ایثار، تقدیم دیگران به خویش

بسم الله الرحمن الرحیم

شهیدان، مصداق اتم و اکمل ایثارگران هستند؛ زیرا آنان امنیت مردم را بر جان خویش مقدم داشته و جان بر کف به میادین نبرد با دشمن شتافته و با ایثارگری، جان خویش را در راه امنیت مردم فدا کردند.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، ایثار به معنای برتری چیزی یا کسی در قالب تقدیم دیگرى بر خود و بخشیدن چیزى که انسان خود به شدت به آن نیاز دارد، یک امر ارزشی و فضلیت انسانی در سطح مکارم اخلاقی است. در برابر کسانی این افراد کسانی دیگری هم هستند که «استئثار» دارند ؛ چرا که آنان با خودبرتری تلاش می کنند تا حتی حقوق دیگران را به اختصاص و انحصار خویش در آورند؛ اینان همان جماعت دنیاطلبان هستند که دنیا را بر آخرت، و خرما را بر خدا ترجیح و برتری می دهند و همه چیز را با ظلم و تعدی به انحصار خویش در می آورند.

ایثارگری، اوج کرامت انسانی

انسان ها در زندگی سه شیوه تعامل را دیگران را در پیش می گیرند؛ برخی بر اساس عدالت مثلی عمل کرده و خوبی را به خوبی و بدی را به بدی پاسخ می دهند؛ برخی دیگر، از در احسان عفوی وارد شده و از خطا و اشتباه دیگران می گذرند؛ ولی برخی دیگر هستند که در مقام احسان اکرامی به ایثارگری می پردازند و حتی حقوق اختصاصی و محبوب های انحصاری خویش را برای رضایت خدا و تقرب به او، از مقام سخاوت و جُود به دیگران می دهند و هم چون شهیدان جان برکف به میدان می روند تا با شهادت خویش امنیت را برای دیگران به ارمغان آورند.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، امت اسلامی می بایست فراتر از احسان عفوی در سطح و درجه مکارم اخلاقی با یک دیگر تعامل داشته باشد؛ زیرا این گونه است که تقرب حقیقی به خدا دست می دهد و انسان در کلاس درس کرامت الهی تحت پرورش پروردگار «اکرم» شیوه زندگی کریمانه را می آموزد و به کار می بندد.

خدا در قرآن بیان می کند که تعلیمات قرآنی در راستای پرورش انسان هایی در سطح عالی کرامت است تا مومنان به فضلیت برتر «اکرم» دست یابند و متصف به صفت پایدار کرامت شوند که کرامت در آنان ملکه و مقوم ذات و هویتی آنان شده باشد. خدا در قرآن می فرماید: اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ ؛ ای پیامبر قرآن را بخوان! و سوگند به پروردگارت که کریمترین کریمان است.(علق، آیه ۳)

در این آیه به صراحت بیان شده که قرائت قرآن می بایست در راستا کسب فضایل در سطح پروردگار «اکرم» باشد؛ زیرا با خوانش قرآن است که انسان تحت پرورش و ربوبیت پروردگاری قرار می گیرد که «اکرم» و کریم ترین کریمان است. کسی که در درس «رب اکرم» حضور می یابد، از او درس کرامت می آموزد؛ چنان که حضور در درس حکیم، فقیه و پزشک، برای کسب حکمت، فقاهت و طبابت است.

وقتی انسان در درس قرآن شرکت می کند که خدای اکرم به عنوان رب و پروردگار در حال پرورش جان حضار در درس است، از چنین پروردگاری درس کرامت می آموزد و زندگی خویش را کریمانه در نهایت تمامیت کمالی آن ساماندهی می کند. این گونه است که افزون بر کرامت ذاتی(اسراء، آیه ۷۰) از کرامت اکتسابی و تفضلی نیز بهره مند می شود که انسانیت انسان بدان سنجیده می شود؛ زیرا معیار و ملاک سنجش و داوری در مدرسه الهی، مال و ثروت و قدرت نیست، بلکه کرامتی است که با تقوای الهی به دست می آید: إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ؛ به راستی کریم ترین شما در نزد خدا با تقواترین شماست.(حجرات، آیه ۱۳)

