تبری از دشمنان، سیاست نظام ولایی

کفار

بسم الله الرحمن الرحیم

از اصول اساسی سیاست خارجی نظام سیاسی ولایی، تبری جویی از دشمنان است. اصل «تبرّی» از اصول بسیار مهمی است که در آموزه های وحیانی اسلام در کنار اصل «تولّی» به عنوان اصول دهگانه اسلام مطرح است. امت و نظام سیاسی آن، باید نسبت به ولایت الهی و مظاهر آن پای بندی داشته و آن را در قول و فعل نشان دهند؛ هم چنین نسبت به طاغوت و نظام های طاغوتی که دشمن اسلام و مسلمین و نظام سیاسی ولایی هستند، تبری جسته و از آنان در قول و فعل دوری جویند. در حقیقت، از مهم ترین شاخصه های ایمان آوری امت اسلام و حرکت در مسیر نظام سیاسی ولایی، توجه به اصل تولی و تبری است. از آن جایی که تا تبری انجام نگیرد و مرزهای خودی از غیر خودی جدا نشود، هر آینه امکان تحقق فتنه فراهم است و زمینه برای متشابهات و شبهات فراهم می آید، همان طوری که رستگاری انسان در قول و اعتقاد به «لا اله الا الله» است و شخص می گوید و باور دارد که هیچ خدایی غیر از الله نیست، هم چنین باید در گام نخست نفی انجام شود و تبری صورت گیرد تا در گام بعد بتوان سخن از تولی و ولایت الهی داشت.

به نظر می رسد که بسیاری از فتنه ها در جامعه به سبب عدم توجه به مرزبندی میان خودی و غیر خودی و حق و باطل است؛ زیرا اگر مرزبندی شفافی وجود نداشته باشد، فرصت تحقق حالت برزخی و خاکستری فراهم شده و جا برای شبهات و متشابهات و فتنه ها باز می شود. از همین روست که خداوند بر موضع گیری شفاف و روشن تاکید دارد تا دو جبهه حق و باطل و در عرصه سیاسی ولایت الهی و ولایت طاغوتی مشخص و روشن دیده و متمایز شود. اصولا «بیان» که ساختار اصلی و اساسی قرآن را شکل می دهد و خداوند قرآن را «تبیان» هر چیزی دانسته است، چیزی جز جدا شدن و مرزبندی شفاف و روشن نیست؛ زیرا واژه بیان از «بون» به معنای جدا کردن آمده است؛ وقتی انسان مطلب را به روشنی می گوید، راستی را از دروغ، خوب را از بد ، درست را از نادرست جدا می کند. از همین روست که این جداسازی در کلام و تبیین حقایق را بیان گفته اند. بر همین اساس خداوند نه تنها قرآن را بارها به عنوان «بیان» معرفی می کند، بلکه پیامبر(ص) را نیز به عنوان شاهد و شاخصی مطرح می کند که این بینونت و جداسازی حق و باطل ، خیر و شر، خوب و بد، نیک و زشت و مانند آن را در قول و فعل خویش نشان می دهد و اسوه حسنه و سرمشق و شاخص نیکی برای جامعه بشری می شود.(احزاب، آیه ۲۱ و آیات دیگر) خداوند در آیه ۸۱ سوره نحل درباره این ویژگی قرآن و پیامبر(ص) می فرماید: وَیَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّهٍ شَهِیدًا عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِکَ شَهِیدًا عَلَى هَؤُلَاءِ وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِکُلِّ شَیْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَهً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِینَ؛ به یاد آور روزى را که در هر امتى شاهدی از خودشان برایشان برانگیزیم و تو را هم بر همه آن شاهدان، شاهد آوریم؛ و این کتاب را که تبیان و جداکننده روشن هر چیزى است و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگرى است، بر تو نازل کردیم.

بنابراین، از مهم ترین اصول اسلامی، بیان و جداسازی و مرزبندی شفاف بین حق و باطل از جمله ولایت طاغوتی و ولایت الهی است. این مهم در قالب تولی و تبری انجام می شود.

