بحران هویت از منظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

بحران هویت یک اصطلاح در جامعه شناسی و روان شناسی اجتماعی است. هنگامی این اصطلاح در باره شخص یا جامعه ای به کار می رود که درباره شخص درباره نقش اجتماعی خود مطمئن نیست و احساس می کند که خود واقعی خود را نمی شناسد و یا جامعه ای احساس می کند که در جامعه جهانی، از استقلال فرهنگی برخوردار نیست و ملیت و استقلال آن مخدوش شده است و نقش مستقل و مطمئن با توجه به ویژگی اقتدار ملی در جامعه جهانی ندارد.

پس وقتی از بحران هویت سخن به میان می آید به دو حوزه شخصیت فردی و شخصیت اجتماعی یعنی احساس گمگشتگی و فقدان خود واقعی در جامعه یا جامعه جهانی باز می گردد و شخص و جامعه با احساس ناخوشایندی مواجه است به طوری که نمی تواند خود را از دیگران بازشناسد و نقش مستقل و سازنده ای برای خود تعریف کند.

مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن برای تبیین علل و عوامل آن،‌ از آن رو لازم و ضرور است که مسلمان و جامعه اسلامی هویت خود را از مبانی و اصول اسلامی اتخاذ می کند. بنابراین، برای این که فلسفه زندگی و در همین چارچوب سبک زندگی اسلامی معنا درست یابد، لازم است تا از نگاه قرآن و آموزه های وحیانی اسلام، علل و عوامل بحران هویت و راهکارهای برونرفت از آن تبیین شود.

مفهوم شناسی هویت

شما چه جور آدمی هستید ؟ چه چیزی معرف شماست ؟ شما خودتان را چگونه توصیف می کنید ؟ نظر شما درباره خودتان چیست ؟ شما درباره خودتان احساس کهتری و کم بینی دارید و یا احساس مهتری و بزرگی می کنید ؟ چه چیز و یا چیزهایی در شما وجود دارد که به واسطه آن احساس غرور می کنید ؟ دیگران درباره «من» چگونه می اندیشند ؟

پاسخ دادن به پرسش هایی از این دست ، برداشت و تصور هر فرد از خویش را معین می سازد. هر انسان برداشت و تصوری از وجود خویشتن دارد که آن را می توان هویت شخصی یا «خود» نام نهاد . این اصطلاح در نظریه های روان شناسی بویژه در زمینه روانشناسی اجتماعی ، روانشناسی تحولی ، شخصیت و روانشـناسی مرضی مطرح شده است.

واژه هویت (identity) که مصدر جعلی است از ترکیب ضمیر «هو» عربی با «یت» مصدرساز ساخته شده است. «هو» به معنای او در زبان فارسی است. در فرهنگ معین در تعریف هویت آمده است که هویت یعنی آنچه موجب شناسایی شخص باشد.( فرهنگ معین، ج ۴، ص ۵۲۲۸) در فرهنگ عمید، نیز هویت چنین تعریف شده است: هویت، یعنی حقیقت شیء یا شخص که مشتمل بر صفات جوهری او باشد. پس هویت در لغت به معنای شخصیت، ذات، هستی و وجود است و از ترکیب «هو» ساخته می‌شود.( فرهنگ عمید، ص ۱۲۶۵)

با این حساب، پس وقتی از «هویت شخصی» سخن به میان می آید، مراد همان چیز یا چیزهایی است که این شخص را از دیگری متمایز می کند و به دیگران امکان اشاره با ضمیر «او» برای تشخص این فرد از دیگر افراد را می دهد؛ زیرا این شخص و فرد از یک نوع به گونه ای است که به علل و عواملی از جمله صفات خاص، از دیگران متمایز شده و تشخص یافته است. در حقیقت علل و عواملی وجود دارد که به عنوان صفات تمیز دهنده، او را از دیگران متمایز ساخته و شخصیت مستقلی به او بخشیده است. این که شخص خودش را به صفاتی توصیف می کند و در وجودش دنبال اموری می گردد که وی را از دیگران متمایز و جدا می کند و تشخص می بخشد، تلاش برای هویت سازی است. پس می توان گفت که تشخص و وجود اختلاف با دیگران برای اثبات هویت بسیار مهم است؛ زیرا شخص در هویت جویی و هویت سازی در اندیشه استقلال از دیگران و تعیین حدود و مرزهایی است که او را از دیگران جدا می کند.

