بهره مندی از حسنات دنیوی از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

دنیا گذرگاهی برای زندگی ابدی است. البته دنیا گذرگاهی بس مهم و اساسی است؛ زیرا در دنیا است که انسان، ابدیت خویش را می سازد. بنابراین، شناخت دنیا و چگونگی بهره مندی از آن برای سعادت و خوشبختی ابدی لازم و ضروری است. هدایت های تکوینی و تشریعی خدا در صدد این معنا است تا نه تنها شناختی برای انسان نسبت به دنیا فراهم آید، بلکه بتواند با تشخیص خوب و بد دنیا نسبت به خود، گزینش و انتخاب های صحیح و خوبی نیز داشته باشد و این گونه ابدیت خویش را به بهترین وجه و نیکوترین شیوه بسازد و بیارآید.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا بر اساس آموزه های وحیانی قرآ، عوامل بهره مندی از حسنات دنیوی برای زندگی ابدی اخروی را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

حقیقت دنیا از نظر قرآن

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، دنیا بخشی از هستی و نازل ترین تجلیات اسمایی الهی، پایین ترین سطح و درجه از تجلیات، رقیق ترین آنها و از یک سو نزدیک ترین چیز به ماهیت ابتدایی و مادی انسان است. به این معنا که اگر اسماء الهی بخواهد ظهوری داشته باشد، کم ظرفیت ظهور اسمایی برای امور مادی است که در دنیا از آن آثاری می یابیم؛ زیرا مادیات دنیوی بسیار ضعیف تر آن هستند که بتوانند هم چون آیینه کامل همه حقیقت اسمای الهی را بازتاب دهند. البته همه چیزهایی که در دنیا یافت می شود، تجلیات رقیق شده اسماء و صفات الهی است که از آن با آیات الله یاد می شود. از همین روست که خدا همه چیز از آب و خاک و باد و خورشید و مانند آن ها را آیات الله می نامد.(روم، آیات ۲۱ و ۲۳ و ۴۶؛ شوری، آیه ۲۹؛ یونس، آیه ۲۴؛ نحل، آیات ۱۱ تا ۱۸)

انسان موجودی «متاله» است؛ یعنی حقیقت او از همه اسماء و صفات الهی و تجلیگاه همه «الله» است؛ زیرا انسان تنها موجودی است که همه صفات و اسماء الهی را در خود دارا بوده و شایستگی خلیفه الله را می تواند داشته باشد؛ زیرا در همان حال که خاستگاه «نفس» انسان، «روح الله»(حجر، آیه ۱۵؛ ص، آیه ۷۲)؛ اما از پست ترین عناصر تجلیات اسماء و صفات خدایی که آب و خاک باشد، نیز بهره مند شده و جسم او از آن نشات گرفته است.(انعام، آیه ۲؛ اعراف، آیه ۱۲؛ صافات، آیه ۱۱؛ ص، آیه ۷۲) این گونه است که خلیفه الله می توان با بهره مندی از دو ویژگی شگفت نفس الهی و جسم خاکی، در مظهریت ربوبیت و پرودگاری الهی ظهور کند و پست ترین عناصر هستی را به کمال ترین سطح بایسته و شایسته برساند.(بقره، آیات ۳۰ و ۳۱ و ۱۳۸؛ هود، آیه ۶۱)

پس مادیات دنیوی که ضعیف ترین سطح و درجه از تجلیات انوار الهی است، برای انسان بسیار مهم و اساسی است؛ زیرا این محیط برای انسان بهترین شرایط را فراهم می آورد تا بتواند صفات الهی خویش را ظهور و بروز دهد، به شرط آن که در دام نواقص آن نیافتد؛ زیرا چنان که گفته شد مادیات دنیوی، ضعیف ترین و پایین سطح بروز و ظهور تجلیات اسماء الله است.

