تجلیات رحمت الهی در عوالم

کهکشان

بسم الله الرحمن الرحیم

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، گستره رحمت الهی تا جایی است که اهل دوزخ نیز امیدوارند تا از رحمت الهی بهره مند شوند و از دوزخ بیرون آیند؛ از همین روست که آنان حتی در دوزخ نیز به شفاعت «رحمه للعالمین» رسول اکرم(ص) امید داشته و چشم به انتظار عنایت آن حضرت(ص) به عنوان واسطه فیض الهی دارند. این بدان معناست که تا زمانی که انسان از «روح الله» مایوس نشده باشد، حتی ممکن است از دوزخ بلکه درک اسفل آن که مخصوص بدترین انسان ها و جنیان است، بیرون آیند و از آتش آن نجات یافته از ژرفای دوزخ به مراتب آسان تر نقل مکان کنند و تخفیفاتی برای آنان ایجاد شود، بلکه حتی ممکن است تا آن ژرفای درک اسفل بیرون آمده و بهشت در آیند؛ زیرا خدای رحمان می تواند «نیکی را جایگزین بدی» کرده و با تبدیل سیئات به حسنات، کمالات نداشته را برای جن و انس گناهکار فراهم آورده و ظرفیت ورود و دخول به بهشت را بدهد، البته به شرط آن که وقتی ایمان به آنان در دوزخ عرضه می شود، بپذیرند، که گویی بسیاری از آنان نمی پذیرند، چنان که گفته شده برخی از هفت تن اهل درک اسفل دوزخ وقتی رسول الله(ص) بر ایشان عبور می کند و کاهش شدید آتش سوزان را می بینند، خواهان وساطت و شفاعت رسول اکرم(ص) می شوند و ایشان ایمان را بر آنان عرضه کرده، ولی آنان حاضر به پذیرش ایمان در تمامیت اسلام یعنی ولایت مولی الموحدین امیرالمومنین(ع) به سبب شدت بغض نشده و بقا در در دوزخ را بر پذیرش ایمان و اسلام تمامی ترجیح می دهند که در آیه ۳ سوره مائده و ۵۵ آن بیان شده است.

گستره گسترده رحمت الهی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، الرحمن همان الله است(اسراء، آیه ۱۱۰)؛ یعنی الله که جامع همه صفات جلالی و اکرامی خدا است، همان الرحمن است؛ بنابراین، اگر الله ذوالجلال و الاکرام است(الرحمن، آیه ۷۸)، الرحمن نیز این گونه است؛ ولی غلبه رحمت چنان است که ذوالجلال عظمت الهی در آن بطون می یابد و از ظهور خارج می شود.

به سخن دیگر، اگر در نام الله همه صفات الهی یکسان ظهور و بروز دارند، ولی در نام الرحمن، غلبه ظهوری با اسماء اکرامی و جمالی است و جلال الهی در آن بطون یافته است. این بدان معنا خواهد بود که اصالت با رحمانیتی است که غلبه کرامت در ظهور دارد. شکی نیست که کرامت الهی فراتر از هر احسانی است؛ زیرا وقتی خدا از بندگان مومن و عبادالرحمن خویش می خواهد تا بر اساس کرامت با دیگران برخورد کرده و از حق خویش بگذرند(فرقان، آیه ۷۲ )؛ زیرا آنان تجلی صفات الهی از جمله اکرام هستند، به طور اولویت خدای اکرم در مقام اکرام تجلی می کند و از حقوق خویش و ظلم بندگان به خود و خویشتن یعنی خود و خدا نه تنها می گذرد ، بلکه آن را به نگاه کرامت تغییر می دهد و در مقام « یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ؛ زشتی و بدی ها را به نیکی ها تبدیل و جایگزین می کند»(فرقان، آیه ۷۰) تجلی می کند.

به هر حال، از آموزه های وحیانی قرآن دانسته می شود، که خدای رحمان رحیم، چنان رحمتش گسترده است که همه هستی را در بر گرفته است؛ یعنی همان طوری که نور الله همه هستی را ظهور بخشیده و تحقق خارجی داده(نور، آیه ۳۵)، رحمت الرحمن چنان فراگیر است که همه گستره هستی را در بر گرفته است؛ یعنی این رحمانیت الرحمن است که در قالب نور به همه هستی ظهور بخشیده است؛ چرا که خدا می فرماید: وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ؛ و رحمت من هر چیزی را دربر گرفته است.(اعراف، آیه ۱۵۶)

همین گستره گسترده رحمت الهی که همه هستی را در بر گرفته بستر است که امید را در دلها بر می افزود تا جایی که فرشتگان به همین علت به سراغ استغفار برای مومنان رفته اند تا از گناهان آنان بگذرد.(غافر، آیه ۷)

