بسترها و ابزارهای تزکیه و طهارت نفس

نماز در جبهه

بسم الله الرحمن الرحیم

تزکیه نفس به معنای کمال بخشی و رشد حقیقت وجودی نفس انسانی، به عنوان مهم ترین هدف و فلسفه بعثت پیامبر(ص) در کنار تعلیم بیان شده است، به طوری که پیامبر(ص) نیز هدف و فلسفه بعثت خویش را «اتمام مکارم اخلاقی» معرفی می کند تا این گونه نشان دهد که قله و چکاد تزکیه نفس چیزی جز دست یابی انسان به مکارم اخلاقی نیست. نویسنده در این مطلب بر آن است تا ابزارها و نیز زمینه های تحقق این هدف را در نفس هر فرد انسانی بر اساس آموزه های وحیانی قرآن بیان کند؛ با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

تزکیه نفس، برترین اهداف بعثت

در آیات قرآنی در تبیین چرایی بعثت پیامبران از جمله پیامبر مکرم اسلام(ص)، اهدافی به عنوان فلسفه بعثت بیان شده است که در ارتباط با فلسفه و چرایی خلقت انسان است.

از نظر قرآن، هدف از خلقت انسان، عبودیت و بندگی خدا از سوی انسان است.(ذاریات، آیه ۵۶) البته از نظر قرآن، همه موجودات هستی و آفریده های الهی، به همین منظور آفریده شده اند؛ اما فرقی میان انسان و جن از یک سو و دیگر آفریده ها در این امر است؛ زیرا دیگر آفریده ها، به طور تکوینی و غیر ارادی به این کار می پردازند(فصلت، آیه ۱۱)؛ اما انسان و جن، به اراده و انتخاب اختیاری می بایست به این امر بپردازند؛ از همین روست که عناوینی چون ایمان و کفر برای رفتار انسانی و انتخاب آزاد و ارادی وی مطرح است؛ و انسان ها با انتخاب آزاد خویش دو مسیر سعادت یا شقاوت یعنی بهشت و دوزخ را انتخاب می کنند.(هود، آیات ۱۰۷ و ۱۰۸)

البته باید توجه داشت که هدف عبودیت و بندگی خدا، دست یابی آزاد و اختیاری انسان به کمالاتی خاص و استثتنایی است؛ زیرا اگر چه از طریق دمیدن و «نفخ روح» الهی همه صفات الهی در انسان قرار داده شده است(حجر، آیه ۲۹؛ ص، آیه ۷۲)؛ اما ظهور این صفات تنها از طریق عبودیتی است که در قالب اسلام و شرایع آن انجام می شود؛ یعنی عبودیت ارادی و اختیاری انسان در قالب شرایع الهی و هدایت های خاص تشریعی(آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۵؛ بقره، آیات ۲ و ۳)، موجب اظهار این صفات الهی در انسان می شود و انسان لیاقت حقیقی خلافت الهی را می یابد؛ چرا که انسانی متاله شده و در مقام مظهریت ربوبیت و پروردگاری قرار می گرد.(بقره، آیات ۲۱ و ۳۰ و ۳۱ و ۱۳۸؛ آل عمران، آیه ۷۹)

از نظر قرآن، کسی که از عبودیت و بندگی ارادی در چارچوب شرایع الهی گام بر می دارد، به طور طبیعی از تقوای الهی برخوردار می شود که البته خود دارای مراتب متعددی و دست کم سه گانه عام و خاص و اخص است.(مائده، آیه ۹۳) این تقوای الهی بستری برای ظهور کامل صفات الهی است و انسان را برای سعادت در دنیا و آخرت آماده می کند؛ از این روست که به عنوان معیار کرامت ثانوی و اکتسابی انسان(حجرات، آیه ۱۳) در کنار کرامت ابتدایی و ذاتی مطرح شده است.(اسراء، آیه ۷۰)

بر اساس آموزه های وحیانی قرآنی، ترکیبی از تقوای باطنی مبتنی بر هدایت تکوینی و ابتدایی (بقره، آیات ۲ و ۳؛ طه، آیه ۵۰) و هدایت تشریعی در قالب آموزه های وحیانی مثلا قرآن(بقره، آیات ۲ و ۳) موجب می شود تا انسان کمالاتی را درک کند. این آموزه های وحیانی و تشریعی که مطابق آموزه های الهامی و فطری است(روم، آیه ۳۰) به انسان کمک می کند تا در چارچوب مشخصی به «تزکیه نفس» دست یابد که عبارت اخری «تقوای کامل الهی» و «مقام مقربان سابقان» و دارندگان «مکارم اخلاقی» است؛ چرا که نفس او رشد کاملی داشته و همه کمالات و صفات کمالی الهی در وی ظهور پیدا می کند.