مرزبندی شفاف میان ولایت الهی و طاغوتی

از نظر قرآن و آموزه های وحیانی اسلام، مرزبندی میان حق و باطل باید در همه زمینه ها انجام شود. این مرزبندی در حوزه عمل و رفتار سیاسی، باید میان ولایت الهی و طاغوتی از سوی امت اسلام انجام گیرد و شاخص ها به گونه ای تعریف شود که کسی گرفتار فتنه و شبهه و تشابه نشود.

خداوند در آیات قرآنی، بر آن است تا شاخص ها را به گونه ای تعریف کند که این مهم در عمل و رفتار اجتماعی و سیاسی امت، به سادگی و آسانی انجام گیرد و حجت بر ایشان تمام شود. در حقیقت هر کسی در هر مرتبه و درجه از سطح فهم و ادراک و بصیرت بتواند، به آسانی با شاخص های حق و ولایت الهی آشنا و آن را به کارگیرد و با شناخت نسبت به شاخص های ولایت طاغوتی از آنان تبری جوید و دوری کند.

از نظر قرآن، تبری به عنوان یک اصل و شاخص ایمانی و رفتاری باید در تمام ابعاد زندگی امت اسلام از جمله ابعاد سیاسی خودنمایی کند؛ یعنی تبری از دشمنان به گونه ای نماد هویت ساز و هویت بخش مسلمانی است؛ همان طوری که مساجد در بلاد اسلامی نمادی از هویت اسلامی است، اعلان تبری و دوری جستن در قول و فعل باید به گونه ای باشد که در ظاهر به عنوان نماد هویتی امت اسلام و نظام سیاسی اسلام دیده شود.

واژه تبرّى از واژه «برء» به معنای دورى جستن از چیزى است که هم‌نشینى با آن خوشایند و پسندیده نیست.( مفردات الفاظ قرآن کریم، ص‌۱۲۱، «برأ».) این تبری و دوری جستن از نظر قرآن باید نسبت به همه نمادهای باطل از شرک گرفته تا زشتی ها و بدی ها تا ولایت طاغوتی باید انجام گیرد. خداوند بارها با استفاده از «براءه» و مشتقّات آن و نیز عباراتى که بر بیزارى دلالت دارد، بر آن است تا امتی را تربیت کند و پرورش دهد که از هویت مستقل خود داشته باشند؛ زیرا فقدان هویت مستقل زمینه ساز بحران فتنه ها و آمیختگی حق و باطل می شود و قدرت تشخیص را به ویژه از توده های مردم سلب می کند.

تبری و برائت جویی از کافران و مشرکان و دشمنان و مرزبندی شفاف از اصول اساسی اسلام است. این مرزبندی باید در همه ابعاد انجام گیرد. اگر امت نتواند مرزبندی شفافی داشته باشد، احتمال گرایش به شرک و کفر و پذیرش ولایت طاغوت فراهم می آید. از این روست که پیامبران مامور بودند تا به طور شفاف سخن بگویند و هر گونه نمادهای شرک و کفر و ولایت طاغوتی را از خود و جامعه دور سازند. سخن و فعل نخست آنان، بندگی تنها خدا و عبادت او و نفی هر گونه شرک و شریک برای خدا است.(مائده، آیات ۷۲ و ۱۱۷؛ اعراف، آیه ۷۳) خداوند می فرماید: وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّهٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ؛ و در حقیقت در میان هر امتى فرستاده‏ اى برانگیختیم تا بگوید: خدا را بپرستید و از طاغوت بپرهیزید.(نحل، آیه ۳۶)

پس همه پیامبران در همه شرایع اسلامی به اشکالی به این مهم فرمان داده و خود عمل کرده اند. آنان نه تنها از دعوت به توحید و ولایت الهی می کردند، بلکه به طور شفاف از هر گونه شرک و ولایت طاغوتی تبری می جستند. پس اصل تولی و تبری از مهم ترین اصولی است که آنان به آن دعوت می کردند و مامور به ابلاغ و عمل بدان بودند.

