بنیادهای فلسفی لهوگرایی و لذت گرایی

بسم الله الرحمن الرحیم

خدا در قرآن، اساس زندگی دنیوی را در قالب «لعب و لهو» دسته بندی کرده است؛ البته در برخی از آیات در تفسیری این دو قسم را به پنج چیز اساسی دسته بندی نموده تا درک کامل تری از مفهوم ومحتوای مورد نظر از لهو و لعب به دست داده شود. از نظر قرآن، آفرینش از جمله آفرینش انسان، بر اساس حکمت و اهدافی است و نمی تواند باطل باشد تا در قالب لهو و لعب سامان یابد. پس کسانی که زندگی دنیوی را در چارچوب لعب و لهو قرار داده و این گونه عمل می کنند، به نوعی از مسیر حکمیانه آفرینش خارج و دور شده اند. لعب، بازی کودکانه ای است که ممکن است دارای یک نظم و هدف خیالی باشد، ولی هدفی مهم و واقعی و حقیقی نیست؛ لهو نیز رفتار بیهوده ای است که انسان را از اهداف اصلی و حقیقی باز می دارد و گرفتار غفلت می کند. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی بر آن است تا بنیادهای فلسفی لهوگرایی را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

آفرینش بیرون از مدار لعب و لهو

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، آفرینش هستی بر اساس عنصر حق گرایی است و حق همانند شن و سیمان جزو مقومات بتن آفرینش هستی است: وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ؛ و ما آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است جز به حق نیافریده‏ ایم.(حجر، آیه ۸۵؛ احقاف، آیه ۳؛ دخان، آیه ۳۹) بنابراین، در هیچ از خلقت و آفرینش، باطلی راه ندارد؛ چنان که در باره هدفمندی حکیمانه آفرینش می فرماید: مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا؛ این را باطل خلق نکردی.(آل عمران، آیه ۱۹۱) بر اساس همین آیه ۱۹۰ همین سوره، اولوا الالباب که از ولایت عقلی برخوردار بوده و مغز و باطن و ملکوت هرچیزی را می شناسند، می دانند که خلقت باطل نیست، بلکه هدفمند آفریده شده است. پس هرگز در خلقت و آفرینش و اهداف آن «لعب و لهوی» نخواهد بود؛ چنان که خدا به صراحت می فرماید: وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا لَاعِبِینَ. لَوْ أَرَدْنَا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْوًا لَاتَّخَذْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ کُنَّا فَاعِلِینَ بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَیَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَکُمُ الْوَیْلُ مِمَّا تَصِفُونَ ؛ و آسمان و زمین و آنچه را که میان آن دو است به لعب و بازیچه نیافریدیم؛ اگر مى‏ خواستیم لهو و سرگرمی بگیریم قطعا آن را از پیش خود اختیار می کردیم، بلکه حق را بر باطل فرو مى‏ افکنیم. پس آن را در هم مى ‏شکند و بناگاه آن نابود مى‏ گردد. واى بر شما از آنچه وصف مى ‏کنید. (انبیاء، آیات ۱۶ تا ۱۸؛ و نیز دخان، آیات ۳۸ و ۳۹)

بر اساس این آیات، خدا منزه و پاک از هر گونه لعب و لهو است و در انجام هر کاری حق و حکمتی را در نظر دارد که به دور از باطلی چون لعب و لهو خواهد بود. خدا به صراحت نه تنها خلقت آسمان و زمین را بیرون از دایره و مدار لعب و لهو دانسته بلکه می فرماید که درباره موجوداتی دیگر هم چون موجودات میان زمین و آسمان نیز هرگز لعب و لهو مد نظر نبوده است. بنابراین، خلقت همه هستی بر اساس حق و حکمت است و از هر گونه باطلی از لعب و لهو منزه و پاک است.

