بهترین و نیکوترین صدقات و انفاقات

صدقه

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، پس از نماز هیچ عملی نیکوتر و بهتر از انفاقات مالی و صدقات نیست که انسان را به تقوای الهی نزدیک می کند؛ زیرا اگر «نماز ستون دین» است که می بایست اقامه شود تا چادر دین بر پا شده و دیگر اعمال صالح اقامه شود، هم چنین انفاقات مالی به سبب این که ناظر به «اقامه ستون اجتماع» یعنی اقتصاد است به طور طبیعی نقش اساسی در زندگی دنیوی و اخروی بشر دارد.

به سخن دیگر، هر مسلمانی با اقامه نماز ستون اصلی دین را بر پا می کند تا این امکان فراهم آید که دیگر استوانه های دین چون حج و جهاد و زکات اقامه شود؛ زیرا وقتی ستون اصلی دین بر پا نشود، نمی توان از دیگر مناسک دینی سخن به میان آورد؛ زیرا همه آن ها به شکلی در رهن و گرو اقامه نماز این ستون اصلی وسط و میانی چادر و خیمه دین است. از همین روست که نماز به عنوان «نماد جداساز کفر و ایمان» مطرح می شود؛ زیرا نماز اوج نمایش بندگی و عبودیتی است که خدا انسان را برای آن آفریده است.(ذاریات، آیه ۵۶) نمازگزار واقعی است که با بندگی خدا در مسیر گام بر می دارد که تجلیات آن «تواصی و سفارش» به دیگران در کنار عمل صالح خودش است(عصر، آیات ۱ تا ۳)؛ یعنی نمازگزار واقعی خود به اقامه «اقتصاد» در اجتماع می پردازد و با «انفاقات» مالی خویش «ستون اجتماع»(نساء، آیه ۵) را اقامه می کند؛ پس کسی که اجازه نمی دهد تا ستون دین بر زمین بیافتد، بلکه آن را بلند کرده و «برپا» می دارد، به طور طبیعی برای برپایی و اقامه امت صالح در قالب «توصیه» علمی و عملی به برپایی کردن و اقامه «اقتصاد» خانواده و امت می پردازد و این گونه است که نمازگزاران «حقوق سائلان و محرومان»(ذاریات ، آیات ۲۲ تا ۲۶) را در قالب اقامه «عدالت قسطی» به عنوان «قوامین بالقسط» پرداخت کرده و به «اقامه اقتصاد اجتماع» اقدام می کنند و نزدیک ترین راه را برای دست یابی به تقوای الهی به کار می گیرند.(نساء، آیه ۱۳۵؛ حدید، آیه ۸)

اصطلاح قرآنی اقامه نماز و اقتصاد

در آیات قرآنی، اصطلاحاتی به کار رفته است که بی توجهی به مفاهیم آنها می تواند در فهم آیات و نیز اهداف آموزه ها مشکل ساز باشد و حتی انسان را به بیراهه برد. اصطلاحاتی چون فقیر، حج ، جهاد، ولایت، زکات، امر و خلق، اراده و مشیت، قوت و قدرت و مانند آنها دارای بار فرهنگی است که ویژه فرهنگ قرآنی است؛ بنابراین، برای فهم مفاهیم آن می بایست تنها به معانی لغت عربی اکتفا نکرد؛ زیرا قرآن به بازسازی یا بارپروری در معنای واژگان پرداخته و در قالب مفاهیم جدید و اصطلاح خاص آنها را به کار برده و «هویتی» جدید به آن ها بخشیده است.

از نظر قرآن، برخی از امور هر چند که به نظر ساده است، ولی در مکتب قرآنی تا اندازه ای اهمیت می یابد که جز با «صبر» نمی توان آن را تحقق بخشید. از همین روست تنها کسانی می توانند به این امور بپردازند که «صابرین» بوده از استقامت بالایی برخوردار باشند.

