بهانه سازی برای اشتباهات مومنان

بسم الله الرحمن الرحیم

انسان ها در شرایطی در دنیا زندگی می کنند که نمی توانند بی خطا، اشتباه و گناه باشند. بنابراین، مساله استغفار، توبه، عذرخواهی و مانند آن ها بازتابی طبیعی از زندگی دنیوی است. بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، امت اسلامی در زندگی اجتماعی نه تنها باید از مقابله به مثل دست بردارند و به دنبال عفو و گذشت از خطا و اشتباه دیگران باشند، بلکه فراتر از آن باید از حقوق طبیعی خود گذشت کرده و در قالب ایثار بر سنت مکارم اخلاقی رفتار نماید. در همین سنت اسلامی است که نه تنها باید مچ گیری را کنار بگذارد و دنبال آن نباشد، بلکه باید برای خطاها و اشتباهات مومنان، عذر و بهانه ای بتراشد.

عذرخواهی، امری پسندیده

از نظر قرآن، انسان اگر خطا و اشتباه و حتی گناهی کرد، بهتر است تا دیر نشده عذرخواهی کند. این عذرخواهی نسبت به خدا، باید در قالب استغفار و توبه باشد و در برابر انسان های دیگر در قالب پوزش خواهی، طلب بخشش، عفو و گذشت انجام گیرد. البته باید توجه داشت که عذر در حقیقت آوردن دلیل و حجتی است که شخص بر اساس آن رفتارش را توجیه می کند.(لسان‌العرب، ج۴، ص۵۴۵، ذیل واژه عذر)

در فارسی از عذر به پوزش یاد می شود. پوزش همان دلیل و برهانی است که انسان بر اساس آن می کوشد تا رفتار و گفتارش را پسندیده نشان دهد و بگوید که بیانش نارسا بوده است و گرنه منظور بدی نداشته است. در حقیقت می پذیرد به درستی و راستی سخن نگفته یا عمل نکرده است.

البته گاه انسان بهانه تراشی و عذرتراشی می کند؛ یعنی دنبال دلایل و شواهدی می گردد تا بتواند از مخصمه بیرون آید و کار و گفتارش را موجه سازد.

از نظر آموزه های وحیانی اسلام، اگر این بهانه تراشی برای رهایی کیفر نباشد، بلکه احساس پشیمانی دارد و پذیرفته که اشتباه کرده ولی این اشتباه و خطا، از روی عمد و علم نبوده است، بهانه تراشی مثبتی است و می توان از شخص پذیرفت؛ اما این بهانه تراشی ها برای فریب کاری باشد و شخص بخواهد همان رویه پیشین خویش را ادامه دهد و احساس گناه و پشیمانی نداشته باشد، بهانه تراشی منفی است و نمی توان آن را پذیرفت؛ زیرا موجب گستاخی و تداوم اعمال زشت پیشین می شود.

خداوند در آیات قرآنی از عذرتراشی مثبت و پسندیده سخن به میان آورده است. در آیه ۱۶۴ سوره اعراف آمده که برخی از اهالی در برابر ماهیگیران قانون شکن ایستاده و آنان را از انجام قانون شکنی نهی و منع می کردند. با آن که امر به معروف و نهی از منکر آنان تاثیر در قانون شکنان نداشت، اما آنان این عمل خویش را این گونه توجیه می کردند که هدف عذرتراشی در پیشگاه خداوند است که ما در حد استطاعت و توان خود در برابر قانون شکنی و نابهنجاری ایستادگی کردیم ولی نتوانستیم قانون شکنان را به قانون گرایی بکشانیم. این عمل را در قالب معذرت و عذرتراشی انجام می گرفت.

به سخن دیگر، عذرخواهی و حتی عذرتراشی پسندیده، در راستای این انجام می گیرد، زشتی و بدی کار برداشته شود و شخص از تبعات و پیامدهای واقعی یا احتمالی آن در امان ماند.(نگاه کنید: فرهنگ بزرگ سخن، ج۵، ص۴۹۸۷؛ التحقیق، ج۸، ص۷۰، «عذر»)

از عذرخواهی این معنا به دست می آید که شخص : ۱. آگاه به خطا و اشتباه شده و بدان علم یافته است؛ ۲. احساس ناخوشایندی دارد؛ ۳. ترس از مجازات و عتاب و مواخذه دارد ؛ ۴. در راستای رهایی از پیامدهای واقعی و احتمالی تلاش می کند.

