با دوزخیان در سیاحت غرب

samamosبهشت ، اشراق هستی است و دوزخ غروب جانکاه هست های انسانی است. آدمی در مسیر بازگشت به سوی خداوند گاه سوار بر انوار الهی می شود که درون و بیرونش را روشن می سازد و اوج می گیرد و در تقرب متاله شدن و خدایی گشتن ، با اسمای حسنای الهی یکتا و یگانه می شود و لقایی عاشقانه و عارفانه و فنایی بقا گونه را شاهد می شود؛ و یا آن که خود را در سیاه جهالت می افکند و در غروب اشراق همه هستی ها و هست ها ، به دوزخ در می آید و با جلال الهی دیدار و ملاقات می کند.

آن چه در این مطلب آمده ، گزارشی از دوزخ در تحلیل و تبیین قرآنی است. نویسنده با مراجعه به آموزه های قرآنی خواسته است تا نمایی از آن چه در سیر هبوطی و سقوطی انسان برای وی اتفاق می افتد به دست دهد. هر چند که به فرموده قرآن ، ادراک آن بسی دشوارتر از آن است که در این نوشتار آید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

دوزخ، سرانجام شوم

تصویری که قرآن از دوزخ به دست می دهد چنان دهشتناک است که گاه شنیدن آن قلب های سالم و پاک را می فشارد و جان را از کالبدها بیرون می راند، چه رسد که کسانی آن را به اطمینان و شهود حسی تجربه کنند و یا گوشه هایی از آن را ببیند. دوزخ با همه تاریکی و تیرگی آن، جلوه ای جلوه های اسمای جلالی الهی است که تحمل آن را هیچ موجود عاقل و خردمندی نکند. از این روست که بسیاری از موجودات هستی هنگام عرضه ولایت الهی به ایشان ، عطایش را به لقایش بخشیدند.

انسان با پذیرش ولایت الهی به سبب دو خصلت و خصیصه ظلوم و جهول بودن، در مسیری گام برداشت که وی را تا اوج بی پایان لقا و فنای الهی در مقام قاب قوسین او ادنی(نجم آیه ۹) می برد و یا در جاده سقوط تا دوزخ فراق فرو می کشد.

دوزخ فراق الهی ، نه تنها تن سوز بلکه جان سوز است و سوزش و آتش از خصایص و اوصاف اصلی آن است. از این روست که به مکانی که کافران ، دشمنان خداوند و ظالمان از انسان و جنیان بدان جا برده می شوند تا شکنجه و عذاب های سخت و بی پایان ببینند، به عنوان دوزخ و جهنم از آن یاد شده است؛ زیرا جهنم اسم برای آتش افروخته شده خداوند است(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۲۰۹) که خداوند با آن مستحقان عذاب را کیفر می دهد.(لسان العرب، ابن منظور، ج ۲ ، ص ۴۰۴)

از این نام و نام های دیگر چون جحیم وسقر بر می آید که آتش و سوزش جزو جدانشدنی این مکان است. این گونه است که خداوند از آتش مستمر و بی پایان دوزخ در آیاتی چون ۲۶ تا ۲۸ سوره مدثر و ۲۸ تا ۳۱ سوره مرسلات سخن به میان می آورد. به این معنا که دود و سایه های آتش دوزخ بر خلاف دنیا هیچ مانعی از استمرار آتش آن نمی شود و هر چه بیش تر می سوزد ، روشن تر و سوزان تر می شود. البته حرارت آن دارای نوسان و شدت و ضعف می باشد(اسراء ایات ۹۷) که خود عاملی برای سخت شدن وضعیت برای دوزخیان می باشد؛ زیرا هر از گاهی چنان شدت می گیرد که دیگر جان ها به لب می رسد و مرگ را تجربه می کند و دوباره جان می گیرد و این مرگ و زندگی هماره ادامه می یابد. بنابراین دوزخ با مرگ ها و زنده شدن های بسیاری همراه است. خداوند در آیه ۱۲ سوره تکویر ، حرارت دوزخ را قابل افزایش معرفی می کند که تحت تاثیر وسیله ای بر افروزنده شعله هایش شدیدتر و سخت تر می شود. از این روست که سعرت را با فعل مجهول آورده تا این معنا را مورد تاکید قرار دهد که برافروختگی دوزخ ذاتی آن نیست بلکه به عوامل بیرونی است که آتش ان فروزنده تر می شود. از آیه ۶ سوره همزه این معنا را می توان استنباط کرد که منشای افروخته تر شدن آتش دوزخ همانند اصل پیدایش آتش آن، وابسته به خواست و اراده الهی است.