به عنوان نمونه از نظر قرآن، تکالیف الهی، به عنوان «کلفت» فشاری را بر انسان وارد می سازد که تنها صابران که آستانه تحمل بالایی دارند می توانند آن را انجام دهند؛ چرا که تکالیف الهی با همه «آسانی» و به دور از هر گونه «عسر و حرج»، شانه بسیاری از مردم عادی را فرومی کشد و کمرشان را می شکند. از همین روست که خدا انجام تکالیف را منوط به اموری می کند که تامین کننده «صبر و استقامت» است. خدا در قرآن می فرماید که تنها کسانی زیر بار تکالیف و مسئولیت های الهی می روند و ستون های دین و اجتماع را اقامه کرده و بر پا می دارند که «ایمان به توحید و معاد» داشته باشند؛ زیرا کسی که اعتقادی به توحید نداشته و خود را «مِلک» خدای «علیم و قدیر و غنی» ندانسته و به «ربوبیت» و پروردگاری خدا باور نداشته و معاد را در همین راستا پذیرا نباشد، به طور طبیعی زیر بار ستون های دین و اجتماع نمی رود تا آن را بلند کرده و اقامه نماید.

اما کسی که به توحید محض و مالکیت و ربوبیت و پروردگاری خدا و بازگشت و معاد و پاسخگویی در قیامت باور داشته باشد، به طور طبیعی «خاشع» و «صابر» خواهد شد و تکالیف را به سادگی می پذیرد و آن ها را انجام می دهد.(بقره، آیات ۴۵ و ۴۶ و ۱۵۳ تا ۱۵۷)

از نظر قرآن، اقامه نماز به عنوان ستون اصلی دین و اقامه اقتصاد به عنوان ستون اصلی اجتماع نیازمند چنین «خشوع» و «صبر» است تا انسان در مقام «قوامین بالقسط» و «قوامین لله» بتواند به این مسئولیت های سنگین جامه عمل بپوشاند. انسانی که اهل خشوع است، زیر بار مسئولیت تکالیف الهی می رود و با تمام توان آن را اقامه می کند. اهل خشوع هم کسی جز اهل توحید و معاد نیستند.(همان)

به هر حال، آن چه باید در اموری چون نماز به عنوان ستون فرهنگی دین و اجتماع و انفاقات به عنوان ستون اقتصادی اجتماع اتفاق بیافتد، «اقامه» کردن و بر پاداشتن آن است.

چرایی و چگونگی انفاق و صدقه

آموزه های وحیانی قرآن، هماره به عناصر چرایی و چگونگی توجه داشته است؛ زیرا لازم است تا هر تکلیفی که وضع می شود، علت و فلسفه آن بیان شود و این گونه با شناخت نسبت به حقیقت آن تکلیف، انگیزه و شوق برای انجام تکلیف در مکلفین پدید می آید؛ هم چنین برای این که تکلیف به شکل درست انجام شده و آثار و برکات آن تحقق یابد، به چگونگی انجام تکلیف نیز توجه می شود.

به هر حال، تبیین چرایی ها و توصیف چگونگی ها و توصیه راهنمایی ها در آموزه های وحیانی به شدت مراعات می شود و لازم است تا در هر پژوهش نسبت به تکالیف الهی به این امور توجه و اهتمام شود.

در آیات قرآنی در بیان چرایی «انفاقات و صدقات مالی» افزون بر این که آن «امر الهی» دانسته و همین را به تنهایی برای وجوب تکلیف علیه «عبد» کافی می داند، اما با اشاره به آثار و فواید انجام تکالیف هم چون کسب «تقوا»، «تقرب» یابی، «متاله شدن»، «برکت» یابی، «دفع بلایا»، «رفع بلایا»، «جلب منافع»، بهره مندی از رحمت و فضل الهی و امور دیگر برآن است تا انسان را به انجام عمل تکلیفی سخت «انفاقات و صدقات مالی» ترغیب و تشویق کند.

البته در آیات قرآن هم چنین با بیان آثار زیانبار ترک انفاقات و صدقات مالی مانند کفر و کفران، نزول بلایا، از دست رفتن نعمت، خشم و غضب الهی، دوزخ و عذاب دنیوی و اخروی بر آن است تا افراد ترغیب به انجام آن شده و از زیر بار تکلیف انفاق شانه خالی نکنند.