از نظر روان شناسان شخصیت، هر کسی در دوره ای از سن خود که بیش تر در دوره بلوغ ظهور و بروز می کند،‌ در اندیشه هویت سازی و تشخص یابی است تا این گونه خودش را از دیگران جدا کرده و به عنوان یک شخصیت مستقل تثبیت کند.

هویت ارتباط تنگاتنگی با مسایلی چون هوشیاری، آگاهی، استقلال و مانند آن دارد. هر کسی همان طوری که در جست و جوی یافتن مشترکات توحیدساز است تا او را با دیگران از هم نوعان متصل کند همان اندازه در اندیشه شناخت و آگاهی نسبت به متمایزات و متفرقاتی است که او را از هم نوعان جدا کرده و هویت و تشخص می بخشد. پس هویت می تواند در حوزه اجناس، انواع و اصناف مورد بحث و بررسی قرار گیرد هر چند که روان شناسان بیش تر تنها به حوزه روان شناسی شخصیت پرداخته اند و دغدغه فرد را در یک جامعه برای یافتن تشخص و نقش اجتماعی مد نظر قرار داده اند.

پس می توان از تشخص یک جامعه از جوامع دیگر نیز سخن به میان آورد که به حوزه روان شناسی جامعه سیاسی مثلا مرتبط است؛ زیرا یک جامعه برای این که استقلال ملی خود را نسبت به جوامع دیگر اثبات کند نیازمند صفاتی است که او را از دیگر جوامع جدا کرده و نقش مبتنی بر آن صفات در جامعه جهانی به او می بخشد. این هویت در قالب گاه هویت ملی قومی، یا زبانی، یا فرهنگی از جمله دینی و مذهبی شکل می گیرد. امت اسلام به عنوان یک هویت مستقل،‌ دارای صفاتی است که او را از نظر فرهنگی از دیگر امت ها از جمله یهودی و مسیحی و بودایی و هندو جدا می کند و در شبکه ای فراجغرافیایی به آنان هویت ای جدا و نقشی متمایز می بخشد.

هویت شخصی و هویت اجتماعی و بحران های آن

با توجه به مفهوم شناسی که انجام گرفت می توان از دو نوع هویت شخصی و هویت اجتماعی سخن گفت. مراد از هویت اجتماعی در این جا هویت هایی است که شخص فراتر از هویت شخصی که با آن خود واقعی اش را از دیگر خودهای واقعی جدا می کند، تلاش می کند تا خود اجتماعی اش را نیز از دیگر خودهایی که در جوامع دیگر است بازشناسد و استقلال بخشد. از این روست که گاهی به من شخصی اشاره می کند و برای بازشناخت آن از دیگر من ها بر آن تاکید می کند و مثلا می گوید فکر من، عمل من، رای من، و مانند آن و گاه دیگر می گوید: من به عنوان یک ایرانی، من به عنوان یک مسلمان، من به عنوان یک انسان، چنین فکر و عمل و سخن و رفتاری دارم.

۱. هویت شخصی و بحران هویت: هویت شخصی مبتنی بر وحدت استقلال شخصیت فردی او از دیگران از جمله پدر و مادر و برداران و خویشان و دیگر هم نوعان از جنس بشر است. آدمی همه صفات و فعالیتهایش را به یک کلیت و نظام روانی نسبت می دهد که در قالب واژه های چون من ، خود و خودم به آن هویت مستقل، جامع و‌ کلی اشاره دارد.

