برادران شیطان در تحریم اقتصادی

اسراف

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، شیطان از جمله شیطان انسی به سرکردگی آمریکای جهانخوار، گروه های گوناگونی را به خدمت خویش در آورده اند که از آنان با عناوینی چون «اولیاء الشیطان»، «حزب الشیطان» و «اخوان الشیاطین» یاد کرده است. اعضای این گروه های شیطانی می توانند از «خودی» ها و داخل امت اسلام نیز باشند؛ چنان که از نظر قرآن، «منافقان»، «سست ایمان ها» و «مبذرین» از کسانی هستند که از میان امت اسلام در خدمت اهداف استکبار جهانی به سرکردگی شیطان بزرگ انسی آمریکای جهانخوار و ابلیس این دشمن سوگند خورده جنی هستند.

از آن جایی که بخشی از آموزه های وحیانی قرآن، به دشمن شناسی اختصاص یافته تا این گونه امت اسلام و نظام سیاسی ولایی بتوانند با شناخت دقیق از دشمن و شیوه ها و روش های آنان برای «سلطه» و ایجاد «ذلت درامت و حذف عزت از آنان»، در برابر آنان از موضع قوت و قدرت وارد شوند، نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن، به این شیوه و روش های دشمن از جمله یاران، دوستان ، برادران و اهل ولایت طاغوتی پرداخته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اسراف و تبذیر در خدمت تحریم

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، بنیادهای اجتماعی هر اجتماعی، دو امر نمادهای عقیدتی و فرهنگی چون کعبه(مائده، آیه ۹۷) و «مال» به عنوان نماد اقتصادی است.(نساء، آیه ۵) در حقیقت، هر اجتماعی با دو ستون اصلی، فرهنگ و اقتصاد سرپا می شود؛ زیرا از یک سو، فرهنگ، تامین کننده آرامش روانی، اصول معنوی، مبانی فکری و فلسفی زندگی، و از سوی دیگر، اقتصاد تامین کننده آسایش بدنی و نیازهای زندگی مادی و دنیوی بشر است.

از نظر قرآن، هر اجتماعی از امت های انسانی، زمانی شکل می گیرد که تامین کننده سعادت با دو عنصر آرامش و آسایش باشد. بنابراین فلسفه زندگی چیزی جز سعادت نیست. از همین رو، هر اجتماعی با هدف و حکمت تامین سعادت، سبک هایی از زندگی را انتخاب می کند که بتواند با بهره گیری از آن ها، سعادت را تامین کند.

بی گمان مال واقتصاد، هم چون ستون اصلی خیمه و چادر اجتماع عمل می کند. از این روست که مدیریت اقتصادی و حفظ و صیانت از اموال یک واجب شرعی است که کشف این وجوب شرعی از طریق عقل سلیم و نقل وحیانی شدنی است؛ چرا که خدا با آن که یتیم را نسبت به مال ارثی «مالک» می داند، ولی حق تصرف مالکانه را به او نمی دهد تا زمانی که با آزمون ها پس از پرورش در سطح انس گیری ثابت شود که او توانایی استفاده و بهره گیری از مال ارثی را دارد. هم چنان که خدا اجازه نمی دهد تا اولیای یتیم پیش از این احراز صلاحیت مال را در اختیار او قرار دهند؛ زیرا به بلوغ اقتصادی نرسیده است و می تواند به مال و اقتصادی که «قوام» اجتماع بدان است، ضربه بزند، هم چنین به اولیای سفیه و سبک مغز و بی خرد اجازه نمی دهد تا اموال سفیه را در اختیار او بگذارند؛ زیرا برای «مال» دو حیثیت فردی و اجتماعی است. درست است که از یک حیث، کودک حتی بالغ از نظر جنسی، ولی نابالغ از نظر اقتصادی، «مالک» مال است، ولی «مال» دارای یک حیثیت «قوام اجتماعی» است. همین حیثیت اجتماعی «مال» است که اولیای امور از جمله دولت و قیم کودک و سفیه را از هر گونه «تصرف» سفیه و سبک مغز، و نیز کودک نابالغ اقتصادی باز داشته است و هر گونه تصرفات در اموال این گروه های انسانی را در اختیار اولیای امور قرار داده است.(نساء، آیات ۵ و ۶)

از نظر آموزه های وحیانی، به سبب «قوام» بودن اقتصاد که اجتماع انسانی بر آن «استوار» است، هر گونه رفتار و کاری که «اقتصاد» و «مال» را نابود می کند و به نوعی موجب کفران نعمت می شود، به عنوان حرام ممنوع شده است.

