تامین آسایش و رفاه اجتماعی، مسئولیت نظام ولایی

بسم الله الرحمن الرحیم

نظام سیاسی ولایی همانند هر نظام سیاسی دیگر به حکمت و فلسفه تامین آرامش و آسایش و سعادت، مشروعیت سیاسی یافته و مقبولیت آن مبتنی بر انجام این کارویژه و کارآمدی در این عرصه است. بنابراین، تامین آسایش به طوری که امت و شهروندان آن، از همه امکانات مورد نیاز برخوردار باشند، مسئولیت و وظیفه اصلی نظام سیاسی است.

بی گمان تامین آسایش و رفاه اجتماعی منوط به اجرای دقیق اصل عدالت و قوامین بالقسط بودن نظام سیاسی و امت اسلام است، به طوری که همگان به این امر قیام کرده و اصرار و استقامت ورزند و به هیچ وجه از اصول آن در شرایط گوناگون عدول نورزند. سهم خواهی و مطالبه گری در این حوزه همراه با نظارت متقابل امت و امام می تواند تضمین کننده عدالت قسطی و برخورداری همگانی از آسایش و رفاه باشد.

رفاه و آسایش مثبت و رفاه منفی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، رفاه و تمکن و برخورداری از مواهب زندگی مادی می تواند در مسیر تعالی و تکامل قرار گیرد یا انسان را سرگرم لهو و لعب دنیا ساخته و از آخرت غافل سازد. این غفلت به سبب گرفتاری انسان به حب شهوات دنیوی ایجاد می شود(آل عمران، آیه ۱۴) و انسان را گرفتار تعلقات مادی دنیوی می کند و به جای آن که مال و ثروت و قدرت در خدمت انسان باشد، انسان در خدمت آن ها قرار می گیرد.

اصولا واژه «رفاه» به معناى فراخ و آسان شدن زندگى(لسان العرب، ج ۵، ص ۲۷۷، «رفه»؛ لغت نامه، ج ۱۰، ص ۱۰۷۰۶، «رفاه».) و برخوردارى از امکانات(فرهنگ بزرگ سخن، ج ۴، ص ۳۶۴۵، «رفاه».) است.

اصل این واژه از دست یابی آسان شتران به آب و آسان شدن امور است که موجب شادی و سرور می شود. در حقیقت رفاه ناظر به آسانی و یسر پس از سختی و عسر است. این آسانی هم چنان که شادی و سرورآفرین است می تواند زمینه خوشگذرانی را فراهم آورد که جنبه منفی به آن می دهد.

واژه رفاه در قرآن نیامده است، ولی واژگانی که دلالت بر معنای مثبت آن دارند، عبارتند از: «رحمت»، «نعمت»، «سرّاء»، «کنوز»، «برکات»، «تمتّع»، «رزق»، «تمکّن»، «حسنات»، «زرع»، «ثمرات» و یا مشتقّات مربوط به آنها و نیز از سیاق و قرائن موجود در آیات. برخی از واژگان قرآنی که دلالت بر این معنا دلالت دارد واژه اتراف و مشتقات آن است. البته برخی از عبارات در سیاق آیات، اشاره به جنبه منفی رفاه و آسایش دارد که از آن جمله می توان به اصطلاح «أُولِی النَّعْمَهِ» در آیه نخست سوره مزمل اشاره کرد. در این آیه بیان شده که توانگران و صاحبان نعمت، به سبب سرخوشی، اهل تکذیب نسبت به حقایقی چون معاد می شوند و همین زمینه برای جرم و نابهنجاری رفتاری و فجور و گناه شده و دوزخ را برای ایشان به ارمغان می آورد.