شاید بتوان گفت که نخستین شخصی که به این مساله از نظر علمی پرداخت و مباحث آن را در قالب نظریات علمی در دوره معاصر ارایه داد اریک هامبورگ اریکسون (Erik Hamburg Erikson) آلمانی (۱۹۵۰) بود که مقدمه ای درباره مفهوم هویت در روانشناسی نگاشت.

روان شناسان دریافتند که در فرآیند رشد کودک، زمانی فرا می رسد که می کوشد با هوشیاری و آگاهی خود را از دیگران بازشناسد و تعریف مستقلی از خود داشته باشد که او را متمایز می سازد. هر کودکی بر آن است تا با نگاهی به دو دسته از مشترکات و مفارقات ضمن تاکید بر اشتراکات، خودش را از دیگران جدا کند و خودواقعی اش را بشناسد و ارایه داده و این گونه جایگاه شخصیتی و نقش اجتماعی خود را مشخص کند.

اگر شخص در این دوره نتواند «خودواقعی» و هویت مستقل خود را دریابد یک احساس ناخوشایندی در او پدید می آید که از آن به «بحران هویت» (personal identity) یاد می شود.

به سخن دیگر، عدم موفقیت یک نوجوان در شکل دادن به هویت فردی خود، اعم از اینکه به علت تجارب نامطلوب کودکی و یا شرایط نامساعد فعلی باشد، بحرانی ایجاد می‌کند که بحران هویت یا گم‌گشتگی نام دارد. در این حالت شخصیت دارای بحران است و از تعادل برخوردار نیست تا نقش اجتماعی خاصی را برای خود به عنوان یک موجود مستقل تعریف کند. پس اصطلاح «بحران هویت» برای توصیف عدم توانایی نوجوان در قبول نقشی است که جامعه از او انتظار دارد ولی او به سبب عدم ثبات شخصیت و هویت یابی درونی نمی تواند به تعریف نقش خود پرداخته و مسئولیت اجتماعی خود را انجام دهد.

بحران هویت جدی‌ترین بحران روانی و روحی است در خلال شکل‌گیری هویت و شخصیت یابی رخ می‌دهد. این بحران بدان جهت جدی است که عدم موفقیت در رویارویی با آن، پیامدهای بسیاری برای فرد و جامعه دارد. شخصی که فاقد یک هویت متشخص و متشکل است در خلال زندگی اش با مشکلات متعددی مواجه خواهد شد. البته اریکسون خاطرنشان می‌سازد که برای هر فردی امکان دارد بحران هویت روی دهد و منحصر به دوره نوجوانی یا جوانی نیست.

۲. هویت اجتماعی و بحران های آن: البته چنان که گفته شد بحران هویت تنها مربوط به خود واقعی و شخصی نیست؛ چنان که منحصر به دوره سنی خاصی چون نوجوانی نیست، بلکه بحران هویت در حوزه روان شناسی اجتماعی و دیگر حوزه مرتبط نیز رخ می دهد. به این معنا که گاه شخص نمی تواند به بازشناسی و تحدید و تعریف ویژگی ها و صفات مفارق و متمایزکننده خود بپردازد و خودش را از افراد دیگر بازشناسد، به گونه ای که موجبات تشخص او شود و احساس کند که با دیگری فرق دارد و موجودی مستقل است؛ و گاه دیگر این بحران به حوزه بازشناسی خود اجتماعی از دیگر جوامع باز می گردد که بحران های اجتماعی را موجب می شود. در این موارد است که ما با اموری چون بحران هویت ملی،‌ بحران هویت فرهنگی و بحران نسلی و مانند آن مواجه می شویم.

پس باید گفت که هویت اختصاص به حوزه هویت شخصی ندارد بلکه همه حوزه های انسانی را در بر می گیرد و بر همین اساس بحران هویت نیز دامنه وسیعی می گیرد که اختصاص به حوزه روان شناسی شخصیت یا روان شناسی اجتماعی ندارد.

