بدگمانی و خیانت در همسران

samamosیکی از مشکلات خانواده ها، بدگمانی است. با نگاهی به خانواده های خویشان و دوستان خود می توانید دریابید که ریشه بسیاری از مشکلات آنان، بدگمانی است که گاه در اوج خود به مساله خیانت و اتهام آن می رسد. در جهانی که ارتباطات چنان آسان گشته که هر کسی در هیچ جا در امنیت نیست و به سادگی در دسترس دیگران می باشد و بسیاری از مرزهای خصوصی و حریم های امن گذشته شکسته و فرو ریخته است، نمی توان امید داشت که ارتباطات ناسالم به ویژه در دنیای مجازی پدید نیاید.

اگر در گذشته اموری چون سحر و جادو چون خوره در تار و پود خانواده افتاده و موجبات فروپاشی را فراهم می آورد، اکنون رسانه های ارتباطاتی از تلفن، اینترنت و ماهواره، هم چون خوره به جان خانواده ها افتاده و موجبات درگیری، تنش و خیانت و جدایی بلکه قتل ها را فراهم می آورد. در برخی از کشورها چون برزیل و کلمبیا، سالانه ده ها نفر به سبب بدگمانی و خیانت از سوی همسران به ویژه شوهران به قتل می رسند.

براساس آمارهای سازمان جهانی بهداشت از هر شش زن در جهان یک نفرشان از خشونت خانوادگی رنج می برد. همچنین در آمریکا در هر ۹ ثانیه یک زن به طور فیزیکی آزار می بیند.

خیانت از راه دور، از اصطلاحات امروزی است که در رسانه ها مطرح می شود. تلفن های همراه و اینترنت فضای را ایجاد کرده است که ارتباطات دو جنس مخالف را بسیار تسهیل نموده است. برخی از افرادی که متاهل هستند به جای آنکه اوقات آزاد خود را صرف خانواده و یا حتی فرزندان خود بکنند، دایما در فضای مجازی چت بوده و این رفتارشان به مرور باعث بروز مشکلات زناشویی شده است. البته شرایط زمانی بحرانی تر می شود که افراد متاهل به چت کردن با افرادی از جنس مخالف می پردازند. فریبنده ترین بخش این ماجرا آن است که افراد معتقدند چون ارتباط رودررویی در این فضا وجود ندارد و احتمالا هرگز یکدیگر را ملاقات نمی کنند، لذا این ارتباط بلامانع و خالی از اشکال می باشد. اما تمام کسانی که بزرگترین سرگرمی شان چت کردن در فضای اینترنت به خصوص چت با جنس مخالف است، خوب می دانند که قرار گرفتن در فضای وسوسه انگیز گپ اینترنتی با جنس مخالف و خوش و بش های اینترنتی، پیامک ها و بلوتوث ها، بزرگترین مشوق برای ادامه یافتن این روابط است که در نهایت به جدایی و گاه قتل همسران می انجامد.

نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی، ریشه های این نابهنجاری و آثار آن را در زندگی دنیوی و اخروی و نیز مادی و معنوی تبیین کرده که با هم آن را از نظر می گذرانیم.

وفاداری و امانت، اصل زناشویی

زناشویی به معنای ایجاد روابط سالم جنسی در چارچوب اصول عقلانی، اخلاقی و عقلایی و شرعی، در همه جوامع بشری امری طبیعی و عادی است. در همه جوامع روابطی به عنوان روابط ناسالم شناسایی و تعریف شده و برای متخلفان مجازات هایی در نظر گرفته شده است.

بنیاد زناشویی سالم، بر دو اصل وفاداری و امانت است؛ چرا که دو جنس مخالف بر این باورند که ارتباط جنسی میان انسان ها، همانند ارتباطات حیوانی نیست، بلکه بخشی کوچک از آن را غرایز جنسی شکل می بخشد و آن چه دو جنس مخالف را به هم نزدیک می کند، نیازهای روحی و روانی است که از آن به عشق و محبت یاد می شود. به این معنا که دو جنس به ویژه جنس زن، پیش از هر تماس جنسی، گرایش به عشق و محبت دارد و آن چه انگیزه گرایشی او به جنس مردان می شود، همان عشق و محبت است؛ زیرا عواطف زنان بسیار فراتر و قوی تر از احساسات و عواطف مردان است و همین احساسات و عواطف قوی است که او را نیازمند عشق و مودت ساخته است.

خداوند در آیاتی ازجمله در آیه ۲۱ سوره روم می فرماید: و من آیاتهِ اَن خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودهً و رحمه اِنّ فی ذلک لآیات لقومٍ یتفکّرون؛ و از نشانه‏هاى او آن است که از جنس خودتان همسرانى براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و میان شما و همسرانتان علاقه‏ى شدید و رحمت قرار داد؛ بى شک در این (نعمت الهى،) براى گروهى که مى‏اندیشند نشانه‏هاى قطعى است.