از نظر قرآن، هر کسی در مال خویش مجاز است تا به گونه ای تصرف کند که در راستای و بهره گیری درست و مفید از اقتصاد و مال و نیز حفظ و صیانت از آن باشد؛ زیرا شکر هر نعمتی، استفاده درست و مناسب از آن نعمت در راستای تامین اهداف و حکمت آفرینش است. بنابراین، حتی اگر عاقل و بالغی از روی علم و عمد بخواهد در مال به گونه ای تصرف کند که از مصادیق «کفران نعمت» باشد، از آن منع می شود و به عنوان حرام و گناه از آن بازداشته می شود.

به عنوان نمونه، هر گونه «اسراف» و زیاده روی در مال از سوی «عاقل عالم عامد» حرام و گناه دانسته شده است؛ زیرا نوعی کفران نعمت، بلکه نابود کردن «ستون اصلی اجتماع» است که اجتماع بدان قایم و استوار است. خدا در قرآن به صراحت می فرماید: وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ؛ و اسراف مکنید؛ زیرا خدا مسرفان را دوست نمی دارد.(انعام، آیه ۱۴۱)

هم چنین در جایی دیگر می فرماید: یَا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَکُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ؛ اى فرزندان آدم! جامه خود را در هر نمازى برگیرید و استفاده و کنید و بخورید و بیاشامید، ولى زیاده‏ روى مکنید که او اسرافکاران را دوست نمى دارد. (اعراف، آیه ۳۱)

پس اگر خوردن و آشامیدن به معنای تصرف مباح در اموال خویش، مجاز دانسته شده است، ولی این تصرفات می بایست بیرون از هر گونه اسراف و زیاده روی در خوردن و نوشیدن باشد.

از آن جایی که دشمنان امت اسلام، تلاش می کنند تا به بنیادهای امت یعنی «فرهنگ» و «اقتصاد» ضربه بزنند، تهاجم همه جانبه ای را علیه این پایه ها و ستون های اصلی آغاز کرده اند. این گونه است که «تهاجم فرهنگی» و «تحریم اقتصادی» در دستور کار دشمنان اسلام که از ظالمان و مستکبران جهانی هستند، قرار گرفته است.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، گروه های از اقشار امت از جمله «منافقان» و «سست ایمان ها» در راستای خدمت رسانی به شیاطین استکباری قرار می گیرند و با اعمال و رفتارهای مخرب گوناگون به «قوام بخش های اجتماع و امت اسلام» از فرهنگ و اقتصاد ضربه می زنند. از جمله فعالیت های مخرب آنان، می توان به «شایعه سازی و شایعه پراکنی» برای تضعیف روحیه و روان مومنان و امت اسلام اشاره کرد که موجب شود تا «لرزه های اجتماعی و اقتصادی و امنیتی» در اجتماع بیافتد.(احزاب، آیه ۶۰)

هم چنین ممکن است برخی از مسلمانان از امت اسلام خواسته و ناخواسته در خدمت اهداف دشمن قرار گیرند و با «مصرف گرایی»، «تجمل گرایی»، «اسراف و زیاده روی در مصرف» آسیب های جدی به ستون اقتصادی اجتماع وارد سازند. خدا به مومنان این هشدار را می دهد که این کارها از جمله عوامل «تقرب زدا» است؛ زیرا مسلمانی که خواهان محبت الهی و محبوب شدن است، با چنین رفتاری اگر چه «بغض» الهی را برای خود نمی خرد، ولی می بایست بداند که «محبت» الهی را نیز نصیب خود نخواهد ساخت.(انعام، آیه ۱۴۱؛ اعراف، آیه ۳۱)

از نظر قرآن، بدتر از «مسرفان» کسانی هستند که «تبذیر» می کنند؛ زیرا تبذیر به معنای ریخت و پاش است؛ پس کسی که تبذیر می کند، در خوردن و آشامیدن زیاده روی و اسراف نمی کند، بلکه خوراکی ها و نوشیدنی ها را دور می ریزد بی آن که خود یا دیگران بتوانند از آن استفاده کنند. به اصطلاح مردمی: نه خود خوری، نه کس دهی/ گنده کنی، به سگ دهی.