هم چنین عذرخواهی زمانی انجام می‌گیرد که شخص اشتباه و خطا وگناهش را پذیرفته باشد و بخواهد برای جبران آن کاری را انجام دهد. پس در عذرخواهی اموری دخیل است که شامل:۱. پذیرش اشتباه و خطا و گناه؛ ۳. اقرار و اظهار آن؛ ۳. تلاش و کوشش برای جبران آن می‌شود.

عذر و بهانه در جایی است که انسان جاهل و غیر عامد باشد؛ پس اگر علم و عمدی باشد، شخص دیگر نمی تواند بهانه جویی کند و دست بهانه جویی بر او بسته است. امام علی(ع) می فرماید: قَطَعَ العِلمُ عُذرَ المُتَعَلِّلِینَ؛ علم، راه عذر را بر بهانه جویان مى بندد.( نهج البلاغه : الحکمه ۲۸۴ .) باید دانست که علت عذرخواهی و بهانه جویی ، ناتوانی و نادانی انسان است. امام على علیه السلام می فرماید: إذا قَلَّتِ المَقدِرَهُ کَثُرَ التَّعَلُّلُ بِالمَعاذیرِ ؛ هرگاه توانایى، کاستى گیرد، تمسّک به عذر و بهانه ها فزونى یابد.( غرر الحکم : ۴۰۳۸.)

انسان نباید منتظر باشد تا کسی مستقیم عذرخواهی کند، بلکه همین که اقرار می کند که اشتباهی شده به معنای آن است که می خواهد عذرخواهی کند و باید به همین مقدار بسنده کرد و آن را به معنای عذرخواهی و پوزش طرف پذیرفت. از این روست که امیرمومنان امام على علیه السلام می فرماید: الإقرارُ اعتِذارٌ، الإنکارُ إصرارٌ؛ اعتراف به گناه نوعى پوزش خواهى است؛ انکار عدم اعتراف به گناه پاى فشردن بر آن است.( غرر الحکم: ۱۷۹و۱۸۰.)

هم چنین امام على علیه السلام می فرماید : رُبَّ جُرمٍ أغنى عَنِ الاعتِذارِ عَنهُ الإقرارُ بهِ؛ بسا جرمى که اعتراف به آن از عذرخواهى بى نیاز مى کند.

البته عذرخواهی در فرهنگ قرآنی تنها برای اعمال زشت خویش نیست، بلکه گاه انسان نسبت به اعمال زشت دیگران نیز دنبال معذرت خواهی است؛ چنان که اصحاب سبت گناه قانون شکنی را انجام می دهند، ولی گروهی دیگر به قصد معذرت خواهی، به نهی از منکر اقدام می کنند. به سخن دیگر، عذر و پوزش‌خواهی تنها نسبت به اعمال زشت و نادرست خود شخص انجام نمی گیرد، بلکه گاه شخص برای اعمال زشت دیگران عذرخواهی می کند تا این گونه خود را از پیامدهای آن در امان نگه دارد؛ زیرا احتمال می دهد در صورت سکوت و عدم اقدام کاری، ممکن است، پیامدهای آن دامن گیر خودش نیز شود.(اعراف، آیات ۱۶۴ تا ۱۶۷)

از جمله پیامدهایی که دامن گیر خطاکار و دیگران مرتبط آنان آن می شود، عتاب و سرزنش است. به سخن دیگر، کم ترین پیامدی که برای خطاکاری است، سرزنش و عتاب است که انسان برای رهایی آن می کوشد تا خودش عذری برای خطا و اشتباه خود بیاورد یا برای خطای دیگران عذری برای خود فراهم آورد.

