با عمره تا روضه رضوان

samamosانجام برخی از آیین ها و شعائر الهی به سبب تاثیرگذاری بسیار نیرومند در شخص و جامعه، موجب می شود تا نگاهی ویژه و پاداشی شگفت بر آن بار شود. یکی از این آیین های مهم در اسلام که قرآن به آن نگاهی خاص دارد و انجام را سبب پاداشی ویژه می داند، عمره حج است؛ زیرا کسی که به درستی آن را به جا آورد و حق آن را ادا کند، برخوردار از فضل و عنایات خاص الهی در زندگی دنیوی می شود و تا روضه رضوان اوج می گیرد که خداوند در وصف آن به اکبر تاکید کرده است.

در حقیقت در قرآن دو چیز متصف به وصف اکبر شده است که یکی خداوند و دیگر رضوان الله اکبر است. این در حالی است که معتمر با عمره ای که به جا می آورد و حق آن را ادا می کند، به این مقام بزرگ که در وصف و توصیف نگنجد می رسد. نویسنده با توجه به ارزش و جایگاه این آیین عبادی و اجتماعی، تلاش کرد تا با نگاهی به تحلیل قرآنی نسبت به مساله عمره، علل و عواملی که موجب شده تا عمره تا این اندازه ارزش و اهمیت بیابد به دست دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

عمره ، زیارت ولی خدا

بسیاری از مردم حج و عمره را زیارت خانه خدا می دانند و بر دیدار از بیت الله الحرام تاکید می کنند. این گونه است که دیدار یار به دیدار از خانه و کوی یار فروکاسته می شود و به همان اندازه از محبوبیت و ارزش زیارتی آن کاهش می یابد. این در حالی است که مقصد و مقصود حاجی و معتمر دیدار خداوند است و کعبه تنها بهانه ای برای این دیدار است تا ره گم نشود و مقصد و مقصود فراموش نگردد.

معتمر کسی است که با حضور خویش در مکه و خانه خدا ، مکان زیارت را با وجود و حضورش آباد می کند. از این روست که در عمارت مسجد که در آیات و روایات آمده ، منظور و مقصود ، حضور در خانه خدا و مساجد برای نماز گزاردن و قرائت قرآن و عبادت های دیگر چون آموزش دروس دینی و پرورش روحی می باشد؛ زیرا این گونه است که خانه آباد می شود و از کوری و تاریکی می رهد.

همان گونه که عدم حضور در خانه ای اندک اندک موجب می شود تا از آبادانی بیافتد و تعمیرات و تغییراتی در آن صورت نگیرد و به جای آن آب و هوای و محیط ، اندک اندک تغییراتی را در آن پدید آورد که خانه از هم فروپاشد و فرو ریزد، هم چنین با عدم حضور در مساجد و نماز و قرآن و درس و بحث دینی است که خانه خدا از عمران و آبادی ساقط می شود و از میان می رود و چیزی از دین در میان مردمان باقی نمی ماند. از این روست که یکی از معیارهای سنجش دینداری مردم ، حضور در مساجد و بهره مندی از این مرکز عبادی و آموزشی و اجتماعی است.

چنان که گفته شد، عمره به معنای زیارت به کار رفته است ولی شگفت که ریشه آن از عمارت به معنای آبادانی اخذ شده است(مجمع البیان ، طبرسی، ج ۱ و ۲، ص ۴۳۹) تا این معنا همواره مورد تاکید قرار گیرد که آبادانی مسجد و یا خانه خدا تنها با حضور و دیدار از آن شدنی است. چنان که می بایست در این دیدار که مقصد آن خانه خداست مقصود آن یعنی دیدار خداوند فراموش نشود.

