بازی دنیا با دین مردم از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر قرآن، دنیا بهترین و نیکوترین نظام بر اساس ظرفیت های ماده دنیوی است؛ زیرا اگر ماده دنیوی قابلیت بیش تری داشت، خدای علیم، قدیر و معطی که جاهل و عاجز و بخیل نیست، بی گمان آن قابلیت را در نظر می گرفت؛ اما چون چنین ظرفیتی نبود، دنیا در قالب «خلق احسن» آفریده و خلق شده است؛ هر چند که در ذات خود کمبودها و نواقصی به سبب همان ظرفیت اندک ماده دنیوی دارد.

البته این بدان معنا نیست که دنیا بیرون از مشیت حکیمانه الهی باشد، بلکه خدا بر اساس همان مشیت حکیمانه و اهداف و فلسفه هایی که برای دنیا تعریف کرده، آن را خلق کرده است. پس دنیا به دور از هر گونه عناصری از «لعب و عبث و لهو»، دارای برترین نظام در ساحت ظرفیت مادی دنیوی است.

با این همه خدا در قرآن بیان می کند که دنیا بسیاری از مردم را بازی می دهد و دین و آخرت آنان تباه می شود؛ زیرا عناصری در زندگی دنیوی هم چون نسیان، غفلت، محبوب ها و زینت های دنیوی، هواهای نفسانی، وسوسه های شیطانی، و مانند آن ها موجب می شود تا انسان به دنیا سرگرم شده و از آخرت غافل شود و این گونه دین و آخرتش به بازی گرفته شود.

حقانیت و اهداف غایی خلقت به دور از لعب

واژه عربی لعب ضدّ «جِدّ» است. در فرهنگ عربی، لاعب به شخصى گفته مى‌شود که عمل بدون فایده ای را انجام دهد( لسان العرب، ج ۱۲، ص ۲۸۷، «لعب») ؛ زیرا آب لزج و اندکی که از دهان جاری می شود، لعاب گفته می شود. شکی نیست که لعاب تشنگی را برطرف نمی کند و تاثیری ندارد. در فرهنگ فارسی لعب را به معنای بازی گفته اند.

باید توجه داشت که میان بین «لَعِبْ» و «لَهْو» فرق است؛ زیرا لعب فعلى است که اجزاى آن منظّم، ولى داراى هدفى خیالى باشد، همانند بازیهاى کودکانه؛ ولى لهو، اشتغال و باز ایستادن از چیزى است که براى فرد مهم است.(المیزان، ج ۱۴، ص ۲۴۷) پس ممکن است که «لاهی» کار مفیدی را انجام دهد، ولی این اشتغال به این کار او را از کار مهمش باز می دارد و اهداف او را برآورده نمی سازد.

از نظر قرآن، انسان موجودی است که به علل و عوامل درونی و بیرونی گرفتار لعب شده و از ماموریت، مسئولیت و تکلیف الهی خویش باز می ماند؛ زیرا هدف از خلقت انسان، مواردی چون عبودیت و بندگی خدا(ذاریات، آیه ۵۶)، خلافت الهی(بقره، آیه ۳۰)، استعمار الارض و آبادانی زمین(هود، آیه ۶۱)، کسب تقوای الهی و مکارم اخلاقی(بقره، آیه ۲۱؛ حجرات، آیه ۱۳)، مظهریت در ربوبیت و الوهیت(بقره، آیه ۱۳۸؛ آل عمران، آیه ۷۹)، سعی برای لقاء الله (انشقاق، آیه ۶) و صیرورت و انقلاب الی الله در آخرت(زخرف، آیه ۱۴) است که اگر انسان بر اساس هدایت فطری – تکوینی(طه، آیه ۵۰) و هدایت تشریعی – وحیانی (بقره، آیه ۳۸) فلسفه و سبک زندگی خود را سامان ندهد، از هدف و حکمت و فلسفه خلقت خویش باز مانده و گرفتار هبوط و سقوط می شود و از درجه انسانیت به درجه انسان حیوان، انسان نبات و انسان جماد سقوط می کند.(اعراف، آیه ۱۷۹)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، دنیا به گونه ای برای انسان خودنمایی می کند که به یک معنا جز اسم «غرور» یعنی فریب را نمی توان بر آن گذاشت؛ یعنی همان طوری که شیطان «غرور» است و انسان را فریب می دهد(حدید، آیه ۱۴)، زندگی دنیوی نیز به گونه ای است که انسان را فریب می دهد. پس انسان می بایست بسیار مواظب باشد تا در دام فریب زندگی دنیوی گرفتار نشود و از اهداف و مسئولیت و تکلیف الهی خویش باز نماند.(آل عمران، آیه ۱۸۵؛ حدید، آیه ۲۰؛ لقمان، آیه ۳۳)