آتشی که در دوزخ است به گونه ای است که با همه انبوهی و بزرگی اش (اعلی آیه ۱۲ ) همانند پرده ای همه جسم و جان آدمی را احاطه می کند(کهف آیه ۲۹ و زمر آیه ۱۶ و مرسلات آیات ۳۰ تا ۳۳) خروش و صدای مهیب آن (فرقان آیات ۱۱ و ۱۲ و ملک آیات ۶ تا ۸) دارای شراره های بسیار بزرگی است که همانند درهای قصر به ارتفاع چند متری بلند می شود(همان ) و از زرد رنگی همانند شتران زرد رنگ می باشد(همان).

چنان که گفته شد آتش دوزخ هم تن سوز است و هم جان سوز می باشد به گونه ای که درون و جان آدمی را نیز می سوزاند (همزه آیات ۶ و ۷) در حالی که آتش دنیوی تنها تن سوز می باشد و موجبات مرگ وی می شود. ویژگی خاص اتش دوزخ این امکان را فراهم می آورد که شخص هم چنان که زنده است از تن و جان می سوزد و عذاب می کشد. این آتش مایه ذلت و خواری شخص می شود(آل عمران ایه ۱۹۲ و توبه آیه ۶۳) در حالی که آتش دنیوی از چنین خصوصیتی برخوردار نمی باشد که موجب ذلت و خواری شخص شود.

سوزندگی آتش دوزخ بسیار فراتر و شدیدتر از هر آتشی است که در جهان مادی و این دنیا وجود دارد(توبه آیه ۸۱ و مومنون آیه ۱۰۴ و معارج آیات ۱۵ و ۱۶ و آیات دیگر) از این روست که توان فرسا و دور از طاقت انسانی است و شخص دوزخی نمی تواند آن را تحمل کند(بقره آیه ۱۷۵ و فرقان آیات ۱۱ تا ۱۴)

این اتش چنان بر جان و قلب و تن احاطه می کند و فراگیر می باشد(کهف آیه ۲۹ و زمر آیه ۱۶ و همزه آیات ۱ تا ۹) که فوق تصور و ادراک آدمی است(مدثر آیات ۲۶ تا ۲۸ و قارعه آیات ۹ تا ۱۱).

آتش های دوزخی دارای زبانه های بسیار بلند و دارای شکلی همانند ستون های بلند و کشیده تالارها و کاخ ها می باشد(همزه آیه ۴ تا ۹)

البته ناگفته نماند که دوزخ تنها آتشگاه نیست بلکه خصوصیت غالب آن وجود آتش های چنین سوزان و دردناک می باشد، وگرنه با توجه به آیات قرآنی این معنا به دست می آید که دوزخ ، مکانی است که همه انواع و اقسام عذاب و رنج و درد در آن فراهم آمده است. از این روست که از آب های داغ و جوشان (انعام آیه ۷۰ و یونس آیه ۴ و آیات بسیار دیگر) و یا آب های سوزانی که چون مس گداخته است(کهف آیه ۲۹) و نوشیدن آن اندرون دوزخیان را متلاشی می کند(محمد آیه ۱۵) و صورت ها و چهره هایشان را بریان می کند(کهف آیه ۲۹) و مایه تشنگی بیش تر دوزخیان می شود(واقعه آیات ۵۱ تا ۵۴) سخن به میان آمده است.

در کنار این آب های جوشان و داغ، آب های چرکین و جراحت هاست که به عنوان نوشیدنی دوزخیان معرفی شده است(ابراهیم آیه ۱۶ و حاقه آیات ۳۴ تا ۳۶) این نوشیدنی از پوست و جراحت خود دوزخیان جاری می شود و آنان آن را می نوشند(ص آیات ۵۶ و ۵۷ و حاقه آیات ۳۱ تا ۳۵) .

از آیه ۱۶ سوره ابراهیم این معنا با کمک روایت تفسیری استنباط می شود که چرک و خون جاری از زنان زناکار از دیگر نوشیدنی های دوزخیان است(مجمع البیان ، ج ۵ و ۶ ، ص ۴۷۴) .