خدا در قرآن، با تهدید نسبت به مبذران آنان را «اخوان الشیاطین» معرفی می کند و می فرماید: إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ وَکَانَ الشَّیْطَانُ لِرَبِّهِ کَفُورًا ؛ به راستی که مبذران، برادران شیطانها هستند؛ و شیطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است. (اسراء، آیه ۲۷)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، امت اسلام نسبت به هم برادر دینی هستند: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ.(حجرات، آیه ۱۰) از آثار این برادری این است که نسبت به هم «ایثار»(حشر، آیات ۸ و ۹) دارند و با احسان و اکرام با هم رفتار می کنند و تعاون و همکاری دارند.(مائده، آیه ۲)

همین حالت در میان «اخوان الشیاطین» است؛ یعنی آنان تحقق اهداف شیطان تلاش می کنند و در خدمت آن هستند. از همین روست که «تعاون بر اثم و عدوان» (مائده، آیه ۲) دارند و هر آن چه که رهبری و نظام سیاسی ولایی دستور می دهد، بر خلاف آن عمل می کنند و معصیت وعصیان نسبت به دستورهای رهبری را در دستور کار قرار می دهند.(ممحتنه، آیه ۸)

از نظر قرآن، کسانی در امت اسلام به عنوان ایادی شیطان و مستکبران جهانی عمل می کنند که از مهم ترین آنها می توان به مسرفان و مبذران اشاره کرد که «قوام اجتماع و مردم» را با رفتارهای نادرست اقتصادی به خطر می اندازند و در حقیقت در خدمت اهداف دشمن از جمله تاثیرگذاری تحریم های اقتصادی هستند. از همین روست که مبذران را به عنوان «اخوان الشیاطین» معرفی می کند تا مردم با شناخت از این دسته از دوست نمایان همراه و همکار و همگام با دشمن، نسبت به آنان واکنش طردی و منفی داشته باشند و به مبارزه با عوامل و ایادی دشمن در داخل امت بپردازند.

احزاب و اولیای شیطان در خدمت تحریم اقتصادی

خدا در قرآن به سست ایمان ها و از مسلمانان و امت اسلام هشدار می دهد که نمی توانند خود را جزو «حزب الله» بدانند، در حالی که به جای دشمنی با دشمنان خدا و رسول و امت، با مودت و دوستی آنان دلبسته هستند؛ زیرا کسی که از امت حزب الله است، به جای مودت نسبت با دشمنان امت، آنان را دشمن می دارند. بنابراین، هر گونه رابطه «مودت» میان امت اسلام با دشمنان امت و نظام سیاسی ولایی، به معنای خروج از امت حزب الله و دخول به حزب الشیطان است.(مجادله، آیه ۲۲)

بر این اساس، اگر پیامبر(ص) فرمان می دهد تا اقتصاد را به عنوان ستون اصلی و قوام بخش امت، صیانت کند و تصرفاتی مبتنی بر اسراف و تبذیر نداشته باشد، باید این گونه عمل کرده و معصیت نورزد، زیرا مقتضای ایمان این است؛ و اگر اسراف و تبذیر داشته باشد، در حقیقت از اطاعت به عصیان و از «برّ و تقوی» به سوی «اثم و عدوان» رفته است.(مائده، آیه ۲؛ ممتحنه، آیات ۸ و ۹)

به سخن دیگر، «حزب الله» کسی است که در همه امور از جمله مسایل اقتصادی بر اساس آموزه های وحیانی قرآن و فرمان های رهبری امت عمل می کند(مجادله ، آیه ۲۲)؛ اما کسانی که بر خلاف این اصول رفتار و عمل می کنند، از حزب الله به حزب الشیطان در آمده اند.(همان)

از نظر قرآن، هر انسانی از نظر «ولایت» یا تحت ولایت الله است یا تحت ولایت طاغوت.(بقره، آیه ۲۵۷) کسانی که تحت ولایت کسی یا گروهی می روند، «صفر تا صد» اختیارات فرد، در اختیار «ولی» قرار می گیرد.

