بوسه بر دست خدا و سائلان صدقه

صدقه

بسم الله الرحمن الرحیم

در اهمیت و ارزش صدقه همین بس که اولین خواسته محتضر در هنگام کشف و شهود عالم برزخ و آخرت است؛ زیرا آن را عملی صالح و نیک می یابد که می تواند از عقبات و گردنه های بلند و بزرگ قیامت بگذراند و به سلامت به مقصد برساند. پس هر کسی ره توشه سفر آخرت می جوید و تقوای الهی را می خواهد می بایست به این عمل اجتماعی صدقه و انفاق توجه داشته و با صداقت و اخلاص آن را ارایه دهد تا این گونه نه تنها مالش پاک و طاهر شود، بلکه طهارت و تزکیه نفس نیز نصیب وی شود و بتواند پاک و پاکیزه به آخرت سفر و به لقای الهی دست یابد و از برکات دیگر این عمل نیک و صالح چون برکات در مال و فرزند و سلامت در دنیا بهره مند گردد و حوائج دنیوی و اخروی اش به دعای سائلان و محرومان اجابت شود و دست در دست خدا بگذارد و بوسه بر دست خدا نهد.

خدا گیرنده صدقات و انفاقات

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، متقی کسی است که از نظر اعتقادی به خدا و فرشتگان و قبر و قیامت و حساب و کتاب اخروی ایمان دارد(نساء، آیه ۱۳۶؛ بقره، آیه ۲۸۵)؛ و از نظر عملی افزون بر بندگی خدا در قالب نماز، به انفاقات مالی و خدمات رسانی به دیگران در حوزه عمل اجتماعی اهتمام می ورزد و هماره اهل نماز و انفاقاتی است که خدا به او داده است و به تعبیر قرآنی از «مما رزقنا»(بقره، آیه ۳) و از «مال الله»(نور، آیه ۲۴) انفاق می کند و صدقه می دهد.

از نظر قرآن، ارزش صدقه و انفاق در سطح عبادتی چون نماز قرار دارد؛ از این روست که همان طوری که میان نماز با خدا ارتباط مستقیمی است، هم چنین میان خدا و صدقات و انفاقات چنین سطحی از ارتباط است و خدا خود گیرنده صدقات است هر چند که به ظاهر به دست محرومان و سائلان و خویشان در صدقات مستقیم یا به دست پیامبر(ص) و معصومان(ع) در صدقات واجب مالی می رسد؛ زیرا خدا به صراحت می فرماید: أَلَمْ یَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ؛ آیا ندانسته‏ اند که تنها خداست که از بندگانش توبه را مى ‏پذیرد و صدقات را مى‏ گیرد و خداست که خود توبه‏ پذیر مهربان است. (توبه، آیه ۱۰۴)

از نظر قرآن دادن صدقات به دو دسته واجب است؛ یکی سائلان و دیگری محرومان؛ زیرا حق الهی در هر مالی برای این دو دسته به عنوان مستحق مطرح است. پس افزون بر واجبات مالی چون زکات و خمس و نیز انفاقات به همسر و فرزند و والدین لازم است تا انسان به این دو دسته مستحق عنایت خاص داشته و از مال الله و رزق الله به آنان بدهد. (ذاریات آیه ۱۹؛ معارج، آیات ۲۴ و ۲۵)

بوسیدن دست سائلان

از آن جایی که خدا صدقات را می گیرد، هر چند که در دست انسانی قرار داده می شود، می توان گفت که دستی که برای گرفتن صدقات می آید هر چند که دست سائلی باشد، ولی آن دست در حقیقت دست خدا است که به سوی شما دراز شده است. پس نمی بایست چنین دستی را رد کرد و پاسخ منفی به او داد، بلکه نه تنها می بایست صدقه ای به دست سائل داد، بلکه آن دست سائل را بوسید؛ چرا که این دست سائل در این حالت، همان دست خدا است که به سوی شما دراز شده است.

