تباهی جوامع در سایه ترک انفاق

بسم الله الرحمن الرحیم

انسان موجودی اجتماعی است که نیازهای خویش را از طریق دیگران برآورده می سازد. بنابراین، هرکسی به دیگری نیاز دارد و بی دیگری نمی تواند نیازهای ابتدایی خود را نیز برآورده سازد. از جمله نیازهای بشری نیازهای مالی و مادی است که انسان ها با همکاری و تعاون با یک دیگر آن را برآورده می سازند. بر این اساس اگر جامعه ای به گونه ای سامان یابد که به نیازهای مادی و مالی یک دیگر بی توجه باشند، از شرایط ضد اجتماعی قرار می گیرند و آثار و پیامدهایی برای این رفتارشان است که نویسنده با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن در صدد تبیین آن ها برآمده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

انفاق، راه یابی به دلها

واژه انفاق از نفق به معنای راه نهانی در درون زمین است که جانورانی چون موش آن را می کنند تا راه های گریز و آمد و شدی متنوع و متعددی داشته باشند. گرایش های این جانوان به جهات گوناگون و گریزش آنان در هنگام انواع خطرها، کارآمدی این نفق را دو چندان کرده است. کسی که انفاق می کند راه های گرایش و گریزش متعددی را برای خود می سازد که توانایی او را برای بهره گیری از فرصت ها و رهایی از تهدیدها دو چندان می کند.

انفاق هر چند به معنای اخراج مالی از ملک و ملکیت خود و بخشیدن آن به دیگری است(مجمع‌البیان، ج‌۱‌-‌۲، ص‌۱۲۱) اما در اصطلاح قرآنی اختصاصی به مال و اخراج آن ندارد، بلکه انفاق در اصطلاح قرآنی، اعمّ از مال و غیر مال و نیز از واجب و غیر واجب است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه نفق) بنابراین، هر گونه خدمات مالی و غیر مالی که شخص نسبت به دیگری انجام می دهد می تواند به عنوان یک عمل انفاقی و عمل صالح و نیک مطرح باشد و از آثار و برکات انفاق بر آن مترتب شود.

از نظر قرآن، انفاق یک عمل صالح و نیک است که انسان های مومن و متقی به آن پای بند بوده و هماره در کنار اعمال عبادی چون نماز به آن در قالب پرداخت زکات و صدقات و خدمت رسانی و مانند آن می پردازند. این عمل صالح و نیک عبادی که به قصد عبادت و بندگی انجام می گیرد، دارای آثار اجتماعی است که از جمله آن ها می توان به امنیت اجتماعی و تقویت بنیه دفاعی جامعه(بقره، آیه ۱۹۵؛ انفال، آیه ۶۰) و رفع مشکلات اقتصادی از سوی ثروتمندان جامعه(نور، آیه ۲۲) و آثار فردی چون آرامش درونی(بقره، آیات ۲۶۲ و ۲۶۵ و ۲۷۴)، آسانی کار و زمینه ساز تسهیل امور دنیوی و اخروی(لیل، آیات ۵ و ۷)، آمرزش و بخشش گناهان(بقره، آیات ۲۶۷ و ۲۶۸) ، قرار گیری در زمره صالحان (منافقون، آیه ۱۰) و نیکوکاران و محسنان(آل عمران، آیه ۱۳۴) ، امدادهای خاص الهی(بقره، آیه ۲۷۰)، برکت(بقره، آیه ۲۴۵ و ۲۷۲) و مانند آن ها خواهد بود.

انسان اگر بخواهد در دل مردمان جاگیرد و در دل ها حکومت یابد، باید انفاق در همه اشکال آن را در دستور کار قرار دهد؛ چرا که با چنین رویه ای می توان محبت مردمان را به دست آورد و از گرایش آنان سود برد؛ چرا که انفاق عبادی موجب تقرب به خدا (توبه، آیه ۹۹) و محبت الهی (بقره، آیه ۱۹۵؛ آل عمران، آیه ۱۳۴) می شود و کسی که مبحوب و مقرب درگاه خداوندی شد، خداوند او را در دل ها جا می دهد.