از نظر قرآن، حالت رفاه زدگی و اتراف در آسایش و برخورداری و تمکن در امکانات مادی دنیوی، آثار زیانباری دارد که باید از آن پرهیز و اجتناب کرد. از جمله مهم ترین این آثار می توان به مواردی چون: احساس مصونیّت از عذاب الهى(سباء، آیات ۳۴ و ۳۵)، استکبار و برتری جویی(هود، آیه ۱۰؛ اسراء، آیه ۸۳؛ کهف، آیات ۳۲ تا ۳۴؛ قصص، آیات ۷۶ تا ۸۳)، اضلال و گمراه کردن مردم از راه خدا(یونس، آیه ۸۸)، اعراض از اسلام(حجر، آیات ۲ و ۳)، اعراض از حق(سباء، آیات ۱۵ و ۱۶)، اعراض از یاد خدا(اسراء، آیه ۸۳؛ فصلت، آیه ۵۱)، انکار معاد(کهف، آیات ۳۲ تا ۳۶؛ فصلت، آیات ۵۰ تا ۵۴)، زمینه ساز بروز و ظهور بلایا و محنتها(انفال، آیه ۲۸؛ زمر، آیه ۴۹)، طغیان و تجاوزگری(شوری، آیه ۲۸؛ قصص، آیه ۷۶)، اظهار حقارت و تحقیر دیگران(کهف، آیات ۳۲ تا ۳۴)، تحلیل نادرست نسبت به حوادث و سختیهاى هشداردهنده(اعراف، آیات ۹۴ و ۹۵)، ترک جهاد(توبه، آیات ۴۲ و ۹۳)، جلوه گرى و تزیین زشتیها(یونس، آیه ۱۲)، تفاخر و اظهار آن(هود، آیه ۱۰؛ قصص، آیه ۷۶؛ کهف، آیات ۳۲ تا ۳۴)، شادمانی غرورآمیز(انعام، آیه ۴۴؛ هود، آیات ۹ و ۱۰؛ رعد، آیه ۲۶؛ قصص، آیه ۷۶)، شرک و کفر(انعام، آیات ۴۳ و ۴۶؛ نحل، آیات ۵۳ و ۵۴)، ظلم و تعدی(نساء، آیات ۱۵ تا ۱۹؛ هود، آیه ۱۱۶)، عجب وخودپسندی(کهف، آیات ۳۲ تا ۳۴؛ سباء، آیات ۳۴ تا ۳۶؛ زمر، آیه ۴۹)، غفلت از خدا(یونس، آیه ۱۲؛ زخرف، آیات ۱۲ و ۱۳)، فراموشی خدا(همان)، فسادگری در زمین(قصص، آیات ۷۶ تا ۸۳) ، فسق(اسراء، آیه ۱۶)، کفران نعمت(زمر، آیات ۴۹ و ۵۰؛ نحل، آیه ۱۱۲؛ اسراء، آیه ۸۳)، هلاکت و نابودی(یونس، آیات ۸۸ و ۸۹؛ انعام، آیه ۴۴) و مانند آن ها اشاره کرد.

از نظر قرآن رفاه و آسایش مناسب برای همگان امری مثبت است به شرطی که موجبات غفلت و مانند آن ها نشود(مومنون، آیات ۵۵ تا ۵۸؛ انعام، آیه ۴۴)، بلکه زمینه ساز بهره مندی بیش تر از وقت برای عبادت و عبودیت و پرورش و ربوبیت و تغییر در زمین و زمان بر اساس نقش خلافت الهی است که وظیفه آن استعمار زمین و آبادانی آن و رساندن هر کس و هر چیزی به کمالات بایسته و شایسته است.(هود، آیه ۶۱)

از همین روست که در آیات قرآنی ، به نقش مثبت آسایش اشاره شده است و حتی بیان شده که مومنان همانطوری که در آخرت سزاوار بهره مندی از همه طیبات و حسنات اخروی هستند در دنیا نیز شایسته بهره مندی از آن هستند.(بقره، آیات ۲۰۰ و ۲۰۰۲؛ مائده، آیه ۶۶؛ اعراف، آیه ۹۶؛ مومنون، آیه ۵۰)

خداوند در آیات بسیاری به استفاده از رفاه و نعمتها ترغیب کرده است.(بقره، آیه ۱۷۲؛ مائده، آیات ۴ و ۵ و ۸۷؛ اعراف، آیات ۳۲ و ۳۳ و ۹۶) این ترغیب در همه شرایع اسلامی وجود داشته است؛ زیرا یک اصل اساسی در نظام فکری اسلامی است.(اعراف، آیه ۶۶؛ مومنون، آیه ۵۰)

از آیات ۳۵ و ۳۷ سوره ابراهیم(ع) دانسته می شود که آن حضرت(ع) برای رفاه و آسایش مردم مکه دعا کرده است؛ زیرا آن را امری مطلوب می دانست. قرآن هم چنین به مومنان می آموزد تا براى برخوردارى از رفاه و آسایش دنیوى، توأم با حسنات اخروى دعا و نیایش کنند و بگویند: رَبَّنا ءاتِنا فِى الدُّنیا حَسَنَهً وفِى الأخِرَهِ حَسَنَهً وقِنا عَذابَ النّار.(بقره، آیه ۲۰۱)

سازوکارهای دست یابی به آسایش

هر چند که بر اساس توحید فعل، همه مواهب و امکانات بر اساس مشیت و اراده الهی در اختیار بشر قرار می گیرد، ولی انسان نیز باید در این باره تلاش کند و از ابزارهای مناسب بهره گیرد؛ زیرا نظام هستی بر اسباب سامان یافته است و باید اسباب مناسب از سوی نظام سیاسی ولایی تهیه و به کار گرفته شود.