در این آیه و آیات دیگر، به صراحت به این نکته توجه داده شده که زن و مرد در اصل نفس مشترک هستند. نفس همان روحی است که در کالبدی قرار گرفته باشد و ما از آن در فارسی به روان نیز یاد می کنیم که در برابر جان یعنی روح خالص بی کالبد قرار می گیرد. بنابراین، آن چه موجب تمایز زن و مرد می شود، تمایز فیزیکی آنان است که البته تاثیراتی این اختلاف و تفاوت فیزیکی در کالبد بر روان نیز می گذارد؛ زیرا تن و روان در یک دیگر تاثیر می گذارند. خصوصیات فیزیکی تن زن موجب می شود تا احساسات و عواطف در او قوی تر باشد و روانی او به جنس مخالف یعنی روان مرد گرایش بیش تری داشته باشد. البته آن چه از آیه به دست می آید این است که مردان به زنان برای آرامش و سکونت نیازمند هستند. پس مرد برای آرامش روانی خویش نیازمند همسری است که به یک معنا از نفس اوست.(نساء، ایه ۱ و نیز اعراف، آیه ۱۸۹)

از این آیه هم چنین به دست می آید که ارضای غریزه جنسی، علت اصلی گرایش مرد به زن نیست، بلکه رسیدن به آرامشی است که از آن به سکونت یاد می شود و زن این آرامش را برای مرد ایجاد می کند و این هدیه ای به مردان از سوی خداوند است که زنان را مایه آرامش و سکونت آنان قرار داده است. از آیه هم چنین به دست می آید که به شکل جعل تکوینی میان مرد و زن ، مودت و رحمت ایجاد کرده است. به این معنا که مودت و رحمت در میان زن و مرد امری طبیعی است و عشق و دوستی و مهرورزی است که به عنوان عوامل نرم افزاری میان دو جنس مخالف سخت افزاری، ارتباط برقرار می کند.

در این آیه و آیات دیگر، آن چه به عنوان عامل تعیین کننده روابط بیان شده همان مودت و رحمتی است که مهرورزی همراه با خیر می باشد. بنابراین، هر امر دیگری در مرتبه پایین تر قرار گرفته و از اصالت فرو می افتد و به عنوان مساله فرعی و دست دوم تبدیل می شود.

بر این اساس می توان به سادگی در یافت که وفا و امانت داری بنیاد زناشویی است؛ چرا که زن و شوهر به قصد دست یابی به مودت و رحمت و آرامش و سکونت، پیمان و عقدی را می بندند که از آن به پیمان زناشویی و زوجیت و نکاح یاد می شود. از تقوای عقلانی این است که هر کسی به پیمان و عقدی که بسته وفادار باشد. به این معنا که حکم عقل وفاداری و وفا به عهد و پیمان است و هر خردمندی بی وفایی را به معنای نابهنجار امری قبیح و زشت بر می شمارد و دایره عدالت و تقوا بیرون می شمارد.

انسانی که عشق و محبت و رحمت خویش را در قلبی دیگر به امانت گذاشته است، دوست می دارد که به آن امانت خیانت نشود و شخص به حکم عقل و خرد، در امانت داری بکوشد.

بدگمانی، ریشه گناهانی

یکی از اصول اسلامی، اصالت صحت است. اصالت صحت دو کاربرد دارد که یکی از آن ها ارتباط تنگاتنگی با روابط اجتماعی دارد. این که هر کسی کار و عمل دیگری را حمل به درستی و صحت کند و بگوید که او در چارچوب عقل و شرع عمل می کند و بیرون از دایره هنجارها و معروف رفتار نمی کند. اگر پسر و دختری جوان را در گوشه ای بوستانی دیدیم، آنان را برادر و خواهر یا زن و شوهر بدانیم و روابط آنان را بر طریق شرعی و قانونی حمل کنیم.