مقایسه دنیا و آخرت بر اساس عنصر لعب و لهو

با آن که از نظر قرآن، خدا منزه از هر گونه لهو و لعبی است( انبیاء، آیات ۱۶ تا ۱۸؛ و نیز دخان، آیات ۳۸ و ۳۹)؛ اما در همین آیات قرآنی، حیات دنیوی به نسبت به حیات اخروی به عنوان لعب و لهو مطرح شده است. خدا در قرآن در مقام مقایسه زندگی دنیوی را زندگی همراه با لعب و لهو و زندگی آخروی را فاقد آن ها دانسته است و می فرماید: وَمَا هَذِهِ الْحَیَاهُ الدُّنْیَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَهَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ؛ این زندگى دنیا جز سرگرمى و بازیچه نیست و زندگى حقیقى همانا در سراى آخرت است. اى کاش مى‏ دانستند. (عنکبوت، آیه ۶۴)

البته در جایی دیگر، بی آن که مستقیم در مقام مقایسه باشد، زندگی و حیات دنیوی را لعب و لهو معرفی می کند و می فرماید: إِنَّمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا یُؤْتِکُمْ أُجُورَکُمْ وَلَا یَسْأَلْکُمْ أَمْوَالَکُمْ إِنْ یَسْأَلْکُمُوهَا فَیُحْفِکُمْ تَبْخَلُوا وَیُخْرِجْ أَضْغَانَکُمْ؛ زندگى این دنیا لهو و لعبى بیش نیست و اگر ایمان بیاورید و پروا بدارید، خدا پاداش شما را مى‏ دهد و اموالتان را در عوض نمى‏ خواهد. اگر اموال شما را بخواهد و به اصرار از شما طلب کند، بخل مى ‏ورزید و کینه ‏هاى شما را برملا مى ‏کند. (محمد، آیات ۳۶ و ۳۷)

با دقت در این آیات نیز می توان دریافت که تبیین و تفسیر زندگی دنیا به لعب و لهو به اعتبار نوع رفتاری است که انسان در قبال زینت های زندگی دنیوی در پیش می گیرد. بخل ورزی و حرص به مال و مانند آن ها است که زندگی را از حالت طبیعی و حکمتانه و هدفمند خارج می کند و به یک زندگی لعب و لهوی می کشاند.

با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن می توان دریافت که آن چه موجب شده تا خدا از زندگی دنیوی به لعب و لهو تعبیر کند، به سبب نگرش نادرست و منفی است که انسان نسبت به زندگی دنیوی و زینت های آن دارد.

به سخن دیگر، زندگی دنیوی هم چون دیگر آفرینش های الهی بر اساس حق و حکمت و به دور از لعب و لهو و باطل است؛ زیرا حیات و مرگ از آفریده های الهی است.(ملک، آیه ۲) پس زندگی و حیات نیز حق است که از جمله آن ها زندگی و حیات دنیوی است.

از نظر قرآن، انسان ها تا به مقام اولوا الالباب و ولایت عقلی برسد، گرفتار لعب و لهو خواهد بود و زینت های دنیوی او را فریب می دهد و اجازه نمی دهد تا بر اساس حکمت و هدف آفرینش، در دنیا زندگی کند. البته برخی هرگز به چنین مقام ولایت عقلی نمی رسند؛ زیرا عقل و فطرت خویش را با گناه و گرایش به زندگی دنیوی دسیسه و دفن می کنند(شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ روم، آیه ۳۰ و آیات دیگر)و اجازه نمی یابند تا در مسیر حکمت و هدف آفرینش حرکت کنند. از جمله این افراد می توان به کافران اشاره کرد. خدا می فرماید: زُیِّنَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا وَیَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَاللَّهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ ؛ زندگى دنیا در چشم کافران آراسته شده است و مؤمنان را ریشخند مى کنند؛ و حال آنکه کسانى که تقواپیشه بوده‏ اند در روز رستاخیز از آنان برترند؛ و خدا به هر که بخواهد بی‏شمار روزى مى‏ دهد. (بقره، آیه ۲۱۲)