از دیگر نوشیدنی های دوزخیان می توان به گنداب های بسیار سرد در کنار لجن های بسیار داغ و جوشان اشاره کرد که دوزخیان را به عذاب و هلاکت می افکند. ابن منظور غساق در آیه ۵۴ سوره ص را چیز متعفن و بسیار سرد معنا کرده است که همانند آب جوشان و داغ عمل می کند.(لسان العرب ، ابن منظور، ج ۱۰، ص ۷۰)

شگفت این که دوزخیان که از گوشت و چرک و خون و آب های بسیار داغ و سرد تغذیه می کنند دارای اشتهای سیری ناپذیری می باشند و هرگز سیر نمی شوند.(ق آیه ۳۰) این بدان معناست که وجودشان چنان به این غذاها نیازمند می شود که همانند خوردن از آب شور دریاست که تشنگی را می افزاید و آدمی را سیر نمی سازد.

چنین است که خداوند دوزخ را جایگاهی بس شوم و بد برای انسان ها و دوزخیان دانسته (بقره آیه ۱۲۶ و ۲۰۶ و آیات بسیار دیگر) و نسبت به چنین عاقبت شومی هشدار داده است.

دوزخ با آن صداهای ناخوشایند و همشیگی اش نمی گذارد تا گوش ها آرام گیرد و دل ها به آرامش برسد. هر دم صدای مهیب از آن بر می خیزد و تن و جان را می لرزاند و هوش و حواس را می رباید. از آن جایی که دارای درک و هوشیاری همانند نوع ادراک و فهم آدمی است (فرقان آیه ۱۱ و ۱۲ و ق آیه ۳۰ و معارج آیه ۱۵ و ۱۷) نمی گذارد تا دوزخیان دمی در وی آرام گیرند. دوزخ با دوزخیان سخن می گوید و از خداوند نیز می خواهد تا هر چه فزون تر دوزخیان را به اندرون وی افکند و از این لحاظ دارای اشتهای سیری ناپذیر است.(ق آیه ۳۰)

بادهای سمی و سوزان دوزخ (طور آیات ۱۷ و ۲۶ و ۲۷ و واقعه آیات ۴۱ و۴۲) همانند گازهای شیمیایی عمل می کند که هم جان سوز است و هم بدبو می باشد و آدمی را به رنج و هلاکت می افکند. این بادها و گازهای شیمیایی و مسموم واقعا بلای جان دوزخیان است که اهل تقوا از آن در امان می باشند.(طور آیات ۱۷ و۲۷)

جاودانان در دوزخ

قرآن بر این نکته تاکید می کند که دوزخیان در چند طبقه از طبقات دوزخ که هفت می باشد به سر می برند (اعراف آیه ۴۱ و حجر آیه ۴۴ و زمر آیه ۱۶ )در آیات قرآنی بیان شده که درکات دوزخ و هر طبقه ای از آن ممکن است دارای وی‍ژگی ها و خصوصیات خاص خود باشد که دیگر طبقات از آن خالی می باشند. چنان که دوزخیان نیز در چند دسته و گروه می باشند که برخی از آنان در مقام درک اسفل و در پایین ترین درجات آن ساکن می باشند (نساء ایه ۱۴۵ و صافات آیات ۶۲ تا ۶۸) و جاودانه در آن بسر خواهند برد و برخی دیگر حتی ممکن است پس از دوره ای عذاب از آن خارج شده و به طبقات پایین بهشت وارد شوند.

اما کسانی که دوزخیان جاودان نام گرفته اند کسانی هستند که خداوند نسبت به آنان خشم گرفته است و هرگز اجازه خروج از دوزخ را نمی دهد. از این افراد می توان به کسانی اشاره کرد که پس از اسلام مرتد شده و در حال کفر از دنیا رفته اند(بقره آیه ۲۱۷)

کسانی که اهل استکبار باشند و نسبت به ایات خداوند کفر ورزند(اعراف ایه ۳۶) و یا به استهزای آیات الهی اقدام کنند(جاثیه آیات ۳۴ و۳۵) و مومنان را تمسخر و استهزا کنند(مومنون آیات ۱۰۳ تا ۱۱۰) و هم چنین کسانی که بر رباخواری اصرار ورزند(بقره آیه ۲۷۵) و راه اضلال و گمراهی از حق را در پیش گیرند(انعام آیه ۱۲۸) و معاد و رستاخیز را منکر شوند(رعد آیه ۵) و به جای ولایت حق و اولیای آن ، ولایت کافران (مجادله آیه ۱۴ و ۱۷) یا طاغوت را (بقره ایه ۲۵۷) بپذیرند از جمله کسانی هستند که جاودانه در دوزخ خواهند ماند.