خدا در قرآن، حضرت ابراهیم(ع) را به عنوان اسوه نیک برای تولی و تبری مطرح کرده و می فرماید: قَدْ کَانَتْ لَکُمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ فِی إِبْرَاهِیمَ وَالَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْکُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ کَفَرْنَا بِکُمْ وَبَدَا بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمُ الْعَدَاوَهُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ … رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَهً لِلَّذِینَ کَفَرُوا وَاغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ. لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِیهِمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَمَنْ یَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ؛ قطعا براى شما در پیروى از ابراهیم و کسانى که با اویند سرمشقى نیکوست؛ آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و از آنچه به جاى خدا مى ‏پرستید، بیزاریم؛ به شما کفر مى ‏ورزیم و میان ما و شما دشمنى و کینه همیشگى پدیدار شده تا وقتى که فقط به خدا ایمان آورید… پروردگارا! ما را فتنه و وسیله آزمایش و آماج آزار براى کسانى که کفر ورزیده‏ اند، مگردان! و بر ما ببخشاى که تو خود تواناى سنجیده‏ کارى. قطعا براى شما در پیروى از آنان سرمشقى نیکوست یعنی براى کسى که به خدا و روز بازپسین امید مى ‏بندد و هر کس روى برتابد بداند که خدا همان بى ‏نیاز ستوده صفات است (ممتحنه، آیات ۴ تا ۶)

خداوند در این آیات بیان می کند، مومنان باید از حضرت ابراهیم(ع) و مومنان در این امر شایسته و نیک پیروی کنند و میان خود و دشمنان مرزبندی شفافی داشته و به صراحت اعلام برائت کنند و تبری بجویند. به این معنا که در قول و فعل باید این گونه باشند. این تبری باید به گونه ای باشد که حتی دوستان و مومنان از آن آگاه و دشمن در جریان قرار گیرند. از همین روست که حتی پیامبران، خدا و امت خویش را در باره تبری جویی از دشمنان گواه می گرفتند.(هود، آیه ۵۴)

ارزش و اهمیت تبری به ویژه در حوزه عمل سیاسی و اجتماعی تا جایی است که خداوند همایش بین المللی حج را به عنوان مهم ترین زمان تبری جویی و برائت و اعلان برائت از دشمنان قرار داده است تا همه مومنان بتوانند با حضور در یک اجتماع بزرگ مرزبندی شفافی میان خود و دشمنان داشته باشند. خداوند می فرماید: وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الْأَکْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِیءٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ وَرَسُولُهُ فَإِنْ تُبْتُمْ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللَّهِ وَبَشِّرِ الَّذِینَ کَفَرُوا بِعَذَابٍ أَلِیمٍ ؛ و این آیات اعلامى است از جانب خدا و پیامبرش به مردم در روز حج اکبر که خدا و پیامبرش در برابر مشرکان تعهدى ندارند ، با این حال اگر از کفر توبه کنید آن براى شما بهتر است؛ و اگر روى بگردانید، پس بدانید که شما خدا را درمانده نخواهید کرد، و کسانى را که کفر ورزیدند از عذابى دردناک خبر ده .(توبه، آیه ۳) بر پایه روایاتى که از ائمّه معصومین علیهم السلام رسیده است، روز حج اکبر، دهم ذیحجّه است. (تفسیر نورالثقلین، ج‌۲، ص ۱۸۵ – ۱۸۶)

خداوند در آیه ۵۴ سوره هود می فرماید: قال إنّى أشهد اللّه واشهدوا أنّى برىء مّمّا تشرکون؛ ابراهیم گفت: به راستی گواه می گیرم خدا و شهادت بدهید که من از آن چه شما بدان شرک می ورزید، برائت می جویم. در این آیه به صراحت نه تنها برائت را علنی می کند بلکه خود ایشان را نیز گواه می گیرد که مرزبندی میان خود و ایشان انجام داده است. در حقیقت مرزبندی باید شفاف و روشن باشد و باکی از این مرزبندی میان خودی و غیر خودی از سوی امت و نظام اسلامی نباشد.

