اهل اخلاص از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

اخلاص اساسی ترین صفتی است که قبولی عملی را موجب می شود؛ زیرا اگر عمل صالحی را بدون اخلاص انجام دهیم، مورد قبول و پذیرش خدا نخواهد بود. از همین روست که در آیات قرآنی بر خلوص در نیت تاکید شده و از مومنان خواسته می شود تا اعمال نیک خویش را با خلوص نیت و اخلاص تمام انجام دهند.

اخلاص، سرّ الهی

واژه اخلاص از «خلص» گرفته شده که در اصل به معنای سفیدی، روشنی و پاکیزگی است. آب خالص، همان آب صاف، پاکیزه، روشن و سفید است. هم چنین به چکیده ماست و کلام موجز، خلص و خلاصه می گویند. هم چنین، کلمه اخلاص از ریشه خلص به معناى پیراستن از آمیختگى و برگزیدن به کار رفته است.(لسان‌العرب، ابن منظور، ذیل واژه «خلص»)

در اصطلاح و فرهنگ قرآنی، اخلاص سرّى است الهى که تنها در قلب بندگان محبوب الهى قرار مى‌گیرد.(مجمع‌البیان، ج‌۱‌ـ‌۲، ص۴۰۹.) در حقیقت قلبی که خدا خالص گردانیده به عصمت الهی دست یافته است؛ از همین روست که خدا در قرآن بیان می کند که «خالص شدگان الهی» یا همان «مُخلَصین» دارای عصمت الهی بوده و شیطان هیچ گونه سلطه برآنان ندارد: قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ إِلَّا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ؛ شیطان گفت: پس به عزت تو سوگند که همگى را جدا از راه به در مى برم، مگر آن بندگان خالص شده تو را.(ص، آیات ۸۲ و۸۳؛ حجر، آیات ۳۹ و ۴۰)

از نظر قرآن، همه در قیامت حاضر می شوند، و می بایست حساب و کتاب خود را پس بدهند، اما خالص شدگان که اهل عمصت کامل و تمام هستند؛ چنین نیستند؛ خدا می فرماید:  فَکَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ؛ پس او را دروغگو شمردند؛ و قطعا آنها در آتش احضار خواهند شد، مگر بندگان خالص شده خدا.(صافات، آیات ۱۲۷و ۱۲۸)

هم چنین از نظر قرآن، توصیف خدا شایسته کسی جز بندگان خالص شده نیست؛ و تنها آنان هستند که شایسته هستند تا خدا را توصیف کنند: سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ  إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ؛ خدا منزه است از آنچه در وصف مى ‏آورند، مگر توصیف بندگان خالص  شده.(صافات، آیات ۱۵۹ و ۱۶۰)

همین امور موجب شده تا مفسران «اخلاص» را که خدا در قلب برخی از جمله پیامبران خویش قرار می دهد، به عنوان «سرّ الهی» دانسته اند؛ زیرا این راز و سر الهی است که آنان را در عصمت کامل و تمام قرار می دهد و شایستگی دریافت و شناخت خدا و معرفت او را نصیب آنان می سازد. به این معنا که از نظر معرفتی و رفتاری آنان در برترین و بهترین شرایط قرار دارند. از همین روست که خدا پیامبران بزرگ خویش را با این صفت خالص شده و مخلص ستوده است(مریم، آیه ۵۱) و آن را سبب عدم سلطه شیطان و به نوعی موجب نوعی عصمت در ایشان می داند.(ص ، آیه ۸۳)

از نظر قرآن، مرتبه پایین تر از«مخلصین» به فتح لام، «مخلصین» به کسر لام هستند که ایشان اخلاص را در خود ایجاد می کنند و به نوعی عصمت اکتسابی دست می یابند؛ زیرا چنین افرادی نیز از غیر خدا بریده و به خدا پیوسته و خود و اعمال خویش را تنها برای خدا و رضایت الهی انجام می دهند. از همین روست که راغب اصفهانی انجام هر کاری برای خدا همراه با بیزاری از غیرخدا نشانه اخلاص در شخص دانسته است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه «خلص»)