در روایت درباره سجاد علیه السلام آمده است: «کان علی بن الحسین(علیه‌السلام) إذا أعطی السائل قبّل ید السائل. فقیل له لم تفعل ذلک؟ قال: لأنّها تقع فی ید الله قبل ید العبد؛ و قال: لیس من شیء إلا وکّل به ملک إلا الصدقه؛ هرگاه علی بن حسین(ع) چیزی را به یک سائل اعطا می کرد، دست سائل را می‌بوسید. به حضرت(ع) عرض می‌کردند: چرا دست سائل را می‌بوسی؟ ایشان می‌فرمود: این صدقه قبل از اینکه به دست سائل برسد به دست خدا می‌رسد. هم چنین فرمود: هیچ کاری نیست، مگر آن که فرشته ای بر آن موکل است و آن را انجام می دهد، مگر صدقه که به دست خدای سبحان می‌رسد و از آنجا به دست سائل می‌رسد.

بوییدن مال صدقه

هم چنین از آن جایی که خدا صدقات را می گیرد، هر چند که به دست سائلی می رسد، می بایست آن را از سائل بازپس گرفت و آن مال صدقه را بویید و دوباره به سائل بازگرداند؛ زیرا این مال چون به دست خدا رسیده است، خدایی شده و می بایست آن را گرفت و بویید و بر دیدگان گذاشت تا از برکات عنایت الهی این مال صدقه داده شده بهره مند شد.

در کتاب کافی و نیز تفسیر عیّاشی از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که ایشان فرمود: «کان أبی إذا تصدّق بشیء وضعه فی ید السائل ثمّ ارتدّه منه فقبّله و شمّه ثم ردّه فی ید السائل؛ پدر بزرگوارم، امام باقر (سلام الله علیه) اگر چیزی را صدقه می‌داد، وقتی این مال را در دست سائل می‌گذاشت، آن را برمی‌گرداند و می‌بوسید و می‌بویید، و سپس آن مال صدقه را دوباره به سائل می‌داد.

درخواست دعا از سائل

از آن جایی که خدا صدقات را می گیرد شخص صدقه دهنده بهتر است افزون بر بوسیدن دست سائل و بوییدن مال صدقه، از سائل بخواهد تا برایش دعا کند؛ زیرا دعای سائل در این حالت برای شخص صدقه دهنده از سوی خدا اجابت می شود. پس یکی از شرایط و زمان های اجابت دعا، دعا هنگام صدقه و از سوی صدقه گیرنده در حق صدقه دهنده است.

در باب فضل الصدقه کتاب الخصال شیخ صدوق از امیرالمؤمنین(علیه السلام) روایت شده که ایشان فرموده است: إذا ناولتم السائل الشیءَ فاسألوه أن یدعو لکم فانّه یجاب فیکم و لا یجاب فی نفسه لاّنهم یکذبون و لیرد الذی یناوله یده الی فیه فلیقبلها فانّ الله عزّوجلّ یأخذها قبل أن تقع فی ید السائل کما قال الله عزّوجلّ: أَلَمْ یَعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوبَهَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَأْخُذُ الْصَّدَقَاتِ»؛ از امیرالمؤمنین (علیه السلام) رسیده است که فرمود: اگر چیزی را به سائل دادید، از او بخواهید که برای شما دعا کند؛ زیرا دعای سائل برای مُعطِی مستجاب است و برای خودش مستجاب نیست؛ چون نوعاً دروغ می‌گویند! از آن جهت که نوعاً دروغ می‌گویند و مضطر نیستند؛ دعای آنها برای خودشان مستجاب نیست؛ امّا از آن جهت که دستشان متبرّک شد؛ زیرا چیزی را گرفته است که دست خدای سبحان به او رسید، از این جهت دعای آنها برای مُعطی و صدقه دهند مستجاب است؛ و هم چنین برگرداند چیزی که به دست سائل داد و آن را به سوی دهان خویش ببرد و آن را ببوسد؛ زیرا خدای عز و جل آن را مال را قبل از این که به دست سائل برسد، گرفته است؛ چنان که خدا فرموده است: آیا ندانسته‏ اند که تنها خداست که از بندگانش توبه را مى ‏پذیرد و صدقات را مى‏ گیرد و خداست که خود توبه‏ پذیر مهربان است. (توبه، آیه ۱۰۴)