عوامل ترک انفاق به دیگری

البته برخی از افراد به علل واهی و بهانه های باطل ترک انفاق می کنند که قرآن نسبت به آن واکنش نشان داده است. این علل و عوامل شامل اموری می شود که برخی از آن ها عبارتند از:

  1. نفاق: از نظر قرآن، نفاق عاملی برای ترک انفاق از سوی مردم است. منافقان نه تنها خود به انفاق اقدام نمی کنند بلکه دیگران را نیز از انفاق کردن باز می دارند.(منافقون، آیه ۷) قرآن می فرماید که از خصلت های منافقان ترک انفاق به دیگری است(توبه، آیه ۶۷) و آنان گاه این عمل را به این سبب انجام می دهند تا مردم از دور پیامبر(ص) پراکنده شوند و به سبب فشار اقتصادی و تنگناهای معیشتی دست از ایمان بردارند و به خداوند و پیامبرش کافر شوند.(منافقون، آیه ۷)
  2. بخل: از دیگر عواملی که موجب ترک انفاق می شود، بخل ورزی است. بخیل کسی است که حاضر نیست تا خیری به دیگری از او برسد. از نظر قرآن بخیل با این کار خویش علیه خداوند طغیان می ورزد و از حدود الهی بیرون می رود.(قلم، آیات ۲۳ و ۲۴ و ۳۱) خداوند در قرآن می فرماید برخی از اصحاب و یاران پیامبر(ص) با وجود دارایی از انفاق و گشاده دستی پرهیز می کنند که رفتاری نادرست و غلط است.(نور، آیه ۲۲)
  3. شرک: از نظر قرآن شرک عاملی دیگر برای ترک انفاق است. مشرکان با وجود کثرت ثروت و دارایی بسیار حاضر به انفاق نیستند.(اسراء، آیه ۱۰۰)
  4. بهانه های واهی: برخی از مردم به سبب بهانه های باطل و واهی ترک انفاق می کنند. به عنوان نمونه برخی از مسلمانان به بهانه بروز خطا از‌سوى نیازمندان حاضر نمی شوند به آنان انفاق کنند و بر این باورند که خطا و اشتباه نیازمندان موجب می شود که مستحق انفاق نباشند؛ در حالی که باید از خطا و اشتباه آنان چشم پوشید و با عفو و صفح از خطا در مقام اکرام به ایشان انفاق کرد.(نور، آیه ۲۲)
  5. کفر: از دیگر علل و عوامل ترک انفاق، کفر به خدا و قیامت و معاد است. کسی که به خداوند کافر است حاضرنیست به دیگران انفاق کند.(یس، آیه ۴۷)
  6. غفلت از خدا: از دیگر علل و عوامل موثر در ترک انفاق غفلت انسان از خدا است که در آیاتی از جمله آیه ۶۷ سوره توبه به آن توجه داده شده است؛
  7. غفلت از مرگ: غفلت از مرگ، از عوامل ترک انفاق مال است.(منافقون، آیه ۱۰)
  8. غفلت از قیامت: غفلت از قیامت از عوامل ترک انفاق مال از سوی مردم است که قرآن به آن توجه داده است.(بقره، آیه ۲۵۴)
  9. ترس از فقر: ترس از تهى دستى و فقر و نداری در آینده با انفاق مال خود از مهم ترین موانع انفاق در میان ثروتمندان است که در آیات قرآنی به آن توجه داده و به عنوان یک بهانه واهی تلقی و تفسیر شده است.(بقره، آیات ۲۶۷ و ۲۶۸؛ اسراء، آیه ۱۰۰)