یاس کافران عامل عذاب و دوری از رحمت واسعه

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، آن چه موجب می شود که کافران در دنیا و آخرت گرفتار عذاب الهی باشند، یاس و نومیدی کافران نسبت به رحمت واسعه الهی است؛ خدا به صراحت در این باره می فرماید: وَالَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُولَئِکَ یَئِسُوا مِنْ رَحْمَتِی وَأُولَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ؛ و کسانى که آیات خدا و لقاى او را منکر شدند، آنانند که از رحمت من مایوس و نومیدند و ایشان را عذابى پر درد خواهد بود. (عنکبوت، آیه ۲۳)

از این آیه استنباط می شود که علت عذاب کافران، یاس کافران از رحمت الهی است؛ بنابراین، اگر آنان از رحمت واسعه الهی مایوس نشوند از عذاب رهایی می یابند؛ اما چرا آنان از رحمت الهی مایوس هستند با آن که وجود و ظهور آنان در دنیا و عوالم دیگر به سبب همان نور الله و نور الرحمن است که آنان را در بر گرفته است؟

در پاسخ باید گفت: کافران به سبب کفر آیات الهی و ندیدن خدا در پس هر نشانه ای و عدم پذیرش ملکوت برای مُلک، غیبی به نام قیامت را منکر می شوند. بنابراین، حتی اگر خدا را قبول داشته باشند، دنیا را تحت ربوبیت الهی نمی بینند و به یک معنا منکر ربوبیت و پروردگاری خدا می شوند؛ همین امر موجب می شود تا منکر لقاء الله در قیامت باشند. پس وقتی منکر این دو اصل اساسی ربوبیت و قیامت در سایه کفر به آیات الهی می شوند، گرفتار یاس هستند؛ زیرا چیزی به نام لقاء الله و قیامت را باور نداشته و تنها به دنیا باور دارند و اگر عذاب برای آنان باشد، امید به کسی نداشته و دست خالی هستند؛ همین دست خالی و ناامیدی موجب می شود که در دنیا و آخرت به عذاب گرفتار باشد؛ بنابراین، اگر این یاس و ناامیدی نبود، آنان می توانستند از عذاب الهی برهند؛ اما انکار دو اصل ربوبیت و قیامت موجب می شود که چیزی به نام رب العالمین نشناسند و به او امید بنندند و این گونه با امید بستن خود را از عذاب های دنیوی و اخروی رهایی بخشند.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، رجا و امید به رب العالمین و لقاء الله در قیامت موجب می شود که انسان در زندگی دنیوی از توکل و تفویض سود برده و از امدادهای غیبی فراتر از اسباب مادی بهره مند شود و در زمانی که از همه اسباب بریده و تنها به خدا پیوسته است، دست های رحمت الهی در ساختار روح الله به مدد او می آید و مشکل و عذاب را از وی بر می دارد؛ چنان که حضرت یعقوب(ع) بر اساس این سنت حاکم الهی بر هستی می فرماید: یَا بَنِیَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ یُوسُفَ وَأَخِیهِ وَلَا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ ؛ اى پسران من! بروید و از یوسف و برادرش جستجو کنید و از روح الله و رحمت‏ خدا نومید مباشید، زیرا جز گروه کافران کسى از روح الله و رحمت‏ خدا نومید نمى ‏شود. (یوسف، آیه ۸۷)

شگفت این که خدا برای آزمون و ابتلاء انسان و تحقق فلسفه و اهدافی چون ظرفیت بخشی، اتمام حجت و مانند آنها، شرایطی را فراهم می آورد که آنان در قنوط قرار گیرند و امیدی مثلا به بارش باران نداشته باشند، پس رحمت واسعه خویش را به نمایش می گذارد و در همان شرایط باران را برایشان نازل می کند تا این گونه ولایت پسندیده و حمید الهی را در یابند و به آن ولایت بچسبند(شوری، آیه ۲۸)؛ زیرا از نظر قرآن، نزول باران در آن شرایط تنها تحت ولایت حمید الهی است؛ به سخن دیگر، ولایت حمید موجب می شود تا رحمت الهی نشر یابد و گسترش پیدا کند.