پس قرآن در بیان تعلیلی و چرایی تکلیف انفاقات و صدقات مالی همان طوری که به وجوب اطاعت بنده از خالق و لزوم شکرگزاری از نعمت از طریق برخی از تکالیف و واجبات تاکید دارد، به آثار انجام عمل و نیز آثار ترک آن توجه می دهد تا انگیزه ها در شخص بر انگیخته شود و شوق به عمل ایجاد و شرایط برای پذیرش سختی های عمل و تکلیف فراهم آید.

از نظر قرآن، انفاق از هر چیزی، موجب می شود تا خدا «عوض» آن را بدهد و بلکه شرایط بهتری را برایش فراهم آورد(سباء، آیه ۳۹) تا جایی که اگر «فقیر» از همان اندک چیزهای خویش به دیگری انفاق کند، وضع مالی او بهتر خواهد شد؛ زیرا خدا نه تنها عوض مال انفاقی را بر می گرداند، بلکه به عنوان «خیر الرازقین» چیزی نیز روی آن می گذارد(همان؛ بقره، آیه ۲۷۲)؛ چنان که خدا به صراحت می فرماید که انفاقات مالی موجب می شود تا مال «اضعاف مضاعف» شود و یک «دانه» تبدیل به «هفتصد دانه» شود. پس یک تومانی که شخص در راه خدا انفاق می کند، خدا هفتصد تومان عوض می دهد. البته خدا به همین میزان بسنده نمی کند و بلکه ممکن است برای برخی از افراد تا چند برابر آن نیز افزایش دهد(بقره، آیه ۲۶۱)؛ چنان که می فرماید: والله یضاعف لمن یشاء؛ خدا بیش تر از آن نیز افزایش تضاعفی به هر که بخواهد می دهد.(همان)

پس اگر فقیری که یک تومان در اختیار دارد در راه خدا انفاق کند خدا هفتصد بلکه بیش از آن عوض می دهد.