آه سائل واقعی

در روایت است که به سائل مبلغی را هر چند کم بدهید و دست او را کوتاه نکنید؛ زیرا این خطر است که سائل واقعا نیازمند و به تعبیری مضطر به کمک باشد و اگر کسی به مضطر کمک نکند، خشم خدا را به جان خریده است؛ زیرا خدا دعای کسی که در حالت اضطرار است، اجابت می کند(نمل، آیه ۶۲) و شکی نیست که اگر صدقه دهنده به چنین سائلی پاسخ مثبتی ندهد، گرفتار آه مضطر می شود و بسیار خطرناک و زودگیرنده است؛ چرا که فاصله آه مضطر و مظلوم به خدا بسیار کوتاه است؛ چنان که امام حسن مجتبی(ع) درباره فاصله زمین و آسمان یعنی خلق و خالق: کم بین الأرض و السماء»، می فرماید: دَعوَهُ المَظلُومِ وَ مَدُّ البَصَر؛ اگر منظور آسمان غیب و باطن است فاصله بسیار کوتاه به قدر و اندازه دعا و آه مظلوم ؛ و اگر منظورتان آسمان ظاهر است تا آن‌جا که قلمرو دید است فاصله میان زمین و آسمان است.( تحف العقول، ص۲۲۹)

بر همین اساس مرحوم ابن‌بابویه قمی در همین باب «فضل الصدقه» و نیز جلد دوم من لا یحضره الفقیه این روایت را از پیامبر اکرم(ص) کرد که ایشان فرمود: «اگر کسی سؤال کرد و درخواست مالی داشت، پاسخ منفی و رد به او ندهید»؛ گویا شخص عرض کرد: نوعاً وضع اینها خوب است، و دروغ می گویند. پیامبر(ص) فرمود: البتّه؛ اگر اینها راست می‌گفتند که احدی از شما باقی نمی‌ماندید؛ چون اینها دروغ می‌گویند شما زنده‌اید؛ و الاّ اگر کسی واقعاً مستحق و نیازمند باشد و سؤال بکند و مسلمین به داد او نرسند، آن آه او کسی را باقی نمی‌گذارد!

در حقیقت پیامبر(ص) فرمود: اگر این سائلان دروغ نمی‌گفتند و مضطر واقعی بودند که شما باقی نمی‌ماندید؛ پس این دروغ و کذب آنان اینها باعث است که شما سرپا هستید.

صدقات در دست معصوم

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، همان طوری که صدقات نخست به دست خدا می رسد سپس به دست سائلان و مستحقان آن، هم چنین صدقات به ویژه صدقات واجب به دست معصوم(ع) داده شود. از این رو بر پیامبر(ص) و معصومان(ع) به عنوان اولیای امور مردم و صاحبان ولایت الله است تا صدقات را از مردم بگیرند؛ چنان که خدا می فرماید: خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلَاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ؛ از اموال آنان صدقه‏ اى بگیر تا به وسیله آن پاک و پاکیزه‏ شان سازى و برایشان دعا کن؛ زیرا دعاى تو براى آنان آرامشى است و خدا شنواى داناست. (توبه، آیه ۱۰۳)

از آن جایی که ولی فقیه در مقام و منصب اولیای الهی قرار می گیرد، واجب است تا واجبات مالی از جمله خمس و زکات را بگیرد و به دست مستحقان برساند؛ زیرا این مسئولیت برای مجتهدانی است که حاکم شرعی بر امور مردم هستند و احکامی چون حدود و تعزیرات و نیز احکام اول ماه رمضان و اول شوال را به طور رسمی اعلام کرده و متخلفان را در ماه رمضان به تازیانه مجازات می کنند.

