بی حیایی و آثار آن در زندگی

samamosبرخی از رفتارها در زندگی موجب می شود تا انسان در مسیری کاملا خلاف ضد رشد و کمال قرار گیرد و در ورطه سقوط افتد. از جمله این رفتارها می توان به بی حیایی اشاره کرد؛ زیرا بی حیایی بسترساز بسیاری از ضد هنجارها و نابه هنجاری های دیگر است. از این روست که آموزه های وحیانی اسلام بر حیا و عفت در زنان و مردان تاکید بسیاری نموده است.

نویسنده در این مطلب کوتاه بر آن است به مساله بی حیا از منظر قرآن بپردازد و آثار و تبعات آن را به خوانندگان یادآور شود. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ادب اجتماعی، حافظ انسانیت

انسان همان گونه که می بایست در حوزه اخلاق به منش فردی خویش توجه کامل داشته و فضایل اخلاقی را در خود بپروراند و افزایش دهد و یا از رذایل اخلاقی فاصله گیرد و آن را در خود از میان بردارد، می بایست در حوزه رفتارهای اجتماعی نیز بسیار از لطائف و نکات ریز و درشت را مورد اهتمام جدی قرار دهد تا بستر مناسب رشد و کمال را در خود فراهم آورد و به هدف آفرینش یعنی عبودیت ربوبی و خلافت الهی دست یابد و نه تنها الگوی رفتاری دیگران شود بلکه دیگران را نیز به نیروی باطنی خود به سوی کمال رهنمون سازد و به عنوان خلیفه الهی در نقش پروردگاری ظهور نماید.

ادب به مجموعه ای از رفتارهای اجتماعی گفته می شود که در برگیرنده نکات بسیار لطیف و ریزی است که مراعات آنها در بسیاری از موارد الزامی و ضروری است. هر یک از مسائل و موضوعات دارای مجموعه ای از رفتارهای اختصاصی است که می بایست رعایت شود. از جمله آداب می توان به ادب قرائت قرآن ، ادب نیایش، ادب مهمانی و مانند آن اشاره کرد.

از آن جایی که ادب امری فراتر از اخلاق و حقوق می باشد، نیازمند آموزش های خاص و سخت تری است. هر یک از آداب خاص، در یک فرآیند پیچیده آموخته و آموزش داده می شود. از این روست که بسیار زمانبر و دشواریاب می باشد، چنان که آثار گوناگون آن نیز بسیار مهم تر و اساسی تر می باشد. اگر بخواهیم رابطه و نسبت میان اخلاق و ادب را تبیین کنیم می توانیم به نسبت میان عدالت و احسان اشاره داشته باشیم.

ادب اجتماعی ، نه تنها حافظ اداب و رسوم عقلایی بشر است بلکه حافظ انسانیت وی نیز می باشد؛ زیرا تنها انسان است که برای حفظ انسانیت نیازمند اعمال رفتارهای هنجاری بسیار دقیق است. انسان برای دست یابی به مجموعه ای از اصولی که وی را به مقام انسانیت و خلافت می رساند لازم است تا این گونه امور را مراعات نماید. این در حالی است که دیگر موجودات نیازمند حفاظت و رعایت چنین اصولی نیستند.

ارزش حیا در زندگی

حیا به معنای انقباض و خوداری نفس از زشتی ها و ترک زشتی هاست (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۲۷۰ ذیل واژه حیی) زشتی هایی که به عنوان بازدارنده از رشد و کمال یابی عمل می کند واجازه نمی دهد تا صفات و اسمای الهی سرشته در نهاد انسان فعلیت یافته و انسان به عنوان متاله ظهور و بروز کند و در مقام خلافت الهی بنشیند.

البته درکاربردهای قرآنی، حیا به خداوند نیز نسبت داده شده و خداوند به صراحت می فرماید که وی در بیان حقایق هیچ حیا و استحیایی ندارد. کاربرد این واژه درباره ذات باری بدین معنا نیست که خداوند از زشتی ها خود را حفظ کند؛ زیرا این گونه رفتار به معنای انقباض نفس است و خداوند پاک و منزه است که در انقباض قرار گیرد(همان ) بلکه مقصود از حیا در خداوند به معنای ترک قبیح و زشتی هاست. به این معنا که خداوند هرگز کارزشت و قبیح را انجام نمی دهد و از وی چنین اموری سر نمی زند.(مجمع البیان ، شیخ طبرسی ، ج ۱ و ۲ ص ۱۶۵)

هر چند که در ادبیات فارسی معنای ضد حیا را به شکل بی حیایی به کار می بریم ولی در کاربردهای عربی وگاه فارسی این معنا با واژه وقاحت بیان می شود. بنابراین کسی که بی حیاست در حقیقت انسان وقیح می باشد که با وقاحت تمام رفتارهای زشتی را به شکل علنی در جامعه و اجتماع مرتکب می شود. به سخن دیگر، نقیض حیا همان وقاحت است که گاه در فارسی نیز به کار می رود.(همان ، ص ۱۶۳)