در آیات قرآنی هر چند که بارها به نقد نگرش باطل و نادرست کافران، منافقان، مشرکان و حتی سست ایمان ها از مسلمانان نسبت به حقیقت زندگی دنیوی می پردازد و آن را در قالب زینت های حیات دنیوی معرفی می کند که چیزی جز لعب و لهو نیست، ولی در تبیین و تفسیر توضیحی آن، به برخی از مصادیق اساسی لهو گرایی و لعب گرایی انسان نیز اشاره داشته و می فرماید: اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَهٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَتَکَاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطَامًا وَفِی الْآخِرَهِ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَمَغْفِرَهٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ ؛ بدانید که زندگى دنیا در حقیقت بازى و سرگرمى و آرایش و فخرفروشى شما به یکدیگر و فزون‏جویى در اموال و فرزندان است، مَثَل آنها چون مثل بارانى است که کشاورزان را رستنى آن باران به شگفتى اندازد، سپس آن کشت خشک شود و آن را زرد بینى آنگاه خاشاک شود و در آخرت دنیا پرستان را عذابى سخت است و مؤمنان را از جانب خدا آمرزش و خشنودى است و زندگانى دنیا جز کالاى فریبنده نیست.(حدید، آیه ۲۰)

خدا سپس در آیه بعد نگرش صحیح را بیان کرده و می فرماید: سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَجَنَّهٍ عَرْضُهَا کَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ؛ براى رسیدن به آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى که پهنایش چون پهناى آسمان و زمین است و براى کسانى آماده شده که به خدا و پیامبرانش ایمان آورده‏ اند بر یکدیگر سبقت جویید. این فضل خداست که به هر کس بخواهد آن را مى‏ دهد و خداوند را فزون‏بخشى بزرگ است.(حدید، آیه ۲۱)

پس از نظر قرآن، زندگی دنیوی، یک فرصت استثنایی برای انسان است؛ زیرا از دنیا است که انسان زاد و ره توشه آخرت را فراهم می آورد که همان تقوای الهی باشد.(بقره، آیه ۱۹۷)

البته از نظر قرآن، انسان ها در یک محدوده مشخصی می توانند و قدرت دارند تا کارهایی را انجام دهند. به این معنا که ره توشه ای که انسان در دنیا برای آخرت فراهم می آورد، با توجه به امکانات و استطاعتی است که دارا است(بقره، آیات ۲۳۳ و ۲۸۶) و خدا از شخص بیش از امکانات و استطاعت نمی خواهد. پس اگر شخصی نابینا یا فقیر است، در همین حد استطاعت و امکانات می خواهد نه بیش تر، در حالی که برای بینا و دارا، به اندازه دارایی طلب خواهد کرد و بازخواست می کند.

از نظر قرآن، خدا برای هر کسی مقدراتی را از پیش تعیین کرده است. این مقدرات شامل داشته ها و نداشته ها، دارایی ها و نداریی ها است. البته دارایی و نداری محدود به امکانات مادی بیرونی نمی شود، بلکه شامل خود شخص نیز می شود ؛ از این رو، برخی دارای بینایی و برخی فاقد آن خواهند بود؛ یا زمانی چیزی را دارا خواهند بود و زمانی دیگر آن را از دست می دهند یا زمانی چیزی را ندارند ولی سپس آن را دارا خواهند شد. از نظر قرآن، مواخذه و پاداش و کیفر براساس در سطح استطاعت و دارایی ها خواهد بود، نه بر اساس امر دیگر. پس اگر کسی از کودکی نابینا است، از او توقعات کارهایی نیست که برای بینا است و این گونه نیست که شخصی که کور و نابینا بوده از مقام و منزلت کسی که بینا بوده باز ماند، در حالی که در سطح استطاعت خویش عمل کرده و چیزی کم نگذاشته است.