در قرآن بیان شده که ظالمان و ستمگران در قیامت عذرخواهی می کنند ، ولی چون زمان عذر خواهی گذشته است، اینان حتی مورد عتاب قرار نمی گیرند. خداوند می‌فرماید: فَیَوْمَئِذٍ لَّایَنفَعُ الَّذِینَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ وَلَا هُمْ یُسْتَعْتَبُونَ؛ و در چنین روزى، [دیگر] پوزش آنان که ستم کرده‌اند سود نمى‌بخشد و بازگشت به سوى حق از آنان خواسته نمى‌شود.(روم، آیه ۵۷)

علت این که دیگر مساله عتاب در قیامت نیست؛ زیرا اصولا عتاب زمانی انجام می گیرد که شخص خطاکار زمینه بازسازی و جبران خطا را داشته باشد، اما وقتی کار از کار گذشته و دیگر فرصتی برای جبران مافات نیست، عتاب و سرزنش معنا و مفهومی نخواهد داشت.

توضیح این که واژه « یُسْتَعْتَبُونَ» از ریشه «عتب» گرفته شده است. «عتبه» به درگاه خانه و هر یک از پله‌های خانه گفته می‌شود. در سابق چون عذرخواهان به درگاه خانه آمده و روی سکو و پله درگاه خانه می‌نشستند تا رضایت شخص صاحب‌خانه را بگیرند و این گونه عذر‌خواهی کنند، به این عمل استعتاب می‌گفتند. البته عتاب و سرزنش نیز از همین ریشه است؛ زیرا راه سخت و پله پله‌ای را عتبه می‌گفتند و کسی که سرزنش می‌شد گویی از پله‌ها و راهی سخت رفته است. به هر حال استعتاب و عذرخواهی و پوزش‌خواهی تا زمانی که بتوان جبران کرد شدنی است وگرنه شخص نمی‌تواند با عذرخواهی کاری پیش برد؛ چنانکه در هنگام احتضار و در قیامت چنین چیزی غیرممکن است.

از نظر قرآن عذر خواهی به موقع امری پسندیده است؛ زیرا شخص را متوجه گناه و خطا شده و به جبران مافات و اشتباهات اقدام می کند. در همین چارچوب اگر عتابی صورت می گیرد امری پسندیده خواهد بود؛ زیرا خطاکار را به اشتباه و خطا آگاه کرده و زمینه برای جبران مافات از سوی خطاکار آماده می سازد.(نساء، آیات ۹۷ و ۹۸؛ توبه، آیات ۸۶ و ۹۱؛ نحل، آیات ۱۰۶ و ۱۱۰)

این که خداوند در آیه ۱۹۹ سوره فرمان می دهد تا راه عفو در پیش گرفته شود، به این معناست عذر معتذر پذیرفته شود و شخص معتذر در برابر بدى مؤاخذه نشود.(مجمع البیان، ج ۳ – ۴، ص ۷۸۷)

مچ گیری ممنوع

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان باید عذرخواهی دیگران را بپذیرد و سخن و رفتار ایشان را به توجیه و عذری که آورده اند بپذیرد و بر وجه نیک و صحیح حمل کند. اصولا در آموزه های اسلامی قواعد کلی بیان شده تا هماره کارهای دیگران بر وجه صحیح حمل شود. اصالت الصحه آن است که بگوییم شخص کارش را بر وجه صحیح آورده است و اگر سخنی گفته که برداشتی نادرست از آن می شود، مراد آن برداشت درست است و همان مقصود و منظورش بوده است. کارهای مومنان را نیز بر وجه صحیح باید حمل کرد و به جای اصالت فساد باید اصل را بر صحت و درستی عمل قرار داد.