  10. تلقین سوء: تلقین سوء افراد و گروه های جامعه ممکن است موجب ترک انفاق از سوی دیگر افراد شود؛ به عنوان نمونه برخی با اشاره به سوء استفاده از انفاقات از سوی برخی افراد یا نهادها بر آن می شوند تا اصل انفاقات به ویژه مالی را سست کرده و از گرایش مردم به انفاق بکاهند و در حقیقت خود که تارک انفاق هستند مانع خیر نیز شوند و دیگران را به بخل دعوت کنند.(نجم، آیه ۳۴؛ روایات تفسیری)
  11. حرص و ثروت اندوزی: حرص و آزمندی بر تکاثر گرایی و ثروت اندوزی از دیگر علل و عوامل ترک انفاق از سوی افراد دارا و ثروتمند جامعه است.(توبه، آیات ۳۴ و ۳۵)
  12. جبرگرایی: بینش جبرآلود افراد، مانع انفاق مال از‌سوى آنان می شود. بر اساس این بینش هر کسی آن چه دارد و ندارد به سبب امری بیرون از اختیار افراد است و این اراده طبیعت یا خدا است که خواسته برخی دارا و برخی دیگر ندار شوند و اگر افراد انفاق کنند در حقیقت تصرف در طبیعت یا حکمت و اراده و مشیت الهی است. به این معنا که اگر خدا می خواست خودش می داد؛ در حالی که بینش و نگرش اسلامی بر اساس «بین الامرین » سامان یافته است و اگر خداوند در تکوین نداده ولی در تشریع خواسته تا به انفاق دستگیر دیگران باشیم. به هر حال، یکی از علل و عوامل ترک انفاق ، بینش باطل جبرگرایی است که باید آن را ابطال کرد و نادرست بر شمرد.(یس، آیه ۴۷)
  13. جهل و نادانی: جهل و نادانی افراد موجب می شود تا ایشان به ترک انفاق پرداخته و خود را از آثار و برکات آن محروم سازند. اینان گمان می کنند که خداوند دانایی و توانایی انجام کمک رسانی را ندارد در حالی که خزائن الهی در دست خداوند و خداوند دانا و توانا به هر کاری از جمله انفاق به هر کسی است. به هر حال جهالت و نادانی افراد موجب می شود تا کارهایی را انجام دهند که هیچ تاثیری جز ظلم به خودشان ندارد و اگر می دانستند این کارها را انجام نمی دادند که از جمله آن ترک انفاقات است.(منافقون، ۷)
  14. سوگند و قسم: برخی از افراد در پی مسایل و رفتارهایی سوگند و قسم می خورند که انقاق را ترک کنند که این رویه از نظر قرآن غلط و نادرست است ولی از عوامل ترک انفاق است.(نور، آیه ۲۲؛ و روایات تفسیری)
  15. شیطان: از دیگر عواملی که موجب ترک انفاق از سوی افراد می شود، شیطان و وسوسه ها و وعیدهای اوست.(بقره، آیات ۲۶۷ و ۲۶۸) شیطان گاه وسوسه می کند تا شخص از مال خوب و برتر انفاق نکند.(همان) یعنی اگر شخص بخواهد انفاق کند او را وسوسه می کند که از جنس خوب انفاق نکند.
  16. غرور: غرور قارونی به دانش و ابتکار خویش عامل ترک انفاق از‌سوى چنین افرادی است.(قصص، آیات ۷۶ تا ۷۸) بنابراین باید از غرور دست کشید تا انفاق کرد.