صدقات پاک کننده انسان

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن از جمله آیه ۱۰۳ سوره توبه صدقات از این خاصیت و ویژگی برخوردار هستند که انسان را پاک می کنند؛ یعنی همان طوری که صدقات موجب می شود تا مال پاک شود و حقوق مستحقان واجب در هر مالی به صاحب حق پرداخت شود(معارج، آیات ۲۴ و ۲۵؛ ذاریات، آیه ۱۹)، هم چنین صدقات موجب می شود تا انسان ها پاک شوند. از همین روست که خدا به صراحت می فرماید: صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ؛ صدقه ای که صدقه دهندگان را پاک می گرداند(نساء، آیه۱۰۳)؛ زیرا کلمه «تُطَهِّرُهُمْ» در مقام نصب است تا صفت برای صدقه باشد.

معصوم تزکیه کننده صدقه دهندگان

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، پیامبر(ص) همان طوری که مامور است تا صدقات مالی را از صدقه دهندگان بگیرد و به دست مستحقان برساند. این مسئولیت به صراحت در آیه قرآن بیان شده است؛ زیرا خدا می فرماید: خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِمْ بِهَا؛ از اموال آنان صدقه‏ اى پاک کننده بگیر تا به وسیله آن صدقه ایشان را تزکیه کن!(توبه، آیه ۱۰۳)

در این آیه بیان شده همان طوری که پیامبر(ص) مامور است تا صدقه تطهیر کننده را بگیرد، هم چنین مامور است تا در مقام مظهریت در ربوبیت و پروردگاری در جان صدقه دهندگان تصرف کند و آنان را تزکیه کند که بیانگر رشد و نمو درونی نفس آنان خواهد بود.

معلوم است که از نظر قرآن، خدا تنها تزکیه کننده است؛ زیرا این امور از مقام ربوبیت و پروردگاری است و حتی خود انسان نمی تواند نفس خویش را تزکیه کند که به معنای رشد و نمو و تغییرات اساسی در نفس برای دست یابی به کمال است؛ خدا به صراحت می فرماید: لَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَکَى مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَکِنَّ اللَّهَ یُزَکِّی مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛ اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود، هرگز هیچ کس از شما تزکیه نمى ‏شد، ولى این خداست که هر کس را بخواهد تزکیه می کند و خداست که شنواى داناست. (نور، آیه ۲۱)

در حقیقت هیچ کسی توانایی تزکیه خود را ندارد چه رسد که به تزکیه دیگری بپردازد؛ زیرا تزکیه تصرفات خالق در مقام ربوبیت و پروردگاری در چیزی از جمله نفس انسان است تا آن چیز به کمال بایسته و شایسته خود برسد. البته هر کسی می تواند اسباب و وسایل تزکیه و بستر آن را فراهم آورد که همان انجام واجبات و ترک محرمات و مانند آن ها است که فراهم کننده تقوای الهی و تزکیه نفوس انسان از سوی پروردگار عالم می شود.

اما بر اساس آیه ۱۰۳ سوره توبه، پیامبر(ص) به عنوان مظهر تمام و کمال اسمای الهی، خلیفه الله و در مقام مظهریت ربوبیت قرار می گیرد و می تواند به عنوان مظهر الهی در نفوس انسانی تصرفاتی داشته باشد و آنان را تزکیه کنند. از همین روست که پیامبر(ص) مامور می شود تا به عنوان خلیفه و مظهر ربوبیت الهی چنین تزکیه ای را نسبت به صدقه دهندگان داشته باشد.

