون مرتبه نفس مطمئن و بهشت فعل و صفات و ذات رهنمون می سازد.(فجر، آیات ۲۷ تا ۳۰)
  9. شکر متقابل الهی از دیگر آثار شکرگزاری بشر است. به این معنا که شکر انسان شکر خداوند را به دنبال خواهد داشت و انسان از آثار شکر الهی بهره مند می شود که از جمله آن ها سعه وجودی و پاداش مضاعف و نعمت های بیش تر است.(زمر، آیه ۷)
  10. یادآوری ایام الله و عبرت گیری از آن ها از دیگر آثار شکرگزاری است. وقتی انسان شاکر باشد، خداوند ایام بزرگ را به یادش می آورد و امکان بهره مندی و عبرت گیری از آن را فراهم می آورد.(ابراهیم، آیه ۵) هم چنین این امر موجب می شود تا شخص از سرگذشت پیشنیان عبرت گیرد و در زندگی خود از ارتکاب خطا و اشتباه در امان ماند و در مسیر درست و راست گام بردارد.(سباء، آیه ۱۹)
  11. قبولی اعمال نیز از بازتاب ها و آثار شکر گزاری است؛ چرا که شکرگزارى در برابر نعمتهاى خدا، مایه پذیرش اعمال نیک از سوى اوست.(احقاف، آیات ۱۵ و ۱۶)
  12. شکرگزارى در برابر نعمتهاى خداوند، نمود موفقیّت انسان در آزمون الهى است؛ زیرا کسی که شکر نعمت را به جا می آورد از آزمون نعمت سربلند بیرون آمده است؛ چرا که خداوند نعمت ها را برای آزمون و امتحان و ابتلا می دهد تا ببیند مردمان نسبت به این نعمت ها چگونه واکنش نشان می دهند و آیا آن را به درستی به کار می گیرند یا در کارهای بد و زشت از آن سود می برند؟ (نمل، آیه ۴۰) بسیاری از مردم نعمت هایی چون مال و ثروت و علم و قدرت را به جای آن که در خدمت انسان و بشریت قرار دهند و برای پیشرفت و کمالات به کارگیرند، برای ظلم و ستم و اسراف و تباهی و فساد به کار می برند؛ چنان که قارون و هارون و هامان، چنین کردند و زر قارون علیه مردم و تفاخر و تکبر و زور فرعون برای ظلم و استکبار و علم و دانش مدیریت هامان در راستای تزویر و فریبکاری به کار رفت. (عنکبوت، آیات ۳۹ و ۴۰ و آیات دیگر) هم چنین بلعم باعورا و سامری علم ودانش الهی خود را علیه موسی(ع) و گمراهی قوم به کار گرفتند و ناسپاسی کردند.(اعراف، آیات ۱۷۵ و ۱۷۶؛ طه، آیات ۹۵ و ۹۶) در حالی که عفریت از جنیان و آصف برخیا از انسان ها دانایی و توانایی خود را در راستای خدمت به حکومت اسلامی حضرت سلیمان نبی(ع) به کار گرفتند.(نمل، آیات ۳۹ و ۴۰)
  13. دفع بلا و عذاب و رهایی و نجات از عذاب و بلای فعلی نیز از دیگر آثار شکرگزاری است.(نساء، آیه ۱۴۷؛ قمر، آیات ۳۴ و ۳۵)
  14. شکرگزارى آدمى در برابر نعمتهاى خدا، سبب برخوردارى از نیکیهاى دنیایى است. پس اگر کسی بخواهد دنیای او نیز آباد باشد و از نعمت های الهی برخوردار باشند.(نحل، آیات ۱۲۱ و ۱۲۲)
  15. هدایت الهی از دیگر آثار برخورداری از نعمت و شکر آن است. کسی که بخواهد در بزرگراه راست قرار گیرد شکر نعمت گزارد.(نحل، آیات ۱۲۰ و ۱۲۲)

عدم توقع و انتظار از تشکر مردم

انسان باید خود شاکر نعمت باشد و تشکر قلبی و زبانی و عملی و رفتاری داشته باشد. این شکرگزاری نسبت به نعمت های الهی واجب و در برابر احسان و نیکی مردم مستحب و خوب است؛ زیرا مردم واسطه فیض شدند و لازم است که انسان از مجاری و ابزارهای فیض نیز تشکر کند؛ اما خودش نباید توقع و انتظار تشکر از مردم را داشته باشد؛ زیرا توقع و انتظار تشکر در حقیقت نوعی شرک و دوری از اخلاص است و انسان کارش را باید با اخلاص انجام دهد. کسی که برای رضایت خداوندی و محبت الهی نیکی می کند، نباید انتظار و توقع تشکر داشته باشد همان طوری که نباید پس از نیکی منتی بگذارد و آن را احباط کند.

سنت و سیره اهل بیت (ع) که اسوه نیک الهی برای ما هستند، نشان می دهد که توقع و انتظار تشکر بر خلاف اخلاص بوده و باید از آن اجتناب کرد. خداوند در آیات ۵ تا ۹ سوره انسان از این سیره عملی ایشان سخن گفته و فرموده است: اِنَّ الاَبرارَ… ویُطعِمونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسکینـًا ویَتیمـًا واَسیرا . اِنَّما نُطعِمُکُم لِوَجهِ اللّهِ لا نُریدُ مِنکُم جَزاءً ولا شُکورا؛ به راستی که ابرار.. و خوراکی را با همه نیازمندی به مسکین و یتیم و اسیر می خورانند و می گویند: جز این نیست که برای وجه الله شما را خوراندیم و از شما پاداش و شکری نمی خواهیم و انتظاری نداریم.

البته بر نیکی شده است که تشکر کند و این گونه قدردان نعمت باشد. اصولا شکرگزاری نیکی دیگران خود زمینه ساز شکرگزاری از نعمت های الهی است. در روایت است: مَن لَم یَشکُرِ المُنعِمَ مِنَ المَخلوقینَ لَم یَشکُرِ اللهَ عَزَّوَجَلَّ؛ هر کس نعمت دهنده از مخلوقان را شکر نگزارد، شکر خداوند را بجا نیاورده است.(بحارالانوار، ج ۶۵، ص۴۴ ؛ عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص۲۴ ؛ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص۳۱۳).

امام صادق(ع) نیز فرمود: «در تورات نوشته شده: سپاس کن آن‌را که بر تو نعمت داده و نعمت بده آن‌را که از تو سپاس‌گزار است، با سپاس کردن نعمت‌ها پایان نمى‏پذیرد، اما کفران، نعمت‌ها را باقى نمى‏گذارد، شکر و سپاس باعث زیادى نعمت‌ها و ایمنى از دگرگونى‏ها شود».( وسائل الشیعه ، شیخ حرّ عاملی ، ج ۱۵، ص ۳۱۵، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.)

امام سجاد(ع)‌ فرموده است: «خدا هر دل غمگینى را دوست دارد، و هر بنده‌ی سپاس‌گزارى را دوست دارد، روز قیامت خداى تبارک و تعالى به یکى از بندگانش می‌فرماید از فلانى سپاس‌گزارى کردى؟ عرض می‌کند: پروردگارا! من تو را سپاس گفتم، خداى تعالى فرماید: چون از او سپاس‌گزارى ننمودى، مرا هم سپاس نگفته‌اى، سپس امام (ع) فرمود: أَشْکَرُکُمْ لِلَّهِ أَشْکَرُکُمْ لِلنَّاس‏ شکرگزارترین شما خدا را کسى است که از مردم بیشتر شکرگزارى کند».( کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ۲، ص ۹۹، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.)