اصولا اسلام با مچ گیری مخالف است؛ این که انسان بخواهد مو را از ماست بیرون بکشد و رفتارهای دیگران را بر وجه فساد و نادرست حمل کند. خداوند درباره سیره پیامبر(ص) در برابر منافقان می فرماید که آن حضرت(ص) هماره کارهای آنان را بر وجه صحیح و درست حمل می کرد و هر چه آنان می گفتند می پذیرفت و حتی توجیهات ناروای آنان را در توجیه کارهای باطل و غلط آنان را می پذیرفت، به طوری که به ایشان «اذن و حرف شنو» می گفتند. خداوند می فرماید که آن حضرت(ص) برای خیر ایشان و ایجاد مسیری برای بازگشت به سوی خدا و قرار گرفتن در صراط مستقیم اسلام و عبودیت، حرف ها و توجیهات آنان را می پذیرفت و دنبال مچ گیری نبود. از این روست که خداوند پیامبر(ص) را به عنوان «اذن خیر» معرفی می کند که نه تنها دنبال مچ گیری نبود، بلکه توجیهات ناروای آنان را در قالب عذر و بهانه و پوزش و مانند آن ها می پذیرید.(توبه، آیه ۶۱)

امام على علیه السلام ـ در سفارش به محمّد بن حنفیه ـ فرمود : لا تَصرِمْ أخاکَ عَلَى ارتِیابٍ ، و لا تَقطَعْهُ دونَ استِعتابٍ ، لَعَلَّ لَهُ عُذرا و أنتَ تَلومُ بِهِ ، اِقبَلْ مِن مُتَنَصِّلٍ عُذرا ، صادِقا کانَ أو کاذِبا فتَنالَکَ الشَّفاعَهُ ؛ به صرف شکّ و تردید، از برادرت مَبُر و بدون آن که از او بخواهى رضایت تو را به دست آورد، با وى قطع رابطه مکن؛ ممکن است عذرى داشته باشد و تو [بى جهت] او را سرزنش کنى. عذرخواهىِ معذرت خواه را، چه راست بگوید یا دروغ، بپذیر تا شفاعت شامل حال تو بشود.( وسائل الشیعه ، ج ۸، ص۵۵۳، ح۲ .)

آن حضرت(ص) پذیرش پوزش خواهی را عاملی مهم در بهره مندی افراد امت از یک دیگر دانسته است و به یکی از آثار و فواید این پذیرش پوزش اشاره داشته و فرموده است: اِقبَلْ أعذارَ النّاسِ تَستَمِتعْ بإخائهِم ، وَ القَهُمْ بِالبِشرِ تُمِتْ أضغانَهُم ؛ عذر خواهى هاى مردم را بپذیر تا از برادرى آنان بهره مند شوى، و با روى گشاده دیدارشان کن تا کینه هایشان بمیرد.( غرر الحکم : ۲۴۲۰)

از نظر آن حضرت علیه السلام پذیرش عذر دیگران نشانه ای از خردمندی است و هر کسی عذرپذیرتر، عاقل تر است: أعقَلُ النّاسِ أعذَرُهُم لِلنّاسِ ؛ خردمندترین مردم، عذر پذیرترین آنها از مردم است.( غرر الحکم : ۲۹۸۸ .) امام حسن علیه السلام نیز می فرماید: قَطَعَ العِلمُ عُذرَ المُتَعَلِّمِینَ ؛ علم، راه عذر را بر جویندگان دانش بسته است.( غرر الحکم : ۴۹۷ .) امام صادق علیه السلام می فرماید: أنقَصُ النّاسِ عَقلاً مَن ظَلَمَ دُونَهُ ، و لَم یَصفَحْ عَمَّنِ اعتَذَرَ إلَیهِ ؛ کم خِردترین مردم کسى است که به زیر دستش ستم کند و کسى را که از او عذرخواهى مى کند، نبخشد.( الدرّه الباهره : ۳۱ .)

این عذر خواهی خواه واقعی و خواه غیر واقعی و خواه صادق و خواه کاذب باید مورد پذیرش قرار گیرد و اما و اگر در آن آورده نشود؛ چنان که امام زین العابدین علیه السلام می فرماید : لا یَعتَذِرُ إلَیکَ أحَدٌ إلاّ قَبِلتَ عُذرَهُ ؛ و إن عَلِمتَ أنَّهُ کاذِبٌ ؛ هیچ کس از تو عذرخواهى نکند، مگر این که عذرش را بپذیر، گر چه بدانى که دروغ مى گوید. (الدرّه الباهره : ۲۶ .)

