بهشت در سایه اخلاق اجتماعی

بسم الله الرحمن الرحیم

عوامل بسیاری در ایجاد بهشت و دست یابی انسان بدان دخالت دارد که با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن می توان دریافت که بخش اعظمی از این عوامل ارتباط تنگاتنگی را اخلاق و رفتار اجتماعی انسان دارد، به طوری که اگر کسی اخلاق و رفتار اجتماعی مناسبی نداشته باشد، نمی بایست انتظار بهشت را نیز داشته باشد. از این روست که در روایات بسیاری آمده است که اهل بهشت، انسان های اخلاقی در دنیا هستند که خصلت ها و ملکات آنان مجموعه از فضایل اخلاقی و رفتاری است.

مهم ترین عوامل اخلاقی و رفتاری بهشت آفرین

شکی نیست که بهشت، کمال حیات و زندگی است. هرچه از خوبی ها و زیبایی ها و کمالات می شناسیم و نمی شناسیم در شکل تمام و کمال آن در بهشت هست، بی آنکه بدی و زشتی و نقصانی در آن راه یابد که از جمله آنها ناپایداری و بی ثباتی است. خداوند بهشت را با عنوان حیات محض معرفی کرده که جاودانگی آسایش و آرامش یکی از جلوه های آن است. از این رو، سعادت و خوشبختی مطلق را تنها می بایست در بهشت جست وجو کرد؛ اما بهشت زمانی ایجاد می شود که انسان در دنیا بهشتی شده باشد؛ زیرا آخرت جایی است که انسان ثمرات و میوه های رفتار خویش در دنیا درو می کند؛ پس کسی که در دنیا انسان کمال اخلاقی نباشد، نمی تواند او را داخل بهشتی کرد که تنها جایگاه انسان های متخلق به اخلاق کمالی الهی و فضایل آن است.

آموزه های وحیانی قرآن بیان می کند که هدف از بعثت پیامبران دست یابی به انسان های اخلاقی است که شایسته جایگاه بلند و رفیع بهشت اخروی باشند؛ چنان که پیامبر(ص) در بیان فلسفه و هدف بعثت خود می فرماید: انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق؛ من فقط برای اتمام مکارم اخلاقی برانگیخته شده ام. (بحارالانوار، جلد۱۶، ص ۲۱۰؛ کنزالعمال، ج۱۳، ص ۱۵۱، حدیث ۳۶۴۷۲) پس اگر کسی بخواهد در بهشت در آید می بایست در دنیا انسانی اخلاقی شود که آموزه های وحیانی قرآن و دیگر کتب آسمانی بیان کرده اند.

از نظر قرآن، خلق خوش و نیک، به معنای دستیابی به صفات و اسمای نیکی الهی است؛ زیرا خداوند منشأ همه کمالات و نیکویی ها و زیبایی هاست. از این رو همه اسماءالحسنی را از آن خود می داند. (اعراف، ۱۸۰؛ اسراء آیه ۱۱۰، طه، آیه۸؛ حشر، آیه۲۴) بنابراین، هر انسانی مکلف است تا در دنیا خود را به اسمای حسنای الهی متخلق کرده و متاله و خدایی شود تا شایسته بهشت شود.

به سخن دیگر، کسی که به کمالات و صفات حسنای الهی دست یابد، خدایی شده و شایسته آن است تا به عنوان خلیفه مطلق الهی قرار گیرد؛ زیرا مظهر تمام و کمال اسماء و صفات الهی است که از آن به مظهریت در الوهیت و انسان متاله تعبیر می شود. چنین انسانی در حقیقت انسان خدایی است و صورت مجسم خداوند در هستی است، پس شایسته جانشینی از خداوند در هستی خواهد بود. این انسان خلیفه الله در جهانی دیگر بهشتی با اخلاق خویش در دنیا می سازد که می تواند تا ابد در سایه سعادت آن زیست کند.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، خوشبختی انسان براساس معرفتی است که عقل سلیم و نقل وحیانی به او می بخشد. این خوشبختی که در دنیا و آخرت خودنمایی می کند، همان تخلق انسان به اخلاق الهی است؛ چنان که مراد و مفهوم از بدبختی نیز در ناتوانی انسان از تخلق به خلق خوی خداوندی است.

