اولوا الامر در نظام سیاسی ولایی

بسم الله الرحمن الرحیم

نظام سیاسی ولایی، بر رهبری منصوب از سوی خدا تاکید دارد؛ به این معنا که انتخاب ولی امر مسلمین، همانند انتخاب پیامبران، از سوی خدا است؛ و خداوند همان گونه که از میان آفریده ها انسان را به خلافت عمومی و از میان انسان ها، برترین ها را به عنوان خلافت خاصه و ولایت و نبوت انتخاب کرده است. بنابراین، هرگز خداوند زمین را خالی از حجت نمی گذارد و این حجت پس از ولایت پیامبران، ولایت معصومان است. در زمان غیبت نیز ولایت معصومان در اشکالی دیگر ادامه دارد که به آن پرداخته می شود.

ولایت در قرآن

خداوند در قرآن به صراحت از مقام ولایت در نظام سیاسی اسلام سخن به میان آورده و پس از ولایت خود و ولایت رسول الله (ص) از ولایت اولوا الامر سخن گفته و فرموده است: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید! خدا را اطاعت کنید! و پیامبر و اولیاى امر خود را نیز اطاعت کنید! پس هر گاه در امرى دینى اختلاف نظر یافتید، اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید، آن را به کتاب خدا و سنت پیامبر او عرضه بدارید. این بهتر و نیک‏فرجام‏تر است. (نساء، آیه ۵۹)

این آیه به صراحت از نقش اولوالامر در صحنه سیاسی و اجتماعی امت اسلام سخن به میان آورده است. از آن جایی که اولوا الامر در مرتبه اخیر قرار دارد، اگر اختلافی باشد به طوری طبیعی با اوست که لازم است به خدا و رسولش مراجعه شود تا نزاع برطرف شود؛ به سخن دیگر، اولوا الامر خود مستقل نیست و بر اساس تشریع و سنت خدا و رسول عمل می کند؛ بنابراین، اگر محل اختلافی است باید دید که سنت خدا و رسول چیست؟

هم چنین از آیه ۸۳ که قبل از این آیه قرار دارد می توان دانست که این مسایل به حوزه عمل اجتماعی و سیاسی مربوط است و اموری که در آیه مراد است امور اجتماعی و سیاسی است که شامل اقتصادی و فرهنگی و نظامی نیز خواهد شد؛ یعنی هر آن چه که مربوط به مسایل مهم حوزه عمل سیاسی ولایت باز می گردد. از نظر قرآن کسانی عهده دار مسئولیت ولایت امور هستند که پیامبر(ص) به حکم الهی نصب می کند. این در حالی است که اقوال مفسّران اهل‌تسنّن درباره اولواالامر، گوناگون است. از نظر آنان اولوا الامر: ۱. امیران در زمان حضرت رسول(صلى الله علیه وآله)؛۲. امر به معروف‌کنندگان؛ ۳. فقیهان و دین‌داران مطیع خدا هستند. (التفسیر الکبیر، ج‌۴، ص‌۱۱۳)

اما هیچ‌یک از این اقوال با اطلاق آیه «أطیعوا اللّه و أطیعوا الرّسول و أولى‌الأمر منکم» سازگار نیست؛ زیرا پیروى از آن‌ها در‌صورت ارتکاب گناه، لازم نیست؛ در صورتى که آیه، اطاعت اولواالامر را به‌طور مطلق و بدون قید و شرط، همانند اطاعت پیامبر(صلى الله علیه وآله) لازم شمرده است؛ پس باید اولواالامر کسانى باشند که مقام عصمت، آنان را از هرگونه خطا و اشتباه حفظ کند؛ چنان‌که بعضى از مفسّران اهل‌تسنّن بدان اعتراف کرده‌اند.(التفسیر الکبیر، ج‌۴، ص‌۱۱۳) بر همین اساس و بر مبناى احادیث معتبر که در منابع شیعه(تفسیر نورالثقلین، ج‌۱، ص‌۴۹۷.) و حتی اهل‌سنّت(البحر‌المحیط، ج‌۳، ص‌۲۷۸؛ ینابیع‌المودّه، ص‌۱۱۶؛ احقاق‌الحق، ج‌۳، ص‌۴۲۵.) نقل شده، مفسّران شیعه اتّفاق نظر دارند که منظور از اولى‌الامر، امامان معصوم(علیهم السلام) هستند.( تفسیر نورالثقلین، ج‌۱، ص‌۴۹۷.)