اولیای الهی در هر امری وارد می شوند، از صفر تا صد همان کاری را انجام می دهند که خدا خواسته است و هرگز کم ترین و کوچک ترین عصیانی را ندارند. از این روست که اهل اقامه نماز و ادای زکات هستند که یک فعالیت اقتصادی به شکل نیکوکاری است؛ اما در برابر اولیای شیطان صفر تا صد در خدمت اهداف شیطان بوده و علیه فعالیت های مثبت اقتصادی عمل می کنند.(نساء، آیات ۷۶ و ۷۷)

از نظر قرآن، اولیای شیطان و طاغوت از نظر فکری و رفتاری مطیع محض شیطان هستند و تابع استبکار جهانی. از این روست که در خدمت شیطان و مستکبران جهانی به جنگ می پردازند و در تهاجم فرهنگی و تحریم اقتصادی با آنان همراه و همگام بلکه سربازان مقدم ایشان هستند.(مائده، آیه ۶۰؛ نساء، آیه ۶۰)

در حقیقت اولیای شیطان و اولیای طاغوت ، به عنوان بنده و برده شیطان و طاغوت عمل می کنند و هر چیزی که از سوی استبکار جهانی و شیطان بزرگ فرمان داده شود، عملیاتی می کنند و این گونه به فرهنگ و اقتصاد امت ضربه می زنند.(زمر، آیه ۱۷)

خدا به امت اسلام هشدار می دهد که حزب شیطان و اولیای او ، دشمن امت هستند و نباید گمان کرد که این «توهم» است، بلکه واقعیتی است که آشکار که هیچ شک و ریبی در آن نیست؛ بنابراین، می بایست با «مبذران و مسرفان» به عنوان «اخوان الشیاطین» و «عدو» و دشمن رو به رو شود و به سخنان و اعمال آنان به عنوان رفتار دشمنانه نگریست و واکنش نشان داد.(فاطر، آیه ۶)

از آن جایی که مسرفان و مبذران در حوزه اقتصادی، خدا و فرمان های الهی را فراموش کرده اند، از امت اسلام و حزب الله بیرون رفته و جزو حزب الشیطان در می آیند و این گونه از همه جهات زیان می کنند و اهل خسران می شوند.(مجادله، آیه ۱۹)

برخی از این دوستان، برادران، اولیاء و احزاب شیطان، در خدمت شیطان به شایعه سازی می پردازند و تلاش می کنند تا تحریم های اقتصادی دشمنان را به گونه ای نشان دهند که مردم دلسرد شده و امید خود را از دست دهند و گمان کنند که می میرند.(توبه، آیه ۲۸) در حالی که همین تحریم ها می تواند عامل رشد و پیشرفت امت باشد؛ زیرا وقتی امت تحت ولایت الله است، از امدادهای غیبی الهی بهره مند می شود.(همان)

از نظر قرآن، اسباب و وسایل امری مهمی در ساختار طبیعت دنیوی است؛ اما این گونه نیست که اسباب خود بدون مشیت و حکمت الهی تاثیرگذار باشد؛ بلکه هر تاثیری اگر برای اسباب و وسایل از جمله آتش در سوزاندن است، بر اساس مشیت و حکمت و اذن الهی باید باشد.

توضیح این که حکمت الهی این است که مثلا آتش بسوزاند، و بر اساس همین حکمت و فلسفه ، خدا مشیت کرده تا آتش بسوزاند و چنین اثری را برای آن قرار داده است. این گونه است که سنت و قانون تکوینی الهی، سوختن برای آتش یا چربی برای روغن است؛ اما این بدان معنا نیست که قانون و سنت الهی بر خود خدا حاکم شود و دیگر به مانند یک ساعت خودکار عمل کند و خدا نتواند هیچ تصرفی در آن داشته باشد، بلکه اگر حکمت و مشیت و سنت الهی بر این قرار گرفته که آتش بسوزاند، این زمانی خواهد بود که همراه با «اذن» الهی باشد. بنابراین، خدا به عنوان حاکم بر قوانین و سنت ها، می تواند جلوی تاثیر آتش را بگیرد و اجازه سوزاندن ندهد؛ چنان که درباره حضرت ابراهیم(ع) چنین کرد و اجازه نداد که آتش او را بسوزاند.(انبیاء، آیه ۶۹)

از همین روست که در کلام اسلامی سخن از «یجب عنه» به جای «یجب علیه» است؛ یعنی هیچ قانونی بر خدا حاکم نمی شود، بلکه باید گفت مثلا از خدا ظلم صادر نمی شود.