البته از نظر آموزه های وحیانی قرآن، چنین شانیت و مقامی برای دیگر اولیاء و خلفای الهی یعنی معصومان(ع) نیز ثابت است؛ زیرا این ها از شئون انحصاری پیامبری چون شان تشریع احکام نیست، بلکه از شئون رهبری و ولایت الهی است که برای دیگر اولیای الهی از جمله معصومان(ع) نیز ثابت است. البته اولیای فقیه که در سطح عصمت اکتسابی به مقام صاحبان شرایط رسیده و جامع الشرایط ؛ یعنی «صائنا لنفسه حافظا لدینه مخالفا لهواه مطیعا لامر مولاه » باشند می تواند از چنین مظهریت ربوبیت برخوردار شده و در جان و نفوس صدقه دهندگان تصرفاتی این چنینی داشته باشند.

معصوم تطهیرکننده صدقه دهندگان

بر اساس برداشتی از همین آیه ۱۰۳ سوره توبه می توان گفت که این پیامبر(ص) است که به دلیل مظهریت در ربوبیت به لحاظ دارا بودن همه اسمای الهی و خلافت الله بودن، می تواند در جان مردمان تصرف کند و ایشان را از هر گونه آلودگی پاک گرداند؛ چنان که خدا می فرماید: صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ؛ صدقه از ایشان بگیر و ایشان را پاک و تطهیر کن! در حقیقت، بر اساس این برداشت، «تُطَهِّرُهُمْ» یعنی «أنت تطهّرهم»، جواب «خُذُ» قرار می‌گیرد و باید مجزوم قرار شود نه مرفوع؛ زیرا جواب امر مجزوم است.

این برداشت هر چند که موافق قرائت مشهور و موجود در قرآن نیست، ولی با توجه به سیاق جمله می توان این را تایید کرد؛ زیرا شکی نیست که مراد از «وَتُزَکِّیهِم بِهَا؛ یعنی تو آنها را تزکیه می‌کنی.» پس همان طوری که پیامبر(ص) با تصرفات در جان صدقه دهندگان ایشان را تزکیه می کند، هم چنین مسئولیت تطهیر آنان را نیز به عهده دارد و شکی نیست که طهارت اعم از تزکیه ای است اخص معنایی از آن است. به هر حال، این پیامبر(ص) است که مامور است تا افزون بر اخذ و گرفتن صدقات از مومنان، ایشان را تطهیر و تزکیه کند.

بنابراین، معصومان(ع) نیز از توانایی «تطهیر» صدقه دهندگان برخوردار بوده و می توانند جان آنان را با تصرفات خویش از هر گونه «رجس» پاک کنند و به نوعی از عصمت برسانند که از آن به عصمت اکتسابی یاد می شود.

بهره مندی از ملکوت و باطن قرآن

از نظر قرآن همان طوری که صدقه مال را پاک و افزایش می دهد، هم چنین صدقات به ویژه صدقات واجب هم چون خمس و زکات موجب تطهیر و تزکیه نفوس آدمی از طریق تصرفات مظاهر ربوبیت الهی یعنی معصومان(ع) می شود. این تصرفات به ویژه تطهیر از «رجس» موجب می شود تا صدقه دهندگانی که صدقات ایشان قبول شده و در مقام متقین قرار دارند(مائده، آیه ۲۷) از هر گونه رجس و پلیدی طاهر و پاک شده و به عصمت اکتسابی برسند.

از نظرقرآن، کسانی که دارای عصمت اکتسابی و از هر گونه «رجس» پاک شده باشند، از این نعمت الهی برخوردار می شوند تا بتوانند از نور قرآن و باطن و ملکوت آن بهره مند شوند؛ زیرا خدا می فرماید: إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ فِی کِتَابٍ مَکْنُونٍ لَا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ؛ به راستی که این قرآن کریم است که در کتابی نهفته است و جز تطهیرشدگان بر آن دست ندارند و آن را مس نمی کنند. (واقعه، آیات ۷۷ تا ۷۹)

از این آیات به دست می آید که قرآن ظاهری دارد که همه به آن دسترسی دارند که البته اگر طهارت ظاهری نداشته باشند حق دست زدن ندارند، اما همین قرآن ظاهری باطنی دارد که ملکوت آن است و چیز تطهیرشدگان کسی به آن باطن و ملکوت نورانی آن دسترسی نداشته و دلهایشان نورانی نمی شود. پس اگر کسی بخواهد به ملکوت و نورانیت قرآن برسد و دلهایش بدان نورانی شود باید صدقات خویش را به دست معصوم (ع) برساند تا آنان به عنوان مظاهر الهی در ربوبیت و پروردگاری جانشان را تطهیر و تزکیه کنند و به این بهره مندی برسانند.

