تبری و تولی حزب الله مؤید به روح الله

بسم الله الرحمن الرحیم

قول و اعتقاد به «لا اله الا الله» عامل رستگاری و فلاح ابدی انسان است. این اعتقاد دو بخشی دارای نفی و اثبات، چیزی جز تبرّی از غیر الله و تولّی به الله نیست که در همه ساحات زندگی بشر خودنمایی می کند تا او را به درجه مرتبتی برساند که به عنوان «حزب الله» قرار گرفته و با بهره مندی از نورالله و تاییدات روح الله در مسیر کمالی خدایی شدن به خلافت الله برسد. بنابراین، نمی بایست مرزبندی خودی و غیر خودی را دست کم گرفت، و تبرّی و تولّی را در سطح فروع دین فروکاست؛ چرا که بدون انقطاع و انابه از غیر الله نمی توان به الله رسید و متاله و متولی شد و تحت ولایت مطلق الهی، به مظهریت ربوبیت و ولایت دست یافت و خلیفه الله شد.

آموزه های وحیانی قرآن، بر حرکت و سیر در این مسیر کمالی به عنوان صراط مستقیم اهتمام داشته و بشر را بدان سمت و سو رهنمون می سازد. بی گمان شناخت این صراط مستقیم با جزئیات پیش گفته می تواند انگیزه سعی و تلاش را در انسان افزایش داده و صبر جمیل را در ابعاد اطاعت، مصیبت و معصیت موجب شود و به استقامت در این امر و مقصد و مقصود یاری رساند.

ویژگی های حزب الله

در آموزه های وحیانی قرآن، ویژگی هایی برای حزب الله در برابر حزب شیطان بیان شده است. این ویژگی ها همه ساحات گوناگون را در بر می گیرد؛ اما برخی از آنها از اهمیت بسیاری برخوردار است که توجه و اهتمام بدان لازمه حزب اللهی شدن است. از جمله مهم ترین ویژگی ها و صفات حزب الله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. تبری: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، زمانی انسان می تواند از نظر معرفتی و شناختی به تمامیت کمالی آن برسد که بتواند میان چیزها جداسازی انجام داده و از آمیختگی برهاند و نظم منطقی به آن دهد. «تحلیل» علمی نیز چیزی جز جداسازی و تفکیک نیست. البته این تفکیک و جداسازی در همه ابعاد حتی در اصوات خیلی مهم و تاثیرگذار است؛ زیرا «بیان» چیزی جز جداسازی اصوات به شکل منطقی و منظم نیست؛ زیرا این گونه می توان واژگان و کلمات و جملات را ساخت. از این رو در فرهنگ قرآنی به سخنانی که از طریق اصوات و واژگان منظم و منطقی ادا می شود، بیان گفته می شود. البته زمانی چنین منطق منظم و کامل بیانی شکل می گیرد که «نامگذاری» و تسمیه چیزها انجام شده باشد. این نیز از مهم ترین توانایی های بشر است که برای هر چیزی نامی خاص می گذارد تا بتواند بیانی کامل و تمام داشته و مقاصد خویش را اظهار و ابراز کرده و به تفیهم و تفهم کمک کند.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مهم ترین چیز در هستی شناخت حق از باطل است که با جداسازی تحلیل منطقی و بیانی انجام می شود. از نظر قرآن، حق مطلق خداست(فصلت، آیه ۵۳) و همه حقایق حتی حقایق تدوینی و آیات قرآنی از همان خاستگاه است(بقره، آیه ۱۴۷) ؛ چرا که هستی چیزی جز مظاهر تجلیات انوار اسماء و صفات الهی نیست.(نور، آیه ۳۵) پس آن چه به عنوان باطل شناخته می شود، چیزی همانند کف روی سیلاب یا کف کوره ذوب فلزات است(رعد، آیه ۱۷) که حقیقتی ندارد و تنها نمودی دروغین از حقیقت است. اگر انسان به حقیقت برسد در می یابد که همه هستی چیزی جز همان نورالله نیست.(نور، آیه ۳۵) بر این اساس، دیگر چیزها در همه ابعاد آن یا بازتاب نور الله است یا توهم نور الله. بنابراین، اگر مالوه و معبودی در هستی است؛ نمی تواند جز خدا باشد. بر همین اساس، نخستین چیزی که باید در جداسازی دیده شود، درک این معنا است که غیر الله هیچ است و اگر نامی بر آن گذاشته می شود، نام های توخالی و بی مسما و بی محتوا است.(اعراف، آیه ۷۱؛ یوسف، آیه ۴۰؛ نجم، آیه ۲۳)