با توجه به آن چه بیان شد، باید دانست که اسباب و وسایل تا جایی کارآیی دارد که «اذن» الهی مبتنی حکمت و مشیت الهی با آن همراه باشد؛ اما وقتی خدا «اراده» کند می تواند، جلوی تاثیر اسباب و وسایل را بگیرد؛ چنان که در آتش برای ابراهیم این کار را کرد(انبیاء، آیه ۶۹) یا در تاثیر سحر باید این اذن باشد تا سحر تاثیرگذار باشد.(بقره، آیه ۱۰۲)

بر همین اساس، امام سجاد (ع) درباره تاثیر اسباب به «حکمت» الهی اشاره می دهد و می فرماید: یا من لاتبدل حکمته الوسایل؛ ای خدایی که حکمتش را وسایل تبدیل نمی دهد.(صحیفه سجادیه، دعای ۱۳)

پس زمانی اسباب و وسایل از جمله دعا و دارو تاثیرگذار خواهد بود که بر خلاف حکمت الهی نباشد؛ اگر حکمت الهی بر مرگ شخصی باشد، دعا و درمان تاثیرنخواهد گذاشت.

به سخن دیگر، اثر برای اسباب را خدا گذاشته است و همان خدا می تواند اثر و تاثیر اسباب و وسایل را بردارد. بنابراین، نمی بایست تنها به امید اسباب عمل و رفتار کرد و از خدایی که اثر را برای اسباب می گذارد غافل شد. این نکته در داستانی که ممکن است روایت نباشد، به خوبی بیان شده است. می گویند: حضرﺕ ﻣﻮﺳﯽ ‏(ﻉ‏) ﺩﻧﺪﺍﻥ ﺩﺭﺩ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﮐﺮﺩ.

ﺣﻖ ﺗﻌﺎﻟﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺍﺯ ﻓﻼﻥ ﮔﯿﺎﻩ مثلا میخک ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻦ! ﺣﻀﺮﺕ ﭼﻨﺎﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﻧﺪﺍﻧﺶ ﺧﻮﺏ ﺷﺪ. ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﻣﻮﺳﯽ ﺩﺭﺩ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﻭﺍ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﺩ، ﻭﻟﯽ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺧﻮﺏ ﻧﺸﺪ!!! ﺍﻭ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺳﺒﺐ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪ؛ ﺧﻄﺎﺏ ﺍﻟﻬﯽ آﻣﺪ ﮐﻪ ﺩﻓﻌﻪ ﻗﺒﻞ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﻣﺎ ﺭﻓﺘﯽ ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﮔﯿﺎﻩ ﺭﻓﺘﯽ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻏﺎﻓﻞ ﺷﺪﯼ.

بنابراین، اگر برای تحریم های اقتصادی دشمن به عنوان یکی از اسباب و وسایل تاثیری می توان قایل شد تا زمانی است که حکمت الهی مقتضای تاثیری باشد؛ اما وقتی حکمت الهی به چیزی دیگر تعلق گیرد، اسباب و وسایل کارایی و تاثیر خود را از دست می دهد و امدادهای الهی به داد مردم می رسد؛ چنان که در مساله محاصره امت موسی(ع) چنین شد و فرعون این استکبار زمانه نتوانست به اهداف خویش برسد.(شعراء، آیات ۶۱ تا ۶۳)

از نظر قرآن، تحریم های اقتصادی دشمنان برای امت اسلام که تحت ولایت الله قرار دارند تاثیری نخواهد گذاشت و خدا به امدادهای غیبی خویش تاثیر تحریم را از میان برمی دارد و از جایی که انسان گمان نمی کند او را یاری می رساند.(توبه، آیه ۲۸؛ طلاق، آیات ۲ و ۳)

به هر حال، در هر جامعه ای افرادی در خدمت اهداف دشمن آن اجتماع هستند که می بایست آنان را شناخت و با آنان و روش هایشان مبارزه کرد. بی گمان تجمل گرایان، مسرفان، مبذران ، تفاخر گرایان و مانند آنان که اقتصاد امت را نابود یا بد مدیریت می کنند، از جمله همین ایادی و برادران و اولیا و احزاب شیطان هستند. اینان به ظاهر جزو امت در باطن جزو حزب شیطان و در خدمت استکبار جهانی آمریکای جهانخواره هستند و باید با آنان مبارزه کرد.