آثار زیانبار ترک انفاق بر فرد و جامعه

همان گونه که انفاق آثار و برکات مادی و معنوی و نیز دنیوی و اخروی برای انسان و جامعه انفاق گر دارد، ترک آن نیز آثار و پیامدهای زیانباری به دنبال دارد که توجه یابی به آن ها می تواند زمینه گرایش به انفاق شود. از این روست که خداوند در آیات قرآنی به مساله ترک انفاق و آثار آن پرداخته است.

در این جا به برخی از آثار و پیامدهای آن اشاره می شود:

  1. فحشاء: از نظر قرآن ترک انفاق از مصادیق فحشاء است؛ یعنی کسی که انفاق نمی کند یا دیگری را به آن فرمان می دهد در حقیقت به فحشاء فرمان می دهد و رفتاری زشت و فحشاء در زندگی خویش در پیش گرفته است.(بقره، آیات ۲۶۷ و ۲۶۸)
  2. انحطاط جامعه: ترک انفاق موجب انحطاط جامعه می شود. این انحطاط به ویژه در ترک انفاق در حوزه های دفاعی و نظامی به شدت به چشم می آید؛ زیرا موجب سقوط جامعه می شود.(بقره، آیه ۱۹۵)
  3. هلاکت جامعه: اگر جامعه به اصل انفاق عنایت و اهتمام نداشته باشد و آن را ترک کند باید در انتظار هلاکت و نابودی باشد؛ زیرا ترک انفاقات مالی و غیر مالی موجب می شود تا ارتباط اجتماعی سست شود و جامعه نتواند نیازهای ابتدایی و طبیعی خود را از طریق اجتماع تامین کند و از همین روست که موجب تباهی جامعه و هلاکت افراد جامعه می شود.(بقره، آیه ۱۹۵)
  4. حسرت: ترک انفاق تا هنگام مرگ، موجب حسرت و پشیمانى انسان است.(منافقون، آیه ۱۰)
  5. سرزنش: ترک انفاق مال به دیگران درخور مذمّت و سرزنش خالق و خلق است. کسی که انفاق نمی کند باید منتظر سرزنش و مذمت باشد و امید نداشته باشد با ثروتی که دارد مذموم در نزد خدا و خلق نباشد.(نجم ، آیات ۳۳ و ۳۴)
  6. ستم و ظلم: ترک انفاق مال، موجب ظلم به خویشتن است؛ زیرا انسان مالی که خداوند داده برای رشد و رسیدن به کمالات و بهره مندی فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی است و کسی که ترک انقاق می کند خود را از باقیات صالحات و آثار و برکاتی بسیار انفاق محروم می سازد که خود مصداق ظلم به خویش است.(بقره، آیه ۲۷۰؛ قلم، آیات ۲۳ و ۲۴ و ۲۹)
  7. گرایش به زشتی ها: خوددارى از انفاق، زمینه گرایش افراد و جامعه به زشتى‌ها و نابهنجاری اجتماعی است. (بقره، آیات ۲۶۷ و ۲۶۸) این گونه است که جامعه با ترک انفاق دچار نابهنجاری رفتاری و تباهی می شود و از درون سست و بی پایه شده و فروپاشی را برای خود رقم می زند.
  8. محرومیت از امداد الهی: ترک انفاق موجب محرومیّت از یارى خداوند و امدادهای الهی می شود که هر کسی و جامعه نیازمند آن است تا بتواند از مشکلات و بحران عبور کند. (بقره، آیه ۲۷۰؛ قصص، آیات ۷۶ و ۷۸ و ۸۱)
  9. محرومیت از لطف الهی: محرومیّت از لطف خدا، از آثار ترک انفاق که در آیاتی از قرآن به آن توجه داده شده است.(توبه، آیه ۷۶)
  10. عذاب الهی در دنیا و آخرت: ترک انفاق از‌سوى ثروت اندوزان، در پى دارنده عذاب دردناک الهی است که در آیات قرآنی از جمله آیه ۳۴ سوره توبه به آن اشاره شده است؛ خداوند در آیات ۱۷ تا ۳۳ سوره قلم نیز ترک انفاق در راه خدا از سوی مردم را در پى دارنده عذاب دنیوى و اخروى دانسته است؛
  11. خشم الهی و هلاکت: ترک انفاق موجب خشم و غضب الهی می شود و جامعه تارک انفاق باید خود را آماده بلایایی چون زلزله و سیل و توفان و مانند آن بکند که به ظاهر جزو بلایای طبیعی است ولی همین بلایای طبیعی با اراده و مشیت خداوند است که می تواند ضرر و زیانی به انسان و جامعه برساند یا نرساند. اگر خداوند قارون را به خشم خویش با خانه اش دفن کرد، دیگر تارکان انفاق را نیز به زلزله و زمین لرزه ای و سیل و رانش زمین و کوه و مانند آن ها دفن می کند.(توبه، آیه ۳۴؛ قلم، ایات ۱۷ تا ۳۳؛ قصص، آیات ۷۶ تا ۸۱)

آن چه بیان شد تنها گوشه ای از آثار و پیامدهایی است که خداوند برای ترک انفاق بیان کرده است. در آیات و روایات به جزئیات بیش تر این کلیات اشاره شده و به آدمی و جوامع بشری هشدار داده می شود تا مواظب باشند با ترک انفاق بلایا را به جان نخرند و برای خود هلاکت و تباهی را رقم نزنند.