انسان می بایست با بهره گیری از همان نفس که خاستگاه «روح الله» است، نه تنها بدن خاکی خویش را از نواقص تطهیر کند و به آن شکل کمالی بخشد، بلکه می بایست دیگر موجودات مادی هستی را نیز به کمال بایسته و شایسته ایشان برساند.(هود، آیه ۶۱)

از نظر قرآن، انسان با سعی و تلاش در مسیری که از آن به اسلام و هدایت های تکوینی و تشریعی یاد می شود و عقل سلیم و نقل وحیانی معتبر آن را کشف می کند، می تواند به این کمالات در تمامیت آن برسد و مصداق سبوح از عیب و قدوس از نقص باشد؛ یعنی هر کمالی را در سطح تمامیت آن بروز و ظهور دهد.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، زندگی دنیوی برای انسان یک مرحله زودگذر و ناپایدار است(اسراء، آیه ۱۸؛ عنکبوت، آیه ۲۰؛ قیامت، آیه ۲۰؛ انسان، آیه ۲۷) بنابراین، می بایست انسان به حیات خویش در دنیا به عنوان گذرگاه بنگرد و دام نواقص آن نیافتد که از آن به شرور دنیوی یاد می شود.

در آیات قرآنی از نواقص و شروری که انسان را به خود مشغول داشته بسیار سخن به میان آمده و هشدارهای زیادی به انسان داده شده تا از آن ها اجتناب و پرهیز کنند. اهتمام انسان به این بخش از زندگی دنیوی موجب می شود که زندگی از حالت هدفمند و حکمتانه خارج شود و به «لعب، لهو، عبث و لغو» تبدیل شود.(انعام، آیه ۳۲؛ عنکبوت، آیه ۶۴؛ محمد، آیه ۳۶؛ حدید، آیه ۲۰)

از نظر قرآن بسیاری از مناسباتی که میان انسان در دنیا وجود دارد، اختصاص به همین دوره زندگی دنیوی دارد و انسان نمی بایست آن به علاقه مند شود؛ زیرا تعلق به ویژه تعلق خاطر انسان به این امور دنیوی موجب می شود که گمان کنند آنها برایش بوده یا دارای ماندگاری است و می تواند با خود در عوالم و نشئات دیگر همراه داشته باشد؛ در حالی که چنین نیست، بلکه این امور خاص و ویژه دنیوی و زندگی دنیوی و حیات دنیا است.

خدا هشدار می دهد که اگر انسان به این امور تعلق یا تعلق خاطر داشته باشد، هنگام مرگ، این علاقه باقی می ماند، اما متعلق وجود ندارد؛ زیرا متعلق اختصاص به دنیا دارد و در عالم برزخ و قیامت جایی ندارد؛ این گونه است که در خاطر خویش علاقه و تعلق است بی آن که متعلقی در اختیار داشته باشد. این رنجی مضاعف و فشار قبری برای او خواهد بود.

بنابراین، انسان می بایست هوشیار باشد که متعلقات دنیوی را به دل راه ندهد و هیچ تعلق خاطر و علاقه ای به آن ها نداشته باشد تا بتواند به نشئات و عوالم دیگر به آسانی انتقال یابد. از این امور می توان به اموری چون اولاد و اموال اشاره کرد که خاص دنیا و زندگی دنیوی است و انسان نمی بایست به آن تعلق خاطری یابد.(حدید، آیه ۲۰) محبت به این امور که زینت زندگی دنیوی است(آل عمران، آیه ۱۴) موجب می شود تا انسان هم آخرت خویش را از دست بدهد؛ زیرا سرگرم به آن می شود و از آخرت و هدف و حکمت زندگی در دنیا غافل می گردد(روم، آیه ۷) و هم چنین هنگام خروج از دنیا با مشکلاتی مواجه می شود که تعلق به متعلق و فشار و رنج بی پایان آن در آخرت است.(حدید، آیه ۲۰)