بهره مندی از دعا و صلوات معصوم

از نظر قرآن، بهره مندی از دعای خاص معصوم که دایمی و مستمر و تاثیرگذار است، تنها با صدقاتی است که به دست معصوم(ع) داده می شود؛ زیرا خدا می فرماید: : خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلَاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ؛ از اموال آنان صدقه‏ اى بگیر تا به وسیله آن پاک و پاکیزه‏ شان سازى و برایشان دعا کن؛ زیرا دعاى تو براى آنان آرامشى است و خدا شنواى داناست. (توبه، آیه ۱۰۳)

پیامبر (ص) مامور است تا از سوی خدا صدقات را بگیرد و اموری چون تطهیر و تزکیه و صلوات رادر حق صدقه دهندگان داشته باشد. در حقیقت وقتی صدقه به دست پیامبر(ص) داده می شود، ایشان در مقامی قرار دارد که دعای ایشان از سوی خدا اجابت می شود و این گونه با دعای خاص پیامبر(ص) که همان «صلاه» است؛ زیرا معنای اصلی صلات دعا و نیایش است، انسان به کمالی دست می یابد که بیرون از تصور است.

در حقیقت همان طوری که گفته شد، صدقه گیرنده دعایش در حق صدقه دهنده مستجاب است، دعای پیامبر(ص) به عنوان صدقه گیرنده در حق صدقه دهندگان از سوی خدا اجابت می شود. با این تفاوت که ممکن است دیگر دریافت کنندگان صدقه از جمله سائلان دروغگو باشند و مستحق صدقات نباشند، اما پیامبر(ص) چون از سوی خدا مامور به اخذ و گرفتن صدقات برای مستحقان است، در مقام «صدیقین» دعایش در حق خود و دیگران مستجاب است. پس کسی که نیت می کند تا صدقات به ویژه واجبات مالی را به دست معصومان(ع) و ولی فقیه برساند ، از دعای خاص آنان بهره مند خواهد شد و خواسته اش از سوی خدا اجابت می شود. از این رو گفته شده تا صدقه را به نیت این که به دست معصوم(ع) برسد بدهید تا حاجت روا باشید و اگر خواهان اجابت دعای خویش هستید چنین رویه ای را داشته باشید و صدقه ای به نام معصوم(ع) به دست مستحق یا ولی فقیه برسانید.

به نظر می رسد که اگر در روایات از اجابت دعای صدقه گیرندگان در حق صدقه دهندگان سخن به میان آمده است، بر اساس همین آیه است؛ زیرا معصومان(ع) مستجاب دعوت هستند و سائلان نیز در حقیقت از دست خدا و معصوم(ع) این صدقات را می گیرند هر چند که به ظاهر از دست صدقه دهندگان این اخذ و اتخاذ باشد.