ظن یکی از حالت های انسانی است که از آن در فارسی به گمان تعبیر می شود. در تعریف ظن و گمان گفته اند که آن حالتى در جان و ذهن آدمی است که از اماره اى حاصل مى شود. پس اگر آن چیز در اماره و نشانه بودن قوىباشد، منجرّ به یقین مى شود در فرد می شود؛ و اگر ضعیف باشد از حدّ «وهم» تجاوز نمى کند و به عنوان اوهام و خیالات و پندار شناخته می شود. از این رو گفته اند که ظن ، چیزی حدّ فاصل بین یقین و وهم است. یعنی طرف راجح از دو طرف اعتقاد غیر جازم را ظن و گمان گفته اند.( مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۵۳۹ و نیز لغت نامه،دهخدا ، ج ۹، ص ۱۳۷۹۱)

خداوند در آیاتی ظن را در امور اعتقادی، امری غیر معتبر ارزیابی می کند و برای آن ارزشی قایل نیست (انعام، آیات ۱۱۶ تا ۱۱۸ و ۱۴۸ ) تکیه بر آن را حتی در این امور حرام می شمارد(بقره ، آیه ۷۸ و انعام ، آیه ۱۰۰) و تنها در برخی از موارد و آن هم در امور جزیی ، آن را معتبر می شمارد.(حجرات، آیه ۱۲) اما در همین آیه و نیز آیه ۱۲ سوره نور از هر گونه بدگمانی و سوء الظن پرهیز داده و آن را گناهی بزرگ بر می شمارد.

بدگمانی و سوء الظن به ویژه برای متهم ساختن کسی به ویژه انسان مومن جایز نیست و نمی توان بر اساس آن داوری و قضاوت کرد.(نور، آیات ۱۲ تا۱۵)

از نظر قرآن پیروی از ظن و گمان آثاری چون سرزنش خود و دیگران(یونس، ایات ۳۵ و ۳۶ و نیزنجم ، ایات ۲۳ و ۲۷ و ۲۸)، ضلالت و گمراهی از حق و حقیقت (انعام، آیه ۱۱۶)، محرومیت از درک حقیقت(یونس، ایه ۳۶ و نجم، آیه ۲۸) می شود.

اما بدگمانی آثار بدتر و زیانبارتری به دنبال دارد که از آن جمله تحقق گناهانی دیگر (حجرات، ایه ۱۲)، تهدید برادری ایمانی و اخوت و واگرایی اجتماعی(حجرات، آیات ۱۰ و ۱۲) و مانند آن می شود. بسیاری از مشکلات اجتماعی هم چنین مشکلات خانوادگی در سوءظن و بدگمانی ریشه دارد. از این روست که خداوند از مومنان خواسته است تا همواره نسبت به هم خوش گمان بوده و از بدگمانی پرهیز کنند.(نور، ایات ۱۱ و ۱۲)

بدگمانی موجب می شود تا خشم الهی را به جان بخرد و مغضوب خداوند شود(فتح، ایه ۶) و جهنم و فرجام زشت ابدی و لعن دایمی خداوندی را به جان بخرد. (همان)

با نگاهی به عوامل اختلافات خانوادگی می توان دریافت که ریشه بسیاری از مشکلات میان همسران بدگمانی است؛ زیرا به جای آن که شخص کارها و رفتارهای همسرش را به وجه نیک و خوب حمل کند بر وجه زشت و بد حمل کرده و او را در دل متهم می سازد. در جهانی که پیامک فرستادن و عکس گرفتن و عکس دزدی و جعل عکس در کنار یک دیگر با نرم افزارها بسیار ساده است، هر دم امکان بدگمانی فراهم است. اگر همسران به یک دیگر اعتماد نداشته باشند و مبنای زندگی را بر خوش گمانی و اصالت صحت و عشق و وفاداری قرار ندهند، به هر بادی این آشیانه فرو خواهد ریخت؛ و دیگر نیازی نیست تا تندبادی آن را برکند.

خیانت و امانت داری همسران

همسران پیش از این که جسم و تن خویش را به یک دیگر هدیه کرده باشند، دل و قلب خویش را به یک دیگر بخشیده اند و هر کسی عشق و محبت و مودت خویش را در خانه دل دیگری به ودیعت و امانت گذاشته است. عقد زناشویی و ازدواج به معنای این است که پیمانی استوار میان دو قلب بسته شده تا حافظ عشق و محبت دیگری باشند. بنابراین هر گونه خیانت به معنای روابط با جنس مخالف نامحرم به معنای پیمان شکنی و بی وفایی است که عقل و شرع آن را ناپسند و گناه می شمارد.

زمانی که از روابط سخن به میان می آید، همه سطوح و درجات آن مراد است مگر آن که از نظر عقل و شرع مجوزی برای ارتباط و روابط صادر شده باشد. به عنوان نمونه، عقل و شرع، روابط میان دو جنس مخالف نامحرم را در حد گفت و گو در جمع و حفظ اصول اخلاقی چون عفت و حیا و حجاب جایز می شمارد و بیرون از این دایره را ممنوع می کند و اجازه نمی دهد که تنهایی در اتاقی بسته باشند یا بی حجاب بوده و یا در جمع بیرون از دایره عفت و حیا سخنی به زبان و یا حرکت و اشاره ای را به جا آورند.