عوامل و موجبات تبری

هر فعل و عمل مومن در ساختار نظام فقه اسلامی دارای احکامی از باید و نبایدها و شایدها و نشایدها است. هم چنین بر اساس آموزه های وحیانی اسلام، هر کنش دیگری نیز باید بر اساس موازین شرعی، همراه با واکنشی از سوی مومنان باشد. از همین روست که مومنان باید نسبت به کنش های یک دیگر واکنش های مثبت و منفی در چارچوب ولایت متقابل و فریضه امر به معروف و نهی از منکر داشته باشند. این کنش ها و واکنش ها نسبت به ولایت الهی و مظاهر آن در حوزه عمل سیاسی در قالب تولی و نسبت به ولایت طاغوتی در قالب تبری انجام می گیرد.

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، مهم ترین عامل و اساسی ترین عنصری که وظیفه تبری را بر مومنان واجب می کند، دشمنی شخص یا نظام سیاسی با خدا و آموزه های وحیانی است.(توبه، آیه ۱۱۴؛ انعام، آیات ۷۶ تا ۷۸)

خداوند پذیرش ولایت طاغوتی و حکومت سیاسی و قضایی آنان را مردود دانسته و از آن تبری جسته و از مومنان خواسته است تا تنها نسبت به ولایت و حکومت الهی تولی داشته و بر اساس آن عمل و رفتار کنند.(نساء، آیه ۶۰) از نظر قرآن تولی به ولایت طاغوت و پشت کردن و پس زدن ولایت الهی و مظاهر آن، موجب خروج شخص از دایره ایمان و مومنان می شود.(آل عمران، آیه ۲۳)

خداوند به شکل صریح تری در جای دیگر می فرماید: وَیَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ یَتَوَلَّى فَرِیقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ وَمَا أُولَئِکَ بِالْمُؤْمِنِینَ؛ و مى‏ گویند: به خدا و پیامبر او گرویدیم و اطاعت کردیم؛ آن گاه دسته‏ اى از ایشان پس از این اقرار روى برمى‏ گردانند؛ و آنان مؤمن نیستند.(نور، آیه ۴۷)

پس مهم ترین عامل در تبری ، کفر و دشمنی شخص یا نظام سیاسی با خدا و نظام ولایی و رهبری آن است.

نمادهای تبری و نشانه های آن

چنان که گفته شد، تبری از دشمنان و ولایت و حکومت آنان، یک وظیفه اسلامی و واجب شرعی است و باید همان طوری که مومنان با بیعت تولی و اطاعت خود را نسبت به نظام سیاسی ولایی بیان می کنند، باید در قالب تبری و دوری جستن به قول و فعل، برائت خویش را از نظام سیاسی طاغوتی و دشمنان بیان کنند.

این عمل از سوی مومنان ، نوعی هویت بخشی به نظام سیاسی و امت اسلام است؛ از این روست که به عنوان اصول اساسی در اسلام و به ویژه سیاست خارجی نظام سیاسی ولایی تعریف شده است. بنابراین، باید به نمادها و نشانه هایی که موجب می شود تا دیگران به سادگی و آسانی از برائت و دوری جویی نسبت به آنان آگاه شوند، توجه خاص و ویژه ای مبذول داشت. اگر مسجد الحرام و کعبه، نمازهای پنج گانه، حج، روزه ، جهاد و مانند آن ها نمادهای هویت ساز و هویت بخش اسلام و مسلمانان است، تولی و تبری نیز از نمادهای اصلی هویت بخش به ویژه در حوزه عمل سیاسی و اجتماعی است.

از نظر قرآن اعلان برائت از دشمنان و نظام طاغوتی باید علنی و آشکار و شفاف و روشن با قول و فعل باشد. بر اساس آیه ۴ سوره ممتحنه تجلّى برائت ازدشمنان و نظام طاغوتی، باید در انکار شخصیّت آنان و دشمنى علنى با ایشان همراه باشد.