از نظر قرآن، کسانی می توانند همانند خدا «اکرم» باشند که بتوانند درس کرامت و مکارم اخلاقی را از قرآن بیاموزند و آن را در فلسفه و سبک زندگی خود تحقق بخشند. قرآن نیز به انسان می آموزد که کسب مکارم اخلاقی منوط به کسب تقوای اخص فراتر از تقوای عام و خاص است؛ یعنی زمانی شخص به مکارم اخلاقی در سطح «اکرم» می رسد که بتواند فراتر از عدالت مثلی یا احسان عفوی، در سطح اکرام ایثاری عمل کنند و چنین امری به عنوان ملکه و مقوم هویتی شخص در آید. از این روست که به مومنان می فرماید که اگر به سطح ابرار و نیکان دریادل رسیده و اهل احسان عفوی هستند، می بایست تلاش کنند تا به احسان اکرامی ایثاری برسند و در این راه باید «مقربان» را سرمشق خویش قرار دهند که با ایثارگری هویت اکرم را ملکه و مقوم ذات خویش ساخته اند.(انسان، آیات ۵ تا ۱۰) خدا در این باره می فرماید: وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا؛ إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَاءً وَلَا شُکُورًا ؛ و بر اساس محبتش، بینوا و یتیم و اسیر را خوراک مى‏ دادند؛ و می گفتند: ما برای وجه الله است که به شما مى ‏خورانیم و پاداش و سپاسى از شما نمى‏ خواهیم. (انسان، آیات ۸ و ۹)

از نظر قرآن، عبادالله سازندگان چشمه های بهشتی هستند(انسان، آیه ۶) و ابرار و نیکان دریادل با جام هایی از آن آب سیراب می شوند.(انسان، آیه ۵) خدا در آیات دیگر قرآن بیان می کند که ابرار در بهشت بر تخت ها تکیه می زنند و از باده‏ اى مهر شده با مشک نوشانیده می شوند. این جام از چشمه ای پر می شود که با تسنیم ترکیب شده است. این چشمه همان چشمه ای است که در اختیار مقربان الهی است. (مطففین، آیات ۲۲ تا ۲۷) پس این عبادالله(انسان، آیه ۶) همان مقربان درگاه الهی هستند که اهل عصمت و طهارت نیز هستند(مطففین، آیه ۲۷)؛ چرا که خود ایشان روح و روح ساز و بهشت نعیم هستند:«فَرَوْحٌ وَرَیْحَانٌ وَجَنَّتُ نَعِیمٍ»(واقعه، آیات ۸۸ و ۸۹) به این معنا که نعیم ولایت(تکاثر، آیه ۸؛ روایت تفسیری) همان بهشتی است که ابرار در آن زیست می کنند.(انسان، آیه ۵)

به هر حال، از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هدف از آموزه های تعلیمی و تزکیه قرآن که به دست معصومان(ع) انجام می شود(آل عمران، آیه ۱۶۴؛ توبه، آیه ۱۰۳)، دست یابی انسان به مقام «اکرم» و پرورش یابی در این سطح از فضایل و مکارم اخلاقی است. بنابراین، هر کسی بخواهد در این درس شرکت کند، می بایست تحت «قرائت» پیامبر قرآن را بخواند و بفهمد(علق، آیه ۳) و با بهره گیری از «کتاب الله و عترتی» یعنی همان ثقلین(کلینی، الکافی، دار الکتب الاسلامیه، ج۱، ص ۲۹۴؛ نسائی، السنن الکبری، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۴۵) راه کسب کرامت را بیاموزد و تحت حبل الله المتین که تار آن قرآن و پودش عترت است، پرورش یابد.

از همین روست که پیامبر(ص) درباره فلسفه بعثت خویش بر اساس همین آیه ۳ سوره علق و آیات دیگر قرآنی می فرماید: انما بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ؛ جز برای اتمام مکارم اخلاقی بر انگیخته نشده ام.( سنن کبری،بیهقی ج۱۰ ص ۱۹۲ ؛ تفسیر مجمع البیان ، فضل بن حسن طبرسى‏ ج ۱۰ ص ۸۶ ؛ مکارم الاخلاق ، رضى الدین حسن بن فضل طبرسى‏ ص ۸ ؛ بحارالانوار،علامه مجلسی ج ۶۷ ص ۳۷۲ ؛ کنزالعمال ،متقی هندی ج ۱۱ ص ۴۲۰ ح ۳۱۹۶۹)

تاکید پیامبر (ص) بر واژه «اتمام» برای این است که دست یابی به تمامیت این کمال که همان «اکرم» است هدف بعثت آن حضرت (ص) به حکم فرمان الهی است.(علق، آیه ۳) پس آن حضرت نمی خواهد تنها مکارم اخلاقی را بیاموزد و انسان را با ربوبیت الهی خویش تعلیم و تزکیه و آموزش و پرورش دهد؛ بلکه می خواهد تمامیت این کمال را تحقق بخشد؛ زیرا مامور است تا در این سطح عالی عمل کند؛ یعنی سومین سه گانه را نه در سطح آغازین بلکه باید در سطح عالی ترین آن تحقق بخشد که تمامیت کمالی کرامت به معنای«اکرم» است.

