اهل ذمه، شهروندان امت اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم

حقوق شهروندی و عضویت در امت اسلام، در اصل برای مسلمانی است که شهادتین را بر زبان آورد، حال چه واقعا بدان ایمان داشته باشد یا همانند منافقان تنها از زبان ایشان بر آید نه از دل. اینان به عنوان امت اسلام دارای حقوقی هستند که از جمله آنها حفظ جان و مال و عرض ایشان از هر گونه تعرضی است؛ البته در برابر این حقوق، تکالیفی نیز بر عهده ایشان است که از جمله آن ها، دفاع با جان و مال از اسلام و امت اسلام و سرزمین های اسلامی است. مشارکت فعال سیاسی وظیفه امت به عنوان یک تکلیف شرعی و وظیفه قانونی همانند نماز و روزه است. از این روست که ترک عمل سیاسی و مشارکت و بسنده کردن به ساختار رهبانیت درقالب نماز و روزه و عزلت و گوشه نشینی نه تنها عزتی در دنیا و آخرت برای او به هم راه ندارد، بلکه در دنیا و آخرت خوار و ذلیل خواهد بود و خداوند او را به عنوان زیانکار معرفی می کند.

اما غیر از این افراد مسلمان شهادت گو، گروهی دیگر نیز به عنوان شهروندان و عضو امت به شمار می آیند که از آنان به اهل ذمه یاد می شوند. این گروه از غیر مسلمانان که بر شرایع دیگر هستند، در بلاد اسلامی همانند شهروندان اسلام خواهند بود و همان حقوق مسلمانی را دارا هستند و عرض و جان و مال ایشان در امان است؛ اما مشارکت ایشان در حوزه عمل اجتماعی – سیاسی با محدودیت هایی همراه است. به این معنا که آنان از نظر حقوقی نمی توانند مدیریت های کلان در جامعه اسلامی را در دست گیرند و چنین حقی برای ایشان نیست؛ چنان که تکلیفی نیز ندارند که در دفاع و جهاد مشارکت کنند، بلکه تلکیف آنان در این هنگام، پرداخت همان جزیه است که به عنوان جایگزین از تکلیف مطرح است. آنان با دادن جزیه مسئولیتی در قبال تامین نفرات و تجهیزات ندارند، بلکه همان مالی که می دهند، جایگزین حضور آنان در میدان جهاد و نبرد است.

نویسنده در ادامه بر آن است تا ابعاد حقوق و تکالیف شهروندی اهل جزیه را بر اساس آموزه های وحیانی قرآن تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

شرایط و حقوق شهروندی اهل ذمه

ذمّه در لغت به معناى عهد و پیمان است. مقصود از اهل ذمّه آن گروه از اهل‌کتاب‌ از مسیحیان، یهودیان، صائبین و زرتشتیان هستند که تحت حمایت حکومت اسلامى با پرداختن مالیاتى به نام جزیه با مسلمانان عهد و پیمان بسته‌اند و براساس شرایط و تعهّدات خاصّى در سرزمین‌هاى مسلمانان زندگى مى‌کنند.

از آن جایی که اهل کتاب از نظر قرآن، کسانی هستند که بر یکی شرایع اسلامی هستند و بر شریعت و منهاج الهی و کتب آسمانی عمل و رفتار می کنند، خداوند به آنان به عنوان شهروندان عام امت اسلام نگاه کرده و حقوق و تکالیفی را به عنوان شهروندان امت اسلام برای ایشان وضع کرده است.

خداوند در قرآن، دین را تنها اسلام می داند که دارای شرایع و منهاج گوناگونی است. خداوند می فرماید: وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ وَمَنْ یَکْفُرْ بِآیَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِسَابِ ؛ در حقیقت دین نزد خدا همان اسلام است؛ و کسانى که کتاب آسمانى به آنان داده شده با یکدیگر به اختلاف نپرداختند، مگر پس از آنکه علم براى آنان حاصل آمد؛ آن هم به سابقه حسدى که میان آنان وجود داشت؛ و هر کس به آیات خدا کفر ورزد، پس بداند که خدا زودشمار است. (آل عمران، آیه ۱۹)

از نظر قرآن، تنها راه نجات هر انسانی عمل به اسلام و آموزه های وحیانی آن و اطاعت از پیامبران الهی است: وَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلَامِ دِینًا فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِینَ ؛ و هر که جز اسلام دینى دیگر جوید، هرگز از وى پذیرفته نشود؛ و وى در آخرت از زیانکاران است. (آل عمران، آیه ۸۵)