قرآن درباره چگونگی انفاقات و صدقات توصیه ها و سفارش هایی را دارد که توجه به آن ها بسیار مهم و اساسی است؛ از جمله این توصیه ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. انفاق از محبوب: اگر کسی انفاق می کند، بهتر است که از چیزی انفاق کند که محبوب است؛ به ویژه آن چه محبوب خودش و دیگران است. خدا می فرماید: لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ؛ هرگز به نیکوکارى ابرار نخواهید رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید.(آل عمران، آیه ۹۲) از نظر قرآن، مقام ابرار که پایین تر از مقام مقربان است(انسان، آیات ۵ تا ۸)، مقام کسانی است که در انفاق دریادل هستند. بنابراین اگر کسی می خواهد انفاق کند می بایست همانند ابرار انفاق کند. در آیات قرآنی بیان شده که مقربان که از محبوب خویش بلکه از آن چه به آن نیاز دارند، ایثار می کنند.(همان؛ حشر، آیات ۸ و ۹) اما ابرار از محبوب خویش می بخشند که سطحی پس از سطح مقربان است؛ پس هر کسی بخواهد در مساله انفاق در سطح اهل احسان قرار گیرد و به عنوان محسنین از آنان یاد شود، می بایست از محبوب خویش انفاق کند.
  2. انفاق از طیبات: از نظر قرآن چیزهایی که انسان در اختیار دارد یا به دست می آورد ممکن است طیب یا خبیث باشد. مثلا خمر و مردار خبیث است که به انسان آسیب می زند، اما گندم و جو طیب و مفید برای انسان است. البته گاه مراد از خبیث، چیز است که پاک و طیب است، ولی به عللی دیگر آن طیب و پاکی اولی را ندارد، مانند میوه یا گندم آفت زده که انسان خودش دوست ندارد از آن استفاده کند و اگر در شرایط سخت قرار گیرد به ناچار از آن چیز استفاده می کند؛ بنابراین، فرش کهنه و زوار در رفته یا میوه آفت زده را انفاق نکنید؛ چرا که خودتان نیز حاضر نیست آن را بگیرید و از آن استفاده کنید، مگر در شرایط بی میلی و بی رغبتی با چشم پوشی.(بقره، آیه ۲۶۷) به هر حال، کالای نامرغوب را به عنوان جنس انفاقی به دیگران مدهید.(مجمع‌البیان، ذیل‌آیه) هم چنین نمی بایست از مال خبیث مانند مال حرام یا کسب حرام صدقه و انفاق کرد؛ چنان که امام‌باقر(علیه السلام) فرموده است: مردم وقتى اسلام آوردند، اموالى از درآمدهاى ربوى در دستشان بود که از همین اموال انفاق مى‌کردند؛ امّا خداوند آن‌ها را از این انفاق نهى فرمود. (تفسیر عیّاشى، ذیل‌آیه)
  3. انفاق از حلال: همان طوری که می بایست جنس انفاقی طیب باشد، هم چنین می بایست حلال باشد؛ یعنی از مال حرام نباشد؛ زیرا مال حلال نه تنها موجب افزایش یا افزایش برکت نمی شود، بلکه موجبات نقمت را فراهم می آورد و انسان را گرفتارتر می کند. در آیات قرآنی بیان شده که از چیزی انفاق کنید که خدا به شما داده است؛ این بدان معنا است که مال مردم را انفاق نکنید؛ زیرا ملک انسان نیست و تنها آن چیزی ملک انسان است که خدا به او داده است و از راه حلال به دست آورده است.(بقره، آیات ۳ و ۲۶۷)
  4. انفاق آشکار و نهان: در مساله انفاق می توان آن را آشکار و نهان داد و بهتر است که هر دو نوع انفاقات انجام شود. خدا می فرماید: اگر صدقه ‏ها را آشکار کنید، این‏، کار خوبى است‏، و اگر آن را پنهان دارید و به مستمندان بدهید، این براى شما بهتر است‏؛ و بخشى از گناهانتان را مى‏ زداید، و خداوند به آنچه انجام مى‏ دهید آگاه است‏. (بقره، آیه ۲۷۱) به نظر می رسد که نسبت به کسانی که عفیف هستند و آبرو دارند، صدقات و انفاق نهانی باشد تا آبروی آنان حفظ شود.(بقره، آیه ۲۷۳)
  5. پرهیز از اذیت: وقتی انفاق می کنید همراه آن کاری نکنید که اهانت آمیز و اذیت کننده باشد و شخص گیرنده آزاری را تحمل کند.(بقره، آیه ۲۶۲ و ۲۶۳ و ۲۶۷) البته برخی بعدها و حتی سالها بعد ممکن است به روی شخص چیزی را بیاورند که او را اذیت کند. مثلا بگویند در کودکی فقیر بودید و من کمک مالی کردم تا به این مقام و منزلت اجتماعی یا اقتصادی رسیده اید.
  6. پرهیز از منت: منت گذاری نیز عملی است که تمام آثار انفاق را از میان می برد؛ بنابراین نباید هنگام یا پس از انفاق منتی بر گیرنده انفاق گذاشته شود.( بقره، آیه ۲۶۲ تا ۲۶۴)