از نظر قرآن، این زینت های زندگی دنیوی نسبت به زندگی بی پایان انسان، امری زودگذر و ناپایدار هم چون خشک شدن سریع گیاهان روییده بر اثر باران، پس اندک زمانی کوتاه(کهف، آیات ۴۲ و ۴۵) است که سرسبزی آن به ناگاه دچار آفت شده باشد.(یونس، آیه ۲۴) بنابراین، چنین زیبایی فریبنده خواهد بود وانسان را به خود مشغول از آخرت غافل می سازد.(آل عمران، آیه ۱۸۵؛ غافر، آیه ۳۹؛ حدید، آیه ۲۰؛ روم، آیه ۷)

پس انسان نمی بایست فریب زیبایی کوتاه و زودگذر مادیات دنیوی را برخورد و از آخرت غافل شود که زندگی ابدی او در آن جا رقم می خورد(مومنون، آیات ۱۱۲ تا ۱۱۴)؛ زیرا این مدت کوتاه به نسبت به زندگی اخروی چیزی جز ساعتی یا نیم روزی نیست.(یونس، آیه ۴۵؛ نازعات، آیه ۴۶؛ روم، آیه ۵۵)

خدا در قرآن به مردمان هشدار می دهد که به زندگی دنیوی دلخوش نباشد و همانند برخی که در دام فریب و غرور دنیا گرفتار شده، خود را غرق در دنیا نکنند که آخرت ایشان تباه می شود؛ زیرا هیچ کاری برای آخرت خویش انجام نمی دهند و سرگرم لهو، لعب و تفاخر دنیا می شوند.(حدید، آیه ۲۰؛ رعد، آیه ۲۶) این فریب خوردگان دنیا تا جایی پیش می روند که حتی دین اسلام را بازیچه خویش قرار داده تا از این طریق ارتزاق کنند و با دین فروشی آخرت خویش را تباه می کنند.(انعام، آیه ۷۰؛ اعراف، آیه ۵۱)

عوامل بهره مندی از حسنات دنیوی

حسنه به آن دسته از امور گفته می شود که نیک و نیکو باشد. البته اصطلاح حسنه به آن دسته از امور اطلاق می شود که انسان را در زندگی دنیوی برای هدف بلند آفرینش خویش بهره می برد؛ زیرا چیزی نیک خواهد بود که انسان را در کمالش یاری رساند و موجب رشد و تعالی او شود.

با نگاهی به مصادیق حسنات در قرآن می توان دریافت که نیک و نیکویی مورد نظر قرآن همان خصلت ها و اعمال و رفتاریی است که بیانگر کمال یا صفت کمالی یا موجب کمالی است. از نظر قرآن، اخلاق نیک هم چون اسلام خواهی، مهمانوازی، انفاق مالی، عفو و گذشت و مانند آن ها، برای کسانی است که از هدایت های تکوینی فطری و تشریعی وحیانی بهره مند هستند. این گونه است که مومنان نه تنها بهره مند از حسنات دنیوی هستند، بلکه آن را در زندگی شخصی و اجتماعی خویش به نمایش می گذارند و خدا نیز آنان را بهره مند از این حسنات دنیوی می کند که مومنان خواستار آن در دنیا و آخرت هستند.(بقره، آیات ۲۰۰ و ۲۰۱؛ نحل، آیات ۱۲۰ تا ۱۲۲؛ نحل، آیه ۳۰ و آیات بسیار دیگر)

از مهم ترین عواملی که موجب می شود که انسان از حسنات دنیوی برخوردار و برای آخرت خویش نیز به کار گیرد و در آخرت نیز آن را دارا شود، اموری چند است که در این جا به آن ها اشاره می شود:

  1. ایمان توحیدی و اجتناب از کفر و شرک: از نظر قرآن، مومنانی که اهل توحید هستند و از هر گونه شرک و کفر اجتناب و پرهیز می کنند، از حسنات دنیوی بهره مند می شوند و به دیگران نیز احسان از همین حسنات می کنند.(نحل، آیات ۱۲۰ تا ۱۲۲) بنابراین، کسی که کافر و مشرک است، از حقیقت حسنات و آثار آن بهره مند نیست، بلکه گرفتار ظاهری خوش و زیبا و باطنی زشت و ناخوش است که چهره حقیقی آن در آخرت برایشان روشن می شود.
  2. اطاعت از خدا: خدا در قرآن بیان می کند که اطاعت از خدا و آموزه های وحیانی اسلام در تکوین و تشریع موجب می شود تا انسان از حسنات دنیوی بهره مند شود و آن را برای دست یابی به کمالات به کار گیرد(همان)؛ زیرا «قانت» به معناى مطیع است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج ۷، جزء ۱۴، ص ۳۱۶) اطاعت خدا به معنای تقوای الهی است که بی تردید آثار آن بسیار زیاد است که در آیات قرآنی از آن یاد شده است؛ زیرا از نظر علمی و عملی اهل تقوا به جایگاه های رفیع و بلندی می رسند که قابل توصیف نیست.(نحل، آیه ۳۰؛ زمر، آیه ۱۰؛ بقره، آیه ۲۸۲؛ آل عمران، آیه ۱۳۳؛ نساء، آیات ۱۳۱ و ۱۳۴)
  3. احسان و نیکوکاری: کسی که حسنات الهی را به دست می آورد نه تنها خود از آن بهره مند می شود، بلکه شرایطی را فراهم می آورد تا دیگران نیز از آن بهره مند شوند؛ از نظر قرآن، محسنان و نیکوکاران با این احسان خویش نه تنها از حسنات بیشتری از نظر کمیت و کیفیت برخوردار می شوند، بلکه موجب بهره مندی بیش تر از حسنات در دنیا و آخرت شده و وضعیت آنان روز به روز از این حیث بهتر خواهد شد؛ زیرا این رویه به عنوان شکر نعمت علمی است که به طور طبیعی موجب ازیاد نعمت بلکه سعه وجودی فرد می شود.(نحل، آیه ۳۰؛ زمر، آیه ۱۰؛ ابراهیم، آیه ۷) خدا در قرآن مردمان را به احسان در دنیا ترغیب می کند(زمر، آیه ۱۰) و به آنان یادآور می شود که احسان به دیگران در دنیا پاداش های مضاعفی را در دنیا و آخرت به دنبال خواهد داشت.(همان، زمر، آیه ۱۰) کسی که در دنیا احسان می کند و به عنوان محسنان شناخته می شود در دنیا و آخرت از ثواب و پاداش های خاص الهی برخوردار خواهد شد(آل عمران، آیه ۱۴۸) و خدا هرگز اجر و پاداش آنان را ضایع نمی سازد.(یوسف، آیه ۵۶)
  4. شکر نعمت: از نظر قرآن، حسنات الهی نعمت هایی است که خدا به بندگان خویش ارزانی می کند. بهره مندی درست از آن نعمت و شکر زبانی و قلبی و عملی از آن به معنای بهره مندی و بقای حسنات خواهد بود. از همین روست که خدا در قرآن، شکر نعمت های الهی را، مایه برخوردارى از حسنات و نیکیها در دنیا دانسته است و خواستار شکرگزاری به طرق گوناگون به ویژه شکر عملی شده است(نحل، آیات ۱۲۱ و ۱۲۲)؛ زیرا از آثار بسیار با برکت شکرگزاری آن است که انسان به سعه وجودی می رسد و هم چون دریا بلکه اقیانوسی می شود که همگان از آن بهره مند شده و کرانه ای برای وجودش نخواهد بود.(ابراهیم، آیه ۷)
  5. هجرت : انسان ممکن است در مناطق جغرافیایی تحت ظلم ظالمان و مستکبران قرار گیرد و نتواند به توحید و اطاعت الهی بپردازد و بر اساس آموزه های وحیانی اسلام و شرایع آن عمل کند و این گونه از بسیاری از حسنات الهی محروم شود. در این شرایط هجرت به مناطق دیگر جغرافیایی برای بهره مندی از آزادی دینی و اجرای مناسک اسلامی ضروری و لازم است؛ زیرا چنین هجرتی موجب می شود تا از حسنات الهی برخوردار شود و بهره مندی بیش تری ببرد.(نحل، آیه ۴۱)