چرا که هدف از عذر خواهی طرف مقابل هر چه باشد، او پذیرفته است که اشتباه کرده و یا از نظر دیگری در حال اشتباه است و رفتارش از سوی دیگران تایید نشده است. پس حتی اگر معتقد باشد که کارش اشتباه و خطا نبوده و در این عذرخواهی دروغ می گوید، با این همه عذر و پوزشش پذیرفته می شود؛ زیرا او به این درک و فهم رسیده که از نظر دیگران کارش اشتباه است و نباید تکرار شود. این عذرخواهی حتی در یک لحظه و به شکل در حالت تناقض و تضاد رخ دهد، باید پذیرفته شود و اما و اگر در آن آورده نشود؛ زیرا هدف آن نیست مچ گیری شود، بلکه هدف آن است که خود و دیگران را به کمال برسانیم و جامعه ای سرشار از مهر و مودت داشته باشیم و از درگیری ها و تضادها و اختلافات بکاهیم و به اشتراکات بها دهیم. از این روست که امام زین العابدین علیه السلام می فرماید: إن شَتَمَکَ رَجُلٌ عَن یَمینِکَ ثُمّ تَحَوَّلَ إلى یَسارِکَ و اعتَذَرَ إلَیکَ فَاقبَلْ عُذرَهُ ؛ اگر مردى از طرف راستت به تو ناسزا گفت و سپس به طرف چپت آمد و عذر خواست، عذرش را بپذیر.( بحار الأنوار ، ج ۷۸، ص۱۴۱، ح۳۴ .)

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله نیز می فرماید: مَن أتاهُ أخوهُ مُتَنصِّلاً فَلْیَقبَلْ ذلکَ مِنهُ ، مُحِقّا کانَ أو مُبطِلاً ، فإن لَم یَفعَلْ لَم یَرِدْ عَلَیَّ الحَوضَ ؛ هر کس برادرش به عذرخواهى نزد او آید، باید عذرش را بپذیرد، خواه عذرش موجّه باشد یا نا موجّه که اگر نپذیرد کنار حوض [کوثر ]بر من وارد نشود.( کنز العمّال : ۷۰۲۹ .)

در این حدیث بیان شده که یکی از مهم ترین عوامل بهشتی ساز این است که انسان نه تنها عذرخواهی واقعی دیگران را بپذیرد بلکه بهانه جویی آنان را بپذیرد.

بهانه سازی برای اشتباهات دیگران

از آموزه های وحیانی اسلام چنین بر می آید که عذر و پوزش دیگران را باید پذیرفت، بلکه از این آموزه ها در مقام اکرام و کرامت انسانی خواسته شده تا نه تنها عذر و پوزش دیگران را پذیرفت، بلکه اگر عذری نیاورده و بهانه ای جویی نکرده برای آنان بهانه سازی کنید و کارهایشان را حمل بر صحت و درستی نمایید.

برای این که توجیه ساز اعمال دیگران باشیم، باید در توجیه سازی و بهانه سازی نسبت به سخنانی که شنیده ایم بگوییم: حتما گفتارش نارسا بوده یا برداشتی نادرست کرده ام ؛ و یا درباره کارهای نادرست دیگری بگوییم: نیت خیر داشته ولی آن طوری که می خواست نشد و عمل و کارش نادرست در آمد.

انسان نباید به سرعت دنبال کیفر و مجازات خطاکار باشد بلکه باید تا می تواند تاخیر اندازد تا بهانه ای برایش جور شود. امام حسن علیه السلام می فرماید: لا تُعاجِلِ الذَّنبَ بِالعُقوبَهِ ، و اجعَل بَینَهُما لِلاعتِذارِ طَریقا ؛ گناه را زود کیفر مده، بلکه میان گناه و کیفر، راهى براى عذرخواهى باقى بگذار.( مسند الامام المجتبی علیه‏السلام، ص ۷۲۷، ح ۸۶، و ص ۸۳، ح ۸۳، و ص ۷۱۴، ح ۱۸، و ص ۶۷۶، ح ۲ – و – ص ۵۵۰، و ص ۷۳۱، ح ۱۰۸ و ص ۱۳۱، ح ۱۰۹)