این دین اسلام دارای شرایع و مناهج است. خداوند می فرماید: وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَکَ مِنَ الْحَقِّ لِکُلٍّ جَعَلْنَا مِنْکُمْ شِرْعَهً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّهً وَاحِدَهً وَلَکِنْ لِیَبْلُوَکُمْ فِی مَا آتَاکُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعًا فَیُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ؛ ما این کتاب قرآن را به حق به سوى تو فرو فرستادیم، در حالى که تصدیق‏ کننده کتابهاى پیشین و حاکم بر آنهاست. پس میان آنان بر وفق آنچه خدا نازل کرده، حکم کن؛ و از هواهایشان با دور شدن از حقى که به سوى تو آمده، پیروى مکن! براى هر یک از شما امتها شریعت و راه روشنى قرار داده‏ ایم ؛ و اگر خدا مى‏ خواست‏ شما را یک امت قرار مى‏ داد؛ ولى خواست تا شما را در آنچه به شما داده است، بیازماید. پس در کارهاى نیک بر یکدیگر سبقت گیرید، بازگشت همه شما به سوى خداست. آنگاه در باره آنچه در آن اختلاف می کردید آگاهتان خواهد کرد.(مائده، آیه ۴۸)

البته از آن جایی که شریعت محمدی (ص) با عللی دین کامل و تمام است و از ولایت معصومان (ع) پس از پیامبران برخوردار است، باید به عنوان اسلام کامل از سوی همگی عمل شود. خداوند می فرماید: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَهٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ؛ امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت‏ خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را براى شما به عنوان آیینى برگزیدم؛ و هر کس دچار ضرورت و اضطرار شود بى‏آنکه به گناه و مخالفت با اسلام کامل و ولایت معصومان متمایل باشد ، در مورد مضطر، بى تردید خدا آمرزنده مهربان است.(مائده، آیه ۳)

از نظر قرآن، امت اسلام شامل مومنان از شریعت محمدی(ص)، هم چنین یهودیان از امت موسی، صائبین، مسیحیان و مجوسان است و اینان در جغرافیایی سیاسی اسلام به عنوان شهروندان پذیرفته می شوند و حکم نهایی در باره هر یک به قیامت واگذار می شود و در این دنیا کسی نمی تواند به سبب انتخاب شریعت و منهاج دیگری غیر از شریعت و اسلام محمدی(ص) متعرض جان و مال و عرض آنان شود، مگر آن که به جنگ مسلمانان آیند و متعرض مسلمانان شوند که در این صورت از باب دفاع و به سبب کافر حربی شدن، مجازات می شوند و عرض و جان و مال ایشان مباح و تباه می شود. خداوند درباره شهروندی این گروه ها از اهل کتاب می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالصَّابِئِینَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا إِنَّ اللَّهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ ؛ کسانى که ایمان آوردند و کسانى که یهودى شدند و صابئى‏ ها و مسیحیان و زرتشتیان و کسانى که شرک ورزیدند البته خدا روز قیامت میانشان داورى خواهد کرد زیرا خدا بر هر چیزى گواه است (حج، آیه ۱۷)

در آیات قرآنی برای پذیرش شهروندی آنان به عنوان امت اسلام شرایطی بیان شده که برخی از آن ها عبارتند از:

  1. اعتقاد به کتب آسمانی: چنان که گذشت، شرط شهروندی امت اسلام، داشتن اعتقاد به شرایع الهی و کتب آسمانی است. از همین رو، خداوند تنها اهل‌کتاب یهود، صائبین، نصارا و مجوس را مشمولان شرایط ذمّه دانسته و شهروندی آنان را به عنوان امت اسلام می پذیرد. خداوند به صراحت در این باره می فرماید: قَاتِلُوا الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَلَا یُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ حَتَّى یُعْطُوا الْجِزْیَهَ عَنْ یَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ؛ با کسانى از اهل کتاب که به خدا و روز بازپسین ایمان نمى ‏آورند؛ و آنچه را خدا و فرستاده‏ اش حرام گردانیده‏ اند، حرام نمى دارند؛ و متدین به دین حق نمى‏ گردند؛ کارزار کنید تا با کمال خوارى به دست ‏خود جزیه دهند. (توبه، آیه ۲۹) گفتنی است از رسول‌خدا صلى الله علیه وآله روایت شده است که مجوس، داراى پیامبر و کتاب آسمانى بوده‌اند؛ بنابراین، آیه، آن‌ها را نیز دربرمى‌گیرد. (کافى، ج‌۳، ص‌۵۶۷، ج‌۴؛ تفسیر نورالثقلین، ذیل‌آیه ۲۹ سوره توبه) پس اصل آن است که ایشان به شریعت محمدی(ص) ایمان بیاورند، ولی اگر ایمان نیاوردند و حاضر شدند در بلاد اسلامی زندگی کنند، با پذیرش شرایط ذمه، می توانند به عنوان شهروندان امت اسلام زندگی کنند؛
  2. تسلیم دربرابر قوانین اسلامی و حاکمیت اسلام: از دیگر شروط مهم در پذیرش شهروندی اهل کتاب، تسلیم شدن ایشان در برابر حاکمیت اسلام و قوانین اسلامی است. پس خضوع و تسلیم در‌برابر احکام و دولت اسلامى، از شرایط ذمّه و پذیرش آنان به عنوان شهروندان امت اسلام است. بر اساس این بند از شروط شهروندی اهل کتاب، آنان در مسایل مذهبی می توانند بر اساس شریعت خود عمل کنند؛ اما نمی توانند در بلاد اسلامی تبلیغ کنند و یا منکرات از نظر اسلام چون خوردن شراب و گوشت خوک و مانند آن را علنی داشته باشند. باید توجه داشت که مقصود از «و هم صاغرون» در آیه ۲۹ سوره توبه این است که اهل‌کتاب باید پذیرا و تسلیم احکام اسلام و اجراى آن باشند و قوانین عمومی اسلام و دولت اسلامی بر آنان نیز ساری و جاری است. (مسالک الافهام إلى آیات الأحکام، ج‌۲، ص‌۳۴۳؛ کنز‌العرفان فى فقه القرآن، ج‌۱، ص‌۳۶۳) این تسلیم در قالب خضوع و حضور مستقیم در هنگام پرداخت مالیات نقدی شکلی دیگر از همان بیعت مسلمانان به عنوان شهروندان امت اسلام است. به سخن دیگر، اگر در باره مسلمانان گفته می شود که باید با بیعت وفاداری خود را به نظام سیاسی ولایی بیان و تعهدات و وظایف و مسئولیت های شهروندی خود را پذیرا شوند؛ اهل کتاب باید در قالب حضور مستقیم و نقدی دادن و خضوع در برابر حکومت و حاکمیت نظام ولایی اسلامی، نوعی بیعت را به نمایش بگذارند. پس آن چه که از اهل کتاب در شرایط پرداخت به عنوان صاغرون بیان می شود، به معنای بیعتی است که مسلمانان انجام می دهند و آنان کاری بیش تر از مومنان و مسلمان انجام نمی دهند، بلکه اگر مسلمانان با جان و مال خویش به دفاع می پردازند و قوانین اسلامی را اجرا می کنند، دیگر شهروندان امت اسلام از اهل کتاب نیز باید با مال خویش به دفاع بپردازند و با پذیرش صغارت در برابر نظام ولایی سیاسی، حاکمیت دولت اسلامی را بپذیرند و آن را به نمایش گذارند.(مسالک الافهام إلى آیات الأحکام، ج‌۲، ص‌۳۴۲؛ کنز العرفان فى فقه القرآن، ج‌۱، ص‌۳۶۳)
  3. پرداخت جزیه: پرداخت جزیه به دولت اسلامى از‌سوى اهل‌کتاب، از احکام و شرایط ذمّه است. در حقیقت چنان که گفته شد، پرداخت جزیه برای آن است که ایشان تکلیفی در جهاد و دفاع از مرزها و نیز تامین امنیت انتظامی در شهرهای اسلامی را ندارند، و به این تکلیف و وظیفه، آنان باید مبالغی را در قالب جزیه پرداخت کنند؛ پس تامین بودجه تامین امنیت و آرامش خود ایشان در حوزه نظامی و انتظامی بر عهده خود این شهروندان است و نیازی نیست که آنان به تامین نفرات بپردازند و نفرات انتظامی و نظامی را تامین کنند. باید یاد آورد شد که «جزیه» از مادّه «جزاء» به مالى گفته مى‌شود که از اهل‌کتاب در پناه حکومت اسلامى گرفته مى‌شود و این نام‌گذارى به سبب آن است که آن را به صورت جزاء در‌برابر حفظ مال و جان به حکومت اسلامى مى‌پردازند. (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه جزء) بنابراین، آنان هیچ مالیاتی اضافی نمی دهند بلکه به جای آن که نفرات نظامی و انتظامی را تامین کنند، مالی را می دهند تا جایگزین آن شود. این پرداخت های مالیاتی باید نقدی به شکل مستقیم و مباشر از سوی اهل جزیه باشد؛ زیرا درباره «عن ید» چند احتمال ذکر شده که عبارت است از: ۱. ‌مقصود از آن، پرداخت جزیه به صورت نقد است؛ ۲.‌مقصود، عدم امکان نایب یا وکیل گرفتن براى اهل ذمّه است؛ بلکه باید به‌طور مستقیم بپردازند تا خضوع به معنای تسلیم در برابر قوانین حکومت و حاکمیت خودنمایی کند.(مسالک الافهام إلى آیات الأحکام، ج‌۲، ص‌۳۴۲؛ کنز العرفان فى فقه القرآن، ج‌۱، ص‌۳۶۳)