جایگاه اولوا الامر در نظام ولایی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اولوا الامر به عنوان رهبران نظام سیاسی ولایی دارای جایگاه بلند و خاصی هستند. از جمله مواردی که درباره رهبران نظام ولایی در قرآن بیان شده است می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. استنباط امور: از نظر قرآن اولوا الامری در جایگاه نظام ولایی قرار می گیرد که توانایی استنباط امور را داشته باشد. استنباط که از واژه نبط گرفته شده به معنای برداشت آب از منبع و سرچشمه ای است که در چاه قرار دارد. در کتب لغت آمده است: نَبَطَ : نَبْطاً و نُبُوطاً الماءُ : آب از زمین بیرون آمد؛ – نَبْطاً البِئر : آب را از چاه بیرون کشید ؛ – الشی ءَ : آن چیز را پس از پنهان بودن آشکار نمود . پس کسی که قدرت استنباط دارد می تواند از عمق چاه آب حقیقت را بیرون کشد و امر نهان در اعماق حقایق را آشکار سازد. بر همین اساس، در قرآن بر ضرورت بهره‌مند‌بودن از قدرت استنباط و تحلیل اخبار امنیّتى و نظامى و مانند آن ها در شرایط ولایت امر مسلمین و اولواالامر تاکید شده است. خداوند می فرماید: وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّیْطَانَ إِلَّا قَلِیلًا ؛ و چون خبرى حاکى از ایمنى یا وحشت به آنان برسد، انتشارش دهند؛ و اگر آن را به پیامبر و اولیاى امر خود ارجاع کنند، قطعا از میان آنان کسانى‏ اند که مى‏ توانند درست و نادرست آن را دریابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود، مسلما جز شمار اندکى از شیطان پیروى می کردید.(نساء، آیه ۸۴) از نظر قرآن، ولی امر باید توانایی استنباط حقیقت را داشته باشد. البته در همین آیه ضمنا به مردم و امت فرمان داده شده تا بر اساس استنباط ولی امر عمل کنند؛ چرا که استنباط ولی امر حجت بر امت است. در حقیقت، حجّت‌بودن استنباط اولواالامر در تبیین موضوعات و امور مهم براى متحیّران از آیه به دست می آید؛ زیرا خداوند در این آیه رجوع مسائل به اولى‌الامر و بهره مندی از استنباط آنان بیانگر حجیت آن استنباط است. البته گفتنی است در «الّذین یستنبطونه» دو احتمال است: یکى آن‌که صفت اولى‌الامر باشد؛ و دیگرى آن که صفت مراجعه‌کنندگان به اولى‌الامر باشد. (المیزان، ذیل‌آیه) پس بنابر احتمال اوّل، از ترغیب خداوند براى رجوع مسائل به اولى‌الامر، حجّیّت استنباط آنان استفاده مى‌شود.
  2. اطاعت: خداوند به صراحتدر آیه ۵۹ سوره نساء با پیوند زدن اطاعت اولوا الامر با اطاعت پیامبر(ص) اطاعت از ایشان را هم سنگ اطاعت پیامبر(ص) دانسته است. بنابراین، هر گونه تخلف از ایشان به معنای تخلف از رسول الله است. پس می بایست گفت وجوب اطاعت مؤمنان از اوامر اولواالامر به عنوان ولی امر مسلمین قطعی و یقینی است و کسی نمی تواند از اوامر ایشان سرپیچی کند.
