برادری نبی و وصی از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر قرآن، اخوت و برادری حقیقی، همان برادری ایمانی است که فراتر از نسبت ها و روابط مادی و دنیوی تعریف می شود؛ زیرا از نظر قرآن، آن چه اصالت دارد، ایمان و نور آن است که روابط انسانی را برای ابد تعریف و مشخص می کند؛ در حالی که اقسام دیگر برادری از خونی و قومی و نژادی، مبتنی بر ارزش های موقت و کوتاه مدت برای تامین نیازهای بشری در دنیا است.

یکی از مهم ترین جلوه های برادری ایمانی و نوری را می توان در روابط پیامبر اعظم و اکرم این وجه الله ذی الجلال و الاکرام(ص) با وصی اعظم و اکرم، وجیه الله ، قسیم النار و الجنه، حضرت مولی الموحدین امیرالمومنین امام علی بن ابی طالب(علیهما السلام) جست و جو کرد. این برادری ایمانی تجلیات و مظاهر و آثاری دارد که نویسنده در این مطلب بر آن است تا بر اساس آموزه های وحیانی قرآن تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

آثار اخوت و برادری ایمانی

اخوّت مصدر « أخ » و به معناى برادرى، دوستى و مصاحبت آمده است.(لسان‌العرب، ذیل واژه «اخ»؛ المیزان، ج۱۹، ص۲۱۱) معناى اصلى و حقیقى «أخ»، شریک در ولادت یا شیرخوارگى است که برادر نَسَبى و رضاعى را شامل مى‌شود. این واژه به‌صورت استعاره و مجاز در مفاهیم دیگر مانند هم قبیلگى، مشارکت در کار و صنعت، دین و دوستى به کار رفته است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، ‌راغب اصفهانی، ذیل واژه اخ؛ الوجوه والنظایر، ج۱، ص۸۹)

این واژه در قرآن به معناى برادر نَسَبى و رضاعى و دینى به کار رفته است. از نظر قرآن، برادری نسبی و رضاعی، آثاری به ویژه در احکامی چون مَحرمیت و ارث دارد که در آیات بسیاری به آنها اشاره شده است.

اما آن چه ازنظر قرآن، از اهمیت و ارزش برتری برخوردار است، برادری دینی است که بر اساس عقاید شکل می گیرد؛ زیرا این برادری که بر اساس عقاید و افکار شکل می گیرد، بسیار قوی تر و تاثیرگذارتر درزندگی دنیوی و سرنوشت اخروی افراد دارد. بارها دیده و شنیده شده که برادران اعتقادی قوی تر از برادران نسبی و خویشی به هم واسطه بوده و به ایثارگری در جان و مال برای یک دیگر اقدام کرده اند، در حالی که برادران خونی و نسبی چون فرزندان آدم(ع) به جان هم افتاده و یکی دیگری را به قتل رسانید و اولین قتل در میان بنی بشر را رقم زد.(مائده، آیات ۲۷ تا ۳۰)

البته از نظر آموزه های وحیانی قرآن، برادری اعتقادی منحصر به برادران دینی اسلام نیستند، بلکه کسانی که معتقد به ولایت شیطان هستند، از یک روابط قوی برادری برخوردار هستند که آنان را به هم پیوند می دهد؛ خدا در قرآن از اخوت و برادری شیطانی سخن به میان آورد که میان اهل ولایت شیطان ایجاد می شود؛ چرا که اولیای شیطانی علیه اولیای الهی صف بندی دارند و تلاش می کنند که بر اساس عقاید و اعتقادی شیطانی خویش صف بندی محکم و استواری داشته باشند.

از نظر قرآن، از مهم ترین آثار این برادری شیطان می توان به کفر، کفران، تبذیر ، عدم ادای حقوق افراد و مانند آنها اشاره کرد.(اسراء، آیات ۲۶ و ۲۷) البته برادران شیطان تحت ولایت شیطان در مسیر سقوط به دوزخ گام بر می دارند، و شیطان آنان را این امر امدادرسانی می کند(اعراف، آیه ۲۰۲) تا به اعماق گمراهی در آمده در عمق آن سقوط کنند(همان)؛ زیرا «مد» به معناى کشیدن، و آوردن «فى» به جاى «الى» براى رساندن این معنا است که شیطان، برادران خود را به عمق گمراهى فرو مى‌برد.

