اهمیت امنیت در اسلام

در مطلب پیش‌رو جایگاه و اهمیت امنیت از دیدگاه آموزه‌های دینی بطور اجمال بررسی و تشریح شده است. امنیت به سبب ارزش و جایگاه عظیم آن در زندگی هر انسانی، عظیم‌ترین نعمت الهی دانسته شده است. آثار و برکاتی که برای امنیت بیان شده و می شود، خود بهترین شاهد در اهمیت و ارزش امنیت و آرامش در زندگی بشر است. البته انسانی که گرفتار ترس و مصیبت و فقدان امنیت شده باشد، قدر امنیت، عافیت و سلامت را خوب می‌داند و تلاش می‌کند تا دمی بدون آن زیست نکند. از این رو امنیت را از بزرگترین نعمت های الهی برشمرده‌اند.
خداوند درباره امنیت عام و فراگیر به عنوان یکی از نعمت های بزرگ، به امنیت در جغرافیای سرزمینی سباء اشاره می‌کند و می‌فرماید: و میان آنان و آبادى‌هایى که در آنها برکت نهاده بودیم، شهرهاى متّصل به هم قرار دادیم و در میان آنها مسافت را، به اندازه، مقرّر داشتیم. در این [راه]ها، شب ها و روزها با امنیت و آسوده خاطر بگردید.(سباء، آیه ۱۸)
در منابع اهل سنت در تفسیر مطلق نعمتی که در قیامت پرسش می شود آمده است که رسول‌اللّه(ص)  درباره قَولِ خداوند تبارک و تَعالى فرمود: «ثُمَّ لَتُسْئلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ؛ سپس، در آن روز، قطعا از نعمتْ پرسش مى شوید» فرمود: الأَمنُ وَالصِّحهً؛ مقصود از نعمت، امنیت و سلامت است.(تکاثر، آیه ۸؛ تاریخ أصبهان: ج ۲ ص ۱۴۵ الرقم ۱۳۲۲، تفسیر ابن کثیر: ج ۸ ص ۴۹۷)
درباره تفسیر حسنات و سیئات روایتی از اهل بیت(ع) نقل شده که در آن امنیت جزو حسنات قرار داده شده است. در تفسیر قمی آمده است: درباره این سخن خداوند متعال: «و اگر به آنان خوبى رسد، مى‌گویند: «این، از نزد خداست»، و اگر به آنان، گزندى برسد، مى گویند: «این، از جانب توست». بگو: «هر دو از جانب خداست»؛ از اهل بیت علیهم السلام، روایت شده است که فرمودند: «خوبى ها در کتاب خدا بر دو گونه است، و بدى ها نیز بر دو گونه. از جمله خوبى‌ها که خداوند عز و جل نام برده، تندرستى و سلامت و امنیّت و گشایش (رفاه) و روزى است. خداوند، اینها را خوبى نامیده است.» «و اگر بدى [و گزندى ]به آنها برسد» ، مقصودش از بدى در اینجا، بیمارى و ترس و گرسنگى و سختى است.( تفسیر القمّی: ج ۱ ص ۱۴۴، بحار الأنوار: ج ۵ ص ۲۰۲ ح ۲۷.)
امنیت در قرآن
خداوند در آیات قرآن بر اهمیت و ارزش امنیت تاکید بسیار داشته و به قریش این منت را می‌گذارد که ایشان را از نظر اقتصادی و جانی در امنیت قرار داده  است.(قریش، آیه ۴)
از نظر قرآن بهترین مکان ها جایی است که  امنیت در آن حاکم باشد و مردم از نظر اقتصادی نیز تامین باشند.(قصص، آیه ۵۷) از همین‌رو با توصیف مکه به شهر امن (تین، آیه ۳) بر اهمیت امنیت توجه می دهد. همچنین خداوند شهر و جامعه نمونه را جامعه‌ای می‌داند که دارای امنیت فراگیر و جامع باشد و مردم در آن با اطمینان و آرامش و آسایش زندگی کنند. در حقیقت خوشبختی جوامع به آرامش و آسایش است.(نحل، آیه ۱۱۲)
خداوند در آیه ۱۰۸ سوره بقره، در تبیین ویژگی های شریعت اسلام، به این نکته توجه می دهد که اسلام مردم را به برقرارى صلح و امنیّت اجتماعى دعوت می کند و خود در ایجاد و گسترش آن تلاش دارد. این مسئله بیانگر اهمیت و ارزشی است که امنیت در فرهنگ اسلام دارد.