بر اساس این نوع نگرش و رویکرد خدا نسبت به افراد است که خدا در قرآن به مردمان هشدار می دهد هیچ گاه نسبت به داده ها و داشته ها یا نداده ها و نداشته های خویش رفتاری بر اساس یاس و فرح نداشته باشند؛ زیرا این امور مبنا در مواخذه و پاداش و کیفر نیست؛ بلکه نوع تعامل و رفتار انسان نسبت به داشته ها و نداشته ها و داده ها و نداده ها است که مبنای تعامل و مواخذه قرار می گیرد. خدا در قرآن می فرماید: مَا أَصَابَ مِنْ مُصِیبَهٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنْفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ الَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَیَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَمَنْ یَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ ؛ هیچ مصیبتى نه در زمین و نه در نفسهاى شما به شما نرسد، مگر آنکه پیش از آنکه آن را پدید آوریم در کتابى است این کار بر خدا آسان است تا بر آنچه از دست‏ شما رفته اندوهگین نشوید و به سبب آنچه به شما داده است‏ فرح و شادمانى هیجانی نکنید؛ و خدا هیچ خیال پرداز خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد ؛ همانان که بخل مى ‏ورزند و مردم را به بخل ورزیدن وامى دارند؛ و هر که روى گرداند قطعا خدا بى ‏نیاز ستوده است. (حدید، آیات ۲۲ تا ۲۴)

از این آیات معلوم می شود که خدا بر اساس داده ها و داشته ها معامله می کند و شخص باید در حد استطاعت و وسع خویش از این داده ها و داشته ها به درستی بهره گیرد تا آخرتی درست داشته باشد، نه آن که گرفتار لعب و لهو و از مسیر حق و حکمت دور شود و مثلا به بخل گرایش یا بدتر فرمان دهد، به جای آن که به مسئولیت های خویش در قبال دیگران توجه داشته باشد.(معارج، آیات ۲۳ و۲۴؛ ذاریات، آیه ۱۹) پس انسان در محدوده مشیت الهی می تواند انتخابی درست میان شکر و کفر، حق و باطل، تقوا و فجور، کفر و ایمان داشته باشد.(انسان، آیه ۳؛ شمس، آیات ۷ تا ۱۰ و آیات دیگر)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، زندگی دنیوی، امر بسیار مهم و اساسی است؛ زیرا مقام خلافت انسانی در این جا بروز و ظهور می کند.(بقره، آیات ۳۰ و ۳۱ و ۱۳۸؛ ذاریات، آیه ۵۶؛ هود، آیه ۶۱ و آیات دیگر) انسان می بایست مواظب و مراقب باشد تا در دام تزیین گری دنیا نیافتد و سرمایه های اخروی در دنیا را اصالت نبخشد و گمان نکند که همه چیز چون لعب و لهو در اختیار اوست، بلکه به هدف و حکمتی در اختیارش قرار گرفته است؛ اما به نظر می رسد که اکثریت مردم از ابتلاء و آزمونی بودن این امور آگاهی نداشته و گرفتار تزیین گری دنیا و ابلیس و وسوسه های او می شوند؛ چنان که خدا می فرماید: زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِینَ وَالْقَنَاطِیرِ الْمُقَنْطَرَهِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّهِ وَالْخَیْلِ الْمُسَوَّمَهِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِکَ مَتَاعُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ قُلْ أَؤُنَبِّئُکُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذَلِکُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَهٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ ؛ دوستى خواستنیهاى گوناگون از زنان و پسران و اموال فراوان از زر و سیم و اسب‏هاى نشاندار و دامها و کشتزارها براى مردم آراسته شده لیکن این جمله مایه تمتع زندگى دنیاست و حال آنکه فرجام نیکو نزد خداست. بگو آیا شما را به بهتر از اینها خبر دهم براى کسانى که تقوا پیشه کرده‏ اند نزد پروردگارشان باغهایى است که از زیر درختان آنها نهرها روان است در آن جاودانه بمانند و همسرانى پاکیزه و نیز خشنودى خدا را دارند و خداوند به امور بندگان خود بیناست. (آل عمران، آیات ۱۴ و ۱۵)