از مهم ترین ابزارها و اسباب مهم آسایش و رفاه می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. تامین امکانات و وسایل زندگی: از وظایف نظام سیاسی ولایی آن است که اقتصاد را در مسیری توسعه و رشد و پیشرفت دهد که همگان از وسایل زندگی و اسباب مناسب بهره مند شوند تا در سفر و حضر به آسانی از آن ها بهره برند؛ زیرا استعمار زمین و آبادانی برای بهره گیری از امکانات آن وظیفه همگانی به عنوان خلیفه الهی و وظیفه نظام سیاسی ولایی به عنوان خلیفه خاص الهی است.(هود، آیه ۶۱) البته خداوند وسایل ابتدایی را فراهم آورده(نحل، آیه ۸۰) ولی افزایش کمی و کیفی آن و نیز تغییر مناسب با اوضاع و شرایط به عهده بشر و به ویژه نظام سیاسی ولایی است. از نظر قرآن مدیریت اقتصادی باید در اختیار علیم و دانایی جامع و کاملی باشد که بتواند شرایط و مقتضیات ترسالی و خشکسالی و بحران و قحطی و مانند آنها را بشناسد و برای هر دوره و زمان و مکانی برنامه و سیاست مشخص داشته باشد و ردیف بودجه و امکانات فراهم آورد.(یوسف، آیات ۵۴ و ۵۵) اصولا اقتصاد دانش بنیان است که می تواند مدیریت رو به رشد و پیشرفت اقتصادی را به گونه ای تضمین و تامین کند که رفاه و آسایش مناسب برای همگان فراهم آید.(قصص، آیات ۷۶ تا ۷۸) البته انسان نباید در همه این مراحل غافل از توحید فعل باشد و گمان نبرد که تنها علم و توانایی و دانایی مدیریتی یا فکری و عملی اوست که پیشرفت و توسعه و آسایش و رفاه را تضمین و تامین کرده است؛ بلکه این خداست که این اسباب و تاثیر آن را فراهم آورده و در هر حال، باید باور داشت : بحول الله و قوته اقوم و اقعد.(همان) پس اگر خداوند در این آیات و نیز آیه ۴۹ زمر به نفی امری می پردازد، آن نفی فراهم آوری اسباب دانش و مدیریت و مانند آن نیست، بلکه نفی توحید فعل است. در حقیقت، در آیه شریفه، آنچه محکوم شده، نادیده گرفتن نقش خداوند به عنوان منشأ نعمت و رفاه است، نه اینکه درصدد نفى نقش دانش و تلاش بشر در توسعه اقتصادى و رفاه باشد.
  2. تامین راه ها: از مهم ترین اسباب رفاه و آسایش می توان به تامین راه ها و امنیت آن ها اشاره کرد؛ چنان که در گزارش قرآنی از شکوفایی تمدنی سباء به این مهم اشاره شده است. از نظر قرآن راهها، وسیله اى لازم براى زندگى انسان است (نحل، آیه ۱۵؛ طه، آیه ۵۳؛ انبیاء، آیه ۳۱) بنابراین، ایجاد راه ها باید در دستور کار نظام سیاسی ولایی قرار گیرد تا مردم به آسایش و رفاه دست یابند. از آن جایی که راه های ارتباطی متنوع است (فاطر، ایه ۲۷) باید به این تنوع توجه شود. نظام سیاسی افزون بر راه های کوچک باید در اندیشه تامین بزرگراه ها باشد که هیچ کسی راه خویش را گم نکند و به سادگی از منطقه ای به منطقه دیگر گذر کند. پس افزون بر سبل و راه های کوچک( نحل، ایه ۱۵؛ انبیاء، آیه ۳۱) باید در اندیشه صراط مستقیم و بزرگراه و ایجاد آن بود. در این تمدن، شهرها به هم نزدیک و راه ها به شکلی کامل برخوردار از امنیت بوده است.