از آنجایی که امنیت پایدار مهمترین خواسته و نیاز انسانی در کنار آسایش و رفاه پایدار است، خداوند در توصیف بهشت به این دو مهم اشاره کرده و می‌گوید که بهشت جایی است که در آن آرامش و آسایش پایدار برای مومنان تامین است و آنان هیچ ترس و اندوهی نسبت به این امور ندارند.(زمر، آیه ۷۳)
البته این بدان معنا نیست که اسلام خواهان آرامش و آسایش پایدار در روی زمین نیست، بلکه اسلام بر آن است تا در چارچوب کتاب و قانون، چنین امری را فراهم آورد و جامعه‌ای نمونه و ایده‌آل در زمین ایجاد کند که در آن آرامش و آسایش به نسبت پایدار فراهم باشد.(نور، آیه ۵۵؛ قصص، آیات ۲۰ تا ۲۵؛ فتح، آیه ۲۷)
همچنین خداوند در آیه ۳۳ سوره مائده بر ضرورت پاسدارى از امنیّت و سلامت جامعه ‌ایمانى با سرکوب آشوبگران و فساد انگیزان، خواهان تامین امنیت و حفظ و صیانت از آن است. این مهمترین گواه بر ارزش و اهمیتی است که امنیت در تفکر اسلامی دارد؛ زیرا فرمان جهاد برای تامین امنیت و حفظ آن را می دهد؛ چرا که گاه نمی توان تنها با کار فرهنگی و آموزشی و تربیتی دیگران را به حفظ امنیت دعوت کرد؛ بلکه لازم است تا گروهی را که ظالم و امنیت زدا هستند با تیغ تیز شمشیر حذف کرد یا با فشار سهمگین تازیانه بر جایشان نشاند.
امنیت در منابع روایی
مقوله امنیت و اهمیت آن در احادیث امامان معصوم(ع) فراوان مورد تأکید قرار گرفته است.
از دیدگاه پیامبر(ص) امنیت یکی از چهار نعمتی است که با آن نعمت‌های الهی، کامل می‌شود. ایشان می‌فرماید: هر کس شب و روز خود را سپری کند و از سه چیز، برخوردار باشد، نعمت دنیا را کامل دارد: کسی که بام و شامش را در تندرستی و امنیت و آسایش خاطر بگذراند و خوراک روزانه خود را داشته باشد. حال اگر چهارمین نعمت را هم داشته باشد، نعمت دنیا و آخرت بر او کامل شده است و آن نعمت، اسلام است. (الکافی: ج ۸ ص ۱۴۸ ح ۱۲۷).
از نظر پیامبر(ص) قدر عافیت و امنیت را کسی نمی‌داند. ایشان می‌فرماید: نِعمَتانِ مَکفورَتان؛ الأَمنُ وَالعافِیَهُ؛ دو نعمت قدرشان ناشناخته است: امنیّت و سلامت.( الخصال:ص۳۴ ح۵، بحار الأنوار: ج ۸۱ ص ۱۷۰ ح۱.)
امیرمومنان علی(ع) در توصیف بهشت حضرت آدم(ع) به همین مساله امنیت اشاره می کند و می‌فرماید: أسکَنَ سُبحانَهُ آدَمَ (ع) دارا أرغَدَ  فیها عَیشَهُ، وآمَنَ فیها مَحَلَّتَهُ ؛ خداوند سبحان، آدم (ع) را در سرایى جاى داد که در آن سرا، زندگى‌اش را پُر از ناز و نعمت، و محیطش را برخوردار از امنیّت قرار داد.( نهج البلاغهً: الخطبه۱، بحار الأنوار: ج ۶۳ ص ۲۱۳ ح ۴۸.)
از نظر امیرمومنان علی(ع) نعمت امنیت، گواراترین نعمت برای بشر است. ایشان می‌فرماید: لا نِعمَهً أهنَأُ مِنَ الأَمنِ؛ نعمتى گواراتر از امنیّت نیست.( غرر الحکم: ج ۶ ص ۴۳۵ ح ۱۰۹۱۱، عیون الحکم والمواعظ: ص ۵۴۴ ح ۱۰۱۱۹.)
آرامش و آسایش دو عنصر اساسی بوجود آورنده سعادت و خوشبختی هستند؛ اما از نظر اهمیت، امیرمومنان، آرامش را مقدم و برتر از آسایش می‌داند؛ زیرا به نظر ایشان، آسایش در سایه سار آرامش و امنیت تحقق می یابد. ایشان می‌فرماید: رَفاهِیَهُ العَیشِ فِی الأَمنِ؛ آسایش زندگى، در گرو آرامش و امنیّت است.( غرر الحکم: ج۴ ص۱۰۰ ح۵۴۳۸، عیون الحکم والمواعظ: ص ۲۷۱ ح ۴۹۸۳)
امام صادق(ع) نیز در اهمیت امنیت می‌فرماید: نعمت دنیا، امنیّت و تندرستى است، و کامل شدن نعمت در آخرت، رفتن به بهشت است. تا زمانى که بنده وارد بهشت نشود، هرگز نعمت را کامل به دست نیاورده است. (معانی الأخبار: ص ۴۰۸ ح ۸۷ عن زید الشحام، بحار الأنوار: ج ۸۱ ص ۱۷۲ ح ۸.) به نظر می‌رسد که انسان تا وقتی به بهشت وارد نشده نباید خود را در امنیت بداند و همواره باید ترسان و خوفناک باشد؛ اما وقتی به بهشت وارد شد خود را در امنیتی مطلق و باقی خواهد یافت؛ زیرا هرگز در بهشت دگرگونی رخ نخواهد داد و تغییر بوجود نمی‌آید.