آثار حقوقی پذیرش شهروندی امت اسلام

اگر اهل کتاب ساکن جغرافیای سیاسی امت اسلام بخواهند با معاهده صلح و پذیرش جزیه، شهروندی امت اسلام را پذیرا شوند، پس از پذیرش شرایط عمومی پیش گفته ، از آثار و برکات شهروندی استفاده خواهند. تاکید بر جغرافیایی سیاسی امت، از آن روست که این تعهدات در داخل مرزهای سیاسی نظام ولایی انجام می گیرد نه در بیرون از مرزها؛ زیرا جغرافیای عقیدتی امت اسلام شامل همه جغرافیای زمین و بلکه دنیا است؛ چرا که هر کسی به عقیده اسلام در آید به عنوان شهروند عقیدتی امت اسلام تلقی می شود؛ بنابراین، مراد از حمایت از حقوق شهروندی اهل کتاب در جغرافیایی سیاسی صورت می گیرد هر چند که در صورت تعرض به این شهروندان ساکن در بلاد اسلامی در سایر مناطق، دولت اسلامی موظف است تا حقوق ایشان را به عنوان شهروندان امت اسلام استیفا کرده و به حمایت ایشان بپردازد.

اما اگر اهل کتابی در بیرون از مرزهای سیاسی بخواهد عنوان شهروندی را کسب کند، این شدنی نیست و اگر حمایتی در قالب پیمان نامه ها و عهدنامه های دیگر بسته می شود ، بر اساس معاهد و مانند آن است نه به عنوان عضوی از امت اسلام.