البته در کاربردهای شرعی برخی از قیود و صفات به این عمل اضافه شده است تا مقصد عالی تر و مقصود گرانبها تری را برای زیارت کننده و معتمر به همراه داشته باشد. این گونه است که در شریعت ، عمره و اعتمار به معنای زیارت کردن خانه خدا برای انجام دادن مناسک و آیین های عبادی مخصوص در هر زمانی از سال باشد.(التبیان ، شیخ طوسی، ج ۲ ، ص ۱۵۵)

با این همه اگر قصد در عمره و حج خدا نباشد و به خانه بسنده شود، هرگز حج تمام وکمال نمی یابد و از آن جایی که مظهر اتم و اکمل خداوند در زمین ، امام معصوم (ع) در زمان ماست، می بایست مقصد این عمره و حج زیارت امام (ع) باشد. از این روست که در روایت از جمله روایت امام باقر(ع) تاکید شده که "مِن تمام الحج لقاء الامام"؛ دیدار و زیارت امام ، تمام کننده حج می باشد.

در روایات دیگر چون روایت از امام رضا(ع) : عن أبی الحسن الرضا(علیه السلام) قال : «إن لکل امام عهداً فی عنق أولیائه وشیعته ، وإن من تمام الوفاء بالعهد زیاره قبورهم . فمن زارهم رغبه فی زیارتهم وتصدیقاً بما رغبوا فیه کان أئمتهم شفعاؤهم یوم القیامه». و نیز از امام صادق (ع) : عن اسماعیل بن مهران ، عن جعفر بن محمد(علیهما السلام) قال : «إذا حج أحدکم فلیختم بزیارتنا ; لان ذلک من تمام الحج» و هم چنین از امام امیرمومنان (ع): عن علی(علیه السلام) (فی حدیث الاربعمئه) قال : «اتمّوا برسول اللّه(صلی الله علیه وآله) إذا خرجتم إلی بیت اللّه الحرام ; فإنّ ترکه جفاء ، وبذلک امرتم واتموا بالقبور التی ألزمکم اللّه حقها وزیارتها واطلبوا الرزق عندها» همین معنا که کلینی در کافی از امام باقر(ع) آورده ، مورد تاکید قرار می گیرد که «تمام الحجّ لقاء الامام».

در حقیقت دیدار حجت کامله خداوند که مظهر الله می باشد، دیدار و زیارت خداوند در زمین است. از این روست که در همه دوره ها و زمان ها، دیدار حجت و زیارت وی در هر عمل عبادی لازم و ضروری است ؛ گاه این حجت پیامبری است و گاه امامی می باشد. بر اساس این اصل اساسی است که در روایات "من تمام الصلاه لقاء الامام"، و یا "من تمام الصیام لقاء الامام"، و یا "من تمام الزکاه لقاء الامام" دانسته شده است ؛ زیرا خداوند در آیه اکمال دین که در سوره مائده آمده است می فرماید: "الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا" و این اکمال و اتمام زمانی بود که در حجه‌الوداع حضرت امیرمومنان علی (ع) به عنوان ولی الله اعظم از سوی خداوند انتخاب و از سوی پیامبر(ص) به مقام منصوب شد. بنابراین ، دیدار و زیارت همانند هر عمل عبادی دیگر جز به دیدار امام و زیارت وی تمام و کامل نمی شود. از این روست که حضرت امام باقر(ع) می فرماید: بنی الاسلام علی خمسه أشیاء: علی الصلاه و الزکاه و الحج و الصوم والولایه ؛ و الوالی هو الدلیل علیهن".. در این جا ولایت و والی است که اصل دین شمرده شده است و به او همه دین قوام و معنا می یابد.

پاداش عمره واقعی

اگر کسی چنین زیارت و عمره واقعی انجام دهد از نظر سیر صعودی و کمالی به جایگاهی می رسد که بیرون از درک و فهم بشر است. خداوند در آیاتی بسیار هنگامی که از بهشت و پاداش های آن سخن می گوید، از اموری سخن به میان می آورد که انسان با آن آشناست و درک وفهمی نسبت به آن دارد. با این همه ، بارها و بارها بر این نکته تاکید می کند که " و لدینا مزید" این چیزهایی که گفته شده و مشابهات و متشابهات آن هست و افزون بر آن نیز چیزهایی بسیاری است که بیرون از دایره فکر و فهم و درک شماست و این امور و چیزها زیاد از آن چیزی است که شما می دانید و می فهمید؛ زیرا عقول و اندیشه ها و حتی پندارهای آدمی هر چند پرواز کند در دایره دانسته ها و شناخته شده هایش می باشد و توانایی تفکر و اندیشه در فراتر از آن را ندارد. بنابراین حتی بهشت مادی آن دنیایی را نمی بایست محدود به دانسته های خود کرد و لذت های آن جا را با لذت های دنیوی مقایسه کرد.