از نظر قرآن، حزب الله همان طوری در گام اول، به نفی معبودها می پردازد، در ساحات دیگر از جمله ساحت سیاسی و اجتماعی به نفی ولایت غیر الله می پردازد و تبرّی را در قول و فعل به نمایش می گذارد. این گونه است که در گام اول حزب الله «یکفر بالطاغوت» است و نسبت به ولایت طاغوت کفر اعتقادی و سیاسی خواهد داشت.(بقره، آیه ۲۵۶) از نظر قرآن، اگر کسی مدعی ایمان به خدا و روز آخرت است، نمی تواند مودت کسانی را داشته باشد که تند و تیز و به شدت به جنگ خدا و رسول الله آمده اند؛ هر چند که این افراد از نزدیکترین خویشان مدعیان ایمان باشد؛ چرا که حزب الله اصولا نسبت به دشمن، مودت و تولی ندارد، بلکه اهل تبری است.(مجادله، آیه ۲۲)

به هر حال، در گام اول، از ویژگی های حزب الله نفی غیر الله در همه ابعاد و ساحات است که شامل نفی معبودان غیر الله و نفی مودت و ولایت دشمنان و مانند آنها است؛ چرا که این امور باطل و نما یا نمادی از باطل است که می بایست جداسازی و دور انداخته شود؛ تا گام اول مرزبندی خودی از غیر خودی تحقق یابد. باید توجه داشت که از نظر قرآن، شیطان دشمن انسانیت و دست یابی اش به خلافت الهی در سایه مظهریت اسماء الله است(بقره، آیات ۳۰ تا ۳۴؛ فاطر، آیه ۶) او می کوشد تا با حزبش از شیاطین جنی و انسی (انعام، آیه ۱۱۲) مردم را گمراه کرده و از متاله شدن و قرار گرفتن تحت ولایت الهی خارج سازد و مردم را به دوزخ ببرد؛ بنابراین لازم است که انسان ابلیس و دیگر شیاطین را به عنوان دشمن بشناسد و با آنان مرزبندی داشته و از حزب شیطان دوری و پرهیز داشته باشد.(فاطر، آیه ۶)

چنان که گفته شد، افراد و اعضای حزب شیطان تنها از جنیان نیستند، بلکه انسان هایی شیطانی مستکبر و ظالم از کافران و مشرکان و منافقان و حتی اهل کتاب را شامل می شود. بنابراین، جایز نیست تا حزب الله با این گروه ها ارتباط ولایتی در هیچ سطحی از ولایت سرپرستی تا نصرتی تا محبتی یا مودتی داشته باشد.(مائده، آیه ۵۶؛ مجادله، آیه ۲۲؛ ممتحنه، آیه ۱؛ آل عمران، آیه ۱۱۸)

  1. تولی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، پس از نفی از غیر الله و ولایت و مودت دشمنان، لازم است تا حقیقت خالص مورد توجه و اهتمام قرار گیرد. این گونه است که اثبات معبودی به نام الله مطرح شده و در همین راستا ولایت الله و محبت الله جایگزین هر ولایت و محبتی می شود. این ولایت الهی مطلق و این محبت به خدا «اشد حبا»(بقره، آیه ۱۶۵) است تا جایی که هیچ چیزی نمی تواند در دل حزب الله ولایت و محبتی را موجب شود، مگر آن که متاثر از ولایت و محبت الله باشد. از همین روست که حزب الله تنها نسبت به مظاهر ولایت الله و محبت الله یعنی پیامبر(ص) و معصومان(ع) گرایش داشته و ولایت و محبت آنان را پذیرا می شوند؛ زیرا اگر خدا ولایت و محبت آنان را خواسته، در راستای همان مظهریت است نه چیزی بیش تر؛ چرا که ولایت آنان همان ولایت الله و محبت به ایشان همان محبت به خدا است. از همین روست که خدا در قرآن اطاعت آنان را عین اطاعت خود دانسته است(آل عمران، آیه ۳۲)؛ چرا که آنان فانی در خدا و باقی به او هستند؛ از همین رو، قول و فعل آنان قول الله و فعل الله دانسته شده است؛ زیرا چیزی جز مظهر تام خدا و اسماء الله نیستند.(نجم، آیات ۳ و ۴؛ انفال، آیه ۱۷) بر این اساس هر کسی محبت خدا می جوید می بایست آن را در محبت حبیب الله (ص) بجوید.(آل عمران، آیه ۳۱)

البته ولایت معصومان (ع) و محبت و مودت نسبت به ایشان چیزی جز استمرار همان ولایت و محبت الهی نیست؛ از همین روست که خدا در تبیین ویژگی های حزب الله می فرماید: و من یتول الله و رسوله و الذین آمنوا فان حزب الله هم الغالبون؛ و هر کسی ولایت الله و رسولش و کسانی که ایمان آورده اند را بپذیرد، به راستی که حزب الله همان غلبه شوندگان هستند.(مائده، آیه ۵۶)

در حقیقت اگر غلبه و چیرگی در دنیا و آخرت برای حق است، این چیرگی برای حزب الله است که ولایت الله و پیامبر(ص) و معصومان(ع) را پذیرفته اند؛ زیرا در آیه قبل یعنی آیه ۵۵ بیان می کند که این ایمان آوردگان، کسی جز امیرمومنان امام علی(ع) نیست که در هنگام رکوع زکات می دهد و انگشتری می بخشد. بنابراین، مراد از ولایت ایمان آوردگان، جز ولایت معصوم(ع) نیست.