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، اخوت و برادری که اهل گمراهان و اولیای شیطان وجود دارد، مخصوص روابط جنیان با هم نیست، بلکه شامل روابط اخوت شیطانی میان جنیان و انسان ها است که سرانجام زشت و بدشان همان دوزخ است.(اعراف، آیه ۳۸)

هم چنین از نظر قرآن، نوعی برادری دینی مبتنی بر عقاید و سبک زندگی هم چنین میان منافقان با مسلمانان سست ایمان(احزاب، آیه ۱۸)، و نیز میان منافقان با اهل کتاب(حشر، آیه ۱۱؛ احزاب، آیه ۱۸) پدید می آید که این برادری و اخوت موجب گمراهی و نیز زیان خودشان می شود؛ زیرا این اخوت چنان پایدار نیست تا نسبت به یک دیگر اهل ایثار باشند و جان گرامی خویش را تقدیم نجات دیگری کنند.(همان)

در برابر این نوع برادری شیطانی که مبتنی بر عقاید و سبک زندگی است، برادری ایمانی قرار دارد که میان اولیای الهی شکل می گیرد. این برادری که بر اساس فلسفه و سبک زندگی اسلامی شکل می گیرد، یکی از برترین و بهترین نوع از اشکال برادری است که آثار آن در دنیا و آخرت خودنمایی می کند.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، برادری ایمانی دارای درجات چندی است؛ زیرا ایمان و تقوای افراد مومن در یک سطح نیست، بلکه دارای درجات چندی است(مائده، آیه ۹۳)؛ از همین روست که در آیات قرآنی از سطوح برادری ایمانی افراد سخن به میان آمده است.

آغاز این برادری ایمانی با اسلام است؛ یعنی کسانی که به اسلام ایمان آورند خدا برادری ایمانی را در آنان ایجاد می کند تا جایی که با افزایش ایمان و تقوا در افراد این برادری از نظر کیفیت تشدید و قوی تر می شود تا جایی که به ایثارگری ازجان و مال می رسد؛ یعنی برادران ایمانی در درجه عالی، از محبوب ترین و اختصاصی ترین و ضروری ترین چیزها هم چون مال و جان خویش می گذرند.(آل عمران، آیه ۱۰۳؛ حشر، آیات ۸ تا ۱۰)

از نظر قرآن، آثاری که برای برادری ایمانی میان اولیای الهی وجود دارد، شامل ایثارگری، عفو و گذشت(بقره، آیه ۱۷۸)، اصلاح امور فاسد و برطرف شدن اختلافات(حشر، آیه ۱۰؛ ص، آیات ۲۲ و ۲۳)، حسن معاشرت به ویژه نسبت به یتیمان(بقره، آیه ۲۲۰)، استغفار برای یک دیگر(حشر، آیه ۱۰)، پرهیز از هر گونه اذیت و آزار برادران ایمانی هم چون تجسس و غیبت و مانند آنها می شود.(حجرات، آیه ۱۲)

از نظر قرآن، چنین برادری ایمانی و اخوّت دینى، که به تالیف الهی ایجاد می شود، از نعمت‌هاى الهى و شایسته یادآورى(آل عمران، آیات ۱۰۳) و امرى مهم و پایدار است(بقره، آیه ۱۷۸) که این به آخرت و زندگی بهشتی نیز کشیده می شود؛ زیرا کسانی که در اوج برادری ایمانی و الفت الهی باشند، در همین دنیا آن را می یابند و در آخرت استمرار می یابد.

از ویژگی های برادری ایمانی ولایی در سطح عالی آن است که میان برادران ایمانی هیچ گونه غل و کینه و حسد و مانند آنها نیست؛ چنان که وجود رابطه برادرى بین بهشتیان به دنبال زدوده شدن هرگونه کینه از دل آنان است؛ چنین امری در دنیا برای آنان اتفاق می افتد.(حجر، آیات ۴۵ و ۴۷)

هم چنین از نظر قرآن، روابط میان برادران ایمانی در سطح عالی همانند اهل بهشت، روابط در اوج است تا جایی که گویی هماره در برابرهم هستند و چون آینه ای نسبت به یک دیگر عمل می کنند.(همان)

برادری نوری نبی و وصی

از نظر برادری و خویشاوندی خونی و نسبی، علىّ بن ابى طالب بن عبدالمطلب همانند پیامبر(ص) از قریش و تیره بنى هاشم (کتاب النّسب، ص ۱۹۶ – ۱۹۷؛ اسدالغابه، ج ۴، ص ۸۷ – ۸۸ ) بود که از شریفترین نَسبها است.