آرامش بخشی معصوم به صدقه دهنده

از نظر قرآن کریم، معصوم(ع) با دعا و صلوات خاص خویش مهم ترین کاری که در حق صدقه دهنده می کند، ایجاد سکونت و آرامش است به طوری که هر گونه اضطراب را از وی می گیرد و به سکون و آرامشی می رساند که از هیچ راهی دیگر دست یافتنی نیست؛ زیرا سکونتی که انسان از طریق همسر(روم، آیه ۲۱) به دست می آورد غیر از سکونت و آرامشی است که از طریق تصرفات پیامبر(ص) و معصومان(ع) در جان و نفوس به دست می آید. این سکونت و آرامش به گونه ای است که آخرت انسان نیز آباد می شود؛ زیرا معصومان(ع) به دلیل احاطه علمی به سر و اخفای انسان ها، نیت های ایشان را می دانند و هنگام اخذ و گرفتن صدقاتی که واقعا از روی صدق و صداقت و به دور از هر گونه کذب و ناخالصی است، تطهیر و تزکیه ای را انجام می دهند که بسیار تاثیر گذار است و در دنیا و آخرت ایشان آثارش باقی و برقرار خواهد بود؛ زیرا خدا در ادامه همین آیه ۱۰۳ سوره توبه می فرماید: أَلَمْ یَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَهِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ؛ آیا ندانسته‏ اند که تنها خداست که از بندگانش توبه را مى ‏پذیرد و صدقات را مى‏ گیرد و خداست که خود توبه‏ پذیر مهربان است؛ و بگو هر کارى مى‏ خواهید بکنید که به تحقیق خدا و پیامبر او و مؤمنان در کردار شما می بینند و به تحقیق پس از بازگشت به سوى داناى نهان و آشکار بازگردانیده می شود، پس شما را به آنچه انجام مى‏ دادید، آگاه خواهد کرد. (توبه، آیات ۱۰۴ و ۱۰۵)

از این آیات به دست می آید که معصومان(ع) حتی پس از مرگ از هر گونه اعمال ظاهری و باطنی ما آگاه بوده و به عنوان شاهدان اعمال در قیامت شهادت می دهند. از آن جایی که شهادت باید مبتنی بر احاطه کامل علمی باشد، می بایست همه معصومان(ع) از اعمالی که در دنیا انجام می شود آگاه باشند تا در قیامت شهادت بدهند. این بدان معناست که احاطه علمی معصومان(ع) حتی پس از مرگ نیز بر همه کارهای انس و جن وجود دارد و آنان نیت های باطنی اعمال را نیز می دانند و بر اساس آن شهادت می دهند. بر اساس همین آیات و مانند آن ها در روایات در باره معصومان (ع) شهادت می دهیم: . اَشهَدُ اَنَّکَ تَشهَدُ مَقَامِی تَسمَعُ کَلامِی تَرُدُّ سَلامِی؛ شهادت می دهیم که شما مقام مرا می بینید و کلام مرا می شنوی و سلام مرا پاسخ می دهی.

آخرین حاجت محتضر

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، عمل صالح صدقه و انفاق چنان اهمیت دارد که وقتی محتضر در هنگام مرگ به سبب برطرف شدن پرده از دیدگان و دیدن ملکوت عالم برزخ و قیامت و کشف الغطاء(ق، آیات ۲۰ تا ۲۲) حقیقت چهره ملکوتی انفاق و صدقه را می بیند، از خدا می خواهد تا فرصتی به او داده شود و با تاخیری مرگ او اتفاق افتد تا او بتواند صدقه ای بدهد و خود را از عذاب الهی برهاند و بهشت را برای خویش بخرد.

خدا در قرآن به این آخرین حاجت و خواسته محتضر اشاره دارد و می فرماید: وَأَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِی إِلَى أَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَکُنْ مِنَ الصَّالِحِینَ؛ وَلَنْ یُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَاءَ أَجَلُهَا وَاللَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ؛ و از آنچه روزى شما گردانیده‏ ایم انفاق کنید پیش از آنکه یکى از شما را مرگ فرا رسد و بگوید پروردگارا چرا تا مدتى بیشتر اجل مرا به تاخیر نینداختى تا صدقه دهم و از نیکوکاران باشم؛ ولى هر کس اجلش فرا رسد، هرگز خدا آن را به تاخیر نمى‏ افکند؛ و خدا به آنچه مى ‏کنید آگاه است.(منافقون، آیات ۱۰ و ۱۱)