پس آنچه در آموزه های قرآنی از بهشت و دوزخ یاد می شود، در حقیقت بیانگر همان قرب و بعد انسان از خلق و خوی خداوند و تخلق به صفات حسنای خداوندی است. پس هر چه انسان در تخلق به خلق و صفات الهی کامل تر و تمام تر باشد، در بهشت اعلای الهی قرار می گیرد و هر چه از آن صفات دورتر شود از بهشت های درجات نخست دورتر می شود. این دوری تا آنجا پیش می رود که در دوزخ فقدان صفات الهی می افتد و زمانی که در فقدان به تمامیت رسید و هیچ بهره ای از خلق و خوی نیک الهی نبرد، در درک اسفل از دوزخ قرار می گیرد. بنابراین، هر کسی می بایست تلاش کند تا در دنیا متخلق به فضایلی شود که از آن به صفات نیک الهی یاد می شود. در روایات است: تخلقوا باخلاق الله؛ تخلق به اخلاق الهی پیدا کنید. (بحارالانوار، ج ۶۱، ص ۱۲۹، باب ۴۲، الحجه السادسه) البته این صفات که در قالب رفتار اجتماعی خودنمایی می کند، می بایست با تکرار و اسباب دیگر به شکل خصلت و ملکه و مقوم ذات در آید تا در آخرت بتواند بهشت آفرین باشد.

از نظر قرآن، عوامل بسیاری در ایجاد بهشت نقش دارد که بیان همه آن ها نیازمند بیان همه آموزه های وحیانی قرآن است. بخشی از این عوامل که عوامل بسیار مهم و حساسی هستند به حوزه اخلاق اجتماعی انسان بستگی دارد که از آن به فضایل اخلاق اجتماعی نیز تعبیر می شود.

شاید بیان همه عوامل اخلاقی و رفتاری که بهشت را می سازد و انسان را برای ابدیت از خوشبختی بهره می کند، در یک مطلب کوتاه شدنی نباشد، ولی «آب دریا اگر نتوان کشید، هم به قدر تشنگی باید چشید». برخی از مهم ترین عوامل بهشت آفرین از نظر قرآن عبارتند از:

  1. احسان و نیکوکاری: احسان یکی فضایل اخلاقی است. محسن کسی است که نیکی در وی به عنوان ملکه و مقوّم ذات در آمده است تا جایی که نه تنها نسبت به بدکاران گذشت و عفو دارد و بدی را با بدی پاسخ نمی دهد(بقره، آیه ۲۳۷)، بلکه بدی را با نیکی پاسخ می دهد(رعد، آیه ۲۲)؛ زیرا آنان بر آن هستند تا صفات کمالی خدا را در خود ایجاد کنند؛ چرا که رحمت ایشان بر غضبشان پیشی می گیرد و به حکم الهی بدی را با نیکی دفع می کنند.(مومنون، آیه ۹۶) آنان اهل ایثار و اکرام هستند و حتی نسبت به دشمنان خویش به گونه ای عمل می کنند که با دوستان عمل می کنند؛ چرا که اقامه عدالت قسطی و بخشیدن سهم هر کسی به صاحب حق، در آنان «مقوم» ذات شده است و در مقام قوامین بالقسط(نساء، آیه ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸) از چیزهایی که خود به شدت به آن نیاز دارند، ایثار می کنند تا دیگران در رفاه و آسایش باشند.(انسان، آیات ۵ تا ۱۰؛ حشر، آیات ۸ و ۹) بنابراین، محسنین در گام اول «عفو» و گذشت دارند و در گام دوم اهل ایثار و اکرام هستند. این گونه است که بهشت را برای خویش به نیکوترین وجه می سازند.(آل عمران، آیات ۱۳۳ و ۱۳۴؛ مائده، آیه ۸۵؛ توبه، آیه ۱۰۰ و آیات بسیار دیگر) البته شکی نیست که احسان به والدین و خویشان نزدیک در درجه اول اولویت است و کسانی که به والدین خویش احسان و اکرام می کنند، شرایط را برای ورود آسان به بهشت آماده می سازند.
  2. اطعام ایثارگرایانه: از دیگر عوامل بهشت آفرین می توان به اطعام خالصانه و ایثارگرایانه اشاره کرد. آنان در فضایل اخلاقی به جایی می رساند که چیزی که محبوب آنان بوده و بدان نیاز اختصاصی دارند، به دیگران می دهند. این ایثارگری مختص به دوستان و خویشان نیست، بلکه حتی نسبت به دشمنان خویش نیز ایثارگری دارند.(انسان، آیات ۸ تا ۱۲؛ حشر، آیات ۸ و ۹)
  3. صداقت: راستی و راستگویی یعنی همراهی گویش و روش و تایید گفتار با رفتار از جمله فضایل اخلاق اجتماعی است که عامل مهمی در دست یابی انسان به بهشت است. از نظر قرآن راستی و راستگویی موجب می شود تا انسان به بهشت دست یابد و خوشبختی ابدی را برای خویش رقم زند.(مائده، آیه ۱۱۹)
  4. امانت داری: یکی از برجسته ترین فضایل اخلاقی انسانی که همه بشر بدان به عنوان یک فضلیت توجه و اهتمام دارند، امانت داری است. این که انسان چیزی را که به عنوان امین قبول کرده، با صیانت در حد استطاعت آن را حفظ کرده و به صاحب یا صاحبان آن بازگرداند. از نظر قرآن، یکی از عوامل بسیار مهمی که انسان را بهشت می رساند، خصلت اخلاقی و رفتاری امانت داری است.(مومنون، آیات ۱۱ و ۳۲ و ۳۵)
  5. وفای به عهد: انسان در رفتار اجتماعی می بایست به چیزی که در قالب قول و قرار یا عهد و پیمان بیان می کند و تعهد می دهد، ملتزم باشد و به عهد و پیمان خویش وفا کند. این نیز یکی از مهم ترین مصادیق عدالت اجتماعی و اخلاق انسانی است که ضامن انسانیت بشر است و او را از دیگر آفریده های الهی جدا می سازد. از نظر قرآن کسانی که این ویژگی اخلاق اجتماعی را دارا هستند، اهل بهشت هستند. (مومنون، آیات ۱۱ و ۳۲ و ۳۵؛ معارج، آیات ۳۲ و ۳۵)
  6. عفت: عفت حالت بازدارندگی در نفس انسانی است که او را از رفتارهای ضد اجتماعی و ضد اخلاقی حفظ می کند. از این روست که عفت به عنوان یک فضلیت اخلاق اجتماعی مطرح است؛ زیرا این ویژگی در نفس انسانی موجب می شود تا هر سخن و رفتاری را در اجتماع پیش نگیرد. عفیف به سبب همین خصلت عفت است که با آن که نیازمند است ولی برای حفظ عزت خویش حاضر نیست دست نیاز به سوی هر کسی دراز کند.(بقره، آیه ۲۷۳) هم چنین عفت موجب می شود تا انسان شهوت خویش را مهار و مدیریت کند و اجازه ندهد برای ارضای آن به شکلی نسبت به دیگران تعرضاتی داشته باشد. بازتاب اجتماعی آن حیاء اجتماعی است که در قالب رفتار و پوشش از جمله لباس مناسب خودنمایی می کند. از نظر آموزه های وحیانی قرآن، داشتن فضلیت و خصلت اجتماعی عفت در یک انسان عاملی برای ورود شخص عفیف به بهشت است.(مومنون، آیات ۵ و ۱۰ و ۱۱؛ معارج، آیات ۳۰ و ۳۵)