خداوند در آیات قرآنی سی گروه از افراد را به عنوان کسانی معرفی می کند که به سبب باورها و یا رفتارهایشان مغضوب الهی شده و گرفتار دوزخ جاودان می شوند. از جمله این افراد می توان به منافقان (توبه آیه ۶۸) گناه پیشگان (بقره آیه ۸۱) اولیای شیطان و طاغوت(بقره ایه ۲۵۷) متکبران (نحل آیه ۲۹) مکذبان (اعراف آیه ۳۶) فاسقان (سجده آیه ۲۰) قاتلان مومنان (نساء آیه ۹۳) کافران (بقره آیه ۳۹) متجاوزان به حدود الهی (نساء آیه ۱۴) خودکشی کنندگان (نساء‌ آیات ۲۹ و ۳۰) دشمنان خدا و رسول (توبه ایه ۶۳) جنیان اغواگر و پیروان آنان (انعام آیه ۱۲۸) و مانند آن اشاره کرد.

مصونیت از دوزخ

برای این که از چنین دوزخ و احوال آن در امان مانیم خداوند عواملی را به عنوان مصونیت از دوزخ بر شمرده است که در این جا به آن ها به طور گذرا اشاره می شود.

از جمله مهم ترین عوامل مصونیت یابی از دوزخ و عذاب های کوتاه و بلند و جاودانه آن، ایمان به خداوند و رسالت پیامبر (ص) و کتاب وحیانی قرآن است(بقره آیات ۲۳ و ۲۴) تزکیه و پاک بودن (اعلی آیات ۱۲ و۱۴) تقوا( لیل آیات ۱۴ و۱۷) اطاعت از خدا و رسول (آل عمران ایه ۱۳۱ و ۱۳۲) دعا و نیایش (طور آیات ۲۷ و ۲۸) ذکر خداوند ( اعلی آیات ۱۲ و ۱۴ و۱۵) داشتن صفات پسندیده (انبیا‌ آیات ۹۸ و ۱۰۱) و عمل صالح (فاطر آیه ۳۷) و نماز و اقامه آن (اعلی آیات ۱۲ و۱۴ و ۱۵) از مهم ترین علل و عواملی است که خداوند در این آیات به عنوان عامل مصونیت یابی از دوزخ یاد کرده است.

در برابر داشتن آرزوهای پوچ و سرگرم شدن به آن ها(نساء آیه ۱۱۹ و ۱۲۱) و اتکا به ستمگران (هود آیه ۱۱۳) و احساس بی نیازی از خدا(لیل آیات ۸ و ۱۴) و اختلاف و نزاع (آل عمران آیه ۱۰۳) و تفرقه افکنی و اختلاف سازی میان صفوف جامعه ایمانی (توبه آیات ۱۰۷ و ۱۰۹) و ادعای الوهیت (انبیا آیه ۲۹) ارتداد از اسلام (بقره آیه ۲۱۷) و استکبار در برابر حق (اعراف آیه ۳۶) انکار معاد(صافات آیات ۱۲ تا ۲۳) و اسراف (غافر آیه ۴۳) و اطاعت از طاغوت هود آیه ۹۷ و ۹۸) بخل (ق ایات ۲۴ و ۲۵) و ترک انفاق و صدقه و یا انفاق در راه باطل (انفال آیات ۳۶ و ۳۷) و مانند آن ها از عوامل ورود به دوزخ و شکنجه ها و عذاب های آن است.

اگر کسی بخواهد از دوزخ در امان ماند می بایست از راه نوری که قرآن در درون و بیرون آدمی افروخته است استفاده و پیروی کند و به جای سقوط و هبوط راه صعود را در پیش گیرد که مهم ترین آن ها ایمان واقعی و اخلاص و عمل صالح و ولایت اولیای الهی می باشد. باشد در این مسیر تقربی و خدایی شدن گام برداریم و از دوزخ و عذابهای آن در امان مانیم.