بنابراین، اگر فلسفه و اهدافی برای بعثت پیامبران چون تعلیم(بقره، آیات ۱۲۹ و ۱۵۱) ، اجرای عدالت قسطی(حدید، آیه ۲۵)، قوامین بالقسط(مائده، آیه ۸) و مانند آن ها بیان شده است، همه اینها در راستای همان تقوای کامل الهی است که با تزکیه نفس در چارچوب شرایع اسلامی تحقق می یابد؛ زیرا تعلیم برای آشنایی با حقایق و امکان فرقان و جداسازی حق از باطل است و اجرای عدالت قسطی و عفو و گذشت برای کسب تقوای الهی است؛ زیرا نزدیک ترین راه به تقوای الهی است.(بقره، آیه ۲۳۷؛ مائده، آیه ۸)

به هر حال، تزکیه نفس و کسب تقوای کامل الهی و قرار گرفتن در مقام مقربان با کسب مکارم اخلاقی و ظهور همه صفات الهی در انسان از مهم ترین اهداف عبودیت از منظر قرآن کریم است.

تزکیه نفس، تصرفات تکوینی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، تزکیه نفس از امور تکوینی و در چارچوب ربوبیت و پروردگاری است؛ زیرا تزکیه به معنای رشد و پروراندن یک تصرف باطنی در آفریده است که تنها رب العالمین می تواند انجام دهد یا کسی که مظهر تمام و کامل رب العالمین است. از همین روست که خدا می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ وَمَنْ یَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَکَى مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَکِنَّ اللَّهَ یُزَکِّی مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید! پاى از پى گامهاى شیطان منهید! و هر کس پاى بر جاى گامهاى شیطان نهد بداند، که شیطان به زشتکارى و ناپسند وامى دارد؛ و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود، هرگز هیچ کس از شما پاک نمى ‏شد، ولى این خداست که هر کس را بخواهد پاک مى‏ گرداند؛ و خدا است که شنواى داناست. (نور، آیه ۲۱)

در این آیه بیان شده که تزکیه تنها از سوی خدا شدنی است؛ اما هر انسانی می بایست کاری کند که این تزکیه نفس از سوی خدا انجام شود؛ به این معنا که بسترسازی و تمهید امر تزکیه بر عهده هر کسی است. این بسترسازی با پرهیز از گام های شیطانی و اتباع و پیروی از او انجام می شود که به طور طبیعی کسی که از شیطان پرهیز کند از ولایت طاغوت خارج شده و به ولایت الهی داخل می شود که در تقابل هم هستند.

و نیز می فرماید: أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ یُزَکُّونَ أَنْفُسَهُمْ بَلِ اللَّهُ یُزَکِّی مَنْ یَشَاءُ وَلَا یُظْلَمُونَ فَتِیلًا ؛ آیا به کسانى که خویشتن را تزکیه می کنند ننگریسته‏ اى؟! چنین نیست! بلکه خداست که هر که را بخواهد تزکیه م یکند و به قدر نخ روى هسته خرمایى ستم نمى ‏بینند.(نساء، آیه ۴۹)

مراد از تزکیه در این عبارت ، همان خودستایی است که انسان خود را از هر گونه ناپاکی و پلیدی پاک می شمارد و در سخن خودستایانه این گونه خود را برتر می بیند و قرار می دهد؛ در حالی که اصولا چنین چیزی تزکیه نیست، بلکه حتی بستر برای تزکیه نیست؛ زیرا تزکیه واقعی نوع تصرفات باطنی و درونی است که تنها از سوی خدا شدنی است. بنابراین، همان طوری که انسان نمی بایست خودستایی کند، همین طور باید توجه داشت که عمل تصرفات درونی در مقام ربوبیت تنها از سوی خدا شدنی است و انسان تنها کاری که انجام می دهد، بسترسازی برای تزکیه الهی در نفس انسانی است.