پس باید گفت که هویت، عبارت از مجموعه خصوصیات و مشخصات اساسی اجتماعی و فرهنگی و روانی و فلسفی و زیستی و تاریخی همسان است که به رسایی و روانی بر ماهیت یا ذات گروه، به معنی یگانگی یا همانندی اعضای آن با یکدیگر، دلالت کند و آنها را در یک طرف زمانی و مکانی معین به طور مشخص و قابل قبول و آگاهانه از سایر گروه‌ها و افراد متعلق به آنها متمایز سازد.

هویت های سه گانه انسان

برخی برای انسان در یک جمع بندی کامل و جامع سه نوع هویت اساسی را مطرح کرده اند و گفته اند که انسان، دارای سه هویت هویت شخصی، هویت صنفی، هویت باطنی است.

۱. شناخت هویت اول، شناخت منشأ بدنی انسان است؛ پدر، مادر، اصل، تبار، اقلیم، آب، خاک، نور، شهر و محله، همگی در ساختن هویت اول مؤثرند.

۲. هویت دوم، هویت فکری و فرهنگی است، که بدانیم در چه بستر فکری و ایدئولوژی و نظام آموزشی و مبانی اعتقادی نشأت گرفته‌ایم.

۳. هویت سوم، هویت باطنی است. در شناخت این هویت نیز باید مرکز نشأت یافتن آن را بشناسیم. هویت باطنی ما، روح ما، از چه چیز و از کجا پیدا شده و نشأت یافته است؟ کسی که این هویت را، یعنی روح و باطن خود را، به درستی بشناسد، می‌داند که از ماوراءالطبیعه طبیعت، از خدا، نشأت یافته است.

معمولاً افراد و گروه‌های مختلف اجتماعی الزاماً به یک هویت، وابسته نیستند و می‌توانند هویت‌های مختلفی را پذیرفته باشند. مثل هویت قومی، هویت دینی، هویت زبانی، هویت ملی، هویت جنسیتی و هویت مربوط به گروه‌های شغلی.

بنابراین، یکی از معضلات هویت، وجود هویت‌های مضاعف است. لیکن، باید تلاش کنیم، وجه اشتراک بین هویت گروه‌های مختلف را پیدا کنیم و هنر بحث هویت هم این است که از لابه‌لای همه هویت‌های ظاهراً مضاعف، بتوان وجوه اشتراک آنها را پیدا کرد.

ضرورت نیاز به هویت

اریک فروم از روان شناسان می گوید که هر فرد آدمی مایل است به اینکه هویت خاصی داشته باشد، از این روی می‌کوشد که خویشتن را دریابد و بشناسد. در عین حال می‌خواهد فردی باشد ممتاز و برای رسیدن به این مقام خود را به شخص یا گروهی از اشخاص نسبتاً مبرز و ممتاز، مرتبط می‌کند یا به اصطلاح، خویشتن را با آنها همانند می‌سازد تا به واسطه امتیاز و تشخصی که آن فرد با گروه‌ها دارد تا حدی صاحب تشخص و امتیاز گردد.

در حقیقت، منظور اریک فروم این است که هر انسانی به احساس خاص و منحصر به فرد بودن نیاز دارد. اگر نتواند این احساس را از طریق خلاقیت ایجاد کند، آن را از راه همانندسازی با انسان‌های دیگر تحقق می‌بخشد. لذا شخصیت هر انسانی بر اساس فرصت‌ها و امکاناتی که شرایط جامعه و فرهنگش برای او فراهم می‌آورند شکل می‌گیرد.

هویت شخصی و غیر شخصی در آموزه های قرآنی

آموزه های قرآنی و اسلامی بر هر هویت شخصی و اجتماعی تاکید دارد. خداوند در آیاتی به این نکته توجه می دهد که شخصیت انسان تابع افکار و اعمال اوست و این که افکار و اعمال تاثیر متقابلی در یک دیگر و تحقق شخصیت هر فردی دارد. از نظر قرآن هر چند اموری چون وارثت در تحقق شخصیت انسان تاثیر دارد،‌ ولی این تاثیر آن چنان نیست که افکار و اعمال انسانی در ایجاد شخصیت و تمایز آن از دیگران نقش دارد. از این روست که در تعریف پیامبران هرگز به والدین به عنوان یک صفت تمییز دهنده و مفارق اشاره نمی کند و اگر در باره حضرت عیسی(ع) به مادرش اشاره شده به سبب نسبت باطلی است که در باره ایشان داده شده است.

