باورمندی به ‌آخرت و آثار آن

آخرت به عنوان جهانی دیگر در برابر جهان دنیا، که شامل جهان برزخ و قیامت می‌شود، در حوزه هستی شناختی اسلامی قرآنی از جایگاه و نقش کلیدی برخوردار است:
زیرا اگر حتی ایمان به توحید پذیرفته شود و باور به خالق بودن خداوند در انسان وجود داشته باشد نمی‌تواند به اندازه باور به آخرت نقش داشته باشد.
 در نوشتار حاضر نقش ایمان به آخرت در زندگی بشر مورد بررسی قرار گرفته و از طرف دیگر عواقب بی‌ایمانی و کفر به آخرت بیان شده است.
***
آثار آخرت‌طلبی
خداوند در آیه ۷۷ سوره قصص از جمله آثاری که برای پذیرش اندیشه آخرت در زندگی دنیوی انسان بیان می‌کند، تقویت روحیه احسان و نیکوکاری است؛ زیرا اندیشه آخرت به معنای آن است که هر عملی همان‌گونه که آثاری از خود در دنیا به جای می‌گذارد، آثار قوی‌تر و روشن‌تر در آخرت به جا خواهد گذاشت. از این رو برای ایجاد ذخیره آخرت و بهره‌مندی نعمت‌های آخرتی می‌کوشد تا به هر شکلی شده رضایت پروردگار خویش را به دست آورده و عنایت و توجه خداوندی را به سوی خود جلب و جذب کند او به احسان و نیکوکاری به عنوان یکی از ابزارهای جلب رضایت الهی توجه می‌کند.
کمک به دیگران و خدمت خلق خدا، بویژه مومنان از آن رو انجام می‌شود که شخص خشنودی خداوند را در آن می‌بیند.
شخص پیش از آنکه آثار نیکوکاری خویش را در آخرت ببیند، آثار و کارکردهای آن را در دنیا نیز می‌بیند، زیرا نیکوکار چون تنها در اندیشه جلب خشنودی خداوند است و بی‌هیچ منتی به نیکوکاری اقدام می‌کند، نیکی شونده احساس سبکی و پستی نمی‌کند و احسان شخص را امری پسندیده می‌یابد. اینگونه احساس موجب می‌شود تا شخص حتی اگر از اهل ایمان نباشد نسبت به نیکوکار احساس نزدیکی و قرابت نماید و به سوی اخلاق نیک وی کشیده شود و مهر و محبت نیکوکار در دلش جای بگیرد. در بحث‌هایی که درباره کارکرد و نقش احسان و نیکوکاری درجامعه نگاشته شده به این کارکرد مهم توجه داده شده است که احسان موجب می‌شود تا انسجام و وحدت اجتماعی تقویت شود و روابط انسانس در جامعه رنگ و روی دیگری یابد و براساس همدلی و مهرورزی سامان پیدا کند.
از سوی دیگر، احسان و نیکوکار با توجه به جلب و جذب محبت و رضایت خداوند موجب شود که خداوند در نقش پروردگاری و رحیمیت خاص ظهور و بروز کند و شخص از فضل و رحمت خاص او بهره‌مند شود و در مسیر کمالی و تقربی گام بلندتر و سازنده‌تری بردارد. در حقیقت آخرت‌طلبی موجب می‌شود تا شخص رفتارها و کردارهایی را در پیش گیرد که رضایت خداوندی را در پی داشته باشد و هر چه رضایت خداوند بیشتر جلب و جذب شود، از توجه و نظر خاص خداوند بهره‌مندتر می‌شود که به شکل فضل و رحمت خاص خود را نشان می‌دهد و شخص افزون بر توجه به نعمت‌های عمومی از نعمت‌ها و اهتمام خاص خداوند نیز برخوردار می‌شود. (آل عمران آیه ۱۵۲)
خداوند در آیه ۱۹ سوره اسراء آخرت طلبی مردم را عاملی برای تلاش‌ها و کوشش‌های بیشتر ایشان در راستای وظایف و تکالیف الهی می‌شمارد که نتیجه آن تکریم یافتن شخص از سوی خداوند می‌شود. به این معنا که خداوند نسبت به شخص توجه خاص کرده و او را تکریم می‌کند و تکریم خداوند به اشکال مختلف در زندگی بشر بروز و ظهور می‌کند که از جمله آنها، گرامی شدن در چشم مردمان است.
انسان با آخرت‌طلبی به توانایی ذاتی خویش کمک می‌کند و ظرفیت‌های نهفته در خویش را بروز و ظهور می‌دهد که از جمله قدرت دریافت و شهود و مکاشفه عوالم ملکوت و باطن است. خداوند در آیات ۴۵ و۴۶ سوره ص، آخرت‌طلبی را موجب قدرت و بصیرت انسان می‌شمارد. انسان با اندیشه آخرت نه تنها نسبت به عوامل مادی بیرونی، خود را برتر می‌یابد بلکه با استمداد و توکل به خداوند از نیروهایی واقعی برخوردار می‌شود که فراتر از اندیشه‌های مادی است و این‌گونه است که قدرت و عزت در انسان مومن که مادیگرایان را به شگفتی وا می‌دارد. بسیار دیده شده است که آخرت‌گرایان چگونه به سادگی و آسانی که در مقابل قدرت‌های مادی دیوی می‌ایستند و رفتاری از روی عزت و کرامت از خود نشان می‌دهند که دارندگان قدرت در برابر این واکنش های مومنان شگفت‌زده می‌شوند.