  3. سعادت مطلق: از نظر قرآن، جایگاه اولوا الامر در نظام سیاسی ولایی تا آن جا است که سعادت دنیا و آخرت مردم به اطاعت از ایشان بستگی دارد. پس هر کسی سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت را می خواهد باید از اولوا الامر اطاعت کند. به سخن دیگر، اطاعت از ایشان تنها یک مساله سیاسی و اجتماعی و دنیوی نیست، بلکه به عنوان یک اصل اسلامی مد نظر قرار می گیرد؛ چرا که سعادت اخروی مردم به این اطاعت بستگی دارد. البته این برداشت بدان احتمال است که «ذلک خیر» مربوط به دنیا و جمله «أحسن تأویلا» مربوط به آخرت، و مشارٌالیه «ذلک» مجموع جمله «أطیعوا الله…» باشد. (مجمع‌البیان، ذیل‌آیه ۵۹ سوره نساء) با این برداشت باید گفت که سعادت دنیا و آخرت مردم در گرو چنین اطاعتی است. پس اگر مردم دنیا می خواهند باید از ولی امر اطاعت کنند که با علم الهی خویش جهان را مدیریت می کنند و اگر آخرت می خواهد باز باید به ایشان مراجعه و اطاعت کند.
  4. خوش فرجامی: از نظر قرآن، اطاعت از ولی امر مسلمین، تضمین کننده فرجام نیک و بلکه برترین و بهترین فرجام به امت اسلام است. این برداشت بر این اساس استوار است که مشارٌالیه «ذلک» مجموع مفاد امر «أطیعوا» یا «ردّوه» در آیه ۵۹ سوره نساء باشد. (مجمع‌البیان، ذیل‌آیه ۵۹ سوره نساء)
  5. فصل الخطاب: از نظر قرآن، ولی امر مسلمین، فصل الخطاب در نزاع ها و درگیری ها است و با حکم ولی امر، باید پرونده هر امری بسته شود و نزاع و درگیری پایان یابد. خداوند در آیه ۵۹ سوره نساء به صراحت بر لزوم مراجعه به خدا و رسولصلى الله علیه وآله در قالب کتاب و سنّت در تعیین اولواالامر و اختلاف‌هاى مربوط به آن سخن گفته است؛ آیه ۸۳ سوره نساء نیز بر لزوم توقّف و عدم انجام حرکت و یا سخن موافق یا مخالف هنگام تحیّر در‌برابر موضوعات ناشناخته سخن به میان آورده و بر پى‌جویى پاسخ آن از پیامبر(صلى الله علیه وآله) و اولواالامر تاکید دارد؛ تا این گونه فصل خطاب بودن ایشان نیز تبیین شود؛
  6. نصب الهی: از مطلب بالا این معنا به دست می آید که ولی امر مسلمین منصوب از سوی خدا و پیامبر(ص) است و حکم او مطلق است.
  7. عصمت: از نظر قرآن، چنان که گفته شد، ولی امر مسلمین دارای عصمت است؛ از همین روست که مراجعه به وی و فصل خطاب بودن در نزاع ها مطرح است. از این‌که مؤمنان در آیه ۵۹ سوره نساء، به صورت مطلق و بدون هیچ قید و شرطی، موظّف به اطاعت از اولواالامر شده‌اند و اطاعت از آنان در ردیف اطاعت از خدا و پیامبر قرار گرفته، برداشت مزبور، قابل استفاده است؛ و گرنه میان صدر و ذیل‌آیه، تنافى پیش مى‌آید؛ زیرا فرض گناه و خطاى اولواالامر و لزوم اطاعت از آنان در هر حال، با اطاعت از خدا ناسازگار است. (نگاه کنید: المیزان، ذیل‌آیه)
  8. نشانه فضل و رحمت الهی: از نظر قرآن اولواالامر، جلوه فضل و رحمت خدا بر امت اسلام است؛ زیرا اگر خداوند بر امت رحمت نداشت، ایشان را هم چون گله و رمه ای رها می کرد و بی چوپان و رهبر قرار می داد؛ اما عنایت و فضل الهی موجب شد تا بر بندگان خویش رحم آورد و ایشان را به نعمت ولایت امر تفضل بخشد.(نساء، آیه ۸۳)
  9. هدایت گری: نقش مهم ولی امر در نظام سیاسی همان نقش هدایت گری عامی است که خداوند برای پیامبران خویش قرار داده است. خداوند در آیه ۸۳ سوره نساء بر نقش مؤثّر اولواالامر در جلوگیرى از انحرافات و پیروى از شیطان سخن گفته است.