از نظر آموزه های قرآنی رفتارهای هر انسانی تابع شخصیت اوست که با افکار و اعمال موافق با آن شکل می گیرد. خداوند در آیه ۸۴ سوره اسراء می فرماید: قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ ؛ بگو هر کسی بر اساس شخصیت و شاکله وجودی اش عمل می کند. پس نقش های اجتماعی هر کسی تابع شخصیت اوست. اگر کسی شاکله اش به درستی شکل نگرفته باشد نمی تواند نقش های خود را به عهده گیرد و مسئولیتش را به درستی ایفا نماید.

از آیات قرآن این معنا به دست می آید که هویت های اصیل اجتماعی را می بایست در حوزه اعتقاد جست و جو کرد. به این معنا که هویت های‌ ملی و قومی هر چند که امری طبیعی است، زیرا هدف از این هویت ها بازشناسی افراد انسانی از یک دیگر و استقلال هویتی است، از این رو در آیه ۱۳ سوره حجرات می فرماید: یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ؛ اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفریدیم، و شما را ملّت ملّت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایى متقابل حاصل کنید. در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. بى‏تردید، خداوند داناى آگاه است.

اما چنان که در آخر همین آیه به صراحت بیان شده، آن چه هویت واقعی هر فرد یا جامعه ای را شکل می بخشد، حوزه اعتقادی و ایمانی اوست که در قالب تقوای دینی بروز و ظهور می کند. به سخن دیگر، مهم ترین هویت هر فرد و یا جامعه انسانی را غیر از حوزه هویت شخصی،‌ نه در هویت ملی و قومی و مانند آن بلکه باید در هویت فرهنگی به ویژه اعتقادی او در قالب فضایل اخلاقی و انسانی و الهی جست.

البته هویت فرهنگی در قالب های دیگر نیز مهم و اساسی است. از این روست که خداوند هویت فرهنگی در قالب شرایع را مورد تاکید قرار می دهد و حتی الگوهایی را برای تشخص یابی هویت اسلامی مسلمانان از دیگر گروه های اعتقادی و فرهنگی بیان می کند. تغییر قبله و تعیین کعبه به عنوان قبله مسلمین، استفاده از اذان،‌ تاکید بر آداب حج و عمره، نوع پوشش و حجاب اسلامی، ساخت مسجد با ویژگی های خاص و مانند آن ها،‌ ابزارهایی برای تشخص جامعه اسلامی از دیگر جوامع فرهنگی و اعتقادی حتی یهودی و مسیحی است.

کعبه به عنوان قبله مسلمین که می بایست هر روز چند نوبت در همه جای جهان به سمت آن بیایستند و نمازگزارند، نمادی برای هویت بخشی به امت وملت اسلام است؛ زیرا هنگامی که اراده جداسازی مومنان یهود از غیر ایشان به حضرت موسی (ع) از سوی خداوند ابلاغ شد، آن حضرت مامور گردید تا مساجدی را به سوی بیت المقدس بسازد و یا آن که مردمان را وادار سازد تا در خانه هایشان عبادتگاه هایی را به سمت قبله بیت المقدس بسازند تا پیروان موسی(ع) از دیگران این گونه بازشناخته شوند.