بصیرت و مکاشفه و شهود نسبت به جهان پیچیده از دیگر آثار آخرت‌طلبی است که در آیه ۴۵ و ۴۶ سوره ص به آن اشاره شده است.
تسلیم شدن در برابر خداوند و فرمان‌های پیامبر(ص) (نساء آیه ۵۹) انفاق و بخشش‌های مالی (توبه آیه ۹۹) راستگویی (بقره آیه ۱۷۷) عمل به قوانین و تکالیف عقلانی و شرعی (بقره آیه ۲۲۸ و ۲۳۲ و نور آیه ۲ و طلاق آیه ۲) پذیرش پند و اندرز دیگران (بقره آیه ۲۳۲ مراقبت در نماز و اعمال عبادی دیگر (انعام آیه ۹۲) از جمله آثار آخرت طلبی و پذیرش باور به آخرت در زندگی دنیوی است که همه این‌ها برای دست‌یابی به مقام رضای پروردگار عالم انجام می‌شود (مجادله آیه ۲۲) تا در نتیجه رستاگر شده (مجادله آیه ۲۲) و از رحمت خاص و عام الهی در آخرت بهره‌مند شود (همان)
اینها نمونه‌هایی از آثار آخرت‌طلبی است که در زندگی و رفتارهای انسانی بروز و ظهور می‌کند. کسی که به آخرت باور دارد رفتارهای خویش را به شکل هنجاری بازسازی می‌کند و اگر آخرت را باور نداشته باشد از همه قدرت و توانمندی خویش برای دستیابی به منافع زودگذر بهره می‌گیرد و این‌گونه است که رفتارهای آخرت‌طلب و دنیاطلب به شکل واضح متفاوت است.
آثار کفر به آخرت
اگر رفتارهای باورمندان به آخرت موجب می‌شود که آنان در جست‌وجوی کارهای نیک و پسندیده و هنجاری باشند، می‌توان دریافت که کفر به آخرت به معنا و مفهوم دنیاطلبی است؛ زیرا چون شخص باوری به آخرت ندارد می‌کوشد تا همه چیزهایی را که به نظرش مطلوب و محبوب است به دست آورد و چون پاداش و کیفری جز قوانین بازدارنده عقلایی نمی‌یابد که به نظر وی مزاحم زندگی است می‌کوشد تا آن را دور زده و تا می‌تواند با زیر پا گذاشتن قوانین به مقاصد دنیوی خویش دست یابد. از این رو هنجارشکنی و قانون‌گریزی به عنوان خصلت انسان‌های کافر به آخرت بروز می‌کند.
همان اندازه که آخرت‌طلبی موجب می‌شود تا نسبت به دنیا و بهره‌های دنیوی بی‌توجه باشد و برای آن ارزش و اعتبار بسیاری قائل نشود (نساء آیه ۷۷) و دنیا را به عنوان لهو و لعب و زندگی دنیوی را امری گذرا و ناپایدار (عنکبوت آیه ۶۴) به شمارد همان اندازه کفر به آخرت می‌تواند انسان را به لذت‌های دنیوی بکشاند و همه هم و غم بشر را لذت‌های دنیوی و دستیابی به آن قرار دهد.
خداوند در آیات ۸۶ سوره بقره و ۶۷ سوره انفال و ۲۰ و ۲۱ سوره قیامت دلبستگی شدید به دنیا را در آخرت گریزان معرفی می‌کند و آن را به عنوان مانعی در برابر پذیرش آخرت می‌شمارد.
در آیه۳۸ سوره توبه خداوند به فریفته شدن مردمان به بهره‌های دنیوی در برابر وعده‌های دور دست آخرتی اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد که اندیشه اینکه «غوره نقد به از حلوای نسیه» و اینکه «چه کسی دیده و چه کسی باز آمده؟» را عامل مهم دنیارگرایی افراد می‌داند.
این‌گونه است که آثار دنیاگرایی به شکل آخرت‌فروش (بقره آیه ۸۶ و ۱۰۲) از امور عادی و رفتارهای پسندیده برای گروهی می‌شود. آنان برای اینکه به دنیای خویش برسند آخرت را وسیله قرار می‌دهند و این‌گونه است که تزویر در میان برخی از اهل به ظاهر ایمان بروز و ظهور می‌کند که داستان برخی از یهودیان بنی‌اسرائیل که در این آیات بیان و گزارش شده است تنها به عنوان نمونه ذکر است.