از منظر متون اسلامى، امنیت اجتماعى، یکى از بزرگترین و گواراترین نعمت هاى الهى است که با نعمت تندرستى و سلامت برابرى مى کند. همه مردم به آن نیاز دارند و بدون آن، شادى در زندگى بى‌مفهوم است ؛ ولى چنانکه گذشت، کمتر کسى قدر این نعمت بزرگ را مى‌داند.
از نظر آموزه‌های اسلامی، فقدان امنیت بدترین کمبودها در زندگی بشر است و انسان باید برای تامین آن تلاش کند و عوامل آشکار و نهان آن را شناسایی و در جستجوی تحقق آن به این عوامل تمسک کند. از این رو فقدان آن و عدم تلاش شخص یا جامعه برای تامین آن مورد نکوهش قرار گرفته  است.
پیامبر(ص) می‌فرماید: در گفتارِ بى کردار، و دیدنِ بى آزمودن… و زندگى بدون سلامت، و وطن بدون امنیّت و شادمانى، خیرى نیست.(کتاب من لا یحضره الفقیه: ج ۴ ص ۳۶۹). پس در جامعه‌ای که امنیت نیست هیچ خیری نیست؛ بلکه باید آن را بدترین سرزمین‌ها و جوامع بشری دانست؛ چنانکه امیرمومنان علی(ع) می‌فرماید: شَرُّ البِلادِ بَلَدٌ لا أمنَ فیهِ ولا خِصبَ؛ بدترینِ شهرها، شهرى است که در آن، امنیّت و فراوانى نباشد.( غرر الحکم: ج۴ ص۱۶۵ ح۵۶۸۴، عیون الحکم والمواعظ: ص ۲۹۴ ح ۵۲۵۳.)
از نظر امام علی(ع) کسی که امنیت ندارد و همیشه ترسان و هراسان است، اصولا زندگی ندارد: الخائِفُ لا عَیشَ لَهُ؛ کسى که در ترس و وحشت به سر مى بَرَد، زندگى ندارد.( غرر الحکم: ج۱ ص۲۵۱ ح۱۰۱۱، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۰ ح ۴۵۳.) این بدان معناست که حقیقت زندگی را باید در اموری چون امنیت جستجو کرد و فقدان امنیت که ترس و خوف است، به معنای فقدان زندگی است.
امنیت، مسئولیت دولت و نظام اسلامی
در فقه اسلامی با توجه به اهمیت زیاد امنیت و آرامش در سعادت بشر از منظر قرآن، به این امر توجه ویژه ای مبذول شده است. توجه قرآن به امنیت در این گستره وسیع از آیات خود گواهی روشن بر مسئولیت و تکلیف امت و امام برای تامین آن است.
نگاهی به درخواست امنیت از سوی حضرت ابراهیم (بقره، آیه۱۲۶؛ ابراهیم، آیه۳۵. ) و تأکید قرآن بر حرمت جنگ در ماههای حرام برای تامین امنیت و منت‌گذاری بر قریش و اهل مکه به سبب تامین آن و یادآوری بعضی اقوام بهره‌مند از نعمت امنیت مانند قوم سبأ (سبأ، آیه ۱۸) نشانگر جایگاه و ارزش امنیت در فرهنگ قرآنی است.
هم چنین ارتباط بخش فراوانی از مباحث فقهی مانند حدود، دیات و جهاد با مقوله امنیت، نشان از اهمیت امنیت در اسلام و زمینه‌ای برای نهادینه شدن فرهنگ امنیت در جامعه ‌اسلامی است.
چنانکه گذشت از نظر اسلام ضروری است تا برای ایجاد و حفظ و صیانت از امنیت با افراد و گروه‌ها یا جوامع ضد امنیت مبارزه کرد و آنان را حذف یا بر جای خود نشاند.(مائده، آیه ۳۳)
خداوند با آنکه مبارزه با کفر و شرک را به عنوان ظلم عظیم از وظایف و تکالیف هر مسلمانی دانسته است، با این حال اجازه نمی‌دهد که امنیت در همه احوال از فرد یا جامعه‌ای سلب شود؛ از این‌رو فرمان می‌دهد تا در ماه‌های حرام از هر گونه جنگ که موجب سلب امنیت است خودداری شود و مسلمانان حق ندارند در این ماه‌ها به جنگ رفته و از مشرکان و کافران سلب امنیت کنند.(توبه، آیات ۴ و ۵)
به هر حال، بر دولت اسلامی است تا به اشکال گوناگون از امنیت افراد جامعه و حتی جوامع دیگر دفاع و صیانت کند و به تامین آن اقدام نماید.