بر این اساس، حضرت (ص) تلاش می کند تا مومنانی را پرورش دهد که حتی در برابر دشمنان جاهل و بی خرد خویش، کریمانه ترین رفتار را دارند(فرقان، آیه ۷۲) و در مقام ایثارگری از محبوب انحصاری خویش می گذرند؛ چنان که شهیدان جان عزیز و محبوب خویش را در راه تقرب به خدا و قرار گرفتن در سطح «مقربان» تنها برای «وجه الله» پیشکش می کنند.

از آیات قرآنی به دست می آید که غیر از معصومان(ع) که در آیات سوره انسان به عنوان ایثارگران و مقربان از آنان مدح و ستایش شده، گروهی دیگر از مومنان به این سطح عالی از تمامیت مکارم اخلاقی رسیده اند تا جایی که از امور اختصاصی و محبوب خویش می گذرند و دیگران را بر خود مقدم می دارند: وَالَّذِینَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِیمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَیْهِمْ وَلَا یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حَاجَهً مِمَّا أُوتُوا وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَهٌ وَمَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ و نیز کسانى که قبل از مهاجران در مدینه جاى گرفته و ایمان آورده‏ اند هر کس را که به سوى آنان کوچ کرده دوست دارند و نسبت به آنچه به ایشان داده شده است در دلهایشان حسدى نمى‏ یابند و هر چند در خودشان احتیاجى مبرم باشد، آنها را بر خودشان مقدم مى دارند و هر کس از خسّت نفس خود مصون ماند، ایشانند که رستگارانند.(حشر، آیه ۹)

اهداف ایثارگران از نظر قرآن

بی گمان ایثارگری که به معنای گذشت و بخشش از عزیزترین چیزها و محبوب ها و تقدیم دیگران بر خود است، امری سخت و دشوار است. انسان در ایثارگری باید از خود و محبوب های خویش حتی جان عزیزش بگذرد و آن را ببخشد تا دیگران بهره مند شوند.(توبه، آیه ۱۳۰) به عنوان نمونه اهل بیت(ع) با آن که روزه دار بودند از افطاری که به آن نیاز شدید داشتند گذشت کردند و سه شبانه روز بی غذا روزه گرفتند؛ زیرا در هر وعده افطاری غذای خویش را نه تنها به یتیم و فقیر دارند، بلکه حتی به اسیری دادند که در جنگ با آنان اسیر شده بودند. دشمنی که آمده بود جانشان را بگیرد، اما اینان با فداکاری و ایثارگری خویش، محبوب مورد نیاز شدید خویش را به دشمن می بخشند و او را غذا می دهند.(انسان، آیات ۸ و ۹)

از نظر قرآن، مهم ترین هدفی که ایثارگران اهل سخاوت و جود و بخشش در نظر دارند، همان تقرب به خدا در سایه انجام عمل صالح «لوجه الله» است که خالصانه ترین حالت از حالات انسانی در برابر خداست. از همین روست که هیچ گونه پاداش حتی زبانی در قالب تشکر و شکرگزاری را از دیگران ندارند؛(همان) چرا که از نظر آن رضایت الهی فراتر از هر چیزی است و آنان تنها برای « ابْتِغَاءَ مَرْضَاهِ اللهِ »(بقره ، آیه ۲۰۷) این کار را می کنند تا نه تنها صفت رأفت در آنان ظهور کنند، بلکه بهره مند از صفت رَءُوفٌ الهی شوند که مختص عِبَادِالله است.(همان)

در روایت تفسیری ذیل آیه آمده است که امیرمومنان امام علی(ع) جان خویش را با خدا معامله می کند و جان برکف در رختخواب پیامبر(ص) می خوابد در حالی علم به حمله دشمن برای کشتن شبانه دارد. این گونه است که ایشان برای رضایت الهی ایثارگری می کند.( (شواهدالتنزیل، ذیل‌آیه) از امام‌باقر(علیه السلام)نقل شده که آیه، در شأن على(علیه السلام) است؛ هنگامى که در جاى پیامبر(صلى الله علیه وآله)خوابید. (تفسیر عیّاشى؛ البرهان، ذیل‌آیه)

البته در آیه ۱۰ سوره انسان به نکته ای دیگر اشاره شده که بسیار عبرت آموز است، در این آیه آمده است که اهل بیت(ع) با آن که جز تقرب الهی چیزی نمی خواهند، ولی به این امر نیز اشاره می کنند که ما می خواهیم با این کار خویش از شداید روز قیامت در امان بمانیم.