البته ناگفته نماند که قرآن هرچند که مردمان را به آخرت تشویق می‌کند (بقره آیات ۲۰۰ و ۲۰۲ و اعراف آیه ۱۶۹ و انفال آیه ۶۷) و حقیقت آخرت نسبت به دنیا را بسیار برتر از دنیا می‌شمارد (ضحی آیه ۴ و آل‌عمران آیه ۱۴۸ و نساء آیه ۷۴ و انفال آیه ۶۷) و در آیه ۳۲ سوره انعام و آیه ۶۴ عنکبوت و آیه ۲۰ سوره حدید حقیقت ماهیت دنیا را نسبت به اصالت آخرت همانند لهو و لعب می‌شمارد، ولی در عین حال بر این نکته تاکید می‌کند که دنیا مزرعه آخرت است و آدمی در دنیاست که می‌تواند خود را به کمال برساند و از نعمت‌های آخرتی بهره‌مند گرداند. (قصص آیه ۷۷ و اسراء آیه ۷۲) و بر این اساس از مردمان می‌خواهد که میان دنیا و آخرت به گونه‌ای جمع کنند که از نعمت‌های دنیوی برای دستیابی به نعمت‌های آخرتی بهره برند. (بقره آیات ۲۰۰ و ۲۰۲ و نساء آیه ۱۳۴ و یوسف آیه ۱۰۱ و نحل آیه ۳۰ و ۳۱)
با همه اینها توضیح می‌دهد که هرگونه کفری چه در زبان و چه عمل (مانند فاسقان و منافقان) موجب می‌شود که چگونه شخص نه از دنیا بهره‌مند شود و نه از آخرت سودی برد. این در حالی است که آثار سوءاندیشه کفر در رفتارهای دنیوی کافران و فاسقان و منافقان بروز و ظهور می‌کند و آنانی که باوری به آخرت ندارند در دنیا انسان‌های سرگشته و در آخرت زیانکارترین مردمان می‌باشند. (نمل آیات ۴ و ۵)
در حقیقت کفر به آخرت موجب می‌شود تا انسان دچار بیهودگی شود و زندگی را امری پوچ و بی‌معنا بشمارد و این‌گونه است که کسانی از کافران که به آخرت ایمان ندارند در نهایت با خودکشی به زندگی نکبت‌بار خویش پایان می‌دهند و یا در عبارتی بر گور خویش می‌نویسند که «من فرزندی نداشتم زیرا نمی‌خواستم جنایتی مرتکب شوم»، زیرا کسی که جهان مادی را تحلیل می‌کند در نهایت به پوچی می‌رسد؛ چون جهان مادی بی‌آخرت مانند کتابی بی‌سر و ته است که هیچ هدف آغازی و نهایی ندارد و تنها پوچ و بی‌معناست.
سرگشتگی اهل دنیا در دنیا امری طبیعی است که آیات پیش گفته بدان اشاره دارد. لذا خداوند در آیاتی که پیش از این گفته شد، ایمان به آخرت را عاملی مهم در هدفمندی زندگی انسان می‌شمارد و مردمان را به آن دعوت می‌کند تا در زندگی دنیوی نیز رفتاری هدفمند در پیش گیرند و از سرگشتگی و بیهودگی و پوچی رهایی یابند.
کفر به آخرت موجب می‌شود تا انسان رفتارهای انحرافی را در پیش گیرد. افراد سست ایمان و کافر در زندگی خویش کژروی را اصل می‌شمارند و به عنوان هنجارشکنان عمل می‌کنند.
آیات ۴۴ و ۴۵ سوره اعراف و نیز ۱۸ و ۱۹ سوره هود به خوبی نشان می‌دهد که ستمگری و ظلم، برخاسته از اندیشه کفر به آخرت است.
اعمال ناپسند و ایجاد صفات و خلق و خوی زشت (نحل آیه ۶۰) نفرت از خدا و ذکر خدا (زمر آیه ۴۵) هدایت‌ناپذیری و مخالف با حق (نحل آیه ۱۰۷) و اهل حق و دعوت‌کنندگان به آن (مؤمنون آیه ۳۳) و سد راه مومنان و کارهای خوب ایشان شدن (اعراف آیه ۴۵ و هود آیه ۱۹) از جمله آثاری است که خداوند برای اهل کفر به آخرت می‌شمارد.
رفتارهای اجتماعی سست‌ایمان‌ها نسبت به آخرت به خوبی بیانگر آن است که آنان انسان‌های نامتعادل از نظر شخصیتی و نیز رفتار هستند. اگر کسی بخواهد ایمان به آخرت کسی را بشناسد باید به رفتارهای شخص توجه کند زیرا هر بینش و نگرشی در رفتارهای اجتماعی و خلق و خوی وی ظاهر می‌شود.
کسانی که ایمان درستی به آخرت ندارند و سست‌ایمان هستند که در رفتارهای خویش آن را به اشکال مختلف پیش گفته
نشان می‌دهند؛ چنانکه مومنان نیز با خلق و خوی زیبا و پسندیده و رفتارهای نیک و احسان و نیکوکاری به خوبی باورهای خویش را بروز و ظهور می‌دهند.