امام على (علیه السلام) اوّلین هاشمى است که از طریق پدر و مادر به هاشم مى رسد.(اسدالغابه، ج ۴، ص ۸۸) او داماد پیامبر  صلى الله علیه وآله و سلم(تاریخ طبرى، ج ۲، ص ۱۵) و اوّلین مؤمن به رسول خدا (صلى الله علیه وآله) و تصدیق کننده او از مردان  است. وى در دامان او پرورش یافت و اوّلین کسى است که در نماز به او اقتدا کرد.(السّیره النّبویّه، ابن هشام، ج ۱، ص ۲۴۵؛ تاریخ طبرى، ج ۱، ص ۵۳۷؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج ۱، ص ۳۰)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن که روایات بسیار شاهد بر آن است، حضرت امیرمومنان امام علی(ع) نفس پیامبر(ص) است.(آل عمران، آیه ۶۱)

از آن جایی که نفس همان حقیقت هر انسانی است(شمس، آیه ۷)، امیرمومنان (ع) به عنوان نفس رسول الله(ص) همان حقیقت باطنی آن حضرت است.

همان طوری که برادری خونی با اتحاد پدر به شکل ظاهری پدید می آید، برادری ایمانی با اتحاد در «نفس» خودنمایی می کند؛ هر چند که در مقام عالی تر وقتی از خزائن الهی نزول می یابد، در «لیله القدر» به شکل «نوری» و «روحی» و مانند آنها اتحاد دارند. در روایت است که پیامبر(ص) در باره اتحاد نفس خویش با امیرمومنان (ع) در عالم ذر و بالاتر می فرماید: خُلِقْتُ أَنَا وَ عَلِیٌّ مِنْ نُورٍ وَاحِدٍ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ اللَّهُ آدَمَ بِأَرْبَعَهِ آلَافِ عَامٍ فَلَمَّا خُلِقَ آدَمُ رُکِّبَ ذَلِکَ النُّورُ فِی صُلْبِهِ فَلَمْ نَزَلْ فِی شَیْ‏ءٍ وَاحِدٍ حَتَّى افْتَرَقْنَا فِی صُلْبِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ…؛ من و علی از نور واحد آفریده شدیم، چهار هزار سال پیش از آنکه آدم خلق شود. پس هنگامی که آدم خلق شد، آن نور در صلب آدم قرار گرفت. ما همواره در شیء واحد بودیم تا آنکه در صلب عبدالمطلب از یکدیگر جدا شدیم.(صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ص۲۳۶؛ صدوق، علل الشرایع، ۱۳۸۵ق، ج۱، ص۱۳۴؛ ابن‌بطریق، عمده عیون صحاح الأخبار، ۱۴۰۷ق، ص۹۱؛ مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۸، ص۱۵۰؛ ج۳۵، ص۸۴؛ ابن‌حنبل، فضائل الصحابه، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۶۶۲؛ ابن‌جوزی، تذکره الخواص، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۵۱)

جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیِّ نیز می گوید:  سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ(ص) عَنْ مِیلَادِ عَلِیِّ بْنِ أَبِیطَالِبٍ(ع) فَقَالَ …إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى خَلَقَهُ نُوراً مِنْ نُورِی وَ خَلَقَنِی نُوراً مِنْ نُورِهِ وَ کِلَانَا مِنْ نُورٍ وَاحِدٍ وَ خَلَقَنَا مِنْ قَبْلِ أَنْ یَخْلُقَ سَمَاءً مَبْنِیَّهً وَ أَرْضاً مَدْحِیَّه؛ از رسول خدا(ص) درباره خلقت علی بن ابیطالب سوال کردم، آن حضرت جواب داد: همانا خداوند متعال نور او را از نور من و نور من را از نور او خلق کرد و ما هر دو از یک نور هستیم و خدا ما را قبل از آسمانِ گسترده و زمین پهناور خلق کرد.( ابن‌شاذان قمی، الفضائل، ۱۳۶۳ش، ص۵۴)

هم چنین پیامبر (ص) فرمود: خَلَقَنِیَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى وَ أَهْلَ بَیْتِی مِنْ نُورٍ وَاحِدٍ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ آدَمَ بِسَبْعَهِ آلَافِ عَامٍ ثُمَّ نَقَلَنَا إِلَى صُلْبِ آدَمَ ثُمَّ نَقَلَنَا مِنْ صُلْبِهِ فِی أَصْلَابِ الطَّاهِرِینَ إِلَى أَرْحَامِ‏ الطَّاهِرَات‏…؛ خدا من و اهل بیت مرا از یک نور آفرید، هفت هزار سال پیش از آدم. سپس ما را به پشت آدم انتقال داد و بعد از پشت او به سوى پشت‌‏هاى پاک و پاکیزه.( خزاز رازی، کفایه الأثر، ۱۴۰۱ق، ص۷۱-۷۲؛ دیلمی، إرشاد القلوب، ۱۴۱۲ق،‌ ج۲، ص۴۱۵.)