خدا در ادامه این آیات توضیح می دهد که بندگانی که بهشت و آخرت را بر شهوات دنیوی ترجیح می دهند به جای لذت دنیوی در اندیشه لذت پایدار اخروی هستند، شکیبایان و راستگویان و فرمانبرداران و انفاق‏ کنندگان و آمرزش‏خواهان در سحرگاهان و قائمان بالقسط بر اساس شریعت اسلام هستند.(آل عمران، آیات ۱۶ تا ۱۹)

بنیادهای فلسفی لهوگرایی

از نظر قرآن، تنها کافران و مشرکان و منافقان گرفتار لهو گرایی نمی شوند، بلکه حتی مسلمانان نیز دچار چنین امری می شوند و به جای مثلا گوش دادن خطابه های پیامبر(ص) دنبال لهو و سرگرمی قصه گویان یا تجارت و بازرگانی می روند و به خرید و فروش در امور دنیا می پردازند(جمعه، آیات ۹ تا ۱۱)؛ زیرا این افراد تفاوتی میان کار مفید و سازنده اخروی و دنیوی نمی گذارند و همین نگرش باطل ایشان است که ایشان را به سمت لهو و لعب می برد.

از سوی دیگر این افراد به جای آن که باور داشته باشند که همه چیز از پیش تعیین و مقدر شده و خدا بر اساس آن چه در کتاب مبین و لوح محفوظ است، فرشتگان را مامور به انجام می کند تا چیزی را بدهند یا بگیرند(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳) گمان می کنند که با تلاش خویش به چیزی می رسند(قصص، آیه ۷۸ ؛ زمر، آیه ۴۹)؛ از همین رو، خدا و آخرت و نماز را رها می کنند و به سوی تجارت یا شنیدن سخنان لهو و سرگرمی می روند(جمعه، آیات ۹ تا ۱۱)؛ زیرا منظور از «من النّاس» به اعتقاد برخى مفسّران، نضربن‌حرث است که به کشور ایران مسافرت مى‌کرد و کتابهاى افسانه مى‌خرید و آنها را به مکّه منتقل مى‌کرد و برای سرگرمی مردم را به آن دعوت می کرد و از قرائت قرآن و شنیدن سخنان الهی باز می داشت.( مجمع‌البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۴۹۰) البته در احتمالى، مقصود از «لهو» طبل و طبل نوازی و موسیقی و غنا است. (مجمع‌البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۴۳۶؛ الکشاف، ج ۴، ص ۵۳۷) همین مطلب در آیه ۶ سوره لقمان به شکلی دیگر بیان شده است؛ زیرا «لهو الحدیث» سخنانى را گویند که با خرافى بودن داستانهایش و سرگذشتهایى به فساد و فجور منجر مى‌شود یا به سبب همراه بودن با چیزى منجر به فساد مى‌شود، مثل تغنّى به شعر یا با اسباب لهو و مانند آن ها. از این روست که در روایات تفسیری و نیز تفاسیر مصادیق لهو الحدیث به اموری چند تفسیر شده است. از جمله گفته شده که مراد از «لهو الحدیث» طبق برخى شأن نزولها غنا است که به وسیله کنیزانى خوانده مى‌شد (مجمع‌البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۴۹۰) یا یکی از مصادیق دیگر آن نی زدن است؛ زیرا یکى از احتمالات در معناى لهو، همان مزامیر و نى زدن است. (همان، ج ۹ – ۱۰، ص ۴۳۶)