(سباء، آیات ۱۵ تا ۱۸) امنیت راه ها در شبانه روز موجب افزایش رفاه و گردش سرمایه و ثروت و نیز مبادلات تجاری و اقتصادی می شود. از همین روست که برای دست یابی به این مهم باید ، به تامین دایمی راه ها و امنیت آن توجه ویژه مبذول داشته شود.(همان؛ قریش، آیات ۱ و ۴) گاه لازم است تا برای تامین راه ها و ایجاد آن ، افزون بر راه های خشکی در زمین ، راه های خشکی در دریا ایجاد کرد که شامل ایجاد گذرگاه در روی دریا یا زیر دریا و مانند آن می شود؛ یعنی همان طوری که حضرت موسی(ع) برای تامین رفاه و امنیت امت خویش ، گذرگاه دریایی ایجاد کرد(طه، آیه ۷۷؛ دخان، آیه ۲۴)، لازم است تا نظام سیاسی ولایی به این مهم توجه داشته باشد. راه سازی در کوهستان از جمله فعالیت های سختی است که باید انجام گیرد تا عبور و مرور آسان و رفاه برای عموم فراهم آید.(فاطر، آیه ۲۷) راه آسمانی نیز باید دستور قرار گیرد؛ زیرا قرآن از راه های آسمانی سخن به میان آورده که شامل راه های موجود و راه هایی است که در آینده ایجاد می شود که هنوز علم آدمی به آن نرسیده است.(ذاریات، آیه ۷؛ نحل، آیه ۸)
  3. تامین وسایل حمل و نقل: از جمله ابزارهای آسایش، وسایل حمل و نقل و ترابری است. وسایل و ابزاهای مناسبی که بتواند انسان را از راه های گوناگون زمینی و دریایی و هوایی منتقل کند و یا کالا و خدمات را انتقال دهد. اگر در گذشته از اسب و قاطر در خشکی(نحل، آیه ۸؛ زخرف، آیات ۱۲ تا ۱۴) و کشتی در دریا(الرحمن، آیه ۲۴؛ کهف، آیه ۷۹) و در موارد استثنایی از باد در هوا (ص، آیات ۳۴ تا ۳۹) برای نقل و انتقال سود جسته می شد؛ امروز باید از ابزارها و فن آوری نوین برای چنین اموری بهره گرفت و بر نظام سیاسی ولایی است تا امکانات رفاهی و آسایشی را در این عرصه فراهم آورد. خداوند به صراحت در آیه ۸ سوره نحل از اختراع وسایل جدید حمل و نقل سخن به میان آورده و آن را به خود نسبت می دهد و می فرماید: ویَخلُقُ ما لا تَعلَمون؛ و غیر از این حیوانات خداوند چیزی را می آفریند که نمی دانید.
  4. سدسازی: مهار آب به عنوان مهم ترین ابزار تامین آب و کشت و دام پروری باید در دستور کار باشد؛ چنان که تمدن سبا از این امکانات رفاهی برخوردار بوده است.(سباء، آیه ۱۶) اصولا هر گونه سدی از جمله سدهای مهارآب یا سد مهار دشمن باید بر اساس مدیریت کلان نظام سیاسی ولایی با همکاری مردم و امت انجام شود؛ چنان که سدسازی حضرت ذوالقرنین در حوزه دفاعی این گونه بوده تا مردم در رفاه و آسایش و امنیت بسر برند.(کهف، آیات ۹۴ تا ۹۸)
  5. شهرسازی: اصولا تامین امکانات و رفاه برای عموم در شرایطی چون شهرنشینی بهتر فراهم است. از این روست که تمدن ها بر مدار شهرسازی رشد و گسترش یافته و توانسته است رفاه مطلوب را برای شهروندان فراهم آورد.(سباء، آیات ۱۵ تا ۱۸ و آیات دیگر) از نظر قرآن، رشد اقتصادى و فراوانى رزق و رفاه، در پرتو امنیّت و آرامش شهرها دست یافتنی است(نحل، آیه ۱۱۲؛ اعراف، آیات ۷۳ و ۷۴ و آیات دیگر) که دارای سازماندهی و مدنیتی بر اساس قانون نوشتار و مکتوب است و زمینه مدیریت در آن فراهم تر است.

البته در آیات قرآنی سازوکارهایی دیگر برای تامین رفاه و آسایش بیان شده که به همین میزان در این جا بسنده می شود.