خداوند در آیاتی چون ۱۴۲ و ۱۴۳ و ۱۴۴ و ۱۴۸ و ۱۴۹ سوره بقره، تعیین قبله را از شئون خداوندی بر می شمارد و در همین آیات مالکیت خداوند نسبت به همه جهت ها و مکان ها را زمینه قرار گرفتن هر یک از آن ها به عنوان جایگاه قبله، از سوی پروردگار را مطرح می سازد و این که تعیین قبله برای هر امتی از سوی خداوند، برخاسته از قدرت مطلق اوست، این تاکیدهای الهی بدین معنا خواهد بود که اصولا قبله سازی از سوی خداوند برای نمادسازی و هویت بخشی به هر یک از امت ها و ملت هاست. از همین رو،‌ برای جداسازی امت اسلام از امت های دیگر بر قبله خاص تاکید می کند تا این گونه مسلمانان در مدینه از یهودیان جدا شوند؛‌زیرا یهودیان و مسلمانان پیش از این جداسازی به سوی بیت المقدس نماز می گذاشتند. اکنون با تعیین قبله جدید، این هویت فرهنگی تحقق یافته و مسلمانان از غیر مسلمانان به ویژه یهودیان تشخص پیدا می کنند.

هویت دینی، نیاز جامعه ایمانی

همان گونه که هویت شخصی موجب اعتماد به شخص،‌ استقلال، تعادل شخصیت، تعادل رفتاری، مسئولیت پذیری، احساس مفید بودن و ارزشمندی در شخص می شود، هویت های اجتماعی و فرهنگی به ویژه هویت دینی به شخص معنا و مفهوم دیگری می دهد که از نظر قرآن ارزشمندترین حالت در حالات و صفات انسانی است.(حجرات، آیه ۱۳)

جامعه اسلامی که فراتر از مرزهای ملی، جغرافیایی، قومی، نژادی، زبانی، جنسیتی و مانند آن قرار می گیرد، یک جامعه اعتقادی و به تعبیر قرآن امت است. امت گروه های از هر جامعه چه انسانی و غیر انسانی است که هدف واحد آنان را گرد هم می آورد. از این رو،‌امت اسلام دارای مفهوم جدیدی از شهروندی است که شامل همه بشریت در طول و عرض تاریخ است و شهروندان آن در همه امصار و اعصار در اندیشه یک هدف متعالی و تحقق آن گرد هم آمده اند که همان کرامت یابی بشر در سایه عدالت قسطی مبتنی بر آموزه های وحیانی و مدیریت رهبران الهی از پیامبران است.(حدید، ایه ۲۵)

هویت اسلامی شبکه ای از مسلمانان را در همه جهان گرد هم می آورد. این هویت دینی و اسلامی بسیاری از مشکلات روحی و روانی و اجتماعی را از سر راه بشر بر می دارد که می توان به برخی از آن ها در این جا اشاره کرد. آنچه «هویت دینی و به ویژه اسلامی» به نسل انسان می‌دهد، شامل موارد زیر است:

۱. پاسخ به پرسش‌های بنیادین: اولین و مهم‌ترین دستاور هویت دینی پاسخ به پرسش‌های بنیادین و عمیق آدمی است. ساموئل هانتینگتون معتقد است: «دین برای کسانی که با پرسش‌هایی از این دست روبه‌رو هستند که: من کیستم؟ و به کجا تعلق دارم؟ پاسخ‌های قانع‌کننده‌ای دارد». (هانتینگتون، ساموئل، برخورد تمدن ها و بازسازی نظم جهانی، ترجمه: محمدعلی حمید رفیعی، ص ۱۵۳.)

۲. جهت بخشیدن به زندگی: ساموئل هانتینگتون می‌نویسد: «دین به زندگی نخبگان نوپای جوامعی که در حال مدرن شدن هستند، جهت و معنا می‌دهد». امام خمینی(ره) نیز در تبیین رابطه اسلام و زندگی بر جامعیت و شمول همه‌جانبه دین تأکید نموده و می‌گویند: «مذهب اسلام، همزمان با اینکه به انسان می‌گوید که خدا را عبادت کن و چگونه عبادت کن، به او می‌گوید، چگونه زندگی کن». (آیین انقلاب اسلامی، گزیده ای از اندیشه و آرای امام خمینی قدس سره، ص ۱۱۸)