البته از نظر قرآن، پیامبر(ص) و نیز امامان معصوم(ع) به عنوان نفس آن حضرت(آل عمران، آیه ۶۱) در مقام مظهریت تمام و کمال از خدا و متالهین از ولایت الهی برخوردار بوده و می توانند تزکیه نفس کنند؛ چنان که می توانند تعلمیاتی را افزون بر تعلیم ظاهری داشته باشند که تعلیم به معنای «جعل» است؛ چنان که خدا این گونه نسبت به مومنان عمل می کند. خدا در باره تزکیه گری پیامبر(ص) می فرماید: کَمَا أَرْسَلْنَا فِیکُمْ رَسُولًا مِنْکُمْ یَتْلُو عَلَیْکُمْ آیَاتِنَا وَیُزَکِّیکُمْ وَیُعَلِّمُکُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَیُعَلِّمُکُمْ مَا لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ ؛ همان طور که در میان شما فرستاده‏ اى از خودتان روانه کردیم که آیات ما را بر شما مى‏ خواند و شما را تزکیه می کند و به شما کتاب و حکمت مى ‏آموزد و آنچه را نمى‏ دانستید به شما یاد مى‏ دهد. (بقره، آیه ۱۵۱)

خدا به صراحت در جایی دیگر درباره نقش پیامبر(ص) در تزکیه نفس مومنان و مسلمانان می فرماید: خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلَاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ؛ از اموال آنان صدقه‏ اى بگیر تا به وسیله آن پاک سازی و آنان را تزکیه کنی و بر ایشان دعا کن! زیرا دعاى تو براى آنان آرامشى است و خدا شنواى داناست. (توبه، آیه ۱۰۳)

در این آیه ممکن است مرجع ضمیر مستتر در تطهر و تزکیه ، صدقه باشد؛ یعنی فعل مونث غایب باشد که در حقیقت همین صدقه تطهیر کننده و تزکیه کننده است؛ و ممکن است مراد ضمیر مخاطب باشد که به رسول الله (ص) باز می گردد؛ یعنی پیامبر(ص) باید صدقه ای به هر میزان از ایشان بگیرد؛ زیرا «خذ» امر به گرفتن است؛ و با گرفتن این صدقه، تصرفاتی در نفس ایشان داشته باشد که مایه تطهیر و تزکیه و صلوات از سوی رسول الله در جان و نفوس ایشان است. سیاق اقتضای آن را دارد که این معنای دوم درست باشد؛ یعنی آن که تطهیر و تزکیه و صلوات می فرستد پیامبر(ص) است.

از این آیه به دست می آید که حاکم اسلامی با توجه به شرایط می تواند هر مقدار زکات و مالیات را وضع کند و از مردم به قدرت بگیرد، البته بخشی از اموال را نه همه آن را؛ چنان که از آیه به دست می آید که گرفتن مالی به عنوان صدقه می تواند نقش تعیین کننده برای طهارت نفس از گناه و خطا باشد تا زمینه برای تزکیه نفس فراهم آید؛ در حقیقت نخست تطهیر و پاک کردن از رجس و پلیدی لازم است تا امکان تزکیه و رشد نفس فراهم آید. هم چنین پس از تزکیه نفس این صلوات پیامبر(ص) است که نقش تعیین کننده در تثبیت و آرامش نفس خواهد داشت. به هر حال، نقش پیامبر(ص) در تطهیر و تزکیه و تثبیت در قالب صلوات بسیار مهم و اساسی است.

البته ممکن است گفته شود که خدا از هر انسانی می خواهد تا تزکیه نفس کنند؛ زیرا این گونه است که می تواند رستگار شود: قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا ؛ که هر کس آن را نفس را تزکیه کند، قطعا رستگار شد.(شمس، آیه ۹)

یا خدا می فرماید: وَمَنْ تَزَکَّى فَإِنَّمَا یَتَزَکَّى لِنَفْسِهِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِیرُ؛ هر کسی تزکیه کرد پس جز این نیست که نفس خویش را تزکیه کرده است و شدن هر کسی به سوی خدا است.(فاطر، آیه ۱۸)

اما باید توجه داشت که اگر در قرآن مانند آیات پیش گفته، از مومنان خواسته می شود تا تزکیه نفس کنند، به عنوان ایجاد بستری است که تزکیه نفس از سوی رب العالمین و مظاهر اتم و اکمل او انجام می شود. در حقیقت کاری انسان انجام می دهد ایجاد شرایط مناسب برای تصرفات تکوینی الهی برای کمال بخشی به نفس انسانی است.