این در حالی است که فراتر از این بهشت نیز پاداش هایی بسیار دیگری برای آدمی فراهم آمده است که خداوند در توصیف آن تنها به رضوان الله اکبر بسنده کرده است. روضه رضوان ، جایی است که آدمی در آن به کمال و تمام خشنودی و رضایت می رسد و این رضایت و خشنودی دو جانبه است. به این معنا که هم بنده خدا و هم خدا از این وضعیت خشنود و راضی است.

روضه رضوان هم بهشت است و هم بهشت نیست، زیرا هم خصوصیات و دارایی های بهشتی را دارد و هم چیزی فراتر از آن را دارد؛ زیرا بهشت خود تجلی اسمایی و صفاتی الهی است در حالی که روضه رضوان ، تجلی و مظهر ذات است و ازاین روست که خداوند در آخر سوره فجر آن را به خود و ذاتش نسبت می دهد و آن را جنت ذات می داند. به یک معنا هم بهشت و جنت است و هم فراتر از آن می باشد. از این روست که در ۷۲ سوره توبه می فرماید: و رضوان من الله اکبر.

البته نیز گفته اند که همین بهشت وعده داده شده الهی این گونه است. به این معنا که بهشت جایی است که همه نعمت‌های الهی در آ‌ن فراهم است و دارای دو ارزش است: یکی نعمت‌های ظاهری شامل نهرها، باغ ها، درختان و انواع لذتها و دیگر آن که بهشت تجسم و تبلور ومحل تجلی رضوان اللّه است؛ یعنی کسی که در بهشت قرار می‌گیرد، احساس می‌کند که خدا از او خشنود است؛ زیرا اگر کسی مورد غضب خدا باشد در بهشت جایی ندارد. قرآن کریم هر دو ارزش را برای بهشت بیان می‌کند و می‌فرماید:« بگو: آیا شما را بهتر از این خبر دهم؟ پرهیزکاران نزد پروردگارشان باغهایی دارند که در آن‌جوی‌هایی روان است و در آن جاودانه و نیز همسرانی پاکیزه و در بهشت از خشنودی خدا برخوردارند». (سوره آل عمران، آیه۱۵) و هچنین در جای دیگر می‌فرماید:«خداوند به مردان و زنان مومن باغهایی را وعده داده است که در آن جویبارانی روان است که جاودانه است و خشنودی و رضای خداوند از همه اینها برتر است و پیروزی بزرگ همین است.(سوره توبه، آیه۷۲ ) که دراین آیه شریفه بعد از بیان نعمت‌های بهشتی می‌فرماید: «و رضوان من اللّه اکبر»؛ یعنی مهم‌ترین نعمتی که نصیب اهل بهشت می‌شود، رضوان اللّه است که آن «اکبر» است یعنی ارزش آن‌از تمام نعمت‌های بهشتی برتر است و نمی‌توان ارزش آن را در مقایسه با چیزهای دیگر حتی اگر ارزشمند هم باشند، بیان کرد؛ همان‌گونه که درباره عظمت خداوند آمده است: «اللّه اکبر» درباره رضوان اللّه هم کلمه «اکبر» آمده است پس چنانکه عظمت خداوند در تعریف و توصیف نمی‌گنجد و به بیان نمی‌آید، ارزش رضوان اللّه نیز برتر از بیان و گفتار است و نمی‌توان برای آن‌قدرو قیمتی معین کرد؛ زیرا شخص بهشتی احساس می‌کند که خداوند از او خشنود است و در پناه لطف او قرار دارد و این جاست که تمام نعمت‌ها برای او زیبا ولذت بخش می‌شود. پس ارزش همه نعمتهای بهشتی از رضوان اللّه گرفته شده است و اوست که با پرتو افشانی به همه نعمتهای بهشت، نور، جلا و ارزش می‌دهد.