امیرمومنان امام على علیه السلام در این باره می فرماید: اِقبَلْ عُذرَ أخیکَ ، و إن لَم یَکُن لَهُ عُذرٌ فَالتَمِسْ لَهُ عُذرا ؛ عذر برادرت را بپذیر و اگر عذرى نداشت برایش عذرى بتراش.( بحار الأنوار ، ج ۷۴، ص۱۶۵، ح۲۹ )

به سخن دیگر، نه تنها انسان باید عذر واقعی و غیر واقعی دیگران را بپذیرد و بهانه جویی های آنان را بهانه نشمارد بلکه آن را علت اشتباه و خطا بداند، بلکه باید برای شخصی که عذری هم ندارد و بهانه ای هم نمی آورد، عذر و بهانه ای ساخت و گفتار و رفتارش را بر آن حمل کرد.

از نظر این آموزه ای که امیرمومنان امام علی(ع) به ما می آموزد، انسان باید در مساله عذر و پوزش به چند مرتبه و مرحله توجه داشته باشد: ۱. عذر و پوزش واقعی صادق دیگران را بپذیرد که این مقام عفو و گذشت و احسان است؛ ۲. عذر و پوزش کاذب دیگران را نیز پذیرد که این نیز مرتبه ای از احسان است؛ ۳. بهانه جویی دیگران را بپذیرد که این خود از مراتب احسان است؛ ۴. بهانه سازی برای دیگران بسازد که این مقام اکرام و ایثار است.

عذرخواهی هاى نابجا

از نظر آموزه های اسلامی نباید بی دلیل عذرخواهی کرد؛ زیرا این رویه خود موجب ذلت و خواری مومن است و مومن نباید خود را ذلیل و خوار کند.

از مواردی که عذرخواهی ممنوع است عبارتند از:

  1. اطاعت : انسان حق ندارد در جایی که به قصد اطاعت فرمان خدا و شریعت انجام گرفته ، عذر خواهی کند؛ زیرا این عذر نابه جا و نادرست است. امام على علیه السلام می فرماید: لا تَعتَذِرْ مِن أمرٍ أطَعتَ اللّهَ سُبحانَهُ فیهِ ، فکَفى بِذلِکَ مَنقَبَهً ؛ از کارى که با آن خداوند سبحان را فرمان برده اى، عذرخواهى مکن؛ زیرا آن کار براى تو افتخارى بزرگ است.( غرر الحکم : ۱۰۳۴۰.)
  2. مچ گیر: در برابر کسی که دنبال مچ گیری است یا نمی خواهد و دوست ندارد تا عذر شما را بشنود و بپذیرد، لازم نیست که عذر خواهی کنید. امام على علیه السلام می فرماید: لا تَعتَـذِرْ إلى مَن یُحِـبُّ أن لا یَجِـدَ لَکَ عُـذرا ؛ از کسى که دوست دارد براى تو عذرى نیابد، عذرخواهى مکن.( بحار الأنوار : ج ۱۳ ص ۴۱۸ ح ۱۲؛ غرر الحکم : ۱۰۲۶۹.)
  3. عذر بی گناه: نباید این امر رویه شود که بی خود و بی دلیل عذرخواهی کنید. کسی که اشتباه و گناه و خطایی نکرده لازم نیست عذر خواهی کند و دنبال معذرت خواهی برود. امام على علیه السلام می فرماید: مَنِ اعتَذَرَ مِن غَیرِ ذَنبٍ فقَد أوجَبَ عَلى نَفسِهِ الذَّنبَ؛ هر کس بدون ارتکاب گناهى عذرخواهى کند، خود را گنهکار قلمداد کرده است.( غرر الحکم : ۸۸۹۴ .)
  4. تکرار عذرخواهی: اگر یکبار عذرخواهی شد لازم نیست دوباره عذرخواهی شود؛ زیرا تکرار آن نه تنها مفید و سازنده نیست بلکه زیانبار است. امام على علیه السلام می فرماید: إعادَهُ الاعتِذارِ تَذکیرٌ بِالذَّنبِ ؛ پوزش خواهىِ دوباره، یادآورى کردن گناه است.( غرر الحکم : ۱۴۲۸ .)