۳. رویکرد مثبت به آینده: احراز هویت دینی برای نسل جوان، به منزله تقویت روحیه امیدواری و نشاط برای آینده‌ای بهتر است؛ زیرا از جلوه‌های دین مبین اسلام، انتظار حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) است و نسلی که منتظر است، در حقیقت به فردایی امیدوار می‌باشد که به مراتب بهتر از امروز است. امام خمینی(ره) در معرفی یکی از ترفندهای جهان استکبار می‌فرمایند:از توطئه‌های مهمی که در قرن اخیر خصوصا در دهه‌های معاصر به ویژه پس از پیروزی انقلاب، آشکارا به چشم می‌خورد، تبلیغات دامنه دار با ابعاد مختلف برای مأیوس نمودن ملت‌ها، به خصوص ملت فداکار ایران، از اسلام است. گاهی ناشیانه و با صراحت به اینکه احکام اسلام که هزار و چهارصد سال قبل وضع شده است، نمی‌تواند در عصر حاضر کشورها را اداره کند یا آنکه اسلام یک دین ارتجاعی است و با هر نوآوری و مظاهر تمدن مخالف است و در عصر حاضر نمی‌شود کشورها از تمدن جهانی و مظاهر آن کناره گیرند.( حدیث ماندگار ، شرح وصیت نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی(ره)، ص ۲۶۸)

۴. وحدت اعتقادی: برنارد لویس، معتقد است: «در جهان اسلام، در موارد اضطرار مسلمانان، بارها این تمایل را نشان داده‌اند که در قالب یک وحدت دینی، هویت بنیادین و ایمان خود را بازیابند، یعنی هویتی که نه با معیارهای قومی یا سرزمینی، بلکه به وسیله اسلام، تعریف شده است». امام خمینی(رحمت الله علیه) نیز بارها در سخنرانی‌هایشان وحدت عامه مردم را مهم‌ترین عامل پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران بیان می‌کردند و می‌فرمودند: روی موازین عادی، باید یک یورش، ما از بین رفته باشیم، لکن قدرت ایمان پشتیبانی خدای تبارک و تعالی، اتکال به ولی عصر(سلام الله علیه) شما را پیروز کرد. برادران من از یاد نبرید این رمز پیروزی را، این وحدت کلمه‌ای که در تمام اقشار ایران پیدا شد، معجزه بود. کسی نمی‌تواند این را ایجاد کند. این معجزه بود این امر الهی بود، این وحی الهی بود نه کار بشر؛ رمز پیروزی شما اول ایمان ثابت و بعد وحدت کلمه ، این دو مطلب را حفظ کنید.( آئین انقلاب اسلامی، ص ۱۶۸)

۵. هویت دینی، زمینه‌ساز هویت تمدنی: رابطه ادیان و تمدن‌ها یکی از مباحث مهم و تعیین‌کننده در میان تاریخ‌نگاران و تمدن‌شناسان است. وایتهد معتقد است: «مسلمانان، خود تمدن گشتند و دانش و ادب و فرهنگ را از سقوط نجات دادند». امام خمینی(رحمت الله علیه) نیز پیرامون رابطه دین و تمدن می‌فرمایند: اسلامی که بیشترین تأکید خود را بر اندیشه و فکر قرار داده است و انسان را به باز داری از همه خرافات و اسارت قدرت‌های ارتجاعی و ضد انسانی دعوت می‌کند چگونه ممکن است با تمدن و پیشرفت و نوآوریهای مفید بشر که حاصل تجربه‌های اوست، سازگار نباشد.( نوسازی جامعه از دیدگاه امام خمینی(ره)، ص ۱۲۸)

درجایی دیگر ضمن پذیرش تمدن جدید، معیار عدم وابستگی را نیز با صراحت مطرح می‌کند و می‌فرماید: اسلام همه ترقیات و همه صنعت‌ها را قبول دارد، با تباهی‌ها مخالف است، با آن چیزهایی که تباه می‌کند جوان‌های ما را، مملکت ما را، با آنها مخالف است. اما با همه ترقیات همه تمدن‌ها موافق است، اسلام وابستگی شما را و ما خودمان را به دیگران منکر است.(همان،‌ص ۱۲۹)

لذا می‌توان بر این مبنا نتیجه گرفت که در صورت تکوین هویت دینی برای افراد زمینه‌های هویت تمدنی نیز مهیا خواهد شد.