در روایت دیگری آمده است که خدا خطاب به پیامبرش فرمود: …یَا مُحَمَّدُ إِنِّی خَلَقْتُ عَلِیّاً وَ فَاطِمَهَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ وَ الْأَئِمَّهَ مِنْ نُورٍ وَاحِدٍ ثُمَّ عَرَضْتُ وَلَایَتَهُمْ عَلَى الْمَلَائِکَهِ فَمَنْ قَبِلَهَا کانَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ وَ مَنْ جَحَدَهَا کانَ مِنَ الْکافِرِین‏…؛ اى محمّد! من على و فاطمه و حسن و حسین و امامان را از یک نور آفریدم. سپس ولایت آنان را بر فرشتگان پیشنهاد کردم، هر کس پذیرفت از نزدیکان شد و هر کس انکار ورزید از کافران گردید.(نعمانی، الغیبه، ۱۳۹۷ق، ص۹۳؛ جوهری بصری، مقتضب الاثر، نشر طباطبایی، ص۲۴)

این اخوت و برادری که میان رسول الله (ص) در همه عوالم به اشکال گوناگون وجود داشته در زمین پس از «انزلناه»(قدر، آیه ۱) نیز خودنمایی کرده است؛ از همین روست که بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، امیرمومنان امام علی(ع) به عنوان  باب علم رسول خدا صلى الله علیه وآله مطرح می شود.(اسدالغابه، ج ۴، ص ۱۱۲ – ۱۱۳) بنابراین، هر کسی بخواهد از علم لدنی پیامبر(ص) بهره مند شود و از قرآن که بخشی از همان علم لدنی است، آگاهی یابد و حقایق و مفاهیم قرآنی بر او آشکار شود، می بایست از طریق باب علم رسول الله(ص)؛ یعنی امیرمومنان امام علی(ع) وارد شود؛ چنان که خدا می فرماید: وَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ و به خانه ‏ها از در ورودى آنها درآیید، و از خدا بترسید باشد که رستگار گردید.(بقره، آیه ۱۸۹)

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، روایات متواتر از رسول الله(ص) امیرمومنان امام علی(ع) در قرابت به رسول خدا (صلى الله علیه وآله) نه تنها برادر (کفایه الطّالب فى مناقب علىّ بن ابى طالب، ص ۴۰۶؛ بحارالانوار، ج ۳۵، ص ۵ و ۸ و ۱۸ و ۲۳) بلکه نفس و جان محمّد (صلى الله علیه وآله) است که هیچ مرتبتی بالاتر ازآن نیست. (اسدالغابه، ج ۴، ص ۱۱۲ – ۱۱۳)

از همین روست که پیامبر(ص) روابط برادری و اخوت ایمانی خویش با امیرمومنان امام علی(ع) رابارها به اشکال گوناگون مطرح می کند. به عنوان نمونه آن حضرت(ص) می فرماید: «أنتَ مِنّی بِمَنزلهِ هارونَ مِنْ مُوسی، اِلّاأنـّه لانَبیّ بَعدی؛ تو نسبت به من به‌منزله هارون نسبت به موسى هستی جز این‌که بعد از من پیامبری نخواهد بود.»( ابن مغازلی، مناقب امام علی علیه‌السلام، ۲۵۵ـ۲۵۷؛ ابن حنبل، مسند احمد بن حنبل، ج۱، ص۲۷۷، ج۳، ص۴۱۷، ج۷، ص۵۱۳، ۵۹۱؛ بخاری، صحیح البخاری، ج۵، ص۱۲۹؛ مسلم نیشابوری، صحیح مسلم، داراحیاء‌التراث العربی، ج۲، ص۱۸۷۰-۱۸۷۱؛ ترمذی، سنن ترمذی، ج۵، ص۶۳۸، ۶۴۰-۶۴۱؛ نسائی، سنن نسائی، ص۵۰-۶۱؛ حاکم نیشابوری، مستدرک، ج۳، ص۱۳۳-۱۳۴؛ -طبری، الریاض النضره، ج۳، ص۱۱۷-۱۱۹؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۵، ص۷ـ۸؛ هیثمی، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج۹، ص۱۱۰؛ عینی، عمدهالقاری: شرح صحیح البخاری، ج۱۶، ص۳۰۱)