ولی به نظر می رسد که آن چه در رضوان الله مورد تاکید است، امری فراتر از بهشت های عادی است. به سخن دیگر، اگر برای بهشت هشت درجه در نظر گرفته شده است، درجه و مرتبه هشتم آن بهشت رضوان است که همان بهشت ذات است. به سخن دیگر، اگر آدمی از هفت در به دوزخ وارد می شود که درهای مادی و هواهای نفسانی می باشد می تواند از همین هفت در شهوات و هواهای نفسانی به بهشت در آید و با تقوا و مهار نفس این درهای دوزخی را به درهای بهشتی تبدیل کند. اما در نهایت دری اختصاصی نیز وجود دارد که در اهل قلوب است که تنها شماری از این در هشتم وارد بهشت رضوان می شوند در درجه هشتم بهشت است و از آن به بهشت ذات نیز یاد شده است.

برخی اهداف عالی انسانی را در سه چیز قرب الهی ، رضوان الله و لقاء الله دانسته اند و گفته اند: پیامبران می‌آمدند تا انسان را از مسیر انحراف و دور گشتن از خداوند نجات دهند و به راه قرب هدایت کنند و آنها را گام به گام به مرحله‌ای برسانند که شایسته «رضوان اللّه» گردند و درآن صورت به آنان نوید «لقاء اللّه» می‌دهند.

لقاء‌اللّه عالی‌ترین کمال و هدف از خلقت انسان است و اگر کسی به رضوان اللّه برسد گام بعد که به سرعت انجام می‌گیرد، لقاء اللّه است و رضوان اللّه متصل به لقاء اللّه است و دیگر کمالی برتر از آن تصور نمی‌شود و لقای خداوند آرزوی هر پیامبر، وصی، عارف وسالک است که همه آنها برای این مقصد کوشش می‌کردند. یکی از آثار مهم سوره‌قدر آن است که انسان را به رضوان اللّه می‌رساند و لذا می‌توان آن را از برترین آثار عرشی و نورانی این سوره شریفه دانست .

حضرت امیرمومنان می‌فرماید: «ولن تطرف عین قارئها إلا نظر اللّه و ترحّم علیه» کسی که این سوره را می‌خواند چشم برهم نمی‌زند، مگر آن که خداوند به او نظر می‌کند و رضوان و خشنودی خود را شامل حال او می‌سازد. این یکی از برترین آثار سوره «قدر» است که انسان باید این سوره شریفه را غنیمت شمرده و از آن استفاده کند.

البته چنان که گفته شد، مقام روضه رضوان و لقاء الله یکی است و این هر دو به مقام جنت ذات اشاره دارد ؛ از این روست که از آن به اکبر وصف شده است تا برتر از آن را بر نتابد.

به هر حال از آیاتی که به مساله اعتمار و عمره و حج پرداخته است این معنا به دست می آید که کسی که عمره واقعی را به جا آورد و به لقای امام (عج) در زمان ما برسد، در حقیقت در دنیا از فضل و عنایات خاص الهی بهره مند می شود و در آخرت نیز به رضوان الهی دست می یابد.(مائده آیه ۲ )

شگفت این که خداوند در آیه ۱۵۸ در مقام بیان پاداش های عمره گزار واقعی می گوید که چنین شخصی در مقامی قرار گرفته است که خداوند در مقام شکر در می آید و او سپاسگزار انجام دهندگان اعمال عمره و حج می باشد. این بدان معناست که عمره گزار واقعی در مقام و منصبی قرار می گیرد که جز ذات الهی نمی تواند پاداش عملش را مشخص کند و بپردازد. این همان معنای دیگر ، رضوان الهی و خشنودی اوست که برخاسته از مقام ذات می باشد و می توان گفت که جنت ذات ، همان رضوان الهی می باشد که ویژه عمره گزار واقعی است، زیرا عمره گزار واقعی با دیدار مظهر اتم واکمل الهی یعنی امام (ع) به دیدار خداوند شتافته است و خداوند خود پاداش دیدار کننده و زایرش را می پردازد.