بسترها و ابزارهایی برای ترکیه نفس

انسان برای این که تزکیه نفس از سوی خدا و پیامبر(ص) انجام شود، باید از ابزارهایی کمک بگیرد که بستر ساز تزکیه نفس از سوی خدا و معصومان(ع) است. از جمله این ابزارها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. ایمان : بی گمان کسی که ایمان در قالب شرایع اسلامی نداشته باشد، نمی تواند تزکیه نفس داشته و کمالات در قالب تقوای الهی کسب کند. از همین روست که شرط اصلی در تزکیه نفس از سوی خدا و پیامبرش همان ایمان دانسته شده است.(طه، آیات ۷۵ و ۷۶)
  2. عمل صالح: از نظر قرآن، ایمان و عمل دو بال پرواز انسان است و همان طوری که لازم است که شخص ایمان داشته باشد آن را در عمل صالح مبتنی بر آموزه های عقل و نقل بکوشد و با عمل خویش بستر تزکیه الهی در نفس را فراهم آورد.(همان)
  3. تشریع الهی و تعلیم الهی و تلاوت آیات قرآن: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انجام هر عمل صالح نیازمند علم و دانش نسبت به آن است که از طریق تلاوت آیات قرآنی و تدبر در آن به دست می آید؛ به سخن دیگر، تزکیه نفس نیازمند ایمان و عمل صالح است که این دو امر می بایست عالمانه بر اساس حق باشد. بنابراین، نیازمند بهره مندی از علم تشریعی نسبت به حقایق هستی و چگونگی عمل است. این گونه است که پای تشریع و تعلیمات الهی در تزکیه نفس باز می شود؛ زیرا اگر عبادتی می تواند تقوای الهی را ایجاد کند، همان عبادت مبتنی بر شرایع اسلامی است(بقره، آیه ۲۱)؛ بنابراین، تشریع الهی و هدایت های تشریعی (بقره، آیات ۲ و ۳ و ۳۸) و تعلیم الهی از طریق پیامبران از جمله پیامبر اکرم (ص) و تلاوت و تدبر قرآن به عنوان کتاب الهی مایه تزکیه خدا در نفس انسانی از طریق تزکیه پیامبر(ص) است.(بقره، آیات ۱۲۹ و ۱۵۱؛ آل عمران، آیه ۱۶۴؛ جمعه، آیه ۲) البته این تعلیم های الهی که بستر ساز است محدود به احکام فقهی در قالب احکام مکتوب نیست، بلکه شامل حکمت های هستی شناختی و انسان شناختی و نیز حکمت های عملی است.(همان)
  4. صدقه: چنان که گفته شد، صدقه در قالب صدقات واجب مالی و مستحب از مهم ترین عواملی است که بستر برای تزکیه نفس فراهم می آورد.(توبه، آیه ۱۰۳) از این آیه هم چنین دانسته می شود که میان تزکیه نفس شخصی که از سوی پیامبر(ص) در روان آدمی انجام می شود، با فعالیت های اجتماعی شخص ارتباط تنگاتنگی دارد؛ زیرا صدقه و زکات از امور اجتماعی است؛ هم چنین معلوم می شود که میان مسایل اقتصادی اجتماع با تزکیه نفس ارتباط است. از روایات تفسیری به دست می آید که این حکم خاص پیامبر(ص) نیست، بلکه چنان که گفته شد در باره امامان معصوم(ع) نیز جاری است؛ زیرا آنان نیز با گرفتن صدقه همان گونه عمل می کنند که پیامبر(ص) عمل می کرد و به تطهیر و تزکیه و صلوات نفس می پرداخت. از بعضى اصحاب روایت شده که گفت: «عن بعض اصحابنا عن ابى عبداللّه (ع) قال: سألته عن قول اللّه «خذ من اموالهم صدقه …» جاریه هى فى الامام بعد رسول اللّه؟ قال: نعم ؛ از امام صادق (ع) پرسیدم سخن خداوند که مى فرماید: «از اموال آنان صدقه بگیر …» در مورد امام بعد از رسول خدا (ص) نیز جارى است؟ فرمود: آرى». هم چنین از امام جواد (ع) روایت شده که فرمود: «ان موالى أسئل اللّه صلاحهم او بعضهم قصروا فیما یجب علیهم فعلمت ذلک فاحببت ان اطهرهم و ازکیهم بما فعلت فى عامى هذا من امر الخمس قال اللّه تعالى «خذ من اموالهم صدقه تطهّرهم و تزکّیهم بها ؛دوستان ما ـ که از خدا صلاح آنان را مسألت مى کنم ـ یا بعضى از آنان در تکلیف واجب خود کوتاهى کردند و من آگاه شدم. پس دوست داشتم با برنامه اى که این سال در مورد خمس اجرا کردم، آنان را تطهیر و تزکیه کنم. خداوند فرموده است: از اموال آنان صدقه بگیر تا بدین وسیله آنها را تطهیر و تزکیه کنى …»؛ و نیز از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: «یجبر الامام النّاس على اخذ الزکوه من اموالهم لانّ اللّه عز و جل قال: «خذ من اموالهم صدقه ؛ امام، مردم را مجبور مى کند که از اموال آنان زکات گرفته شود؛ زیرا خداى عزو جل فرموده: از اموال آنان صدقه بگیر …»؛ هم چنین از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود: «من زعم انّ الامام یحتاج الى ما فى ایدى النّاس فهو کافر انّما النّاس یحتاجون ان یقبل منهم الامام قال اللّه عزو جل: «خذ من اموالهم صدقه تطهّرهم و تزکّیهم بها ؛ کسى که گمان کند، امام به آنچه در دست مردم است نیاز دارد، او کافر است ؛ بلکه مردم نیاز دارند که امام صدقه را از آنها قبول کند. خداى عز و جل فرمود: از اموال آنان صدقه بگیر، تا بدین وسیله آنان را تطهیر و تزکیه کنى».
  5. انفاق: انفاق در راه رضاى خدا، زمینه تزکیه نفس انسانی است و اگر کسی بخواهد خدا و پیامبرش روانش را تزکیه کرده و رشد و نمو دهند، به انفاق برای رضایت و خشنودی خدا اقدام کند.(لیل، آیات ۱۸ و ۲۰)
  6. ازدواج: ازدواج موجب می شود که نفس انسانی از آلودگی تطهیر شود که خود بستری برای تزکیه نفس است(هود، آیه ۸۷؛ بقره، آیه ۲۳۲) از این روست که در روایات است که جوانان را به ازدواج تشویق کنید و آنان را همسر دهید تا این گونه دو سوم دین یا نصف دین ایشان حفظ شود تا بستری برای تزکیه نفس فراهم آید. هم چنین بیوه ها را از ازدواج منع نکنید که نه تنها موجب آلودگی است، بلکه فرصت تطهیر اجتماعی و تزکیه نفس نیز از دست می رود.(نگاه کنید: بقره، آیه ۲۳۲)
  7. حضور در مسجد: یکی از ابزارهای تطهیر نفس، حضور در مسجد است که موجب می شود تا انسان از آلودگی ها پاک شود و بستری برای تزکیه نفس فراهم آید.(توبه، آیه ۱۰۸)
  8. رعایت احکام و آداب شریعت: همان طوری که در احکام عبادی می بایست تابع شریعت بود، در اخلاق فردی و اجتماعی نیز می بایست تابع شریعت بود تا امکان تطهیر و تزکیه نفس فراهم آید.(نور، آیات ۲۷ و ۲۸)
  9. رعایت حریم معصوم: از مهم ترین ابزارهایی که انسان به طهارت و تزکیه نفس خویش کمک می کند، مراعات آداب و حرمت ها به ویژه نسبت به ساحت پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) است.(احزاب، آیه۵۳)
  10. صدقه برای مناجات با پیامبر(ص): برای توسل و مناجات با پیامبر(ص) بهتر است که انسان صدقه ای بدهد که خود عامل تطهیر نفس است.(توبه، آیه ۱۰۳) در این میان پرداخت صدقه قبل از توسل و مناجات با پیامبر(ص) نیز نقش بسیار مهم و تاثیرگذاری در تطهیر و تزکیه نفس دارد.(مجادله، آیه ۱۲)
  11. مراعات عفت و حیای جنسی: انسان برای این که نفس خویش را تطهیر و تزکیه کند، باید عفت را در محیط اجتماعی مراعات کند و درمسایل جنسی پاک نظر و پاک رفتار باشد.(نور، آیه ۳۰)
  12. پرهیز از تابعیت شیطان: همان طوری که هماره گفته شد، تولی و تبری با هم است؛ به این معنا که اگر ولایت الله رامی پذیرد باید ولایت طاغوت را انکار کند یا اگر تابع خدا شد از تابعیت شیطان اجتناب ورزد و عمل صالح را با ترک طالح به نمایش گذارد. بر همین اساس برای این که مورد رحمت و فضل الهی قرار گیرد می بایست اجتناب از شیطان و تابعیت فرمان ها و گام هایش را در دستور کار خویش قرا ردهد تا تزکیه نفس به فضل الهی انجام شود.(نور، آیه ۲۱)

در یک کلمه باید گفت که بسترهای اساسی تزکیه نفس از سوی خدا و امامان معصوم(ص) همان ایمان و عمل صالح است که قالب آموزه های مبتنی بر عقل فطری و نقل وحیانی انجام می شود.