بازنشستگان و تکافل اجتماعی

samamosانسان دوره های چندی را از سر می گذراند که از کودکی آغاز و تا پیری و کهنسالی ادامه می یابد. دوره کودکی و پیری و کهنسالی دورانی است که می بایست تحت تکفل و رعایت دیگران زندگی کند؛ زیرا کهنسالی همانند کودکی ، دورانی است که آدمی توانایی انجام فعالیت های بسیاری را ندارد و حتی از نظر فکری و عقلی در چنان وضعیتی قرار می گیرد که قرآن از آن به جهالت پس از دانایی تعبیر می کند.

انسان ها تنها در دورانی به ویژه نوجوانی و میانسالگی است که توانایی بسیاری دارد و می تواند افزون بر تامین نیازهای خود، دستگیر دیگران شود و کودکان و کهنسالان را تحت پوشش خود قرار دهد. این دورانی است که می توان از آن به دوران تکلیف واقعی یاد کرد؛ زیرا از هر آن چه خداوند روزی اش می کند و به دست می آورد می بایست بخشی را به عنوان حقوق نیازمندان و درخواست کنندگان بپردازد. در این میان ، توجه و اهتمام به والدین و کهنسالان و حفظ احترام و حرمت ایشان مورد تاکید بسیار از سوی خداوند قرار گرفته است.

با نگاهی به وضعیت دو دوره کودکی و کهنسالی می بایست گفت که وضعیت کهنسالان در جامعه بحرانی تر از دیگران است؛ زیرا با آن که دوران پیری و کهنسالی دوران استراحت آدمی است ، زیرا قوای انسانی تحلیل رفته و توانایی انجام ساده ترین کارها و حل آسان ترین مسایل فکری و عقلی را ندارد؛ با این همه توقع و انتظارات دیگران نسبت به وی بیش از پیش است. بسیاری از مردم به ویژه کودکان از پیران و کهنسالان انتظاراتی دارند که اگر برآورد نشود موجب خشم کودکان و شرم کهنسالان می شود.

کودک و نوجوان از پدر بزرگ ها و مادربزرگ هایشان انتظاراتی دارند که می توان گفت در بسیاری از اوقات بیرون از توان مالی و بدنی آنان است. بدتر آن که این انتظارات گاه از سوی فرزندان نیز مطرح می شود، در حالی که والدین کهنسالان ناتوان از برآورد آن می باشند. این گونه است که کهنسالان و پیران به جای آن که در شرایطی قرار گیرند که به استراحت و عبادت بپردازند می بایست برای تامین انتظارات کودکان و حتی فرزندان خویش ، بوسه بر استراحت و عبادت زنند و به تلاش جانکاهی رو آورند.

وضعیت حقوقی بازنشستگان به گونه ای است که نمی توانند انتظارات خود و دیگران را برآورده سازند. در سنین پیری بسیاری از بیمارهای به جان آدمی می افتد و هزینه ها دارو و درمان را به شدت افزایش می دهد. در این دوره انتظارات فرزندان و بستگان بیش تر از پیش است و هر کسی انتظار دارد که والدین بازنشسته برخی از انتظارات را چون مهمانی و دعوت از خویشان را برآورده سازند در حالی هر یک از آن ها هزینه گزافی را تحمیل می کند که حقوق بازنشستگی کفاف آن را نمی دهد. این گونه است که بازنشستگان و کهنسالان به جای استراحت و عبادت ناچار می شوند به کارهایی دیگر دست زنند تا موقعیت خویش را حفظ کنند و با سیلی کارهای سخت و جانکاه صورت خویش را سرخ نگه دارند. برخی از بازنشستگان به رانندگی و مسافرکشی رو می آورند و برخی دیگر به نگهبانی از تاسیسات و یا ساختمان های در حال ساخت مشغول می شوند و یا به کارهای دیگری که موجبات دوری از همسر و استراحت را سبب می شود. مواردی که گفته شد بهترین وضعیتی است که می توان برای آنان ترسیم کرد، در حالی که در برخی از موارد نیز دیده شده است که بازنشستگان برای تامین هزینه ها و مخارج خود، به کارهای پست و دون شان و مقام خود دست می زنند و حتی برخی دست به گدایی به اشکال مختلف زده و به تکدی گری رو می آورند و با ارایه نسخه ها و داروها ، خواهان کمک مالی از سوی دیگران می شوند.

همان گونه که اسلام خواهان تقسیم ساعات روزانه خود به سه بخش استراحت ، عبادت و کار می شود هم چنین دوره های زندگی انسان نیز این گونه است که می بایست در بخشی تنها به استراحت و عبادت بپردازد و دلمشغولی دیگری به نام کار و هزینه و درآمد نداشته باشد.

این جاست که اسلام خواهان توجه خاص و ویژه به کهنسالان و بازنشستگان شده است. این توجه به دو شکل عام و خاص صورت می گیرد. به این معنا که گاه از همگان خواسته شده تا بخشی از درآمدهای خود را به دیگران از جمله نیازمندان و درخواست کنندگان بدهند و نسبت به والدین و کهنسالان احترام کرده و احسان وانفاق نمایند ؛ و گاه دیگر از مردمان و دولت اسلامی خواسته است تا نیازهای کهنسالان و بازنشستگان را تامین کرده و به عنوان تکافل اجتماعی وضعیت آن را بهبود بخشند.

مساله تکافل اجتماعی در اسلام از قرآن مورد توجه بوده است. خداوند در آیه ۲ سوره مائده می فرماید: وتعاونوا على البر والتقوى ولا تعاونوا على الإثم والعدوان" . این تعاون بر کارهای نیک چیزی جز تکافل اجتماعی و رعایت دیگران نیست که از جمله آنان بازنشستگان است. امیرمومنان علی (ع) بر اساس این فرمان الهی و نیز فرمان های دیگر نسبت به بازنشستگان و کهنسالان توجه خاصی داشته است.

زمانی‌ که‌ حضرت‌ علی‌ (ع‌) حاکم‌ جامعه‌ اسلامی‌ بودند، به‌ پیرمرد ناتوان و عاجزی‌ که‌ از مردم‌ گدایی‌ می‌کرد، برخوردند. حضرت‌ از اصحاب‌ خود درباره‌ آن‌ پیرمرد پرسیدند. در جواب‌ گفتند: این‌ شخص‌ نصرانی‌ است‌. حضرت‌ فرمودند: از او کار کشیدید تا زمانی‌ که‌ پیر شد، آن‌گاه‌ از کمک‌ به‌ او خودداری‌ می‌کنید؟ سپس‌ فرمودند: از بیت‌ المال‌ به‌ او روزی‌ بدهید (شیخ‌ حر عاملی‌ ،وسائل‌ الشیعه‌ ،ج‌ ۱۱،ص‌ ۴۹ ،باب‌ ۱۹،ج‌ ۱) .

در این داستان به خوبی بیان شده است که می بایست به گونه ای بازنشستگان تامین شوند که نیازی به کارهای دیگر نداشته باشند. اگر هر سازمان و نهادی که از شخصی در زمان جوانی و توانایی کار می کشد و از عمل او استفاده می کند، زمانی بازنشستگی اش را تامین کند ، جامعه دچار این مسایل و مشکلات نمی شود. در هر حال اگر سازمان ها یا افراد نخواهند حقوق بازنشستگان را در دوره پیری و کهنسالی تامین کنند می بایست دولت از بیت المال و درآمدهای عمومی برای تامین حقوق بازنشستگان بکوشد و به شکل ابرومندانه ای آن را بهبود بخشد.