بر اساس آیات و روایات هماره انسان می بایست به رحمت واسعه الهی امید داشته باشد؛ زیرا این رحمت الهی است که ظهور او را تضمین کرده است؛ چنان بقای ظهوری او نیز در گرو همان رحمت واسعه است. از نظر قرآن، هم چنین همین رحمت واسعه است که او را پروردگاری و ربوبیت کرده و به سوی کمالات می برد تا جایی که انسان، متاله و خدایی شود؛ پس اگر این حقیقت حاکم بر هستی را نبیند، این حقیقت را پوشانیده و کافر شده است؛ چنین کفری به نام قنوط و ناامیدی از روح الله و رحمت واسعه الهی در فرهنگ قرآنی، بزرگ ترین گناهان دانسته شده است؛ زیرا کسانی گم شده از حق و حقیقت هستند، گرفتار چنین بیماری سخت روانی هستند؛ چنان که خدا در قرآن می فرماید: قَالَ وَمَنْ یَقْنَطُ مِنْ رَحْمَهِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ ؛ گفت: چه کسى جز گمراهان از رحمت پروردگارش نومید مى ‏شود.(حجر، آیه ۵۶)

به هر حال، آن چه موجب می شود که کافران و ضالین در عذاب های دنیوی و اخروی گرفتار بمانند، همان قنوط و ناامیدی آنان از روح الله و رحمت واسعه الهی است.

امید دوزخیان به رحمت واسعه الهی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، رحمت الهی چنان گستره ای وسیع دارد که نه تنها دنیا و آخرت و دیگر عوالم را در بر می گیرد، بلکه حتی دوزخیان را نیز در می گیرد تا جایی که دوزخیان امیدوار هستند تا به شفاعت رحمت از غضب رهایی یابند؛ و با پناه جویی به اکرام از جلال الهی دور مانند. این گونه در باطن منادی این سخن هستند: اعوذ بک منک؛ از خودت به خودت پناه می بریم.(دعای سجده نماز شب نیمه شعبان)

در حقیقت همه جن و انس به سبب وسعت رحمت الهی، بلکه به موجب سبقت جویی رحمت بر غضب : ‏‏یَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبهُ‏‎(علم الیقین، ج ۱، ص ۵۷ ؛ اصول کافی، ج ۲، ص ۵۲۹، کتاب الدعاء، «باب القول عند الاصباح و الامساء»، ح ۲۰.) امید دارند که از رحمت الهی برخوردار شده و خدا در مقام اکرم به آنان عنایت نماید و اکرام خویش را بر ایشان نیز تمام کند.

در حدیث است که بسط رحمت الهی در هستی چنان است که همه امیدوارند که از مغفرت و آمرزش الهی برخودار شوند تا جایی که ابلیس نیز طمع به نجات خویش دارد. امام صادق(ع) می فرماید: «إذا کان یوم القیامه نشر الله ـ تبارک و تعالی ـ رحمته حتّی یطمع إبلیس فی رحمته؛ هنگامی که روز قیامت خدای تبارک و تعالی رحمت خویش را منتشر می کند، ابلیس نیز در رحمت خدا طمع می ورزد.» (بحارالأنوار، ج ۷، ص ۲۸۷، کتاب العدل و المعاد، باب ۱۴، ح ۱. )

چرا انسان و جن امیدوار به رحمت الهی در قالب مغفرت نباشد که خدا خویش در قرآن وعده داده و فرموده است: ‎‏ان الله یغفر الذنوب جمیعاً.‏؛ خدا همه گناهان را به تمام می بخشد و می آمرزد.(زمر، آیه ۵۳)

پس همه هستی از رحمت واسعه الهی در همه احوال برخوردار هستند و کسی نمی بایست نومید از رحمت الهی باشد، حتی اگر در دوزخ باشد.؛ زیرا نه تنها‎‏ خدای تعالی جمیع گناهان را بیامرزد و همه‏‎ ‎‏را در بحر عطا و رحمت خود مستغرق نماید، بلکه بدی ها و زشتی ها را تبدیل به نیکی ها کند و این گونه به بهشت وارد سازد. شکی نیست که تخلف در «وعدۀ‏‎ ‎‏حق تعالی»محال است، گرچه تخلف در «وعید» از او ممکن است و چه بسا‏‎ ‎‏بسیار نیز واقع شده است؛ زیرا خدا می تواند از تنبیه و عذاب خویش بگذرد و همان طوری که تنبیه را محدود به وفاق کرده(نباء، آیه ۲۷) و تشویق را به «مضاعف»(بقره، آیه ۲۶۱؛ حدید، آیه ۱۸) می تواند بدی را به نیکی تبدیل کرده و دوزخی را به بهشت برساند. پس به رحمت کامل او دل خوش دار که اگر‏‎ ‎‏رحمت حق شامل حالت نبود مخلوق نبودی؛ زیرا بر اساس آیات قرآنی، هر مخلوقی در ذات خود مرحوم‏‎ ‎‏است؛ زیرا خدا می فرماید: وسعت رحمته کل شی؛ رحمت خدا هر چیزی را در بر گرفته است.(اعراف، آیه ۱۵۶) پس وقتی رحمت ذاتی و اصالت دارد، غضب و عذاب عارضی است و قابلیت برداشته شدن نیز دارد.