بنابراین، هر همسری متعهد و ملتزم شده است که در چارچوب شریعت و عقل و اخلاق عمل کند و هر گونه روابط بیرون از این چارچوب با جنس مخالف را خیانت و بی وفایی تلقی کرده و جرم و گناه می شمارند.

به عنوان نمونه در باره وظایف زنان نسبت به شوهران خود به اموری به عنوان وظایف همسری اشاره شده که از آن جمله می توان به اجتناب و خودداری از خودنمایی و خودآرایی برای نامحرمان(احزاب، آیات ۳۲ و ۳۳) ، اجتناب از رفتارهای تحریک آمیز جنسی(همان)، اجتناب و پرهیز از نازک کردن صدا (هما)، حفظ حجاب در برابر نامحرمان و افراد بیگانه(احزاب، آیات ۵۳ تا ۵۹)، حفظ اسرار خانوادگی و زناشویی(تحریم، آیات ۳ و ۴)، خانه نشینی و عدم حضور در اجتماعات مگر با حفظ عفت و حجاب و حیا و شئونات (احزاب، آیات ۳۲ و ۳۳) و مانند آن اشاره کرد.

این بدان معناست که اگر زنی بر خلاف این قوانین و شئونات عقلانی و عقلایی عمل کند، برخلاف پیمان زناشویی عمل کرده است و خیانت و بی وفایی به عقد و پیمان زناشویی به شمار می آید و عقوبت دنیوی و اخروی بر آن مترتب می شود.

خداوند زنان لوط و نوح را زنانی خائن می داند که به همسران خویش با آن که پیامبر بودند، خیانت کرده و اسرار و رازهای خانوادگی را به دیگران خبر می دادند. اینان به سبب همین خیانت در همسری از سوی خداوند به عنوان دو نمونه زشتی ها معرفی شده که در دنیا و آخرت خوار و رسوا شده اند.(تحریم، آیه ۱۰)

همسرانی که به یک دیگر خیانت می کنند، می بایست منتظر آثار آن چون رسوایی(نساء، آیات ۱۰۷ و ۱۰۸)،محرومیت از محبت خدا(همان و نیز انفال، آیه ۵۸)، خشم خدا(آل عمران، ایات ۱۶۱ و ۱۶۲) و عذاب اخروی (تحریم، آیه ۱۰) باشند.

هر گونه روابط و ارتباط بیرون از چارچوب های عقل و شرع و پیمان زناشویی به معنای خیانت تلقی می شود و کسانی که با افراد نامحرم در زمینه های مرتبط با حوزه خانوادگی چت می کنند و یا پیامک های در این حوزه می فرستند ، به عنوان خائن تلقی می شوند و می بایست خود را آماده پذیرش عواقب بد و سوء آن بکنند.

از نظر قرآن، خائنان نمی توانند با مکر و حیله خود را در امنیت بدانند، چرا که خداوند ایشان را رسوا می کند و حیله ها و مکرهایشان را به مکری دیگر بر ملا و آشکار می سازد. خداوند در آیه ۵۲ سوره یوسف بیان می کند که خیانتکاران در مسایل زناشویی ، در مکر خویش ناکام خواهند ماند و رسوا عام و خاص می گردند.

داستان عشقی زلیخا و زنان اشراف مصر که در سوره یوسف(ع) بیان شده است خود بهترین گواه این مطلب است که روابط بیرون از چارچوب زناشویی هر چند که با مکر و حیله همراه باشد، روزی تشت رسوایی آن از بام فرو خواهد افتاد و کوس رسوایی اش بر هر کوی و برزن نواخته خواهد شد؛ چرا که خداوند خیانت را بسیار زشت دانسته و خیانت کارانی که مخفیانه عهد و پیمانی را از جمله عهد زناشویی را می شکنند، رسوا و خوار می کند.

خداوند در آیه ۲۳ سوره یوسف، هر گونه مراوده و رفت و آمدهایی که شئونات خانوادگی را تهدید می کند و اسباب روابط جنسی بیرون از دایره خانوادگی را سبب می شود را زشت و گناه ارزیابی می کند و مکر و خیانت این گونه افراد را ناکام و ایشان را رسوا می سازد؛ چنان که زلیخا و زنان اشراف مصر را رسوا کرده و مکر و حیله گری های آنان را برای روابط جنسی پنهانی ناکام گذاشته است.(یوسف، آیه ۲۵ و ۵۱ و ۵۲)

داستان عشقی و خیانت بار زلیخا به خوبی نشان می دهد که این پنهانکاری ها نمی تواند ادامه یابد و خائن به سبب خشم الهی به سرعت رسوا و خوار می شود. بنابراین، همسران می بایست به این نکته توجه کنند که این مخفی کارهای و حیله گری ها نمی تواند دایمی باشد و به سرعت رسوا و خوار و ذلیل خواهند شد.