خدا در قرآن به این نکته توجه می دهد که حیات دنیوی به گونه ای ساماندهی شده که اگر انسان از حقیقت خویش غافل شود، امور دنیوی انسان را گرفتار انواع و اقسام لعب و لهو می کند؛ یعنی یا سرگرم امور بی فایده یا کم فایده می شود و از امور اصلی و اهداف اساسی باز می ماند؛ چنان که اکثریت مردم در دام فریب و غرور زندگی دنیوی گرفتار آمده و دنبال زینت های دروغین از مال و ثروت مادی، تفاخر اعتباری و مانند آنها می روند و از دست یابی به مقاماتی چون خدایی شدن و خلیفه شدن باز می مانند.(حدید، آیه ۲۰)

از نظر قرآن، عدم تعقل در امور زندگی(انعام، آیه ۳۲) و بی تقوایی(همان) انسان را گرفتار بازیچه دنیا می کند و انسان هم چون کودکان به اموری چون تکاثر در اموال و تفاخر سرگرم می شوند و از اهداف متعالی و غایی باز می مانند.(همان)

از آن جایی که خدا چیزی را «عبث» و بیهوده و بی حکمت نیافریده است(مومنون، آیه ۱۱۵)، انسان خردمند و عاقل می بایست با تفکر در هر آفریده ای دریابد که هدف و غایت از خلقت آن چیست تا در همان راستا از آن بهره برد؛ زیرا هیچ چیزی بیهوده و عبث آفریده نشده است و اگر انسان دقت کند در می یابد که هدف خلقت آن چیز چیست و به بهترین وجه و نیکوترین شیوه و روش از آن بهره گیرد تا هم آن چیز به کمال بایسته و شایسته خویش برسد و هم انسان از آن بهره مناسب و کمالی برد و این گونه خود را برای کمالی الهی دست یابد که خدا پس از رجعت انسان به سوی خودش در نظر گرفته است.(همان)

به سخن دیگر، همه چیز در دنیا بر اساس مشیت حکیمانه الهی مبتنی بر حقانیت مطلق و بیرون از هر گونه لعب و لهو آفریده شده (انبیاء، آیات ۱۶ و ۱۷؛ دخان، آیات ۳۸ و۳۹)، و دارای غایت یا غایاتی است که انسان باید آن را بشناسد و از آن بهره گیرد تا کمالی را در دنیا به دست آورد که در آخرت به سود انسان است. چنین فلسفه و سبک زندگی انسان را از هر گونه بازی و لعب و نیز لهو و اشتغال به امور بی اهمیت و غیر مهم باز می دارد و او را مشغول به امور اساسی و غایی و کمالی می کند که قلب از طریق عقل و نقل آن را کشف می کند.

همان طوری که خدا کاری لعب نمی کند و جزو «لاعبین» نیست، هم چنین پیامبران الهی نیز این گونه هستند(انبیاء، آیه ۵۵) و مومنان نیز می بایست این گونه باشند(ممحتنه، آیات ۴ و ۶) و هر کاری را بر اساس حکمت الهی و اهداف غایی آن چیز انجام دهند و خود را مشغول به دنیا و بازی آن نکنند.

باید یادآور شد که از نظر آموزه های وحیانی قرآن، دنیا به خودی خود، لعب نیست، چنان که زندگی دنیوی نیز به خودی خود لهو و لعب نیست؛ بلکه آن چه زندگی دنیوی را در مقام ارزش گذاری جزو لعب و لهو قرار می دهد، نسبت انسان با زندگی دنیوی است؛ به این معنا که اگر انسان زندگی دنیوی را برای آخرت بخواهد، از حالت لهو و لعب خارج می شود و هدفمند و حکیمانه می شود؛ اما اگر انسان زندگی دنیوی را برای زندگی دنیوی بخواهد نه اخروی چنین زندگی چون هدف غایی خود را از دست می دهد، زندگی لغو و لعب می شود.(حدید، آیه ۲۰)

بازی کودکانه انسان در دنیا با دین

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان اگر بر مدار و محور قلب سالم و سلیم می ماند، با تعقل و تفقه و تذکر و تدبر و بصیرت در می یافت که چه کاری مفید و سازنده، بلکه اهم و مهم است و چه کاری بیهوده و لغو و لعب؛ بلکه از نظر قرآن، قلب سالم به انسان این امکان را می بخشد تا نه تنها حق و باطل، خیر و شر و خوب و بد و زشت و زیبا را بشناسد بلکه گرایش های حقی نیز داشته و از باطل گریزش داشته باشد.