در روایتى دیگر نیز آمده که پیامبر(ص) در جایگاه برتری امیرمومنان (ع) نسبت به دیگر پیامبران می فرماید: هر کس بخواهد آدم (علیه السلام) را در علم، نوح (علیه السلام ) را در عزم، ابراهیم ( علیه السلام ) را در حلم، موسى (علیه السلام) را در هیبت و عیسى (علیه السلام) را در زهد نگاه کند، به على ( علیه السلام ) بنگرد( کفایه الطّالب فى مناقب علىّ بن ابى طالب، ص ۱۳۹)؛  زیرا آنچه در آنان متفرّق بود، در ایشان جمع شده بود.

در فضیلت آن حضرت همین بس که در کتب فریقین از رسول خدا ( صلى الله علیه وآله ) نقل شده است: هیچ آیه اى در قرآن با خطاب « یا ایّها الّذین آمنوا » وجود ندارد، مگر اینکه على ( علیه السلام ) در رأس آن و امیر آن است .( کفایه الطّالب فى مناقب علىّ بن ابى طالب، ص ۱۳۹)

پیامبر(ص) برای آن که اخوت ایمانی خویش با امیرمومنان امام علی(ع) دراشکال دنیوی به نمایش گذارد و مردم را به حقیقت عظمت آن حضرت(ع) توجه دهد، با ایشان عقد اخوت می بندد.

عَقد اُخوّت یا پیوند برادری، (در عربی: عَقد المُؤاخاه) پیوندی است که میان دو مسلمان بسته می‌شود تا با یکدیگر برادر باشند. اجرای عقد اخوت، جزو اعمال مستحب در روز عید غدیر است؛ و در این روز، افراد با خواندن این عقد می‌توانند برادر دینی همدیگر شوند. این پیوند، باعث ارث بردن از یکدیگر یا مَحرمیت نمی شود، بلکه فایده‌اش در دنیا، فقط دعا برای یکدیگر و خیرخواهی و پیوند ایمانی است و در آخرت، فقط احتمال شفاعت.( قزوینی، صیغ العقود و الایقاعات، ۱۴۱۴ق، ص۴۰۲)

معروف‌ترین عقد اخوت مربوط به پیمانی است که پیامبر(ص) بین مهاجران و انصار بست. پیوند برادری میان پیامبر(ص) و امام علی(ع) متواتر تاریخی است، یعنی افراد و منابع فراوانی آن را نقل کرده‌اند. به جز منابع شیعی، بسیاری از منابع اهل سنت نیز این واقعه را نقل کرده‌اند که علامه امینی در کتاب الغدیر به پنجاه مورد از آنها اشاره کرده است.( امینی، عبدالحسین، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۱۶۲-۱۸۰)

پس از هجرت به مدینه نیز پیامبر(ص) بین مهاجران و انصار پیوند اخوت برقرار کرد ولی امام علی(ع) را با هیچ یک از انصار برادر نساخت و خود با او عقد اخوت بست. پیامبر(ص) پیش از هجرت به مدینه، میان مهاجران، عقد اخوت برقرار کرد و سپس در مدینه، میان مهاجران و انصار عقد اخوت بست و هر دوبار به علی(ع) فرمود: تو در دنیا و آخرت برادر من هستی؛ و میان او و خودش عقد اخوت بست.( ابن عبدالبر، الاستیعاب، به نقل الامین، اعیان الشیعه، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۲۷.)

ابن‌صباغ مالکی (درگذشت ۸۵۵ق) نویسنده اهل سنت در کتاب الفصول المهمه می‌نویسد: هنگامی که پیامبر بین مهاجران و انصار عقد اخوت بست… علی بن ابی طالب را با کسی برادر نساخت. پس علی(ع) با ناراحتی از نزد پیامبر بیرون رفت… پیامبر(ص)در جستجوی او برآمد و به او فرمود: آیا ناراحت شدی که بین مهاجران و انصار عقد اخوت بستم و تو را برادر هیچ یک از آنها قرار ندادم؟ آیا راضی نیستی که مقام و منزلت تو نسبت به من همانند مقام و منزلت هارون نسبت به برادرش موسی باشد با این تفاوت که پس از من پیامبری نخواهد آمد؟(ابن صباغ المالکی، الفصول المهمه، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۲۲۰؛ حدید، آیه ۲۵) این سخن پیامبر(ص) به حدیث منزلت مشهور است.