ایمان و اطاعت از ولایت و آثار آن

samamosاز نظر آموزه های قرآنی، برای هر آن چه در حضرات و نشائات بالاست، مظاهری در مراتب پایین تر است. بر این پایه، ایمان به خدا و اطاعت از وی نیز در مرتبه ملک دارای مظاهری است؛ به گونه ای که عدم ایمان به این مظاهر و عدم اطاعت از آنها، به معنای نفی ایمان واطاعت است.

خداوند در آیات قرآن به اشکال گوناگون و تصریف آیات، این معنا را مورد تاکید قرار می دهد که ولایت کلیه الهی به تمام و کمال در ولایت محمدی(ص) و علوی(ع) ظهور و بروز می کند. نویسنده در این مطلب برآن است تا این معنا را بر اساس آموزه های قرآنی تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ارتباط ولایت با محبت و اطاعت

یکی از اصطلاحات کلیدی و پر بار در فرهنگ قرآنی، اصطلاح ولایت است. ولایت در معانی چند به کار رفته است که از جمله آن ها تقرب، محبت و سرپرستی است. به نظر می رسد که معنای اصلی و موضوع له این واژه نوعی قرب و نزدیکی همراه با نگاهی به مفاهیمی چون در کنار و پشت سر هم قرار گرفتن است. چنین ارتباط نزدیک و همراهی بیانگر این معناست که میان دو چیز، نوعی ارتباط بسیار نزدیک و ملازمه است. واژه ولایت بیانگر تعامل دو سویه است؛ زیرا ولایت همواره میان دو کس تحقق می یابد و معادله دوسویه است.

در کاربردهای عربی از این ارتباط نزدیک دو سویه میان دو کس یا دو چیز استفاده شده و واژه ولایت با افزایش دایره معنایی و گستره آن، در معانی دیگری چون بیان محبت و سرپرستی به کار رفته است. این بدان معناست که هرگاه ولایت در معنایی چون سرپرستی به کار می رود، این معنا نیز مقصود است که این سرپرستی همراه با نزدیکی معنوی و محبت است.

ولایت به معنای سرپرستی در ولایت والدین، ولایت مومنان، ولایت اولیای امور و حاکمان شرع، ولایت امامان(ع)، ولایت پیامبر(ص) و ولایت الهی به کار رفته است. در همه این موارد می توان نشانه هایی از تقرب و محبت را یافت؛ زیرا این ولایت ها همواره ناظر به گرایش محبت آمیز دو سویه می باشد. از این روست که در اصطلاحات سیاسی فرهنگ قرآن، قدرت رهبران معنا و مفهومی دیگر می یابد؛ زیرا این اعمال قدرت تنها خشونت و زور برهنه نیست؛ چنان حتی بیانگر قدرت مشروع و قانونی نمی باشد، بلکه فراتر از قدرت مشروع و اقتدار قانونی، بیانگر نوعی روابط عاطفی و احساسی میان دو سویه ولایت است. اهل ولایت چنان به یک دیگر نزدیک و قریب و ملازم هستند که آثار عاطفی و احساسی میان آنان پدیدار می شود. از این روست که ولایت سیاسی در اسلام نیز رنگ و بوی عاطفی پیدا می کند و میان دو سویه معادله ولایت، همواره محبت و عشق به یک دیگر است که حکومت می کند، نه قدرت برهنه زور و شمشیر.