از نظر قرآن، تفاوتی میان مسلمان و کافر در این امر نیست؛ زیرا آن چه بنیاد فلسفی لهوگرایی و لذت گرایی را شکل می دهد، نوع نگاه و نگرش باطل و نادرست افراد است که گمان می کنند خدا هستی را بیهوده آفریده است یا آن که بی مقدر و برنامه است یا آن که انسان است که چیزی را به دست می آورد یا از دست می دهد بی آن که مقدری باشد. این نوع نگاه تفویضی به هستی و امور آن به معنای نادیده گرفتن مالکیت و ربوبیت الهی نسبت به هستی است؛ زیرا در حالی که خدا مالک هستی است و بر همه امور ربوبیت دارد، هرگز امری را به خود انسان واگذار و تفویض نکرده است تا گفته شود که زندگی بیهوده است یا به دست انسان مقدرات تعیین می شود.

از آن جایی که خردمندان و اولوا الالباب دارای ولایت عقلی بر نفس، انسان هایی هستند که هدفمندی آفرینش را درک کرده و در این مسیر گام بر می دارند، به طور طبیعی کسانی که گرفتار لهوگرایی هستند، انسان هایی هستند که از عقل خویش بهره ای نمی برند؛ یعنی عقل دارند ولی عقلانی رفتار و عمل نمی کنند.(مائده، آیه ۵۸؛ انعام، آیه ۳۲)

این افراد دین را نیز بازیچه و لعب می دانند و با دین این گونه رفتار می کنند حتی اگر مدعی ایمان به کتاب و خدا و پیامبرانش باشند.(مائده، آیه ۵۷) این گونه است که دنیا ایشان را فریب می دهد و گرفتار فریب و غرور دنیا می شوند و به جای اندیشه آخرت به لذت گرایی رو می آورند و دین و دنیا برای ایشان لهو و لعب می شود.(اعراف، آیه ۵۱)

خدا به صراحت به پیامبر(ص) و مومنان هشدار می دهد تا از این گونه نگرش و افراد آن اجتناب ورزند: وَذَرِ الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَیَاهُ الدُّنْیَا؛ کسانى را که دین خود را به بازى و سرگرمى گرفتند و زندگى دنیا آنان را فریفته است رها کن.(انعام، آیه ۷۰)

از نظر قرآن لهوگرایان افرادی بی خرد و هم چنین نادان علمی هستند به طوری که نه از عقل و خرد خویش بهره می برند و نه دنبال دانش و علم هستند. از این روست که خود اهل لهو بوده و به ترویج آن می پردازند و مردمان را نیز گرفتار بدبختی و شقاوت می کنند.(لقمان، آیه ۶)

برخی از افراد چنان گرفتار لهو هستند که ساختار هویتی ایشان را لهو در بر می گیرد و قلوب ایشان نیز لاهیه و گرفتار لهو است. از ان جایی که حقیقت هر کسی را قلب او تشکیل می دهد در حقیقت سرتاپای وجود چنین شخصی لهو در بر گرفته و ساختار وجودی و شاکله اصلی آنان را این تشکیل می دهد.(انبیاء، آیه ۳)

از نظر قرآن، کسانی گرایش به لهو دارند که گرفتار آرزوهای باطل و دور و درازی هستند(حجر، آیات ۲ و ۳) و زینت های دینوی از مال و فرزند آنان را فریب داده(منافقون، آیه ۹)، گرفتار تجارت و بیع و فروش(نور، آیه ۳۷)، تکاثر و زیاده طلبی در دنیا هستند.(تکاثر، آیات ۱ تا ۴)

به هر حال، باید گفت که نگرش باطل و نادرست انسان به هستی و آفرینش یا جبر و تفویض ، تقدیر و غیر تقدیر و مانند آن ها مهم ترین اموری است که انسان را گرفتار لهو و لعب می کند یا از آن دور می سازد. به سخن دیگر، بنیادهای فلسفی و نگرشی انسان است که سبک زندگی هر کسی را تعیین می کند. بر همین اساس گفته شده است که فلسفه زندگی هر کسی سبک زندگی او را مشخص می سازد.