افزایش ۱۴۰۰ برابری صدقه

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، در ارزش صدقه و انفاقات مالی همین بس که هر صدقه به میزان قابل توجهی افزایش می یابد که عدد ۱۴۰۰ یکی از این درصد افزایش صدقات است که در قرآن بیان شده است. خدا می فرماید: مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَهٍ مِائَهُ حَبَّهٍ وَاللَّهُ یُضَاعِفُ لِمَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ؛ مَثَل صدقات‏ کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند همانند دانه‏ اى است که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه‏ اى صد دانه باشد؛ و خداوند براى هر کس که بخواهد آن را چند برابر مى ‏کند، و خداوند گشایشگر داناست‏. ( بقره، آیه ۲۶۱)

پس اگر یک دانه گندم هفت خوشه می دهد که روی هر خوشه صد دانه است، کم ترین سطح افزایش صدقات همین عدد ۷۰۰ است؛ اما اگر خدا بخواهد آن را مضاعف می کند که در این حالت ۷۰۰ دانه می شود ۱۴۰۰ دانه که عدد قابل توجهی است؛ البته این تنها بخشی از آن افزایش در مال صدقه داده شده است.

از نظر قرآن، ظاهر صدقه از دست دادن مالی است، اما در باطن بازگشت سرمایه است و افزایش آن است؛ در حالی که ظاهر ربا، رشد و افزایش مال است، ولی در باطن از دست رفتن مال است و اصل سرمایه است؛ زیرا مال ربوی اول افزایش ظاهری می یابد ولی در نهایت مانند ماه که در پایان به محاق می رود، این اصل مال ربوی نیز به محاق می رود و چیزی از اصل و سودش نمی ماند؛ چنان که خدا به صراحت می فرماید: یَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَیُرْبِی الصَّدَقَاتِ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ کُلَّ کَفَّارٍ أَثِیمٍ ؛ خدا از برکت‏ ربا مى ‏کاهد و به محاق می برد، و در حالی که بر صدقات مى‏ افزاید و رشد می دهد، و خداوند هیچ ناسپاس گناهکارى را دوست نمى دارد. (بقره، آیه۲۷۶)

رهایی از فقر با صدقه

خدا در قرآن بیان می کند که انسان اگر بخواهد سودی دو چندان برده و مالش برکت داشته باشد، می بایست صدقه بدهد و انفاقات مالی داشته باشد.(بقره، آیه ۲۶۱) هم چنین خدا در قرآن برای رهایی فقر فرمان می دهد که از صدقه برای رهایی از فقر بهره برند؛ یعنی فقیر در سطح استطاعت و توانش صدقه بدهد تا با اضعاف آن بتواند از فقر رها شود. (بقره، آیه ۲۶۱)

خدا می فرماید: حضرت امیرمومنان امام علی (ع) می‌فرماید: اذا أملقتم فتاجروا الله بالصدقه؛ هرگاه دچار فقر و نداری شدید با صدقه با خداوند تجارت کنید. (نهج‌البلاغه، حکمت ۲۵۸)

آرامش و آسایش با صدقه

از نظر قرآن، همان طوری که انسان برای رهایی از دوزخ می تواند از صدقه بهره برد، برای دست یابی به آرامش و آسایش نیز می تواند از آن بهره برد.

الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لَا یُتْبِعُونَ مَا أَنْفَقُوا مَنًّا وَلَا أَذًى لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ ؛ کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند، سپس در پى آنچه انفاق کرده‏ اند، منّت و آزارى روا نمى دارند، پاداش آنان برایشان نزد پروردگارشان (محفوظ) است‏، و بیمى بر آنان نیست و اندوهگین نمى ‏شوند. (بقره، آیه ۲۶۲)

از آن جایی که صدقات و زکات و انفاقات از مصادیق عمل صالح هستند، خدا این اعمال صالح را عاملی برای رهایی از ترس و اندوه دنیوی و اخروی قرار داده و موجبات آرامش و آسایش دو سرا را با این اعمال نیک فراهم آورده است. در حقیقت رهایی از دوزخ خوف و اندوه و فقدان آرامش و آسایش، با اعمال صالحی چون انفاقات و صدقات از جمله زکات واجب دست یافتنی است.(بقره، آیه ۲۷۷)