به هر حال، ویژگی دوم حزب الله آن است که پس از کفر به ولایت طاغوت در همه اشکال آن، به ولایت الله در همه اشکال آن اعتقاد داشته و در عمل آن را به نمایش گذارد. حزب الله در مساله محبت و مودت نیز این گونه هستند؛ زیرا محبت و مودت  ایشان جز به خدا و حبیب الله و محبوبان الهی تعلق نمی گیرد.(مجادله، آیه ۲۲) همین امر موجب می شود که خدا نیز آنان را دوست بداد و محبوب خویش قرار دهد: یحبهم و یحبونه.(مائده، آیه ۵۴) حزب الله از نظر قرآن در راه محبت و ولایت الهی، همه تلاش و مجاهدت را به کار می برند و از سرزنش ملامت گران هیچ خوف و ترسی ندارند.(همان)  این گونه است که حزب الله ولایتمدار به ولایت الله و محبت الله و کافر به ولایت طاغوت و محبت و مودت نسبت به آنان، هم غلبه و پیروزی را در دنیا برای خود به عنوان حزب الله رقم زده و بر حزب شیطان(مجادله، آیه ۱۹) چیره می شوند، و هم در آخرت به رستگاری و فلاح ابدی می رسند.(مجادله، آیه ۲۲)

  1. قلوب نورانی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، همه هستی چیزی جز بازتاب انوار صفات الله نیست(نور، آیه ۳۵)؛ بنابراین، انسان ها از جمله مومنان چیزی جز نورالله و مظاهر آن نیستند؛ اما باید توجه داشت که از نظر قرآن، نور همانند بسیاری از امور دیگر از جمله کفر و ایمان و نفاق و تقوا و فجور و محبت و غضب و مانند آنها، از امور تشکیکی و دارای مراتب بسیار است که شدت و زیادت در آنها راه می یابد.(مائده، آیه ۹۳؛ آل عمران، آیه ۱۷۸؛ فتح، آیه ۴؛ بقره، آیه ۱۶۵)

از سوی دیگر، هر نور هر صفتی از صفات الهی می تواند در مراتب گوناگون از ضعف تا قوت و شدت و زیادت در شخصی ظهور و بروز کند. بنابراین، همه انسان در یک سطح از بهره مندی از نور الله نیستند.

هم چنین از نظر قرآن، برخی از امور فقط نور هستند و هیچ ظلمتی با آنها همراهی نمی کند. از جمله این امور می توان به نور ایمان و قرآن اشاره کرد. خدا در قرآن می فرماید که نوری با پیامبری نازل شده که مردمان می بایست از آن پیروی کنند؛ چرا که این امور مایه فلاح و رستگاری ابدی انسان است: و اتبعوا النور الذی انزل معه، اولئک هم المحفلون.(اعراف، آیه ۱۵۷)

حزب الله از جمله انسان هایی هستند که به اشکال گوناگون از افزایشی نور بهره شده و در سطح عالی و تمامی از نور الله سود می برند. هم چنین آنان از نور قرآن و ایمان بهره مند می شوند.(تغابن، آیه ۸؛ حدید، آیه ۹؛

حزب الله به سبب آن که در سایه ولایت الهی قرار دارد، خدا به عنوان مولی آنان ایشان را از ظلمات به سوی نور خارج می سازد؛ در حالی که کافران تحت ولایت طاغوت از نور به سوی ظلمات اخراج و بیرون برده می شوند و به دوزخ ابدی گرفتار می گردند.(بقره، آیه ۲۵۷) این نور الهی که با پیامبر(ص) است، همان سبل و راه های کوچک سلامت است که انسان را از ظلمات اخراج و به سوی نور می برد و به صراط مستقیم هدایت کرده که هیچ گونه گمراهی در آن  نیست(مائده، آیه ۱۶) ؛ چرا که قرآن نور محض است که انسان در صراط مستقیم به سوی عزت و حمد مطلق سوق می دهد و انسان عزیز و حمید همانند خدای خویش می شود.(ابراهیم، آیه ۱)

  1. موید به روح الله: از نظر قرآن، حزب الله موید به روح الله است که روح مطلقی است که همیشه انسان را در همه حال یاری می رساند: و ایدهم بروح منه؛ آنان را به روحی از خودش مورد تایید قرار داد.(مجادله، آیه ۲۲)

البته حضور روح در کنار حزب الله به عنوان تایید و امداد غیبی، جلوه های دیگری نیز دارد که از جمله آنها بهره مندی از صلوات متصل و  دایمی فرشگان است که در این اخراج از ظلمات به سوی نور مطلق یاری می رساند.(احزاب، آیه ۴۳) پس انسان مومن و حزب اللهی با نور مطلق هستی یکی و متحد می شود و در آخرت با سلام و تحیت الهی و فرشتگان ایشان مواجه می گردد.(احزاب، آیه ۴۴؛ واقعه، آیه ۲۶) این همه برخاسته از رافت و رحمت خاص و رحیمی الهی نسبت به این گروه از مومنان یعنی حزب الله است.(حدید، آیه ۹)