از جمله مهم ترین آثاری که برای شهروندان اهل کتاب در جغرافیای سیاسی نظام ولایی است می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. حمایت دولت از شهروندان: مهم ترین اثری که برای شهروندان امت اسلام از سایر شرایع می توان بیان کرد، حمایتی است که نظام سیاسی ولایی از شهروندان کرده و آنان را در پناه خود گرفته و از نظر انتظامی و نظامی ، امنیت ایشان را تامین می کند و اجازه می دهد تا طقوس و آیین های مذهبی خویش را بر اساس شریعت خودشان به جا آورند به شرطی که منکرات از منظر اسلام را در جامعه به صورت علنی انجام ندهند و پای بند قوانین شهروندی هم چون سایر شهروندان از امت اسلام باشند.
  2. رهایی از ذلت و خواری: شهروندی امت اسلام از سوی اهل کتاب موجب می شود تا ایشان از خواری و ذلت رها شوند و به عزت در سایه نظام سیاسی ولایی برسند. خداوند می فرماید: ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّهُ أَیْنَ مَا ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِنَ النَّاسِ؛ هر کجا یافته شوند به خوارى دچار شده‏ اند، مگر آنکه به پناه امان خدا و زینهار مردم روند.(آل عمران، آیه ۱۱۲) از نظر قرآن، اهل کتاب تنها می توانند با ایمان آوری به شریعت محمدی(ص) و یا پذیرش شهروندی خودشان را از خواری و ذلت رها کنند. علامه طباطبایی در ذیل آیه می نویسد: معناى آیه این است که اهل‌کتاب براساس حکم اولی شریعت اسلام، ذلیل و خوار خواهند بود؛ مگر این‌که شرایط ذمّه را بپذیرند. (المیزان، ذیل‌آیه) البته آیه دو راه نجات از خواری را بیان کرده است: ۱. حبل من الله که همان قرآن و پذیرش ولایت پیامبر(ص) و معصومان (ع) است؛ زیرا در آیات دیگر بیان شده که حبل الهی قرآن و عترت طاهره(ع) است. در روایتى از رسول‌خدا صلى الله علیه وآله، «حبل‌اللّه» به قرآن تفسیر شده است. (التبیان، ج‌۲، ص‌۵۴۵) ودر روایتی دیگر از امام باقر(ع) حبل الله به اهل بیت پیامبر(ص) و عترت طاهره و سنت های ایشان تفسیر شده است. (تفسیر عیّاشى، ج‌۱، ص‌۱۹۴، ح‌۱۲۳‌؛ البرهان، ج‌۱، ص‌۶۷۲‌، ح‌۸؛ ذیل آیه ۱۰۳ سوره آل عمران؛ المیزان، ج‌۳، ص‌۳۶۹)
  3. متارکه جنگ : از پیامدهای پذیرش شرایط شهروندی در قالب اهل ذمه، متارکه جنگ است. از نظر قرآن، هر گونه جنگی علیه اهل کتاب معاهد به پیمان اهل ذمه جایز نیست و لازم است تا با ایشان متارکه جنگ شود.(توبه، ایه ۲۹)
  4. بهره مندی از امکانات نظام ولایی: کسانی که در قالب اهل ذمه شهروندی امت اسلام را پذیرا می شوند، نه تنها جان و مال و عرض ایشان در امان خواهد بود، بلکه می توانند از امکانات نظام ولایی در حوزه گوناگون به ویژه قضاوت و داوری نیز سود برند و در هنگام نزاع از قوانین اسلامی و قضات آن برای رفع و رجوع مشکل خویش بهره مند شوند. شکی نیست که اجرای احکام قضایی نیازمند اعمال قدرت و زور است؛ زیرا وقتی میان ظالم و مظلوم داوری انجام شود و هیچ پشتوانه از زور و اقتدار برای آن قضاوت و داوری نباشد، قضاوت و داوری بی خاصیت خواهد بود. بر همین اساس علمای اسلام بر این باورند که پذیرش قضاوت ولایت الهی به جای ولایت طاغوتی به معنای پذیرش حاکمیت اسلام از سوی همه شهروندان امت اسلام است. وقتی پذیرفته شود که پیامبر(ص) و هر کسی دیگری، قاضی و داوری باشد، به معنای پذیرش قدرت سیاسی و اجتماعی اوست؛ زیرا بدون قدرت نمی توان قضاوتی تاثیرگذار داشت که به عنوان فصل الخطاب باشد و درگیری و نزاع را بردارد. در صورت وجود نزاع هرگز ظالم تن به حکم قاضی نمی دهد مگر آن که اعمال قدرتی شود و چیزی به زور از ایشان برداشته و به مظلوم داده شود. ب شهروندان امت اسلام به عنوان واجب و فریضه لازم است تا به ولایت نظام ولایی سیاسی تن دهند و قضاوت و اعمال زور ایشان را در این راستا پذیرا شوند. امت شهروندان امت اسلام از اهل کتاب مخیر هستند که قضاوت نظام ولایی را بپذیرند؛ چنان که نظام ولایی نیز در این امر مخیر است. خداوند به صراحت در آیه ۴۲ سوره مائده می فرماید: فاحکم بینهم أو أعرض عنهم؛ پس میان آنان حکم کن یا اعراض کن! البته خداوند به حاکم اسلامی فرمان می دهد که این قضاوت و داوری باید بر اساس موازین اسلامی باشد هر چند که آنان اهل کتاب هستند.(مائده، آیه ۴۸ و ۴۹؛ ظاهر آیه درباره اهل ذمّه است؛ نگاه کنید: زبده‌البیان، ص‌۸۶۰) پس رعایت قسط و عدل در داورى میان اهل ذمّه از‌سوى حاکم اسلامى امری لازم است و نباید بر اساس هواها و هوس های آنان یا خود قضاوت و داوری کند.(مائده، آیات ۴۲ و ۴۸ و ۴۹)