  7. شهادت و گواهی بر اساس حق: در رفتار اجتماعی گاه لازم است تا انسان برای دفاع از مظلوم به ارایه گواهی و شهادت بپردازد و آن چه را خود دیده و شنیده برای احقاق حق دیگران در محاکم قضایی و دادسراها و دادگاه بیان کند. از نظر قرآن، عدم کتمان حق و ارایه شهادت و گواهی بر اساس حق، به عنوان یک رفتار اجتماعی سالم موجب می شود تا شخص به بهشت در آید.(معارج، آیات ۳۳ و ۳۵)
  8. انفاقات مالی: از نظر قرآن، کسانی که اهل انفاقات واجب و مستحب هستند، اهل بهشت هستند؛ چرا که آنان با انفاقات مالی خویش دستگیر نیازمندانی هستند که از پاسخگویی به نیازهای اولیه خویش ناتوان هستند. این رفتار اجتماعی که برآمده از اخلاق نیک احسان و بخشش به دیگران و رحمت و مهرورزی نسبت به آنان است، می تواند انسان را به خوشبختی ابدی در بهشت برساند.(مومنون، آیات ۴ و ۱۰ و ۱۱؛ معارج، آیات ۲۵ و ۳۵؛ آل عمران، آیات ۱۳۳ و۱۳۴؛ انفال، آیات ۳ و ۴ و آیات دیگر)
  9. تواضع و فروتنی: انسان متکبر کسی است که خود را برتر از دیگران دانسته و برای دیگران ارزشی هم سطح انسانیت خویش قایل نیست؛ چنین شخصی با تکبر خویش رفتارهای ضد اجتماعی دارد و کاری برای دیگران جز اذیت و آزار انجام نمی دهد. در برابر کسانی که اهل تواضع و فروتنی هستند، نه تنها در برابر دیگران تواضع و خضوع دارند، بلکه با رفتار اجتماعی مناسب تلاش می کنند تا غم و اندوهی از دیگری بزدایند و دست یاری به آن برسانند. اینان در گویش و روش خویش نشان می دهند که برای دیگران احترام قایل هستند و تلاش می کنند با تکریم دیگران آنان را در موقعیت مناسب و شایسته قرار دهند. از نظر قرآن چنین کسانی شایسته بهشت هستند.(فرقان، آیات ۶۳ و ۷۵ و ۷۶)
  10. سبقت در کار خیر: برخی از انسان ها نه تنها در کارهای خیر و نیک سرعت و شتاب دارند، بلکه تلاش می کنند جزو اولین ها و پیشگامان در کارهای نیک و خیر باشند. خدا این خصلت را بسیار دوست دارد و وعده بهشت به آنان داده است.(واقعه، آیات ۱۰ تا ۱۲)
  11. اعراض از لغو: یکی از خصلت های انسان های بهشتی، اعراض از لغو است. اینان از هر گونه کاری که آثار و ثمراتی در دنیا و آخرت ندارد، پرهیز می کنند و در گفتار و رفتار عملی ندارند که بیانگر بیهودگی باشد، بلکه بر اساس حکمت و هدف متعالی گویش و روش خویش را ساماندهی می کنند. این گونه افراد از جمله کسانی هستند که بهشت را برای خویش می سازند و به بهشت خوشبختی ابدی وارد می شوند.(مومنون، آیات ۳ و۱۰ و ۱۱)
  12. پاک گرایی: از نظر قرآن، انسان ها به سوی کسانی گرایش دارند که از نظر فکری و عملی با هم مناسخت دارند. از این روست که گفته شده که پاکان به سوی پاکان و ناپاکان به سوی ناپاکان گرایش دارند.(نور، آیه ۲۶) این گونه است که مومنان به سوی مومنان و کافران و مشرکان نیز به هم سنخ خویش گرایش دارند. پس گرایش و گریزش افراد اجتماع نسبت به هم بستگی به نوع سنخیتی دارد که در جان و روان آنان وجود دارد. همان طوری که انسان های اخلاقی گرایش به رفتار اخلاقی دارند، انسان های ضد اخلاقی گرایش به نابهنجاری و منکرات و فحشاء دارند.(آل عمران، آیات ۱۳۵ و ۱۳۶؛ نساء، آیه ۳۱؛ فرقان، آیات ۶۸ و ۷۵) از نظر قرآن برای این که انسان بتواند بهشت آفرین باشد و به أن در آید می بایست به گرایش ها و گریزش های خویش توجه داشته باشد. بنابراین ، در گزینش مثلا همسر تلاش کند که ایمان را در نظر گیرد تا بتواند با خانواده ای مومن بستر رشد و تعالی خویش را آماده تر سازد و بهشت را برای خویش بسازد.(بقره، آیه ۲۲۱)