۶. مقبولیت اجتماعی: دینداری، نه تنها پاسخ به یک نیاز فطری است بلکه بر پذیرش اجتماعی نیز اثرگذار است؛ زیرا فطرت‌های پاک، زلال و خدایی، آنهایی را که موحد و خداجویند، بیش از دیگران، مورد اعتماد می‌دانند هرچند خود به دلایل آن آگاه نباشند. (ره) نیز در تأیید همین معنا می‌گوید: مسأله، آگاهی و بیداری سیاسی مردم و هویت اسلامی آنها و معیارهای اسلامی است. هر کس بر اساس این معیارهای اسلامی با مردم حرکت کند، مورد قبول و محبوبیت مردم خواهد بود.( نوسازی جامعه از دیدگاه امام خمینی(ره): ص ۱۹۰)

در روایتی از امام معصوم (ع) نقل شده است که فرمودند: «آن کس که رابطه خود را با خدا اصلاح کند، خداوند رابطه‌اش را با دیگران اصلاح خواهد کرد». (نهج البلاغه ،صبحی صالح، ص ۵۵۱)

۷. معنا بخشیدن به جهان: در حقیقت باید اذعان کرد که پیوند نسل جوان و دین در عالی‌ترین تجلی آن، موجب احساس همدلی و یگانگی با جهان هستی می‌شود. چنین فردی با طبیعت زیبا، ستارگان درخشان، کوه‌ها و دره‌های مرموز و باابهت، احساس خویشاوندی می‌کند. ویلیام جیمز در تحلیل زیبایی که از نقش دین ارائه می‌دهد، می‌نویسد: «وقتی که خدا را در همه چیز می‌بینیم، در پست‌ترین چیزها، عالی‌ترین حقایق را درخواهیم یافت، حقیقتاً که دنیا، دنیای دیگر جلوه خواهد کرد». (دین و روان، ص ۱۶۸) برخی از صاحبنظران تمدن‌شناس نیز بر این باورند که هویت دینی، معنای جدیدی به جهان می‌بخشد.

منابع و ماخذ:

۱ـ بحران هویت قومی در ایران، علی الطائی.

۲ـ هویت صنفی روحانی، محمدرضا حکیمی.

۳ـ هویت ایرانی، عماد افروغ.

۴ـ زمینه‌های اجتماعی هویت ملی، شاپور رواسانی.

۵ـ جوان و بحران هویت، محمدرضا شرفی.

۶ـ بحران جامعه مدرن، علی‌اصغر کاظمی.

۷ـ انسان و بحران، خوسه‌ارتگاای گاست، ترجمه احمد تدین.

۸ـ جهانی شدن فرهنگ، هویت، احمد گل‌محمدی.

۹ـ ناسیونالیسم و هویت ایرانی، داور شیخاوندی.

۱۰ـ روانشناسان بزرگ، گروه نویسندگان، مترجمان احمد به‌پروژه و رمضان دولتی.

۱۱. اتکینسون، …، زمینه روان‌شناسی هیلگارد، ترجمه براهنی و…، رشد، ششم، ۱۳۸۶.

۱۲. سیف، کدیور و…، روان‌شناسی رشد (۱)، سمت، ۱۳۸۰.

۱۳. لطف‌آبادی حسین، روان‌شناسی رشد (۲)، سمت، ۱۳۸۰.

۱۴. شولتز، تاریخ روان‌شناسی نوین، ترجمه سیف شریفی …، رشد، ۱۳۷۵.

۱۵. بازشناسی هویت ایرانی اسلامی، علی شریعتی، انتشارات الهام، چاپ نهم(۱۳۸۸)

۱۶. هویت اسلامی ما، رضــا عـارف، دو فصلنامه اسلام پژوهی ، شماره ۴ ، بهار و تابستان ۱۳۸۹