وظایف و تکالیف اولو الامر

اکنون که جایگاه و نقش ولی امر در نظام سیاسی ولایی دانسته شد، باید به این نکته توجه داد که این فضایل الهی برای آنان مسئولیتی دو چندان و مضاعف می آورد. بارها گفته شده که در درون هر حقی، تکلیفی؛ و در درون هر تکلیفی، حقی است. اگر برای ولی امر مسلمین، حق اطاعت بر امت از سوی خدا وضع شده است، هم چنین تکلیفی بر امام و ولی امر گذاشته که از حقوق امت بر امام و ولی امر است. از جمله وظایف و تکالیف ولی امر مسلمین در نظام سیاسی ولایی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. تحلیل اخبار و استنباط احکام اجتماعی و سیاسی: از نظر قرآن، مهم ترین وظیفه و تکلیف ولی امر در نظام سیاسی ولای، تحلیل اخبار و اطلاعات وارده و داده های اطلاعاتی برای استنباط حقایق امور و صدور احکام لازم و ضروری در راستای تامین آرامش و آسایش مردم است و رهایی از هر گونه نزاع و درگیری و اختلاف است. این مطلب از آیه ۸۳ سوره نساء در صورتى برداشت می شود که مقصود از «الّذین یستنبطونه»، «اولواالامر» و «منهم» بیان «الّذین» باشد.
  2. کنترل اخبار امنیتی: کنترل اخبار امنیّتى و تشخیص درست آن‌ها، از وظایف اولواالامر است. بر اساس آیه ۸۳ سوره نساء چنان که گفته شد، مردم موظف به ارجاع امور امنیتی به اولوا الامر و اطاعت بر اساس استنباط ایشان هستند. به سخن دیگر با توجّه به لزوم ارائه اخبار امنیّتى به اولوا الامر و سرزنش افشاکننده آن پیش ارجاع و استنباط و حکم ولی امر مسلمین، می توان گفت که از وظایف ولی امر کنترل اخبار امنیتی است.
  3. جلوگیری از اخبار گمراه کننده و مجازات عاملین: جلوگیرى از پخش اخبار گمراه‌کننده و شایعات، از وظایف اولواالامر است و از آن جایی که بدون پشتوانه کیفری و حقوقی نمی توان از این امور جلوگیری کرد می توان دریافت که مجازات عاملین نیز به عهده ولی امر است.(نساء، آیه ۸۳)
  4. مدیریت نظام دین و دنیا: از آن جایی که اطاعت از ولی الامر در امور دین و دنیا است، باید گفت که ولی امر مسلمین موظف است تا در راستای اهداف بعثت پیامبران ، سعادت دین و دنیا مردم را تامین کند. بنابراین، بر اساس آیاتی از جمله آیه ۲۵ سوره حدید، رهبری امت و بلکه توده های مردم از امت و غیر امت برای تامین عدالت قسطی از جمله وظایف رهبری ولی امر در نظام سیاسی ولایی است.
  5. دفاع از مظلومان در برابر ظالمان و مستکبران: بر اساس آیه ۷۵ سوره نساء از وظایف امت و امام این است که نه تنها مستکبران و ظالمان را از سر امت بر دارند، بلکه باید به داد مظلومان و مستضعفان جهان بروند و آنان از شر مستکبران و ظالمان نجات دهند.