به نظر می رسد که این امان خواهی به سبب همان خشیت عالمانه از عظمت الهی است؛ زیرا همان طوری که انسان جمال اکرامی الهی را در عمل خویش مد نظر قرار می دهد و بر اساس محبت به خدا کار خویش را انجام می دهد، ولی عظمت جلالی خود را نیز نمی بایست از نظر دور داشت. عالمان که اهل خشیت در برابر عظمت جلالی خدا هستند(فاطر، آیه ۲۸)، تلاش می کنند تا به «الله» برساند و «وجه الله» را به دست آورند که ترکیبی از ذوالجلال و الاکرام است.(رحمن، آیات ۲۷ و ۷۸)

از نظر قرآن، رستگاری که هدف اصلی هر انسانی است، با ایثارگری تضمین می شود و خدا ایثارگران را به این مقام می رساند و دنیا و آخرت ایشان به فلاح و رستگاری خواهد بود.(حشر، آیه ۹)

باید توجه داشت که در قرآن، از ایثارگران به محسنین نیز یاد می شود(توبه، آیه ۱۲۰)، که البته مراد از این همان مرتبه احسان اکرامی است، نه احسان عفوی؛ زیرا احسان همانند تقوا و ایمان دارای مراتب تشکیکی و درجات چندگانه ای است؛ همان طوری که مرتبه عالی تقوای الهی را ورع می نامند، مرتبه عالی احسان را اکرام می گویند.

از نظر قرآن، امنیت واقعی را می بایست در همان سخاوت ایثارگری یافت که انسان از خود می گذرد تا دیگران در امنیت و آرامش و آسایش باشند.(انسان، آیات ۸ تا ۱۱)

کسانی که محبوب های خویش از جمله محبوب های مالی و جانی خویش را در راه خدا هم چون شهیدان می دهند، اینان همان ابرار و نیکان دریادلی هستند که برای رضایت الهی گام بر می دارند و با عمل خویش تصدیق می کنند و صداقت و راستی را در قول و عمل به نمایش می گذارند.(بقره، آیه ۱۷۷)

اینان هر کار صالحی را با رغبت تمام انجام می دهند و بدان گرایش شدید دارند؛ زیرا برایشان محبت الهی و رضایت خداوندی برتر هر چیزی است. پس مال و جان هر چند بسیار عزیز و گرانسنگ است، ولی در برابر محبت و رضایت الهی هیچ است.(همان؛ انسان، آیه ۸)

از نظر قرآن، «اتقی» و با تقواترین کسی است که مال خویش را می دهد تا هم مال با زکات تزکیه شود و رشد و نمو یابد، و هم جان انسان تحت ربوبیت و پروردگاری الهی به تمامیت کمالی خویش برسد.(لیل، آیات ۱۷ و ۱۸)

اینان به تأسی از پیامبر(ص) که فرمان الهی است(احزاب، آیه ۲۱)، تلاش می کنند تا به «خلق عظیم» دست یابند که همان تمامیت مکارم اخلاقی در قالب احسان اکرامی ایثاری است. پس سخاوتمندانه با رغبت و محبت ایثار می کنند(قلم، آیه ۴)؛ زیرا در روایتى از امام صادق(علیه السلام) آمده است: «خلق عظیم» سخاوتمندى و خوش خلقى است. (الامالى، طوسى، مجلس ۱۱، ص ۳۰۲، ح ۴۶؛ تفسیر نورالثقلین، ج ۵، ص ۳۹۱، ح ۲۳)

اصولا ایثارگری حتی نسبت به افراد ناشناس که حتی احساس خطری از سوی آنان نیز می رود، برخاسته از روحیه اکرامی است که از «ربک الاکرم» نشات گرفته است. این گونه است که ابراهیم وار(ع) در برابر دیگران به میزبانی از همه داشته های خویش می روند و هیچ کم و کسری در ضیافت ندارند؛ چرا که کریمانه با دیگران که دارای کرامت ذاتی هستند، تعامل می کنند؛ حال انسان باشد یا فرشتگان مکرم الهی.(هود، آیه ۶۹؛ ذاریات، آیات ۲۴ تا ۲۶)