اصولا خدا در باره خلقت به این مشیت حکیمانه اشاره دارد که هدف و فلسفه خلقت چیزی جز رحمت نیست: إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّکَ وَلِذَلِکَ خَلَقَهُمْ ؛ مگر کسی که پروردگارت به او رحمت کرد؛ و خدا برای همین رحمت آنان را خلق کرده است.(هود، آیه ۱۱۹)

جلوه های رحمت الهی افزون بر خلق هر چیزی مبتنی بر نورانیت رحمت رحمانی الهی(اعراف، آیه ۱۵۶؛ نور، آیه ۳۵)، در رسالت و نبوت پیامبر مکرم اسلام که «رَحْمَهً لِلْعَالَمِینَ» است به خوبی به ظهور رسیده است(انبیاء، آیه ۱۰۷) تا جایی که همگان در دنیا از بشارت و شفاعت ایشان بهره مند می شوند حتی دوزخیان در درک اسفل من النار امید دارند که از شفاعت  ایشان از دوزخ بیرون آمده و به بهشت در آیند که البته به سبب عدم پذیرش ولایت امیرمومنان امام علی(ع) و بقای در کفر در همان دوزخ ماندگار می شوند.

پس شفاعت، لطفی الهی است که از رحمت الهی نشات گرفته و خدا این گونه بابی را برای گناهکاران گشوده تا از غضب و عذاب دور بمانند و رها شوند. هم چنین استغفار از دیگر ابواب رحمت الهی است؛ چنان که خدا می فرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا»؛ ما هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر به این منظور که به فرمان خدا از وى اطاعت شود، و اگر این مخالفان هنگامى که به خود ستم مى‏ کردند و فرمانهاى خدا را زیر پا مى‏ گذاردند به نزد تو مى‏ آمدند و از خدا طلب آمرزش مى‏ کردند و پیامبر هم براى آنها استغفار مى‏ کرد خدا را توبه‏ پذیر و مهربان مى‏ یافتند.(نساء، آیه ۶۴)

خدا در این آیه به صراحت مى‏ گوید که آمدن گناهکاران به سراغ پیامبر(صلی الله علیه و آله) و درخواست و دعای ایشان بر در درگاه خدا در قالب شفاعت و وساطت و استغفار ایشان آثاری زیادی براى گنهکاران دارد؛ چرا که موجب پذیرش توبه، و جلب رحمت الهى به سوی آنان است. پس خداوند این اجازه را به شفیعان داده تا در نزدش از گناهکاران شفاعت کنند؛ زیرا خداوند این گونه می خواهد به بندگانش لطف بر سر رحمت نماید و این لطف را از مجرای اولیای خویش انجام دهد.

از دیگر تجلیات رحمت الهی می توان به توبه و پذیرش آن(فرقان، آیات ۶۸ و ۷۰)، پذیرش ایمان کافران(بقره، آیات ۱۹۱ و۱۹۲؛ مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص ۵۱۲)، تبدیل سیئات به حسنات(فرقان، آیه ۷۰)، اسلام و ایمان(بقره، آیه ۳۸)، آسانی احکام(بقره، آیات ۱۷۳ و ۱۷۸) و مانند آنها اشاره کرد؛ زیرا هر چیزی در تکوین و تشریع است، بر اساس رحمت است؛ چنان که حتی عذاب الهی و غضب او در دنیا برای بازگشت و توبه و به یک معنا رحمت است؛ چنان که غضب و عذاب دوزخیان نیز رحمتی است بر دیگران و بلکه حتی بر خود آنان که باید پاکسازی شده و برای بهشت آمده شوند؛ زیرا تنها شماری اندک در دوزخ جاودانه خواهند ماند که در حتی تن به پذیرش شفاعت رحمت للعالمین نمی دهند و به ولایت ایمان نمی آورند و در کفر خویش باقی می مانند.

از نظر قرآن، رحمت الهی که سبقت بر غضب دارد موجب می شود تا خدا به فضل خویش به افراد در دنیا و آخرت نظر کند و آنان را به عذاب نگیرد و غضب ننماید.(نور، آیات ۱۴ و ۱۹ و۲۰)

هم چنین خدا در قرآن بیان می کند که عذاب و رحمت الهی دایر مدار مشیت اوست که مشیتی حکیمانه و هدفمند است؛ بنابراین، هیچ عذابی بیرون از دایره مشیت او نیست؛ و اگر مشیت الهی بخواهد فرد مشمول عذاب ممکن است مشمول رحمت الهی شود که این برخاسته از مقام فضل و اکرام الهی نسبت به خطاکاران و گناهکاران است.(عنکبوت، آیات ۲۰ و ۲۱)