از کاربردهای قرآنی و به ویژه این که خداوند حیا را ارزش می شمارد به دست می آید که اهمیت حیا بیش از آن چیزی است که به نظر می آید. از این روست که خداوند به ویژه در مسایل جنسی و حفاظت از حریم آن، بر مراعات حیا و عفت حتی برای زنان سالخورده تاکید کرده است و آن را امری پسندیده برای آنان برشمرده است.(نور آیه ۶۰)

به سخن دیگر، با آن که زنان سالخورده به عنوان یک نمونه ، در وضعیت و شرایطی قرار دارند که آثار سویی نسبت به رفتارهای به دور از ادب آنان در حوزه مسایل جنسی پدید نمی آید و نمایش مو وصورت واندام آنان، به عنوان یک محرک جنسی عمل نمی کند، با این همه بر پایه ادب اجتماعی و جنسی از آنان خواسته شده تا خود را از نامحرم بپوشانند و مراعات ادب را در این حوزه بنمایانند.

بنابراین ، رعایت ادب حتی در مواردی که به نظر می رسد نیازی به مراعات آن نیست ، بیانگر ارزش واهمیت ادب ومراعات آن در هر حال و همه جاست. در روایتی است که پیامبر(ص) برای سرکشی از گله ای به دشت می رود و در جست و جو از چوپان او را در زیر بوته ای می یابد که به استراحت مشغول بود. هنگامی که وی را می یابد، لخت بود. پس از هشدار وهوشیار باش هنگامی که از وی علت لخت بودن را می پرسد چوپان پاسخ می دهد که دراین دشت آدمیزادی نیست که او را ببیند از این رو برای حفظ لباس و محافظت از کهنگی و اندارس آن ، جامه از تن کنده و لخت در زیر سایه بوته خوابیده است. پیامبر(ص) بی درنگ وی را از چوپانی گله اش بیرون می کند و می فرماید که به دور از ادب است که انسان خود را نپوشاند و لخت وعریان باشد و این در حالی است که خداوند او را می بیند.

اگر به داستان آفرینشی که قران آن را گزارش می کند توجه شود، به خوبی علت و حکمت رفتار پیامبر و واکنش تندی وی را می توانیم به دست آوریم. خداوند در آیاتی چند از جمله آیه ۲۲ سوره اعراف و ۱۲۱ سوره طه به این نکته اشاره می کند که حضرت آدم (ع) هنگامی که به وسوسه و تحریک شیطان و سوگند دروغش ، از میوه درخت ممنوع خورد و چشید، بدن و زشتی های آن آشکار شد. آن حضرت (ع) به طور ناخودآگاه و فطری از این وضعیت شرمنده شد و برای حفظ آبرومندی و رعایت حیا ، کوشید تا خود را بپوشاند. این گونه است که زن و شوهر در همان نخستین واکنش به جای هر کار دیگری به فکر حفظ ادب و مراعات آبروی خویش بودند و از برگ های درختان بهشتی پوششی برای تن خود به ویژه عورت هایشان فراهم آوردند و این گونه بود که نخستین جامه و لباس برای حفظ عورت و مراعات حیا از برگ درختان فراهم آمد.

حیای زن

هر چند که مراعات حیا و دوری از هر عمل وقیح و زشتی به ویژه در حوزه پوشش تن و بدن ، امری لازم و ضروری برای مرد و زن است، ولی مراعات آن از سوی زنان مورد تاکید و اهتمام بیش تری است؛ زیرا برخلاف مرد که برخی از بخش های تن وی عورت به شمار می آید، همه اندام زن به عنوان عورت محسوب می شود؛ زیرا به تجربه و دانش های گوناگون به اثبات رسیده که مرد به دیدن تحریک می شود و تحریک وی موجب می شود تا زن مورد تعرض جنسی و یا رفتارهای زشت و زننده دیگر قرار گیرد. از این رو، بر زنان است تا برای دست یابی به تقوا و حفظ خود از تعرضات مردان ، از جامه و لباس کامل به عنوان محافظ شخص و شخصیت خود بهره گیرند.

خداوند در آیه ۲۵ سوره قصص ، حیا را از برجسته ترین کمالات زن بر می شمارد و این گونه نشان می دهد که ارزش کمالی زن را می بایست در حیا و عفت وی جست نه در نمایش اندام. به ویژه آن که از اندام زنان در بسیاری از موارد به عنوان ابزار تبلیغاتی و یا بهره برداری جنسی سوء استفاده می شود و کرامت و شرافت زنان به این شکل در معرض خطر جدی قرار می گیرد.