از نظر آموزه های قرآنی، ولایت به معنای حکومت و حاکمیت و هم چنین به معنای ملکیت تنها از آن خداست؛ زیرا همه هستی آفریده الهی و ملک طلق خداوند است و اوست که بر همه هستی بی چون و چرایی ولایت دارد. همه هستی حتی مظهر اول و نخست خداوندی یعنی حقیقت محمدی(ص) نیز تحت ولایت مطلقه و کلیه الهی است.(اعراف، ایه ۱۹۶ و آیات دیگر)

مظهر ولایت کلیه و مطلقه الهی حضرت محمد(ص) است؛ از این روست که پس از خداوند تنها کسی که از ولایت کلیه و مطلقه برخوردار می باشد، آن حضرت می باشد؛ هر چند که در آیاتی چون آیه ۶ سوره احزاب و ۵۵ سوره مائده، ولایت کلیه ومطلقه پیامبر(ص) بر اهل ایمان بیان شده است، ولی این به معنای حصر ولایت آن مظهر ولایت مطلقه و کلیه الهی در این محدوده نیست، بلکه به معنای آن است که مومنان به این ولایت ایمان داشته و ملتزم به آثار ولایت یعنی ایمان و اطاعت هستند ولی دیگران ممکن است در مقام تشریع طغیان کنند، هر چند که در مقام تکوین هیچ موجودی از دایره ولایت ایشان بیرون نیست و نمی تواند طغیان کند.

ولایت رسول خدا(ص) ولایتی فراتر از ولایت انسان بر نفس خود است.(احزاب، آیه ۶) این بدان معناست که ملکیت رسول خدا(ص) همانند ملکیت خداوند است و در حقیقت بر خلاف تصور ظاهری که هر انسان مالک نفس و جان خویش است، این رسول الله (ص) است که به حکم ولایت مطلقه و کلیه الهی، مالک حقیقی نفس و جان مردمان است.

از آن جایی که ولایت محمدی(ص) به عنوان مظهر مطلق و تمام و کمال ولایت الهی می باشد، او مالک جان و نفس هر موجودی است. هم چنین از آن جایی که ولایت الهی، ولایت محبت است و هستی وجان هر موجودی را خداوند خود به رحمت و محبت به ایشان بخشیده است، ولایت محمدی(ص) نیز ولایت محبت است. از این روست که آن حضرت(ص) از سوی خداوند به عنوان " رَحْمَهً لِّلْعَالَمِینَ " (انبیاء، ایه ۱۰۷) مطرح می شود. بر این پایه، هر گونه ولایت و تصرفات آن حضرت (ص) در جان و مال و عرض اشرف آفریده های الهی، تصرفاتی بر اساس رحمت است؛ چرا که آن حضرت(ص) با این تصرفات ولایتی خویش می کوشد تا آن چیز را از هلاکت حفظ کرده و در مسیر کمالات قرار دهد.

ولایتی که بر پایه رحمت و محبت شکل گرفته است، نیازمند آن است که از سوی آفریده ها مورد تایید و اطاعت قرار گیرد. هر چند که در عالم تکوین همه آفریده های الهی این گونه هستند، ولی در مقام تشریع گروهی از انسان ها و جنیان از این اطاعت سرباز می زنند و بدان ایمان نمی آورند؛ این گونه است که با تولی به معنای پشت کردن به ولایت الهی و مظهر کامل آن، از حقیقت کمالی خود دور می شوند.

ایمان به ولایت محمدی(ص) از ارکان ایمان

خداوند از انسان ها خواسته است تا به خدا ایمان آورند. ایمان به خدا دارای ارکانی چون ایمان به توحید، ایمان به عدالت الهی، ایمان به غیب و شهادت، ایمان به رستاخیز و معاد، ایمان به فرشتگان، ایمان به امور دیگر و هم چنین ایمان به ولایت محمدی(ص) است. از این روست که خداوند در آیاتی ازجمله ۱۳۶ و ۱۷۰ سوره نساء و ۸۱ سوره مائده و ۴۷ سوره نور، ایمان به حضرت محمد(ص) را از ارکان ایمان برشمرده است؛ چرا که دست یابی به هر کمالی از جمله رستگاری ابدی، در گرو ایمان به ایشان است.(حشر، ایه ۹ و آیات دیگر)

آثار چنین ایمانی در امور چندی از جمله اطاعت از آن حضرت(ص) خود را بروز و ظهور می دهد؛ چرا که نمی توان از ایمان به کسی سخن گفت در حالی از وی اطاعت نکرد؛ چنان که محبت نیز جز به اطاعت معنا و مفهوم نمی یابد.