  7. میانه روی و اعتدال: در انفاق بهتر آن است که از حد افراط و تفریط خارج نشویم؛ یعنی نه چنان زیاد انفاق کنیم که چیزی برای برآورد نیازهایمان نماند و حتی موجب هلاکت ما شود و نه آن که بخل ورزیم و هیچ انفاقی نداشته باشیم.(بقره، آیات ۱۹۵ و ۲۱۹؛ اسراء، آیه ۲۹؛ فرقان، آیه ۶۷) به سخن دیگر، اسراف در انفاق جایز نیست، همان طوری که بخل جایز نیست.
  8. انفاق با رغبت: کسی که انفاق می کند با رغبت انفاق کند و در عملش طیب خاطر داشته باشد. پس از روی بی میلی یا محضورات اخلاقی به ویژه در اجتماعات، انفاق نکنیم که تاثیری ندارد یا کم تاثیر است.(بقره، آیه ۱۷۷؛ آل عمران، آیه ۹۲؛ انسان، آیه ۸)
  9. اخلاص در انفاق: انفاق را برای رضایت خدا داشته باشیم و برای اهداف دیگری چون کسب امتیاز اجتماعی و محبوبیت اجتماعی یا تفاخر و مانند آن ها انجام ندهیم.(توبه، آیه ۹۹؛ لیل، آیات ۱۷ تا ۲۰؛ بقره، آیه ۲۷۲)
  10. انفاق در شادی و غم: انسان می بایست در همه حال انفاق کند و تنها در شادی یا غم اهل انفاق نباشیم.(آل عمران، آیه ۱۳۴)
  11. انفاق از ارث: در هنگام وصیت و هم چنین تقسیم اموال ارثی بهتر است که از آن مال بخشی را به دیگران به ویژه فقیران از خویشان انفاق کرد.(حدید، آیه ۷؛ نساء، آیه ۸)
  12. انفاق هنگام جمع محصول: کشاورزان هنگام جمع محصول از آن به دیگران انفاق کنند تا این گونه مال حفظ شده و برکت یابد.(انعام، آیه ۱۴۱؛ قلم، آیه ۲۴)
  13. انفاق به خویشان: همان طوری که لازم شد تا پیامبر(ص) به نزدیکان خویش انفاق کند، هم چنین بایسته و شایسته است که انسان به خویشان انفاق کند و آنان را در اولویت قرار دهد.(اسراء، آیه ۲۶؛ روم، آیه ۳۸)
  14. انفاق به غیر مسلمان: همان طوری که می بایست به مسلمان انفاق کرد، جایز است که به کافر نیز انفاق کرد. البته با این انفاق به کافر هیچ از ثواب و پاداش عمل انفاقی خالصانه مسلمان کم نمی شود.(بقره، آیه ۲۷۲؛ مجمع البیان، ذیل آیه)
  15. انفاق در حال دارایی و نداری: همان طوری که بر دارا است که انفاق کند، بر فقیر است تا در حال نداری انفاق کند؛ به نظر می رسد که انفاق در حال نداری هم بهتر و ارزشمند تر و هم مفیدتر است و انسان فقیر را دارا می کند.(آل عمران، آیات ۱۲۳ و ۱۳۴؛ توبه، آیه ۷۹) گفتنی است که عنوان «مطوع» در آیه اخیر توانگران و تهیدستان مى‌شود؛ بنابراین ذکر دوباره تهیدستان مى‌تواند به اهمیّت برتر انفاق آنان اشاره داشته باشد. به هر حال انسان در رفاه و ثروت یا نداری و فقر می بایست اصل انفاق را به عنوان یک وظیفه مهم در دستور کار قرار دهد؛ زیرا دنیا و آخرت انسان را می سازد تا جایی که کسانی که در حالت احتضار قرار دارند خواستار مهلت و تاخیر برای انجام صدقات و انفاقات می شوند؛ زیرا در آن حالت است که تازه اهمیت بی مانند انفاق و صدقات را در می یابند.(منافقون، آیه ۱۰)
  16. انفاق شبانه و روزانه: همان طوری که بر انفاق آشکار و نهان تاکید شده است، هم چنین بر انفاق روزانه و شبانه تاکید شده است.(بقره، آیه ۲۷۴)
  17. معاونت در انفاق و برّ: از نظر قرآن انسان اگر خود بتواند دریادل باشد و کمک های زیاد مالی داشته باشد خیلی خوب است، ولی اگر از نظر مالی چنان دارا و ثروتمند نیست، بهتر است که به ابرار در فعالیت های انفاقی معاونت رسانند.(مائده، آیه ۲)
  18. انفاق مال قبل از مرگ: چنان که گفته شد، از مهم ترین تکالیف و مفیدترین آنها، انفاق و صدقات است تا جایی که «اقرب للتقوی» دانسته شده است و محتضران خواهان بازگشت برای انفاق و صدقه می شوند.(منافقون، آیه ۱۰)
  19. انفاق از عفو: عفو به زیادی از هر چیزی گفته می شود. وقتی انسان به چیزی نیاز ندارد، بهتر است که آن را انفاق کند و بی جهت آن را انبار نکند و از اهل کنز نشود. خدا می فرماید: وَیَسْأَلُونَکَ مَاذَا یُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ؛ از تو می پرسند از چه چیزی انفاق کنند؟ بگو از «عفو».(بقره، آیه ۲۱۹)
  20. انفاق در راحتی و سختی: انفاق می بایست در همه حال انجام شود. پس انسان در راحتی و سختی می بایست اهل انفاق باشد؛ بلکه کسی که در سختی است انفاق او تاثیر بهتری دارد و ارزشمندتر است.(حدید، آیه ۱۰)