به سخن دیگر، استفاده ابزاری از اندام زنان، زنان از مقام انسانی بیرون برده و در جایگاه ابزارهای بهره برداری جنسی و تبلیغاتی و امور از این دست قرار می دهد. بنابراین لازم است که زنان از سلاح حیا وعفت به عنوان مهم ترین و کارآیی ترین ابزار برای حفاظت بر شخص و شخصیت انسانی خود از آن استفاده کنند.

به دور از واقعیت و حقیقت است که بگوییم زنان می توانند با ابزارهای دیگر بر حفاظت از شخص و شخصیت خود اقدام کنند؛ زیرا ثابت شده است که در هر حال مردان به علل بسیار توانایی و قدرت بیش تری از زنان داشته و می توانند به راحتی واسانی زنان را مجبور به اعمالی زشت کنند. از این روست که در آمارها و گزارش هایی که در کشورهای غربی منتشر می شود این نکته بارها مورد تاکید قرار گرفته است که حتی زنان دارای مقامات عالی نظامی مورد شدید ترین نوع استثمار جنسی و تعرضاتی از این قبیل قرار گرفته و آسیب های جدی روحی و روانی را متحمل شده ا ند. بنابراین ساده اندیشی است که از راه ها و سازوکارهای قانونی و مانند آن بتوان حریم حفاظتی برای زنان فراهم آورد.

این در حالی است که قرآن تبیین می کند که پوشش کامل زنان می تواند از شناخته شدن ایشان و موقعیت زیبایی و مانند آن جلوگیری نماید به گونه ای که دیگر مردی نتواند به حریم عفت وی تجاوز نماید و یا نگاهی بدبینانه داشته باشد.

حیا واکنش های طبیعی را در پی دارد که از جمله می توان به پوشش کامل و خودداری از رابطه کلامی با نامحرمان، خجالت زدگی و مانند آن اشاره کرد. خداوند در آیات ۲۴ تا ۲۹ سوره ذاریات از حیای ساره گزارشی را ارایه می دهد که آن حضرت حتی از شنیدن بچه دار شدن خود از زبان فرشتگانی که به شکل جوانان زیبا و برومند تجسم یافته بودند ، خجالت زده می شود و برای بیان شرم خویش سیلی به صورت خود می زند.

البته سیلی زدن وی تنها برای بیان شرم و حیا خود از شنیدن بچه دار شدن در دوری پیری و کهنسالگی از زبان مردانی جوان نبوده بلکه به سبب شگفتی و تعجب وی از این حادثه ورخداد نیز بوده است. با این همه می توان از رفتار آن حضرت این مطلب را به دست آورد که زنان با حیا حتی از شنیدن مطالبی خاص از زبان دیگران خجالت زده می شوند و واکنشی کلامی و حرکتی از خود نشان می دهند. شاید بسیار شنیده باشید که زنی در مقام حیا از واژه " ای وا" استفاده کرده باشد که بیانگر حیا و شرم و ازرم وی از شنیدن برخی مطالبی است که می بایست آن را در دایره حریم شخصی و خصوصی و خلوت زن قرار داد. زنانی بیوه و پیری که از شنیدن خواستگارانی برای خود این گونه عمل می کنند هر چند که خواهان شوهر و همدمی هستند ولی حیا به آنان اجازه نمی دهد که پذیرش خود را علنی سازند و با به کارگیری برخی از واژگان حیا و شرم خویش را این گونه ابراز می دارند.

حیا نه تنها برای زنان انسانی به عنوان یک عمل فطری و غریزی و طبیعی در بینش قرآنی معرفی می شود بلکه حتی از گزارش قرآن نسبت به اهل بهشت این مطلب آشکار می شود که زنان بهشتی از جنس حوریان نیز موجوداتی هستند که حیا وعفت در آنان سرشته شده است و آنان دوشیزگانی با حیا و شوهر دوستی هستند که نسبت به دیگری با کمال حیا و عفت برخورد می کنند به گونه ای که حیا و عفت به عنوان ویژگی انحصاری آنان مطرح می باشد. به این معنا که جز شوهران خویش را نمی بینند و هیچ تماس و ارتباطی با غیر شوهران خویش ندارند. تعبیر "حور مقصورات فی خیام" که در آیه ۷۲ سوره الرحمن آمده است و یا تعبیراتی چون قاصرات الطرف (صافات آیه ۴۸ و ص آیه ۵۲ و رحمن آیه ۵۶) بیانگر این معنا هستند که زنان بهشتی بر خصلت حیا سرشته شده اند و جز شوهران خویش هیچ کسی را نمی بینند.