چگونگی دست یابی به پاداش رضوان

برای این که به این پاداش خاص و ویژه دست یابیم می بایست به اموری که در آموزه های قرآنی آمده است توجه کنیم. از جمله این امور می توان به اخلاص و قصد تقرب در اعمال عمره اشاره کرد که خداوند در آیه ۱۹۶ سوره بقره این معنا را با آوردن لله بیان کرده است که مقصود انجام عمل لوجه الله می باشد و می دانیم که امامان (ع) وجوه الهی می باشند. بنابراین هر عملی می بایست به قصد رضایت و تقرب به امام (ع) باشد که وجه الله است.

در همین آیه بر رعایت تقوا به عنوان اصل اساسی توجه داده شده است؛ زیرا بی تقوا نمی توان به پاکی رسید و اعمال پاک و طاهری را انجام داد.

توجه به دیگران و اهتمام به وضعیت خوراکی فقیران از دیگر برنامه هایی است که معتمر می بایست به آن توجه کند؛ زیرا رعایت حال دیگران در حقیقت به معنای قرار گرفتن در وضعیت ربوبیت طولی است. بنابراین لازم است که شخصی که به عنوان محصور در عمره است قربانی کند و با قربانی خویش دیگران را دستگیری نماید.(بقره آیه ۱۹۶) این معنا در آیه ۲۵ سوره فتح مورد توجه و اهتمام قرارگرفته و تبیین شده است که قربانی حیوان در قربانگاه در اعمال عبادی عمره تا چه اندازه دارای اهمیت و ارزش خاص و ویژه است. (التبیان، شیخ طوسی، ج ۹ ، ص ۳۳۲)

اجرای کامل دستورها و اعمال عبادی (بقره آیه ۱۹۶) و سعی بین صفا و مروه (بقره آیه ۱۵۸) تقصیر و کوتاه کردن مو قبل از طواف نساء در عمره (حج آیه ۲۹) و حلق و تراشیدن موی سر پس از بردن قربانی به قربانگاه برای خروج محصور از احرام(بقره آیه ۱۹۶) از دیگر آموزه هایی است که در این آیات به آن اشاره شده است.

هدف از برخی از اعمال این است که انسان اطاعت خویش را به تمام وکمال بروز و ظهور دهد افزون بر این که در هر یک از این اعمال اهداف عمومی و خاصی است که بسیاری از رازها و رمزهای آن هنوز بر ما پوشیده مانده است.

تاکید بر تجارت و کسب مال در هنگام سفر برای انجام دادن عمره، توجه به مسایل اجتماعی و اقتصادی است که ازاین طریق به دست می آید؛ زیرا تجارت پایه های امنیت و آرامش و آسایش جوامع را تقویت می کند و جامعه را در وضعیت بهتر و برتر از گذشته قرار می دهد و فرآیند رشد و شکوفایی و بالندگی جمعی را فراهم می آورد. از این روست که در آیه ۲ سوره مائده از تجارت و بازرگانی در موسم حج و عمره سخن به میان آمده است. البته این ابتغای فضل از پروردگار به اشکال دیگر نیز شدنی است که یکی از آن ها بازرگانی و تجارت است(التبیان ، شیخ طوسی ، ج ۳ ، ص ۴۲۱)

به هر حال عمره به معنای دیدار و زیارتی خاص و ویژه است که نمی بایست با مسایل جزیی و پیش پا افتاده درگیر شود و از اهمیت و ارزش والای خویش سقوط کند و به عنوان گردشگری و سیاحت جای خود را در میان مردمان باز کند. باشد با بهره گیری از آموزه های قرآنی و روایی معتبر، در مسیر عمره گزار واقعی قرار گیریم واز این فرصت های استنثایی بهره مند شویم، فرصت هایی که ره صد ساله را در یک شب برای آدمی فراهم می آورد.