اما بسیاری از مردم طینت و جبلت خویش را تغییر داده و نفس خویش را دفن و دسیسه کرده(شمس، آیه ۷ تا ۱۰) بر قلب خویش زنگار زده (مطففین، آیه ۱۴) و آن را مختوم و مهمور کرده (بقره، آیه ۷) تا جایی که قدرت تشخیص و گرایشی خود را از دست می دهند و ناتوان از آن می شوند و اندیشه و انگیزه درستی و راستی ندارند.

این گونه افراد بیش تر از آن که برای اهداف غایی خلقت خویش و آفریده ها تلاش کنند، دین و زندگی دنیوی و اخروی خویش را به بازی گرفته و دین و آخرت بلکه دنیا خویش را تباه می کنند؛ زیرا در آخر کار چیزی ندارند و سعادت و آرامش و آسایشی را در دنیا به حقیقت تجربه نمی کنند.

از نظر قرآن، چنین افرادی به سبب هواهای نفسانی، وسوسه های شیطانی و بی تعقلی و نیز غفلت خویش دین و آخرت خود را تباه می کنند و دین و وحی را بازیچه می شمارند. از نظر قرآن، ممکن است این افراد به ظاهر مسلمان و مومن باشند، ولی دین برای آنان چیزی جز ابزار و بازیچه ای برای مقاصد پست دنیوی نیست.(انعام، آیه ۹۱؛ انبیاء، آیات ۱ و۲)

بسیاری از این افراد وقتی می خواهند وحی را بشنوند، آن را به تمسخر می گیرند، و به عنوان بازیچه با آن مواجه می شوند(همان) و حکمت و غایت وحی را نمی ببیند و در نمی یابند.(همان)

از نظر وحی قرآنی،  فریفتگان دنیا از منافقان و مشرکان و کافران، حرمت ها و ارزش های دینی را بازیچه خویش قرار می دهند و بر مصداق «کافر همه را به کیش خویش پندارد» پیامبران را نیز به بازیچه قرار دادن دین برای مقاصد دنیوی از جمله قدرت و ثروت و تفضل و برتری اجتماعی متهم می کنند.(انعام، آیه ۷۰؛ توبه، آیات ۶۴ و ۶۵؛ طور، آیات ۱۱ تا ۱۴)

کسانی که دین را بازیچه لهو و لعب خویش کرده اند(اعراف، آیه ۵۱) گرفتار فریب دنیا شده و نماز و وحی را بازیچه می دانند و بر اساس این قضاوت خویش نیز با دین و وحی رفتار می کنند.(مائده، آیات ۵۷ و ۵۸؛ مجمع‌البیان، ج ۳ – ۴، ص ۳۲۹؛ المیزان، ج ۶ ، ص ۲۸)

البته خدا این افراد را در دنیا و آخرت مجازات می کند؛ زیرا بازی با دین و بازیچه قرار دادن دین گناهی بزرگ و نابخشودنی است.

از نظر قرآن، افرادی که دین را بازیچه قرار می دهند و سرگرم بازی دنیا می شوند، از سوی خدا و پیامبر و مومنان با بی اعتنایی مواجه شده و مومنان می بایست از دوستی و ارتباط با آنان اجتناب کنند(انعام، آیه ۷۰) و در آخرت از بهشت محروم می شوند(اعراف ، آیات ۵۰ و ۵۱) و خدا آنان را در قیامت فراموش می کند و هیچ اعتنا و توجهی به آنان نمی شود.(همان)

از دیگر آثار لعب و سرگرم شدن به دنیا می توان به محرومیّت از مغفرت و رضوان الهى در آخرت(حدید، آیه ۲۰)، محکومیّت به عذاب سخت الهى(همان)، بی اعتنایی خدا و پیامبر به آنان است.(انعام، آیه ۹۱)