به سخن دیگر، کینه و دشمنی باطنی و قلبی اساس تبری است ولی این تبری نسبت به دشمنان باید در قول و فعل به نمایش گذاشته شود و کینه باطنی به تنهایی کفایت نمی کند.(ممتحنه، آیه ۴) از همین روست که هماره در آیات قرآنی از واژه «قل» و مانند آن ها استفاده شده تا بیزاری درونی و اعتقادی در قالب گفتاری و رفتاری به نمایش گذاشته شود. به عنوان نمونه خداوند به پیامبر(ص) می فرماید: قل إنَّما هو إلـه واحد وإنّنى برىء مّمّا تشرکون؛ بگو فقط خدا یکی است و من به راستی از هر چه شما بدان شرک می ورزید، برائت می جویم.(انعام، آیه ۱۹؛ هود، آیه ۵۳ و ۵۴؛ زخرف، آیه ۲۶؛ و نیز سوره های کافرون و توحید و مانند آن ها)

آثار تبری از ولایت طاغوتی

از نظر قرآن، تبری مومنان از ولایت طاغوتی و اعلام تنفر و انزجار و دور جستی و مرزبندی شفاف در قالب خودی و غیر خودی، آثار و برکاتی دارد که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. دست یابی به علم الهی: تبری و برائت جویی از دشمن، از مصادیق تقوای الهی است که عامل دست یابی انسان به علم الهی می شود. این علم الهی شامل، علم به غیب و تاویل احادیث و بصیرت خاصی است که می تواند مرزهای حق و باطل را برای شخص شفاف کند و فرقان و جداکننده آنها باشد، به طوری که حقیقت را می تواند از عالم مثال و تمثیل به دست آورد.(یوسف، آیات ۳۷ و ۳۸؛ بقره ، آیه ۲۸۲؛ فرقان، آیه ۲۹)
  2. رهایی از فتنه ها: اگر امت اسلام و نظام سیاسی با نظام طاغوتی و دشمنان اسلام مرزبندی شفاف نداشته و مرز خودی از غیر خودی دانسته نشود و مومنان و امت از آنان دوری نجویند، احتمال ایجاد فتنه وجود دارد و همین موجب می شود تا زمینه برای بحران اجتماعی و سیاسی و حتی عقیدتی فراهم آید.
  3. رهایی از حسرت : از نظر قرآن کسانی که تبری نمی جویند و مرزبندی شفاف ندارند، گرفتار حسرت خواهند شد. از نظر قرآن حسرت و ندامت در آخرت، نتیجه عدم تبرى از رهبران شرک و بت‌پرستى و نظام های طاغوتی است. پس برای رهایی از حسرت باید از آنان تبری جست. خداوند می فرماید: وَقَالَ الَّذِینَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنَا کَرَّهً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ کَمَا تَبَرَّءُوا مِنَّا کَذَلِکَ یُرِیهِمُ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَیْهِمْ وَمَا هُمْ بِخَارِجِینَ مِنَ النَّارِ؛ و پیروان مى‏ گویند: کاش براى ما بازگشتى بود تا همان گونه که آنان از ما بیزارى جستند، ما نیز از آنان بیزارى مى ‏جستیم. این گونه خداوند کارهایشان را که بر آنان مایه حسرتها است به ایشان مى ‏نمایاند؛ و از آتش بیرون‏ آمدنى نیستند.(بقره، آیه ۱۶۷)
  4. رهایی از دوزخ: با نگاهی به آیه پیشین دانسته می شود که تبری از دشمنان و نظام طاغوتی هم چون نظام فرعونی موجب رهایی انسان از دوزخ می شود؛ زیرا در آیه بیان شده که عدم تبری موجب می شود تا شخص به عنوان پیرو نظام طاغوتی وارد دوزخ شود؛ زیرا همان اندازه که تولی از نظام سیاسی ولایی لازم است، تبری از دشمنان و ایجاد مرزبندی با قول و فعل لازم و ضروری است. جالب این که بر اساس آیات ۶۲ و ۶۳ سوره قصص، رهبران و پیشوایان نظام طاغوتی و کفر و شرک خود از پیروان خویش در روز قیامت تبری می جویند؛ زیرا می بیند اطاعت آنان خود مایه عذاب مضاعف ایشان شده است.