تجسم و تمثل گناه

اعمال انسان دارای دو چهره ملکی و ملکوتی است. چهره ملکوتی اعمال را دارندگان قلوب بینا و بصیر  در همین دنیا نیز می بینند؛ یعنی کسانی که دارای اعضا و جوارح سالم و سلیم بوده و قلب آنان دفن و دسیسه به گناه و خطا نشده است و هم چنان اعضای باطنی آنان فعال است و کار می کند می ببیند و می شنوند و می بویند.(حج آیه ۴۶؛ تکاثر آیات ۵ و ۷)

بر اساس آموزه های قرآنی هر عملی باطنی دارد که همان چهره ملکوتی عمل است. وقتی گناه می کنیم این آتش است که در جهان ما زبانه می کشد.


چنان که مومن آل فرعون به فرعونیان می‌فرماید: وَ تَدْعُونَنی‏ إِلَی النَّار؛ شما مرا به آتش دعوت می‌کنید. (غافر، آیه ۴۱)؛ زیرا از نظر مومن، دعوت فرعونی دعوت به آتش است و اینها همان کسانی هستند که خداوند در باره آنان می‌فرماید: وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّهً یدْعُونَ إِلَی النَّار؛ و آنان را امامانی قرار دادیم که به آتش دعوت می‌کنند.

اگر کسی از باطن گناه خبر داشت می‌دانست که گناه، آتش است؛ چنانکه خداوند در آیه ۱۰ سوره نساء می‌فرماید:  إِنَّ الَّذینَ یأْکُلُونَ أَمْوالَ الْیتامی‏ ظُلْماً إِنَّما یأْکُلُونَ فی‏ بُطُونِهِمْ نارا؛ به راستی کسانی که اموال یتیمان را به ستم می‌خورند، جز این نیست که در درونشان آتش می‌خورند.
در آیه ۱۲ سوره حجرات نیز می‌فرماید غیبت کردن، خوردن گوشت برادر مرده است. این مطلب از باب تشبیه نیست، بلکه بیان حقیقت خارجی است. غزالی در احیاء‌العلوم آورده است که شخصی محضر پیغمبر(ص) مشرف شد  ـ غیر ماه مبارک رمضان بود ـ  گفت دو نفر از اهل خانواده روزه دارند؛ حضرت فرمود: آنها روزه ندارند! آنها گوشت خوردند، چگونه روزه دارند؟! عرض کرد: آنها هیچ چیزی نخوردند! سپس دستور داد تا ظرفی آوردند. در این هنگام حالتی برایشان پیش آمد که اینان تهوع کردند و گوشت خورده شده را در این ظرف ریختند. عرض کرد:  یا رسول الله!  آنان که گوشت نخورده بودند؟! حضرت (ص) فرمود: غیبتی که کردند، همین است! (نگاه کنید: المحجه البیضاء، الفیض الکاشانی، ج۵، ص۲۵۲، در شرح و تفصیل و تهذیب احیاءالعلوم)
عایشه می‌گوید: «زنی نزد ما آمد. چون روی خود برگرداند با دست اشاره کردم که کوتاه قد است. رسول خدا(ص) فرمودند: غیبت این زن را کردی. »
در روایت دیگر وارد شده است که از زنی در نزد عایشه» نام برده شد، عایشه گفت: او دامن بلند است. پیامبر اکرم ( صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) فرمود: آنچه در دهان داری بینداز. پاره گوشتی از دهان او افتاد.( معراج‌السعاده، نراقی، ص ۴۳۰)
در روایت است: وقتی آن حضرت‌(ص) مردم را امر به روزه فرمودند: گفتند: «احدی به اذن من افطار نکند. چون شام داخل شد، یک یک می‌آمدند و اذن گرفته افطار می‌کردند، تا مردی آمد و عرض کرد: یا رسول الله! دو دختر من روزه گرفته‌اند و حیا مانع ایشان است که به خدمت تو رسند، اذن بفرما تا افطار کنند. حضرت روی مبارک برگردانید. آن مرد ثانیا عرض کرد. باز حضرت روی برگردانید. در مرتبه  سوم فرمود: آنها روزه نگرفته‌اند و چگونه روزه بودند و حال آنکه در همه روز گوشت مردم را به غیبت می‌خوردند. برو ایشان را بگو تا قی کنند. آن مرد بازگشت و ایشان را خبر داد. آنها قی کردند و از هر یک تکه خون بسته دفع شد. چون به پیغمبر خبر دادند فرمود: به خدایی که جان محمد در دست اوست که اگر این در شکم آنها باقی می‌ماند آتش جهنم آن را می‌خورد.» (محجه‌البیضاء ج ۵، ص۲۵۲)
امیرمؤمنان علی(ع) از پیامبر گرامی(ص) نقل می‌فرماید که آن حضرت فرمود: تعطروا بالاستغفار لا تفضحنکم روائح الذنوب؛ با استغفار، خود را معطر و خوشبو کنید تا بوی متعفن گناهان شما را رسوا نسازد. (وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۷۰؛ بحارالانوار، ج ۶، ص ۲۲؛ أمالی، شیخ طوسی، ج ۱، ص ۳۸۲)
عبدالله‌بن‌موسی‌بن‌جعفر(ع) گفت: از پدرم امام کاظم(ع) پرسیدم: دو فرشته که مامور ثبت اعمال نیک و بد انسان هستند، آیا از نیت انسان، هنگام گناه یا کار نیک اطلاع دارند یا نه؟
امام کاظم(ع) فرمودند: آیا بوی چاه و فاضلاب و بوی خوش، یکسان است؟ گفتم: خیر.
امام فرمود: هنگامی که انسان، نیت کار نیک کند نفسش خوش بو می‌شود (و فرشته مامور آگاهی می‌یابد) و اگر کار نیک را انجام داد؛ زبانش، قلم فرشته و آب دهانش مرکب او می‌شود و آن را ثبت می‌کند و هنگامی که اراده گناه کند، نفسش بدبو می‌گردد (و فرشته مامور، آگاهی می‌یابد‌) و اگر گناه را انجام داد؛ زبانش قلم و آب دهانش مرکب شده و آن را می‌نویسد. (اصول کافی، ج۲، ص ۴۲۹ حدیث۳، باب مایهم به الحسنه و السیئه)گروهی اندک از عالمان بودند که می‌گفتند: بعضی‌ها که در صدد ایجاد اختلاف هستند، وقتی حرف می‌زنند ما می‌بینیم که از دهان آنها آتش در می‌آید!البته این مقام برای همگان نیست بلکه اگر کسی اهل این معنا باشد، این حقیقت را درک می‌کند و می‌بیند (تکاثر، آیات ۵ تا ۷)