اوضاع انسان در برزخ

برزخ چیست؟
برزخ فاصله میان مرگ تا قیامت کبراست. از این رو به این فاصله زمانی برزخ گفته اند که حایل میان دو نشئه و دو نوع مختلف از زندگی است:

و زندگی آخرتی که در تبیین قرآنی زندگی ای است که جسم و ماده در آن معنا و مفهوم دیگری می یابد؛ زیرا قرآن بیان می دارد که در قیامت، زمین و آسمان به زمین و آسمانی دیگر تبدیل می شود: یوم تبدل الارض غیرالارض و السموات.(ابراهیم آیه ۴۸)

قرآن بیان می کند که در آن نشئه و زندگی، هوا چنان معتدل است که از خورشید سوزان و یا سرمای سوزناک خبری نیست. میوه ها و خوراک های آنجا هرچند در برخی موارد شباهت هایی با این دنیا دارد ولی هم مانند دنیا می باشد و هم شباهتی ندارد. نوعی بقا و پایداری است که در دنیا مفهومی ندارد. در سوره های واقعه، انسان، قیامت، تکویر و بسیاری از سوره ها و آیات به مسأله ویژگی های آخرت پرداخته شده است.

اما برزخ چگونه نشئه و دنیایی است؟ به نظر می رسد که به خاطر حایل بودن، می بایست از ویژگی های دو نشئه دیگر برخوردار باشد. به این معنا که برخی از خصوصیات دنیایی مانند رشد و تکامل و بهره مندی از آن در این زندگی می بایست وجود داشته باشد، چنان که می بایست از نوعی ویژگی قیامتی نیز برخوردار باشد. عالم برزخ از آن جایی که، عالم دیگری است می بایست از خصوصیات خاص خود نیز برخوردار باشد. انسان هایی که در برزخ هستند نه اهل دنیا هستند و نه اهل آخرت. این عالمی است که قرآن به صراحت به وجود آن اذعان کرده است.

در تبیین قرآنی، کسانی به این عالم برزخ می روند که به مرگ طبیعی و یا اختیاری از این زندگی دنیایی بیرون رفته باشند. (مؤمنون آیه ۲۳) این عالم تا زمانی برقرار است که رستاخیز برپا نشده باشد. با برپایی قیامت، نشئه دنیا و نیز برزخ پایان می یابد.

مرگ طبیعی یا اختیاری

این که گفته شده کسانی به عالم برزخ می روند که به مرگ طبیعی و یا اختیاری دچار شده باشند، به این معناست که انسان می تواند به شکلی به این عالم برزخ وارد شود؛ زیرا عالمی است که در حال حاضر موجود است و انسان به آن رفت و آمد دارد؛ در بیان قرآنی آمده است که انسان هرگاه به خواب می رود جانش را خداوند می ستاند؛ در این زمانی که جانش ستانده می شود به عالم برزخ می رود؛ زیرا در این حالت انسان به نوعی مرگ می رسد که از آن به مرگ ناپایدار می توان تعبیر کرد.

توفی و یا مرگ کامل آن است که روح از تن بیرون رفته دیگر بازنگردد. این، نوعی رفت و آمد انسان به عالم برزخ است. ولی نوعی دیگر نیز وجود دارد که آن مرگ اختیاری است. فرد عارف کامل می تواند با اراده خویش، روح را از تن بیرون برد و به عالم برزخ وارد شود و سپس با اراده خود که در طول اراده الهی و به سخن دیگر اذنی خداوند است به تن بازگرداند. این مرگ اختیاری از آن همه نیست و تنها کسانی به آن دست می یابند که تقوای الهی پیشه کرده و مقامات انسانی را به تمام و کامل طی کرده باشند. در این حالت است که روح، این امکان را می یابد که از این نشئه به نشئه برزخ برود و بازگردد. البته رفتن انسان کامل به عالم برزخ و یا دیگر عوالم امری عادی است؛ زیرا انسان کامل حافظ همه حضرات (عوالم پنچ گانه) است و در همان حال که در عالم دنیاست در عالم برزخ و یا عوالم دیگر الهی سیر می کند و تا مراتب وجودی امکانی و کاملی خود پیش می رود.

روش دیگری که انسان به عالم برزخ می رود، مرگ است. وقتی انسان بمیرد (چه به مرگ طبیعی و یا قتل و خودکشی و مانند آن) به عالم برزخ می رود و در آن عالم می ماند و زندگی می کند: و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون و پیشاپیش ایشان برزخی است تا روزی که برانگیخته شود. (مؤمنون آیه ۱۰۰)

در عالم برزخ تعیین جایگاه براساس اعمال هرکس براساس کاری که کرده است، از زندگی خاص آن جا بهره مند می شود؛ شهیدان و صالحان از زندگی بهشتی گونه برخوردار می شوند که قرآن از آن به ستایش یاد کرده و فرموده است: ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون؛ گمان نبرید کسانی که در راه خدا کشته و شهید شده اند مردگانند بلکه آنان زندگانی هستند که از روزی خدا بهره می برند (نساء آیه ۶۹)

درباره مجرمان و تبهکاران و طاغیان نیز بیان می دارد که ایشان در عذاب برزخی گرفتارند و شبانه روز معذب هستند و وضعیتی سخت و دشوار را تا روز رستاخیز تجربه می کنند: مما خطیئاتهم اغرقوا فادخلوا نارا؛ به جهت گناهانشان غرق شدند پس در درون آتش درآیند. (نوح آیه۲۵) این آتش دوزخ برزخی غیر از آتش دوزخ قیامت است. قرآن درباره وضعیت فرعون بیان می کند که هم اکنون هر بامدادان و شبانگاهان آتش بر او عرضه می شود و او را به آتش عذاب می کنند.

به هر حال انسان پس از مرگ به جهانی می رود که آن را جهان برزخ گفته اند. در آن جهان تا روز رستاخیز زندگی می کند و از نعمت های بهشتی گونه و یا عذاب های دوزخی گونه بهره مند می شود.

از آن جایی که برزخ جهان تکامل و رشد و بالندگی است، انسان از فواید باقیات صالحات و کارهای پسندیده و اعمال نیک خود بهره مند می گردد و از عذاب او کاسته می شود و راه رشد و بالندگی را طی می کند. اعمال نیک فرزندانش به او بهره می رساند و دستگیر او می گردد و بر کمالاتش افزوده می شود. چنان که اگر اعمالی بد و زشت برجا گذاشته باشد از آن نیز بهره مند می گردد و بر عذابش افزوده می شود. از این روست که گفته اند کارها و سنت های زشت و پسندیده برای آدمی در دنیا و برزخ و آخرت اثر دارد.

باشد که در دنیا با کارهای پسندیده و سنت های نیکو و باقیات صالحات (فرزند صالح، مدارس، مساجد و دیگر کارهای عام المنفعه) برای خود در دنیا و آخرت ره توشه های مفیدی بگذاریم تا در عالم برزخ از بهره های کامل آنها نیز برخوردار شویم.