بنابراین، تفاوت ماهوی میان دو نوع اخلاص تفضلی و اکتسابی است. نوع تفضلی آن، موجب می شود تا شخص بیرون از دسترس شیطان باشد و اصولا شیطان به او دسترسی نداشته باشد، چنان که تفضل الهی موجب می شود که شناخت و معرفت او نسبت به خدا نیز خالص باشد و توصیفی که از خدا دارد، توصیف مبتنی بر شناخت حقیقت اسماء الله و صفات الهی باشد؛ در حالی که نوع اکتسابی از اخلاص نه تنها معرفت بی نقص و خالص را موجب نمی شود، بلکه موجب نمی شود تا به طور کامل و مطلق از دسترس ابلیس و شیاطین خارج شود؛ از همین روست که در روایات آمده که پیامبر(ص) فرموده است: «اَلنّاسُ کُلُّهُم هالِکُونَ الاّ العالمونَ وَ العالمونَ کُلُّهُم هالِکُونَ الاّ العاملونَ وَ العاملونَ کُلُّهُم هالِکُونَ الاّ المخلِصونَ والمُخلِصونَ فى خَطَرٍ عَظیم؛ مردم همگی در هلاکت هستند مگر عالمان؛ و عالمان همگی در هلاکت هستند مگر عاملان؛ و عاملان همگی در هلاکت هستند مگر مخلصین؛ و مخلصین نیز در خطر عظیم هستند.( مجموعه ورّام ، ج ۲ ، ص ۱۱۸؛ نراقی، جامع السعادات ، نجف، مطبعه النعمان، ج ۱ ، ص ۲۲۰؛ و نیز نگاه کنید: محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج ۷، ص ۲۴۵، روایت ۱۸ شبیه روایت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلیم، از امام صادق علیه السلام.)

با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن دانسته می شود که مخلصین اکتسابی، یعنی افرادی که خود به اخلاص رسیده اند، نه آن که خالص شده از سوی خدا باشند، در خطر عظیم هستند؛ چنان که سامری دارای بصیرت (طه، آیات ۹۶ و ۹۷) و بلعم باعورا(اعراف، آیات ۱۷۵ و ۱۷۶) با همه دارایی و دانایی هلاک شدند.

زمینه های اخلاص اکتسابی و آثار آن

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اخلاص اکتسابی امری ارزشی است؛ زیرا خدا بدون وجود اخلاص در شخص، عمل صالح او را نمی پذیرد و قبول نمی کند؛ بنابراین، قبولی اعمال صالح و مترتب شدن آثار اعمال صالح در رهن تحقق اخلاص در قلب عامل است.

خدا در قرآن بیان می کند که کسب اخلاص در اعتقاد و عمل، مایه ارزشمندى انسان نزد خدا است؛ یعنی اگر انسان بخواهد انسانی ارزشمند و دارای کرامت در نزد خدا باشد، باید نیت و کارش را خالص گرداند.(بقره، آیه ۱۱۲؛ آل عمران، آیات ۱۶۲ و ۱۶۳) از نظر قرآن داشتن خلوص یا همان صداقت است که انسان و عملش را ارزشمند می سازد(اسراء، آیه ۸۰)؛ زیرا واژه «صدق» در آیه فوق به معناى اخلاص است؛ به این معنى که از خداوند درخواست مى‌شود که ورود و خروج انسان در هر کارى خالص و ظاهر و باطن آن یکسان باشد. (المیزان، ذیل آیه)

هم چنین از نظر قرآن، اخلاص و توجّه کامل به خدا در امور، نشانه تمسّک به ریسمان محکم و عروه الوثقی است.(لقمان، آیه ۲۲) افرادی که دنبال اخلاص در ایمان و عمل صالح هستند از جمله کسانی هستند که مورد رضایت الهی قرار می گیرند و خدا و پیامبرش از آنان خشنود و راضی است.(فتح، آیه ۱۸)

از نظر قرآن، اخلاص و حُسن نیت، سبب قبولى عذر برخى از افرادی می شود که در جهاد شرکت نکرده و در خانه مانده اند(توبه، آیه ۹۱)؛ چرا که واژه «نصحوا» از ریشه «نُصح» به معناى اخلاص نیز آمده‌است. (مفردات الفاظ قرآن کریم، ‌راغب، ذیل ماده نصح)

براساس آموزه های وحیانی قرآن، ایمان به خدا و آخرت، زمینه انفاق از روى اخلاص و قصد قربت(توبه، آیه ۹۹)، خوف از خدا و عذاب قیامت(انسان، آیات ۸ تا ۱۰)، توجّه به پاداش الهى(شعراء، آیات ۱۰۹ و ۱۲۷ و ۱۴۵ و۱۶۴ و ۱۸۰) و توجّه و باور به ربوبیّت مطلق خداوند (همان) عامل اساسی ایجاد اخلاص در انسان است.