قاصرات الطرف بودن زنان بهشتی و حوریان آخرتی به این معناست که حیا در زن به عنوان یک ارزش اساسی و بنیادین مطرح می باشد. از سوی دیگر این معنا را نیز می رساند که نگاه زنان به مردان می تواند آثار سوء جنسی به دنبال داشته باشد. از این رو چشم فروهشتن ایشان و کوتاه نظر کردن آنان خود به عنوان یک صفت برجسته و خصلت کامل و اساسی مطرح و معرفی می شود تا علاقه مندی مردان به این زنان و جهان دیگر را برانگیزد.

البته اگر بر این باور باشیم که حور در کاربردهای قرآنی اختصاص به جنس زن و مرد ندارد و حوریان مردان و زنان زیبا روی اختصاصی هستند که خداوند برای مردان و زنان مومن آفریده است، در این حالت می بایست گفت که حیا و عفت حوریان اختصاص به حوریان زن بهشتی ندارد بلکه حوریان مرد بهشتی را نیز شامل می شود. در این صورت قاصرات الطرف بودن ایشان به معنای آن است که هر مرد و زن بهشتی از چنین ویژگی برخوردار می باشند. بنابراین لازم است که انسان ها از مرد و زن در دنیا نیز این خصلت که ویژگی برجسته ای است تحصیل کنند و در برابر مردان و زنان نامحرم چشم فروهشته دارند و در زنان و مردان نامحرم نظر و نگاه نکنند و چشم خیره ندارند.

قرآن در آیه ۳۱ سوره نور و ۲۵ سوره قصص حیا را در رفتارهای عمومی و خصوصی مورد اهتمام قرار می دهد و از زنان به ویژه می خواهد که در رفتن گام ها را چنان بردارند که برجستگی های بدن و محرکات جنسی آنان نمایش داده نشود چنان که در سخن گفتن نیز نرم و گوش نواز نباشند تا عامل محرک جنسی شود؛ زیرا هر گونه رفتاری که محرکات جنسی را در مردان تحریک کند می تواند موجبات طمع و اذیت و آزار ایشان را فراهم آورد و آنان را در فشارهای سخت قرار دهد. این گونه است که برای حفظ شخص وشخصیت خویش می بایست از هر گونه گام برداشتن تحریک زا و یا سخن گفتن محرک آفرین خودداری کنند.

خداوند در آیه ۲۵ سوره قصص حرکت توام با حیا و آزرم دختر شعیب هنگام بازگشت از نزد موسی و گفت و گو با وی را گزارش می کند و بر این نکته تاکید دارد که چگونه از حرکات و سکنات دختر شعیب (ع) می توان استحیا و حیا وی را دانست.

هر چند که مومنان چنان که گفته شد از مرد و زن موظف به رعایت و حفظ حیای خود در برخوردهای اجتماعی هستند(نور آیات ۳۰ و ۳۱) ولی زنان در این امر می بایست بیش از مردان مراعات حال خود نمایند ، زیرا قدرت و برتری طبیعی مردان می تواند آنان را به استثمار جنسی بکشاند و شخص و شخصیت ایشان را مورد تجاوز و استثمار قرار دهد.

هدف از رعایت حیا و حفظ عفت دست یابی به پاکدامنی است؛ زیرا مهم ترین عامل تباهی بشر دوری از پاکدامنی می باشد. کسی که به وقاحت و زشتی کشیده شود به سادگی در ورطه سقوط اخلاقی و اعتقادی گرفتار می آید و بسیاری از بلاها و گرفتاری ها بر سر او خروار می شود.این گونه است که سرانجامی جز کفر و شقاوت و بدبختی در دنیا و آخرت نصیب او نخواهد شد.

خداوند در آیات ۳۰ و ۳۱ سوره نور از مردان و زنان مومن می خواهد برای حفظ پاکدامنی خود و دوری از گناه و کفر از چشم چرانی و خیره شدن به زنان و مردان نامحرم اجتناب و پرهیز کنند و با دوری از حرکات و رفتارهای تحریک آمیز جنسی به ویژه از سوی زنان شخص و شخصیت خویش را حفظ و از تجاوز دور دارند(همان و نیز احزاب آیات ۳۲ و ۳۳) و برای دست یابی به این مقصود با آشکار نکردن مواضع زینت و برجستگی ها و محرکات جنسی خویش از حجاب کامل و ستر عورت استفاده کنند.(همان و نیز طه آیه ۱۲۱ و اعراف آیه ۲۲ ومعارج آیات ۲۲ و ۲۴)

از این مطالب می توان به دست آورد که راه دست یابی به کمال رشدی تنها در حفظ اموری است که از جمله آن ها حیا و عفت است که این به تقوا نزدیک تر و به خلافت عبودی کوتاه تر است. با شد با حیا و عفت راه کمال مطلق و عبودیت ربوبی و خلافت الهی را طی کنیم و از مقام انسانیت کامل بهره مند شویم.