خداوند در آیات ۴۷ و ۵۱ سوره نور، ایمان به حضرت محمد(ص) را مستلزم اطاعت از او دانسته است. این مطلب در حقیقت بیان همان حکم عقلانی و عقلایی است. به این معنا که استلزام ایمان به اطاعت حکم عقلانی است که خداوند آن را امضا و تایید کرده است و این حکم خداوندی در این آیات، یک حکم ارشادی به حکم عقل است.

ارتباط تنگاتنگ ایمان، ولایت، محبت و اطاعت را می توان در آیات بسیاری یافت. از نظر قرآن ایمان به خدا، مستلزم ایمان به پیامبر(ص) و از ارکان آن و هم چنین پذیرش ولایت الهی به معنای پذیرش ولایت محمدی (ص) است. از آیه ۲۴ سوره این معنا نیز به دست می آید که ایمان به پیامبر(ص) موجب می شود تا شخص محبت خداوند را بر علایق خویشاوندی ترجیح دهد. بنابراین، ارتباط تنگاتنگی میان محبت خداوند و محبت پیامبر(ص) و هم چنین تقدم داشتن ایشان در هر محبتی است.

کسی به پیامبر(ص) ایمان دارد، از دستورهای آن حضرت(ص) پیروی کرده و از آن سرپیچی نمی کند. این اطاعت از نظر قرآن ، اطاعتی لازم همانند اطاعت از خداوند است.(آل عمران، آیات ۳۲ و ۱۳۲ و نساء، ایه ۵۹ و مائده، ایه ۹۲ و آیات دیگر)

خداوند در همین آیات اطاعت از پیامبر(ص) را هم سنگ و هم تراز اطاعت از خود دانسته و در آیه ۵۹ سوره نساء، اطاعت از محمد را خیر و پسندیده می داند.

آثار اطاعت از ولایت محمدی(ص)

خداوند برای اطاعت از ولایت محمدی(ص) آثاری چند بیان کرده است. از جمله این که رسیدن به تقوای الهی را در گرو اطاعت از ولایت پیامبر(ص) و فرمان هایش می داند. بنابراین هر کسی بخواهد به تقوای الهی برسد و از خشم و عذاب الهی در امان باشد، می بایست ولایت پیامبر(ص) را بپذیرد و مطیع آن حضرت باشد.(آل عمران، آیات ۱۳۲ و ۱۳۳ و نیز آیه ۱۷۲ و هم چنین حشر ، ایه ۷)

از آیات ۱۷۲ و ۱۷۳ سوره آل عمران این معنا به دست می آید که دستیابی انسان به مقام توکل و اعتماد به خداوند، تنها در گرو اطاعت ازخدا و رسول(ص) است.

هم چنین خروج از تاریکی ها و گمراهی ها و رهنمون شدن به نور، از پیامدهای پیروی از فرمان های پیامبر (ص) و اطاعت از ولایت آن حضرت دانسته و معرفی شده است.(مائده، آیات ۱۵ و ۱۶)

از نظر قرآن، هر کسی که خشنودی و رضایت الهی را می جوید، می بایست آن را در خشنودی پیامبر(ص) از طریق اطاعت و اجابت از آن حضرت(ص) بجوید.(همان) از این روست که آن حضرت(ص) بارها و بارها خشنودی و رضایت خود یا خشم و غضب خویش را مساوی و یکسان با خشنودی و خشم الهی دانسته است و از آن جایی که علی(ع) نفس و جانش(آل عمران، ایه ۱۶۱) و نور وجودی اهل بیت عصمت و طهارت(ع) نور حقیقی وجود اوست،