در حقیقت، خوف و طمع و محبت و ربوبیت عامل اساسی در اخلاص نسبت به خدا است. به نظر می رسد که خاستگاه اخلاص تفضلی و اخلاص اکتسابی ربوبیت و پروردگاری الهی است؛  زیرا همه اعمال انسان خالص شده از پیامبران، تحت ربوبیت الهی است که به چنین خلوصی رسیده است.(انعام، آیه ۱۶۲)

هم چنین از نظر قرآن، عوامل طمع نسبت به پاداش الهی یا خوف از عذاب او می تواند در کنار عامل محبت و تقرب جویی به خدا عامل اخلاص اکتسابی باشد؛ هر چند که اخلاص تفضلی، نیازی به این امر ندارد؛ زیرا اخلاص تفضلی عنایت و تفضلی از خدا برای مسئولیت و وظایفی است که برای خالص شدگان درنظر گرفته شده است. البته از آیات قرآنی به دست می آید که همین عوامل می تواند در این افراد موجب تقویت اخلاص و ایجاد اخلاص اکتسابی به عنوان اخلاص تشدیدی شود؛ یعنی شخص خالص شده به دلیل طمع و خوف نیز به درجه ای بالاتر از اخلاص می رسد.

به سخن دیگر، در پیامبران درجه ای از اخلاص برای مسئولیت پیامبری یعنی تحقق عصمت لازم است؛ اما درجه عالی تر از اخلاص که نوعی تشدید اخلاص است، می تواند با اخلاص اکتسابی به دلیل خوف و طمع باشد؛ چنان که این امر در باره اهل بیت(ع) مورد تاکید قرار گرفته است؛ زیرا آنان با آن که به دلیل امامت از اخلاص تفضلی و عصمت خاص آن مسئولیت برخوردار هستند، به سبب خوف و طمع نیز اخلاص اکتسابی را در خود ایجاد کرده و درجه اخلاص خویش را تشدید کرده اند.(انسان، آیات ۸ تا ۱۲) آنان برای که از موانع اخلاص اکتسابی عبورکنند، به ایثار و اکرام می پردازند و ازرفاه زدگی دوری می کنند؛ زیرا مهم ترین مانع جدی بر سر راه اخلاص اکتسابی است.(همان؛ یونس، آیات ۲۲و۲۳)

با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن می توان دریافت که از نظر قرآن، مجاهدانی که جان و مال خویش را ایثار می کنند(آل عمران، آیات ۱۷۳ و ۱۷۴)، مهاجرانی از این نوع(نحل، آیه ۴۱؛ حشر، آیات ۸ و۹) و مقربان الهی(اعراف، آیه ۲۰۶) همان اهل اخلاص هستند که به اخلاص اکتسابی دست یافته اند. اینان هر چند که در سطح مخلصان تفضلی خلق نشده اند، ولی به توفیق الهی به این درجه از کمال دست یافته اند که از اخلاص اکتسابی بهره مند شوند و خود را در سطح مقربان الهی بالا بکشند. این گونه است که آنان نیز در همه چیز از اعمال و عقاید خالص شده و از غیربریده و به خدا پیوسته اند و به زبان ابراهیمی(ع) می گویند: قُلْ إِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَ مَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ لَا شَرِیکَ لَهُ وَبِذَلِکَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ ؛ بگو در حقیقت نماز من و سایر عبادات من و زندگى و مرگ من براى خدا پروردگار جهانیان است که او را شریکى نیست و بر این کار دستور یافته‏ ام و من نخستین مسلمانم.(انعام، آیات ۱۶۲ و۱۶۳) و برهمین اساس آنان نیز مانند مقربان درگاه الهی از اهل بیت عصمت و طهارت (ع) می گویند: إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَاءً وَلَا شُکُورًا إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا یَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِیرًا ؛ ما براى خشنودى خداست که به شما مى ‏خورانیم و پاداش و سپاسى از شما نمى‏ خواهیم؛ ما از پروردگارمان از روز عبوسى سخت هراسناکیم.(انسان، آیات ۹ و۱۰) پس هماره به ایثار می پردازند و از چیزهایی مورد نیاز ضروری و محبوب خویش برای رضایت خدا می گذرند و به نذر خویش وفا می کنند و امید پاداش الهی را می کشند تا در مقام قرب الهی ازهمه نعمت ها به ویژه رضوان الله که برترین نعمت است، بهره مند شوند.(انسان، آیات ۷ و۸؛ آل عمران، آیات ۱۶۲ و ۱۷۳؛ توبه، آیه ۱۰۹)